مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

آبان 1400
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30          



آخرین مطالب


جستجو


 



د) رهبری هدفمند است(افجه ای،۱۳۹۰).
۲-۱-۲ تفاوتهای رهبری با مدیریت
رهبری در اصل نسبت به مدیریت مفهوم وسیع تری دارد. مدیریت نوع خاصی از رهبری محسوب می‌شود که در آن کسب هدف های سازمانی بر سایر هدف ها اولویت دارد. اختلاف اساسی میان این دو مفهوم از کلمه سازمان برمی‌خیزد. رهبری زمانی صورت می گیرد که فردی به هر دلیل می‌کوشد، بر رفتار فرد یا گروهی اثر بگذارد. این امر می‌تواند برای نیل به اهداف خود فرد یا دیگران بوده و با اهداف سازمان نیز سازگار یا ناسازگار باشد(هرسی و بلانچارد[۶] ۱۹۹۳).
پایان نامه - مقاله - پروژه
در مقایسه رهبری و مدیریت موارد ذیل قابل ذکر است:
رهبران از طریق ایجاد بصیرت نسبت به آینده جهت را مشخص می‌کنند و از طریق انتقال این دید به افراد و الهام بخشی آنان را برای غلبه بر موانع آماده می‌سازند اما مدیران از طریق برنامه های رسمی، طراحی ساختار های سازمانی خشک، نظم و انسجام را موجب می شوند.
رهبر با ایجاد تغییر، سروکار دارد ولی مدیر برای برخورد با پیچیدگی هاست.
رهبران از طریق ایجاد بصیرت نسبت به آینده جهت را مشخص می‌کنند و از طریق انتقال این دید به افراد و الهام بخشی آنان را برای غلبه بر موانع آماده می سازند اما مدیران از طریق برنامه های رسمی، طراحی ساختار های سازمانی خشک ، نظم و انسجام را موجب می شوند.
رهبران با کارهای فکری سروکار دارند ولی مدیران ترجیح می‌دهند با افراد کار کنند و از فعالیت‌های مجرد اجتناب می‌ورزند.
رهبران نگرش شخصی و فعال نسبت به هدف ها دارند ولی مدیران نگرش غیر شخصی و یا حتی انفعالی نسبت به هدف ها دارند.
رهبران می‌توانند هدف های گوناگونی داشته باشند اما در مدیریت اولویت با هدف های سازمانی است.
رهبران به طرق ابتکاری و القایی با کارکنان مرتبط می‌شوند اما مدیران با افراد از طریق نقشی که در توالی رخدادها یا فراگرد تصمیم گری ایفا می‌کنند مرتبط می‌شوند.
در رهبری سلسله مراتب مطرح نیست هر کس بتواند بر تصمیم گیری اثر بگذارد او رهبر است و آنکه پذیرفته پیرو محسوب می‌شود ولی در مدیریت سلسله مراتب مطرح است و ابزارهای نفوذ بطور سلسله مراتبی در اختیار مدیران قرار داده می‌شود.
در رهبری عضویت ضرورت ندارد رهبری می‌تواند خارج از سازمان باشد و بر افراد نفوذ داشته باشد اما در مدیریت عضویت شرط است فرد قبل از مدیریت باید عضو آن سازمان درآید یا به آن سازمان مامور شود(رضائیان،۱۳۸۵).
کاتر[۷](۱۹۹۰) وظایف مدیریت و رهبری را کاملا متفاوت می‌داند. طبق نظر او وظیفه مدیریت ایجاد نظم و هماهنگی از طریق برنامه‌ریزی و بودجه، سازماندهی و کارگزینی، کنترل حل مسائل سازمانی بوده و وظیفه رهبری ایجاد تغییر حرکت بوسیله تصویرسازی و تغییر سیاست های بلندمدت، ارتباط برقرار‌کردن و متحدکردن مردم و برانگیختن و الهام دادن می‌باشد.
زالزنیک[۸](۱۹۷۷) اعتقاد دارد اصولا مدیران و رهبران خودشان با هم متفاوت و بطور اصولی دو نوع مختلف و متفاوت از مردم هستند. او معتقد است که مدیران انسان های عکس العملی[۹] و ترجیح می‌‌‌دهند که با مردم برای حل مسائل سازمانی همکاری کنند ولی کمتر از نظر احساس و عاطفی خود را با کارکنان درگیر می‌کنند.
ولی رهبران افرادی احساسی و در جستجوی شکل دادن به عقاید و ایده ها، و در تلاش نمایش دادن میدان وسیع انتخاب های قابل دسترس برای حل مسائل بلندمدت هستند(افجه‌ای،۱۳۹۰).
۲-۱-۳ تکامل نظریه‌های رهبری
تقریبا پیش از سالهای ۱۹۵۰ میلادی تاکنون نظریه‌های رهبری فراز و نشیبب های متعددی را پشت سر گذاشته است. تئوری های رهبری در راه پیشرفت خود با مباحث زیر مواجه شد.
نخستین رهیافت، نظریه‌هایی است که درباره ویژگی های شخصیتی رهبران بحث کرده تا بدین وسیله، رهبران از افراد غیر رهبر متمایز می‌شوند.
رهیافت دوم، نظریه‌های رفتاری مانند نظریه «انسان بزرگ یا صفات مشخصه» ، رهبری را عامل اصلی در عملکرد و نگهداری منابع انسانی می‌داند.
این نظریه‌ها به جای پرداختن به صفات مشخصه رهبران، رفتارها و اعمال آنها را مورد بررسی قرار می‌دهند، زیرا صفات مشخصه در رفتار ها بروز پیدا می‌کند.
رهیافت سوم، همان ارائه الگوی اقتضایی است و بدان وسیله کاستی های تئوری های پیشین رهبری را بر می‌شمارند و بدین ترتیب، نتیجه تحقیقاتی را که درباره رهبری انجام شده است ارائه می‌دهند.
در رهیافت چهارم پژوهشگران درصدد شناسایی مجموعه ای از ویژگی های شخصیتی هستند که می‌توانند بدان وسیله یک رهبر را معرفی کنند. این خط فکری بر این اساس قرار دارد که رهبری بیشتر نوعی شیوه است و کمتر به ماهیت رهبری توجه دارد (رابینز[۱۰]، ۱۳۸۴).
در واقع تکامل نظریه‌های رهبری چهار دسته نظریه است:
نظریه صفات مشخصه رهبری
نظریه‌های رفتاری
نظریه وضعیتی (اقتضایی) رهبری
نظریه رهبری تبادلی(تعاملگرا) و تحول آفرین(تحولگرا)
بر اساس نظریه صفات مشخصه، رهبران بطور مادرزادی رهبر متولد می شوند. بنابراین رهبری قابل آموزش نیست. در واقع رهبران برخی صفات مشخص یا ویژگی‌های شخصیتی مشخص دارند که آنها را از غیر رهبران متمایز می سازد. برخی از این صفات مشخص رهبران، هوش و ذکاوت، اعتماد به نفس، تمایل به مسئولیت پذیری، تحمل ابهام، قاطعیت، جذابیت و نظایر این‌هاست.
اما پس از مدتی محدودیت های این نظریه برای صاحب نظران رفتار سازمانی آشکار شد، به عنوان نمونه، جنینگز[۱۱] (۱۹۹۰) به این نتیجه رسید که «۵۰سال تحقیق و مطالعه برای یافتن ویژگی‌های شخصیتی یا برخی شایستگی ها که بتوان برای تمیز دادن رهبران از غیر رهبران به کاربرد، ناکام مانده است».
تحقیقات تجربی نشان داده که رهبری فرایندی پویاست و ازهر موقعیت به موقعیت دیگر همراه با تغییر رهبرو پیرو و وضعیت تغییر می یابد. به هر حال گرچه ویژگی‌های شخصیتی معینی ممکن است در موقعیتی معین مفید باشد اما هیچ‌گونه ویژگی‌های جهانشمولی نیست که بتواند موفقیت رهبری را تضمین کند. (کریتنر[۱۲]،۱۹۹۶)
در این رویکرد عقیده بر این است که رهبر ساخته می‌شود نه اینکه رهبر بطور مادرزادی رهبر می‌شود. بنابراین، این نظریه مخالف نظریه صفات مشخصه رهبری است.
نظریه‌های رفتاری رهبری شامل تحقیقات ذیل است:
مطالعات دانشگاه ایالتی اوهایو
مطالعات دانشگاه میشیگان
مطالعات پویایی گروه
سیستم های چهارگونه مدیریت
شبکه مدیریت (رهبری)
۲-۱-۴ تعریف سبک رهبری
هرسی و بلانچارد سبک را با شخصیت، مترادف به کار می‌گیرند و به نظر آنها شخصیت یا سبک یک فرد عبارتست از «الگوی رفتاری که وی هنگام هدایت کردن فعالیتهای دیگران از خود نشان میدهد»(علاقه بند، ۱۳۶۵).
«گری دسلر[۱۳]» شیوه یا سبک رهبری را در این مفهوم می‌داند که رهبر چه کار می‌کند و رفتارش چگونه است(مدنی، ۱۳۶۸).
الگوی کلی کنش‌های رهبران آن‌گونه که از سوی زیردستانشان ادراک می‌شود، به نام سبک رهبری خوانده می‌شود، سبک رهبری فلسفه مهارت‌ها و نگرش‌های رهبران را نمایان می‌کند(طوسی، ۱۳۷۵).
۲-۱-۴-۱ انواع سبک های رهبری
با ملاحظه تعاریف یاد شده در نظریه‌های رهبری و با توجه به متغیر بودن رفتار در شرایط متفاوت می‌توان دریافت که شیوه یا سبک رهبری متغیر است و نمی‌توان در کلیه شرایط و مؤسسات و سازمان‌ها از یک سبک استفاده نمود.
بنابراین سبک رهبری مدیر با مفروضات او نسبت به طبیعت انسان و افرادی که او در سازمان با آنها کار می‌کند، مرتبط می‌باشد، هر مدیری نسبت به طبیعت افراد اطراف خود مانند زیردستان، همترازان و رؤسای خود دارای مفروضاتی می‌باشد این مفروضات بطور خود آگاه یا ناخود آگاه تصمیمات،‌ رفتار و بطور کلی سبک او را تحت تأثیر قرار می‌دهد.
همچنین بین ادراک افراد و گروه های مختلف سازمان با رفتار و سبک مدیر در چگونگی برقراری روابط سالم و چند جانبه میان آنها، رابطه تنگاتنگی وجود دارد. یعنی رهبر در برقراری چنین رابطه‌ای نقش تعیین کننده دارد که می‌تواند موجبات رشد سازمان و افراد را فراهم آورد.پژوهشگران نظریه‌های رفتاری به دنبال بهترین رفتار یا سبک رهبری بودند.
در مطالعات ایالت اوهایو عقیده بر این بود که بهترین رفتار رهبری حداکثر ساختار گرایی و حداکثر ملاحظات انسانی را در بر می‌گیرد.
در نظریه شبکه مدیریت نیز عقیده بر این است که بهترین رفتار رهبری توجه زیاد به تولید و توجه فراوان به انسان است.
مطالعات و تحقیقات بعدی نشان داد که هیچ بهترین سبک رفتاری رهبری وجود ندارد، برای نمونه لیکرت[۱۴] نشان داد که بهترین سبک رفتاری رهبری در ایالات متحده، سبک رابطه مدار است.
اما بر اساس تحقیقی که پاول هرسی[۱۵] انجام داد به این نتیجه رسید که سبک کارمدار با بازده بیشتری همراه بوده است و این نتیجه گیری بر خلاف تحقیقات لیکرت بود. بنابراین صاحب نظران به این نتیجه رسیدند که بهترین سبک رهبری که در همه حالت ها اثر بخش باشد وجود ندارد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[یکشنبه 1400-08-16] [ 06:37:00 ق.ظ ]




شکل(۱- ۲۰): ساختار یک MLP سه لایه
۱-۸-۶- ترتیب ارائه داده ها به شبکه
ارائه داده های آموزش به شبکه به روش های مختلفی انجام می­گیرد:
۱- داده ها به ترتیب به شبکه وارد می­شوند.
۲- داده ها به صورت تصادفی به شبکه ارائه می­شوند.
۳- یک داده مکرراً به شبکه ارائه می­گردد تا هنگامی که معیار خطا به یک مقدار قابل قبول برسد، سپس داده بعدی وارد شبکه می­ شود.
از بین روش های ذکر شده، ارائه تصادفی داده ها به شبکه، بهترین نرخ همگرایی و کاهش خطا را در حین آموزش داراست. همچنین اصلاح وزنها می ­تواند بعد از ارائه کل داده های آموزش، یا بعد از ارائه هر داده و یا بعد از ارائه تعداد مشخصی داده به شبکه صورت گیرد.
۱-۸-۷- تابع انتقال
تابعی که ورودیهای یک نرون را تبدیل می­ کند، مستقیماً فرایند یادگیری را تحت تأثیر قرار می­دهد. برای انتقال ورودیهای یک نرون از هر تابعی می­توان استفاده کرد، اما معمولاً توابع خطی، سیگموئید و تانژانت هایپربولیک به کار می­رود.
مقاله - پروژه
ساده ترین تابع، تابع خطی است که ورودیهای یک نرون را بدون تغییر به لایه بعدی یا به محیط انتقال می­دهد، در نتیجه دامنه آن ∞- تا ∞+ می­باشد. تابع خطی می ­تواند در لایه ورودی و یا لایه خروجی به کار رود، اما استفاده از آن در لایه مخفی فرایند یادگیری را مختل می­ کند.
اغلب برای شبکه های چند لایه ای از تابع انتقال سیگموئید استفاده می­ شود. تابع سیگموئید خروجی های بین (۱و۰) تولید می­ کند که درآن ورودیهای نرون از ∞- به سوی ∞+ می­رود.
(۱-۴۹)
همچنین در بعضی موارد ممکن است از تابع انتقال تانژانت هایپربولیک استفاده شود.
(۱-۵۰)

شکل(۱- ۲۱): تابع انتقال سیگموئید
شکل(۱- ۲۲): تابع انتقال تانژانت هایپربولیک
این دو نوع تابع معرفی شده پر استفاده ترین توابع در شبکه های عصبی هستند. اما توابع انتقال مختلف دیگر می­توانند خلق شوند و اگر لازم باشد با الگوریتم پس انتشار مورد استفاده قرار گیرند.
۱-۸-۸- پایان آموزش
مسأله دیگری که در الگوریتم یادگیری مطرح است این است که چه هنگام باید آموزش خاتمه یابد. برای این کار یکی از سه روش زیر می ­تواند استفاده شود:
۱- یک مقدار ثابت برای تعداد دورهای (Epoch) ارائه کل داده ها به شبکه در نظر گرفته شود. اگر در انتهای آموزش نتایج رضایت بخش نبود، مراحل دوباره تکرار شود.
۲- در حین آموزش بعد از هر n دور ارائه داده ها به شبکه، آموزش موقتاً متوقف شده و عملکرد شبکه سنجیده شود. سنجش عملکرد شبکه می ­تواند در برابر سری داده های آموزش یا سری داده های Cross Validation صورت گیرد.
۳- دو روش بالا برای معیار خاتمه آموزش می­توانند ترکیب شوند.
عموماً عملکرد یک شبکه عصبی در برابر یک سری داده Cross Validation امتحان می­ شود تا نتایج آینده شبکه مورد قضاوت قرار گیرد و همچنین از آموزش بیش از حد شبکه جلوگیری شود.
۱-۸-۹- تعداد نرون در لایه ها
تعداد نرون در لایه ورودی به تعداد پارامترهای مستقل مؤثر بر پدیده مورد بررسی می­باشد. همچنین تعداد نرون در لایه خروجی برابر با تعداد متغیرهایی است که باید پیش بینی شوند. تعداد نرون در لایه مخفی متغیری است که باید تعیین شود. معمولاً مقدار این متغیر بر پایه سعی و خطا با توجه به نتایج شبکه تعیین می­ شود، اما روش های تئوری متعددی نیز برای تعیین این متغیر وجود دارد­[۲۵]. همچنین می­توان از روش های بهینه سازی مانند الگوریتم ژنتیک برای یافتن مقدار بهینه تعداد نرونها در لایه مخفی استفاده کرد.
۱-۸-۱۰- معیار‌های نیکویی برازش
معمولاً از معیار‌های آماری مختلفی برای سنجش عملکرد شبکه عصبی استفاده می‌شود که مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از:
تحلیل رگرسیون
با بهره گرفتن از برازش می‌توان نتایج پیش‌بینی شده‌ی شبکه را در برابر خروجی مطلوب در نموداری که به‌عنوان نمودار تحلیل رگرسیون است (متغییر مستقل  در مقابل متغییر وابسته  رسم می‌شود) رسم کرد. مطابق رابطه‌ی (۱-۵۳)، دو معیار a وb، را محاسبه کرد که هر چه مقدار b نزدیک به ۱ و هر چه مقدار a نزدیک به صفر باشد، بیان‌کننده‌ی مناسب بودن عملکرد به‌کار رفته است.

(۱-۵۳)
ضریب همبستگی[۴۷]
ضریب همبستگی، بیان‌کننده‌ی میزان همبستگی بین نتایج پیش‌بینی شده‌ی شبکه و داده‌های واقعی می‌باشد و به‌عبارتی از تقسیم کوواریانس متغیر‌های مستقل و وابسته، بر انحراف معیار آن‌ها به‌دست می‌آید. مطابق رابطه‌ی (۱-۵۴)، می‌توان ضریب همبستگی را محاسبه کرد. بدیهی است که هر چه مقدار این ضریب به عدد ۱ نزدیکتر باشد، نشان‌دهنده‌ی نزدیکی بیشتر مقادیر پیش‌بینی شده با مقادیر واقعی است.

(۱-۵۴)
که در آن:
: مقادیر مشاهده شده (واقعی).
: میانگین مقادیر مشاهده شده (واقعی).
: مقادیر تخمینی (خروجی شبکه).
: میانگین مقادیر تخمینی (خروجی شبکه)، می‌باشد.
مجذور میانگین مربعات خطا[۴۸]
یک شاخص مناسب‌تر که می‌توان از آن در برآورد میزان دقت شبکه استفاده کرد، مجذور میانگین مربعات خطا می‌باشد. این معیار، دقت مدل را بر اساس تفاضل بین مقادیر واقعی و مقادیر پیش‌بینی شده، ارزیابی می‌کند و طبیعتاً هرچه به صفر نزدیک‌تر باشد، نمایانگر اختلاف کمتری بین آن‌ها خواهد بود. مجذور میانگین مربعات خطا با رابطه‌ی (۱-۵۵) تعریف می‌شود.

(۱-۵۵)
که در آن، n تعداد داده‌ها وسایر پارامتر‌ها مانند رابطه‌ی (۱-۵۴) می‌باشند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:52:00 ق.ظ ]




جدول ۴-۶. آزمون همگنی واریانس های لوین ۹۷
جدول ۴-۷. آزمون اثر پیلایی مقیاس تکانشگری ۹۷
جدول ۴-۸. نتایج آزمون تحلیل واریانس چند متغیری سه گروه در مقیاس تکانشگری ۹۸
جدول ۴-۹. آزمون همگنی واریانس هاس لوین ۹۹
جدول ۴-۱۰. نتایح تحلیل واریانس سه گروه بی سرپرست .بدسرپرست و عادی در مقیاس اختلال رفتاری ۹۹
جدول ۴-۱۱. آزمون تعقیبی شفه در مقیاس اختلال رفتاری ۱۰۰
فصل اول
مقدمه
۱-۱ کلیات
خانواده به عنوان یک گام مهم، اهمیت ویژه‌ای در دوران مختلف رشد، بویژه دوران نوجوانی جلوه‌گر می کند و در صورتیکه والدین نتوانند به دلایل گوناگون از عهده رفع نیازهای کودکان و نوجوانان برآیند، تأثیرات نامطلوبی را در تداوم زندگی آنان برجای می‌گذارند. کودکان به دلیل تزلزل عاطفی والدین ناشی از استفاده از موادمخدر، مورد کودک‌آزاری جسمانی و روانی واقع می‌شوند و یا به دلیل فقر اقتصادی توأم با آسیب‌های اجتماعی والدین، فروخته و یا اجاره داده می‌شوند. تک سرپرستی ناشی از طلاق و یا ترک خانواده توسط یکی از والدین نیز عامل دیگری است که از مصادیق بدسرپرستی به حساب می‌آید. در واقع بخشی از مشکلات کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست مربوط به تجربه‌های سخت آنان از زندگی و کمبودهایی است که بر اثر برآورده نشدن نیازها به وجود آمده است. اختلال رفتاری،اضطراب و افسردگی بیش از سایر اختلالات رفتاری مطرح در بین نوجوانان محروم از والدین بوده است، همچنین اختلالات رفتاری دربین نوجوانان ۱۳ ساله ،نسبت به سایر گروه های سنی (۱۵، ۱۶، ۱۷)، شیوع بیشتری دارد .محرومیت از والدین برای کودکانی که در سنین پایین تری قرار دارندنسبت به کودکان بزرگ تر آسیب زاتر بوده است. لذا علی رغم کوچک سازی و تاکید بر مراکز شبه خانواده هنوز هم ما شاهد طیف های مختلف سنی ، تحصیلی و غیر تحصیلی اعم از شاغل و غیر شاغل و حتی دارای ملیت های مختلف در این مراکز هستیم.و تعاملات بین این طبقات می تواند باعث ناسازگاری و ناآرامی شود (سهرابی، ۱۳۶۹).
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
یکی از عوامل موثر در مشکلات این گروه از نوجوانان وجود شرایط پر استرس و عدم حمایت خانواده است. بر این اساس، برخی از بررسی های انجام شده محدود به بررسی رابطه بین استرس و بیماری بود. عمدتاً ضریب همبسستگی بین استرس و بیماری را بین ۲۰/۰ تا ۷۸/۰ گزارش می کردند، ولی بیشتر این همبستگی ها حدود ۳۰/۰ بود (کوباسا[۱]، ۱۹۷۹). محققان بر این باورند که استرس مستقیما به بیماری منجر نمی شود (لیپا[۲]، ۱۹۹۴). بر این اساس برخی بر این باورند که یک ارتباط عالی بین استرس و بیماری وجود دارد، و ظاهرا تجربه استرس زای مشابه می تواند اثرات مختلفی در افراد متفاوت بوجود آورد. از این رو این باور قوت گرفت که متغیرهایی وجود دارند که بین استرس و بیمار ی ها به عنوان واسطه عمل می کنند. بخش عمده ای از پژوهش های انجام شده در زمینه راهبردهای مقابله ای، صرف بررسی و یافتن تأثیر روابط اجتماعی، و نیز تعیین اثر این عوامل بر سازش افراد با شرایط جدید زندگی و تنیدگی های وابسته به این شرایطند (رایت[۳] و همکاران، ۱۹۸۵). مهارت های مقابله با استرس دارای مفهوم گسترده و مؤلفه های شناختی و رفتاری چندی است (لازاروس و فولکمن[۴]، ۱۹۸۴).
سبک های مقابله[۵] به عنوان یکی از عوامل مهم میانجی بین استرس و سلامت روان در نظر گرفته می شود (وانگ[۶]، ۱۹۹۳؛ کارور[۷] و همکاران، ۱۹۹۳). این مؤلفه در عین حال یکی از مؤلفه هایی است که به طور گسترده ای در زمینه سلامت روان مورد بررسی قرار گرفته است (پاسکار[۸]، ۲۰۰۳). تمرکز پژوهش های انجام گرفته بر روی سبک های مقابله با استرس بر مشخص نمودن اشکال مؤثر و کارامد این سبک ها در برخورد با استرس می باشد (سامر فیلد و مک کار[۹]، ۲۰۰۰). درباره سبک های مقابله با استرس تعاریف بسیار زیادی ارائه شده است (لازاروس، ۱۹۸۴). تأکید همه این محققان، روی این موضوع است که واکنش به استرس در افراد مختلف متفاوت است، و همیشه این واکنش ها به کاهش استرس نمی انجامد. همه آنها برای برخورد با استرس مراحل خاصی را در نظر می گیرند. لازاروس توالی زیر را در ارتباط با مقابله با استرس ارائه می کند: دریافت تهدید ( درک تهدید)، ارزیابی توانایی برخورد با تهدید، به کارگیری شیوه ای برای برخورد با این تهدید (کوشش شناختی و رفتاری). لازاروس (۱۹۹۳) روی دو نوع سبک مقابله با استرس تأکید و تمایز قائل شد: الف- مقابله متمرکز بر مسأله، که در راستای حل مشکل یا انجام عملی است که منبع استرس را تغییر می دهد. ب- مقابله متمرکز بر هیجان، که کاهش دهنده یا اداره کننده آشفتگی عاطفی همراه با موقعیت است.
شیوع اختلالات رفتاری در میان کودکانی که از خانواده محروم مانده اند، کودکانی که بر اثر عوامل و بلایای طبیعی بی سرپرست مانده یا به دلیل جدایی والدین، فقر اقتصادی، اعتیاد یا عدم کارکرد صحیح والدین در محیط های شبانه روزی زندگی می کنند، نسبت به دیگر کودکان بیشتر است (کاپلان، کرافورد و فیشل[۱۰]، ۱۹۹۸). یکی از مشکلات دیگر این کودکان تکانشگری است.
تکانشگری به معنای عمل نمودن با کمترین تفکر نسبت به رفتارهای آینده یا عمل کردن بر پایه ی افکاری که مهمترین گزینه ی فرد یا دیگران نیست در نظر گرفته می شود (سوان و هولاندر[۱۱]،۲۰۰۲). تصمیم گیری مخاطره امیز اهمیت بالایی در زندگی فردی و اجتماعی فرد دارد و اختلال در این نوع تصمیم گیری هسته ی اصلی پدیده و رفتارهای تکانشی را تشکیل می دهد. رفتارهای تکانشی که در برخی از رویکردها،رفتارهای مخاطره آمیز خوانده می شود. به عملکردهایی گفته می شود که اگر چه تا اندازه ای با آسیب یا زیان های احتمالی همراهند اما امکان دستیابی به گونه ای پاداش را نیز فراهم می کنند . این رفتارها باید دارای ۳ عامل زیر باشند: برگزیدن یک گزینه از میان دو یا چند گزینه ی احتمالی، همراهی یکی از گزینه ها با پیامدهای ناگوار، روشن نبودن احتمال پیامد ناگوار در زمان رخداد رفتار(حکمی،۱۳۹۰)
بنابراین در اینجا بررسی می شود که آیا کودکان بی سرپرست و بد سرپرست با دارا بودن مهارت های مقابله ای نامناسب از سطح تکانشگری و اختلالات بالایی رنج می برند یا خیر.
۱-۲ بیان مساله
دختران و پسرانی که در مراکز شبانه‌روزی بهزیستی نگهداری می‌شود، معمولاً به دو دلیل «بی‌سرپرستی» و «بدسرپرستی» در این مراکز هستند. فرزندان بی‌سرپرست بهزیستی کسانی هستند که پدر یا مادر، آنان را رها کرده و یا فوت نموده‌اند که اکثریت این فرزندان منسوب به خانواده‌های خاصی نیستند. این کودکان معمولاً از دوران شیرخوارگی یا در یک مقطع زمانی به دلیل فوت والدین و یا رها شدن از سوی آنان به سازمان بهزیستی سپرده شده‌اند. والدین فرزندان بدسرپرستی هم که در بهزیستی نگهداری می‌شوند، معمولاً به دلیل فقر شدید اقتصادی والدین، آسیب‌های روانی و اجتماعی مانند اعتیاد، زندانی بودن والدین، بیماری‌های جسمانی و یا روانی حاد، صلاحیت نگهداری فرزندانشان را ندارند. این کودکان و نوجوانان در رده افراد در معرض خطر هستند و والدین آنان غالباً در زمانی که فرزندانشان با آنان زندگی می‌کنند، مشکلات حاد و گاه جبران‌ناپذیری را برای آنان به وجود می‌آورند. فوت سرپرست، عدم صلاحیت سرپرست، طلاق و جدایی والدین یا عدم توانایی نگهداری آنها از جمله دلایلی است که کودکان را به عنوان کودکان بی‌سرپرست یا بدسرپرست معرفی می‌کند. این کودکان فی‌نفسه مشکلات رفتاری و اجتماعی خاص ندارند و معلول شرایط خانوادگی و اجتماعی هستند.
هدف اصلی مراکز شبه خانواده تامین کارکردهای اصلی خانواده برای کودکان ونوجوانان بی سرپرست و بد سرپرست می باشد اما صرف انتقال این کودکان از محیط آسیب رسان خانواده به محیطی با آسیب­های کمتر کافی به نظر نمی رسد و سوگ ناشی از فقدان خانواده این کودکان را در معرض آسیب­های روان شناختی، مشکلات رفتاری، مشکلات تحصیلی قرار می دهد. آخرین بررسی‌های انجام شده در کشور نشان می‌دهد که اعتیاد والدین، اولین و اصلی‌‌ترین دلیل بدسرپرستی و بی‌سرپرستی کودکان محسوب می‌شود. در سال‌های اولیه تنها روابط موجود برای کودک، روابط او با والدینش است. کنش متقابل و رابطه عاطفی بین نوزاد و والدین به انتظارها و واکنش‌های کودک در روابط اجتماعی آینده شکل می‌دهد. اعتقادات، ارزش‌ها و نگرش‌های فرهنگی توسط والدین پالایش و به صورتی منسجم به کودک منتقل می‌شوند. شخصیت، نگرش‌ها، طبقه اجتماعی- اقتصادی، عقاید مذهبی، تحصیلات و شغل پدر و مادر، در ارائه ارزش‌های فرهنگی و معیارهای آن بر فرزند تأثیر می‌گذارند. خانواده، کودک را برای قبول مسئولیت آگاه می‌سازد، به افکار، عواطف، اراده و فعالیت وی شکل‌ خاصی می‌بخشد و او را اجتماعی می‌سازد، بدین معنی که از طریق الگوگیری و تمرین به او می‌آموزد که چگونه خود را با هنجارهای اجتماعی منطبق سازد (ژانگ[۱۲]، ۲۰۰۷) .
کودکانی که در خانواده های بد سرپرست پرورش می یابند دچار مشکلات عدیده ای هستند. تحقیقات پیرامون آسیب های روانی کودکان نشان می دهد که والدینی که از شیوه های تربیتی نامطلوب که منشا ترس، عدم اعتماد، احساس نارضایتی، بدبینی و اضطراب در فرزندانشان می شود استفاده می کنند (علیزاده و اندریز، ۲۰۰۲). از هم پاشیدگی سازمان اصلی خانواده ضربه مهلکی به آینده فرزند در اجتماع می زند. تغییراتی که بر اثر مرگ والدین و یا یکی از آن دو، طلاق و ترک خانواده در زندگی کودکان به وجود می آید نقش موثری در گرایش آن ها به بزهکاری دارد. افراد بزهکار بیش از سایر افراد غیر بزهکار به خانواده های از هم پاشیده تعلق دارند (راس آلن، ترجمه مهریار و یوسفی، ۱۳۷۶). از جمله مشکلات این کودکان اختلالات رفتاری است.
به علت مشکلات ساختاری خانواده و از هم پاشیدن آن و از جهت اینکه فرزندان این مجتمع ها نوعا از طفولیت طعم زندگی را لمس نکرده و همواره در تنش و کشمکش و بی مهری ، در محیط های مملو از ترس و وحشت و بعضا نا خواسته متولد شده و ادامه زندگی داده اند مشکلاتی برای آنها بوجود آمده است بدین ترتیب این فرزندان دچار مشکلاتی از جمله صرع ، اختلالات تبدیلی و زمینه های اضطرابی و واکنش های نوروتیک شده اند. از جمله مشکلات دیگری که در این فرزندان نسبت به نرم جامعه بیشتراست می توان به این موارد اشاره کرد : شب ادراری ، ناخن جویدن ،پرخاشگری ، دروغ گویی ، بی قراری ، انزوا ، کمرویی ، احساس بی ارزشی ، عزت نفس پایین، احساس حقارت ، کاهش قدرت تصمیم گیری ،آشفتگی فکر ،شیشه شکستن ،حالت های سادیستی و مازوخیستی،هراس ، افسردگی مشکلات تحصیلی ،بیش فعالی همراه با کمبود توجه ،تکانه ای بودن، اقدام به خود کشی، رگه هایی ازاختلال شخصیت خود شکن ، رگه هایی ازاختلال شخصیت منفعل مهاجم، و حتی اختلالات سلوک اختلال پارانوئیدی و نیز اختلالات جنسی و اعتیاد به مواد استنشاقی مثل بنزین و حتی آشغال خوری نیزدیده شده است (صدیق، ۱۳۸۴).
یکی از بارزترین موارد اختلال رفتاری تکانشگری این کودکان است. تکانشگری هسته ی اصلی بسیاری از آسیب های اجتماعی مانند سوء مصرف مواد ، قماربازی بیمارگونه ،اختلالهای شخصیت و دست زدن به اقدامات پرخاش جویانه است. فرایند تصمیم گیری یا انتخاب از میان گزینه ها ،پس از تحلیل آنها ، یکی از عالی ترین پردازش های شناختی به شمار می آید. گونه ای از این فرایند که تصمیم گیری مخاطره آمیز[۱۳] نامیده شده است . در شرایطی پردازش می شود که شخص با گزینه هایی روبرو می شود که انتخاب آنها باری از سود یا زیان هایی در حال یا آینده را به دنبال دارد و در عین حال میزان این سود یا زیان با درجاتی از احتمال یا عدم قطعیت همراه است (اختیاری و همکاران،۱۳۸۰).
پژوهش های انجام شده پیرامون تکانشگری و عملکرد شناختی ،گویای این است که پیامدهای تکانشگری همواره منفی است. آنچه بسیار مهم است ارتباط میان تکانشگری با شماری از آسیب های روانی در اجتماع است که از جمله ی آنها خشونت، رفتارهای ضداجتماعی، بزه وجنایت و بسیاری از موارد دیگر است. همچنین بررسی ها نشان داده است که تکانشگری یکی از مهم ترین عوامل خطر شخصیتی گرایش به مصرف موادمخدر به شمار می رود (ریب[۱۴] و همکاران،۲۰۰۶). همچنین روش های کنارآمدن و مهارت های مقابله ای این کودکان با مشکلات حائز اهمیت است.
مهارت های مقابله با استرس دارای مفهوم گسترده و مؤلفه های شناختی و رفتاری چندی است. به طور کلی مقابله به عنوان کوششی برای افزایش سازگاری فرد با محیط یا تلاش به منظور پیشگیری از بروز پیامدهای منفی شرایط فشارزا توصیف شده است (لازاروس و فولکمن، ۱۹۸۴). پژوهشگران دو راه مقابله با استرس راعنوان می کنند. یکی شیوه های سازگاری متمرکز بر مساله که شامل فعالیت های مستقیم، به منظور تغییر یا اصلاح شرایطی است که تهدید آمیز تلقی می شود و همچنین شیوه های سازگاری متمرکز بر هیجان که شامل فعالیت یا افکاری برای کنترل احساسات نامطلوبی است که از شرایط فشارزا بوجود آمده اند.
در این تحقیق مساله اصلی این بود که نوع سرپرست خانوار از لحاظ سبک مقابله ای و تکانشی بودن کودکان چه تاثیری بر رفتار نوجوانان می گذارد؟
۱-۳ ضرورت و اهمیت پژوهش
فرزندپروری یکی از بزرگترین مسئولیت های انسانی است که بسیاری از انسان ها آمادگی انجام این امر خطیر را ندارند. مشکلات اقتصادی، فقر فرهنگی، وجود بیماری های روانی و اعتیاد والدین، طلاق، مرگ یک یا هر دو والد و بسیاری عوامل دیگر، در کنار هم باعث می شوندکودکان بدون سرپرست مناسب باشند. تنها بخش کوچکی از این کودکان که مشکلات حاد و طولانی مدت داشته، برای آنها پیگیری های قانونی صورت گیرد، به سازمان بهزیستی تحویل و در مراکز شبانه روزی نگهداری می شوند. بنا به گزارش سازمان بهزیستی حدود ۱۱۰۰۰ نفر تحت مراقبت مراکز شبانه روزی کودکان با نیازهای خاص و یک هزار نفر، اعم از کودکان معلول وغیر معلول بی سرپرست، در حوزه سازمان بهزیستی به سر می برند. دو هزار کودک در خانواده خود و بستگان به صورت داوطلبانه نگهداری می شوند. همچنین ۱۴۰۰ نفر از کودکان در مراکز غیر دولتی و با مدیریت هیات امنا نگهداری می شوند. با توجه به مشکلاتی که این کودکان و سایر کودکان بد سرپرست و کودکان خیابانی برای جامعه ایجاد می کنند، که در نهایت منجر به افزایش آسیب های اجتماعی و کاهش بهداشت روانی- اجتماعی می شود، لازم است در زمینه پیشگیری قدم هایی جدی برداشته شود (ملازاده، ۱۳۸۲).
شایان ذکر است که اختلالات رفتاری و تکانشگری در دوره نوجوانی بیش از سایر دوران زندگی اهمیت دارد. گزارش ها میزان بروز اختلالات کم توجهی/ بیش فعالی را در ایالت متحده از ۲ تا ۲۰ درصد کودکان مدرسه ابتدایی بیان می کنند و در پسر ها به نسبت ۱ به ۲ تا ۱ به ۹ متغیر است. همچنین مطالعات همه گیر شناسی صفات منفی کاری را در جمعیت غیر بالینی ۱۶ تا ۲۲ درصد گزارش کردند. میزان گزارش افسردگی در نوجوانی اولیه ۱ تا ۶ درصد و در نوجوانان بزرگتر بین ۱۴ تا ۲۵ درصد برآورد شد (سادوک، سادوک[۱۵]؛ ۲۰۰۷). محمدخانی و اسکندری (۱۳۸۴)، در مطالعه بر روی همه گیر شناسی مشکلات رفتاری دانش آموز ۷-۱۸ ساله نشان دادند که ۷/۳۲ درصد دانش آموزان ابتدایی و راهنمایی دچار مشکلات رفتاری می باشند. مشکلات ایذایی با ۵/۱۷ درصد شایع ترین مشکلات در بین دانش آموزان هستند و مشکلات هیجانی با ۵/۱۵ درصد در رتبه دوم قرار دارند.
شجاعی، همتی علمدارلو، مرادی و دهشیری (۱۳۸۷)، در مطالع بر روی شیوع اختلالات رفتاری در دانش آموزان دوره ابتدایی استان فارس نشان دادند که ۴/۲۲ درصد دانش آموزان مبتلا به اختلالات رفتاری هستند. و پسران بیش از دختران مبتلا به اختلال رفتاری هستند.
نوجوانی یکی از مراحل مهم و برجسته رشد و تکامل اجتماعی و روانی فرد به شمار می رود. آسیب پذیری های جدایی ناپذیری در این دوره تحولی وجود دارد که ممکن است به مشکلات رفتاری همچون بزهکاری یا اختلالهای روانی منتهی شود (لونا و سوینی[۱۶]، ۲۰۰۴ ؛ سوینی، تاکارا[۱۷]، مک میلان[۱۸]، لونا و مین شو[۱۹]،۲۰۰۴)، و از طرفی محیط مراکز شبانه روزی از نظر عاطفی، هیجانی واجتماعی دارای مشکلات اساسی است و اکثر کودکان ساکن در این مراکز از نظر تحول روانی، اجتماعی و شناختی از کودکان همسان خود که با خانواده زندگی می کنند عقب تر هستند (ولف، ۲۰۰۵)، بنابراین از آنجا که نوجوان بی سرپرست و بدسرپرست دارای طیف وسیعی از اختلالات و مشکلات رفتاری می باشند، و از آنجا که پیشگیری و درمان بسیاری از مشکلات این نوجوانان عامل مؤثری در جلوگیری از پیشرفت اختلال و کاهش ناسازگاری اجتماعی در آ نها می شود، پژوهشگران در صدد بررسی رابطه این اختلالات با عوامل ایجاد کننده و پیشگیرنده آن هستند.همچنین در مورد نوجوانان این گروه کمتر بررسی شده و مطالعات چندانی صورت نگرفته است نتایج این مطالعه می تواند به مراکز نگهداری این کودکان کمک کرده تا بتوانند مشکلات موجود در این نوجوانان را تشخیص داده و از طریق آموزش و پیشگیری گامی در جهت رفع آن بردارند.
۱-۴ اهداف پژوهش
۱-۴-۱ هدف اصلی
مقایسه اختلالات رفتاری، سبک مقابله و تکانشگری نوجوانان سه گروه بد سرپرست، بی سرپرست و عادی
۱-۴-۲ اهداف فرعی
۱- مقایسه اختلالات رفتاری نوجوانان سه گروه بد سرپرست، بی سرپرست و عادی
۲- مقایسه سبک مقابله ای نوجوانان سه گروه بد سرپرست، بی سرپرست و عادی
۳- مقایسه تکانشگری نوجوانان سه گروه بد سرپرست، بی سرپرست و عادی
۱-۶تعریف مفهومی متغیرها
۱-۶-۱ سبک های مقابله ای
به طور کلی مقابله به عنوان کوششی برای افزایش سازگاری فرد با محیط یا تلاش به منظور پیشگیری از بروز پیامدهای منفی شرایط فشارزا توصیف شده است (لازاروس و فولکمن، ۱۹۸۴).
۱-۶-۲ اختلالات رفتاری
اختلات شایع و ناتوان کننده ای هستند که برای معلمان، خانواده و خود کودکان مشکلات بسیاری را ایجاد می کنند و با میزان قابل توجهی از مشکلات اجتماعی همراهند (خوشابی، مرادی، شجاعی، ۱۳۸۶ ).
۱-۶-۳تکانشگری
در یکی از رایج ترین تعاریف، تکانشگری به صورت آمادگی قبلی برای واکنش های سریع و بدون برنامه به محرک های درونی یا بیرونی بدون در نظر گرفتن نتایج منفی آن واکنش ها برای خود فرد یا دیگران، تعریف می شود(استنفورد [۲۰]و همکاران، ۲۰۰۹).
۱-۷ تعریف عملیاتی متغیرها
۱-۷-۱ تکانشگری
نمره ای که آزمودنی ها از مقیاس تکانش گری بارت[۲۱](۱۹۵۹) کسب می کنند. این مقیاس سه عامل تکانشگری شناختی[۲۲]، تکانشگری حرکتی[۲۳] و بی برنامه گی[۲۴] را ارزیابی می کند(استنفورد و همکاران،۲۰۰۹).
۱-۷-۲ سبک های مقابله ای
نمر ه ای است که آزمودنی از مقیاس لازاروس و فولکمن (۱۹۸۵) به دست می آورد(لازاروس و فولکمن،۱۹۸۵).
۱-۷-۳اختلالات رفتاری

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:49:00 ق.ظ ]




دستان، نظامی ازقوانین ومقررات تعریف شده است. (میدری وخیرخواهان،۱۳۸۳،ص۱۹۳)
طرح توسعه سازمان ملل متحد: حکمرانی عبارت است از اعمال قدرت اقتصادی، سیاسی واداری برای مدیریت امور عمومی یک کشور درهمه سطوح. حکمرانی مشتمل بر سازوکارها، فرایند ها ونهادهایی است که از طریق آن شهروندان وتشکل ها منافع خود را ابراز نموده، حقوق قانونی خود را استفاده نموده، تعهدات وتکالیف خود را ایفاء واختلافات خود رابا میانجی گری حل می نمایند(UNDP.2002).
پایان نامه - مقاله - پروژه
شاید دقیق ترین تعریف حکمرانی درگزارش کمیسیون حکمرانی جهان یا “همسایگی جهانی ما(۱۹۹۵)” آمده باشد:"حکمرانی مجموعه ای ازروش های فردی ونهادی، عمومی وخصوصی است که امور مشترک مردم را اداره می کند. حکمرانی فرآیندی پیوسته است که ازطریق آن منافع متضاد یا متنوع را همساز نموده واقدام همکاری جویانه اتخاذ می گردد. حکمرانی شامل نهادهای رسمی است که برای تضمین اجرای قانون، قدرت پیداکرده اند، همچنین قراردادهای غیر رسمی که مردم ونهادها بر سرآن ها توافق نموده اند یا درک می کنند که به نفع آن هاست.(میدری وخیرخواهان،۱۳۸۳،ص ۱۹۴)
جری استوکر درمقاله ای تحت عنوان"حکمرانی به مثابه نظریه: پنج برداشت"برداشت های مختلفی از نظریه حکمرانی را درپنج دسته زیر جای می دهد.
۱)حکمرانی به مجموعه ای ازنهادها وکنشگرانی اشاره دارد که ریشه در دولت دارند اما فراتر از آن هستند.
۲)حکمرانی روشن کننده ابهام موجود در مرزها ومسئولیت ها برای حل مسائل اجتماعی واقتصادی است.
۳)حکمرانی نشان دهنده وابستگی قدرت موجود در روابط میان نهادهای حاضر در اقدام جمعی است.
۴)حکمرانی مربوط می شود به شبکه های خود اداره کننده مستقل کنشگران
۵)حکمرانی مشخص کننده ظرفیت برای انجام اموری است که متکی به قدرت دولت برای صدور فرمان یا استفاده ازاقتدارآن نیستند این پدیده دولت را قادربه استفاده از ابزارها وتکنیک های جدید برای راهنمایی وهدایت می بیند.
به اعتقاد استوکر هریک ازاین برداشت ها منجر به تعریفی متفاوت از مفهوم حکمرانی شده اند. دریک رابطه مبتنی برحکمرانی گرچه ممکن است یک سازمان بر فرآیندی خاص از تبادل مسلط شود اما هیچ سازمانی به تنهایی قادربه فرماندهی نیست. حکومت یا دیگر نهادها درسطح ملی ممکن است به دنبال تحمیل کنترل خود باشند. اما همواره تنشی مداوم میان خواست اقدام معتبر و وابسته به رضایت وعمل دیگر بازیگران وجود دارد. (Stoker,1998,P.18)حکومت کردن از دیدگاه حکمرانی همواره یک فرایند تعاملی است زیرا هیچ بازیگر واحدی چه خصوصی وچه دولتی، به تنهایی دانش ومنابع لازم برای حل یک جانبه مشکلات راندارد (Kooiman,1993,P.215) همان طور که قبلاً گفتیم درحکمرانی سه نوع رژیم اصلی مشارکت دارند که عبارتند از: دولت، جامعه مدنی وبخش خصوصی. هرچه گفت وگو وارتباط این سه بخش بیشتر باشد حکمرانی به میزان بیشتری تحقق یافته ومسیر حرکت جامعه در جهت رسیدن به توسعه اقتصادی و اجتماعی هموارتر خواهد شد.
بررسی های ادبیات موجود اکثراً به این نتیجه رسیده اند که واژه حمکرانی به روش های مختلف به کار برده شده ومعانی مختلفی نیز به خود گرفته است. ( Rhodes,1996.25-27) اما این توافق پایه ای نیز وجود دارد که حکمرانی مربوط به توسعه اشکال حکومتداری به شکلی است که مرزهای میان ودرون بخش های خصوصی وعمومی دچارابهام شوند. ماهیت حکمرانی را تمرکز آن بر مکانیسم های حکومتداری تشکیل می دهد که متکی براقتدار ومجازات های دولت نیستند. مفهوم حکمرانی به ایجاد ساختار یانظمی اشاره دارد که ظاهراً قابل تحمیل نیست ونتیجه کنش وواکنش میان کنشگران متنوع حکومتدار وتأثیرات ایشان بریکدیگر است.
شوالیه معتقد است با توجه به مباحث مطرح شده در فضای حکمرانی شاهد وقوع موارد زیر خواهیم بود: الف) در فرایند تصمیم گیری ازاین به بعدکنشگران متفاوتی وارد خواهند شد ودولت تنها تصمیم گیر محیط سیاسی باقی نخواهد ماند. این کنشگران جدید مایل به فعالیت می توانند رسمی ویا غیررسمی وهم از بخش دولتی و یا بخش خصوصی باشند.هم چنین می توانند محلی ویا منطقه ای ویا بین المللی باشند.
ب) ازاین پس راه حل ها باید راه حل های اجتماعی وبرخاسته از تفاهم میان کنشگران متفاوت باشد. مبنای راه باید مذاکره ومصالحه باشد. دراین راه حل یابی جدید دولت می پذیرد که کنشگری مساوی با دیگرکنشگران بوده وتصمیم برخاسته از یک عمل جمعی است به این ترتیب باید گفت که حکومت به عنوان ابزار اعمال قدرت دولت با آمدن حکمرانی تغییرات زیادی می یابد واز حالت سلسله مراتبی(بالا-پایین)خارج می شود وایده وستفالیایی حکومت که در
آن دولت ملت هایی مستقل وبا حاکمیت اصلی هستند جای خود را به کنشگران مختلف می دهند.
حکمرانی مردم سالار نیازمند سازوکارهایی است که ازطریق آن شهروندان به طور عادی بتوانند در فرایند سیاستگذاری، مشارکت نمایند. دولت ها غالباَ واهمه دارند که با این کار، فرایند سیاستگذاری کند شود، درحالی که هراندازه فرایند سیاستگذاری فراگیرترباشد، سیاست ها، قوانین ورویه های اداری حاصله ازچنین فرآیندی، حساسیت پذیرتر وپاسخگوترخواهد بود. حکمرانی همچنین نیازمند نهادهای پاسخگویی است که مانع سوءاستفاده ازقدرت شوند. اصول قانون اساسی که چگونگی توزیع، بازبینی وترازسازی قدرت را پیش بینی می کنند به گونه ای کارآمد مانع سوء استفاده از قدرت وپدید آورنده ثبات هستند. درعین حال به سازوکارهای اضافه تری به منظور به حداقل رسانیدن سوء استفاده از قدرت به صورت همیشگی نیاز است و در این حالت است که حکمرانی نقش خود را ایفا می نماید(میدری،خیرخواهان،۱۳۸۳،ص۳۵۲)
کانون تفکر
سازمان های تحلیل، تحقیق سیاستگذاری عمومی(که امروزه از آن ها به عنوان کانون تفکر[۸] یاد می شود) نقشی اساسی را در عرصه سیاسی و سیاستگذاری در سطوح ملی ومحلی ایالات متحده امریکا ایفا می کنند. کانون های تفکر یا سازمان های برنامه ریزی سیاستی[۹] را به شیوه های مختلفی تعریف وطبقه بندی می کنند. (Durst&Thurber,1989) کانون تفکر موسسه تحقیقاتی، غیرانتفاعی ومستقلی است که به بررسی وارائه راه حل درطیف وسیعی ازمسائل سیاستی می پردازد. این کانون های تفکر به عنوان موسسات تحقیقاتی متخصص در مسائل سیاست داخلی وخارجی به طورسنتی به مثابه ناظران بی طرف امور سیاستی قلمداد می شوند که به تحقیقات علمی می پردازند ومصمم هستند تا نظر کارشناسی خود را به تصمیم گیران ارائه دهند. بعد از جنگ جهانی دوم کانون های تفکردستخوش دگرگونی اساسی قرارگرفته است، برخی ازکانون های تفکر ابتدا به منظور تقویت تصمیم گیری به مقامات حکومتی مشاوره های بی طرفانه ارائه می دادند وبرخی دیگر به طور موثر در زمینه بسیاری از مسائل داخلی وخارجی به لابیگری می پرداختند. به عبارت دیگرزمانی کانون های تفکر را«محل امن برای تفکر»[۱۰] قلمداد می کنند که محققان بتوانند در یک خلوت نسبی ودر محیطی به دور از محدودیت های آموزشی واجرایی دانشگاهی به تحقیق بپردازند. البته این گونه به نظر نمی رسد که این سازمان ها باید خود را از جامعه سیاستگذاری محفوظ بدارند بلکه برعکس بسیاری از تحقیقات صورت گرفته توسط کانون های تفکر ممکن است از واقعیت فاصله داشته باشند وافراد وابسته به این سازمان هاکاملاً از نقش خود در فرایند سیاستگذاری آگاه باشند وگاهی برخی از کانون های تفکرکه درخارج از واشنگتن قرار دارند نظیرموسسه هوور[۱۱] ترجیح دهند که خود را از تغییرات سیاست امریکا دور نگه دارند وبرخی دیگر از« محل امن برای تفکر» خارج شده وتمایل دارند که در شبکه تصمیم گیری واشنگتن جایگاه مهمی را به خود اختصاص دهند.(Abelson,1992,pp7-14)
کانون های تفکرکه دارای عملکردی منحصربه فرد هستند به تحقیقات سیاستگذاری عمومی ،تحلیل ومشاوره مبادرت می ورزند وسازمان هایی هستند غیرانتفاعی که مستقل از دولت ها واحزاب سیاسی به فعالیت می پردازند ولی وظیفه نخست این سازمان های جامعه مدنی کمک به درک وانتخاب آگاهانه گزینه های مربوط به مسائل داخلی و بین المللی است. اما این کانون های تفکر چند نقش اساسی دیگری را نیز برعهده دارند:
الف)نقش های کانون های تفکر

 

    • وظیفه میانجی گری بین دولت ومردم را برعهده دارند که برای مقامات دولتی اعتبار واعتماد به همراه می آورد.

 

    • در مباحث سیاستی آگاهانه وبی طرفانه صحبت می کنند.

 

    • مسائل سیاستی روز، برنامه ها وطرح ها را شناسایی[۱۲]، بیان[۱۳]وارزیابی[۱۴]می کنند.

 

    • ایده ها را منتقل می کنند و مشکلات را به مسائل سیاستی تبدیل می کنند.

 

    • از طریق رسانه های نوشتاری و الکترونیکی به تفسیر مسائل، وقایع وسیاست ها می پردازند وفهم مسائل داخلی وبین المللی را برای عموم تسهیل می سازند.

 

    • جهت تبادل ایده ها و اطلاعات بین سهامداران سیاستی[۱۵]اصلی فرایند سیاستگذاری اقدام به برگزاری نشست های سازنده می نمایند.

 

    • ساخت شبکه های مسئله[۱۶]را تسهیل می کنند.

 

    • نیاز کارمندان قوای مقننه ومجریه را برآورده می کنند.

 

    • خرد جمعی، خط مشی های اجرایی استاندارد وبازرگانی نظیر بوروکرات ها ومقامات منتخب را به چالش می کشند.

 

اقداماتی را که برای اجرایی کردن این نقش ها بکار گرفته می شود عبارت است از برقراری توازن بین تحقیق، تحلیل وامداد[۱۷]. کانون های تفکر به اقدامات مختلف دیگری نیز مبادرت می ورزند از قبیل: چارچوب بندی موضوعات سیاستی، انجام تحقیق وارائه تحلیل، نوشتن کتاب ومقاله وخلاصه سیاستی، (مونوگراف)، ارزیابی برنامه های دولت، انتشار نتایج تحقیقات (سخنرانی در برابرکنگره، حضور در رسانه ها )، سازماندهی اقدامات امدادی مختلف، ایجاد شبکه های ارتباطی وبرگزاری کارگاه های آموزشی، برگزاری سمینار، ارائه خلاصه تحقیقات وحمایت از مقامات ارشد دولتی زمانی که خارج از دولت هستند. کانون های تفکرطیف متنوعی ازموسساتی هستند که به لحاظ اندازه، مالی، ساختارودامنه فعالیت ها با یکدیگر متفاوت هستند.(McGann,2007,P.4)
ب)دلایل گسترش کانون های تفکر درایالات متحده امریکا
یکی از بخش های اصلی رویداد دموکراتیک ایالات متحده امریکا تمایل شهروندان به ایجاد موسسات وانجمن های مستقل ازدولت جهت تأثیرگذاری بر فرایند سیاستگذاری بوده است. وجود این تمایل درایالات متحده امریکا سبب شده است تا طیفی ازموسسات غیرانتفاعی وانتفاعی با هدف اصلی تأثیرگذاری برسیاستگذاران تأسیس شوند. (Esterbrook,1986,P.66) درقرن بیستم نیاز به تحلیل وفکر مستقل را موسسات تحقیق سیاستگذاری پاسخ گفتند. درواقع شکل گیری موسسات مستقلی که توسط کمک های مالی خصوصی به تحقیق سیاستی وارائه ایده ها ونظرات خود می پرداختند پدیده ای کاملاً امریکایی است که این خود ریشه در سنت های بشردوستانه، دموکراتیک وکثرت گرا دارد واز اوایل قرن ۱۹ این پدیده درایالات متحده امریکا مشهود بوده است.
درعرصه سیاسی امریکا موسسات تحقیق سیاستگذاری عمومی پل بین جامعه سیاسی وعلمی هستند(Lindquist,1989,P.71) موسسات غیرانتفاعی مستقل از دولت عمل می کنند وازهیچ منافع یا حزب سیاسی خاصی حمایت به عمل نمی آورند. این ویژگی جامعه تحقیق سیاستگذاری سبب شده است نه تنها درفرآیند سیاستگذاری جایگاه ویژه ای را کسب نمایند بلکه درزمینه تأثیرگذاری وگسترش نیز شاهد رشد چشمگیری باشند. اهمیت واستقلالی که موسسات تحقیق سیاستگذاری عمومی در ایالات متحده امریکا ازآن برخوردار هستند به دلیل ویژگی کثرت گرایی ساختار سیاسی امریکا است.
نلسون پولسبی[۱۸]معتقداست “علت این که موسسات تحقیق سیاستگذاری عمومی درایالات متحده امریکا از شمار وموفقیت چشمگیری برخوردارند به انعطاف پذیری، نفوذپذیری وکثرت گرایی امریکا برمی گردد” .(Polsby,1983,PP.14-16,58-59) نظام سیاسی ایالات متحده امریکا کاملاً نفوذپذیر می باشد ودرآن بازیگران سیاسی ونقاط دسترسی بسیارزیادی وجود دارد چراکه احزاب سیاسی وحکومتی برفرآیند سیاستگذاری کنترل ندارند. پولسبی این گونه استدلال می کند: ” برخلاف دیگر حکومت ها، ایالات متحده به موسساتی نظیرکانون های تفکر این مجال را داده است تا برموسسات وافرادی که در شکل گیری سیاستگذاری نقش دارند تأثیرگذارباشند".اگر این استدلال رابادیدگاه جیمز اسمیت که می گوید"امریکایی ها برای برخورداری ازفرآیند سیاستگذاری کارآمد ومنطقی تمایل زیادی به بهره گیری ازکارشناسان بیرونی دارند"پیوند دهیم درخواهیم یافت که چرا این موسسات با چنین سرعت شگفت آوری رشد کرده اند.(Smith,1991,P.34)
کانون های تفکر درمسائل عمومی دارای درجه خاصی از بی طرفی هستند. این رویکرد منطقی وبی طرفانه درتحقیقات سبب شده است تا توانمندی این موسسات را درجامعه سیاستگذاری افزایش دهد. نقش کانون های تفکر در ایالات متحده امریکا نسبت به دیگر جوامع دموکراتیک منحصربه فرد است چراکه درکشورهایی نظیر آلمان وژاپن احزاب سیاسی درفرآیند سیاستگذاری تأثیرگذار هستند واعمال نفوذ می کنند. دراین زمینه تفاوت بین دموکراسی های غربی وایالات متحده امریکا کاملاً مشهود است. به عنوان مثال، در دموکراسی های پارلمانی اروپای غربی، بسیاری ازاقداماتی که توسط کانون های تفکر انجام می پذیرد دربین دولت ها واحزاب سیاسی نهادینه شده است. وینارد گلنر[۱۹]اظهارمی کندکه” کانون های تفکر درایالات متحده امریکا چهار وظیفه را در فرایند سیاسی انجام می دهند که در دموکراسی های اروپای غربی این وظایف تنها برعهده احزاب،بنیادهای سیاسی وبوروکراسی قرار دارند:تولید ایده وایدئولوژی،شبکه،انتشار،دگرگونی” (Gellner,1990,P.5).درواقع انجام این وظایف توسط افراد وموسسات مستقل خود دلیلی روشن برای تأیید نفوذپذیری دولت ایالات متحده امریکا می باشد. دراروپا فرایند برنامه ریزی سیاستگذاری توسط احزاب سیاسی اصلی، مقامات دولتی وبوروکرات ها کنترل می شود درحالی که در ایالات متحده امریکا تعداد بازیگران درگیر در فرایند سیاستگذاری بسیار بیشتر ومتنوع ترهستند.با توجه به این که پولسبی به مسئله نفوذپذیری نظام حکومتی می پردازد اسمیت [۲۰] معتقد است که این نفوذ پذیری ناشی از تفکیک قوای قید شده در قانون اساسی است که این خود سبب بروزتضادهای بعدی بین قوای مجریه ومقننه می شود.برطبق نظر اسمیت، موسسات تحقیق سیاستی به علت رقابت های بین وزارتخانه ای قادر به ارائه داده ها، تحلیل وکمک تکنیکی ومباحث سیاستی بوده اند.(Smith,1989,PP.181-183)
در چند دهه اخیر رقابت ها بسیار شدت گرفته است وشمار کانون های تفکر سیاستگذاری عمومی افزایش یافته است. درسال های اخیر، عواملی نظیرافزایش چشمگیر تعداد کارکنان کنگره همراه با ساختار کمیته ها و زیرکمیته های مجزا درکنگره وهمچنین بوروکراسی های مستحکم ونقش رسانه ها در فرایند سیاستگذاری، سبب افزایش تقاضا برای تحلیل سیاستگذاری عمومی مستقل شده است که این فرصت مناسبی رابرای سازمان های تحقیق سیاستگذاری عمومی فرآهم ساخته است تابه تحلیل مسائل بپردازند.(Fenn,1989)
اهمیت مطلب این جا است که اکثر آژانس های دولتی وکارکنان کنگره بسیار اندک به تحقیقات مبتکرانه می پردازند و بیشتر به سوی سازمان های دولتی تحقیقاتی، کانون های تفکر وگروه های فشار به عنوان منابع اطلاعات وتحلیل سوق پیدا می کنند (Malbin,1980)، علاوه براین نیاز رسانه ها به بیان دیدگاه های مخالف سبب شده است تا میزان تقاضا برای بکارگیری کارشناسان سیاستی ونظرات آن ها افزایش یابد وبدین وسیله بسیاری ازکانون های تفکر درعرصه ملی مطرح شوند.
درجامعه کثرت گرایی که قدرت غیرمتمرکز واشتراکی است واحزاب سیاسی ضعیف هستند سازمان های تحقیق سیاستی وگروه های فشار نقش موثری را درفرآیند سیاستگذاری ایفا می کنند. درطی ۷۵ سال اخیر چند صد کانون تفکر شکل گرفته اند که نقش مهمی را درچارچوب سیاستگذاری درواشنگتن وسراسر ایالات متحده امریکا برعهده گرفته اند هرچه اندازه دولت ها بزرگ تر شده وشمار کمیته های داخلی وبین المللی افزایش یافته است به همان نسبت نیزمیزان تأثیرگذاری کانون های تفکر افزایش یافته است.
ج)تعداد کانون های تفکر درجهان وایالات متحده امریکا
براساس نطرسنجی سال ۲۰۰۹ “برنامه کانون های تفکر و جوامع مدنی [۲۱] "مشخص شد که در جهان ۶۳۰۵ کانون تفکردر۱۶۹ کشور مشغول فعالیت هستند که در این میان امریکای شمالی دارای بیشترین تعداد کانون تفکر می باشد یعنی ۱۹۱۲ کانون تفکر متعلق به امریکای شمالی است که از این رقم ۱۸۱۵ کانون تنها در ایالات متحده امریکا فعالیت می کنند.(McGann,2009,P.6)
جدول۲-۱ تعداد کانون های تفکر در جهان در سال ۲۰۰۹
منبع:((www.fpri.org
امروزه بیش از ۱۸۱۵ کانون تفکر ویا مراکز تحقیقات سیاستی در ایالات متحده امریکا وجود دارند که حدود نیمی از این کانون های تفکر موسسات وابسته دانشگاهی[۲۲] هستند وتقریباَ ۳/۱ آن ها در واشنگتن دی سی مستقر می باشند. آن دسته ازکانون های تفکری که با موسسات دانشگاهی، احزاب سیاسی ویا گروه های فشار مرتبط نیستند را اصطلاحاً کانون های تفکر مستقل وغیر وابسته می نامند.
براساس گزارش ارائه شده توسط تینک تنک دیرکتوری[۲۳] در سال۲۰۰۶ مشخص شد بیشتر کانون های تفکر درایالات متحده امریکا فعالیت دارند وحوزه تاثیرگذاری آن ها عمدتاً سیاستگذاری عمومی می باشد. شمار کانون های تفکردرایالات متحده امریکا از رقم ۵۵ درسال ۱۹۴۵ به ۱۱۰۰ در سال ۲۰۰۶ارتقاء یافته است. ازآغاز قرن بیستم تا پایان جنگ جهانی دوم افزایش شمار کانون های تفکر تقریباً روندی کند را به همراه داشته اند. اما بعد ازپایان جنگ جهانی دوم شکل گیری کانون های تفکر رشد چشمگیری داشته است به گونه ای که درسال ۱۹۶۰ حدود ۹۶ کانون تفکر در ایالات متحده وجود داشته است.
جدول۲-۲ رشد چشمگیر کانون های تفکر رابعد از۱۹۶۰
منبع(www.thiktankdirectory.com)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:49:00 ق.ظ ]




. بلدسو. بوسچک، رابرت، فرهنگ حقوق بین‌الملل، ترجمه بهمن آقائی، نشر گنج دانش، چاپ اول، زمستان ۱۳۷۵، ص ۴۰۰٫ ↑
. انصاری معین، پرویز، حقوق تجارت بین‌الملل، نشر میزان، ویرایش اول، چاپ اول، تهران ۱۳۸۷، صص ۴۵٫ ۴۴٫ ↑
.The Statute of International Court of Justice (ICJ). ↑
. Fitzmaurice M. & Quast A. (2007) Law of treaties by Univesity of London Press, ©University of London.p.10 ↑
. Law Making Treaties. ↑
. Contractual Treaties. ↑
. ضیایی بیگدلی، پیشین، ص ۲۲٫ ↑
. فرهیخته، شمس الدین، فرهنگ فرهیخته، واژه‌ها و اصطلاحات سیاسی – حقوقی، انتشارات زرین، چاپ اول، تهران ۱۳۷۷، ص ۲۵۲٫ ↑
. بعد از تشکیل سازمان ملل متحد، انعقاد معاهدات بین‌المللی مستلزم ثبت و انتشار در بایگانی سازمان ملل متحد گردید، بنابراین انعقاد معاهدات پنهانی در مقابل ارکان سازمان قابل استناد نیست.(رک به: ماده ۱۰۲ منشور سازمان ملل متحد). ↑
پایان نامه - مقاله - پروژه
. نوروزی، محمد تقی، فرهنگ دفاعی – امنیتی، انتشارات سنا، چاپ اول، تهران، زمستان ۱۳۸۵، ص ۲۲۱٫ ↑
. مصلی نژاد، عباس، ایران و ضرورت تشکیل پیمان دفاعی: رهیافتها و فرایندها، فصلنامه ژئوپلیتیک، سال هفتم، شماره اول، بهار ۱۳۹۰، ص۱۱۴٫ ↑
. Military Alliance. ↑
. پلنو، جک سی و روی آلتون، فرهنگ روابط بین‌الملل، ترجمه ابوالفضل رئوف، انتشارات سرای عدالت، چاپ اول، تهران ۱۳۸۹ ص. ۲۸۶٫ ↑
. گریفتیس، مارتین و تری اوکلاگان، مفاهیم کلیدی روابط بین‌الملل، ترجمه دکتر محمد امجد، نشر میزان، چاپ اول ۱۳۸۸، ص،۳۱۰٫ ↑
.WARSAW ↑
.CENTO ↑
. گریفتیس، مارتین و تری اوکلاگان، دانشنامه روابط بین‌الملل و سیاست جهان، ترجمه علیرضا طیب، نشراکسیر، چاپ اول، تهران ۱۳۸۸، ص ۱۱٫ ↑
. شیرعلی زاده، ابوالفضل، صلح و امنیت بین الملل و فرایند آن، پیام قانون، شماره ۳۲، زمستان ۱۳۸۶، ص ۵۹٫ ↑
. بلیس، جان و دیگران، استراتژی معاصر خطمشیها و نظریات، ترجمه هوشمند میرفخرایی، انتشارات وزارت خارجه، دفتر مطالعات سیاسی و بین الملل، تهران ۱۳۶۹، صص ۲۳۲٫ ۲۳۱٫ ↑
. گریفتیس و دیگران، پیشین، نشر اکسیر، ص ۱۳٫ ↑
. قبل از تشکیل سازمان ملل متحد، انعقاد معاهدات نظامی اکثراً به‌صورت مخفی انجام می‌یافت، همین مسئله باعث شد تا جنگ‌های میان کشورهای اروپایی بر سر تصرف مستعمرات شکل بگیرد. بعد از تشکیل سازمان ملل متحد در سال ۱۹۴۵ میلادی انعقاد معاهدات بین‌المللی مستلزم ثبت و انتشار از سوی سازمان گردید، بنابراین دیگر جای برای انعقاد معاهدات مخفی باقی نماند، معاهدات بدون ثبت و انتشار اعتبار حقوقی خود برای استناد در مقابل ارکان سازمان را از دست داد. رک. منشور سازمان ملل متحد ماده ۱۰۲٫ ↑
. نوروزی، پیشین، صص ۲۲۱٫ ۷۹٫ ↑
. Self. Help & Unilateralism سیاستی که طی آن‌یک کشور، برای تأمین امنیت و پیشبرد منافع ملی‌اش به نحو کامل بر منابع خویشتن تکیه کند. رک: فرهنگ روابط بین‌الملل جک. سی. پلنو. روی آلتون، ترجمه ابوالفضل رئوف، انتشارات سرای عدالت، چاپ اول، تهران ۱۳۸۷٫ ↑
. بلیس و دیگران، پیشین، ۱۳۸۸، صص ۴۰۵٫ ۴۰۳٫ ↑
. جانستون، رونالد آرچی و دیگران، جغرافیایی تحول جهانی، ترجمه نسرین نوریان، دافوس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تهران ۱۳۸۳، ص ۵۷۹٫ ↑
. Thucydides ↑
. Tatsuya Nishida ↑
. Nishida, T. , ۲۰۰۸٫ ۰۳٫ ۲۶ "A Theory of Collective Security Alliances: A Case of Incomplete Pacific Pacts" Paper Presented at the Annual Meeting of the ISA’s 49th Annual Convention, Bridging Multiple Divides, Hilton San Francisco, SAN FRANCISCO, CA, USA Online <PDF>. ۲۰۱۳٫ ۱۲٫ ۱۴ from http://citation.allacademic.com/meta/p253831_index.html. pp. 1. 70, p.2 ↑
. Paul Schroeder ↑
.Threat ↑
. Balance of Power ↑
. تهدید نیز به‌منزله شرایطی است که برخی از کشورها احساس نمایند که موازنه قدرت در حوزه‌ای منطقهای یا بین‌المللی در حال تغییر و دگرگونی است، در آن شرایط بازیگران باید بتوانند با ائتلاف‌سازی، پیمان‌های دفاعی و موازنه قدرت، زمینه لازم برای حفظ اعتماد بین کشورهای یک منطقه به وجود آورند. ↑
.Kegley Jr, Charles. W. (1991). Explaining Great. Power Peace: the Sources of Prolonged Postwar Stability. The Long Postwar Peace: Contending Explanations and Projections, New York: Harper Collins. p.185 ↑
. متقی، ابراهیم، نقش پیمانهای دفاعی در قدرت ملی، فصلنامه راهبردی دفاعی، سال ششم، شماره ۲۳، زمستان ۱۳۸۷، ص ۵۲٫ ↑
. Fenelon. ↑
. ذوالعین، پرویز، مبانی حقوق بین‌الملل عمومی، تهران، وزارت امور خارجه، موسسه چاپ و انتشارات، چاپ اول تهران ۱۳۷۸ ص ۸۹٫ ↑
. Charles Beard. ↑
. سه ضلع دیگر قدرت را وسعت سرزمین، میزان جمعیت، پیشرفتهای اقتصاد و فنّاوری می‌داند. ↑
. متقی، پیشین، ص ۵۲٫ ↑
. پلنو و روی آلتون، پیشین، ص ۵۶٫ ↑
. Integration & Bandwagoning. ↑
. Anarchy. ↑
. مصلی نژاد، پیشین، ص۱۱۵٫ ↑
. علی بابائی، غلام رضا، فرهنگ روابط بین‌الملل با تجدید و اضافات، نشر سفیر، چاپ اول، تهران، بهار ۱۳۷۰ ص ۱۰۹٫ ↑
. Idealogy. ↑
. Walt S. M. (spring, 1985) Alliance Formation and the Balance of World Power, International Security by The MIT Press.Vol, 9, No.4.p. 22. ↑
. Foreign Aid ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:49:00 ق.ظ ]




تهدیدها T

 

استراتژی های ST

 

استراتژی های WT

 

 

 

فهرست نمودن تهدیدها

 

برای احتراز از تهدیدها از نقاط قوت استفاده شده است.
پایان نامه - مقاله

 

کاهش نقاط ضعف سبب تضعیف تهدیدها می شود.

 

 

 

۵-۳- ارائه راهبردها و راهکارهای توسعه دامداری ها
۱-۵-۳- استراتژی های SO
در قالب این استراتژی ها سیستم با بهره گرفتن از نقاط قوت داخلی میکوشد از فرصت های خارجی بهره برداری نماید و با بهره گیری از نقاط قوت، ‌فرصت ها را به حداکثر برساند. معمولا سیستم ها برای رسیدن به چنین موقعیتی از استراتژی های WO،‌ST و WT استفاده می کنند تا بدان جا برسند که بتوانند از استراتژی های SO استفاده نمایند. به عنوان مثال استفاده سیستم از توانمندی های تکنولوژیکی و وجه مناسب برای ورود و افزایش سهم در بازار.
۲-۵-۳- استراتژی های WO
هدف از این استراتژی ها این است که سیستم با بهره برداری از فرصت های موجود در محیط داخل بکوشد نقاط ضعف داخلی را بهبود ببخشد. در این حالت سیستم به دلیل داشتن ضعف داخلی نمی تواند از این فرصت های بدست آمده بهره برداری نماید. لذا لازم است استراتژی های نظیر استفاده از تکنولوژی های جدید و غیره بکارگرفته شود تا با از بین بردن نقاط ضعف از فرصت ها استفاده مناسب گردد.
۳-۵-۳- استراتژی های ST
سیستم ها با اجرای این استراتژی ها می کوشند با بهره گرفتن از نقاط قوت خود اثرات ناشی از تهدیدات موجود را کاهش داده یا آنها را از بین ببرند.
۴-۵-۳- استراتژی های WT
سازمان هایی که این استراتژی را بکار می گیرند حالت تدافعی به خود می گیرند و هدف از این استراتژی کم کردن نقاط ضعف داخلی و پرهیز از تهدیدات ناشی از محیط خارجی است. در واقع چنین سازمانی می کوشد برای حفظ بقای خود از فعالیت های خود بکاهد (استراتژی های کاهش یا واگذاری) در سیستم های دیگر ادغام شود، ‌اعلام ورشکستگی کند و یا سرانجام منحل شود.
۱-۴- تجزیه و تحلیل
به منظور ارائه راهکارها و سیاست های مدیریت استراتژیک جهت گسترش دامداری ها، شناخت عوامل چهارگانه (swot) در جهت رفع ضعف ها، تهدیدها و بهبود قوت ها و فرصت ها امری اجتناب ناپذیر تلقی می شود. بر این مبنا، راهکار توسعه این فعالیت با فهرست نمودن مهمترین نقاط قوت و فرصت ها به منظور:
۱- طرح راهبردهای تهاجمی مبتنی بر بهره گیری از برتری های رقابتی فعالیت های مستعد
۲- تبیین مهمترین فرصت های پیش رو به منظور رفع نقاط ضعف از طریق ارائه راهبردهای بازنگری، به منظور تخصیص مجدد منابع
۳- طرح مهمترین قوتها به منظور رفع تهدیدها با تاکید بر راهبردهای تنوع بخشی در جهت رفع نیازمندیهای منطقه
۴- طرح راهبردهای تدافعی به منظور رفع آسیب پذیری.
۱-۱-۴- عوامل داخلی موثر بر دامداری ها در ناحیه مطالعه شده
هدف این مرحله سنجش محیط داخلی ناحیه مطالعه شده جهت شناسایی نقاط ضعف و قوت است؛ یعنی جنبه هایی که در راه دستیابی به اهداف برنامه ریزی و اجرای تکلیف های آن زمینه های مساعد یا باز دارنده دارد مد نظر می باشد. از این رو در این قسمت سه مقوله راهبردهای موجود، عملکردها و منابع، مورد توجه و بررسی قرار گرفته و تحت عنوان نقاط قوت و نقاط ضعف و در چارچوب ابعاد مذکور( بهره وری، زمین و مراتع، بهداشت دام، خانواده و نوع زندگی، سرمایه گذاری، عملکرد مالی، مدیریت و سیاست) به شرح جدول ۱-۴ تقسیم بندی شد.
جدول ۱- ۴ ماتریس عوامل داخلی موثر بر دامداریهای ناحیه مطالعه شده

 

 

 

 

نقاط قوت

 

نقاط ضعف

 

 

 

مدیریت / سیاست

 

- وجود شرح وظایف مشخص

 

- مشکلات مدیریت کارگران
- ضعف سواد مدیریتی

 

 

 

عملکرد مالی

 

- وجود حسابداری مشخص

 

- بالا بودن هزینه تولید
- کمبود سرمایه
- پائین بودن نرخ سرمایه گذاری

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:48:00 ق.ظ ]




ماسه ای سبک با رطوبت ۵%

 

۱۲۸۵

 

۰.۹- ۱.۹

 

 

 

۲-۱۰-۴- پیش بینی رفتار دمای زمین
نمودار ۵ دمای زمین در اعماق مختلف شهر یزد را نشان می­دهد. همانطور که مشاهده می­کنیم با زیاد شدن عمق خاک دامنه­ نوسان دمای آن کمتر می­گردد. بحث اهمیت نوسان دمای خاک در دو بازه­ی زمانی روزانه و فصلی مطرح می­گردد. بنا بر موارد ذکر شده در مباحث قبل، تفاوت دمای عمق زمین و محیط پیرامون آن نسبت به هم داراری یک تاخیر زمانی می­باشد تا به اوج دمایی خود برسد. محدوده­ زمان تاخیر دقیقا در زمان تغییر فصول ایجاد می­گردد و این موضوع پتانسیلی برای بهره گیری ساختمان در رسیدن به تعادل است (Anselm,2008).
دانلود پروژه
نمودار ۵- نمودار تغییر دمای خاک در اعماق مختف شهر یزد (ماخذ: فایل اقلیمی شهر یزد[۲۶])
۲-۱۱- آینده بناهای خاک پناه
استفاده­از ایده معماری در پناه زمین چه در چه در مقیاس شهری و یا تک بنا، با توجه به فواید خاص و همه­جانبه­ای که دارد و این واقعیت که این ویژگی­ها در دنیای در حال تخریب امروز حیاتی می­نمایند، می ­تواند همیشه به­عنوان یک ایده­ موثر مد نظر معماران، شهرسازان و برنامه­ ریزان شهری باشد. در کل می­توان گفت ساخت و ساز در زیر زمین توسط از بین بردن فشار روی سطح، ایجاد شبکه حمل و نقل عمومی بهتر، کاهش سر و صدا، رها کردن فضاهای سبز در مراکز شهری به صورت دست نخورده، کم کردن فواصل با تمرکز بهتر عملکر­دها، حل بسیاری از معضلات زیست­محیطی مانند جزیره گرمایی، افزایش محیط­های شهری و ایجاد روابط شهری بهتر، کیفیت محیط شهری ما را بهبود می­بخشد (Santamouris,2005) . روشن است که­این مواهب با ترکیب مناسب این ایده با معماری شهرهای امروز حاصل خواهد شد و هیچ­گاه مقصود دفن کردن شهر در زمین نمی ­باشد(جعفری،۱۳۸۸) . همچنین با توجه به قابلیت­هایی که در این گونه­ معماری در زمینه­ پایداری وجود دارد می­توان به پیشنهاد اصولی پرداخت که در دهه­ اخیر در جوامع پیشرفته به منظور ترفیع مسائل انرژی مورد بررسی قرار گیرد (میرزا کوچک خوشنویس،۱۳۹۱) با تمام این تفاسیر و با توجه به فقدان استانداردی دقیق و جامع در زمینه­ این گونه­ معماری، تلاشی متمرکز بر روی این مبحث مورد نیاز است تا با صحیح و خطای خود در بستر و اقلیم های متفاوت، بهترین پاسخ را برای احداث معماری خاک پناه داشته باشد.
۲-۱۲- جمع بندی
ساختمان­های خاک­پناه در سرتاسر جهان قدمتی بس دیرینه دارد. شناخت عملکرد حرارتی ساختمان­های خاک پناه، قبل از هر چیزی نیازمند شناخت ویژگی های کالبدی و تامین آسایش انسان است. ساختمان خاک­پناه ایده­ای مطرح جهت کاهش مصرف انرژی در بین محققان است اما مانند تمام پدیده ­های دیگر مزایا و معایبی همزاد با خود ایجاد می­ کند. جدول ۵ خلاصه­ای از این ویژگی­های شرح داده شده در فصل را ارائه می­نماید.
جدول۵ - جمع­بندی مزایا و معایب ساختمان­های خاک­پناه

 

 

رویکرد

 

مزایا

 

معایب

 

 

 

بهره وری انرژی

 

کاهش انتقال حرارتی خاک
افزایش اینرسی حرارتی
ثبات دمای زمین
کنترل میزان هوای ورودی
کاهش دریافت حرارت

 

نیاز به تهویه
پاسخ حرارتی آهسته
دسترسی محدود به نور طبیعی
فقدان اطلاعات حرارتی

 

 

 

بهره­وری از سطح زمین و محیط زیست

 

زیبایی شناسی
کانسپت خاص معماری

 

مشگل آب­های روان

 

 

 

اهمیت چرخه­ی زندگی بنا

 

محافظت کالبدی، صوتی و آلودگی
امنیت

 

هزینه­ های تحمیل شده بر بنا

 

 

 

این گونه­ ساختمانی همانند تمامی سیستمهای غیر فعال انرژی محاسن و معایبی را ایجاب می­ کند که بایستی با هوشمندی درنظر گرفته شود. چگونگی رفتار حرارتی زمین و پدیده ­های در ارتباط با آن برای شناخت محیط اطراف ساختمان خاک پناه، موضوعی است که مورد توجه بسیاری از محققان قرار گرفته است. پوسته­ی زمین متشکل از لایه­ های خاکی است که رفتار اجزای آن نقش تعیین کننده ­ای در مسیر جریان حرارت دارد. از آنجایی­که خاک ترکیبی از فازهای جامد،مایع و گاز می­باشد و توانایی انتشار حرارتی این اجزا به طور معنی داری با یکدیگر متفاوت است، لذا هرگونه تغییر در نسبت حجمی اجزای تشکیل دهنده خاک، منجر به تغییر در مقدار پخشندگی حرارتی خاک می­گردد. این موضوع تاثیر بسیار بالایی در مصرف انرژی ساختمان دارد که در فصول بعد مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
فصل سوم:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:48:00 ق.ظ ]




بسیار بالایی در توسعه گردشگری برخوردار می­باشد که می ­تواند پذیرای تعداد زیادی از گردشگران ایرانی و خارجی باشد. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی بوده و از حیث نحوه گردآوری داده ­ها توصیفی و روش انجام پژوهش نیز پیماشی و از نظر نوع مقطعی می­باشد و داده ­های لازم برای آزمون فرضیه ­ها از روش میدانی گردآوری شده ­اند. جامعه آماری این پژوهش گردشگران این منطقه، ساکنین منطقه، کارکنان میراث فرهنگی و گردشگری و اداره منابع طبیعی می­باشد که پس از توزیع پرسشنامه ­ها، تعداد۳۸۳ پرسشنامه جمع­آوری و مورد استفاده قرار گرفته است. پس از جمع­آوری آن­ها و ورود داده ­ها به نرم افزار SPSS ضریب پایایی (آلفای کرونباخ) محاسبه گردید که ۴۳/۸۲ درصد می­باشد و نشان می­دهد که گویه ­ها از همسازی و پایداری درونی بسیار بالای برخوردار می­باشند و با توجه به تنایج پژوهش استان ایلام با این که از موقعیت خاصی برای طبیعت­گردی برخوردار است ولی همه توان­های گردشگری و استعدادهای طبیعی این منطقه شکوفا نشده و دلیل آن عدم تبلیغات کافی در رسانه ­ها و نبود مکان­های رفاهی و تفریحی در این مناطق طبیعی و… می­باشد.
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه

کلید واژه ­ها: جذب گردشگر، مناطق طبیعی، طبیعت گردی، اطراف شهرها، منطقه ایلام

فهرست مطالب
عنوان صفحه
  تحقیق
مقدمه ۲
۱-۱- بیان مسئله پژوهش ۳
۱-۲- اهمیت و ضرورت پژوهش ۴
۱-۳- اهداف پژوهش ۵
۱-۳-۱- اهداف کلی ۵
۱-۳-۲- اهداف جزئی ۵
۱-۴- سوالات پژوهش ۵
۱-۵- فرضیه ­ها ۶
۱-۶- روش پژوهش ۶
۱-۶-۱- ابزار گردآوری داده ­ها ۶
۱-۶-۲- ابزار تجزیه و تحلیل ۶
۱-۷- تعریف مفاهیم یا اصطلاحات پژوهش ۷
۱-۷-۱- گردشگری ۷
۱-۷-۲- گردشگر ۸
۱-۷-۳- جاذبه­ها ۸
۱-۷-۴- گردشگری طبیعی ۸
فهرست مطالب
عنوان صفحه
۱-۷-۵- گردشگری پایدار سبز ۸
۱-۷-۶- طبیعت­گردی ۹
 
مقدمه ۱۱
۲-۱- پیشینه پژوهش ۱۱
۲-۱-۱-پژوهش­های خارجی ۱۱
۲-۱-۲- پژوهش­های داخلی ۱۲
۲-۲- مفاهیم گردشگری و طبیعت­گردی ۱۳
۲-۲-۱- گردشگر ۱۳
۲-۲-۲- مفهوم واژه توریسم ۱۳
۲-۲-۳- تفریح در جنگل ۱۳
۲-۲-۴- گردشگری طبیعت­گرا ۱۴
۲-۲-۵- نوآوری ۱۴
۲-۲-۵-۱- نوآوری­های محصول ۱۴
۲-۲-۵-۲- نوآوری­های فرایند ۱۴
۲-۲-۵-۳- نوآوری­های مدیریت ۱۴
۲-۲-۵-۴- نوآوری­های قانونی ۱۴
فهرست مطالب
عنوان صفحه
۲-۲-۶- سفر اختیاری ۱۴
۲-۲-۷- گردشگری پایدار ۱۵
۲-۲-۸- گردشگری ورزشی ۱۵
۲-۲-۹- شاخص عملکرد گردشگری ۱۵
۲-۳- طبقه ­بندی انواع توریسم ۱۵
۲-۳-۱- انواع توریسم ۱۵
۲-۳-۱-۱- از نظر زمانی ۱۶

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:48:00 ق.ظ ]




انتقاد‌های وارده:
تیم آمبلر معتقد است هردوی این نظریه‌ها چیزی را کوچک شمرده اند.
نظریه قوی حافظه را و نظریه ضعیف احساسات را.
به عقیده آدام مرگان در مورد کالاهای مصرفی بی دوام خرید یک تصمیم نیست بلکه یک عادت است. یعنی ترجیحاتمان عقلانی نیست بلکه احساسی است.
شایان ذکر است واژه های نظریه قوی و ضعیف بر اساس عقیده نظریه دهندگان که تأثیر تبلیغات را بر فروش قوی و ضعیف می‌دانسته‌اند انتخاب شده است.
فرضیه سوم
موضوع: تأثیر تبلیغات بر فروش
مساله: چه عاملی در تبلیغ باعث فروش می‌گردد؟
سال‌‌ها بود که برای شرکت‌ها میزان یاد آوری تبلیغ به خصوص یادآوری روز بعد اهمیت داشت.
پایان نامه - مقاله - پروژه
(day- after- recall)
اما پس از این تحقیق معلوم شد آنچه مهم است نه میزان یادآوری و نه قدرت اقناع بلکه مورد پسند واقع شدن تبلیغ است (Likeability).
مورد پسند واقع شدن تنها عاملی است که میزان فروش با آن ارتباط مستقیم دارد.
تبلیغات موردپسند یعنی تبلیغاتی که ذهن را مدت بیشتری به خود اختصاص دهد.
اما فراموش نکنیم آنچه که باید موردپسند واقع شود محصول است نه خود تبلیغ.
اگر محصول فراموش شود و خود تبلیغ در مرکز توجه قرار گیرد تأثیری بر فروش نخواهد داشت، یعنی این نام تجاری است که باید مورد توجه قرار گیرد.
مزایای هدفگذاری تبلیغات

 

    1. کاهش زمان: هدفگذاری تبلیغات اطلاعات دقیق‌تری را برای انتخاب رسانه، پیام و بودجه فراهم می‌آورد و در نتیجه آزمون و خطا در آن مراحل کمتر شده و دراین صورت زمان کمتری برای تهیه تبلیغ صرف خواهد شد؛

 

    1. کاهش هزینه: به دلیل انتخاب دقیق اهداف، از صرف هزینه‌های غیر ضروری جلوگیری خواهد شد؛

 

    1. سنجش اثربخشی تبلیغ: ازهدف‌های تبلیغ می‌توان به عنوان شاخص‌های سنجش میزان اثربخشی تبلیغ استفاده کرد؛

 

    1. کمک به ارزیابی راه‌حل های موجود: از آنجا که در گام اول فرایند هدفگذاری دلایل انجام تبلیغ مورد بررسی قرار می‌گیرد، لذا ضرورت انجام تبلیغات نیز مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت. چه بسا راه حل مسئله موجود، تبلیغات نباشد؛

 

    1. تعیین شاخص‌های مناسب برای انتخاب رسانه و پیام: همان طور که در الگوی ۵M به آن اشاره شد پس از انتخاب هدف، رسانه و پیام تبلیغ انتخاب خواهد شد. بدیهی است که هدفگذاری شاخص‌های مناسبی را برای انتخاب رسانه و پیام فراهم می‌سازد.

 

راهبردهای تبلیغاتی برای سازمان های خدمات
بر اساس آمار منتشره بیش از نیمی از بودجه های تبلیغاتی در دنیا به بخش خدمات اختصاص دارد که این خود نشان دهنده اهمیت ویژه تبلیغات در حوزه خدمات است. علاوه بر این سالها است که متخصصین تبلیغات و بازاریابی باتوجه به ویژگی های خاص خدمات، استراتژ ی های تبلیغاتی ویژه ای برای خدمات طراحی و پیشنهاد کرده اند. این امر زمینه شکل گیری رشته مجزایی در صنعت تبلیغات به نام تبلیغات خدماتی را فراهم ساخته است. خدمات در مقایسه با کالاها از ویژگی های متمایزی برخوردار هستند. بواسطه این ویژگی هاست که فعالیت های تبلیغاتی برای آگاهی دادن به مخاطبان خدمات، از اهمیت به سزایی برخوردار شده اند. برای اینکه تبلیغ محصولات خدماتی از اثربخشی لازم برخوردار باشد، می بایست ویژگی های اساسی خدمات را مورد بررسی داده و آگهی ها و پیام های تبلیغاتی را با توجه به این ویژگی ها طراحی و اجرا نمود.
ویژگی های خاص خدمات
خدمات همچون کالاها از ویژگی هایی برخوردارند که در مبادله و داد و ستد آنها تاثیرگذار هستند. علیرغم وجود شباهت هایی بین خدمات و کالاها، تفاوت هایی نیز در این دو دسته از محصولات وجود دارد. مهترین تفاوت خدمات با کالاها که باعث تمایز مدیریت و بازاریابی خدمات از کالاها می شود ویژگی نامحسوس بودن خدمات است (Banwari , 1999).

 

    1. نامحسوس بودن خدمات

 

خدمات برخلاف کالاها قبل از خرید و مصرف، قابلیت دیدن، لمس کردن، چشیدن و بوئیدن را نداشته و یا کمتر دارند. در زمان خرید یک خدمت نمی توان با بهره گرفتن از حواس پنجگانه خود آنرا مورد سنجش و ارزیابی قرار داد. بر این اساس، فرایند خرید خدمات همواره با نوعی ابهام، تردید، نگرانی و بی اعتمادی همراه است. از طرف دیگر فروشندگان نیز قادر نیستند تمام ویژگی های خدمات قابل ارائه خود را به مشتریان نشان دهند. از این رو فروشندگان (یا بازاریابان) نیز همانند خریداران با نوعی ابهام روبرو هستند که این امر موجب شده است درغالب موارد فروش یک خدمت با دشواری بیشتری نسبت به یک کالا صورت پذیرد.
مروری کلی بر ادبیات خدمات نشان می دهد که نامحسوس بودن خدمت خود شامل پنج ویژگی فرعی است. این ویژگی ها عبارتند از:

 

    1. موجودیت نامشهود : این ویژگی بر این موضوع دلالت دارد که خدمات از اجزای فیزیکی تشکیل نشد ه اند در نتیجه فضایی را اشغال نمیکنند. البته باید توجه داشت که این ویژگی ماهیت اصلی یک خدمت را در بر می گیرد نه تمام بخش های خدمات را.

 

به عنوان مثال ماهیت اصلی خدمات بانکی از ویژگی موجودیت نامشهود برخوردار است درحالی که شعبات بانک و یا دستگاه های خودپرداز که موجودیت فیزیکی داشته و قابل روئیت هستند تنها بخشی از سیستم توزیع خدمت اصلی را تشکیل میدهند.

 

    1. انتزاعی بودن : انتزاعی بودن اشاره به مفاهیمی دارد که در ذهن افراد شکل یافته است. با این تعریف، برخی از مزیت های خدمات مانند آرامش خاطر، احساس رضایت و شادی، احساس امنیت مالی و مواردی دیگر از این قبیل همگی انتزاعی هستند. از آنجائیکه مفاهیم انتزاعی دارای رابطه یک به یک با اشیاء فیزیکی نیستند گاهی تصور و ادراک آنها با دشواری همراه می شود.

 

    1. عام بودن در مقابل خاص بودن: عام بودن ، یکی دیگر از ویژگی های نامحسوس بودن خدمت است. این ویژگی به مجموعه ای از اشیاء، افراد یا وقایع اشاره دارد. در حالیکه خاص بودن تنها به یک شیء، فرد یا اتفاق خاص باز میگردد. به عنوان مثال غذایی که در هواپیما سرو می شود انتزاعی نیست ولی عام است. ولی چنانچه نوع خاصی از غذا سرو شود می تواند دارای ویژگی خاص بودن شود. هرچند ویژگی های انتزاعی بودن و عام بودن همواره با یکدیگر در ارتباط هستند ولی هم معنی نیستند.

 

به بیان دیگر تمام مفاهیم انتزاعی، عام هستند ولی لزوماً همه موارد عام، انتزاعی محسوب نمی‎شوند. به عنوان مثال آرامش خاطر بعنوان یکی از ویژگی های خدمات، هم انتزاعی است و هم عام. در حالیکه غذای سرو شده در هواپیما دارای ویژگی عام بودن می باشد ولی انتزاعی نیست.

 

    1. عدم جستجو پذیری : از آنجاکه زمان تولید و مصرف خدمات بر هم منطبق است، مشتریان نمی توانند قبل از خرید، خدمت مورد نظر خود را مورد ارزیابی دقیق قرار دهند. به عنوان مثال خدمات جراحی پزشکی نه انتزاعی هستند و نه عام، چراکه کاملاً به مهارت های پزشک جراح بستگی دارند و امکان کنترل کیفیت این خدمت تا قبل از مصرف )مورد جراحی قرار گرفتن (وجود ندارد.

 

    1. درک ناپذیری : بعضی ازخدمات بسیار پیچیده و چند بعدی هستند. در نتیجه درک مفهوم آنها با دشواری فراوان همراه است.

 

به عنوان مثال مسافرت به یک کشور خارجی نه مفهومی انتزاعی است و نه عام، با این وجود برای فردی‎که تا کنون به خارج از کشور خود سفر نکرده، درک فرهنگ کشورهای دیگر امری دشوار است. درک کلاس یوگا و یا خدمت مشاوره مهندسی مجدد نیز برای اولین بار با همین دشواری همراه خواهد بود. بطور کلی میتوان گفت عدم آگاهی و آشنایی قبلی، ریشه اصلی درک ناپذیری است.
استراتژی های محسوس سازی خدمات

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:47:00 ق.ظ ]




حاصل می­ شود. به طور مشابه با گرفتن مشتق جزئی از عبارت تابع هدف اصلاح­ شده نسبت به vi و مساوی صفر قرار دادن نتیجه، مرکز جدید خوشه iام به صورت:

 

(۴-۳)  

به دست می ­آید. مراحل الگوریتم پیشنهادی به صورت زیر است:

 

    1. تنظیم پارامترهای q (پارامتر فازی­سازی)، c (تعداد خوشه ­ها)، ε (مقدار حد آستانه) و مقایر vi (مراکز خوشه ­ها)

 

    1. محاسبه مقادیر عضویت با بهره گرفتن از رابطه تعیین عضویت پیشنهادی

 

    1. محاسبه مراکز خوشه جدید

 

به مرحله ۲ بروید و تا زمان همگرایی تکرار کنید. هنگامی که الگوریتم به همگرایی رسید، یک فرایند غیرفازی­سازی به منظور تبدیل ماتریس عضویت U به بخش­بندی غیرفازی داده ­ها انجام می­ شود. غیرفازی­ساز استفاده شده در اینجا داده k را به خوشه c که دارای بیشترین مقدار عضویت در آن خوشه است، تخصیص می­دهد.
۴-۲ بخش­بندی تصویر با بهره گرفتن از الگوریتم ژنتیک مبتنی بر روش خوشه­بندی فازی
آ. هالدر[۱۸] و اس. پرامانیک[۱۹] و آ. کار[۲۰] در سال ۲۰۱۱[۵] رویکردی تکاملی برای بخش­بندی بدون­ مربی تصویر را پیشنهاد دادند که هدف آن انجام بخش­بندی تصویر با بهره گرفتن از اطلاعات شدت روشنایی و روابط همسایگی پیکسل­ها است. در روش مذکور الگوریتم Fuzzy C-means در تولید جمعیت الگوریتم ژنتیک برای بخش­بندی خودکار تصویر به کار رفته است. از یک شاخص اعتبار برای معرفی یک روش قوی به منظور تعیین تعداد نواحی تصویر استفاده شده است. بخش­بندی پیکسل فرایند تخصیص برچسب به پیکسل­ها
دانلود پایان نامه
می­باشد که پیکسل­های دارای برچسب یکسان، ویژگی­های مشابه و مشخصی دارند. از قابلیت جستجوی الگوریتم ژنتیک می­توان به منظور خوشه­بندی مجموعه n نقطه N بعدی به k خوشه بهره جست. در روش پیشنهادی این ایده به داده ­های پیکسل­های تصویر اعمال شده است. هر کروموزوم نماینده یک جواب که یک توالی از k مرکز خوشه است، می­باشد. برای فضای N بعدی هر مرکز خوشه به N عدد ژن پی­در­پی در کروموزوم نگاشت می­ شود. به منظور تولید P کروموزوم به عنوان جمعیت اولیه، الگوریتم FCM به تعداد P بار اجرا می­ شود که اندازه هر کروموزوم k*N است. الگوریتم FCM پیکسل­ها را به هر دسته با بهره گرفتن از
عضویت­های فازی[۲۱] اختصاص می­دهد. محاسبه برازندگی در دو مرحله انجام می­گیرد؛ در مرحله نخست مجموعه داده ­های پیکسل­های تصویر بر اساس مراکز خوشه­های کد شده در کروموزوم خوشه­بندی می­شوند، به طوری که هر مقدار شدت روشنایی x­i به خوشه­ای که نزدیکترین فاصله را با مرکز آن دارد،
تخصیص می­یابد. مرحله بعدی شامل به­ روزرسانی مقادیر مراکز خوشه­های کد شده در کروموزوم به صورت جایگزینی آنها با میانگین نقاط متعلق به هر خوشه است. در نهایت معیار خوشه­بندی M به صورت مجموع فواصل اقلیدسی پیکسل­ها از مرکز خوشه­شان محاسبه شده و مقدار برازندگی کروموزوم به صورت f=1/M به دست می ­آید. این الگوریتم یک فرایند دو مرحله­ ای در هر تکرار است که در مرحله اول الگوریتم FCM برای تولید جمعیت استفاده شده و در مرحله دوم الگوریتم ژنتیک بر روی این جمعیت اجرا می­ شود. سپس معیار اعتبار خوشه­ برای بهترین کروموزوم با k (تعداد خوشه­های) مشخص محاسبه شده و و برازنده­ترین کروموزوم برای آن مقدار k نگه داشته می­ شود. الگوریتم ژنتیک برای k=2 تا k=kmax اجرا می­ شود. معیار اعتبار خوشه استفاده شده، معیار اعتبار توری[۲۲] است که در فصل ۲ در مورد آن توضیح داده شد. تعداد k اجرایی که در آن معیار اعتبار کمینه شود، به عنوان تعداد بهینه خوشه ­ها انتخاب می­گردد.
۴-۳ الگوریتم FCMS
در سال ۲۰۰۲، احمد[۲۳] و همکارانش الگوریتم FCMS را به وسیله اصلاح تابع هدف الگوریتم FCM معرفی کردند [۱] که بعداً همین روش پیشنهادی آنها برای بخش­بندی و تخمین میدان جهت­دار[۲۴] تصاویر پزشکی مورد استفاده قرار گرفت. اصلاح اعمال ­شده به تابع هدف FCM استاندارد بر این اساس بود که
برچسب­گذاری یک پیکسل تحت تأثیر برچسب پیکسل­های همسایه­اش انجام گیرد. تأثیر همسایگی به عنوان تنظیم­کننده عمل می­ کند و جواب برچسب­گذاری پیکسل­ها را به سوی برچسب­گذاری همگن تکه­ای سوق می­دهد. تابع هدف به صورت زیر و با اضافه کردن جمله همسایگی تغییر می­یابد:

 

(۴-۴)  

که در آن N­k مجموعه پیکسل­های همسایه در داخل پنجره همسایگی به مرکز پیکسل x، Nتعداد پیکسل­های همسایه و α پارامتر کنترل­ کننده جمله همسایگی می­باشد. با کمینه­سازی تابع هدف فوق نسبت به درجه ­عضویت پیکسل­ها و مراکز خوشه ­ها، روابط جدید برای به ­روزرسانی عضویت­ها و مراکز خوشه ­ها به دست می ­آید.
۴-۴ الگوریتم EnFCM
در این روش که در سال ۲۰۰۳ توسط زیلگیی[۲۵] و همکارانش [۳] ارائه شد، از عبارت زیر برای صاف­کردن تصویر استفاده شد:

 

(۴-۵)  

در این رابطه β پارامتر وزن­دهی و kε مقدار فیلتر شده پیکسل است. بر اساس هیستوگرام تصویر جدید (فیلتر شده)، خوشه­بندی سریع FCM به منظور کمینه­ کردن تابع هدف زیر اجرا می­گردد.

(۴-۶)
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:47:00 ق.ظ ]




سبک یادگیری همگرا از ترکیب تجربه ی عینی و مشاهده ی تاملی حاصل می شود. افراد دارای این سبک یادگیری موقعیت های عینی را از زوایای مختلف می بینند. رویکرد آنان نسبت به موقعیت ها مشاهده کردن است تا عمل کردن. از آنجا که به این افراد دارای سبک همگرا می گویند که وقتی با مسئله ای روبه رو می شوند به سرعت برای یافتن راه حل درست می کوشند یا کوشش های خود را بر آن راه حل واحد متمرکز می کنند. همچنین، افراد دارای سبک یادگیری همگرا در کارهای تخصصی و تکنولوژی موفق اند.
پایان نامه - مقاله - پروژه
سبک یادگیری واگرا از ترکیب تجربه ی عینی و مشاهده ی تاملی حاصل می شود. افراد دارای این سبک یادگیری موقعیت های عینی را از زوایای مختلف می بینند. رویکرد آنان نسبت به موقعیت ها مشاهده کردن است تا عمل کردن. این افراد موقعیت هایی را که نیاز به ابراز اندیشه های متنوع دارند می پسندند به جاذبه های متنوع فرهنگی و جمع آوری اطلاعات علاقه نشان می دهند. از آنجا که این افراد قادر به تولید اندیشه های گوناگون هستند سبک آن ها را واگرا می نامند. به طور کلی، افراد دارای سبک واگرا از قدرت تخیل و احساس برخوردارند، و این ویژگی ها برای موفقیت در فعالیت های هنری و امور تفریحی مفیدند.
سبک یادگیری جذب کننده از ترکیب مفهوم سازی انتزاعی و مشاهده ی تاملی تشکیل می شود. افراد دارای این سبک یادگیری در کسب و درک اطلاعات گسترده و تبدیل آن به صورتی خلاصه، دقیق، و منطقی توانا هستند. این افراد، به طور عمده، بر اندیشه ها و مفاهیم انتزاعی تاکید می ورزند. از دیدگاه این افراد، نظریه هایی که از لحاظ منطقی درست هستند بر نظریه هایی که قابلیت کاربرد عملی دارند ترجیح داده می شوند. علت نامیدن این سبک یادگیری به جذب کننده آن است که افراد دارای این سبک قادر به دریافت داده های گوناگون و سازمان دادن به آن ها هستند. افراد دارای این سبک یادگیری در مشاغل علمی و اطلاعاتی موفق اند.
سبک انطباق یابنده از اجتماع دو شیوه ی یادگیری تجربه ی عینی و آزمایشگری فعال ایجاد می شود. افراد دارای این سبک یادگیری از تجارب دست اول می آموزند و از اجرای نقشه و درگیر شدن با اعمال چالش انگیز لذت می برند. این افراد بیشتر از آنکه به تحلیل های منطقی بپردازند امور محسوس را ترجیح می دهند. همچنین این افراد در حل مسائل اطلاعاتی که از دیگران به دست می آورند وابسته اند تا به اطلاعاتی که خودشان از راه تحلیل های تخصیصی کسب می کنند. سبب نامیدن این سبک به انطباق یابنده آن است که افراد دارای این سبک در انطباق یافتن با موقعیت های جدید توانا هستند. افراد دارای این سبک یادگیری در مشاغل بازاریابی و فروشندگی موفق تر از دیگران اند.
کلب و فرای (۱۹۷۵) می گویند هریک از سبک های فوق دارای نقاط قوت و ضعف مخصوص به خودش است، و لذا یادگیرنده ای که فقط از یک سبک خاص استفاده می کند، یادگیرنده ی کاملی نیست؛ برای این که صورت یادگیرنده «کامل« درآید باید بتواند در موقعیت های مختلف از سبک های یادگیری متناسب با آنها استفاده کند. کلب و فرای در توصیف یادگیرنده ی کامل می گویند یادگیرنده ی کامل «کسی است که در برخورد با جهان و تجارب خود بسیار انعطاف پذیر و نسبیت گراست و به راحتی می تواند تعارض های دیالکتیکی میان چهار شیوه ی اصلی یادگیری یعنی تجربه ی عینی، مشاهده ی تاملی، مفهوم سازی انتزاعی، و آزمایشگری فعال را از راه ادغام آن ها با یکدیگر حل کند». (کلب و فرای؛ همان، ص ۴۱)
سنجش ابزار سبک های کلب یک پرسشنامه ۱۲ سئوالی است به نام سیاهه ی سبک یادگیری[۵۶]. هریک از سئوال های این پرسشنامه شامل تعدادی کلمه است که پاسخ دهنده آن ها را طبق سبک یادگیری خودش به دنبال هم مرتب می کند. برای نمونه اگر پاسخ دهنده ای کلمات تحلیلی، فکری، منطقی، مفهومی، و عقلایی را به پذیرش، احساسی، اکتشافی، حال گرا، و تجربه گرا ترجیح دهد باید نتجیه گرفت که او شیوه ی مفهوم سازی انتزاعی را به شیوه ی عینی ترجیح می دهد.
۲-۲-۴-۴ سبک های عمقی[۵۷] و سطحی[۵۸]
گونه ی دیگر دسته بندی سبک های یادگیری دسته بندی آن ها به سبک های عمقی و سطحی است. این دسته بندی به چگونگی برخورد یادگیرندگان با مطالبی که می خواهند یاد بگیرند، اشاره می کند. اگر برخورد دانش آموز با مطالب یادگیری به گونه ای باشد که بخواهد معنی را یاد بگیرد سبک یادگیری او عمقی است. در مقابل، اگر دانش آموز تنها به دنبال حفظ کردن مطالب باشد سبک او سطحی است.
۲-۲-۴-۵ سبک های محیطی، هیجانی، جامعه شناختی، فیزیولوژیکی و روانشناختی
دسته بندی معروف دیگری از سبک های یادگیری به وسیله ی دان[۵۹]، دان و پرایس[۶۰] (۱۹۸۹، ۱۹۹۷) انجام گرفته است. در این الگو، سبک یادگیری به عنوان راهی که در آن شخص موضوع های تازه و دشوار تحصیلی را مورد توجه قرار می دهد و آن ها را پردازش می کند، درونی می سازد، و به یاد می سپارد، تعریف شده است. این الگو شامل ۲۱ عنصر که در ۵ متغیر یا محرک دسته بندی شده اند. البته هیچ کس از همه ی ۲۱ عنصر تاثیر نمی پذیرد، اما نتایج پژوهش ها نشان داده اند که غالب دانش آموزان تحت تاثیر ۶ تا ۱۴ عنصر قرار می گیرند.(Denig , 2004 ,p 96-111)
۲-۲-۵ ماهیت یادگیری
ماهیت به طور کلی فعالیتی دگرگون‌ساز است. که افراد را برای مقابله با رویدادها و سازش با محیط آماده می‌سازد و در موقعیت های مختلف و در اکثر سطوح زندگی حیوانی از بازتاب های شرطی جانوران پست تا فرایندهای پیچیده‌شناختی افراد آدمی رخ می‌دهد. آزمایش های گوناگون پژوهشگران و زیست‌شناسان درباره گونه‌های جانداران در رده‌های بسیار پائین نشان داده است که محرک های معینی در شرایط خاصی موجب تغییر رفتار آنها می‌شوند.
انسان که کامل ترین و پیشرفته‌ترین موجود کره زمین است. هنگام تولد ناتوان‌ترین و درمانده‌ترین آنهاست و با بیشترین استعدادها برای یادگیری قادر است از تجربه‌های خود به بهترین وجه سود جوید و پاسخ ها و تجربه‌های آموخته او مهمترین اندوخته‌های رفتاریش را تشکیل می‌دهند.
یادگیری در واقع هم یک رشته فرایند است و هم فرآورده تجربه‌ها. بعضی از فرایندهایی که در داد و ستد بین موجود آدمی و محیط انجام می‌گیرد عبارتند از احساس و ادراک، یادآوری، نمادسازی، اندیشه‌های مجرد و تخیلی و سرانجام رفتار.
یادگیری را نباید منحصراً به صورت پیشرفت های مواد درسی که در کانون های آموزشی انجام می‌شود، تصور نمود. وقتی کودکی بتواند توپی را بگیرد یا آن را پرتاب کند، راه برود، حرف بزند، یا آنکه نوجوانی دوچرخه‌سواری و موتور سواری کند و یا وقتی مادری از نوع گریه کودک خود به نیاز خاص یا ناراحتی او پی ببرد، در همه این حالت ها بی‌شک امر یادگیری به وقوع می‌پیوندد. گرچه گروهی از افراد به سبب آن که این گونه رفتارها با درس و مدرسه سر وکار ندارند آنها را یادگیری نمی‌دانند.
یادگیری در حقیقت دارای مفهوم بسیار گسترده‌ای است که در قالب های دگرگونی، عادت شکنی، ایجاد علاقه، نگرش های نو، درک ارزش، ذوق و سلیقه و پیشداوری یا حب و بغض پدیدار می‌شود. همچنین، شیوه ترکیب و کاربرد معلومات در استدلال،‌تفکر، نظریه‌پردازی، حل مسئله، احساس و عواطف عمیق انسانی، خودشناسی و دگرگونی هایی که در کل شخصیت به وجود می‌آیند همه از یادگیری مایه می‌گیرند.
۲-۲-۶ مفهوم یادگیری الکترونیکی
همانگونه که فناوری اطلاعات و ارتباطات در بسیاری از فرایندهای کاری روزمره همانند بانکداری الکترونیکی، تجارت الکترونیکی، پست الکترونیکی، دولت الکترونیکی و … مورد استفاده قرار می گیرد، حوزه یادگیری الکترونیکی یا E-Learning از این نوع فناوری بهره برده است. حذف محدودیت های مکان، زمان و سن یادگیرنده که روزگاری دسترس ناپذیر به نظر می رسیدند، امروز دیگر محدودیت های بزرگی به نظرنمی رسند. از طرفی باید توجه داشت که به وجود آمدن نیازهای گسترده و جدید درمیان جوامع با ادامه استفاده ازروش های سنتی نظام آموزشی قابل تامین نیست. یادگیری مبتنی بررایانه، یادگیری مبتنی برفناوری اطلاعاتی، کلاس مجازی، کتابخانه های مجازی و … راه را برای پیدایی شیوه های نوین آموزش، هموار ساخته اند.
به لحاظ لغوی، به مجموعه فعالیت های آموزشی که با استفاده ازابزارهای الکترونیکی اعم ازصوتی، تصویری، رایانه های شبکه ای، مجازی صورت بگیرد یادگیری الکترونیکی گفته می شود.
یادگیری الکترونیکی، نظامی مبتنی برفناوری اطلاعاتی و ارتباطی ( همانند سخت افزار، نرم افزار و شبکه های رایانه ای) به منظورایجاد، نگهداری، توسعه و در دسترس قراردادن مواد مطالعاتی/آموزشی برای دانشجویان می باشد که فعالیت های مطالعاتی/آموزشی را هدایت می کند و ارزیابی دانشجویان را بدون نیاز به وجود محلی برای یادگیرندگان و معلمان امکان پذیر می کند.
۲-۲-۷ مدل های یادگیری در محیط های الکترونیکی وب
گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات، باعث تغییر چگونه، چه، چه کسی، کجا، چه وقت و چرایی یادگیری ها شده است. اختراع رایانه و اینترنت، نه تنها سرعت انتقال دانش را بالا برد، بلکه روش انتقال دانش را نیز از فردی به فرد دیگر تغییرداد. پیش بینی اینکه، فناوری چگونه طی ۵ تا ۵۰ سال آینده یادگیری را تحث تاثیر قرارخواهد داد، دشوار می باشد. نمودار زیر، سیرتحولات کاربرد فناوری دریادگیری از۵۰۰۰ سال پیش تا ۵۰ سال آینده را نشان می دهد.
اینترنت، اینترانت و کلیه روش های ارتباطی بی سیم[۶۱]، باعث از میان برداشته شدن موانع زمانی و مکانی شده است. اینترنت به عنوان یک وسیله ارتباطی سبب شده تا یادگیرنده بتواند با معلمان خود در ارتباط باشد.اغلب مدل های یادگیری در کلاس سنتی یا در خانه هستند که در چهار مرحله آمده اند:
مکان های متفاوت:
۱- تلفن، ویدئو کنفرانس؛ تالارهای گفتمان شبکه ای؛
۲- تبادل پست الکترونیکی.
مکان های مشابه:
۳- تدریس درکلاس، گروه های بحث، تدریس خصوصی در خانه؛
۴- تابلوهای اعلانات، گردهمایی ها.
در این حالت، مدل های اول و چهارم به صورت همزمان و مدل های دوم و سوم به صورت ناهمزمان انجام می شوند(Wallace, 1999.)
۲-۲-۸ مدل های مختلف فضاهای یادگیری
چهار مدل برای فضاهای یادگیری پیش بینی شده است که عبارتنداز:
۲-۲-۸-۱ مدل های یادگیری شبکه ای
در این مدل، اولین مساله تغییر در محیط یادگیری است، که به صورت خاص مربوط به تغییر فعالیت ها و محیط کلاسی به کمک ابزارهای ارتباطی موبایل و بی سیم است. این امر باعث تغییر در محیط کلاس، به خصوص نقش معلم می شود. این مساله به مدل یادگیری درکلاس های آینده نیز مرتبط می شود.
مساله دوم تغییر در هدف از آموزش است. یعنی چیستی و چرایی آموزش در قرن جدید نسبت به گذشته متفاوت است. هدف آموزش باید ورای یاد دادن کلیات دانش به یادگیرندگان باشد. آموزش باید به یادگیرندگان، اجازه تحصیل مهارت های صحیح فردی مدیریت انگیزه ها و توانایی جستجو و یکپارچه سازی اطلاعات برای حل مسائل را بدهد(پیشین)
۲-۲-۸-۲ یادگیری درکلاس های آینده
در این مدل، محدودیت مکانی و زمانی از میان برداشته می شود و مفهوم کلاس توسعه پیدا می کند. در این کلاس ها از تخته سفیدهای الکترونیکی استفاده می شود و سطح تعامل میان یادگیرندگان و معلم بسیار بالا می باشد. اتصال به کلاس از طریق رایانه صورت می گیرد و معلم بهتر می تواند فعالیت های یادگیری را به صورت مشارکتی طراحی کند. یادگیرندگان یک تیم را تشکیل می دهند و در یادگیری مشارکت می کنند. در این مدل یادگیری، استفاده ازکتاب ها و مجلات الکترونیکی و وب سایت های مختلف مورد نیاز، ضروری می نماید.
۲-۲-۸-۳- یادگیری ساختاردانش و توانایی حل مشکل
هدف از آموزش، تبدیل دانش آموز یا بهتر بگوییم شهروند به فردی با قدرت تصمیم گیری بالا و حل کننده خلاق مشکلات است که توان انطباق یافتن با قرن ۲۱ را داشته باشد. افزون براین، با توجه به رقابت غیرقابل اجتناب جهانی، هرکشوری مجبور است نظام آموزشی خود را طوری تغییر دهد که تمامی شهروندانش بتوانند آموزش های جدید را در کل مدت حیات یاد بگیرند یا دانش قدیمی خودرا روزآمد کنند.
این مدل درکشورهای آسیایی نظیر تایوان، هنگ کنگ، سنگاپور اجرا شده و در نظام آموزشی آنها اصلاحات اساسی به وجود آورده است. در این مدل یادگیری، علاوه برآموختن مهارت های پایه همانند نوشتن و خواندن، توانایی حل مشکل و مهارت های عرضه تخصص خود در اجتماع، نیز آموزش داده می شود و سبب گسترش اهداف آموزشی شده است. پس به طورکلی، محتوا و اهداف آموزشی دچارتحول می گردد. تفاوت های فردی و به کارگیری هوش و خلاقیت پس ازآموزش کلیات دانش مورد توجه قرارمی گیرند.
۲-۲-۸-۴- یادگیری مبتنی بر جامعه
آخرین مدل یادگیری، به صورت یادگیری مبتنی برجامعه می باشد. همانطورکه در عالم واقعی با جوامع سروکارداریم، کاربران اینترنت؛ اقدام به ایجاد جوامعی نموده اند که دارای زبان، عدات و فرهنگ خود هستند(همان) برای این مساله و ایجاد یک جامعه شبکه ای و وارد کردن فعالیت های آموزشی در آن، لازم است که به این حالت از آموزش، یادگیری مبتنی برچامعه اطلاق شود.
همانطورکه اینترنت و سایر شبکه های ارتباطی وارد زندگی روزمره ما می شوند، لازم است کاربران این شبکه ها را در سنین پائین طوری تربیت نمائیم که خود را شهروند شبکه ای احساس کنند. برای تامین این مساله باید یک جامعه شبکه ای ایجاد کنیم و سپس فعالیت های یادگیری را برای آنان به گونه ای نهادینه کنیم که تحت یادگیری مبتنی برجامعه باشد. یک شهروند شبکه ای می تواند یک معلم، یک دانش آموز، والدین یا هرکس دیگری باشد که از طریق شبکه های جامعه مدار به یادگیری می پردازد.
به طورکلی محیط یادگیری شبکه ای دارای دولایه است. لایه اول زیرساخت شبکه و سخت افزاراست و لایه دوم، ابزارهای نرم افزاری همانند مرورگرها، می باشد. ساختار لایه ای یادگیری شبکه ای به صورت زیر می باشد:
ارزیابی نظریه
آموزش هوشمند
زمینه یادگیری
مدل های فعالیت یادگیری

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:47:00 ق.ظ ]




۴-اثر فعالیت مظنون به نقض بر بازار یا ارزش کار مورد حمایت کپیرایت[۱۶۶]
در پروندههای طرح شده در دادگاههای ایالات متحده، عامل اول و چهارم مهمترین معیارها به شمار میروند. لیکن عوامل سوم و چهارم با توجه به عصر اطلاعات مهم تلقی میشوند و به نظر میرسد که قضایای سنجش از دور این گرایش را تقویت کنند. به طور کلی، آثاری که از درجه خلاقیت کمتری برخوردارند، بیشتر مستعد دفاع استفاده منصفانه در برابر نقض میباشند[۱۶۷].گمان میرود داده های فضایی چون سنجش از راه دور منعکس شده در قالب عکسی که دقیق آنها را به تصویر کشیده است دارای خلاقیت کمتری نسبت به یک کتاب، مجسمه و آثار موسیقایی میباشد در نتیجه با احتمال بیشتری نسبت به سایر آثار، مورد استفاده منصفانه توسط مصرفکنندگان ثانویه قرار خواهد گرفت.
با این وجود، به دلیل وجود عوامل دیگر مورد نیاز در بررسی استفاده منصفانه صرف وجود یک عامل موثر نخواهد بود. چنانچه استفاده ثانویه[۱۶۸] از اثر حمایت شده کاملا تجاری باشد چون نقشه های توپوگرافی پرینت شده که نمایانگر راه های باریک کوهستانی یا جنگلی است چنین استفادهای از شانس کمتری در تلقی شدن به عنوان استفاده منصفانه بهرهمند خواهد شد.
ت-حوزه عمومی[۱۶۹]
دیگر مشکل کلی در این حوزه، عدم امکان ایجاد اثر قابل حمایت کپیرایت توسط دولت فدرال ایالات متحده میباشد. چند برنامهی تهیه داده های سنجش از راه دور توسط سازمان فضایی و هوانوردی ملی آمریکا (ناسا) که نهادی دولتی است انجام گرفت به گونهای که ماهواره با ۶ ابزار مشاهده زمین با دریافت ۸۹ گیگابایت داده در هر روز، مورد استفاده واقع شد. این پروژه مشترک با NOAA و GOES بود. (ماهواره های زیست محیطی عملیاتی زمین شناسی بود که ترکیبات اتمسفر را به منظور بررسی شرایط شدید آب و هوایی مورد بررسی قرار میدادند)
ماهواره landsat از سال ۱۹۷۲ اطلاعات و داده های ارزشمندی را در خصوص زمین با گرفتن عکسهای دیجیتال از قارهها و نواحی ساحلی آنها، فراهم کرده است. با این حال، کارهای صورت پذیرفته توسط دولت ایالات متحده هیچ نوع حمایتی را دربر نمیگیرد، چرا که آثار حاصله در حوزه عمومی قرار میگیرند.
در قانون کپیرایت آمریکا به صراحت عدم حمایت کپیرایت از کارهای صورت پذیرفته توسط دولت بیان شده است و آثار دولتی به عنوان آثار ایجاد شده توسط متصدی و کارمند دولت ایالات متحده به عنوان بخشی از وظایف اداری و استخدامی او تعریف شده است[۱۷۰]. به هر حال، دولت ایالات متحده از مالکیت آثار انتقال شده به آن از طریق اهدا، واگذاری یا طرق دیگر منع نشده است در نتیجه پیمانکاران دولتی قادر به ایجاد آثار قابل حمایت به صورت خصوصی و سپس واگذاری آن آثار به دولت، به عنوان شرط قرارداد میباشند. نهادها به طور معمول بر توانایی پیمانکاران و نسبت به داده های قابل حمایت کپیرایت محدودیتی وارد نمیکنند مگر اینکه این امر در راستای تحقق الزامات قانونی و اهداف نهاد ضروری باشد. در نتیجه، یک اثر کپیرایت مانند مجموعه داده های فضایی توسط پیمانکار خصوصی حاصل شود و سپس به دولت واگذار یا مجوز بهرهبرداری از آن داده شود، حمایت کپیرایت از آثار صورت خواهد گرفت و مانع از ورود آنها به حوزه عمومی میشود.
در خصوص حوزه عمومی در داده های سنجش از راه دور حاصله از فعالیت ماهواره ها، دو سوال مطرح میشود. نخست اینکه، حتی اگر داده توسط دولت فدرال ایجاد شود، همواره امکان اینکه مجموعه داده توسط موسسه خصوصی، پیمانکار دولتی یا هیئت دولتی در ارائه تصویر نهایی یا ارائه به عموم گزینش و چینش شود، وجود دارد. در نتیجه، مجموعه داده به عنوان حوزه عموم، سطوحی از قابلیت کپیرایت را چون بسیاری از پایگاه داده های آراء قضایی به دست میآورد و به طور کل، بارقهای از حمایت کپیرایت هنوز باقیست[۱۷۱]. دوم اینکه اگر ماهواره های ایجادکننده داده، نهادهای دولتی باشند، این سوال ایجاد میشود که در زمان انتقال و خصوصی شدن ماهواره چه نتیجهای حاصل خواهد شد و در پاسخ به این سوال گفته شده است از آنجا که کپیرایت به بیان تسری مییابد و نه به سازمان، در نتیجه، چنین انتقالی میتواند قابلیت حمایت کپیرایت به اثر را به دنبال داشته باشد[۱۷۲].
ث-حقوق مالکیت فکری مالک شیء سنجش شده
از زمانیکه قانون حمایت از آثار معماری در ۱۹۹۰ در امریکا لازم الاجرا شد ساختارهایی چون ساختمانها، ساختار کلی شان به همراه عناصر طراحی آن، چون ترتیب و ترکیب فضاها، جداگانه تحت حمایت کپیرایت قرار دارند اما هر شخص تا آنجا که ساختمان در فضای عمومی واقع شده باشد و به صورت عادی و بدون هر گونه تلاشی از یک نقطه عمومی قابل مشاهده باشد، میتواند از آن تصویربرداری و توزیع کند[۱۷۳]. لیکن در تصویربرداری ماهوارهای زمین، چنانچه شیء مشاهده شده به طور معمول در دسترس نباشد، جمعآوری داده های سنجش از دور، میتواند با مالک کپیرایت یک اثر معماری تعارض پیدا کند[۱۷۴].
مبحث چهارم-تاثیر حمایت از داده ها در تجاریسازی آنها
گفتار اول-سناریو نخست: حمایت بیشتر
گسترده کردن حمایت کپیرایت، روندی است که با به رسمیت شناخته شدن حمایت از برنامههای رایانه ای آغاز شد و با تصویب معاهده کپیرایت وایپو و به وجود آمدن قوانین ملی پیرو آن، ادامه یافت. به دنبال آن، حمایت خاص از پایگاه داده ها در اروپا مطرح شد[۱۷۵] . در این بخش به تحلیل موضوع که چنین رویکردی به استفاده تجاری داده های سنجش از راه دور و تولیدات اطلاعاتی کمک کننده خواهد بود یا خیر میپردازیم.
بند اول-اعطای حقوق بیشتر
لیسانس داده های سنجش از راه دور و تولیدات اطلاعاتی توسط بازیگران تجاری، آنها را به حفظ مالکیتشان بر داده های لیسانس شده، ترغیب میکند. جدا از تسری حقوق مالکیت فکری به چنین دادههایی، لیسانسدهندگان به طور معمول مالکیت کپیهای فیزیکی از تولیدات لیسانس شده را نیز حفظ میکنند و در این مجوزهای استفاده، حقوق غیر قابل انتقال و غیر انحصاری در استفاده از داده های سنجش از راه دور و اطلاعات اعطا میشود. در برخی دیگر از لیسانسها، داده ها به صورت اسرار تجاری هستند و لیسانسگیرنده متعهد به حفاظت از آنها میشود. در برخی دیگر از لیسانسها، عبارتی، تحت عنوان استفادههای مجاز، وجود دارد که لیسانس گیرنده تنها مجاز به اجرای موارد مشخص شده خواهد بود[۱۷۶].
به عقیده بسیاری چنین رویکردی در تضاد با حمایت سنتی قانون کپیرایت میباشد و قانون کپیرایت هرگز با مالکیت فیزیکی کپی آثار حمایت شده، پیوند برقرار نمیکند حتی در برخی از قوانین ملی، کشورها بین مفاهیم حقوق اثر و حقوق نسبت به کپی اثر تمایز قائل شده اند و قرار دادن چنین شروطی در قراردادهای لیسانس، در تضاد با اصول اساسی حمایت کپی رایت و روح این نوع از قوانین میباشد[۱۷۷].
بند دوم-حمایت بیشتر از محتوا
یکی دیگر از مشکلات به کارگیری حمایت کپیرایت در داده های سنجش از راه دور، خواست تولیدکنندگان این داده ها علاوه بر حمایت از بیان داده ها ، حمایت از خود محتوا یعنی اطلاعات راجع به زمین میباشد[۱۷۸]. تولیدکنندگان بر اساس معاهده کپیرایت وایپو به منظور حمایت از محتوا میتوانند از اقدامات حفاظتی تکنولوژیکی که استفادهکنندگان را از هر استفادهای غیر از موارد اجازه داده شده توسط مولف یا صاحب حق منع میکنند، استفاده نمایند. علاوه بر این اقدامات قانونی، قراردادهای لیسانس، توزیع آثار اشتقاقی[۱۷۹] ایجاد شده توسط لیسانس گیرنده را محدود میکنند. به طور مثال، لیسانسهای تصویر spot لیسانس گیرنده را از توزیع مستقیم یا غیر مستقیم آثار در سرزمین کانادا منع میکند. در اروپا، موضوعات بیشتری در رابطه با حمایت از محتوا در دستورالعمل اتحادیه اروپا و ماده ۷ آن بیان شده است. در بند ۱ ماده ۷ آمده است که استفاده کننده پایگاه داده از هر استخراج و استفاده مجدد از کل یا بخش عمده محتوا منع شدهاند.
به نظر میرسد اتخاذ چنین رویکردی در قانونگذاری و قراردادهای لیسانس به محدود شدن راههایی که داده سنجش از راه دور و اطلاعات میتوانند استفاده شوند و توسعه آهسته فعالیتهای تجاری منجر میشود[۱۸۰].
گفتار دوم-حمایت کمتر
گرایشهای قانونگذاری در تنگنا قراردادن حمایت کپیرایت در راستای توسعه حوزه عمومی و در دسترس قرار دادن اطلاعات به عموم به منظور برطرف سازی نیازمندیهای آنان با موضوعاتی چون نرم افزار آزاد منبع و لیسانسهای کپیلفت آغاز شد[۱۸۱].در ذیل به بررسی کارایی استراتژیهای فوق، در توزیع و استفاده از داده سنجش از راه دور میپردازیم.
بند اول-حوزه عمومی
حوزه عمومی به فضایی که حقوق مالکیت فکری یا به دلیل منقضی شدن حمایت یا به دلیل اینکه موضوع، قابل تملک نبوده است و در آن حوزه به کار نمیرود، اطلاق میشود. همچنین صاحب حق نیز میتواند به منظور استفاده مجدد اثر توسط عموم، از حق خویش اعراض نماید. یک نمونه رویه دسترسی آزاد در رابطه با اطلاعات و داده های سنجش از راه دور، سیاست دولت ایالات متحده در دسترس قرار دادن بدون محدودیت داده های سنجش از راه دور ایجادشده توسط نهادهای دولتی در راستای تحقق نیازمندیهای استفادهکنندگان میباشد[۱۸۲]. گروه های امریکایی اعلام کردهاند که داده های لندست باید با چنین شرایطی در سراسر جهان در دسترس قرار گیرند. این مسئله دارای اهمیت زیادی است چرا که بیشتر ماموریتهای سنجش از راه دور و تجاری سازی این داده ها با قیمت پایین یا مجانی صورت میگیرد که همین امر در بلند مدت میتواند توسعه بازار چنین فعالیتهایی را منجر میشود[۱۸۳] .
بند دوم-آزادی ایجاد آثار اشتقاقی
به منظور استفاده وسیع از داده های سنجش از راه دور و دستیابی به دیدی درست از ارزش واقعی آن، توسعه بازارهای ثانویه فعالیتهای تجاری ضروری است. توسعه لیسانسهای کپیلفت[۱۸۴]به خصوص در بخشهای تجاری و استفاده از این اطلاعات میتواند این امر را تسهیل کند.
شرط کلیدی در این لیسانسها، مجوز تولید و توزیع بیشتر آثار اشتقاقی ایجاد شده از طریق پردازش داده های منتقل شده میباشد. چنین رویکردی قوانین کپیرایت موجود در زمینه آثار اشتقاقی را تقویت میکند. این آثار به شرط داشتن مجوز از صاحب اثر، مستقل از اثر اصلی حمایت میشوند. در نتیجه، اطلاعات تولید شده به کمک داده های انتقال یافته از طریق لیسانس، اثر اشتقاقی محسوب میشوند و لیسانسگیرنده از حق توزیع آنها به عنوان حق مادی بهرهمند میشود.
امروزه نمونه های مشابهای در رویه وجود دارد چون داده های ایجاد شده توسط ماهواره های منابع زمینی چین_برزیل که میتوانند توسط ایستگاههای مجاز دریافت شوند و بدون هیچ محدودیتی توزیع شوند[۱۸۵].
به نظر میرسد اتخاذ چنین رویکردی با توجه به این موضوع که حقوق مصرف کننده در حمایت کپیرایت بایستی از اهمیت یکسانی نسبت به حقوق مولف برخوردار باشد و اینکه بازار داده های سنجش از راه دور بر اساس رابطه با مصرفکننده شکل میگیرد، نامناسب خواهد بود. در نتیجه، استفادهکنندگان این داده ها باید از حمایت کپیرایت به منظور توسعه این صنعت بهره ببرند[۱۸۶].
به طور کلی، امروزه داده های سنجش از راه دور در انجام بسیاری از فعالیتها دخیل هستند، بنابراین باید به شکل مناسب مورد حمایت قرار گیرند. کپیرایت، بهترین روش برای حمایت از داده های خام نمیباشد اما، داده های پردازش شده و اطلاعات تحلیل شده را میتواند مورد حمایت قرار دهد. ذکر این نکته ضروری است که کپیرایت از محتوای اثر حمایت نمیکند بلکه به حمایت از بیان مولف که محتوا را شکل داده میپردازد. در راستای توسعه سیستمهای ماهوارهای تجاری سنجش از راه دور، نیز باید تعادلی بین منافع بازیگران متنوع این بخش صورت پذیرد. به منظور تحقق این هدف، حمایت بیش از حد داده ها باعث بسته شدن راه استفاده از داده ها میشود لیکن حمایت کمتر و دادن حقوق بیشتر به استفادهکنندگان حیاتی به نظر میرسد چرا که چنانچه استفادهکنندگان از خرید داده، منصرف شوند دیگر توسعه فعالیتهای سنجش از راه دور غیر قابل تحقق میشود.
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
همانطور که در فوق بیان شد، در اعطای حقوق انحصاری مالکیت فکری به داده های سنجش از راه دور بایستی تامین منافع دیگر بازیگران این عرصه چون عموم مردم و استفادهکنندگان لحاظ شود. در همین راستا و بررسی شیوه های توزیع این داده ها، به موضوع داده و انتشار اطلاعات میپردازیم.
مبحث اول-داده و انتشار اطلاعات
گفتار اول-اصول سنجش از راه دور سازمان ملل
هیچ از یک موافقتنامههای موجود دو جانبه و چند جانبه در خصوص سنجش از راه دور اشارهای به وضعیت داده و اطلاعات ننمودهاند و این موضوع را به سیاستهای دول و سازمانها واگذار نمودهاند. همچنین مکانیسمهای مدیریت داده که در سطح سازمانهای بین المللی ایجاد شدهاند، به نوع خاصی از داده یعنی داده های هواشناسی و مرتبط با تغییرات آب و هوایی محدود شدهاند. در نتیجه، این موارد راهنمایی مناسبی را در ایجاد اصلی کارامد در انتشار داده های سنجش از راه دور فراهم نمیکند[۱۸۷]و همانطور که در فصل پیشین عنوان شد تنها مقرره با ویژگی جهانی در رابطه با گردش این نوع اطلاعات، اصول سازمان ملل میباشد. گرچه این اصول فیالنفسه منبع الزام آور حقوق بین الملل نمیباشند لیکن از منابع حقوق عرفی محسوب خواهند شد[۱۸۸] و بیانکننده همکاری بین دولتهای سنجشگر و سنجش شده را میباشد.
البته این اصول، خود، دارای نواقصی هستند و به موضوع تعادل منافع و تبادل داده ها اشاره نکردهاند و شرایط دسترسی منصفانه به داده ها، مبهم میباشد و به موضوع الزامات خاص شرکتهای خصوصی فعال در این حوزه نپرداختهاند. در واقع، این ابهامات به مشکلات به کارگیری اصول، دامن میزند[۱۸۹]. در اصول، در خصوص همکاری بین دولتها از عباراتی چون هر جا امکان پذیر است و رابطه متقابل استفاده میکند در نتیجه فاقد ویژگی کارامدی میباشد. کلیگویی این اصول، نیاز به ایجاد چارچوب اجرایی الزام آور در سطح بینالملل را نشان میدهد. از جمله ایدهها در این زمینه وارد کردن اصول در یک کنوانسیون خاص میباشد.
گفتار دوم-نمودهای کنونی انتشار اطلاعات
بررسی رویه های کنونی اتخاذ شده دسترسی به داده های سنجش از راه دور در سازمانهای خصوصی و بین المللی، در دستیابی به یک رویکرد جدید در این مسیر کمککننده خواهد بود.
بند اول-سیستم انتشار اطلاعات داده های هواشناسی سازمان جهانی هواشناسی
سازمان جهانی هواشناسی (WHO) قطعنامهای را در خصوص تبادل داده های هواشناسی و داده های مرتبط با آن چون محصولات دربردارندهی راهنمایی در فعالیتهای تجاری هواشناسی را تصویب نموده است که شامل ۳ مرحله ذیل میباشد:
۱-اصل دسترسی نامحدود و رایگان به داده های ضروری که در توصیف دقیق وضعیت آب و هوا، ضروری هستند.
۲-تبادل آزاد داده و تولیدات مورد نیاز در تثبیت برنامههای جهانی این سازمان در سطح جهانی مشروط به حفظ توانایی دولتها در قرار دادن شرایط توجیهپذیر در صورت صادرات مجدد به غیر از کشور دریافتکننده و با اهداف تجاری
۳-دسترسی آزاد و بدون محدودیت به تمام داده های تبادل شده تحت نظر و حمایت سازمان جهانی هواشناسی در راستای اهداف آموزشی و پژوهشی و بدون استفاده تجاری[۱۹۰]
اهداف و چشمانداز متفاوت اعضای سازمان جهانی هواشناسی در رابطه با انتشار اطلاعات به همراه نوع جمله بندی استفاده شده در قطعنامه منجر به تفسیرهای متفاوتی از این مواد شده است به گونهای که در حال حاضر، تنها اطلاعات اساسی در اختیار گذاشته میشود. دولتها از اختیار تام در خصوص در دسترس قرار دادن اطلاعات بهرهمند هستند و همین امر منجر به رفتارهای متفاوتی مثل قیمتهای متنوع داده ها از سوی کشورهای مختلف میشود[۱۹۱].
بند دوم-آزادی فعالیتهای اطلاعاتی و انتشار داده ها و اطلاعات سنجش از راه دور
یکی از منابع مهم که در زمینه دسترسی به داده سنجش از راه دور به خصوص داده های زیستی قانونگذاری کرده است، قانون ملی حاکم بر آزادی اطلاعات و دسترسی به داده های عمومی است. مقررات آن شامل شرایط دسترسی به داده و اطلاعات به دست آمده توسط دولت و نهادهای خصوصی از طرف دولت است. در هنگام بررسی مقررات این قانون مفاهیم مالکیت و استفاده در تعیین شرایط دسترسی به داده ها از اهمیت شایانی برخوردار میباشند، البته رویکرد نسبت به این موضوعات در کشورهای مختلف، متفاوت میباشد. موضوعات این قانون شامل اطلاعات، اسناد و مدارک میشود که هر کشوری تفسیر خاص خود از این موارد را دارد. به طور مثال، دامنه تعریف مدارک در کانادا وسیع و شامل کتاب، نقشه، طرح، ترسیمات، آثار گرافیکی و تصویری، عکس، فیلم،میکرو فیلم، آثار صوتی، آثار تصویری، مدارک خوانا توسط ماشین و نامههای غیر رسمی و دیگر اسناد، صرف نظر از شکل فیزیکی و خصوصیات آن و هر کپی از آنان میشود[۱۹۲]. تمام این قوانین ملی دارای استثنائاتی در دسترسی به اطلاعات میباشند به طور مثال قانون ایالات متحده امریکا دارای ۹ استثناء میباشد. از جملهی این استثنائات میتوان به موارد ذیل اشاره نمود:
هنگامیکه امکان دسترسی به اطلاعات از طرق دیگر وجود داشته باشد، در صورت انتشار آینده اطلاعات، در موارد دفاع و امنیت ملی و نگرانی در خصوص دسترسی به اطلاعات شخصی دیگر افراد[۱۹۳].
غیر از قوانین ملی قانونگذاریهایی در سطح اتحادیه اروپا در این زمینه وجود دارد:
الف-مقررات در رابطه با دسترسی به اسناد پارلمان، کمیسیون و شورای اروپا در سال ۲۰۰۱
ب-دستورالعمل استفاده مجدد از اطلاعات بخش عمومی سال ۲۰۰۳
ج-دستورالعمل پارلمان و شورای اروپا درخصوص زیرساخت برای اطلاعات فضایی در جامعه اروپا INSPIREسال ۲۰۰۷. این دستورالعمل تلاشی در راستای حفظ، ذخیرهسازی و در دسترس قرار دادن اطلاعات فضایی میباشد[۱۹۴].
نتیجه مهمی که از بحث به دست میآید اینست که در بیشتر این مقررات، دسترسی نامحدود به اطلاعات کسب شده توسط دولت و نهادهای دولتی است و در بیشتر قوانین ملی، دسترسی به اطلاعات بخشهای عمومی به رسمیت شناخته شده است.
بند سوم-رویه در خصوص قراردادهای لیسانسهای بین سازمانها بین المللی و شرکتهای خصوصی
تعداد زیادی از نهادهای دولتی و سازمانهای بین المللی در کنار شرکتهای خصوصی ،شرایط خاص لیسانس در خصوص دسترسی و توزیع داده های سنجش از راه دور را دارا میباشند که لزوما منطبق با مقررات دولتی دسترسی به داده های عمومی نمیباشند[۱۹۵]. به طور کل، روش توزیع داده میتواند به دو دستهی عمده تقسیم شود.
دسته نخست، انتخاب و انتساب توزیعکنندگان برای یک ناحیه و محصول خاص میباشد و دسته دوم، لیسانس داده و اطلاعات به صورت مستقیم با استفادهکننده نهایی میباشد[۱۹۶]. در ذیل به بیان برخی از قراردادهای لیسانس از هر دو نوع دسته بندی پرداخته میشود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:46:00 ق.ظ ]




انقلاب رویا نیست، یا چیزی محقق نشده و یا چیزی که با خیانت به خودش محقق می‌شود، مفهوم انقلاب نه در راهی که در یک ساحت اجتماعیِ ضرورتاً نسبی عهده‌دار می‌شود بل در شور و شوقی است که مفهوم انقلاب همراه آن بر یک سطح درون‌ماندگاری مطلق اندیشه می‌شود. مسئله در اینجا نه بر سر تفکیک تماشاگر از بازیگر بل تمایزی درون خود کنش است، آنگاه که «وضعی از امور» و «رویداد» از هم متمایز می‌شوند (دلوز و گواتری، ۱۳۹۱ : ۱۳۶-۱۳۷). در نتیجه انقلاب رویداد یا کنش است و تغییر و شدن‌های در جا.
انقلاب «شدن»‌ است، شدن‌هایی که ملتی را ذیل احساس واحدی گرد هم می‌آورد. طرقِ شدن‌های افراد ملت در لباس یک فرد متحد، از هم متفاوت است. برای نمونه گویی رویارویی با یک الزام یک فرمان یا یک نیروی عمل‌گر است که افراد یک ملت را زیر یک پرچم گرد هم می‌آورد. انقلابی -شدن، کنشی-شدن ، هنگام اتصال ذات‌ها یا نسبت‌هایی که بر اثر یک رویداد محض یا شور و شوقی خاص، با هم هماهنگ شده‌اند و با هم رخ می‌دهند. فردی می‌تواند اجتماعی باشد که در قالب یک ملت گنجیده است. اینجا می‌خواهیم از انقلاب یا گردهم آمدن یک ملت ذیل یک بدنِ واحد زیر نفوذ شور و شوق یک اثر هنری صحبت کنیم. سارتر می‌گفت با قدرت مفهوم آفرینیِ یک اثر هنری می توان یک جمع را گرد هم آورد. در این بحث با تکیه به شور و شوقِ یک اثر بزرگ می‌توان ملتی یا مردمی را گِرد هم آورد. در انقلاب علاوه بر شدن‌های فردی یک واقعه جمعی هم به وقوع می‌پیوندد. افراد مختلفی برای رسیدن به آرمان واحدی با هم میثاق می‌بندد که این میثاق لزوماً الهی و دینی نیست. ماحصلِ انقلاب حفظ این گرد هم‌آمدن‌ها و در آغوش‌گرفتن‌ها و نیز ارتعاش‌ها ذیل یک نیرویِ عمل‌گر است. «یادبود چیزی را که اتفاق افتاده در یادها زنده نگه نمی‌دارد، یادبود احساس‌های پایداری را که رویداد را باعث شده بود، به گوش آیندگان می‌سپرد» (deleuze & guattari, 1994: 177). با این تداوم رنج مردان و زنان و نیز اعتراض‌هایشان و پیکارشان از نو زنده می‌شود. پیروزی انقلاب، درونی یا درون ماندگار است. پیروزیِ هر انقلابی در اتصال‌های جدیدی ابقا می‌شود که در بین مردم رقم می‌زند، حتی اگر این پیوندها دوام چندانی نداشته باشد. حتی اگر میثاق‌هایی که در انقلاب بسته می‌شود، دوام نیاورد. خود انقلاب به واسطه همان «شدن‌هایی» که با آن «شور» بر انگیخته شده است باقی می‌ماند. شور و شدن‌هایی که در لحظه انقلابی مردان و زنان را فرا می‌گیرد، همواره نزد آنها حضور دارد و هیچ وقت از بین نمی‌رود، حتی اگر تمام مصالح آن انقلاب از هم بپاشد. انقلاب مد نظر دلوز نه از جنس انقلاب کاپیتالیستی و نه از جنس انقلاب سوسیالیستی است. انقلاب به معنای عملگر یا کنش‌گر شدن است، به تعبیری انقلاب، «آفریدن» است، زیرا همان گونه که گفتیم انقلابی-شدن، کنشگر-شدن است. هنگامی که مناسبات قدرت، مناسباتِ اثر گذاری و اثرپذیری در چارچوب شاکله‌های حسی-حرکتی باشند یا بخواهند محدود به آنها بمانند، ما را در مقام واکنش‌گر در می‌آورد. بنابراین برای نمونه، در زمینه هنر عمل‌گر می‌شوی تا اثری خلق کنی که در زنجیره مناسبات قدرت، اثر گذاری و اثر پذیریِ اهداف کاپیتالیستی و سرمایه‌داری نیفتد.
مقاله - پروژه
خصوصیاتی که دلوز به جهتِ پایداری و حفظ کردنِ احساس، به اثر هنری اصیل می‌بخشد، آن را همپایه حفظ کردنِ شور و شدن‌های انقلابی قرار می‌دهد. در حقیقت همان حس و حالی که قرار است با یک انقلاب حفظ شود، و همان، هم آوایی و هم‌طنینی که بین زنان و مردان رنج دیده انقلابی قرار است برقرار شود، با اثر هنری هم ممکن است روی دهد. انقلاب، حفظ می‌کند و کار اثر هنری هم همین است. «حفظ کردن احساس و گردآوردن مردم-در-راه[۳۵۶] »؛ «مردم –در-راه» نه آینده به مفهوم زمانی؛ بلکه به مفهوم راه‌های جدید و تا به حال نیازموده است. دلوز درباره معماری می‌گوید: «معماری همیشه یک فعالیت سیاسی بوده است و هر معماری جدیدی البته به نیروهای انقلابی وابسته است. شما می‌توانید معماری را در حالی که نیاز به «مردم –در- راه» یا مردم دارد درک کنید، حتی اگر معمار انقلابی نباشد. «مردم- در- راه» همیشه موج جدیدی خواهد بود. یک تای جدید در پارچه‌ی اجتماع: هر کار جدید یک روش جدید لایه‌گذاری است که با ماتریال جدید هماهنگ می‌شود» (deleuze, 1995: 158)، بنابراین آینده نه آینده زمانی؛ یا «مردم-در –راه» می‌تواند همان ارائه یا القای قاعده‌ یا امکانی برای گرد هم آمدن باشد.
هنر اصیل بنابرماهیت انقلابی است زیرا می تواند سوژه هایی را برسازد که وقتی به ساحت اجتماعی تزریق شدند قادر به خارج کردن قواعد و الگوهای سیاسی و نهادهای سیاست گذار برای هنر باشند و کالبد اجتماعی هنر را به راه‌های‌ تازه سوق دهند.
«مردم – در – راه»[۳۵۷] به طور کامل‌، اصطلاحی برای ورای مرزهای انسان است. جایگزینی برای تعریف انسان است، یا راهی برای دسترسی به فرا انسان. زیرا «هیچ اثر هنریی وجود ندارد که مردمی هنوز –ناموجود و در راه را فرا نخوانده باشد» (دلوز، ۱۳۹۲ (ج): ۴۹۷). فراانسان همین انسان در قطع بزرگتر یا به تعبیری ابرانسان نیست، انسانی نیست که از لحاظ دینی والایش یافته است. فراانسان انسانی است که از این مفاهیم اولیه تعریف انسان می‌گذرد، کسی است که ارزش‌های تکراری و بی‌اثر را می‌شکند و در حال آفریدن ارزش‌های نو و امکان‌های تازه‌ای برای زندگی عمل‌گرانه است. زندگی‌ای که رسیدن به توان بالاتر و یا رسیدن به احساسی دیگر را هدف قرار می‌دهد، فراانسان در معرض توانِ استحاله قرار می‌گیرد. فراانسان به دنبال راه‌هایی برای دیگرگونه احساس کردن است. «شدنی دیگر، حساسیتی دیگر: فراانسان» (دلوز، ۱۳۹۱ (الف): ۱۲۲). انسانی انعطاف‌پذیر و در حال دگردیسی که شیوه‌هایی دیگری برای اندیشیدن، ارزیابی‌کردن را بر می‌افرازد. بنابراین سنخ فراانسانِ متفاوت از انسان، مراد از آن انسانی برتر نیست، بلکه در جست و جوی ارزش‌ها و الگوهای تازه بودن است. می‌توان در ارتباط با «مردم-در –راه» به جای فرد، یا سطح انفرادی از جمع هم صحبت کرد. مسئله در این جا این است: «چگونه افراد می‌توانند به ترکیب‌بندی با یکدیگر وارد شوند تا به فردی والاتر شکل دهند؟ چگونه یک هستنده می‌تواند هستنده‌ای دیگر را به جهان خودش بیاورد و توأمان نسبت‌ها و جهان هستنده‌ی دیگر را حفظ کند یا به آن‌ها احترام بگذارد و در نهایت سنخ‌های متفاوت جامعه‌پذیری از این حیث چیستند؟» (دلوز، ۱۳۹۲ (ب): ۱۳۶). بنابراین دلوز ترکیب‌بندی امور کثیر را در وادی اجتماع به واسطه‌ اثر هنری، برای رساندن آنها به فردی والاتر به همان مفهوم ابر- انسانی، مطرح می‌کند.
در نتیجه افراد متفاوتِ کثیری را در یک واقعه که همان رویارویی با یک اثر هنری اصیل است، در عین تفاوت‌شان، با هم دارای وحدت می‌بیند. وحدتی که وحدت کثرت است، نه وحدتِ امور اینهمان، گویی افراد مختلف در یک فولد در هم تاخورده‌اند و گونه‌ی دیگری احساس می‌کنند. در یک کلام، اگر چه هنر و فلسفه یک ملت را به طور مستقیم و بی‌واسطه بنیان نمی‌نهد، اما پیشاپیش از ظهور یک ملت یا «مردم -در راه» خبر می‌دهد. مردم، سلسله‌ای از ذات‌ها هستند که هرکدام در مقام یک ذات ناب، می‌تواند حضور ذات‌های دیگر را حس کنند. از آن‌رو که با ذات‌های دیگر با رزنانس ارتباط پیدا کرده‌ و بین آنها رابطه برقرار است. به این تعبیر دیگر دلوز با نمایش همگانی مردم چه در نمایش رئالیستی آن و چه به صورت مستقیم با انتخاب عناوین خاص برای آثار و به صورت مستقیم با تولد یک ملت امریکا و با ظهور پرولتاریا در سینمای روسیه موافق نیست. او درباره رویای امریکایی در باره تولد ملت- تمدن آمریکایی می گوید: یک دیگ جوشان وجود دارد که همه اقلیت ها در ان به هم آمیخته می شوند و از آن رهبرانی سر بر می آورند که توان واکنش به تمام موقعیت ها را دارد» (deleuze, 1986: 148) از طرف دیگر با گرد آوردن همه مردم زیر مفهوم یا شعار واحد مخالف است. او معتقد است تنها هنرمندان بزرگ در قیاس با هنرمندان عامه پرداز هستند که می‌توانند مردم یا یک ملت را فراخوانند آنهم نه ذیل یک مفهوم. به گفته دلوز «هنرمندان بزرگ می توانند مردم را فراخوانند نیاز آنها برای یکی شدن و به وحدت رساندن در رأس کاری است که آنها انجام می‌دهند. کارِ آنها خلق کردن یکی یا وحدت نیست و نمی‌توانند آن را انجام دهند: هنر تداوم است: تداوم مرگ، بردگی، شرم و رسوایی که هر کدام حالت‌ها و کیفیت‌های احساس ناب‌اند. اما ملت یا مردم نمی‌تواند درباره هنر نگران نباشد. اینکه چگونه ملت خلق می‌شود با منابع آنها صورت می‌گیرد، اما از طریق روشی که به چیزی در هنر مربوط ‌شود» (deleuze, 1995: 174). این فراخوانی مردم، به نظر هم کنشی سیاسی است و هم زیباشناسی. اثر هنری به عنوان کنش زیباشناسی به این جهت فعالیتی سیاسی هم تلقی می‌شود.
از نظر هایدگر هنر بزرگ مردمی را یا ملتی را باید گرد هم آورد، هنری که هنگام مواجهه با آن، در سیطره کَسان و تجربه با دیگران بودن، معنا می‌یابد. هنری که یک صدای واحد را برای نظام آرمانی و ایده‌آل منعکس کند. دلوز همان‌طور که گفتیم از فراخواندنِ «مردم- در – راه» توسط هنر و فلسفه یاد می‌کند. مردمی که در مواجهه با واقعه یا رویدادی، همه دارای هویت/اینهمانی واحدی شده‌اند، اما امکان متفاوت بودن آنها از ایشان سلب نشده است. بنابراین ملتی که هایدگر ارائه می‌دهد نواقصی دارد که دلوز آن‌ها را رفع می‌کند Sholtz,2009)). این ملت هایدگری همه زیر یک صدای واحد گرد هم می آیند. یعنی در حقیقت ملتی تک صدا است. ملت، نزد او یکی را به دیگری ترجیح دادن و همگان را ذیل یکی گنجاندن است. دلوز و گواتری در این باره می‌گویند: «تمام مفاهیم یک منطقه خاکستری و تمیزناپذیری هستند که برای یک لحظه مبارزان بر زمینه با هم قاطی و در هم می‌شوند و چشمان خسته متفکران یکی را در ازای دیگران اشتباه می‌گیرند. نه تنها آلمانی‌ها را به جای یونانی‌ها که فاشیست را به جای خالق اگزیستانس و آزادی در نظر می‌گیرند» (deleuze &guattari, 1994: 109). به عبارتی در هم شدن مبارزان در روی زمین یا زمینه، اشاره به پیکار زمین و جهان نزد هایدگر دارد و طرح یا گشتالتی که به روشنی باید از این تنش بیرون بزند، اما دلوز به آن انتقاد وارد می‌کند. از این جهت که نمی تواند به خوبی به شکل دادن یک فرم یا یک جهان یا گشتالتی و سازماندهیِ درست، از دل این آشوب پس زمینه و مبارزه بین این دو شکل دهد. نمی‌تواند به نحوی به این پیکار سامان دهد که همه مبارزان و صداها را در عین تعارض، به نحوی هماهنگ با هم در نظر بگیرد. بنابراین یک طرح واحد یا یک موتیف را سرانجام بر روی زمینه تحقق یافته و آرمانی می‌یابد و در ازای آن یکی را به جای همه اشتباه می‌گیرند. این گونه است که ملت واحدی را به رغم همه تفاوت‌ها و توان‌های متفاوت زیر یک مفهوم واحد گرد می‌آورد، و به وحدت همه زیر چتر یکی فکر می‌کند، نه وحدت در کثرت یا کثرت در وحدت در هم تاخورده. اما ملتی که منظور دلوز است، از تا بازکردنِ امکان‌های تازه است که در اصل همان «مردم-در-راه» است و البته این ملت یا آینده زیر یک صدای واحد (برای نمونه یک اثر هنری اصیل که توسط هنرمندی با ذاتی وصف‌ناپذیر آفریده شده است) گرد هم آمده‌اند. با این وجود؛ هر کدام یک صدای واحد، را به توان خود یا متناسب با ضرباهنگ وجودی خود به نوا در می‌آورد، در عین حال با افراد دیگر هم در ارتباطند. قرار است، ضمن اینکه هر کس آهنگ و ریتم خود را به صدا در می آورد با افراد دیگر هم ارتباط و هماهنگی بیابد. اینجا یک ارکستر پلی ریتم اتفاق می‌افتد. ضمن اینکه ریتم‌ها یا ضرباهنگ‌های وجودی افراد متعددند، در نهایت با هم هماهنگ می‌شوند. این ارکستر هم همواره رو به سوی ریتم‌های تازه گشوده است. تصور کنید هر یک از افراد ریتم خاص خود را دارند و هر یک از افراد با فرد دیگر یا نیروی دیگری جفت شده است و با هم در ارتباط هستند. به عبارتی هر یک ریتم خود را در ارتباط با دیگری تنظیم می‌کند. به علاوه این دوگانه‌های ولو متضاد قرار است در یک سلسله بزرگتر نیز با یکدیگر هماهنگ شوند. علاوه بر اینکه هر دوتایی به هم پاسخ می‌دهند و تنظیم می‌شوند، هنگام قرار گرفتن در آن سلسله بزرگتر با آن سلسله هم تنظیم می‌گردند. تصور کنید آن سلسله بزرگتر خود در یک سلسله بزرگتری جذب و ادغام شود. مرتب لازم است این هماهنگی صورت بگیرد. برای اینکه هماهنگی صورت بگیرد لازم است هر کدام از این دو جفتی‌ها و هر ترکیب از دو ریتم به روی ریتم دیگر و تغییرات آن گشوده باشد. هر صفحه ترکیب‌بندی چه ترکیب‌ افراد کثیر باشد و چه ترکیب اجزا، عناصر و پاره‌های اشتدادی باید رو به سوی تغییرات نو گشوده باشد.
- دلوز و هنرمعاصر
در بخش پایانی این رساله ابتدا نظر دلوز درباره هنر مفهومی به خصوص درباره جوزف کاسوت را بیان می‌کنیم و سپس وارد بخش نتیجه می‌شویم. دلوز با عطف توجه به احساس، نگاه مثبت چندانی به هنر معاصر به خصوص هنر مفهومی ندارد. از میان آثار و جملات وی می‌توان به این نتیجه رسید که هنر مدرن دلمشغولی اصلی وی است. از این رو به تشریح آثار بسیاری از هنرمندان مدرن می‌پردازد. در کل آثار وی می‌توان عطف توجه جدی به کله، موندریان، کاندینسکی، پولاک، سزان و نیز به طور ویژه بیکن را دید. همچنین در میان جریان‌های مدرن انتزاع مطلق کمالِ مطلوب برای ایشان محسوب نمی‌شود.
توجه هنر مدرن به احساس، صورت غیرجسمانی آن را در نظر دارد، زیرا که احساس را در ناب ترین صورت آن به کار می برد. احساس مانند نور در ماده پدیده شناسی است؛ یعنی شرط ظهور و پدیداری اشیا و اعیان و اشخاص است. عامل پیدایی احساس در خود ماده است. یعنی ماتریال و مواد خامی به مدد نیرو یا جلوه اسرار آمیزی که در خود دارند احساسی را در هنرمند بر می انگیزند. با این توضیح مختصر ، باید گفت هنر مفهومی به اندازه هنر مدرن قادر به کاربرد احساس و بهره‌گیری از آن در خلق سطح ترکیب‌بندی زیباشناسانه نیست. دلوز می‌گوید: هنر مفهومی از ماده (احساس) استفاده می‌کند و به قاعده باید با احساس هم سروکار داشته باشد، اما به خطا می‌خواهد مفهوم خلق کند. هنر مفهومی در حدِ هنر مدرن، با سطح ترکیب‌بندی زیباشناسانه سروکار ندارد و به ترکیب‌بندی خنثی و بی‌مایه بسنده می‌کند. در اینجا به معرفی یکی از معروفترین هنرمندان مفهومی می‌پردازیم که مد نظر دلوز هست. جوزف کاسوت[۳۵۸] متولد سال ۱۹۴۵م در تولدوی اوهایو، کارش را از نقاشی شروع کرد. بیشتر از آنکه آثار متعارف عرصه تجسمی را ایجاد کند، به عرصه زبان و گزاره‌های تحلیلی فلسفه علاقه داشت. کاسوت را شاید بتوان یک هنرمند -اندیشمند دانست که دیگر از زبان هنر استفاده نمی‌کند و در عوض دغدغه زبان را به حیطه هنر می‌آورد. کاسوت در حقیقت هم قلمرو و فرهنگِ نشانه در دهه ۱۹۶۰ و هم فلسفه تحلیلی را به هنرش آورد. در کار کاسوت، نشانه‌های زبانی؛ خودشان، پژوهش های تحلیلی را به سمت شرایط امکان‌شان به مثابه هنر سوق می‌دهند (Zepeke, 2009: 182). در واقع بررسی شرایطِ امکان نشانه‌های زبانی به مثابه هنر در نظر گرفته می‌شود.
کاسوت، در سال‌های اولیه، مجموعه آثار خود مانند یک و سه صندلی، یک و سه بیل و از این قبیل را خلق نمود. در مجموعه‌ای با عنوان هنر به اندیشمندانگی اندیشه[۳۵۹] معتقد بود هنر مفهومی است و ناب‌ترین تعریف هنر مفهومی، تحقیق و جست و جویی است، در بنیادهای مفهومیِ مفهومِ هنر. در این دوره تعاریف فرهنگ لغاتی واژگانی مانند بازنمایی، هیچ، معنا، آب، ایده را روی کاغذهای بزرگ عکس چاپ کرد. در همین سال‌ها قطعات نئونی‌اش را به وجود آورد. در مجله استودیو اینترنشنال نوشته‌ی «هنر در پی فلسفه» را چاپ کرد. به نظر او چون هنر معنا گرا، ایده پرور و مفهومی است می‌توانست جای فلسفه را بگیرد.
واژه هنر مفهومی ابتدا به ذهن این نکته را متبادر می‌کند که قصد دارد در حوزه هنر به تشریح یا آفرینش مفاهیم بپردازد. با مطالعه آثار هنرمندان مفهومی این نکته هر چه بیشتر بارز می‌شود که دغدغه‌های آنها کمتر آفرینش مفهوم در زمینه‌ی هنر و بیشتر به کارگیری بی‌واسطه ایده‌ها، معنا و نیز دریافت آنها توسط مخاطب است. همان‌طور که پیشتر گفتیم مفهوم و آفریدن مفهوم در نظر دلوز بحث بسیار عمیقی است و نمی‌توانیم توقع داشته باشیم که تمام هنرمندان مفهومی در این سطح مفهوم خلق کنند. جوزف کاسوت هم از این قاعده مستثنی نیست. به نظر می‌رسد دلوز معتقد است تنها فیلسوف مفهوم خلق می‌کند و وقتی هنرمندی ادعا می‌کند می‌توان برای هنر پایه‌های مفهومی پی ریخت، باید ادعای او را مورد تدقیق قرار داد تا مثل مفهوم‌زایی دوشان در زمینه هنر به ابتذال کشیده نشود (Zepeke, 2009: 182).
آیا دلوز ادعاهای کاسوت را که هنر مفهوم خلق می‌کند را قبول دارد؟ آیا به راستی هنر جای فلسفه را گرفته است و فلسفه دیگری کار چندانی برای هنر نمی‌تواند انجام دهد؟ به گفته دلوز هنر مفهومی، احساس با درجه پایین خلق می‌کند، اما مفهوم خلق نمی‌کند. به خصوص با اشاره به آثاری از کاسوت که خود شی، عکس آن و تعریف دایره المعارفی آن را در عکسی گرد هم می‌آورد، می‌گوید: «معلوم نیست این روش به مفهوم می‌ انجامد یا به احساس» (deleuze & guattari, 1994: 198). در هنر مفهومی به جای سطح ترکیب‌بندی زیباشناسی با سطح خنثی ترکیب‌بندی سروکار داریم که در آن حاضر آماده‌ها را به سطحی از اطلاعات فرو می‌کاهد. این سطح بیشتر مادیت‌زدایانه است، به این تعبیر که هنرِ مفهومی، تفاوت درجه‌ای سطح احساس را در نظر نمی‌گیرد. بنابراین زیاد به احساس ناب پایبند نیست، اما در عین حالی که به این تعبیر والا نیست، خنثی است، و بنابراین می‌توان گفت هنر مفهومی به صورت ماده‌زدایانه است، یعنی هم احساس را کنار می‌گذارد و هم از نوع بسیار معمولی آن را یعنی حس را در مقام یک محرک سریع به کار می‌اندازد. به تعبیر دیگر همه چیز را دارای حس می‌بیند. این رابطه زندگی و هنر به ابتذال می‌ انجامد، زیرا همه‌چیز تا بی‌نهایت قابل تکثیر و تکرار است. در حالی‌که برای دلوز احساس از شأن بالایی برخوردار است و قرار نیست هر چیزی در زندگی روزمره احساس بر انگیزد. تنها نشانه‌های خارق‌العاده احساس بر می‌انگیزند و هر لحظه هم این اتفاق نمی‌افتد.
در شرح یک و سه صندلی (تصویر ۱۳) با توجه به بستر فکری دلوز می‌توان گفت مواجهه با یک ابژه چون ساعت هم نزد هنرمند و مخاطب ، متعارف است، همچنین عکسِ ساعت نیز پناه بردن به ساحت امن کلیشه است. در نتیجه در اثر یک و پنج ساعت یا یک و سه صندلی ، حاضر آماده‌ها را کنار هم گذاشته است. همان‌طور که می‌دانیم نسب حاضر آماده‌ها به دوشان می‌رسد که با آثارش ظاهراً بیشتر هنر را به جایِ احساس به سمت مفهوم سوق می‌دهد. در این اثرِ کاسوت قضیه‌ها و تعاریف نیز منطبق با عقاید رایج اجتماعی و نیز یک کلان شهر امریکایی است، بنابراین اگر ادعای
تصویر ۱۳: یک و سه صندلی، جوزف کاسوت، ۱۹۶۵، منبع: http://www.wikiart.org/en/joseph-kosuth/one-and-three-chairs
مفهوم آفرینی داشته باشد؛ این مفهوم، متعارف کم مایه و نیز در حد یک عقیده و باور است. دلوز درباره این آثار کاسوت می‌گوید: «این‌ها همه تلاش فراوانی است برای یافتنِ «ادارک‌ها» و «اثر/احساس‌ها»ی متعارف در امر نامتناهی و فروکاستن مفهوم به عقیده بدن اجتماعی یا کلان شهر آمریکایی بزرگ» (ibid: 198) است. به این دلیل که سطح ترکیب‌بندی حاوی اطلاعات است. اطلاعات هم «مجموعه‌ای از دستورات بی چون و چرا، شعارها، و سوگیری هاست». (دلوز، ۱۳۹۲ (ج): ۴۹۳). این آثار گویای تجربه دیگری -شدن یا تجربه جهان‌های دیگر توسط هنرمند نیست. در این صورت همه چیز به عقیده و باور مخاطب بستگی دارد که این آثار را هنر بخواند یا نه. دلوز (و گواتری) با واژگانِ مخصوص هنر مفهومی، نوشتند صد حیف که مفهوم مورد نظر آنها (هنرمندان مفهومی)؛ خدمات و مهندسی اطلاعات را القا می‌کند (deleuze & guattari, 1994 : 11). زیرا بیشتر موارد در مورد هنر مفهومی به دوکسا، حیطه اصول و الگوهای جامعه یک کلان‌شهر ربط پیدا می‌کند و بیشتر در پی رساندنِ انتقال اطلاعات و … است که کاسوت خود خلق نکرده، بل اخذ نموده است. اطلاعات با ارتباطات ربط می‌یابد «اطلاعات یا به اطلاع داده شده است و یا به ما ابلاغ شده است و آن‌چه را به ما می‌گوید که قرار است باور کنیم باور کرده‌ایم یا به زور باور می‌کنیم» (دلوز، ۱۳۹۲ (ج) : ۴۹۳-۴۹۴). در اثر هنری هدف نه دادن اطلاعات و نه ایجاد ارتباطات است. بنابراین این حکم مارشال مک لوهان که «رسانه همان پیام است» به زباله‌دان نظریه‌پردازی ریخته می‌شود و خیال اصحاب هنر را راحت می‌کند. زیرا رسانه‌ها ما را به تماشاچیانی راکد و منفعل تبدیل می‌کنند و در مرتبه نخست در پی جذب مخاطب و دادن اطلاعات به او هستند. به نظر دلوز «اثر هنری ابزار ارتباط(ات) نیست، اثر هنری هیچ ربطی به ارتباط(ات) ندارد. اثر هنری حتی واجد ذره‌ای اطلاعات هم نیست» (همان: ۴۹۶). به همین دلیل هنر رسانه نیست که اطلاعات بدهد. اگر کاسوت هم مدام به دادن اطلاعات بسنده کرده است، آثار او از نظر دلوز سطح بالا نیست.
به نظر می‌رسد ادعاهای جوزف کاسوت در خلق مفهوم از نظر دلوز به عبث انجامیده است. از نظر دلوز هنر، مفهوم خلق نمی‌کند، اما در فلسفه اندیشیدن به خلق پرسوناژهای مفهومی می‌ انجامد و در هنر با از تا باز کردنِ فولدهای احساسِ ناب، به خلق ریتم و شخصیت‌های ریتمیک. این تفاوت هنر و فلسفه است. در حالی که کاسوت معتقد است هنر مانند فلسفه به وجه مفهومی، فکری و معنای اثر می پردازد. در اصل کار هنرمند چیزی نیست جز جست و جو در بنیاد‌های مفهومی هنر. با اتکا به توجیه دلوز ماحصل تفکر کاسوت چیزی مبهم است که احساس تکان‌دهنده و بی سابقه‌ی هنرمند به خلق آن منجر نشده است. به بیان ساده‌تر می‌توان حدس زد که کاسوت هرگز تجربه رویارویی با نشانه‌ای بی‌سابقه را از سر نگذرانده است و تمام تجربه‌های او به موارد عادی ختم می‌شود که بیشتر در اثر فلسفه‌بافی و نظریه‌پردازی بر او عارض شده است.
البته می‌توان گفت این ویژگی تمام جنبه‌های هنر مفهومی، را در بر نمی‌گیرد. هنر مفهومی محاسنی هم، مانند آزمونگری دارد. هنر مفهومی، راه‌های تازه را برای ترکیب‌بندیِ امور متفاوت فراهم می‌آورد. اما نمی‌تواند احساس را حفظ کند. البته وقتی احساس را حفظ نمی‌کند، مولفه‌های بسیار دیگری را با خود همراه می‌آورد. به این تعبیر که اصلاً به آن لحظه ناب آفرینش که مد نظر دلوز هست نزدیک نمی‌شود.
هنر مدرن با آفرینش؛ برگزیدن قاب و نیز ایجاد نسبت‌ها در سطح ترکیب‌بندی هنری، آشوب یا سیلان هنجارها را منجمد و کنترل می‌کند، یا سپر بلایی در برابر آنها برمی افرازد و امر نامتناهی را احیا می‌کند. اما هنرمند مفهومی از آشوب کلیشه‌ها، تعاریف هنجاری در فرهنگ لغات و نیز حاضرآماده‌های زبان ، همچنین از تصاویر آشنای اشیا و چیزها بهره می‌برد، بی‌آنکه مستقیماً راهی برای مقابله یا سپر بلایی برای دفاع در برابر آنها طراحی کند.
دلوز در دهه ۸۰ و ۹۰ نظر خود را نسبت به مینیمالیسم و نیز هنر مفهومی بیان کرده است و چندان به این جریان‌های جدید هنری روی خوش نشان نداده و به هریک ایراد گرفته است. مینیمالیسم از نظر دلوز مانند پدیده‌شناسی ادراک‌ها و دریافت‌های عادی را که در خدمت مقاصد منفعت‌طلبانه کاپیتالیستی است؛ تأیید می‌کند. بنابراین مینیمالیسم هم بنیادی پدیده‌شناسانه و هم فرآیندی صنعتی دارد، از هر دو جنبه مورد انتقاد دلوز است.
دلوز از نمونه‌هایی مانند “نمایش کاتالوگی از آثار به نمایش گذاشته نشده‌ی” سِت سیگلاب هم اشاره می‌کند و در این باره نیز معتقد است احساس را تقلیل داده‌اند. زیباشناسی دلوز متمایل به هنر مدرن است و گشودن راه‌های تازه را هم در همان عرصه هنر مدرن جستجو می‌کند. به هنر مینیمالیستی و مفهومی نیز بنا به دلایل پیش گفته انتقاد وارد می‌کند. بنابراین از جنبه‌هایی که دلوز به هنر معاصر نگاه می‌کند، اگر بخواهیم به ربط هنر معاصر و زیباشناسی او نگاه کنیم راه یا تونل ارتباط بسته است. اما دو راه متفاوت و متمایزِ کاسوت و دلوز در نگاه به مفهوم ، یا نقد دلوز به مینیمالیسم باعث نمی‌شود هیچ‌کدام از مفاهیم و پیشرفت‌هایی که دلوز در نحوه اندیشیدن ما به زیباشناسی باعث شده است، را نتوان به حیطه نقد هنر معاصر بسط داد. به خصوص اینکه می‌توان گشودن راه‌های تازه در هنر را به تعبیر دلوز ارتباط یا گشودن قاب هنر به خصوص نقاشی دانست. دلوز گشوده بودن یا ورای قاب رفتن در نقاشی را ویژگی باروکی هنر می‌خواند که در آن مرزهای هنر نامشخص می‌شوند و در هم می‌روند. در این صورت نقاشی وقتی باروکی می‌شود رو به سوی مجسمه‌سازی گشوده است که آن هم به برنامه‌ریزی شهری راه می‌دهد (deleuze,1993 :123 ). دلوز همچنین اشاره می‌کند، ممکن است در هنر انتزاعی نیز این رابطه بیناهنری را مشاهده کنیم. جالب این است که به ارتباط و وحدت دو هنر، نام پرفورمنس را می‌دهد. به این دلیل که بین هنرهای مختلف و تماشاگر ارتباط برقرار می‌شود. او در این باره می‌گوید:
«شاید ما در هنر انتزاعی مدرن سلیقه‌ای مشابه به برقراری ارتباط بین دو هنر را ببینیم بین نقاشی و مجسمه‌سازی بین مجسمه‌سازی و معماری که وحدت بین هنرها را به عنوان پرفورمنس می‌طلبند و تماشاگر را نیز به پرفورمنس می‌کشانند. اکنون تاخوردن و از تا بازشدن، در لفافه داشتن و از لفافه بازداشتن به عنوان پایه‌های ثابت این عملکرد هستند. همان‌گونه که در دوره باروک بود. تئاتر هنرها ماشین زنده و جاندارِ یک سیستم جدید است و مشابه همان چیزی است که لایب نیتس به مثابه ماشین بی‌گستره‌ای می‌داند که هر قسمت آن خود ماشینی است که به طور متفاوتی در ماشین بزرگتر تاخورده‌اند» (۱۲۴ deleuze,1993 :) .
پرفورمنس‌آرت در تاریخ هنر معاصر واژه آشنایی است. البته آنچه ما از پرفورمنس دریافت می‌کنیم بیشتر شامل گسترده گشوده آن رو به جهان و مخاطب است و یکی شدن هنرمند و مخاطب یا شرکت در یک دیدگاه یا چشم‌انداز را مد نظر داریم. اُ سالیوان می‌گوید: «پرفورمنس نامی است برای وحدت پارادکس‌گونه یک سریِ واگرا یا مسیری که دلوز آن را پرفورمنس می‌نامد. اگر چه این نام جدیدی در تاریخ هنر نیست اما آنچه ما از کاربرد این واژه می‌فهمیم به خصوص شرح فلسفی کنش‌های گستره‌ی جدید دهه ۱۹۶۰ به بعد است شرحی که در آن هنر مخاطب و جهان گسترده‌تر را در بر دارد» (o`sullivon, 2006 : 137). دلوز بر همین سیاق در یک پاورقی از مجسمه‌ساز سطح‌پردازی مانند کارل آندره صحبت می‌کند که مجسمه‌های او حجمی ندارد و در خدمت بیان یک جهان واحد نیست بلکه فضای بدون محدوده آثار او همه جهات را در بر می‌گیرد (deleuze, 1995: 160). بنابراین مشارکت دیگر هنرها و نیز مخاطب را می‌طلبد.
-دستاورد زیباشناسی دلوز و هنر معاصر
کسانی که حس نوستالژیک همیشگی‌شان در حسرت هنر مدرن به واکنش تبدیل شده است، اغلب بر این باورند که هنر معاصر چیزی برای گفتن ندارد. یا ادعای رادیکال‌تری را مطرح می‌کنند که هنرهایی از این دست اصلاً هنر نیستند. البته این نقد به شدت سردستی آنها همین‌جا این گونه پاسخ داده می‌شود که هنر همیشه نباید چیزی متعارف برای گفتن داشته باشد، و گرنه گرایش هنر برای هنر یکسره بیهوده می‌نمود. دوم اینکه اگر ما نتوانستیم هنری را یا گرایش هنری و ابعاد آن درک کنیم یا با چارچوب فکری خود همخوان ببینیم، مشکل از آن هنر نیست، باید این موضوع را برای همیشه در زندگی هنری‌مان ملموس کنیم که عدم درک خودمان از یک اثر هنری، فلسفی و … را سریع به نبود معنا، بی‌هویتی، بی‌ریشگی ، پوچی یک هنر یا یک جریان نسبت ندهیم. در مقابل، می‌توانیم بگوییم یک اثری را دوست داریم و یا دوست نداریم یا با آن موافقیم یا نیستیم. همان‌گونه که بسیاری گرایش “هنر برای هنر” را نمی‌پسندند و عده دیگری هم به جهت پیرایشی که این گرایش‌ها از وضعیت‌های سیاسی و اجتماعی داشته‌اند، آن را با عنوان بدنام توصیف می‌کنند. به همان صورت هم طبیعی است به سایر گرایش‌های هنری همین دیدگاه‌های ضد و نقیض وجود داشته باشد. طبیعتاً فردی که اثری یا گرایشی را دوست ندارد، بهتر است درباره آن سخنی نراند. اما به نظر ما هنر معاصر واجد ویژگی‌هایی است که می‌تواند در مواجهه با فلسفه معاصر به خصوص زیباشناسی دلوز، نیرو و توان خود را آزاد کند و دگردیسی یابد. به عنوان نوعی نتیجه‌گیری، سیالیت مفاهیم دلوز در حیطه هنر معاصر به روشنی قابل تصور است.
می‌دانیم هنر در پایان دهه ۱۹۶۰ در متن فعالیت‌های سیاسی قرار گرفت و هنرمندان به تدریج تجربه‌ی هنری را از حمایت رسمی مؤسسات هنری درآورده به متن جامعه کشاندند. در این راستا در اروپا و آمریکا این شاخه از هنر مفهومی به مباحث تبعیض نژادی، آزادی زنان و اختلافات طبقاتی می‌پرداخت.
در دهه‌ های ۱۹۷۰ سویه‌ی مبارز، چپ‌گرا و متعهد اجتماعی هنر بیش از پیش پررنگ شد. این زمان، نظریه‌پردازان نئومارکسیست‌‌ هنر، که با فروپاشی نظام کمونیسم ایده‌ی مبارزه‌ی طبقاتی نزدشان رنگ باخته بود، مفهوم «دیگری» را جایگزین ایده‌ی طبقه‌ی کارگر کردند. مبارزه‌ی حاشیه بر علیه جریان اصلی جای مبارزه‌ی طبقه‌ی پرولتاریا بر علیه بورژوازی را گرفت. هنر سیاسی هم بیش از آن که بیان موضوعات طبقاتی باشد، به نقد مسائل اجتماعی روی آورد. این گونه هنر اقلیت شکل پررنگ‌تر و گسترده‌تری به خود می‌گیرد. دلوز از ادبیات اقلیت و یا هنر اقلیت یاد می‌کند البته نه هنری که مربوط به حاشیه‌ها یا زنان و نیز سیاهپوستان است، بلکه هنر یا ادبیاتی مد نظر است که از بار قواعد مرسوم که عادت‌های دیدن و سخن گفتن ما را شکل می‌دهد، شانه خالی می‌کنند. هنر یا ادبیاتی که راه‌ها و نقشه‌های تازه را می‌آزمایند و به نوعی مسیر خطوطِ گریز، را از درون قواعد و اصول حاکم بر آفرینش‌های هنری و ادبی را پی می‌گیرند. این نوع هنر، ضرورتاً به دست افرادی اقلیت یا گروه های اقلیت صورت نمی‌گیرد. اما به هر تقدیر از مدار قواعد مرسوم هنری بیرون می‌ماند. در زیباشناسی دلوزی اثر های هنری تکین و منحصر به فردند و از رژیم های مختلف و قواعد یکسویه‌شان گسسته‌اند. بنابراین در این طرز تفکر سلسله مراتب هنرها جایگاهی ندارند و همه ژانرهای هنری با توجه به گشوده بودن به امکان ارتباط‌های تازه در یک سطح‌ قرار می‌گیرند. در هنر معاصر بسیاری از گرایش‌ها با همین هدف به وجود آمده‌‌اند. نمونه آشنا آثار و اجراهای رابرت اسمیتسون[۳۶۰] بیرون از گالری است. کارهای عظیمی که مرزهای حوزه تجسمی را به جغرافیا گشوده‌اند. شاید بتوان به آثاری از قبیل اسکله جتی در ایالت یوتا و جایگشت‌های آینه یوکاتان[۳۶۱] در صحاری آمریکای جنوبی اشاره کرد. آثاری که به طور حتم هم قواعد زیباشناسی و هم قواعد تجسمی را زیر پا گذاشته اند، اما به نحو دیگری آنها را به کار گرفته‌اند. شاید بتوان درباره آنها به جای زیباشناسی از عنوان جئو زیباشناسی[۳۶۲] یاد کرد یا به زیباشناسی در جغرافیایی نو اشاره کرد. به هر این آثار، بازه زیباشناسی را می‌گشاید.
در رابطه با نسبت بدن در اجراها در هنر معاصر و ربط با مباحث دلوز می‌توان به صورت غیر‌مستقیم سخن راند. از نقطه‌نظرهایی به صورت تحلیلی می‌توان هنرمندانی مانند آنا مندیتا[۳۶۳]، مارینا ابرامویچ[۳۶۴]، و ویتو آکونچی[۳۶۵] که بدن خود را به مثابه اثر هنری در نظر می‌گیرند، با مبحث بدن دلوزی مورد بازخوانی قرار داد. زیرا بدن این قبیل هنرمندان اغلب از جسم‌شان پیشی می‌گرفت (مزون روژ، ۱۳۸۹: ۲۴ ). بنابراین شاید بیشتر از بعد و امتداد ، به لحاظ اشتدادی مورد توجه قرار می گرفت. با توجه به این تغییر در کاربرد بدن نزد هنرمندان معاصر بسیاری از قواعد دیگر هم نقض می‌شد. هنرهای تجسمی از آثار مجسمه روی پایه و تابلوی هنری به نگاه به بدن روی بیاورد و بدن انسان جای بیشمار رسانه هنری را بگیرد. باید فضای فکری، سیاسی و اجتماعی برای این تحولات رادیکال آماده شده باشد و گرنه موج اعتراض‌های گوناگون در رابطه با هنر معاصر به راه می‌افتد. نمی‌توان این گرایش به بدن را یکسویه به فلسفه ربط داد و بعد از طی مراحل سخت و دشوار، و دقتی که دلوز بر سر تفکرش گذاشته است به آسانی بگویم تأثیر بحث بدن او بوده است، یا حتی با بهره گرفتن از بحث بدن در پدیده شناسی این تأثیر را گرفته‌اند. اگر بخواهیم نقاط مجاورت این اقدام را با خوانش پدیده‌شناسی همراه کنیم باید در این صورت به اهمیت خاصی که پدیدارشناسانی چون هوسرل برای نقش بدن در ادراک قائل بودند را به طور جدی گوشزد نماییم. این مسیر را می‌توان این گونه ترسیم کرد، بحث بدن نزد هوسرل در کتاب ایده‌ها و بعد مرلوپونتی و نیز سارتر، و در نهایت دلوز به صورت پیوسته ای مطرح شده است. با تأکید بر این اهمیت می توان با اقتباسی آزاد اهمیت بدن در هنرهای تجسمی و به خصوص هنر اجرا را نیز پی‌گرفت. به ویژه اجراهایی که در آن بدن، به تعبیری احساس‌های او را فرامی‌خوانند. بدنِ فراتر از ارگانیسم، میدان نیروهایی است که شدت و ضعف می‌یابند و بدن پدیداری زیر این بدن قرار دارد. با این توصیف، شکافی بین بدن به مفهوم پدیده شناسی و بدن دلوزی وجود دارد. اما همین شکاف دست ما را بازتر می کند تا با نور مفهوم بدن بدون اندام دلوز سراغ برخی هنرمندان برویم. هنرمندانی که با طرق مختلف تمرکزشان را روی اجرای بدنی یا بدنشان معطوف کرده‌اند و تلاش کرده‌اند با نیروی بدن خود را با نیروی بدن دیگری جفت کنند. برای نمونه ویتو آکونچی در یکی از اجراهای خود به نام محوطه مشارکت که به عنوان یکی از قطعه‌های دستورالعملی او است، چشم خود را می‌بندد و تلاش می‌کند با فرد دیگری که چشمان او نیز بسته است ارتباط برقرار کند و هر دو بتوانند تا حد ممکن رفتارهای هم را تقلید کنند. گرچه شاید این کوشش بی‌نتیجه می‌ماند اما نشان می‌دهد جفت‌شدن بدن‌ها از طریق نسبت‌هایی غیر از راه‌های متعارف چگونه صورت می‌گیرد (مارزونا، ۱۳۹۰: ۳۰). در گیری های دیگر ویتو آکونچی با تماشاگرانش نمونه هایی از دست است. موقعیت های شوکه آور، پرخاشخر رابطه دو گانه هنرمند و تماشاگر را رقم می زند و هر یک را به گونه ای تعریف می کند. هنرمند بدنی است که از محدوده‌های خود فراتر می‌رود و با موج بدن تماشاگرش تنظیم می‌شود.
هنر اجرا یکی از شاخه‌های هنر تجسمی است که بنا به مشابهت‌های بسیاری با تئاتر همخوانی بسیاری دارد. همان طور که پیشتر هم گفتیم دلوز در کتاب لایب‌نیتس و تا بعد از اشاره به واژه پرفورمنس بلافاصله به تئاتر هنرها اشاره می‌کند. رابطه‌‌ها و نسبت‌ها برای دلوز خیلی مهم است. به طوری که می‌توان از منظری زیباشناسیِ او را زیباشناسی ارتباطی خواند. هنرمند هنر اجرا نسبت‌هایی را اجرا می‌کند. نسبت‌هایی که در جهت همخوان یا ضد اهداف هنرمند قرار می‌گیرند. در هنر اجرا، (برای نمونه مارینا آبرامویچ، اغلب مخاطب را به واکنش دعوت می کنند)، به زعم ما مهم‌ترین کاری که انجام می‌شود خلق موقعیت‌ها و اجرای نسبت‌هایی است که در این موقعیت زاده می‌شود. البته مخصوصاً در جریان آسیب‌هایی که به بدن وارد می‌شود بی‌شک مخاطب و سیستم عصبی او خواه ناخواه تحریک می‌شود.
اغلب در این اجراها صحبتی از ناخودآگاه هنرمند به میان نمی‌آید، بلکه صرفاً نسبتها و امکانات موجود در جهان بیرونی وجود دارد و هنرمند آن نسبت را با ابزارها و امکاناتی که در دست دارد اجرا می کند. اجرا شدن این نسبت‌ها به طیف مخاطبان شکل می‌دهد. به این تعبیر این نسبت‌ها در هر اجرای به صورت جدید و تازه‌ای رخ می‌دهد. خود هنرمند این نسبت‌ها را ننهاده است بلکه بسته به اینکه در طرف دیگر این نسبت چه کسی یا چه چیزی قرار بگیرد واکنش و فضای متفاوتی ایجاد می‌شود. بنابراین هنر اجرا به این تعبیر در زمره هنر موقعیتی در می‌آید. در حقیقت نیروی اشیا و چیزهایی از جهانِ به اصطلاح آشوبناک است که هنرمند با قرار گرفتن در یک موقعیت، نسبتی را با آنها برقرار می‌کند. جهان آشوبناک روبروی هنرمند بدون برقراری نسبت‌ها همچنان ناخودآگاه باقی می‌ماند. در حقیقت ناخودآگاه به هیچ روی درونی نیست. همان موقعیت‌ها و نسبت‌هایی است که هنوز به تصرف هنرمند در نیامده اند.
به محض اینکه هنرمند، اجرا را شروع کرد گویی در پوستِ موقعیتی فرو رفته است و به طور همزمان از تخیل یا کنش تخیل برای مفروض کردن خود در نسبت‌های متفاوت بهره می‌برد. البته این امر درباره اجراهای تعاملی صدق می‌کند.
در این موارد در مرحله اول، قبل از نقش ناخودآگاه و تخیل در آفرینش هنری؛ صرفا این بدن است که در ارتباط با بدن دیگری قرار می‌گیرد. در اینجا دیگر با سمت و سو گیری ناخودآگاه درونیِ هنرمند سروکار نداریم. امری که همیشه گریبان گیر نقدهای تاریخ هنر بوده است و به محض دیدن اثری به ناخودآگاه (به تعبیر فرویدی کلمه) هنرمند مراجعه می شود، در این گونه اجراها زیر سوال می‌رود. در جو و فضایی که اجرا انجام می‌شود می توان احساس ها و تجاربی را که به صورت ناخودآگاه روی هم انباشته یا در هم فشرده شده اند را بیرون کشید. هنر رویدادی است که هر لحظه در حال ترکیب شدن نسبت‌ها و فروپاشی آنهاست. تنها ایرادی که می‌توان در باره هنر اجرا گرفت این است که این بده بستان بین هنرمند و مخاطب در برخی موارد با آسیب زدن، کارهایی عجیب و غریب و هیجان انگیزتر به شوک‌آوری هر چه بیشترِ این جو و فضا می‌ انجامد و بدان صورت نیست که تحول‌های اساسی رخ بدهد.
در مواقعی که در سمت دیگر هنراجرا شی قرار می‌گیرد، هم می‌توان به شرح بالا در مورد آن پرداخت. زیرا پیش تر توضیح داده ایم که بدن را نباید صرفا بدن انسانی فرض کرد و هر چیز بدنی دارد. برا ی نمونه اجراهای هنرمند معاصر ایتالیایی پیستولتو [۳۶۶]، را در نظر بگیرید. او در حضور تماشاگران آینه‌های بلند قاب گرفته را با پتکی بزرگ می‌شکند، طرز خرد شدن و شکستن آینه‌ها بسته به زاویه دست و محل قرار گیری پُتک، به گونه‌ای صورت می‌گیرد که مخاطب در گالری در برابر آینه‌های شکسته بسیار قرار می‌گیرد. این فضا مخاطب را در بر می‌گیرد. به تعبیری همیشه انزجار شکستن چیزی به طور ناگهانی را احساس کرده ایم، علاوه بر این امر در اینجا بنا به تصادف، قطعه ‌های شکسته، فرد را به نحو خاصی در بر می‌گیرد. هر فرد در این آیینه ها می تواند خود های متکثرش را ببیند. البته این اجرا به هیچ وجه جدید نیست زیرا ویتو آکونچی پیشتر بر تصویر خود در آیننه آنقدر ارام ارام می‌کوبید تا خرد می‌شد. این نمونه‌ها نشان دهنده‌ی این است که با دلوز و مفاهیمش چگونه مواجهه مفاهیم دلوز با آثار هنر معاصر ممکن می‌شود و می‌تواند ادامه داشته باشد، مثل یک رویداد.
-نتیجه:
اکنون وقت آن رسیده است که به رسالت اصلی این رساله بپردازیم. این تحقیق را انجام دادیم تا چیزی را بگوییم و مشخص کنیم که در زیباشناسی دلوزی به چه چیزی اندیشیده می‌شود؟ و چگونه شکاف دو گانه زیباشناسی در این رساله رفع می‌شود. از مطالعه فصول اصلی ریتم و آفرینش این نتیجه حاصل گردید که توسل به بنیاد، احساسِ ناب، تفاوت محض، شدت و نمودار به منزله نسبتی القاگر که از دل ناهماهنگی؛ عدم تعین و آشوب بیرون می‌زند، عامل و بنیاد هماهنگی، تنظیم‌شدگی را فراهم می‌آورد. احساس ناب به عنوان بنیاد، شرطِ تجربه زیباشناسی است که در حین خود «تجربه یا تجربه حدی» شکل می‌گیرد و در ادراک و حالِ هنرمند تداوم و استمرار می‌یابد. نمودار نیز از آشوب و در هم شدگی سطوح رنگی یا رنگ های مکمل سبز و قرمز بیرون می‌زند و در نهایت در سطح ترکیب‌بندی ریتم یا امر واقع تصویری را جاری می‌سازد.
مدولاسیون، وحدت و هماهنگی سطوح رنگی، تاش‌ها و …. را فراهم می‌کند. در فصل آخر معنا یا ریتم و هماهنگی برخاسته از اثر هنری، می‌تواند افراد کثیری را گردهم آورد. معنای اثر هنری به مثابه یک نسبت می تواند افراد کثیر را افرادی که درون یک ملت یا یک بدن با عنوانِ ملت تا خورده‌اند، گِرد هم آورد. فرض اصلی رساله چگونگی تکوین شرط تجربه در دل خود تجربه است که ما از نمودارها به عنوانِ قواعد تولید یا نسبتی (ضروری) یاد می‌کنیم که در سطح ترکیب‌بندی آن را توضیح دادیم که از دل امر نامتعین بیرون می‌زند. با توجه به این نتیجه فصول مختلف مانند دو، سه و چهار را با مولفه نمودار به عنوان بنیاد به طریقی در ارتباط با هم قرار می‌دهیم. نمودار در فصل چهار متناظر خط شکل نما، بنیاد، احساس ناب، تفاوت محض و شدت در فصل ریتم است که مبنایی برای ترکیب‌های تازه فراهم می‌آورد.
در تفکر دلوز شکاف دو ساحت سلسله مراتبی امر محسوس و معقول دیده نمی‌شود. شکاف‌ها روی سطح درون ماندگار به صورت اختلاف جزئیِ سطوح دیده می‌‌شود. هستی ، در این سطح، توان متفاوت شدن است که بر سطح درون ماندگار چون نور در جریان است. هستی همان تفاوت یا توانِ متفاوت شدن است، در هیچ یک از فاصله‌ها و شکاف‌ها موجود در این سطح جذب و ادغام نمی شود و همواره به صورت مازاد باقی می‌ماند. با توجه به این امر، بنا به جهت رساله و مطابق فرضیه در بخش پیشینه، دوگانه‌ی زیباشناسی کانت را در راستای همین دوساحت مورد مطالعه قرار دادیم. شکاف بین مقوله‌ها و حسیات از طرفی، و شکاف بین شرط واقعی امور محسوس و خودِ امر واقع یا امر زیبا را دلوز با توجه به تکوین شرایط واقعی در حین وقوع امر والا یا امر حدی در اثر هنری بررسی می‌کند.
مهم‌ترین تعریف هنر را با تمرکز بر نمودار توضیح دادیم که به عنوان یکی از شروط ایجاد یا قوانین تولید ترکیب‌های تازه رنگ، در سرتاسر فصول این رساله حضور دارد. در تفکر دلوز بازنمایی به مفهوم مطابقت عین و ذهن ندارد. دیگر اینکه حتی بازنمایی به مفهوم بازنمودن ادراک، حال و دریافت عادی از چیزها در این طرز تفکر رنگ باخته است؛ زیرا این تفکر مربوط به امپرسیون‌ها بود که به علت تأثیر آنیِ بر ادراک‌شان، نحوه خلق و آفرینش را تعریف می‌کردند. دلوز هنر را نه بازنمودن که بیان (اکسپرس) کردن تجربه‌های ناب و نادر می‌دانست که به آنها نام شدت محض یا احساس ناب را می‌داد. شدت محض در مواجهه با امور تصادفی یا رویدادها بر ما عارض می‌شوند و در نقاشی بیان می‌گردد. طبیعی است که اثری از این دست حقیقت خود را می‌آفریند و به حقایق جاوید و مکتوب بسنده نمی‌کند. زیبایی در این طرز تفکر به هیچ وجه مربوط به ویژگی‌های فرمال ابژه‌ها نیست. همچنین برخاسته از احوالاتِ هنرمند و سوبژکتیو هم نخواهد بود. زیبایی دلوزی، حاصل رویداد محوری است. یعنی حاصل واقعه یا رویدادی، که طی آن تسلسلِ امور از هم ‌پاشیده می‌شود و از دورن آن امر زیبا شکل می‌گیرد. امر زیبا از دل نازیبایی، یا ناهماهنگی بیرون می‌زند، هم در مواجهه با چیزی تعریف می‌شود که در معرض استحاله قرار می‌دهد. زیبایی، دلوز برآمده از وضعیت یا موقعیت و به عبارت بهتر اتفاق است که در یک رویداد رخ می‌دهد. رویدادی که در ناتوانی رخ می‌دهد و شاکله‌های حسی-حرکتی و نیز معیار اندازه‌گیری از دست می‌روند. از دلِ این وضعیت ناگهان امر زیبا ظهور می‌کند. لحظه‌ای که دیگری شدن را احساس می‌کنیم ، زیبایی به تعبیر بهتر توان جعل یا از ریخت انداختن بدنِ بدون اندام است که هر بار در ترکیب جدیدی به نحو دیگری بروز می‌کند. با ظهور زیبایی حاصل از امر زیبااست که عملگر شدن که بدواً در بعد یا کمیتی اشتدادی و بعد در بُعد امتدادی رخ می دهد، اتفاق می‌افتد. زیبایی از وجه سوبژکیتو یا ابژکتیو می‌رهد، کشش و جاذبه‌ای می شود که از دل یک وضعیت استیصال و ناهماهنگی برانگیخته می‌شود. بنابراین یک رویداد، یک نسبت، یک امر میانجی و واسطه موجب استحاله می‌شود. هر امر بالفعلی و به عبارتی هر ابژه‌ای را هاله‌ای از نیروها و نیز توان غیرجسمانی پوشانده و در بر گرفته است. این یکی از ارکان تفکر دلوز است و در جاهای مختلف به اشکال گوناگون در می‌آید. گاهی بحث امر مجازی و بالفعل می‌شود . گاهی به نیرو ی ابژه‌ها پرداخته می‌شود، و گاهی از میدان نیروی بدن‌های بدون اندام صحبت می‌‌شود. به هر حال یک سویه این دو امرِ به در هم تاخورده، غیردیدنی،غیرجسمانی است و تأثیر خود را بر امر بالفعل می‌گذارد. در نهایت اینکه همین امر مجازی در قالب احساس ناب، نسبت‌، نمودار و بنیاد شرط تجربه زیباشناسی است.
در بحث ریتم دلوزی، همه چیز از در –جهان-بودن شروع می‌شود. ریتم یعنی هماهنگ کردن هر هستنده، با هستنده دیگر. نزد هایدگر این هماهنگ کردن ، یافت حال گفته می شود. اگر قرار باشد خودم را از بطن جهان و از بودنِ با دیگران پس بکشم تنها می مانم و این تنهایی برای هایدگر نوید امر مثبتی است، زیرا هستنده را رها از توهمات کسان و در عوض غرقه شده در خود معرفی می‌کند. این حالت انزوا و تنهایی همان مرگ هایدگری است و با حال و احساسِ اضطراب تعریف میشود. به هر تقدیر نزد هایدگر تنظیم شدن با جهان یا «یافت حال»[۳۶۷] ریتم نام دارد، چه این تنظیم شدن هنگام ایجاد رابطه رخ دهد چه در قطع این رابطه. دیگر اینکه همین مسئله هستی‌شناسانه به بحث های هنری هایدگر سرزیر می کند. برای نمونه در نوشته‌ی سرچشمه اثر هنری از تقابلی که بین جهانِ ساختار یا فرم اثر هنری و زمین به عنوان ماده اثر هنری وجود دارد تنش یا پیکاری زاییده می شود که معرف همان تلاش برای تنظیم شدن دو ساحت مختلف یعنی ساحت فرم و ساختار و نیز ساحت ماده ی اثر هنری است. آنری ملدینه پدیده‌شناس فرانسوی و دوست دلوز، بحث‌های هایدگر را پی می‌گیرد. هستنده به جهان پرآشوب از سیلان داده‌ها وارد می‌شود و قرار است خود را با این جهان هماهنگ کند. بنیانی که در این آشوب شکل می‌گیرد، به عنوانِ پایه‌ای برای شکل‌گیری ریتم به کار می‌آید که آن را ملدینه بعد ریتمیک یا بعد فرمال می‌نامد. این بُعد، جلوی سیلان و آشوب جهان را می‌گیرد و آن را متوقف می‌کند. در اثر هنری نیز این رابطه، از تنش موتیف و پس زمینه شکل می‌گیرد. موتیف مدام خود را از پس زمینه می‌کند؛ در خود فرو بسته می ماند و در عین حال گویی به سمت پس زمینه کشیده می‌شود. این دو حرکت انقباضی و انبساطی موتیف و پس‌زمینه یا به عبارت بهتر هستنده و جهان ، شکل‌دهنده ریتم یا تنشی است که بر بنیادِ خط شکل نما یا مرزنما تشکیل شده است. در بخش مربوط به شکل‌گیری فیگور همین مراحل قابل پی‌گیری است. تنها تفاوت دلوز با دو پدیده شناس مذکور در این است که جهان یا سیلان داده ها برای دلوز صرفاً مواد و ماتریال اثر هنری نیست. این مواد و ماتریال، صرفاً از جنبه و بعد غیرجسمانی شان برای هنرمند جذاب هستند. دلوز این بعد یا جنبه غیرجسمانی را نیرو یا کششِ بی نام و نشان یا همان امر مجازی یا شرط واقعی تجربه زیباشناسی می داند. شکلگیری یک فیگور از دل آشوب سطح مادی از یک خط شکل نما با دو حرکت انقباض و انبساط صورت می گیرد. حرکت انقباض و انبساط یک نسبت را می سازد که ماحصل آن یک فیگور است. این فیگور ، به صورت بدن بدون اندام تعریف می‌شود که متشکل از عصب و کالبد است. به این تعبیر که سیستم عصبی سریعتر از بقیه قسمت های بدن مثل مغز به تهییج احساس‌ها و تأثیرها پاسخ می‌دهد. یعنی بدن ما نه از بعد جسمانی، بلکه از وجه شدت‌مند خود مورد تمرکز واقع می‌شود. بدن بدون اندام مانند میدان مغناطیسی است و در معرض جذب و کشش نیروی چیزهای دیگر قرار می‌گیرد. بنابراین مهم‌ترین ویژگی‌اش شدت و ضعف یافتن آن است. به نحوی که می‌توانیم بگوییم هر فیگور یا فرد را بیش از پوست و استخوان نسبت‌های شدت و ضعف یا تندی و کندی و …. می‌سازند. تأکید بر نسبت‌ها از همین مباحث می‌آید. بر کسی پوشیده نیست که زیباشناسی، از بحث‌های کانت ناظر به یک شکاف است. ساحتی از این شکاف مربوط به کتاب نقد عقل محض است که احساس پائین دست گرفته می‌شود. زیرا در مرتبه پایئن تری از عقل قرار دارد. در کتاب نقد قوه حکم، حکم و حس مشترک زیباشناسی نقش تعیین‌کننده‌ای در حالتِ سوژه است. نزد دلوز احساس رقم زننده‌ی ارتباط ما با جهان است و به عبارتی در جهان بودگی است. بنابراین نه تنها نقش تعیین کننده ای در تنظیم‌شدگی، جفت‌شدگی‌ها و انواع رابطه ها و نسبت ها در جهان دارد که در هنر نیز نقش تعیین کننده ایفا می‌کند. تجربه حسی، سنتز ادراک‌ها، سنتز حال‌ها و احساس ناب انواع مختلف نسبتها و در نتیجه ریتم‌های مختلف هنرمند حاصل از مواجهه با رویدادهای جهان است. با تکیه به احساس هم مراحل فیگورِ -زیباشناس شدنِ هنرمند را به مثابه یک شخصیت نشان دادیم و هم سطح ترکیب‌بندی زیباشناسی را بدین وسیله تشریح کردیم. در حقیقت هر دو هم تجارب زیباشناسی و هم سطح ترکیب‌بندیِ زیباشناسی به احساس‌ناب و یا شدتِ محض بستگی دارند. هنرمند، بی‌وقفه در حال دیگری-شدن است. او با نسبتهایی چون رزنانس یا تشدید در معرض تجارب مختلف قرار می‌گیرد. ذات وصف‌ناپذیر او، به مثابه یک نسبت در مواجهه با امری تصادفی، به منزله‌ی شدت محض حس‌ می‌شود. رویارویی با یک نشانه یا امری فوق‌العاده، به مثابه توان محض، صرفاً حس‌ می‌شود. احساس ناب به منزله تغییر تصاعدیِ ضرباهنگ هنرمند، حس‌کردن همین شدت محض است. مرحله ای که چنان تشویشی را از سر گذرانده است که همه جلوه‌های جهان آشنا در نظر او رنگ باخته اند. در این مرحله هنرمند گرچه ظاهراً تغییر چندانی نکرده است، اما در حال «عمل‌گرشدن» است. او هم می‌آفریند، هم می‌اندیشد و این دو را از هم جدایی نیست. «ذاتِ منحصر به فرد» به عنوان مبنا یا بنیاد، تکرار ایده‌ای را نزد هنرمند ناگزیر می‌کند و از وی فیگور زیباشناسی می‌سازد. هنرمند با تکیه به این ذات یا بنیاد، از آشوب کلیشه‌ها و نیز از سیلانِ بی‌وقفه‌ی «ادراک» و «حالِ» متعارف خلاصی می‌یابد. آفرینش هنری در گروی همین رهایی است و این رهایی هنرمند یا فیگورِ زیباشناسی می‌سازد. چنین هنرمندی در این مرحله به خود- آگاهی یا یقین می‌رسد. در سطح ترکیب‌بندی زیباشناسی نیز نسبت‌هایی مانند رزنانس یا تفکیک به برقراری ریتم یا هماهنگی اثر می‌ انجامد. هنگامی که اثر پیش نمی‌رود «نمودار» مبنایی برای شکل‌گیری نظم یا ریتم جدید است. به بیان دیگر در نقاشی بی‌آنکه پای عاملی فراتر مانند قوانین ثابت یا تأکید بر روایت یا داستانی خاص و نیز گشودگی به ساختار ابژه‌ها و یا درونیات هنرمند به میان آید، هماهنگیِ اثر از برقراری نسبتها و در نهایت با تکیه به عنصر مبنایی چون «نمودار» فراهم می شود. شرح تکوین این نمودار یا بنیاد و مبنا از درون آشفتگی و ناهماهنگی بیرون می‌زند. دو چیز یا دو عنصر از این آشوب توسط یک نسبت‌ِ تعین‌بخش به هم چنان نزدیک می شوندکه به صفر میل می‌کنند، اما نسبت‌شان به عدد مشخصی میل می کند. این گونه است که بنیاد، نمودار ، احساس ناب به عنوان شرایط واقعی تجربه زیباشناسی، از دل خود تجربه زیباشناسانه و سطح ترکیب بندی بیرون می زند. این فصل یکی از مسیرهایی را رقم می زند که ما را به فرضیه اساسی مان نزدیک می کند. علاوه بر اینکه بنیاد، نمودار و احساس ناب فرمول یا قاعده سنتزها یا نسبت‌های دیگر است، در حین تجربه در اثر هنری یا سطح ترکیب‌بندی زیباشناسی رخ می‌دهد.
دلمشغولی دلوز در مراجعه به آثار هنری، بیش از هر چیز ترکیب‌بندی به مثابه امری در حال از هم پاشیدن و رها از خط شکل‌نما است. در نهایت باید مسئله اصلی او را این گونه صورت بندی کرد: چگونه هماهنگی امور متفاوت وحتی ترکیب بندی (در حال از هم پاشیدن) در سطح ترکیب بندی زیباشناسی به نحوی فراهم می شود؟ در حقیقت دلوز ریتم را راهی برای پاسخ به چنین پرسشی دانسته است. ریتم توان خودانگیخته است که از دل آشوبِ داده‌های فیگوراتیو و بصری، در اثر هنری بر می‌خیزد. با توجه به ان می‌توان به فرم به مثابه «فرمیشن (formation) یا شکل‌گیری فرم» و نیز به «ترکیب‌بندی» و سرِهمِ کردنِ تکه‌ها، پاره ها و اجزا ، تاش‌ها و ضربه قلم‌ها از خلال نسبت ها به منزله ریتم با توجه به تنظیم توان و نیروی آنها پرداخت. با این هدف، مفهوم ریتم (یا شدت) کثرت پاره‌ها، عناصر و توان‌ها را با توسل به یک توان یا نیروی تعین بخش وحدت می‌بخشد، وحدتی که وحدت عناصر اینهمان نیست، بلکه وحدت کثرت یا عناصر یا امور متفاوت است. با تناظرِ ریتم با مسئله «وحدت در کثرت و کثرت در وحدت» در هستی‌شناسی، دلوز در حال تلاش برای هستی شناسانه کردن زیباشناسی است. تناظری که فیلسوف بین هستی‌شناسی و اثر هنری برقرار می‌کند، تا با امکاناتِ عالم هنر (نا-فلسفه) صورت دقیق‌تری به یک مسئله‌ی فلسفی بدهد.
با این تفاسیر در فرایند افرینش دو بحث، مطرح می‌شود، یکی فرآیندی بودن و دیگر آفرینش. آفرینش ، به طور ساده به معنای بازآفرینی هر فرد و هر بدن، برای بقا و هستی در جهان است، این تلاش و میل را کوناتوس نامیده اند. آفرینش یعنی بازآفریدن و حفظ فرد . اشیا و افراد از خود بیرون می‌شوند تا خود را در چیز دیگری بیافرینند یا حفظ کنند تا جریان و چرخه‌ای شکل گیرد. اما آفرینش هنری از این دغدغه می گذرد و آفرینش عبارت است از بریدن، سازمان­دادن و متصل­کردنِ جریان­ها، چنان که حول و حوشِ نقاطِ تکینِ برآمده از قطعِ جریان (یعنی نمودار)، آفرینشی شکل بگیرد. برای هنرمندِ آفرینشگر، مهم‌ترین چیز رسیدن به «عمل‌گرشدن» است که همان آفرینش و اندیشیدن تعریف می‌شود. آفرینش بیرون شدن از خودش، باز آفریدن خودش در چیزها، اشیا و یا نگه داشتنِ خودش در یک وضعیت معنا نمی‌دهد. هنرمند حتی اگر حرکتی ظاهری نداشته باشد، شدنِ در جا او را به رهایی از قیدِ خودش فرا می‌خواند. شدنِ در جا، با انقباض و کژریختی نشان داده می‌شود که فیگورهای بیکن به صورت بصری به ما همین امر را می‌گوید. تا هنرمند از خود نمادین اش که برساخته‌ی قوانین و هنجارها و ارزش‌های محدود کننده است رها نکند موفق به آفرینش نمی‌شود. آفرینش هنری سه مرحله دارد. در اولین مرحله بایستی از سلطه‌ی کلیشه‌ها و تصاویر و نیز احوالات آنی، تکراری و محو شونده فرار کرد، در مرحله بعد چیزی یا ترکیب یا تفاوتی یا ریتمی از دل این آشوب ما را فرا می‌خواند و دچار استحاله می‌گرداند. به هر تقدیر باید به نحوی از آشوب کلیشه‌ها و نیز از احوال آنی و محو شونده، گسیخت تا آفرینش هنری ممکن شود. همچنین نشان دادیم آفرینش هنری از راه نمودار ترکیب‌‌بندی‌ها یا سنتزهای ویژه رنگ را می‌آزماید و تلاش بیکن در رنگ پردازی و شیوه تازه ارائه فرم های دفرمه فرایند آفرینش سه مرحله‌ای را نشان می‌‌دهد که در آن به جای چیزها و اشیا، به بازنمودن رویدادها (واقعه به جای امر واقع)، شدت محض و احساسی ناب پرداخته شده است.
معنای اثر هنری به مثابه یک نسبت از پس سیلان داده ها در اثر هنری به جا می‌ماند. معنا، پس ماند یا چیزی است که به عنوان مازاد از اثر هنری بیرون می‌ماند. به این تعبیر معنا، ماحصل سنتزهای زمانی و در هم شدنِ ویژگی اشتدادیِ ضربه‌قلم‌ها و تاش‌ها است، و از به هم پیوستگی سیلان ضربه‌قلم‌ها و تاش‌ها، در سطحِ ترکیب‌بندی برجا می ماند. گویی یک هیئت تألیفی یا سنتز یا گونه‌ای فشردن تاش‌ها (و به قول بیکن فشردن همه چیز در نقاشی)، لایه‌ها و تاهای دیگری از سطح ناخودآگاه تجارب هنرمند را باز می‌کنند که اثر بر اساس آن جان می‌گیرد. معنا را نبایستی به ساختار، فروکاست، زیرا ساختار بیشتر سرهم بندی و کنار هم نشاندن مکانی را به ذهن می آورد. مفهوم از معنا متمایز است و نزد دلوز اهمیت بسیاری دارد. زیرا او وظیفه فلسفه و فیلسوفان را خلق مفهوم می داند و بنا به همین دلیل برای آنها وظیفه ای را در نظر می‌گیرد که از عهده دانشمندان و هنرمندان بر نمی‌آید. مفهوم کل نیست که همه تفاوت های یک نوع را به شباهت فروکاهد. همچنین مفهوم از کنارهم گذاشتن مکانی متنوع اجناس و انواع و انتزاع یک مفهوم خالص از میان آنها صورت نمی‌گیرد. مفهوم فردی است و البته ایده ها و مولفه‌های زیادی در آن تا خورده اند. دلوز معتقد است سلسله‌ای از ایده‌ها و مولفه‌ها به صورت درون-تا-خورده، مفهوم خلق می‌کنند. بنابراین مفهوم، کثرت‌گرا یا بس-تا-خورده، است که ایده‌ها ومولفه‌های گوناگون در آن تا خورده‌اند. نزد دلوز هر فیلسوف با توجه به فلسفه و مسائلی که دارد شخصیت‌هایی را خلق می‌کند. شخصیت‌هایی که بین سطح فلسفه‌ فیلسوف و نیز مفهوم در رفت و آمدند. دلوز به آنها پرسوناژهای مفهومی می‌گوید و نمونه آن زرتشت نیچه . در عوض هنر شخصیت ریتمیک خلق می‌کند. شخصیت هایی که خود ریتم اند و به تعبیر دیگر سراپا ضرباهنگ وجودی گشته‌اند.
نکته مهم این است که هنرمند مفهوم خلق نمی‌کند. اثر هنری دارای توانِ استحاله و دگردیسی یا توان جعل است، زیرا بیان شورها و شدت‌ها یا ذات وصف ناپذیری است که مثل واقعه یا رویدادی است که به انقلاب می‌ انجامد. از این رو می‌تواند مردان و زنان زیادی را گرد آورد، مردان و زنانی که معنای اثر هنری آنها را در هم تا می‌زند یا به هم می‌فشرد. هنر می‌تواند عامل وحدت و یکپارچگی امور کثیر و افراد را با هم فراهم می‌کند. در نهایت هر فرد با یک ریتم و توان خاص‌؛ ذات‌ها، افراد به مثابه یک نوع نسبت‌، که هر کدام برای خود ریتم یا آهنگی دارند؛ در ارکستری پلی-ریتم، هماهنگ می‌شوند. دلوز به پلی –ریتم می‌پردازد که در آن صداها، توان‌ها و افراد متفاوت وجود دارند . ذات‌ها به مثابه نسبت‌های تحقق یافته در اجسام، در عین درجه‌هایِ متفاوت توان، با یکدیگر ارتباط دارند و رو به افراد، ریتم‌ها و ارتباط‌های دیگر هم گشوده‌اند. در نتیجه بین هنر و انقلاب رابطه تنگاتنگی است.
مسائل زیباشناسی دلوز به طور ناگزیر او را به سمت مسائلی اجتماعی، سیاسی و اخلاقی می‌برد. در این رساله صرفاً بر امکانِ با هم بودن و یا جامعه‌پذیری تمرکز شده است. در نتیجه باید پرسید آیا زیباشناسی دلوزی خودمختاری و استقلال خود را حفظ می‌کند؟ آیا همین که زیباشناسی او نشان از دغدغه‌ای مارکسیستی ندارد، گویای این است که هیچ پیامد اجتماعی ندارد؟ از دیگر نتایج رساله این است که مطالعه آثار هنری نزد دلوز پس از ارتباط با هستی‌شناسی، در نهایت، امکان جمع شدن و « با-هم -بودن» را فراهم می‌کند. امور اجتماعی را هستی‌شناسی خاص دلوزی رقم می‌زند. بی‌شک تا اینجا مسیر رساله همین نکته را نشان می‌دهد. با توجه به اینکه دلوز احساس می‌کند باید امر هستی‌شناختی را وارد امر اجتماعی کند، می‌توان گفت: حقیقت با تکیه به مفهوم نیروها و عمل‌گر شدن که در فصول اولیه بررسی کردیم، رسیدن به هنری است که منجر به شکل‌گیری «مردم –در –راه» یا مسیرهای جدید دیدن و حس کردن می‌شود. مردم- در- راه، همین مسیرهای تازه و به عبارتِ دقیق‌تر، پیشنهادِ مسیرهای تازه دیدن و حس‌کردن‌ و گِردهم آوردن‌اند. دلوز به ویژگی‌هایی می‌پردازد که می‌توان بر اساس مشابهت‌هایی که بین هنر و انقلاب وجود دارد، به توان یک اثر هنری در گشوده بودن به وضعیت‌ها و مسیرهای جدید پی برد. بر این اساس می‌توان از هنری که موجب استحاله می‌شود و راه‌های جدید خلق می‌کند، سخن گفت که می‌تواند مردمی را با واسطه معنا به عنوان نسبت‌تعین بخش در ارتباط با هم قرار داد. در واقع این رساله کوشیده است، دستاورد زیباشناسی دلوز را از معرفی هستی‌شناختی شروع کند و به نتایج اجتماعی در چارچوب همین هستی‌شناسی ختم کند. جامعه‌پذیری و امکانِ با –هم- بودن در زیباشناسی دلوزی و ذیل امر زیبا فراهم شده است. شاید مسیری که دنبال کردیم یکی از راه‌هایی باشد که این سیر عبور از هستی‌‌شناسی با معرفی نیروها، ریتم، وجه‌های احساس ناب، انواع سنتزها، رویدادها و فرآیندها در آثار هنری؛ و تمرکز بر نسبت‌های هماهنگ‌کننده و تعین بخش میان پاره‌ها و اجزا و عناصر، توضیح دهد. مسیری که در یک کلام، نحوه به وحدت رساندنِ آثار هنری (از طریق توسل به ریتم، مدولاسیون و معنا) را تا مسیرِ اجتماعی (امکانِ با-هم-بودن) با تکیه به «عمل کردن» را طی می‌کند. هر چند میزان استحاله یک اثر هنری را با تأثیرات انقلاب مقایسه کردیم، اما سوژه دلوزی در مقام سوبژکیتویته‌ی عمل‌گر، انقلاب اجتماعی نمی‌کند. ارتباط‌ها و اتصال‌های جدید سوژه جدیدی را رقم می‌زند که نسبت‌های جدیدی را هم می‌طلبد، اما نتایجی مشابه مارکسیسم به بار نمی‌آورد. شاید این نکته آشکار شده باشد که درکِ کنش هنر سیاسی نزد دلوز نه نقد ایدئولوژیکی و نهادی هنر که تولیدِ سوبژکتیویته‌ی عمل‌گر است. این سوژه، به طور مستقیم برای انقلاب کارگری به خیابان نمی‌ریزد و به نحو دیگری تعریف و تکوین می‌یابد. میلِ او خیز برداشتن به سوی خواست توان، خواستنِ یک توان محض و نیروی امکان‌هایی است که از مطلوبیت سرمایه‌داری عاری شده است. خواست و میلِ او، تمایلِ به یک امکان تک نیست، میل ورزیدن در یک فضا و به یک چینش یا آرایشی از میدانِ نیروها است که توانِ عمل کردن در آن افزایش می‌یابد. به‌این‌ترتیب سوژه‌ای که تکوین می‌یابد، به نوعی عمل‌کردن یا آفرینش می‌رسد و نتیجه این «عمل‌کردن» نوعی یقین و یا رسیدن به خود-آگاهی است. این آگاهی نوعی آگاهی درونی از توان فرد یا خود است که به صورت توانِ بیرونی یا انواع اعمال فرد که با آن توان به انجام آنها قادر شده است، جلوه می‌کند. در مورد هنرمند هم توانِ فرد اشتدادی است، شدت می‌گیرد و در اعمال، کیفیات و حالاتِ او مثلاً در آثارش بیان می‌شود. یعنی هنرمند دلوزی هم با توجه به نسبت‌هایی که در موقعیت‌های مختلف در آن قرار می‌گیرد، در نهایت به خود -آگاهی، اگاهی از توان خود و میزانِ عمل‌کردن‌اش می‌رسد. بنابراین هستی‌شناسی سرانجام به خود -آگاهی منجر می‌شود که این خود-آگاهی به تبع، نتایج اجتماعی خود را به بار می‌آورد.
در زیباشناسی دلوز نقد هنری به شیوه مرسوم هم رواج ندارد. دلوز اصولاً با تفسیر مخالف است و در کتاب منطق احساس و سایر آثارش هم همین را نشان می‌دهد. او مخالف است که منتقدی بنشیند و با مفاهیمی خاص به تجزیه و تحلیل آثاری بپردازد. آثار باید خودشان منتقد یا فیلسوف را تسخیر کنند. روش دلوز چنین است که ابتدا آثاری او را فرا می‌خوانند، سپس تاهایِ اثر خود را از تا باز می‌کنند و نقشه راه های تازه را در آن خوانده می‌شود. به همین جهت شاید کار منتقد نوعی نقشه‌نگاری باشد، همان‌طور که کنشِ هنرمند نوعی لایه‌شناسی یا تا شناسی و نقشه‌نگاریِ راه‌های تازه است. با توجه به شیوه کار او در مورد فرانسیس بیکن می‌توان گفت بعد از درگیری با آثار این هنرمند، دلوز در مقام یک فیلسوف و شاید هم منتقد آثار و گفته‌های او را مطالعه کرده و از تمام جزییات فنی، تکنیکی و تاریخی اثر هنگام تشریح تکوین فرایند نقاشی این هنرمند، استفاده نموده است. به خصوص اینکه در درسگفتارهای نقاشی‌اش به کرات از منابع مختلف؛ نظریات هنرمندان و منتقدان دیگر در نقاشی بهره می‌برد. سپس از دلِ درون تاخوردگی فضای میان گفته‌ها و کرده‌های هنرمند و نیز خود اثر، مفاهیمی که از این مواجهه بر آمده است را رقم می‌زند. او مفاهیم خودش را بر پایه گفته‌های و کرده‌های هنرمندان در زمینه زیباشناسی را جهت داده است، با توجه به این موضوع در زمینه نقد و حتی آفرینشِ مفاهیم فلسفی در زمینه‌های هنر و زیباشناسی در مقام نوعی نقد توقعی غیر از این هم از منتقدان و فیلسوفان ندارد.
در مورد دستاورد زیباشناسی دلوز در هنر معاصر می‌توانیم بگوییم خود دلوز حداکثر توانِ خود را در مواجهه با آثار هنری مدرن می‌یابد. بسیاری از مفاهیم مهم او مانند احساسِ ناب و دیدنی کردن نیروها و مسئله ریتم را در هنر معاصر کمتر شاهد هستیم. هنرمندان معاصر (گرایش‌های جدا از رسانه‌های مرسوم و متمایل به ارتباطات بینارشته‌ای) بیشتر به کارهایی مبادرت می‌ورزند که نمونه‌های آن را افراد عادی هم می‌توانند انجام دهند و مهارت و کارآموزی چندانی نمی‌خواهد. این نکته با آنچه دلوز در مورد بی‌خانمانی و تجربه جهان زیر و روشده به مثابه واقعه در مورد هنرمند می‌گوید، همخوانی ندارد. افزون بر این، دلوز در نهایت در موردِ کنار گذاشتنِ قواعدی که بی‌تأثیر شده‌اند و آثاری که توانِ استحاله‌ و جعل را ندارد؛ این بی‌مهارتی را هرگز نستوده است. او بر این باور است در جایی‌که بخواهیم راه‌ها، تاها و لایه‌های تازه این جهان را باز کنیم باید ابتدا قواعد، هنجارها و الگوها را بیاموزیم و سپس آن‌ها را بشکنیم، زیرپا بگذاریم و یا از آنها فراتر رویم. برای زیرپاگذاشتن الگوهایِ دیدن و به عبارت بهتر، «ندیدن یا کوری»، باید آنها را بیاموزیم.
همواره تأخری نسبت به مسائل زیباشناسی در ارتباط با رویدادهای هنری وجود دارد. اغلب، گرایش‌های هنری نسبت به تغییراتِ مفاهیم زیباشناسی پیشقدم بوده اند. چه اینکه دلوز هم بعد از گرایش‌های هنر مفهومی تحلیل خود را ارائه می‌دهد. البته نمی‌توانیم به این حکم نیز چندان پایبند باشیم. برخی از گرایش‌های هنر معاصر نیروی خلاقه‌ی خود را در معرضِ مفاهیم زیباشناسی معاصر آزادنه‌تر پرورش می‌دهند. همان‌طور که می‌دانیم بده‌بستان تفکر فلسفی، و علمی با حوزه هنر بسیار تنگاتنگ است. چنانکه خود دلوز هم این سه طرز اندیشیدن را در هم تاخورده می‌بیند که ممکن است از یک تقاطع عبور کنند، بدون اینکه به سنتز یا در هم فشردنِ کامل با هم اینهمان شوند. بنابراین دلوز گرچه از مینمالیسم و هنر مفهومی انتقاد می‌کند، اما می‌توان هم تداخلی میدانِ نیروهای مفاهیم زیباشناسی او را با میدان نیرویِ هنر معاصر مشاهده کرد. چه اینکه بسیاری از هنرمندان در تغییر نگرش‌های خود بی‌گمان از زمینه‌های علمی و فلسفی آگاه بوده‌اند. بهترین نمونه‌های این بده‌بستان را می‌توان در رابطه ژرژ سورا با اگلان رود (فیزیکدان) و پیوند سوررئالیست‌ها با روانکاوی فروید و نیز بحث ناخودآگاه، پیوند پیکاسو و ژاک لکان، و نیز تأثیر فوویست‌ها از مباحث برگسون درباره تعریف شهود، نیز رابطه روتکو و نیچه، پولاک و بهره از روان‌شناسی یونگ و … (وتعداد بی‌شمارِ دیگری که حتماً از قلم افتاده‌اند)، مطرح کرد. همچنین هنرمندانی را که در زمان حیات دلوز زیر تأثیر او بوده‌اند، مانند برنارد کش معمار معاصر یا ریچارد پیناس موسیقی دان تجربی‌گرایی که دلوز حتی قطعه ای را با او ساخته است آن ادعا را ثابت می‌کند. به هر تقدیر نقاط مجاورت و مفارفت هنر معاصر و زیباشناسی دلوز یا تقاطع‌ها و در هم تاخوردگی‌هایی بین این دو مسیر وجود دارد. بنابراین شاید بتوان این‌گونه نتیجه گرفت که زیباشناسی دلوز حدود و ثغور این حوزه را گسترش داده و به عبارتی رو به سوی اتصال‌ها، نسبت‌ها و مسیرها، تجارب و آزمون‌گری‌های تازه گشوده است. بنابراین از منظرهای گوناگون می‌تواند در ارتباط با هنر معاصر قرار بگیرد. از منظرِ احساس، یا رابطه‌ها و نسبت‌های بیرونی و نگاه به هنر به مثابه فرایند و رویداد، می‌توان به تقاطع هنرمعاصر و مفاهیم دلوزی پرداخت. یا اینکه مفهومِ ریتم، هم طنینی و بدن بدون اندام را در آثار هنری مورد بازخوانی قرار داد. با نقد بازنمایی یا طرد آن؛ می‌توان با هنر معاصر ارتباط برقرار کرد. هر کدام از این مسیرها، نتایج خاص خود را هم به بار می‌آورد. این ارتباط و در هم تداخلی را می‌توانیم در مقام نوعی آزمون‌گری خوشامد بگوییم و رو به تحولات هنر معاصر همواره گشوده باشیم. با توجه به گفته‌های خود دلوز، ارتباط هنر، فلسفه (زیباشناسی) و علم بی ثمر نیست و بر این ارتباط تأکید می‌شود. در نهایت اینکه در این نوع زیباشناسی به دلیل تمرکز بر رویدادها و پیشامدها، و یا روند و فرایند آفرینش نباید گرایش به بی دقتی، اعمال دلبخواهی و سطحی، یا تجویز روش‌هایی که تصادف را بدون در نظر گرفتن زوایای ظریف، زیباشناسی دلوزی مجاز می‌دانند را روا بداریم. برعکس زیباشناسی دلوزی بسیار هم فکر شده، و اصولی عمل می‌کند، به خصوص اینکه در مورد تصادف و شانس و احتمال، که ما در فصل ریتم به آن پرداختیم، دلوز ما را از این که تمام هنر را منوط به تصادفی بدانیم که ضرورتی را دربرندارد، برحذر می‌دارد. شانس، بازی، احتمال و تصادف با تمام حدود و ثغوری که دلوز برای آنها در نظر می‌گیرد، صرفاً بخشی از فرایند آفرینش را تشکیل می‌دهد نه اینکه کل هنر را به آن تقلیل دهیم. به خصوص اینکه دلوز در این باره آثار و گفته‌های هنرمندانی چون بیکن را به کار می‌گیرد (در گفتگوهایش با دیوید سیلوستر) که دست آخر در آفرینش هنری به رغم وجود امور نامتناجس به نظمِ (درهم تا خورده‌ی) سطوح رنگی متفاوت مثل واریته‌های رنگی در گوشت و نیز سطح یک دست رنگی با توسل به مدولاسیون به هماهنگی معتقد است. این پژوهش در نهایت میزان نزدیکی محدوده‌های هنر معاصر در حیطه‌های مختلف را به مفاهیم وی نشان می‌دهد. این راه گشوده را برای افراد دیگری که بخواهند این مسیر را ادامه دهند، پیشنهاد می‌کند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:46:00 ق.ظ ]




شکل (۱-۲) بورازین
۱-۶-۱سنتز
بورازین از واکنش دی بوران و آمونیاک در نسبت یک به دو در دمای ۳۰۰-۲۵۰ با بهره ۵۰% تهیه می شود:
۳ B2H6 + ۶ NH3→۲ B3N3H6+3 LiCl + 9 H2
مسیر موثر دیگر از واکنش لیتیم بوروهیدرید و آمونیوم کلرید با بهره ای بهتر می باشد:
۳ LiBH4 + ۳ NH4Cl → B3H6N3 + ۳ LiCl + 9 H2
در یک فرایند دو مرحله ای، بور تری کلرید نخست به تری کلروبورازین تبدیل شده :
۳ BCl3 + ۳ NH4Cl → Cl3B3H3N3 + ۹ HCl
سپس پیوندهای B-Cl به پیوندهای B-H تبدیل می شوند:
Cl3B3H3N3 + ۳ NaBH4 → B3H6N3 + ۳/۲ B2H6 + ۳ NaCl
۱-۶-۲ویژگی­ها
بورازین مایعی بیرنگ با بوی ویژه ترکیب­های آروماتیک است. این ترکیب در آب به بوریک اسید، آمونیاک و هیدروژن تجزیه می شود. بورازین با تغییر آنتالپی استاندارد تشکیل kJ/mol 531- از نظر گرمایی بسیار پایدار است. برخی از خواص فیزیکی این ترکیب در جدول ۱ ارائه شده است.
جدول(۱-۶) برخی از خواص فیزیکی بورازین

 

نقطه جوش ، °C نقطه ذوب، °C چگالی، gr.cm-3 ظاهر جرم مولی، gr.mol-1
۵۵ ۵۸- ۸۱ر۰ بی رنگ ۵۰ر۸۰

۱-۶-۳ساختار
بورازین هم ساختار بنزن است و همانند آن دارای پیوندهایی با طول یکسان است. فاصله­ی بین نیتروژن و بور در حلقه pm 6ر۱۴۳ و فاصله کربن-کربن در بنزن pm7ر۱۳۹ است. پیوند بور-نیتروژن بین طول پیوند بور-نیتروژن یگانه (pm151) و پیوند بور-نیتروژن دوگانه (pm131) است. این داده ها نشان دهنده ی عدم استقرار الکترون­های جفت تنهای نیتروژن هستند.
۱-۶-۴مزومرها
الکترونگاتیوی بور (۰۴ر۲ در مقیاس پاوولینگ) از نیتروژن (۰۴ر۳) کمتر است. از سوی دیگر کمبود الکترونی اتم بور و جفت تنهای نیتروژن امکان ساختارهای مزومری متنوع را ممکن می سازد:
شکل (۱-۳) ساختارهای مزومری بورازین.
بور اسید لوییس و نیتروژن باز لوییس است.
۱-۶-۵واکنشها
بورازین واکنشپذیرتر از بنزن است. این ترکیب با HCl واکنش می دهد.اگر آروماتیسیتی بورازین نیز مانند بنزن بود، این واکنش بدون کاتالیست ممکن نبود:
B3N3H6 + ۳HCl → B3N3H9Cl3
واکنش افزایشی بدون کاتالیزور رخ نمی دهد. در بورازین­ها حمله هسته دوستی در بور و حمله الکترون دوستی در نیتروژن رخ می دهد. گرما دادن بورازین تا °C 70 هیدروژن را آزاد کرده و سبب تشکیل بسپار بورازنیل یا پلی بورازین می شود که واحدهای تکپار با تشکیل پیوندهای بور-نیتروژن نوین به صورت پارا جفت می شوند.
شکل(۱-۴)تشکیل بسپار بورازنیل
۱-۶-۶کاربردها:
بورازین و مشتق­های آن پیشماده های مناسبی برای سرامیک­های بورنیترید هستند. بورنیترید می تواند با گرما دادن پلی بورازیلن تا °C 1000 تهیه شود(۴۲). بورازین­ها همچنین ماده اولیه ای برای سرامیک­های دیگر مانند بورکربونیتریدها نیز هستند(۴۳).
پایان نامه - مقاله - پروژه
شکل (۱-۵)تشکیل سرامیک بورکربونیترید از بورازین
۱-۷فوق قطبش پذیری
افزون بر گشتاور دوقطبی ناشی از توزیع نامتقارن بار در یک مولکول ممکن است توزیع الکترونی با وارد شدن یک فقدان الکتریکی تغییر شکل دهد. از این راه یک گشتاور دوقطبی القایی در مولکل ایجاد می شود. مطزان تاثیر گذاری میدا الکتریکی در قطبی ساختن مولکول با قطبش پذیری مولکول تعیین می شود. قطبش پذیری بنا به تعریف گشتاور دوقطبی القا شده از سوی میدان التریکی به شکل یک واحد است.
برهم کنش نور با ماده سبب تغییر وابسته به زماندر توزیع چگالی الکترونی در مولکول­ها می شود (قطبش). در این صورت گشتاور دوقطبی القایی به گشتاور دوقطبی ذاتیμافزوده می شود:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:46:00 ق.ظ ]




 

عامل‌های اجتماعی

 

 

 

نبود گروه‌های یکپارچه‌ی زنان برای پشتیبانی از آنان
پایان نامه - مقاله - پروژه

 

 

 

مشکلات برآمده از نقش‌های دوگانه‌ی زنان

 

 

 

پندار مرد را تنها نان‌آور خانه دانستن و نه زن را (از دیدگاه اجتماعی)

 

 

 

مخالف بودن خانواده با گماشته شدن زنان به پست‌های مدیریتی

 

 

 

منبع: (زاهدی ،۱۳۸۲)
۲-۱۰ چارچوب نظری
همواره مسئله‌ مدیریت زنان توجه روان‌شناسان، جامعه‌شناسان و صاحب‌نظران مدیریت را به خود جلب نموده است و هر یک تلاش نموده‌اند تا به گونه‌‌ای این مسئله را ریشه‌یابی نمایند. دلایل و شواهدی اندک برای این دیدگاه‌ وجود دارد که مردان یا زنان مدیران برتری هستند، یا این که زنان یا مردان از لحاظ مدیریت و رهبری با یکدیگر متفاوت‌اند. بنابراین، بهتر است گفته شود که شیوه‌های مدیریتی بسیار خوب، متوسط و ضعیف را می‌توان هم در میان زنان و هم در میان مردان یافت و نمی‌توان درباره این موضوع کلی و قاطعانه داوری کرد. با توجه به پیچیدگی مسئله‌ مدیریت زنان، تا کنون بررسی‌های گوناگونی در زمینه‌ مدیریت و جنسیت انجام شده است و صاحب‌نظران تلاش نموده‌اند تا این مقوله را از جنبه‌های مدیریتی، فرهنگی، سازمانی و مانند این‌ها تجزیه و تحلیل کنند. بنابراین، در این بخش از پژوهش تلاش شده است تا مسئله‌ مدیریت زنان از دیدگاه صاحب‌نظران بررسی شود و سپس با بهره گرفتن از آمارهای توسعه‌ انسانی وضعیت زنان در اران به طور عام و جایگاه آنان در پست‌های مدیریتی به طور خاص تحلیل و بررسی گردد. امروزه صاحب‌نظران به سازمان‌ها از زوایای مختلفی می‌نگرند. با توجه به نگرش آنان به سازمان‌ها نقش زنان نیز در سازمان‌ها متفاوت خواهد بود.
برخی از صاحب‌نظران به سازمان همچون نظامی طبیعی می‌نگرند که در آن روابط غیررسمی و قدرت و سیاست اهمیتی بالا دارد، برخی دیگر از صاحب‌نظران اما سازمان را نظامی عقلانی می‌دانند که در پی رسمیت سازمانی و دارای اهدافی مشخص است و برای دستیابی به این اهدف فعالیت می‌کنند (اشکات[۳۴] ، ۱۳۷۴: ۵۳ـ۶۰). وقتی سازمان را نظامی عقلانی بدانیم، انسان‌های شاغل در آن نیز انسان‌هایی اقتصادی و عقلانی خواهند بود ولی اگر سازمان را نظامی طبیعی بدانیم، انسان‌های شاغل در آن انسان‌هایی سیاسی خواهند بود و سازمان نیز عرصه‌ای سیاسی دانسته می‌شود.
در سازمان‌های سیاسی قدرت مهم‌ترین عنصر تعیین کننده‌ی رفتارهای سازمانی است. در مکتب قدرت، این فرضیه‌ها که سازمان موجودی ساده‌انگار، غیرواقعی و در نتیجه از نظر عملی دارای کم‌ترین ارزش است، به کلی رد می‌شود. در این مکتب، سازمان نظامی پیچیده از افراد و ائتلاف‌ها پنداشتهم می‌شود که هر یک منافع، باورها، ارزش‌ها، سلیقه‌ها و پنداشت‌های ویژه‌ی خود را دارند. این ائتلاف‌ها همواره برای دستیابی به منابع کمیاب سازمانی با یکدیگر هم‌چشمی می‌کنند. تضاد، برخورد، و رویارویی‌ امری گریزناپذیر است. اعمال نفوذ (قدرت در فعالیت‌های سیاسی که از مجرای آن توان اعمال نفوذ به دست می‌آید و قدرت به دست آمده حفظ می‌شود) نخستین اسلحه‌ای است که در این هم‌چشمی و رویارویی به کار گرفته می‌شود. بنابراین، قدرت، سیاست، و اعمال نفوذ در زمره‌ی واقعیت‌های بسیار مهم و همیشگی زیست سازمانی قرار می‌گیرند. روش‌های رسمی و غیررسمی در کنار هم مسائلی را می‌سازند که به صورت سنتی درباره‌ مدیریت زنان مطرح است و موجب ضعف و ناتوانی آنان می‌شود.
از دیدگاه تاریخی، زنان همواره در پست‌هایی قرار گرفته‌اند که ناگزیر بوده‌اند کارهای تکراری انجام دهند و پست‌هایی در سطوح پایین داشته باشند. بیشتر آنها در پست‌های ستادی، و به عنوان دستیار مدیران صنفی انجام وظیفه کرده‌اند و به ندرت مسئولیت‌های مدیران صنفی را بر عهده داشته‌اند (اوت و سفریتز[۳۵]، ۱۳۷۹: ۸۸۸).
بنابراین، مدیران زن کمتر درگیر وظایف صفی سازمان‌ها بوده‌اند. علی‌رغم این که ملاک دقیق و روشنی برای تفکیک وظایف صفی و ستادی در سازمان‌ها وجود ندارد، ولی عمدتاً صف به واحدها یا نقش‌هایی گفته می‌شود که مستقیماً برای تأمین هدف‌های سازمان فعالیت می‌کنند و در این زمینه مسئولیت مستقیم دارند، در حالی که ستاد به واحدها یا نقش‌هایی دلالت دارد که مستقیماً برای تأمین هدف‌های سازمان فعالیت ندارند، اما به واحدهای صفی کمک می‌کنند تا بتوانند به گونه‌ای مؤثر انجام وظیفه کنند و از عهده‌ی تأمین هدف‌های سازمان برآیند. بنابراین، با توجه به هدف سازمان و ماهیت وظایف در آن، واحدهای صفی و ستادی نیز متفاوت خواهد بود. برای نمونه، در یک سازمان آموزشی، واحد مالی واحدی ستادی دانسته می‌شود، در حالی که در یک سازمان سرمایه‌گذاری، واحد مالی واحدی صفی است که قدرت بالایی نیز دارد. از آن جایی که زنان عمدتاً در مشاغل ستادی مشغول به کار‌اند، از این رو نمی‌توانند در سازمان‌ها قدرت چندانی به دست آورند و بنابراین در تصمیم‌گیری‌های سازمانی نیز دخالت و نفوذ چندانی ندارند. به ویژه این که اگر سازمان را نظامی تصمیم‌گیرنده بدانیم، بنا بر نظر کارنگی[۳۶]، در این صورت تصمیم‌گیری‌ها به صورت ائتلافی از نیروهای سازمانی خواهد بود (دفت[۳۷] ، ۱۳۷۴: ۷۰۹ـ۷۱۰). از آن جایی که زنان نتوانسته‌اند در این ائتلاف برای خود جایگاهی در خور بیابند، از این رو قدرت سازمانی ندارند.
زنان در پست‌های مدیریت زیردستانی ثابت و مشخص داشته‌اند که کارهایی ثابت و معین انجام می‌دادند و به ندرت در پست‌هایی بوده‌اند که دارای خطر زیاد و ریسک سنگین باشد تا بتوانند بدان وسیله حیثیت و اعتبار یابند و با به کارگیری زیردستان زبده، گروه‌هایی آفریننده و نوآور پدید آورند (اوت و سفریتز، ۱۳۷۹: ۸۸۷).
امروزه در سازمان‌ها، داشتن کارهای چالشی اهمیتی بسیار زیاد دارد و در پیشرفت کاری و بهبود سطح انگیزه‌ی کاری افراد سازمانی نقشی مؤثر دارد. از نظر کانتر[۳۸] زنان در سازمان‌ها مشاغل چالشی ندارند. مشاغل چالشی، مشاغلی هستند که احتمال موفقیت و یا شکست در آنها ۵۰ درصد می‌باشد. پرو[۳۹]مشاغل را به چهار گروه دسته‌بندی می‌کند (دفتف ۱۳۷۴: ۲۴۲ـ۲۴۶).
۱ـ مشاغل عادی ـ برای انجام این گونه کارها به اطلاعات کمی نیاز است که غالباً به صورت گزارش‌های کتبی، بخش‌نامه‌ها و آئین‌نامه‌ها وجود دارد. از نظام اطلاعات مدیریت و پایگاه‌های داده‌ای اندک استفاده می‌شود، مانند کنترل اعتبارات.
۲ـ مشاغل فنی ـ برای انجام این گونه کارها به میزان زیادی از اطلاعات کمی نیاز است. از کامپیوتر، پایگاه‌های داده‌ای، آئین‌نامه‌ها و مطالب فنی استفاده می‌شود. همچنین از نظام اطلاعات مدیریت[۴۰] و پشتیبانی تصمیمات[۴۱] استفاده می‌شود. بسیاری از مشاغل مهندسی در این دسته قرار می‌گیرد.
۳ـ مشاغل هنری ـ در این نوع مشاغل به اطلاعات کیفی نیاز است. در تصمیم‌گیری‌ها عمدتاً از شیوه‌های تصمیم‌گیری شهودی استفاده می‌شود و غالباً برای ارزیابی و گرآوری اطلاعات مورد نیاز از روش مشاهدات شخصی استفاده می‌شود.
۴ـ مشاغل پیچیده ـ در این نوع مشاغل، به اطلاعات پربار نیاز است. گروه‌ها باید پیاپی تشکیل جلسه دهند و گفت‌وگوهای رودررو انجام شود.
از آن جایی که زنان در سازمان‌ها عمدتاً در مشاغل عادی مشغول به فعالیت بوده‌اند و نه در مشاغل چالشی و پیچیده، وجود چنین شغل‌هایی که چندان چالشی نبوده‌اند باعث شده است که زنان بیرون از جریان فعال امور سازمان قرار گیرند. زنان از یک سو عضوی متفاوت به شمار می‌آیند، و از سوی دیگر در جمع دست‌اندرکاران پذیرفته نمی‌شوند و در نتیجه نمی‌توانند از اطلاعات و حمایت‌های شبکه‌های کاری برخوردار شوند و از نظر ساختار سازمانی در پست‌هایی قرار می‌گیرند که از نظر مدیریت احساس ضعف، ناتوانی، یا بی‌قدرتی برسند، تنها به سبب روابط خانوادگی بوده است که در جریان امور سازمان و دوایر اجتماعی مربوط به آن قرار گرفته‌اند و از این راه توانسته‌اند از قدرت سازمانی بالاتری برخوردار شوند (اوت و شفریتز، ۱۳۷۹: ۸۸۷).
جنسیت از دو راه بر رفتارهای مدیران تأثیر می‌گذارد:
۱ـ جامعه‌پذیر متفاوت[۴۲]ـ این جامعه‌پذیری زمینه‌هایی گسترده‌ای را در بر می‌گیرد. بر این اساس، با هر کسی از لحظه‌ تولد به گونه‌ای متفاوت رفتار می‌شود. با زنان زن‌گونه، و با پسران مردگونه رفتار می‌شود. نوع بازی‌ها، بازیچه‌هاو کتاب‌هایی که به پسران داده می‌شود و همچنین نوع رفتاری که به خاطر آن تشویق و تنبیه می‌شوند، باعث می‌شود تا کودکان پسر ارزش‌ها، آرزوها و مهارت‌های رفتاری متفاوتی را بیاموزند. کودکان پسر را بیشتر به خاطر رفتارهای تهاجمی، تحلیلی و رقابتی تشویق می‌نمایند؛ در حالی که از کودکان دختر انتظار می‌رود که انفعالی، منحصر به فرد، وابسته و دارای روابط نیکو باشند (کوردون و ستروبر[۴۳] ۱۹۷۵: ۲۹ـ۳۴).
۲ـ سقف شیشه‌ای[۴۴]ـ سقف شیشه‌ای برآمده از برداشت‌های کلیشه‌ای و پیش‌داور‌ی‌هایی است که در مورد زنان وجود دارد و باعث می‌شود تا زنان نتوانند در سلسله مراتب سازمانی از سطوحی خاص بالاتر روند. سقف شیشه‌ای که مبتنی بر نگرش و پیش‌داوری‌های سازمانی است مانع پیشرفت زنان در مشاغل مدیریتی می‌شود. سقف شیشه‌ای از دو سو برای سازمان هزینه‌زا است (امینی و زمانی، ۱۳۷۹: ۴۸):
امروزه بحث‌های زیادی پیرامون ساختارهای زن‌سالار انجام شده است و سازمان‌ها با این مسئله روبه‌رو شده‌اند که آیا در پایه‌ریزی سازمان باید به تفاوت‌های جنسی کارکنان نیز نگریست یا نه؟ بر همین اساس است که سازمان‌هایی به نام سازمان‌های زن‌سالار پدید آمده است.
هید[۴۵](۱۹۸۹: ۸۱ـ۱۴۵) درصدد برشمردن ارزش‌های زنان برآمد و کوشید تا سلیقه‌های آنان را از نظر رفتاری و ساختاری بیان نماید. او در این پژوهش‌ها به این نتیجه رسید که زنان سازمان‌هایی را ترجیح می‌دهد که در آن به مسئله‌ روابط بین افراد توجه زیادی شود. از دیدگاه نظریه‌پردازان این تفاوت بدان سبب است که نوع رفتار زنان (صمیمی و گرم بودن با دیگران در سازمان) متفاوت است. پژوهشگری دیگر بر این باور است که چنین ساختاری بدان سبب است که زنان در نقش‌های خانوادگی خود به داشتن روابط نیکو، گرم و صمیمی با دیگران در خانواده اهمیت می‌دهند و همین نقش باعث می‌شود که آنان در سازمان هم این گونه رفتار کنند. در سازمان‌های زن‌سالار همه‌ افراد درگیر حل مسئله می‌شوند و می‌کوشند تا منافع متقابل اعضا تأمین گردد (رابینز[۴۶] ، ۱۳۸۰: ۸۸۲).
بنابراین سازمان‌های زن‌سالار، سازمان‌هایی هستند که با روحیات و رفتارهای خاص زنان سازگاراند و از این رو، زنان در این گونه سازمان‌ها بهتر و راحت‌تر می‌توانند کار و فعالیت نمایند. اما مسئله‌ اصلی اینجا است که سازمان‌های زن‌سالار چگونه سازمان‌هایی هستند؟ ویژگی ساختارهای زن‌سالار چیست؟ سازمان‌های زن‌سالار از نظر ساختاری و محتوایی چه تفاوتی با سازمان‌های مردسالار دارند؟ همانندی‌های آنها چیست؟ آیا مردان نیز می‌توانند در چنین ساختاری با کارآیی بالا به کار خود ادامه دهند یا نه؟
روچیلد و همکاران ویژگی‌های سازمان‌های زن‌سالار را چنین دانسته‌اند (روچیلد و دی‌ویس[۴۷]، ۱۹۹۴: ۵۸۸):
۱ـ برای افراد ارزش انسانی قائل‌اند ـ در این سازمان‌ها برخورد با افراد حالت انسانی دارد، به ارزش‌ها و نیازهای فرد اهمیت می‌دهند و با کارمند یا عضو سازمان، به عنوان کسی که نقش یا پست سازمانی را بر عهده دارد برخورد نمی‌کنند. این بدان مفهوم است که بیشتر به جنبه‌های شخصی کارها توجه می‌کنند و جنبه‌های غیر شخصی کار را به راحتی نادیده می‌گیرند. انی ویژگی‌ ناقص یکی از مهم‌ترین اصول بوروکراسی ماکس وبر[۴۸]می‌باشد.
۲ـ فرصت‌جو نیستند ـ با روابط به گونه‌ای عمل می‌شود که دارای ارزش‌اند و تنها به عنوان ابزار یا وسایل رسمی برای رسیدن به اهداف سازمانی به شمار نمی‌آیند. این ویژگی نیز تا حدودی اصول عقلانیت سازمانی کلاسیک‌ها را تقض می‌کند و خود را بیشتر به مفاهیم سازمان‌های طبیعی نزدیک‌تر می‌سازد.
۳ـ مسیر شغلی بر حسب خدماتی است که به افراد ارائه می‌شود. در بوروکراسی ماکس وبر، موفقیت در مسیر شغلی بر حسب ارتقای مقام و افزایش حقوق تعیین می‌گردد، ولی در سازمان‌های زن‌سالار معیار سنجش موفقیت در گرو خدماتی است که به دیگران ارائه شده است.
۴ـ پای‌بندی به رشد کارکنان ـ در سازمان‌های زن‌سالار فرصت‌های زیادی برای رشد فردی اعضای سازمان وجود دارد و صرفاً بر تخصص و رشد در محدوده‌ای خاص تأکید نمی‌شود. در این سازمان‌ها، اعضا مهارت‌هایی گسترده دارند و فرصت‌های زیادی برای یادگیری تجربیات جدید وجود دارد. این ویژگی سازمان‌های زن‌سالار تا حدودی همانند سازمان‌های اورگانیک است و مفاهیم یادگیری سازمانی را نیز در خود جای داده است. بنابراین، این ویژگی سازمان‌های زن‌سالار را می‌توان ویژگی‌ای بارز و متمایز کننده دانست.
۵ـ ایجاد جامعه‌ای دل‌سوز ـ افراد وابستگی زیادی به همدیگر پیدا می‌کنند. سازمان‌ها در شهرهای کوچک جای دارند و افراد اعتماد نسبتاً زیادی به یکدیگر دارند.
۶ـ تقسیم قدرت ـ در سازمان‌های بوروکراتیک بر سر اطلاعات و تصمیم‌گیری جنگ قدرت وجود دارد و این منابع سازمانی بر حسب سلسله مراتب اختیارات سازمانی تخصیص می‌یابد. در سازمان‌های زن‌سالار اطلاعات و سایر منابع سازمانی به همه‌ی اعضای سازمان داده می‌شود. کسانی که تحت تأثیر تصمیمی قرار گیرند فرصت مشارکت در فرایند تصمیم‌گیری را خواهند داشت.
با نگرش به دیدگاه روچیلد، سازمان‌های زن‌سالار اثربخش‌تراند، به این خاصر که اصولاً به وسیله‌ زنان اداره و رهبری می‌شوند. او به این نتیجه رسید که (رابینز، ۱۳۸۰: ۸۸۳):
دیدگاه روچیلد و دیویس، روی کردی جامعه شناختی است و کمتر به مفاهیم محتوایی و ساختاری سازمان‌های زن‌سالار توجه داشته‌اند، ولی دیدگاه مفید و جالب توجهی ارائه داده‌اند که می‌تواند راهگشای پژوهش‌های آینده باشد. مقایسه‌ی سازمان‌های زن‌سالار با سازمان‌های اورگانیک و مکانیک نشان می‌دهد که سازمان‌های زن‌سالار از برخی جهات همانند سازمان‌های اورگانیک هستند و همانندی کمتری به ساختارهای مکانیکی دارند. سازمان‌های زن‌سالار سازمان‌هایی هستند که در مرز میان سازمان‌های مکانیک و اورگانیک جای دارند. این نوع سازمان‌ها با محیط محدود، ثابت و تعریف شده‌ای در تعامل و از نظر مقیاس کوچک‌اند . عمدتاً هدف این گونه سازمان‌ها بقا است و فرهنگ سازمانی زن‌سالار بر آنها حاکم است. این نوع سازمان‌های جای مناسبی برای کار و فعالیت زنان دانسته می‌شوند.
از جمله نظریه های مربوط به نگرش های منفی نسبت به زنان در پست های مدیریتی می توان به نظریه های نئوکلاسیک و نظریه یادگیری اجتماعی اشاره کرد. بر اساس نظریه‌ی یادگیری اجتماعی، عوامل و کارگزاران جامعه پذیری شامل خانواده، مدرسه و رسانه (ساروخانی، ۱۳۷۰: ۷۴۴) تصاویری از زنان و مردان می‌آفرینند که در یادگیری و رفتارهای جنسیتی نقش اساسی دراند (خمسه،۱۳۸۳: ۱۱۹) به نحوی که والدین حتی با نوزادان یک روزه‌ی خود بر اساس کلیشه‌های جنسیتی رفتار می‌کنند (دایل،۱۹۹۸: ۷۴). بوردیو معتقد است که باورهای ناصحیح جنسیتی به نحوی ملکه‌ ذهن کنش‌گران انسانی شده است که نه تنها تحمیل کنندگان آنها، بلکه زنان جامعه نیز که هدف این کلیشه‌ها هستند آنها را پذیرفته‌اند (احمدی،۱۳۸۳: ۱۰).
نظریه‌پردازان نئوکلاسیک نابرابری‌های جنسیتی را ناشی از متغییرهای مسئولیت‌های خانوادگی، نیروی جسمی و جنسیتی زنان، آموزش عمومی زنان و کمتر بودن سرمایه‌ی انسانی آنان نسبت به مردان و شرایط خاص اجتماعی حاکم بر جامعه و سازمان‌ها می‌دانند. برخی از صاحب‌نظران از جمله موریسون و فون کلینو[۴۹]مهم‌ترین عامل نابرابری‌های جنسیتی در سازمان‌ها و اصلی‌ترین مانع ارتقای شغلی زنان را وجود « سقف شیشه‌ای»[۵۰] می‌دانند (لاون، ۱۳۸۱: ۱۰۸). بر این اساس مدل ذیل توسط پژوهشگر حاضر تدوین گردید. این مدل در فصل چهارم ابتدا از طریق تحلیل عاملی اکتشافی و سپس از طریق تحلیل عاملی تاییدی مورد ارزیابی قرار می گیرد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:45:00 ق.ظ ]




 

 

شاخص های مجزای بحث شده در بالا تشکیل سیستم ارزیاب عملکرد را می دهند. هم اکنون به سیستم ارزیابی عملکرد به صورت یک کلیت نگاه می کنیم. این نگاه با شناسایی ابعاد مختلف سیستم ارزیابی عملکرد آغاز می­ شود. سپس فرایند طراحی یک سیستم ارزیابی عملکرد می بایست مورد بازنگری قرار گیرد.
تحقیقات در بخش خدمات نشان می دهد که دو نوع شاخص اصلی در هر سازمان وجود دارد :

 

 

  • شاخص هایی که با نتایج در ارتباطند(رقابت پذیری، عملکرد مالی)؛

 

 

 

  • شاخص هایی که بر عوامل نتایج تمرکز دارند(کیفیت، انعطاف پذیری، بهره برداری از منابع و نوآوری).

 

 

این واقعیت نشان می دهد که امکان ایجاد چارچوب ارزیابی عملکرد در حول مفاهیم نتایج و علل ایجاد کننده نتایج وجود دارد. چارچوب کارت امتیازی متوان کاپلان[۷۲] و نورتون[۷۳] یکی از معروفترین این چارچوبها است. مشکل این چارچوب آن است که نمی تواند رقبای سازمان را شناسایی کند.
ماتریس ارزیابی عملکرد کیگان[۷۴] و همکاران او، چارچوب دیگری است که کمتر شناخته شده است.
برخی نویسندگان به جای پیشنهاد کردن چارچوب ها، معیارهایی را برای طراحی سیستم ارزیابی عملکرد ارائه کرده اند. برای مثال گلابرسون[۷۵] خطوط راهنمای زیر را برای انتخاب مجموعه ای از معیارهای عملکرد، پیشنهاد می دهد:
پایان نامه - مقاله - پروژه

 

 

  • معیارهای عملکرد می بایست از اهداف سازمان به دست آیند.

 

 

 

  • این معیارها می­بایست امکان مقایسه سازمان­ها در کسب و کارهای مشابه را فراهم آورد.

 

 

 

  • هدف هر معیار می بایست شفاف باشد.

 

 

 

  • جمع آوری داده و روش های محاسبه معیارها می بایست تعریف شود.

 

 

 

  • معیارهای عملکرد نسبی به اعداد برتری دارند.

 

 

 

  • معیارهای عملکرد می بایست تحت کنترل واحد ارزیابی سازمان باشند.

 

 

 

  • معیارهای عملکرد می بایست از طریق بحث با افراد دخیل انتخاب شوند (مشتریان، کارکنان، مدیران).

 

 

 

  • معیارهای عینی به معیارهای ذهنی ترجیح دارند.

 

 

مسکل[۷۶] هفت اصل را برای طراحی سیستم ارزیابی عملکرد ارائه می دهد:

 

 

  • شاخص ها می بایست مستقیماً با استراتژی سازمان مرتبط باشند.

 

 

 

  • شاخص های غیر مالی باید به کار روند.

 

 

 

  • هر شاخص در جایی مناسب است و شاخص ها می بایست در میان واحدها تغییر کنند.

 

 

 

  • شاخص ها با تغییر شرایط تغییر می کنند.

 

 

 

  • شاخص ها می بایست برای استفاده آسان باشند.

 

 

 

  • شاخص ها می بایست بازخور سریع فراهم آورند.

 

 

 

  • شاخص ها می بایست به گونه ای طراحی شوند که بهبود مستمر را در پی داشته باشند و تنها به مشاهده نپردازند.

 

 

یکی از متدولوژیهای ساخته یافته برای ممیزی حرکت سازمان به سوی بهبود مستمر استفاده از پرسش نامه عملکرد است که توسط دیکسون[۷۷] و همکاران او ارائه شده است.
یکی دیگر از مواردی که در طراحی سیستم ارزیابی عملکرد می بایست مد نظر قرار گیرد، تضاد است. در مطالعه موردی که توسط فرای[۷۸] و کاکس انجام گرفت، مدیر کارخانه تنها بر بازگشت سرمایه توجه داشت و این در حالی بود که گروه مدیران تولید بر مبنای تعداد سفارشاتی که به موقع تحویل داده می­شدند، ارزیابی می­شدند. این در حالی بود که سرپرستان و کارگران با توجه به ساعات استاندارد تولید ارزیابی می شدند. این سیستم سرپرستان و کارگران را ترغیب می کرد تا بسته­هایی بیشتر از آنچه برنامه ریزی شده بود، تولید کنند. این باعث می شد برخی سفارشات به موقع به دست مشتری نرسد و در نتیجه مدیران تولید می­بایست تلاش فزاینده­ای را صرف رسیدن به برنامه تحویل می­کردند. این رویدادها اثر منفی بر نرخ بازگشت سرمایه داشت.
وینسر[۷۹] و فاوست[۸۰] فرایند نُه مرحله ای زیر را برای توسعه یک سیستم ارزیابی عملکرد ارائه می دهند :

 

 

  • بیانیه هدف سازمان را به صورت شفاف مشخص کنید.

 

 

 

  • با بهره گرفتن از بیانیه مأموریت سازمان، اهداف استراتژیک سازمان را مشخص کنید (سود دهی، بالا بردن سهم بازار، بالا بردن کیفیت، کاهش هزینه ها، انعطاف پذیری و نوآوری).

 

 

 

  • از هر حیطه عملیاتی که باعث رسیدن به اهداف استراتژیک می شوند، تصویری ارائه دهید.

 

 

 

  • برای هر حیطه عملیاتی، آن دسته از شاخص های جهانی را توسعه دهید که سطح رقابت پذیری مدیران سطح بالا را نشان دهند.

 

 

 

  • اهداف استراتژیک و هدف عملکردی را به سطوح پایین تر سازمان انتقال دهید. در هر سطح معیارهای عملکردی ریزتری را ایجاد نمایید.

 

 

 

  • هم خوانی معیارهای عملکردی هر سطح را با اهداف استراتژیک حفظ کنید.

 

 

 

  • از سازگاری شاخص ها در هر حیطه عملیاتی اطمینان حاصل کنید.

 

 

 

  • از سیستم ارزیابی عملکرد برای درک سطح رقابتی، زمینه های وجود مشکلات، کمک به سازمان برای به روز کردن اهداف استراتژیک و گرفتن تصمیمات تاکتیکی جهت دستیابی به این اهداف، و ایجاد بازخورها پس از این که این تصمیمات پیاده­سازی شدند، استفاده کنید.

 

 

 

  • به صورت دوره ای میزان تناسب این سیستم ارزیابی عملکرد را با توجه به محیط رقابتی مورد ارزیابی قرار دهید.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:45:00 ق.ظ ]




مکان موردنظر به مساحت هشت هکتار واقع در جنوب شرقی محلات در نزدیکی پایانه گل و گیاه می‌باشد:
از شمال به حوضچه­های لاستیکی
از جنوب به پایانه گل و گیاه
از شرق به گلخانه­ ها
از غرب به زمین­هایی با کاربری کشاورزی
موقعیت زمین و شیب زمین
در شکل­های ۴-۴ و ۴-۵ موقعیت سایت در منطقه و همچنین نوع شیب بندی سایت نشان داده‌شده است:

شکل ۴-۴ شیب زمین
شکل ‏۴‑۴- موقعیت مکان مزرعه دانش
خط آسمان
خط آسمان این مکان پروژه فقط عوامل طبیعی موجود می­باشد و عوارض انسانی که بر روی خط آسمان تأثیر خاص بگذارد، وجود ندارد.(شکل ۴-۶ و۴-۷)
شکل ‏۴‑۵- خط آسمان از سایت
شکل ‏۴‑۶- خط آسمان سایت
دید از مکان
یکی از عوامل مهم در طراحی دقت به دید از مکان می­باشد. در شکل ۴-۸ تا ۴-۱۱ دید از مکان مزرعه دانش نشان داده‌شده است:
شکل ‏۴‑۷- دید از شمال
شکل ‏۴‑۸- دید از جنوب
شکل ‏۴‑۹- دید از غرب
شکل ‏۴‑۱۰- دید از شرق
فضاهای موجود
در شکل۴-۱۲ موقعیت فعلی از فضاهای موجود در مکان مزرعه دانش نشان داده‌شده است:
شکل ‏۴‑۱۱- فضای موجود در سایت
باد غالب
یکی از مسائل مهم در طراحی اهمیت به موضوع باد غالب در مکان پروژه می­باشد. در شکل۴-۱۳ موقعیت و نحوه وزش باد غالب در مکان پروژه نشان داده‌شده است:
شکل ‏۴‑۱۲-باد غالب
جهت­گیری ساختمان
یکی دیگر از فاکتورهای مهم، نحوه جهت­گیری ساختمان در مکان پروژه می­باشد. در شکل ۴-۱۴ نحوه جهت‌گیری ساختمان نشان داده‌شده است:
شکل ‏۴‑۱۳- جهت­گیری ساختمان
گام مطالعه اصلی[۵۴](کارگاه مهندسی ارزش مزرعه دانش)
پس از انجام گام پیش مطالعه در گام اول، بر اساس نتایج به‌دست‌آمده و شناخت نسبی اعضای تیم از پروژه، گام اصلی پروژه که از شش فاز تشکیل‌شده است به‌صورت مجازی برگزار می­گردد، که در ادامه به‌تفصیل هر گام توضیح داده خواهد شد.
فاز اطلاعات پروژه (مبانی مطالعه)
فاز اطلاعات پروژه امکان درک مناسب و عمیق نسبت به مسئله را فراهم می­ کند. با در اختیار داشتن اطلاعات‌پایه مزرعه دانش و همچنین مستندات و نقشه­های مربوطه اعضای تیم مهندسی ارزش به ارزیابی و غربال و دسته­بندی اطلاعات می­پردازند تا واقعیت­ها از مفروضات جدا گردد. در این مرحله اعضای تیم مهندسی ارزش با بهره گرفتن از نرم­افزار اسکایپ به برگزاری فاز اطلاعات پرداختند. همچنین اعضای تیم به دلیل برگزاری کارگاه به‌صورت مجازی به سهولت امکان دسترسی به اینترنت جهت جستجوی اطلاعات لازم و ارائه آن در کارگاه بودند. لازم به ذکر است تیم قبل از برگزاری کارگاه از طریق نرم­افزار وایبر امکان تبادل اطلاعات مربوط به سایت هم به‌صورت تصویری و هم به‌صورت صوتی را دارا بودند. اطلاعات به‌دست‌آمده که در قالب مبانی مطالعه به تصویب اعضای تیم مهندسی ارزش رسیده است به شرح زیر می­باشد:
اهداف پروژه
اهداف موردنظر برای مطالعه و اجرای پروژه مزرعه دانش که توسط اعضای تیم مهندسی ارزش و بر اساس نیازها و خواسته‌های پروژه و ذینفعان پروژه مورد شناسایی قرار گرفت به شرح زیر می­باشد:
پایان نامه - مقاله
ایجاد فضای تفریحی و رفاهی (برای خانواده، دوستان، نخبگان، …)
وجود اقتصاد پایدار
۱-۲ ) تولیدی (تولید محصولات کشاورزی، باغی، گیاهان دارویی، آبزی­پروری، زنبورداری)
۲-۲) غیر تولیدی (مرتبط با پتانسیل منطقه)
ایجاد فضای تحقیقاتی
ایجاد فضاهای مناسب برای فعالیت‌های آموزشی، فرهنگی موردنیاز برای نهادهایی چون مهدکودک‌ها، سرای سالمندان
ایجاد فضاهایی جهت استفاده بازدیدکنندگان (نمایشگاه دائمی گل و گیاه و ماهی­های زینتی)
تولید محصولات ارگانیک.
اهداف مطالعه مهندسی ارزش
هدف از انجام مطالعات مهندسی ارزش، اعمال نگاهی کارگردگرایانه به مجموعه فعالیت­ها پروژه مزرعه دانش می­باشد تا با شناختی که نسبت به کارکرد هریک از اجزا به دست می ­آید، فعالیت‌های بعدی مطالعه مهندسی ارزش بر اجزای پرهزینه و پر ریسک متمرکز شود. اهداف مطالعه مهندسی ارزش به شرح زیر می­باشد:
کاهش هزینه­ های اجرایی طرح.
اعمال نگاهی کارگردگرایانه به مجموعه فعالیت­ها و طراحی­های انجام‌گرفته در طرح.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:45:00 ق.ظ ]




تقریباً تا ۵۰۰۰ سال قبل هیچ گونه سیستمی برای کتابت وجود نداشت. با وجود اینکه فرهنگ انسانی در روندی شتابان روبه پیشرفت داشت، هنوز هیچ گونه وسیله ارتباطی که بر زمان و مکان غلبه کند. اختراع نشده بود به استثنای وسایلی مانند پرچم ها، دود و یاطبل‌ها. همه جوامع قبل از اخترا ع خط، تقریباً وابسته به قدرت صدای انسان بودند تا بر فاصله غلبه کنند و تنها وسیله ضبط هم حافظه بشری برای نگهداری محفوظات در طول زمان به حساب می آمد. در جوامعی که به ارتباطات شفاهی محدود شده بود. قصه گویان، اسطوره ها و حماسه ها و قصه ها را سینه به سینه به نسل های جدید یاد می دادند تا بدین وسیله تاریخ جمعیت آنها حفظ شود از آنجائیکه همه افکار بدین وسیله برای همیشه ضبط نمی شد، جوامع مختلف با این مشکل روبرو بودند که چگونه فناوری های پیچیده و یا فرهنگ غنی خود را حفظ کنند.
پایان نامه - مقاله
کتابت همه این معیار ها را تغییر داد. نوشته در واقع دومین انقلاب بزرگ ارتباطی بود که بعد از اختراع کلام و زبان در حدود ۴۰ و اندی هزار سال قبل ظاهر شد. البته تا زمان اختراع یک سیستم نوشتاری مؤثر زمان زیادی طی شد. اولین محملی که مردم برای نوشتن از آن استفاده کردند سنگ بود که بسیار دست و پا گیر بود و به راحتی قابل جابجایی نبود.
در طول چند قرن محملهای نوشتاری قابل حمل تری بوجود آمد مثل طومار ها و الواح . برای اولین بار امکان حفظ و ارسال مدارک به فواصل دور دست با به کار گیری همین الواح و طومار ها امکان پذیر شد و حکومت بر سر زمینهای فتح شده آسانتر شد.
قرنها بعد وقتی کتاب به صورتی عرضه شد که ته صفحات به صورت شیرازه بسته شده بود. قابلیت حمل آن به مراتب افزایش یافت. ولی تهیه یک نسخه از روی کتاب کار طاقت فرسایی بود. به کار بردن شاه پر پرندگان به جای قلم و همراه دوات توسط یک نسخه بردار ماهر کاری سخت محسوب می شد و یکسال و یا بیشتر وقت می برد در نتیجه کتاب در نسخه های فوق العاده محدودی عرضه می شد.
یکی از نقاط عطف در تاریخ ارتباطات بشری زمانی شکل گرفت که یوهانس گوتنبرگ دستگاه چاپ متحرک خود را با حروف فلزی قابل تغییر و دارای قابلیت جابجایی عرضه کرد. عصر چاپ از سال ۱۴۵۵ میلادی آغاز شد. در آن سال گوتنبرگ ۲۰۰ نسخه از کتاب مقدس معروف خود را به چاپ رساند. او سالهای متمادی کار کرد تا اختراعش را تکمیل کند.
صنعت چاپ ارتباطات را با انقلاب مواجه ساخت و سومین انقلاب ارتباطی را بعد از تکلم و کتابت بوجود آورد بعد از زبان و کلام، هیچ تحول دیگری به اندازه کتاب، چنین نقش عظیمی در توسعه انسانی بازی نکرده است.
ظرف چند سال بعد از صنعت چاپ، میلیونها نسخه کتاب از چاپخانه های اروپایی بیرون آمد. تاریخ غنی و پر بار کتاب، از الواح وطومارها تا صنعت معاصر چاپ کتاب، مرحله ای مهم و حیاتی از تکامل فرهنگ انسان به حساب می آید.
اختراع چاپ توسط گوتنبرگ موجب شد، انسان علاوه بر ارتباط مستقیم، به ارتباط نوشتاری دست یابد و با آغاز این مرحله، بشر به عصر کتابت یا عصر گوتنبرگ وارد شد. مک لوهان معتقد است، «دنیای آدم مقیم کهکشان گوتنبرگ را دنیای خطوط مستقیم و پشت سر هم، دنیای اعتقادات به فرضیه های ثابت و معلوم، دنیای طبقه بندی ها، دنیایی که در آن هر چیز باید در طبقه مخصوص خود قرار گیرد و هر معلولی فقط از علت تعیین شد خود ریشه گیرد، تشکیل می شود.
انسان در حدود ۳۸۰ سال در این کهکشان باقی ماند. در این عصر، بیشتر از حس بینایی استفاده می‌شد و علاوه بر محتوا، به رسانه یا وسیله انتقال پیام توجه گردید.
در نیمه دوم قرن پانزدهم صنعت چاپ، به سرعت پیشرفت کرد، نوشته های خبری افزایش یافت و امکان انتشار آن فراهم شد، البته این انتشار، به صورت ادواری نبوده است. مطبوعات ادواری یک قرن و نیم بعد از اختراع صنعت چاپ پدید آمدند. از آغاز قرن شانزدهم، اخبار به شکل کالای حقیقی درآمد و مطبوعات چاپی به عنوان نخستین وسیله ارتباطی نوین به حساب آمدند.
تکمیل شیوه چاپ با حروف متحرک سربی، در اواخر قرن پانزدهم و اوایل قرن شانزدهم میلادی، در انتشار اندیشه های نو و پیشرفت علوم و فنون، تاثیر بسیار داشت. با اختراع، پیشرفت و تکمیل صنعت و ایجاد شرایط فنی، مکانی، زمانی و مالی مساعد در زمینه تهیه و تکثیر نوشته ها و پیام های مکتوب، تحول بزرگی در ارتباطات غیر مستقیم آغاز شد و برای اشاعه معلومات و اطلاعات و افکار انسانی و پیشرفت فرهنگ و تمدن بشری امکانات وسیعی پدید آمد.
بدین ترتیب، مطبوعات یکی از محصولات مهم و رایج جامعه صنعتی شد که از آغاز قرن هفدهم، پیشرفت سریع خود را آغاز کرد و در نیمه دوم قرن نوزدهم و نیمه اول قرن بیستم، ویژگی های یک صنعت بزرگ را به خود گرفت.(رسالت،۶۵۶۵ ،۸۷)
مطبوعات از اوایل قرن هفدهم، سه دوره را پشت سر گذاشته اند:
نخستین دوره، از اوایل قرن هفدهم و با تأسیس نخستین نشریات دوره ای همراه بوده است. این دوره تا جنگ های استقلال امریکا و استقلال فرانسه در قرن هجدهم ادامه یافت. روزنامه های این دوره با سانسور متولد شدند.
با «انقلاب های دموکراتیک» غربی، اولین مرحله فعالیت مطبوعات رو به پایان گذاشت و دوره دوم آغاز شد. در این دوره مطبوعات عقیدتی و سیاسی رواج یافتند و روزنامه های جدیدی، به وسیله هواداران آزادی و حکومت های مردمی به چاپ رسیدند.
سومین دوره، از اواخر نیمه اول قرن نوزدهم آغاز شد که مطبوعات به وسیله سرمایه های بزرگ و همراه با آگهی های تجارتی انتشار یافتند.
با افزایش جمعیت و پراکندگی آنان در سطح کره خاکی نیاز به اطلاعات و تبادل آن بیشتر گردید. انسان که برای ارسال پیام های خود، زمانی از دوندگان مقاوم، اسب های تندرو و کبوتران نامه‌بر استفاده می کرد و زمانی دیگر، از مطبوعات و روزنامه ها، اما نتوانست نیاز اصلی اش را که تبادل سریع اطلاعات بود، بر طرف سازد؛ او به وسیله ای نیاز داشت تا پیام های خود را سریع تر منتقل کند. اختراع برق و سپس پیدایش تلگراف درسال ۱۸۳۲ توسط ساموئل مورس انگلیسی موجب شد، انسان بتواند برای نخستین بار اطلاعات را با سرعت بالا و از طریق رمزهای ساده به مسافت های طولانی انتقال دهد.
اما اختراع تلفن در سال ۱۸۷۶ توسط الکساندر گراهام بل و توماس واتسون آمریکایی، تحول بزرگی بود، زیرا علاوه بر غلبه بر زمان و مکان، این امکان فراهم آورده بود که صدای انسان دیگری را که کیلومترها از آنان فاصله داشت بشنود. اختراع تلفن انسان را قادر ساخت که از طریق سیم با افرادی فرسنگ ها دورتر از خود گفت و گو کند؛ هر چند تلفن در بالا رفتن سرعت ارتباطات تاثیر به سزایی داشت اما به دلیل استفاده از سیم، محدودیت در ارتباط همچنان وجود داشت و وسیله ای مورد نیاز بود، تا بدون سیم و با سرعت نور، اطلاعات را در فضا انتقال دهد و از موانع بگذرد، و آن چیزی نبود جز رادیو.
با اختراع رادیو در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، انسان وارد عصر الکترونی شد که بر ارتباطات راه دور تکیه داشت و حس غالب حس شنوایی بود. با اختراع دستگاه ارتباط بی سیم و رادیویی، توسط گوگلیلموما رکنی ایتالیایی در سال ۱۸۹۵ اخبار و اطلاعات با سرعت شگفت آوری تا نقاط دور دست منتشر شدند.
در مرحله بعد، سینما متولد شد. این وسیله ارتباطی که هدفش سرگرمی و پر کردن اوقات فراغت بود، کمتر جنبه خبری داشت و حتی از نظر انتشار نیز با دیگر وسایل ارتباطی تفاوت اساسی داشت، از جمله پیشرفت های چشمگیر علمی پس از جنگ جهانی دوم بود، زیرا در سال های آخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، با کوشش های که برای تکمیل فن عکاسی و فیلمبرداری صورت گرفت، وسایل نوینی چون سینما وتلویزیون در اختیار انسان گذاشته شد.
ظهور تلویزیون موجب گردید که رویدادها آن چنان که اتفاق افتاده اند، به جهان نشان داده شوند. گسترش تلویزیون پس از جنگ جهانی دوم و فراگیر شدنش، آن را به یک رسانه همگانی تبدیل کرد. این وسیله جدید که می توانست، پیام مشابهی را برای میلیون ها نفر به طور همزمان پخش کند، موجب همگون سازی مخاطبان و ایجاد مخاطبان یکسان شد و اغلب توسط دولت ها اداره می شد. رواج تلویزیون درسه دهه پس از جنگ جهانی دوم، به قول مک لوهان دنیای جدیدی از ارتباطات را موجب شد (کاستلز به نقل از مک لوهان، ۱۳۸۰، ۱۰۲). البته گسترش این رسانه جدید، به معنای از میان رفتن دیگر رسانه‌ها نبود.
هر چند که با رونق روز افزون تلویزیون، رادیو مرکزیت خود را از دست داد، ولی گستردگی و انعطاف پذیری آن بیشتر گردید. در حال حاضر، برنامه های رادیو و تلویزیون به صورت شبانه روزی شده است و اخبار را پیوسته پخش می کنند. از طرفی وجود روزنامه ها در اینترنت، دسترسی به اطلاعات را سریع تر می کند. در دوره جدید، یا در عصر اطلاعات، دیگر پیام واحد مورد استفاده نیست، زیرا در این دوره، به علت ناهمگن بودن افراد، به پیام های متنوع تر نیاز است.
در سال ۱۹۵۷ روس ها با بهره گرفتن از اندیشه پوپوف در بیرون از کره زمین، ارتباط را میسر ساختند و نخستین قمر مصنوعی با ماهواره، با نام اسپوتنیک به مدار زمین فرستاده شد.
حال انسان برای حفظ اطلاعات، باید وسیله ای را در اختیار داشته باشد تا اطلاعات به دست آمده را انباشته کند. در ابتدا انسان برای نگهداری اطلاعات، از مغز خوداستفاده می کرد، کندن تصویر بر روی سنگ را نیز می توان از وسایل اولیه انباشت اطلاعات در گذشته های دور دانست، اختراع حروف الفبا و استفاده از چرم به جای لوح های گلی و پیدایش کاغذ و اختراع چاپ و در سال ها بعد، پیدایش عکس، فیلم، ضبط صوت و نوار کاست و ظهور کامپیوترهای که می تواند، اطلاعات فراوانی را در حافظه خود نگه دارد، از دیگر وسایل انباشت اطلاعات است. با ورود کامپیوتر به زندگی بشر و ایجاد شبکه اینترنت، تحولی عظیم در زندگی بشر رخ داد و انقلابی عظیم با نام انقلاب اطلاعات رخ داد.
گسترش سیل آسای کامپیوتر در دهه های اخیر، مهم ترین تغییر را در نظام دانایی، از اختراع چاپ در قرن پانزدهم یا حتی از اختراع خط به این سو، پدید آورده است. همراه با این تغییر خارق العاده، گسترش شبکه ها و رسانه‌ها که کارشان جا به جا کردن دانایی و عناصر تشکیل دهنده آن، یعنی داده و اطلاعات است، به همان اندازه شگفت انگیز است اگر هیچ چیز دیگر تغییر نمی کرد، باز پیشرفت این دو بر انقلاب دانایی گواهی می داد؛ اما تحولات به هم پیوسته، این نظام دانایی یا «سپهر اطلاعاتی» را در جهان دارای تکنولوژی پیشرفته، به تدریج دگرگون می سازد. (تافلر، ۱۳۷۴، ۶۴۹)
البته، پیشرفت در ابزارهای مبادله اطلاعات با ابزارهایی که برای انباشتن اطلاعات در نظر گرفته شده، همراه بوده است. در حقیقت این دو فراگرد، جدا از یکدیگر نیست، چرا که انباشت اطلاعات، تراکم تجربه و دانش و آن چیزی است که افراد، نسل ها و ملت ها در سراسر تاریخ، برای آیندگانشان به میراث گذاشته اند. با ثبت و ضبط کردن، یا به یاد سپردن اطلاعات، به هر ترتیبی که هست، اطلاعات را برای آینده نزدیک و دور نگه می داریم (آذرنگ، ۱۳۷۱، ۳۴) از طرفی هنگامی که تجهیزات ارتباطی و ابزارهای انباشت اطلاعاتی است، چنان که از ترکیب سه تکنولوژی متفاوت، یعنی «صنایع کامپیوتر، نرم افزار و برنامه نویسی، صنایع فیلم سازی، سینما و تلویزیون، و صنایع مخابرات (تله کامیونیکیشن و الکترونیک)» ابرشاهراه اطلاعاتی ایجاد شده است که اطلاعات گوناگون صوت و تصویری را از طریق کابل های از جنس فیبر نوری، به مصرف کننده منتقل می سازد.
فیبرهای نوری بالاترین حجم اطلاعات را در کوتاه ترین زمان، در فواصل مختلف مبادله می کنند.(دادگران،۱۳،۱۳۷۴)
پس می توان گفت در دهه ۱۹۸۰، تکنولوژی های جدید، دنیای رسانه‌ها را با تغییر و تحول رو به رو کردند و با این دگرگونی، رسانه‌ها این توانایی را یافتند که اطلاعات را در سطح گسترده ای منتشر کنند و انفجاری در رابطه با کمیت اطلاعات ایجاد کنند؛ اما به علت از بین رفتن توده مردم، شمار مخاطبان رسانه‌ها در این دوره در حال محدود شدن است و انبوه مخاطبان به گروه های کوچک تر تبدیل شده اند.
دراینجا لازم است به بررسی این رسانه‌ها بپردازیم.
الف) مطبوعات چاپی و الکترونیک:
اختراع صنعت چاپ در زمینه وسایل ارتباط انسانی، انقلابی عظیم را با خود به همراه داشت. با تکثیر کتاب ها، علوم رونق یافت و با پیدایش و گسترش روزنامه ها، ارتباطات اجتماعی توسعه یافت، (معتمدنژاد،۵۷،۱۳۷۹ ) اواخر قرن شانزدهم و اوایل قرن هفدهم که صنعت چاپ توسعه واقعی یافت، مطبوعات رفته رفته خصوصیات امروزی را به دست آوردند و انتشار کتاب را تحت الشعاع قرار دادند.( همان،۶۷)
امروزه مکتوبات الکترونیک، حوزه گسترده ای را در بر می گیرد و فرایند کامپیوتریزه شدن به تدریج تمامی مراحل تولید را شامل می شود.
ارسال مطالب خبری یا مقالات، انتقال مطالب از طریق شبکه، ترکیب و ادغام مطالب، وارد کردن عکس و نمودار، صفحه بندی و در نهایت چاپ، نشر و توزیع و… این فرایند موجب از بین رفتن بسیاری مشاغل شده است و در عین حال، کیفیت مادی تولیدات را ارتقا بخشیده است( محسنی،۱۲۴،۱۳۸۰ )
امروزه، تهیه روزنامه در یک مکان و چاپ آن در مکان دیگر، امری عادی به حساب می آید و ما شاهد روزنامه های الکترونیک هستیم.
در۱۷ ماه مه ۱۹۹۱ یک مؤسسه پژوهشی در ژنو، معیارها یا استانداردهای شبکه جهانی تار نماها را منتشر کرد. در ماه مه ۱۹۹۲، روزنامه «شیگاگو تریبیون»، در ایالات متحده امریکا، نخستین نسخه روزنامه الکترونی را با نام «شیکاگو آن لاین»، بر روی مانیتور کامپیوترها فرستاد. بر اساس نشریه الکترونیکی ناشر و سردبیران ادیتور پابلیشر تا ماه آوریل ۲۰۰۱، بیش از ۱۲ هزار رسانه خبری در ایالات متحده امریکا موجود بوده است در دهه اول روزنامه های الکترونی، نه تنها هزاران رسانه خبری تار نماهای خود را راه اندازی کردند، بلکه میلیون ها نفر کاربر و گروه های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و نظایر آن نیز تار نماهای خود را وارد شبکه جهانی تار نماها کردند.(بدیعی،۲۷،۱۳۸۲ )
نشریات الکترونی را از نظر امکاناتی که برای کاربران فراهم می کنند، به سه دسته اصلی تقسیم می‌کنند:
نسخه فشرده الکترونی روزنامه چاپی به صورت تصویری
روزنامه های الکترونی قابل جست و جو
ترکیب دو مورد بالا( همان،۸-۲۷ )
در این روزنامه ها دروازبانان، خودمخاطبان یا کاربران هستند که مطلب را از این روزنامه ها گزینش می کنند، در نتیجه هدایت افکار عمومی نیز تغییر می یابد. این روزنامه ها اطلاعات را به سرعت در اختیار ما می گذارند و مخاطبان قابل توجهی دارند. استفاده از آن بی هزینه یا بسیار کم هزینه است و منبع درآمد این روزنامه ها از طریق تبلیغات است.
البته عده ای معتقدند که دوره روزنامه نگاری نوشتاری به پایان رسیده است؛ ولی آنچه می بینیم، این است که فروش این روزنامه ها همچنان ادامه داشته و امتیازاتی نیز دارد؛ اما مسئله ای که وجود دارد، در اختیار قرار دادن اطلاعات دستکاری شده به مخاطبان، از طریق اینترنت است؛ در حالی که مطبوعات سنتی بر صحت و سقم اطلاعات و اخبار اهمیت داده و در صورت اشتباه آن را تصحیح می کنند.
ب) رادیو و تلویزیون:
از زمان بهره برداری عمومی از رادیو در سال ۱۹۲۰ و پس از آن، استفاده از تلویزیون در سال های پس از جنگ جهانی دوم، سال ها می گذرد و هر یک در زمان ظهورشان مخاطبان کثیری یافتند و هنوز هم شاهد وجود مخاطبان این رسانه‌ها هستیم. رادیو وتلویزیون که با بهره گرفتن از تکنولوژی های ما‌قبل خود به وجود آمده بودند، از جمله رسانه‌های نوین به حساب می آیند. این دو رسانه الکترونیکی، هر چند با یکدیگر تفاوت هایی دارند، اما دارای مشابهت هایی نیز هستند که از مهم‌ترین آن می توان به قدرت آنان در پخش مستقیم وقایع و رویدادها اشاره کرد.
نکته مهمی که در مورد این رسانه‌های الکترونیک اهمیت دارد، تنظیم و کنترل کار این دو رسانه توسط نهادهای دولتی است و به دلیل نزدیکی به مراکز قدرت، به ندرت توانستند، مانند رسانه‌های چاپی درچارچوب آزادی، حقوق و استقلال سیاسی، در بیان دیدگاه های خود به کار گرفته شوند.(آقاجانی،۱۳۸۱)
مسئله مهم در مورد تلویزیون در عصر حاضر، تجاری شدن آن است که به نحو فزآینده ای در سراسر جهان، به انحصار روی آورده است. اگرفرمول های معنایی را که زیر بنای برنامه های مردم پسند است، بررسی کنیم، در می یابیم که محتوای آنها با یک دیگر تفاوت چندانی ندارد. با این همه، این واقعیت که همه مردم همزمان برنامه های یکسان نگاه نمی کنند و فرهنگ و گروه اجتماعی، با سیستم رسانه‌ها ارتباط ویژه ای دارد، عامل تفاوت های عمده ای با سیستم قدیمی رسانه‌های گروهی استاندارد شده است. علاوه بر این، شیوه رایج «تماشای همزمان چند برنامه» موجب شده است که بینندگان، ترکیب تصاویر مخصوص خود را ایجاد کنند. با اینکه رسانه‌ها در سطح جهانی با یکدیگر مرتبط شده اند و برنامه ها و پیام ها در شبکه جهانی در گردش هستند، ما در دهکده ای جهانی زندگی نمی کنیم، بلکه در کلبه هایی فراخور حال هر منطقه زندگی می کنیم که در سطح جهانی تولید و در محدوده محلی توزیع شده اند.( کاستلز،۳۹۷،۱۳۸۰)
ج) رسانه‌های جدید الکترونیکی- تکنولوژی های ارتباطی و اطلاعاتی جدید:
منظور از تکنولوژی های جدید، تکنولوژی هایی هستند که پس از دهه ۷۰ میلادی ایجاد شده اند.
تکنولوژی اطلاعاتی شامل شبکه های اطلاعاتی کامپیوتری کمیت و کیفیت اطلاعات قابل دسترس را به شیوه ای انقلابی و بی سابقه دگرگون ساخته است. همچنین تکنولوژی ماهواره، موجب ظهور رسانه‌های الکترونیکی درسطح جهان شده است. تاثیرات انقلابی فیبر نوری و فن آوری ماهواره ای برتحرک انواع اطلاعات و تصاویر، نیل به ابر شاهراه های اطلاعاتی چند رسانه ای جهانگیر را امکان‌پذیر می سازد. افزایش قدرت رایانه، نرم افزارهای رایانه ای، تحولات در فن آوری ارتباطی به گونه های مختلف، به فشرده شدن جهان کمک کرده اند (آکسفورد،۱۴۴،۱۳۷۸ ).
به هرحال، این تکنولوژی های جدید ارتباطی در تمام زمینه ها تاثیر گذارند؛ برای نمونه در عرصه سیاست از طریق اینترنت، شهروندان می توانند، با دولتمردان خود مسائل و مشکلاتشان را حل کنند، یا نامزدهای انتخاباتی می توانند، از طریق اینترنت به فعالیت بپردازند؛ به این ترتیب تکنولوژی و دانش فنی بر ماهیت قدرت تأثیر گذاشته است.
در اقتصاد هم تکنولوژی اطلاعاتی، موجب تحولاتی شده است؛ برای نمونه تسریع مراودات بازرگانی، بین المللی شده و جریان های پول، کالا و اشخاص، به واسطه پیشرفت های فناورانه متعدد شتاب بیشتری یافته اند.(سیف زاده،۱۷۴،۱۳۷۸)
از جمله این تکنولوژی های ارتباطی و اطلاعاتی جدید عبارت است از:
۱- ماهواره ها:
ماهواره ها یکی از وسایل مهم ارتباطی درقرن حاضر هستند که همچنان در حال رشد و گسترش است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:44:00 ق.ظ ]




۱۵

 

۹٫۴ %

 

۹٫۷ %

 

۱۰۰ %

 

 

 

جمع

 

۱۵۴

 

۹۶٫۳ %

 

۱۰۰ %

 

 

 

 

عدم پاسخ

 

۶

 

۳٫۸ %

 

 

 

 

 

 

 

جمع کل

 

۱۶۰

 

۱۰۰ %

 

 

 

 

 

جدول (۴-۴): توزیع فراوانی مربوط به بخش فعال در بورس کالا پاسخ‌دهندگان
۴-۲ بررسی سوالات و فرضیات تحقیق
پس از آشنایی با ویژگی‌های جمعیت شناختی پاسخگویان در بخش اول ، در این بخش به کمک روش‌های آمار توصیفی و استنباطی به بررسی سوالات و فرضیات تحقیق خواهیم پرداخت.
پرسشنامه طراحی ‌شده برای انجام این تحقیق شامل ۲۱ سوال است که ۲۰ سوال آن در قالب سوالات بسته به‌منظور بررسی سوالات و فرضیات تحقیق طراحی ‌شده است، بدین‌صورت که هر یک از سوالات، یکی از شاخص­ های تحقیق و مجموعه‌ای از چند شاخص­، یکی از متغیرهای تحقیق را پوشش داده و نظرات پاسخگویان را در مورد هر یک از آن‌ها مورد پیمایش قرار داده است.
پایان نامه - مقاله - پروژه
مقیاس مورد استفاده در سوالات پرسشنامه ، مقیاس لیکرت است که دارای ۵ گزینه خیلی کم، کم، متوسط، زیاد و خیلی زیاد است و وزن‌های داده‌شده به گزینه‌های این مقیاس برای تجزیه‌وتحلیل داده ­ها به ترتیب عبارت است از: ۱-۲-۳-۴-۵ (عدد ۵ نشانه بیشترین وزن و عدد ۱ نشانه کمترین وزن است.)
سوال ۲۱ پرسشنامه به‌صورت باز طراحی ‌شده است تا با بهره گرفتن از پاسخ‌های ارائه‌شده به آن بتوانیم از نظرات و دیدگاه‌های مشتریان در مورد دیگر عوامل تأثیرگذار در انتخاب کارگزاری بورس کالای ایران توسط مشتریان مطلع شویم و به ایده‌هایی دست‌یابیم.
از آنجائی که مقیاس مورد استفاده در سوالات پرسشنامه این پژوهش یک مقیاس رتبه‌ای است، برای بررسی سوالات پرسشنامه از جداول و نمودارهایی که در آن‌ها میانگین پاسخ‌های داده‌شده به‌وسیله مشتریان محاسبه شده است، استفاده می‌کنیم.بدین شکل که هر اندازه میانگین مربوط به یک سوال بالاتر باشد، از نظر پاسخ‌دهندگان، آن مؤلفه از اهمیت بیشتری برخوردار خواهد بود.
۴-۲-۱ آمار توصیفی
در این بخش، با بهره گرفتن از توابع آماری نظیر ‏فراوانی، درصد، میانگین و انحراف معیار ‏‏به تحلیل و توصیف هر یک از شاخص ­ها و متغیرهای تحقیق پرداخته می­ شود.
۱) عامل نزدیکی کارگزاری به محل کار یا سکونت در انتخاب یک کارگزاری توسط پاسخ‌دهندگان:
۳۱٫۲ درصد از پاسخ‌دهندگان گزینه خیلی زیاد، ۲۷٫۹ درصد گزینه زیاد، ۱۹٫۵ درصد گزینه متوسط، ۱۶٫۹ درصد گزینه کم و ۴٫۵ درصد گزینه خیلی کم را به جهت تأثیر عامل نزدیکی کارگزاری به محل سکونت یا کار در انتخاب یک کارگزاری از کارگزاری‌های بورس کالای ایران انتخاب کرده ­اند.

 

 

 

 

 

 

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:44:00 ق.ظ ]




آشکار ساختن شکاف های موجود میان دانش شرکت کننده و تفسیرهای شخصی

 

 

 

کیفیت تجربی

 

مدل های ترسیمی رهنمودهای مربوط به زیبایی ترسیم را دنبال می کنند

 

ارتقاء خوانایی مدل های مفهومی و کاهش فرکانس خطا

 

 

 

۴-۳٫ انواع روش های نگاشت شناختی
به طور کلی روش های مختلفی برای نگاشت شناختی در علوم و رشته های مختلف مورد استفاده قرار گرفته است. بر اساس گفته کارلی (Carley, 1997) نگاشت شناختی عوامل تحلیل محتوا[۲۷۵] و نگاشت روشمند[۲۷۶] را با یکدیگر ترکیب می کند. هنگامی که متون و عبارات در قالب نقشه های شناختی به تصویر کشیده می شوند، محقق تعیین خواهد کرد که چه مفاهیمی وجود دارند (تحلیل محتوا) و ارتباط میان آن مفاهیم را نیز استخراج خواهد کرد (نگاشت روشمند).
پایان نامه - مقاله - پروژه
آکسل رود[۲۷۷] برای اولین بار از نقشه شناختی جهت نمایش دانش اجتماعی و سیاسی استفاده نمود. گره ها مفاهیم مربوط به موضوع مورد نظر بوده و متغیر محسوب می شوند و روابط آنها توسط پیکانها نمایش داده می شوند. اگر رابطه بین دو متغیر مثبت باشد، افزایش (یا کاهش) در متغیر علّت، موجب افزایش (یا کاهش) در متغیر معلول می شود. از سوی دیگر اگر رابطه بین دو متغیر منفی باشد، افزایش (یا کاهش) در متغیر علّی، موجب کاهش (یا افزایش) در متغیر معلولی می شود (Kosko, 1986).
برخی از روش های نگاشت شناختی در تحقیقات سیستم های اطلاعاتی مورد استفاده قرار گرفته اند. برای مثال، منتظمی و کنرات در سال ۱۹۸۶ بکارگیری نگاشت علّی را در تحلیل نیازمندی های اطلاعاتی که محیط های تصمیم گیری ساختارنیافته را در بر می گیرند، پیشنهاد داده اند. درواقع آنها از امکان تحلیل روابط علّی به وسیله نقشه شناختی برای شناسایی داده های غیر مرتبط و فهم نیازهای اطلاعاتی که اساسی تر بوده و بر روند تصمیم گیری تاثیرگذارند، استفاده نموده اند. نقشه شناختی می تواند زنجیره ای از روابط پیچیده و غیر مستقیم را که در فهم محتوای اطلاعاتی مفید است ارائه نماید (Montazemi & Conrath, 1986).
بر اساس مطالعات انجام شده، در مجموع سه روش نگاشت شناختی توسط صاحبنظران ارائه شده است که در ادامه معرفی شده اند (Siau & Tan, 2005).
۴-۳-۱٫ روش نگاشت علّی
نگاشت علّی[۲۷۸] یکی از متداولترین روش های نگاشت شناختی است که توسط محققان در بررسی شناخت تصمیم گیرندگان یک سازمان بکار می رود (Swan, 1997). نگاشت علّی از تئوری مفهومی کِلی (Kelly, 1955) بدست آمده که بر طبق ادعای این تئوری، مجموعه نگرش های هر فرد، سیستمی از مفاهیم فردی است و افراد مفاهیم فردی خود را جهت درک و تفسیر وقایع بکار می برند. مفاهیم از طریق عبارات تک قطبی کوتاه و یا عبارات غنی دو قطبی برگرفته از زمینه مورد مطالعه بیان می شوند و مفاهیم برجسته ای که هر فرد در دامنه مسأله آنها را درک می کند را ارئه می دهد؛ به عبارتی، یک مفهوم از طریق روابط علّی معلولی به دیگر افکار متصل می شود (Eden, 2003). با دستیابی به زنجیره گفتگو، نگرش هایی که منجر به استدلال یک شخص خاص می شود، حاصل می شوند.
۴-۳-۲٫ روش نگاشت معنایی
اظهارات علّی و معلولی تنها بخش سیستم اعتقادی یک فرد است. برخی روش های نگاشت شناختی نیز وجود دارد که می توان از آنها جهت شناسایی دیگر روابط میان مفاهیم استفاده کرد. نگاشت معنایی[۲۷۹] که به عنوان نگاشت فکری نیز شناخته می شود، جهت کشف ایده یا فکر بدون محدودیت های ساختار اضافی بکاربرده می شود (Buzan, 1993). ساخت یک نقشه معنایی با قرار دادن ایده اصلی در مرکز صفحه آغاز می شود و به سمت بالا در جهت های مختلف ادامه می یابد، به گونه ای که ساختاری سازمان یافته و رو به رشد شامل واژگان و تصاویر کلیدی را ایجاد می کند. اطراف ایده اصلی (کلمه مرکزی[۲۸۰])، حدود ۵ الی ۱۰ تفکر/ایده (کلمه خرد[۲۸۱]) مرتبط با کلمه مرکزی کشیده می شوند. سپس هر یک از این بچه کلمات به عنوان کلمه مرکزی برای مرحله بعدی کشیدن نقشه انتخاب می شوند (Buzan, 1993). به عبارت دیگر، نقشه معنایی یک مفهوم مرکزی یا اصلی با شاخه هایی درخت مانند از کلمه های خرد دارد. در نمودار زیر نمونه ای از یک نقشه معنایی ترسیم شده است.
نمودار ۳-۲: نمونهای از نقشه شناخت معنایی
۴-۳-۳٫ روش نگاشت مفهومی
روش دیگر نگاشت شناختی، نگاشت مفهومی[۲۸۲] نامیده می شود (Novak, 1993). با اتکاء به تئوری های آزوبل (Auzubel, 1968) که بر اهمیت دانش پیشین در توانایی یادگیری مفاهیم جدید تاکید داشت، نوواک به این نتیجه رسید که وجود ساختارهای شناختی برای یادگیری مفاهیم جدید، امری حیاتی است.
نقشه مفهومی نمایش گرافیکی است که در آن گره ها مفاهیم را نشان می دهند و اتصالات نمایانگر ارتباطات میان آنها می باشند. اتصالات، دارای برچسب هایی هستند جهت نمایش نوع ارتباط میان مفاهیم که می توانند یک مسیره، دو مسیره و یا بدون مسیر باشند. مفاهیم و ارتباطات ممکن است دسته بندی شوند و نقشه مفهومی امکان دارد نشان دهنده ارتباطات علّی و معلولی و یا موقت میان مفاهیم باشد. نگاشت مفهومی در ایجاد ایده ها و تفکرات، طراحی ساختار پیچیده، برقراری ارتباط با ایده ها پیچیده، کمک به یادگیری توسط یکپارچه سازی آشکار دانش جدید و قدیم و ارزیابی درک یا تشخیص سوء تفاهمات، روش بسیار سودمندی می باشد (Jonassen et al., 1993).
به طور کلی بکارگیری روش های نگاشت شناختی سه گانه فوق الذکر، جهت آشکار ساختن ساختارهای شناختی متداول می باشد. در همین زمینه سووان (Swan, 1997) اظهار می دارد می بایست روش های نگاشت شناختی را با توجه به انواع باورهای ذهنی که افراد قصد توصیف آنها را دارند، انتخاب کرد. برای مثال، نگاشت علّی روابط علّی و معلولی را شرح می دهد، در حالی که نگاشت معنایی/نگاشت مفهومی مفاهیم برجسته و یا ساختارهای سه بعدی آنها را توصیف می کنند.
در مجموع ویژگی های روش های سه گانه نگاشت شناختی در جدول زیر ارائه شده است.
جدول ۳-۴: ویژگی های سه روش نگاشت شناختی (Siau & Tan, 2005)

 

 

عنوان روش
ویژگی ها

 

نگاشت علّی

 

نگاشت معنایی

 

نگاشت مفهومی

 

 

 

عوامل اصلی

 

بیان مفاهیم در عبارات تک قطبی یا دو قطبی

 

ایده اصلی و شاخه هایی از ایده های تحتانی

 

مفاهیم و اتصالات برچسب دار

 

 

 

یافته های نظری

 

تئوری مفهوم فردی
(Kelly, 1955)

 

نقشه ذهنی
(Buzan, 1993)

 

دانش همانندسازی
(Novak, 1993)

 

 

 

ساختار

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:44:00 ق.ظ ]




در این پژوهش پس از تکمیل پرسشنامه، داده های گرد آوری شده بر اساس مقیاس های انداره گیری متغیرها کدگذاری شده و با نرم افزار SPSS پردازش و تجزیه و تحلیل شده اند. در این بند به توصیف و تجزیه و تحلیل داده های بدست آمده پرداخته می شود. ابتدا با بهره گرفتن از آمار توصیفی و جداول فراوان یک بعدی و آمارهای متناسب با هر متغیر به توصیف یافته ها در رابطه با عوامل موثر در هویت بخشی در بافت های تاریخی پرداخته و اطلاعات آمار توصیفی آن ارائه می­گردد. سپس فرضیه پژوهش با بهره گرفتن از آمار استنباطی و آزمون های مناسب از جمله آزمون همبستگی رگرسیون چند متغیره و همچنین آزمون پیرسون به منظور آزمون وجود رابطه میان متغیرها و شدت و درصد روابط میان آن ها استفاده شده است.
۳-۲-۷- تجزیه و تحلیل توصیفی داده ها
در این قسمت به توصیف داده های گرد آوری شده از نمونه مورد مطالعه به واسطه آمار توصیفی پرداخته می شود. نمونه آماری مورد مطالعه در این پژوهش ۱۰۰ نفر از کارشناسان ساکن در شهر اردبیل و متخصص در حوزه بافت های تاریخی و فرسوده شهری می باشد. بنابراین در این جا ویژگی ها و شرایط عمومی پاسخگویان و نیز پاسخ آنان به سوالات توصیف گردیده است.
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
۳-۳- معرفی شاخص ها و مولفه های موثر در هویت بخشی کالبدی شهر بافت تاریخی شهر اردبیل
شهر اردبیل به دلیل داشتن قدمت تاریخی و همچنین قرار گیری در موقعیت جغرافیایی و اقلیمی واجد ویژگی های ممتاز شهر نشینی است. همچنین به دلیل سابقه طولانی سکونت در آن دارای بناهای و بافت ها و محلات گران بهای تاریخی است که در هویت بخشی به این شهر نقش اصلی را ایفا می کنند.
اما آنچه در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته است مجموع عوامل موثر بر هویت بخشی به بافت های تاریخی شهر و همچنین رتبه بندی میزان اهمیت این عوامل و شاخص ها از دیدگاه کارشناسان حوزه مسائل شهری و بافت های فرسوده شهر بوده است.
مهم ترین عواملی که در این پایان نامه در ارتباط با هویت بخشی کالبدی به شهر اردبیل مورد بررسی قرار گرفته عبارتند از محلات با قدمت تاریخی و میادین و فضاهای اجتماعات جمعی و همچنین فضاهای باز شهری. در ادامه در بخش شناخت محدوده مورد بررسی تحولات تاریخی، سیاسی و اجتماعی شهر اردبیل ارائه شده است. این شاخص ها با توجه به فرضیات مطرح شده در فصل اول پایان نامه در قالب سه فرضیه مورد بررسی قرار می گیرند. همچنین متغیر وابسته هویت کالبدی نیز با سنجه ها و شاخص هایی که از فصل دوم پایان نامه برگرفته شده است قابل بررسی می باشد. این شاخص ها در موارد زیر به طور مختصر بیان می گردند:
تمایز/ تشابه، به معنای تمایز از غیر و تشابه با خودی. در بحث هویت کالبدی در بافت های تاریخی وجود نشانه ها و عناصر، کارکرد ها و روابط اجتماعی خاصی می تواند تمایز بافت تاریخی شهر از ساختار کلی فضایی شهر را ایجاد کرده و از سوی دیگر تشابه و این همانی را در درون خود بافت ایجاد نمایند.
تداوم و تحول: به معنای پیوند با گذشته و عدم انقطاع(تداوم معنی و ارزش های خودی) در عین نوآوری و خلاقیت با توجه به شرایط زمانه(خود ماندن ولی همان نماندن). در ارزیابی عوامل تاثیرگذار در هویت شهری از بعد کالبدی وجود برخی کارکردها و همچنین روابط و فعالیت های اقتصادی و اجتماعی می تواند تداوم حیات کالبدی محلات را تضمین می­ کند و از سویی دیگر به واسطه روابط و تعاملات اجتماعی در درون این بافت ها و همچنین در گره ها و میادین شهری می تواند زمینه های بروز خلاقیت و نوآوری در شهروندان را ایجاد کرده و تحولات بنیادین و سازگار با هویت محلات را باعث گردد.
وحدت/ کثرت، به معنای پیوند میان اجزای متفاوت، ناهمگون و حتی متضاد، به گونه ای که در کنار هم یک کل را به وجود بیاورند. معیارهای مورد بررسی در این زمینه در حوزه های معماری و طراحی شهری هستند.(میر مقتدایی،۱۳۸۳). در زمینه این ویژگی هویت می توان چنین بیان کرد که به عنواون مثال تنوع عملکردها و کاربری ها در محلات و میادین شهری در بافت های تاریخی می تواند علی رغم کثرت و توع مفهوم وحدت و یکپارچگی را نیز در درون خود داشته باشد تا از یکنواختی تام در این بافت ها جلوگیری به عمل آید.
همانطور که بیان گردید علاوه بر اینکه در بخش تعریف و تعیین متغیر وابسته موضوع مولفه های آن تعیین گردیده است، به منظور انجام شیوه ای منطقی و استاندارد سنجه هایی نیز برای متغیرهای مستقل که فرضیات بر اساس آن ها مطرح گشته اند، تعیین گردید. از این رو با توجه به مبانی نظری و پیشینه های مطالعاتی صورت گرفته در زمینه شناسایی عوامل موثر در هویت بخشی کالبدی به بافت های تاریخی میادین و فضاهای دارای قدمت، محلات با قدمت تاریخی و همچنین فضاهای باز شهری در بافت های با ارزش تاریخی به عنوان متغیر مستقل در نظر گرفته شده اند که زیر مولفه های آن ها در موارد زیر قابل طرح بوده اند.
نمودار(۳-۱) : عوامل و معیارهای موثر در هویت کالبدی بخش تاریخی شهر اردبیل
عوامل موثر در هویت بخشی به بافت تاریخی اردبیل
مجود محلات با قدمت
میادین قدیمی در بافت
فضاهای باز در بافت
وضعیت بهداشتی- درمانی
تاسیسات و تجهیزات
تاثیر نزدیکی به مرکز شهر
ارزش زمین در بافت تاریخی
وجود مراکز تجاری در بافت
ساکنین اولیه و افراد بومی ساکن در بافت
حضور مهاجرین
خانه هایی دارای قدمت تاریخی
نشانه های شهری در محلات مانند بقعه شیخ صفی…
مجموعه کاربری های پیرامون میادین
شکل و فرم کالبدی میادین
تعاملات اجتماعی پیرامون میدان
میدان عالی قاپو
مصلی و مجموعه بازار
فضاهای سبز شهری
پیاده راه های تاریخی
فضاهای اجتماعات مرکز محله
راه ها و شبکه های دسترسی
۳-۴- بررسی و شناسایی محدوده مورد مطالعه
شهرستان اردبیل، در منطقه ای با خصوصیات جغرافیایی ´۴۸˚۴۷ تا ´۳۹˚۴۸ طول شرقی و ´۵۶˚۳۷ تا ´۳۳˚۳۸ عرض شمالی، قرار دارد. این شهرستان از شمال به شهرستان مشگین شهر، از شرق به شهرستان نمین و بخشی از استان گیلان، ازجنوب به شهرستان های نیر و کوثر و از غرب به استان آذربایجان شرقی، محدود شده است. شهرستان اردبیل با مساحت ۲۴۹۸ کیلومترمربع، ۹۸/۱۳ درصد از سطح کلی استان، و با جمعیت ۴۶۲۶۳۲ نفری، در حدود ۶/۳۹ درصد از جمعیت آن را، در بر گرفته است[۴۰]. این محدوده، سومین شهرستان استان از نظر وسعت، و اولین آنها از جنبه جمعیت ساکن، محسوب می شود که به لحاظ مکانی در مرکزیت استان اردبیل قرار گرفته است.
۳-۴-۱- تقسیمات سیاسی شهرستان اردبیل
شهرستان اردبیل، شامل ۳ بخش (مرکزی، هیر، سرعین)، ۳ شهر (اردبیل و هیر و سرعین)، ۱۱ دهستان و ۲۰۶ آبادی است.
نقشه شماره(۳-۱) : تقسیمات موقعیت کشوری و استانی شهرستان اردبیل
۳-۴-۲- علل و عوامل پیدایش شهر اردبیل
هسته اولیه شهر اردبیل را بازار تشکیل می دهد. این شهر بر سر راه جاده ابریشم با عملکرد خدماتی و تجاری شکل گرفته است.
در جغرافیای شهری هنگام بررسی علل پیدایش شهرها بیش تر بر چهار نظریه تاکید می شود:
نظریه هیدرولیک یا مبنای محیط گرایی: مفهوم مازاد تولید.
نظریه اقتصادی: شهر به عنوان یک بازار.
نظریه شهر به عنوان یک پایگاه نظامی – دفاعی.
نظریه مذهبی: گسترش معابد و عبادتگاه ها.
با توجه به وجود بازار به عنوان هسته اولیه شهر اردبیل نظریه اقتصادی پیدایش شهر در این شهر بیش تر از نظریه های دیگر قابل استناد است.
در نظریه های اقتصادی شهر مرکز مبادله کالا و کانون اصلی تجارت شناخته می شود. شهر به عنوان مرکز یک ناحیه جغرافیایی باعث می شود مبادلات تجاری در داخل ناحیه، همواره در مرکز آن صورت گیرد و تجارت راه دور نیز در آن متمرکز می شود.
در این نظریه شهر کانون برخورد مسیرهای تجاری به شمار می آید که در بخش بازار این مسیرها به هم می­رسند. برای حفظ ثروت و امنیت تجاری شهر، اطراف شهر برج و بارو می سازند تا دفاع از آن امکان پذیر گردد. البته به قول برخی تاریخدانان و شهرسازان وجود جمعه مسجد در اردبیل که قبلا عبادتگاه زرتشتیان بوده، نقش عمال مذهبی در شکل گیری این شهر و هسته اولیه آن قوی تر از عامل اقتصادی بوده است.
شهر اردبیل به دلیل قرارگیری در منطقه ای کوهستانی با اقلیم سرد و نیز داشتن تاریخی پرفراز و نشیب همواره تحت تاثیر عوامل گوناگونی بوده است. از عوامل طبیعی موثر در شکل گیری شهر رودخانه بالخلی چای می باشد که از عوامل بازدارنده رشد آن در جهت جنوب نیز محسوب می شود. همچنین شهر به دلیل قرار گیری در منطقه سردسیر، بافتی درهم تنیده، منسجم، ارگانیک و غیر منظم داشته است.
۳-۴-۳- مطالعات کالبدی- فضایی
تعیین موقعیت و جایگاه بافت تاریخی در شهر اردبیل و تعاملات اجتماعی، اقتصادی، ساختاری و کالبدی آن با شهر
محدوده و موقعیت بافت تاریخی شهر اردبیل

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:43:00 ق.ظ ]




به تعدادی از عناصر مطلوب مورد نظر را که حداقل دارای یک صفت مشخصه باشند جامعه آماری گفته می‌شود. صفت مشخصه، صفتی است که بین همه عناصر جامعه آماری مشترک و متمایز کننده جامعه آماری از سایر جوامع باشد. (مومنی، آذر، ج ۵:۱). جامعه آماری این تحقیق شامل بازدیدکنندگان وب‌سایت‌های کتاب‌فروشی‌های آنلاین تهران می‌باشد.
نمونه آماری، یک مجموعه فرعی از جامعه آماری است که با مطالعه آن محقق قادر است نتیجه را به کل جامعه آماری تعمیم دهد (سکاران اوما،۱۳۸۱). به عبارت دیگر، تعداد محدودی از آحاد جامعه آماری را که بیان کننده ویژگی‌های اصلی جامعه باشد، نمونه می‌گویند. (مومنی، آذر).
روش نمونه گیری در این تحقیق، نمونه برداری تصادفی در دسترس می‌باشد. این طرح نمونه برداری در مواقعی بیشترین کارایی را دارد که اطلاعات مختلف درباره طبقه‌های متفاوت جامعه آماری که پارامترهای مختلف دارند لازم باشد. اگر ارزیابی پارامترهای مختلف در دسته‌ای فرعی از جامعه آماری مورد نظر باشد این روش مناسب به نظر می‌رسد. (سکاران اوما،۳۱۵:۱۳۸۱)

که درآن
P: برآورد نسبت صفت متغیر؛ ۵/۰= P
Z: متغیر نرمال واحد متناظر با سطح اطمینان ۹۵ درصد؛ ۹۶/۱
: مقدار اشتباه مجاز؛ ۰۵/۰=

همچنین به منظور افزایش شباهت نمونه و جامعه آماری و افزایش دقت نمونه گیری برای برآورد پارامترهای جامعه و دخالت دادن ویژگی‌های جامعه در نمونه و با در نظر گرفتن این که جامعه موردمطالعه از گروه ­های ناهمگون تشکیل یافته است از روش نمونه گیری تصادفی طبقه‌ای استفاده شده است. در این روش جامعه به گروه های متجانس تقسیم و هرگروه از افرادی تشکیل می‌شود که دارای ویژگی‌های مشابه هستند. در این تحقیق حجم نمونه متناسب را، ۳۶۷ نفر مشخص کرده­ایم و تعداد ۳۶۷ عدد پرسشنامه توزیع گردید. لازم به ذکر است این محاسبه با سطح خطای ۵ درصد (سطح اطمینان ۹۵ %) صورت می‌گیرد.
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
۳-۷ روش‌ها و ابزار‌های جمع‌ آوری اطلاعات
در هر تحقیقی جمع‌ آوری اطلاعات واقعی با توجه به اهداف تحقیق دارای اهمیت اساسی است. در این تحقیق محقق براساس روش‌های پیمایشی و کتابخانه‌ای و با بهره گرفتن از ابزار فیش برداری به منظور جمع‌ آوری اطلاعات مربوط به مبانی نظری و پیشینه تحقیق و نیز پرسشنامه مظاهری، ریچارد و لارچ (۲۰۱۲) که بر اساس طیف امتیازی لیکرت طراحی شده به منظور گردآوری داده‌های مورد نیاز برای آزمون فرضیات تحقیق اقدام کرده است.
۳-۸ روش تجزیه و تحلیل داده ­ها
کلیه متغیرها به منظور تجزیه و تحلیل عواملی که دارای رابطه با تأثیر احساست بر خرید اینترنتی می‌باشند با بهره گرفتن از ضریب همبستگی پیرسون مورد ارزیابی قرار گرفته‌اند. ابتدا با بهره گرفتن از ضریب همبستگی پیرسون به بررسی وجود یا عدم وجود رابطه بین هریک از مؤلفه‌های اثر احساسات بر خرید مشتریان به کمک نرم افزار SPSS می‌پردازیم. در نهایت برای آزمون فرضیه‌های تحقیق از ضریب همبستگی پیرسون استفاده می‌کنیم.
۳-۹ نوع و روش تحقیق
تحقیق را به دو منظور انجام می‌دهند نخست حل مشکلاتی که در حال حاضر در محل کار وجود دارد که تحقیق کاربردی نامیده می‌شود و دوم افزودن به مجموعه دانش بشری در زمینه خاصی که موردعلاقه محقق است. هدف از اجرای تحقیق بنیادی تولید دانش بیشتر و درک پدیده‌های است که روی می‌دهد و سرانجام ارائه نظریه‌ها بر پایه نتایج تحقیق. بنابراین با توجه به تعاریف فوق این تحقیق از نظر ماهیت تحقیق کاربردی نامیده می‌شود. (سکاران اوما،۸:۱۳۸۱) بنابراین، این تحقیق می‌تواند از حیث بررسی روابط بین احساسات و رفتار مشتریان آنلاین کمک نماید.
یکی از انواع روش‌های تحقیق توصیفی، تحقیق همبستگی است. در این نوع تحقیق رابطه میان متغیرها براساس هدف متغیر تحلیل می‌گردد (همان منبع،۹۱). بنابر این از آنجایی که در این تحقیق هدف بررسی رابطه متغیرهای موجود در تحقیق است روش تحقیق به کار گرفته‌شده، تحقیق توصیفی از نوع همبستگی می‌باشد.
۳-۱۰ روایی و پایایی
اگر ابزار جمع‌ آوری اطلاعات از روایی و پایایی لازم برخوردار باشد، داده‌های جمع‌ آوری شده از صحت و دقت لازم برخوردار خواهند بود. به عبارت روشن تر، روایی عبارت است از اینکه ابزار اندازه گیری تحقیق بتواند خصیصه‌های مورد نظر محقق را واقعاً اندازه گیری کند. در این تحقیق پرسشنامه مظاهری، ریچارد و لارچ (۲۰۱۲) مورد استفاده قرار گرفت که استانداد بوده و از روایی کافی برخوردار است. به‌علاوه، محقق پرسشنامه‌های مذکور را به تعدادی ازخبرگان شامل استادان راهنما و مشاور، برخی دیگر از اساتید مربوط داده و نظرات اصلاحی آن‌ها را اعمال کرده است. لذا، پرسشنامه مورد استفاده در این تحقیق از روایی مورد نیاز برخودار می‌باشد.
پایایی یا قابلیت اعتماد یکی از ویژگی‌های فنی ابزار اندازه گیری (پرسشنامه) است. مفهوم یاد شده با این موضوع سرو کار دارد که پرسشنامه در شرایط یکسان تا چه حد نتایج یکسانی به دست می‌دهد به این مفهوم که اگر تحقیق مشابهی در زمان دیگری انجام شود به نتایج مشابهی بیانجامد. در این پژوهش برای محاسبه ضریب قابلیت اعتماد از آلفای کرونباخ استفاده شده است. هر قدر آلفای کرونباخ به ۱ نزدیکتر باشد. همبستگی درونی بین سؤالات بیشتر و در نتیجه پرسش‌ها همگن تر خواهند بود کرونباخ ضریب پایایی بالای ۷۰% را متوسط و قابل قبول پیشنهاد داده است که در صورت پایین بودن مقدار آلفا، باید بررسی شود که با حذف کدام پرسش‌ها مقدار آن را می‌توان افزایش داد.
۳-۱۰-۱ آزمون پایایی متغیرها
در ابتدا پایایی پرسشنامه را با بهره گرفتن از آلفای کرونباخ مورد ارزیابی قرار می‌دهیم؛ بنابراین مقدار آلفای کرونباخ را برای ۱۰ عنصر مورد نظر محاسبه کرده و جدول نتایج به‌صورت زیر خواهد شد:
ضریب پایایی برای سؤالات پرسشنامه به قرار زیر است:
جدول ۳- ۱: ضرایب پایایی متغیرها

 

عنوان مؤلفه تعداد سؤالات ضریب آلفای کرونباخ
برانگیختگی ۴ ۸۰۶/۰
لذت ۳ ۷۲۳/۰
تسلط ۳ ۷۷۲/۰
اطلاعات سایت ۴
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:43:00 ق.ظ ]




۲ – ۸ پاسخ اجتماعی به نوجوانان معارض قانون در ایران
بزهکاری اطفال و نوجوانان مستلزم پاسخ اجتماعی است که قبل از آن بایستی سن مسئولیت کیفری کودکان و نوجوانان را توضیح داد .
۲ – ۸ – ۱ سن مسئولیت کیفری نوجوانان معارض قانون در ایران
قانون تشکیل دادگاه اطفال بزهکار مصوب ۱۳۳۸، در ماده ۴، اطفال را به سه گروه سنی تقسیم نمود:
۱ - اطفال زیر شش سال که غیر قابل تعقیب می‌باشند ۲ - اطفالی که سن آنها بیش از شش سال تمام و تا دوازده سال تمام است و چنانچه مرتکب جرمی شوند بر حسب مورد به اولیاء قانونی یا سرپرست تسلیم می‌گردند و از آنها تعهد مبنی بر تأدیب و تربیت و مواظبت در حسن اخلاق طفل اخذ می‌گردد و چنانچه فاقد سرپرست بوده یا سرپرست، قابل الزام به تأدیب و تربیت طفل نباشد، برای مدتی از یک تا شش ماه به کانون اصلاح و تربیت اعزام می‌گردند. ۳- اطفال بین ۱۲ تا ۱۸ سال ، در صورت ارتکاب جرم به یکی از طرق زیر تأدیب می‌گردند:
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
الف – تسلیم به اولیاء یا سرپرست یا اخذ تعهد به تأدیب و تربیت.
ب – سرزنش و نصیحت توسط قاضی دادگاه.
ج – اعزام به کانون اصلاح و تربیت از سه ماه تا یک سال برای کودکان ۱۵-۱۲ سال و از شش ماه تا پنج سال برای کودکان ۱۸-۱۵ سال. بنابراین طبق قانون مورد بحث، افراد زیر ۱۸سال، غیر قابل مجازات بوده و برای ایشان نگهداری در کانون اصلاح و تربیت، صرفاً با هدف تأدیب و تربیت طفل، در نظر گرفته شده است ( ۳۱) . اگر آمار ارتکاب نوجوانان به بزهکاری را از نظر سنی بررسی کنیم ، ملاحظه می شود که به طور کلی آمار ارتکاب جرم از سنین ۱۲ سالگی به بعد تا سن ۲۰ سالگی کمابیش رو به افزایش است. همان طور که در فصل یک نیز توضیح داده شد اکثر بزهکاران نوجوان در سنین ۱۵ تا ۱۸ سالگی قرار دارند . بنابراین می توان نتیجه گرفت که پاسخ اجتماعی به بزهکاری اکثر نوجوانان کشور ، انتقال آن ها به کانون های اصلاح و تربیت است .
۲– ۹ معرفی کانون اصلاح و تربیت استان تهران
کانون اصلاح و تربیت تهران به عنوان اولین ، بزرگترین و مجهزترین کانون کشور در زمینی به مساحت تقریبی ۴٠ هزارمترمربع احداث و دارای محل اسکان، ساختمان اداری، روانشناسی، مددکاری، بهداری، آشپزخانه، سالن غذاخوری، سالن ملاقات، کارگاههای فنی‏حرفه‏ای، آموزشگاه، کتابخانه، ورزشگاه و استخر می‏باشد.
۲ – ۹ – ۱ واحد های تشکیل دهنده کانون
۲ – ۹ – ۱- ۱ : واحد مدیریت کانون
این واحد شامل بخش پذیرش و ترخیص ، بخش نگهداری موقت ، شورای طبقه بندی و انضباطی، خوابگاه ، بخش زندان ، نظام شورای شهر ، واحد بهداشت و خدمات داخلی ( شامل دو بخش امور و امور خدماتی ) و صندوق مالی مددجویان می باشد .
۲ – ۹ – ۱- ۲ : واحد مددکاری و خدمات اجتماعی
خدمات ارائه شده توسط این واحد در ادامه توضیح داده خواهد شد .
۲ – ۹ – ۱ – ۳ : واحد فرهنگی کانون
مجموعه واحدهای مختلف کانون در جهت بازپروری نوجوانان بزهکار فعالیت هایی را ارائه می نمایند ، لکن از آنجا که غالب فعالیت های مرتبط با امر تعلیم و تربیت این افراد از طریق واحد فرهنگی ارائه می شود و در حیطه وظایف این واحد می باشد ، قسمت های تشکیل دهنده واحد فرهنگی شامل :
کتابخانه : مجهز به کتب مختلف می باشد .
نشریات : تشویق بچه ها به نویسندگی تا بتوانند آن چه را که در دل دارند ، بنویسند و یا دنیای دیگر ارتباط برقرار کنند . به پدر و مادر خود بگویند که چه می خواهند و برای هم نوعان خود بنویسند که خود چه اشتباهاتی را مرتکب شده اند .
واحد کامپیوتراین واحد با بهره گرفتن از دستگاه کامپیوتر به آموزش بچه ها در این زمینه پرداخته می شود و آموزش هایی در زمینه مهارت های هفت گانه کامپیوتر ( ICDL ) به ان ها ارائه می دهد .
کارگاه های هنری : این کارگاه ها معمولا از چند قسمت تشکیل می شوند : کارگاه عروسک سازی ، کارگاه سفال گری و کارگاه معرق کاری.
نمایشگاه : محلی که در آن نشریات ، نقاشی ها و کارهای هنری مددجویان در معرض دید بازدید کنندگان قرار می گیرد .
کلاس های آموزشی : همه افراد بزهکار نگهداری شده در کانون در سن رشد و آموزش قرار دارند درنتیجه کلاس های درس برای آن ها تشکیل می گردد تا افرادی که تمایل دارند به ادامه تحصیل بپردازند .
واحد سمعی بصری : این واحد در طول هفته برای مددجویان خوابگاه در رابطه با پخش فیلم فعالیت دارد .
نمازخانهمکان نماز خانه باید طوری باشد که مددجویان بتوانند در تمام طول روز از آن استفاده کنند و علاوه بر برگزاری نماز جماعت در آن جا مراسم دعای توسل ، زیارت عاشورا ، دعای کمیل وسایر برنامه های مذهبی برگزار می شود .
بازدید و گردش : یکی از برنامه های اجراشده و موفق ، اردوهای سیاحتی وزیارتی برای مددجویانی است که حسن خلق دارند . پس از آنکه مربیان کلاس های آموزشی مختلف ، گزارش کاری خود را اعلام نمودند ، مددجویانی که توانسته باشند دوره خود را با موفقیت به پایان برسانند و از نظر اخلاق نیز مورد تایید واقع شوند ، در اردوهایی که از طرف کانون در نظر گرفته می شود ، شرکت می کنند .
ورزش : تشویق مددجویان به ورزش از برنامه های اجرایی واحدفرهنگی است . علاوه بر ورزش صبحگاهی که هروز حود نیم ساعت قبل از شروع کلاس های آموزشی برگزار می شود ، در سالن ورزش هر گروه از مددجویان زیر نظر
مربیان ورزشی به تمرین در رشته های مورد نظر خود می پردازند .
اشتغال : مددجویان باتوجه به علایق و استعداد های خویش ، به کارگاه های مستقر در کانون معرفی شده و تا پایان دوره آموزشی زیر نظر این واحد به حرفه آموزی می پردازند .
و سایر واحد های تشکیل دهنده کانون عبارتند از :

 

    • واحد بهداری

 

    • واحد اجرای احکام

 

    • واحد انتظامات

 

    • واحد دبیر خانه

 

    • نیروی انسانی کانون

 

    • واحد حراست

 

۲ – ۹ – ۲ کارکردهای کانون اصلاح و تربیت
کانون اصلاح و تربیت ۴ دسته کارکرد ( اقدامات ) برای مددجویان متعهد می باشد .
۲ – ۹ – ۲ – ۱ ) اقدامات تامینی[۳۵]
۲ – ۹ – ۲ – ۲ ) اقدامات تربیتی و اصلاحی[۳۶]
۲ – ۹ – ۲ – ۳ ) اقدامات رفاهی[۳۷]
۲ – ۹ – ۲ – ۴ ) مراقبت های پس از آزادی[۳۸]
۲ – ۹ – ۲ – ۱ ) اقدامت تامینی کانون اصلاح و تربیت عبارت است از :
۱ ) پذیرش وتشخیص[۳۹]
مددجو پس از ورود در قسمت نگهداری موقت اسکان داده می شود و اقدامات زیر حداکثر ظرف یک ماه در مورد وی اجرا می شود .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:43:00 ق.ظ ]




نشانگان روانشناختی اختلال اضطراب اجتماعی
معمولا” سه سیستم پاسخدهی مجزا شناختی- کلامی، سیستم رفتاری- بیانی و سیستم فیزیولوژیکی _ بیانی، برای تحلیل رفتار هیجانی استفاده می شود (خیر، استوار، ۱۳۸۵). تمایز بین جنبه های شناختی، رفتاری و فیزیولوژیکی اضطراب اجتماعی ممکن است برای درک این اختلال حائز اهمیت فراوانی باشد. نشانگان ویژه این اختلال ممکن است در موقعیت ترسآور، قبل از موقعیت و پس از ترک موقعیت آشکار شوند (کلارک، ولز،۱۹۷۷). در ذیل به شرح نشانگان اختلال اضطراب اجتماعی پرداخته میشود:
پایان نامه - مقاله - پروژه
۱- نشانگان شناختی
بطورکلی همه مدل های شناختی اضطراب اجتماعی (بک، امری، گرینبرگ[۵۰]، ۱۹۸۵، کلارک و ولز، ۱۹۹۵، راپی و هیمبرگ[۵۱]، ۱۹۹۷) تأکید می کنند که افراد مضطرب اجتماعی نگران این موضوع هستند که چگونه آنها بوسیله دیگران ادراک و ارزیابی می شوند. در دیدگاه شناختی، اضطراب اجتماعی ممکن است از طریق افکار منفی، تعیین استانداردهای افراطی برای عملکرد شخصی و یا باورهای غیرواقعی درباره استانداردهایی که افراد برای ارزیابی دیگران استفاده می کنند پدید آید (به نقل از استوار، ۱۳۸۶).
۲- نشانگان رفتاری
مطابق با اصول شرطی سازی عاملی ( اسکینر[۵۲]، ۱۹۷۲) اضطراب اجتماعی از طریق رفتارهای اجتنابی و ایمنی تداوم می یابد. اجتناب ممکن است به شیوه های مختلفی بروز نماید.
برای مثال زمانی که یک دانش آموز سرآمد از ورود به دانشگاه به دلیل ترس از صحبت کردن در کلاس و یا ارائه کنفرانس های کلاسی اجتناب نماید.
همچنین کلارک و ولز (۱۹۹۵) معتقدند که اضطراب اجتماعی از طریق رفتارهای ایمنی تداوم می یابد. اجتناب از تماس های چشمی موقع صحبت کردن در کلاس، تلاش برای مورد توجه قرار نگرفتن و تلاش برای خوب به نظر رسیدن مثال هایی از رفتارهای ایمنی و اجتنابی هستند. این رفتارها به عنوان راهبرد هایی برای کاهش خطر اجتماعی بکار می روند، اما در واقع آنها به تائید شدن باورهای منفی کمک میکنند ( به نقل از استوار و خیر، ۱۳۸۶).
۳- نشانگان فیزیولوژیکی
راپی[۵۳](۱۹۹۵) بیان کرده است که نشانگان فیزیولوژیکی اضطراب اجتماعی که افراد مضطرب اجتماعی در موقعیت های تهدید کننده تجربه می کنند، دقیقا” همانند علایمی است که در دیگر اختلالات اضطرابی مشاهده می شود. برای مثال ، سرخ شدن، لرزش، تپش قلب، و غیره است ( به نقل از استوار و خیر، ۱۳۸۶).
اضطراب اجتماعی در نوجوانان
اختلال اضطراب اجتماعی یکی از شایع ترین اختلال های کودکی و نوجوانی است. این اختلال در ۱/۱% تا ۷/۳% از جمعیت کلی کودکان و نوجوانان دیده می شود. اضطراب اجتماعی ، یکی از عواملی است که در روند رشد و تکامل اجتماعی نوجوانان خلل ایجاد می کند و مانع شکوفایی استعدادها و اثبات وجود افراد می شود این پدیده اثرات بازدارنده ای درکارایی و پویایی نوجوانان برجای می گذارد و باعث تخریب عملکرد شخصی و اجتماعی آنان در زمینه های گوناگون می گردد. انسان ها دوست ندارند که بخشی از رفتار یا جنبه‌های مختلف شخصیتشان توسط دیگران مورد ارزیابی قرار گیرند، اما آن دسته از نوجوانانی که به طور عادی دچار ترس یا اضطراب اجتماعی هستند کمترین تمایلی برای حضور در موقعیتهای اجتماعی و ارتباط با دیگران ندارند، چرا که همه موقعیتهای اجتماعی و تعامل بین فردی را صحنه های ارزیابی و انتقاد تلقی می‌کنند. (نیسی، شهنی ییلاق، فراشبندی، ۱۳۸۴).
به طورکلی این اختلال در نوجوانان به عملکرد تحصیلی ضعیف، مشکلات روان شناختی مانند افسردگی و در مواردی سوء مصرف مواد منجر می شود. افزون براین نوجوانان مبتلا به اضطراب اجتماعی در خطر ناپختگی اجتماعی قرار دارند؛ اختلالی که درماندگی و اجتناب از روابط اجتماعی را در پی دارد و می تواند به نارساکنش وری اجتماعی[۵۴] و روان شناختی و حتی بروز شخصیت اجتنابی[۵۵] در بزرگسالی منتهی شود. انجمن روانپزشکی امریکا APA)) اختلال اضطراب اجتماعی را یک الگوی پایدار ترسهای اجتماعی می داند (اناری، دادستان، صالح صدق پور، ۱۳۸۶).
برخی محققان اعتقاد دارند که ترس از ارزیابی منفی علت اصلی اضطراب اجتماعی است. ترس از ارزیابی منفی، افراد مضطرب را وادار می کند که از برخورد با دیگران پرهیز کنند و بدین طریق ترس خود را کاهش دهند. به طور خلاصه، سبک تعامل افراد مضطرب نوعی استراتژی حفاظت از خود می باشد (مهرابی زاده، هنرمند، ۱۳۷۸). نوجوانان مضطراب اجتماعی ویژگیهایی دارند که آنان را از دیگران متمایز می سازند. این افراد اغلب درباره اشتباه کردن، نادانی و حرف های احمقانه فکر می کنند. ترس دارند که دیگران آنها را ضعیف پندارند و به آنها بازخورد منفی بدهند.
آنها انتظار دارند که در تعاملات اجتماعی به صورت ضعیف عمل کنند، لذا در پی راهی هستند که نشان دهند دیگران آنان را قبول ندارند و این امر را به خود تلقین می‌کنند. این افراد ممکن است احساس عدم اعتماد به نفس کنند.
زیرا تصور میکنند که دیگران آنان را دوست ندارند. علاوه بر آن، این افراد ترس از انتقاد، اجتناب از تماس چشمی و ترس از ابراز وجود دارند (هرمزی نژاد، ۱۳۸۰).
اضطراب اجتماعی ممکن است تحت تاثیر متغیرهای مختلفی قرار گیرد که عده ای از آنها از قبیل اضطراب عمومی زمینه را برای اضطراب اجتماعی مساعد و عدهای دیگر از قبیل مهارتهای اجتماعی نقش بازدارنده بر این پدیده داشته باشند. (مهرابی زاده، نجاریان، ۱۳۷۸).
در حوزه علت شناسی و درمانگری اختلال اضطراب اجتماعی در نوجوانان، تنوع و تعدد دیدگاه های نظری و به تعاقب آن شیوه های درمانگری بسیار است. آنچه در همه این روی آوردها مورد تاکید قرار گرفته است. تشخیص زودهنگام و سپس انتخاب شیوه درمانگری متناسب در کودکان و نوجوانان به منظور پیشگیری از آسیبهای وخیم در بزرگسالی است (دادستان، اناری، صالح صدق پور، ۱۳۸۶).
دیدگاه های نظری درباره اضطراب
دیدگاه روان پویایی
نظریه پردازان روان پویشی معتقدند تعیین‌کننده‌های عمده اختلالات اضطراب، حوادث درون فردی و انگیزه‌های ناخودآگاه هستند. آنها بر این باورند که وقتی «خود» در معرض خواسته‌های محیطی افراطی قرار می‌گیرد یا وقتی در نظام نهاد- خود- فراخود تنش وجود دارد، اضطراب تجربه می شود. آنها این تفسیر را بر مشاهدات و استنباطهای بالینی پایه می‌گذارند. در این دیدگاه، اضطراب به عنوان واکنش هشداردهنده‌یی تعبیر می‌شود که وقتی بروز می‌کند که شخص مورد تهدید قرار می‌گیرد.
اینکه فرد چطور با هشدار اضطراب انطباق حاصل می‌کند، به شدت آن و جریانی که آن را ایجاد می‌کند و شخصیت فردی که به هشدارها پاسخ می‌دهد بستگی دارد. تجربه بعضی اضطرابهای آشکار طبیعی است اما میزان اضطراب و ماهیت تهدید، طبیعی بودن یا غیرطبیعی بودن حالت اضطراب را تعیین می‌کند. ویژگی متمایز کننده اضطراب بالینی آن است که در غیاب منبع خطر شناخته شده آگاهانه، هشداری بطور مرتب به صدا در می آید که خطری وجود دارد، اما اساس آن مبهم یا کلاً پنهان از نظر است (ساراسون، به نقل از نجاریان، ۱۳۸۱).
در واقع مهمترین عاملی که در این دیدگاه علت تمام بیماریهای روانی محسوب می شود، اضطراب است. مفهوم اضطراب در مکتب تحلیل روانی نقش برجسته‌ای دارد. فروید[۵۶] اضطراب را درد روانی نامیده است یعنی به همان صورت که اگر بدن دچار زخم، التهاب و بیماری گردد، اولین نشانه آن به صورت اضطراب جلوه گر میشود. اضطراب هم علت محسوب می شود هم معلول. همچنین هرگاه شخص با یک مسئله و مشکل روانی مواجه گردد که موجب بهم خوردن تعادل روانی وی گردد، احساس اضطراب می کند (آزاد، ۱۳۷۶). فروید اضطراب را به سه نوع تقسیم کرده است: الف- اضطراب واقعی، هنگامی تجربه میشود که شخص با خطرات یا تهدیدهای بیرونی مواجه باشد. ب- اضطراب نوروتیک، زمانی بروز می کند که تکانه های نهاد موجب تهدید فرد در برابر قطع کنترل های من و ظهور رفتارهایی که منجر به تنبیه وی خواهند گردید، می شوند.
ج- اضطراب اخلاقی، وقتی ظاهر می شود که فرد عملی برخلاف وجدان اخلاقی یا ارزشهای اخلاقی خویش انجام داده، یا حتی در نظر دارد و انجام بدهد و به این دلیل احساس گناه بکند (کلمن، به نقل از آزاد، ۱۳۷۶). فروید معتقد است، اضطراب بهایی است که بشر کنونی برای تمدن میپردازد (آزاد، ۱۳۷۶).
دیدگاه رفتارگرایی
روانشناسان یادگیری بجای صحبت از علائم ایجاد شده بوسیله رویدادهای زیربنایی، از پاسخ‌های کسب شده و گرایش پاسخ صحبت به میان می‌آورند. آنها معتقدند که اصول کلی یادگیری می‌توانند برای فهم کلیه رفتارها از جمله اختلالات اضطرابی بکار گرفته شوند. طبق نظریه‌پردازان یادگیری، اضطرابی که به حد بالینی می رسد پاسخی آموخته شده یا اکتسابی است، یا علامتی است که بوسیله شرایط محیطی و اغلب در خانه شکل می گیرد (ساراسون، به نقل از نجاریان، ۱۳۸۱).
درمانگران و نظریه پردازان رفتارگرا، اختلالات اضطرابی را نتیجه یادگیری های غلط و شرطی شدن می‌دانند. یک موقعیت استرس‌زا که با موقعیتهای استرس‌زای قبلی شبیه است ممکن است موجب برانگیختن اضطراب در فرد بشود. توقعات و مدل‌های نادرست والدین به عنوان علت اضطراب در دیدگاه یادگیری مورد تاکید واقع شده است. والدینی که انتظارات خارق العاده یا بیش از اندازه از کودکان خود دارند، موجب ایجاد اضطراب در آنان می شوند. به همین ترتیب اگر والدین دارای واکنشهای اضطرابی در برابر موقعیتهای بی‌اهمیت باشند، کودکانشان می آموزند که در برابر مسائل جزئی و بی اهمیت واکنش های اضطرابی شبیه به واکنش های والدین خود ظاهر سازند (آزاد ، ۱۳۷۶). قصور در آموختن شایستگیهای لازم نیز می تواند علت اضطراب محسوب شود. زیرا شخصی که شایستگی های لازم را آموخته است در سازگاری و حل مسائل زندگی، موقعیتهای کمی را تهدیدکننده می بیند، ولی شخص مبتلا به اضطراب به دلیل نبود شایستگی های لازم، بسیاری از موارد معمول زندگی را اضطراب زا و تهدید کننده احساس می کند (آزاد، ۱۳۷۶). در اضطراب ممکن است رابطه ای بین حوادث ناخوشایند و موقعیتهای خاص وجود داشته باشد. این حوادث از طریق جریان شرطی شدن کلاسیک یا با سایر انواع شرطی شدن ها می توانند بوجود آیند. تقویت نیز می تواند عامل مهمی محسوب شود بدین صورت که اجتناب فرد از موضوع های ترس آور، موجب تسکین و کاهش اضطراب در وی شود (آزاد، ۱۳۷۶).
دیدگاه شناختی
بر اساس دیدگاه شناختی، اختلالات اضطرابی نتیجه افکار و باورهای نادرست غیر واقعی، و غیرمنطقی هستند، به ویژه باورهای غیرمنطقی اغراق آمیز نسبت به مخاطرات محیطی (آزاد، ۱۳۷۶).
دیدگاه شناختی مانند دیدگاه روان پویایی به جریان های درونی به عنوان علل اختلالات اضطرابی توجه دارد؛ اما به جای تاکید بر تمایلات، نیازها و انگیزه ها معتقد است که افراد اطلاعات کسب کرده را مورد تعبیر و تفسیر قرار می دهند و از آنها در حل مسائل زندگی استفاده می کنند. این دیدگاه برخلاف دیدگاه تحلیل روانی، که انگیزه ها، احساسات و تعارضهای پنهان را مورد تاکید قرار میدهد، بر جریانهای ذهنی که به سادگی به آگاهی شخص می آیند؛ تاکید می ورزد. در دیدگاه شناختی کوشش می شود که از طریق راههایی که فرد به اطلاعات موجود توجه می کند و آنها را مورد تعبیر و تفسیر قرار می دهد و به کار می بندد، علت اختلالات اضطرابی جستجو گردد. دیدگاه شناختی به طورکلی به افکار و راه های حل مسئله فعلی شخص بیش از تاریخچه فردی توجه دارد. بدین معنی که تاریخچه شناختی فرد، نگرشها و حال و اکنون به عنوان علل اختلالات اضطرابی مورد توجه واقع می شود (آزاد، ۱۳۷۶).
دلارد و میلر، مفاهیم شناختی را برای توصیف رفتار ناسازگار به عنوان نقطه اتصال تجارب ناخوشایند زندگی و اختلالات اضطرابی بکار می برند. آنان باور دارند که باید پاسخهای اکتسابی خودآگاه فرد را به عنوان ریشه های واکنش های اضطرابی فرد مورد توجه قرار داد (آزاد، ۱۳۷۶). بسیاری از نظریه پردازان شناختی مانند بندورا به خودتنظیمی یا یادگیری از طریق تقویت درونی، در برابر ظهور و تغییر رفتار به وسیله تقویت خارجی توجه داشته اند. آنان علل اختلالات اضطرابی را عدم خویشتنداری رفتاری دانسته اند (آزاد ۱۳۷۶). علاوه بر فزونی گرفتن علاقه به جنبه های شناختی رفتاردرمانی، افزایش سریعی در نفوذ دیدگاه شناختی روی تلاش های انجام گرفته به منظور فهم اضطراب وجود داشته است. طبق ادعاهای نظریه پردازان شناختی، آشفتگی های فکری که تنها در مکانها یا در رابطه با مشکلات خاص رخ می دهند منابع اضطراب هستند. این نوع آشفتگی ها شامل ارزیابی های غیرواقعی موقعیتها و اغراق همیشگی درباره جنبه های خطرناک آنهاست. به عنوان مثال ممکن است در درجه و احتمال آسیب اغراق صورت گیرد. بنابراین، طرز تفکر و وضعیت روانی شخص می تواند عوامل آسیب پذیری شمار آید که با ویژگی های موقعیتها تعامل می کنند. از این نقطه نظر، حوادث تسریع کننده (موقعیت) یک نگرش یا ترس زیربنایی (عامل آسیب پذیری) ایجاد کرده یا بزرگ جلوه می دهند و به گوش به زنگی زیادی انجامد و به موازات قدرت گرفتن این نگرش، افکار مرتبط با خطر بواسطه موقعیتهایی که کمتر قابل اجتناب و کمتر اختصاصی هستند آسانتر برانگیخته می شوند؛ در نتیجه، فرد مضطرب بطور مستمر محرکهای درونی و خارجی را در پی علائم خطر می کاود (ساراسون، به نقل از نجاریان، ۱۳۸۱).
آلبرت الیس بر این باور است که رفتار افراد بیش از آنکه به شرایط عینی بستگی داشته باشد، به دستگاه های اعتقادی و راه های تعبیر و تفسیر آنان از موقعیتها ارتباط دارد او به هیجانهای شدید و رفتارهای اضطراب انگیز به عنوان نتایج قابل تغییر افکار می نگرد. الیس می پذیرد که ارزشهای غلط احتمالاً در کودکی شکل گرفته اند، اما معتقد است که یافتن اینکه افراد چگونه و از چه طریق این رفتارهای اضطرابی را پیدا کرده اند کمتر از کمک کردن به تغییر افکار آنان نسبت به موقعیت های فعلی اهمیت دارد (آزاد ۱۳۷۶).
دیدگاه زیست شناختی
طی سالها چندین نوع واکنش مختلف معلول، وضع زیست شناختی فرد شناخته شده است. بعضی از این کشفیات به رشد شیوه های درمان پزشکی منجر گشته اند. گرچه هیچ علت عضوی مشخصی برای بیشتر انواع اختلالات اضطرابی یافت نشده است، یافته های دال بر علیت جسمانی در دیگر شرایط این احتمال را که اختلالات اضطرابی تا اندازه ای با نقایص جسمانی همبسته اند نمی تواند کنار بگذارد (ساراسون به نقل از نجاریان، ۱۳۸۱). مثلاً آشکار شده است که داروهای آرامبخش در کاهش اضطراب موثرند، محققان درصدد کشف چگونگی تاثیر این داروها در بعضی قسمتهای مغز هستند. موضوع دیگری که به اهمیت عوامل زیستی اشاره دارد، وجود شواهدی است که نقش وراثت را در اختلالات اضطرابی تأیید می کند. مثلاً هماهنگی بالایی که بین دوقلوهای همسان از نظر ابتلا این اختلالات ملاحظه می شود، ممکن است حاکی از یک ترکیب ژنتیکی به عنوان علت این اختلال باشد. همچنین دستگاه عصبی افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی به ویژه نسبت به محرک ها حساس تر است. این موضوع خود ممکن است ناشی از یک آمادگی ژنتیکی خاص باشد (آزاد، ۱۳۷۶).
مطالعات متعدد پیوندهایی را بین اضطراب و کارکرد زیستی- جسمانی آشکار ساختهاند. افرادی که دستگاه های عصبی آنها خصوصاً نسبت به محرک حساس است بیشتر احتمال میرود اضطرابهای شدیدی تجربه کنند. به علاوه شواهدی هم نشان می دهد که اختلالات اضطرابی معمولاً در بین افراد خانواده شایع است (ساراسون، به نقل از نجاریان، ۱۳۸۱). در حدود ۱۵ درصد از والدین و خواهران و برادران افراد دچار اختلالات اضطرابی، دچار اختلال مشابهی هستند. و دوقلوهای همسان همخوانی بیشتری (حدود ۴۰ درصد) در علائم اضطراب نشان می دهند تا دوقلوهای ناهمسان (حدود ۴درصد). این یافته ها نشانگر وجود علت ژنتیک در اضطراب است.
البته این نتایج قطعی نیستند، زیرا آزمودنیها در این نوع تحقیقات نه تنها دارای وراثتهای یکسان یا همانند هستند بلکه معمولاً با هم زندگی می کنند و بنابراین محیط های مشابهی نیز تجربه می کنند (ساراسون، به نقل از نجاریان، ۱۳۸۱).
کشف محل گیرنده های عصبی داروهای ضد اضطراب جستجوی گسترده ای را برای دیگر جزئیات دستگاه مغز که حکم کلید را برای زیست شناسان دارند؛ باعث شده است. بعضی متخصصان معتقدند محل های گیرنده، کلید اضطراب طبیعی هستند و داروهای ضد اضطراب به همان طریق مواد طبیعی بدن (که شاید هنوز کشف نشده) عمل می کنند و اضطراب را تحت کنترل در می آورند. یکی از مسائل هیجان انگیزی که در این دیدگاه مورد پژوهش قرار گرفته این است که چه مواد تولید شده ای در بدن به کدام نوع گیرنده ها متصل می شوند (ساراسون، به نقل از نجاریان، ۱۳۸۱). تلاش هایی که برای شناسایی محل های گیرنده در منطقه های خاص مغز صورت گرفته اطلاعاتی در مورد محل های دقیقی در مغز که واسطه اثرات انواع مختلف داروها هستند، بدست می دهد به عنوان مثال، چندین سال قبل محققان دریافتند بنزو دیاز پین ها به گیرنده خاصی در یاخته های عصبی می چسبند و نیروهای مربوط به داروها در فرایند رقابت برای چسبیدن به این گیرنده ها، اثرات بالینی خود را بهمراه دارند. محل های گیرنده به عنوان ایستگاههای دریافتکننده یاخته های عصبی مغز عمل می کنند. از اینرو طیف کاملی از داروها بوجود آمده اند که بعضی عملکردی آرام بخش دارند، در حالی که بعضی دیگر آن عملکرد را مانع میشوند و دسته سوم اثر متضاد دارند یعنی اضطراب برانگیزند (ساراسون، به نقل از نجاریان، ۱۳۸۱).
دیدگاه انسانگرایی
ریشه های تاریخی دیدگاه انسان گرایی و اصالت وجودی را باید در سیستم های فلسفی و مذهبی که بر شأن، خوب بودن ذاتی، آزادی طبیعت انسان تاکید دارند، جستجو کرد. یکی از فرضیه های اصلی نظریه انسان گرایی این است که در هر فرد نیروی فعالی وجود دارد که وی را به طرف تحقق خود، یا کمال خود، یا شکوفایی خود سوق می دهد تا تمام آنچه می تواند باشد، بشود. وقتی که شخصیت انسان در محیط مساعدی شکل بگیرد، فرصت می یابد که نیروهای خلاقه خود را آزاد نماید و طبیعت مثبت درونی انسانی خویش را ظاهر سازد. برعکس محیطی که تمایلات انسان را برای گام برداشتن به سوی تحقق خود، یا شکوفایی خود سد می کند، موجب گسترش اضطراب در فرد می شود (آزاد، ۱۳۷۶).
مازلو معتقد است که نوروتیک ها (افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی) کسانی هستند که از دستیابی به نیازهای اساسی خود، خواه توسط خودشان، خواه توسط دیگران، محروم شده اند و از کوشش آنان برای رسیدن به کمال و تحقق خویش جلوگیری شده است. در نتیجه آنان احساس تهدید و عدم امنیت می کنند (آزاد، ۱۳۷۶).
راجرز اظهار می دارد: بزرگسالی که احساس می کند مورد علاقه دیگران است، به او احترام زیاد گذاشته می‌شود و دیگران تصور خوبی نسبت به او دارند، به احتمال زیاد درکودکی خودپنداری مثبتی داشته است، و در آینده توانایی گام برداشتن به سوی تحقق واقعی خویش را خواهد داشت. طبق نظر راجرز سازگاری مطلوب چیزی است که او آن را کمال فرد نامیده است. بدین ترتیب، اضطراب مربوط به ناراحتی، پریشانی، یا تنشی است که فرد از ناهماهنگی بین ادراک واقعی خویشتن و آرمانهایی که دوست دارد بدانها برسد، ناشی می شود (آزاد، ۱۳۷۶).
مطابق با این دیدگاه اضطراب زمانی ایجاد می شود که شخص با انتخاب یا سوال اساسی روبه رو می شود. فردی که طرد شده است امکان دارد از طریق کنجکاوی درباره سایر علل ایجادکننده این وضع، از اضطراب خود به نحو سازنده استفاده کند. اما این امکان نیز وجود دارد که به علت گرفتاری و اضطراب زیاد، از این عمل اجتناب ورزد و در نتیجه از رشد بیشترخود جلوگیری کند (ساراسون،۱۹۸۰، به نقل از آزاد، ۱۳۷۶).
دیدگاه اجتماعی
در دیدگاه اجتماعی حالات روانی و اضطرابی به عنوان یک مسئله بهداشتی یا نقص شخصی نگریسته نمی‌شود، بلکه نتیجه و محصول، ناتوانی فرد در مقابله موثر با فشار روانی مورد توجه قرار می گیرد. در این دیدگاه رفتار ناسازگار به عنوان یک مشکل که فقط در فرد وجود دارد، تلقی نمی گردد، بلکه دست کم آن را به عنوان شکست دستگاه اجتماعی حمایت کننده وی از قبیل زن یا شوهر، والدین، خواهران و برادران، منسوبان، دوستان، معلمان و رئیس به حساب می آورند (آزاد، ۱۳۷۶).
سبب شناسی اضطراب اجتماعی
نظریههای روانپویشی
فروید نخستین کسی بود که تلاش کرد به طور نظامداری ابتلا به رفتار فوبیایی را تبیین کند، طبق نظر او فوبیها را میتوان نوعی دفاع در برابر اضطراب حاصل از تکانههای واپسرانده شده نهاد دانست.این اضطراب،از تکانههای هراس آور نهاد به شیئی یا موقعیتی که ارتباط نمادین و سمبلیک با آن دارد جا به جا میشود.
بعد این گونه موقعیتهاو یا اشیاء به محرکهای هراسآور تبدیل میشود. فرد از طریق اجتناب از این موقعیتها قادر خواهد بود از برخورد با تعارضات واپسرانده دوری کند. فوبی راهی است برای دور نگه داشتن ایگو از مواجهه با مشکل واقعی–تعارضات واپس رانده دوران کودکی(شوماخر[۵۷] و همکاران،۱۳۸۷).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:42:00 ق.ظ ]




  • بهبود رشد کودکان با مواد غذایی اصلی موجود در سون

 

  • تقویت استخوان‌ها با کلسیم موجود در سون

 

  • هضم بهتر غذا با باکتری‌های مفید موجود در سون

 

  • احساس شادابی با طعم بی‌نظیر موجود در سون

 

نتیجه‏گیری
در این فصل تحقیقاتی که در آن‌ها مباحث کیفیتی را در زنجیره‏ی تأمین به‌کاربرده‌اند به‌صورت کامل و مفصل موردبررسی قرار گرفتند.
پس از بررسی و مرور منابع موجود در ادبیات پژوهش، این نتیجه حاصل‌شده است که تعداد تحقیقاتی که هزینه‏ی کیفیت را به‌عنوان شاخصی برای کیفیت در تابع هزینه در نظر گرفته‏اند، بسیار محدود و انگشت‌شمار می‏باشند. علاوه بر این، آن دسته از تحقیقاتی که هزینه کیفیت را به‌عنوان یکی از عناصر هزینه، در تابع هدف مدل خود، مدنظر قرار داده ‏اند نیز سه گروه هزینه کیفیت (هزینه‏ های پیشگیری، ارزیابی و شکست) را تواما در مقالات خود در نظر نگرفته‏اند یعنی برخی از آن‌ها، هزینه‏ های پیشگیری و ارزیابی را به‌عنوان هزینه کیفیت موردبررسی قراردادند و برخی دیگر فقط هزینه‏ی شکست را در مدل خود گنجانده‏اند؛ بنابراین خلأ مدلی که کلیه‌ی هزینه‏ های کیفیت را در زنجیره‏ی تأمین در نظر بگیرد حس می‌گردد.
مقاله - پروژه
همچنین با توجه به ادبیات پژوهش موضوع این پایان‏ نامه مشخص گردید که تاکنون هیچ مدلی موجود نبوده که کیفیت را در زنجیره‏ی تأمین به‌طور همزمان در محصولات و خدمات و همچنین در همه اعضای زنجیره به‌طور جداگانه در نظر بگیرید و رضایت مشتریان زنجیره‏ی تأمین را برآورده نماید و از این حیث نیز خلأ وجود مدلی که همزمان کیفیت محصولات و خدمات را در نظر بگیرد به‌شدت احساس می‌شود.
در این پایان‏ نامه با توجه به خلأهای موجود، مدل دو هدفه ای توسعه داده می‌شود که تابع هدف اول آن کمینه کردن کلیه‌ی هزینه‏ های موجود به انضمام هزینه کیفیت می‌باشد که هزینه کیفیت موردبررسی شامل هزینه‏ های پیشگیری، ارزیابی و شکست می‏باشد. بعلاوه هزینه‏ی کیفیت مواد خام که از سوی تأمین ‏کنندگان تحمیل می‌شود و هزینه‏ی کیفیت خدمات نیز در تابع هدف در نظر گرفته‌شده است که از این حیث نیز، کاری منحصربه‌فرد می‏باشد. تابع هدف دوم مدل نیز بیشینه کردن کیفیت کل زنجیره‏ی تأمین است. کیفیت زنجیره‏ی تأمین شامل کیفیت تأمین ‏کنندگان (کیفیت مواد خام و نحوه‌ی ارائه آن از طرف تأمین ‏کنندگان به کارخانه‏ی تولیدی) و کیفیت مراکز توزیع (کیفیت خدمت‌دهی مراکز توزیع و زمان تحویل کالا از مراکز توزیع به مشتریان) می‏باشد، یعنی به‌طور همزمان، کیفیت محصولات و خدمات در نظر گرفته‌شده است. از سویی برای اولین بار در تحقیقات زنجیره‏ی تأمین است که با بهره گرفتن از مدل هاف، یک نگاه جامع‌تری به کیفیت می‌شود. [۲۳]
از سوی دیگر، همان‌طور که در بخش مربوط به برنامه‏ ریزی تک دوره‌ای و چند دوره‏ای عنوان شد، هر چه تعداد سطوح زنجیره تأمین بیشتر باشد، استفاده از برنامه‏ ریزی چند دوره‏ای به دلیل پیچیدگی زنجیره کمتر می‏باشد؛ اما در این پایان‏ نامه، یک افق برنامه‏ ریزی چند دوره‌ای برای زنجیره‏ی تأمین چهار سطحی پیشنهادی استفاده‌شده است که این امر سختی و جامعیت مدل پیشنهادی را افزون می‏کند.
با توجه به خلأ موجود در ادبیات زنجیره‏ی تأمین مبنی بر وجود مدلی جامع که همه‌ی سطوح زنجیره‏ی تأمین را در برگرفته و همزمان به هزینه‏ ها و کیفیت کل زنجیره توجه داشته باشد، مدلی فراگیر توسعه داده می‌شود که دارای این خصوصیات باشد.
فصل سوم
روش پژوهش
مقدمه
در این بخش، به تشریح هزینه‏ی کیفیت و عناصر تشکیل‌دهنده‌ی آن پرداخته می‌شود. هزینه‏ی کیفیت در دو قسمت هزینه‏ی کیفیت تولیدکننده و هزینه‏ی کیفیت تأمین ‏کنندگان تشریح می‌گردد.
هزینه‏ی کیفیت (هزینه‏ی کیفیت تولیدکننده)
هزینه‏ی کیفیت از مباحث جدیدی مدیریتی هست که می‌تواند وضعیت و عملکرد شرکت را از ابعاد مختلف مانند حسابداری بهای همه شده (حسابداری صنعتی)، کنترل کیفیت، تعمیرات و نگهداری، زنجیره‏ی تأمین، مدیریت تولید، انبارها، ایمنی و بهداشت، آموزش و بهسازی و موارد دیگر نشان دهد. با تهیه‏ی ترازنامه‏ی کیفیت در شرکت و مقایسه‏ی روندهای هزینه‏ی کیفیت می‌توان هزینه‏ی کیفیت را در شرکت کنترل و بهبود بخشید.
تأکید و کاربر روی مفاهیم هزینه‏ی کیفیت در طول زمان، نکات مهم و ارزشمندی را مشخص کرده است که از اهمیت بالایی برخوردارند. برخی از این نکات عبارت‌اند از:
هزینه‏ های کیفیت در گزارش‌ها حسابداری به‌طور کامل ثبت نمی‌شوند و اغلب هزینه‏ های واقعی کیفیت بیشتر از موارد گزارش‌شده هستند.
هزینه‏ های کیفیت نباید فقط در مورد فعالیت‏های عملیاتی و تولیدی دارند.
انواع هزینه‏ های کیفیت
فیگنباوم[۱۲۵] در سال ۱۹۵۶، هزینه‏ی کیفیت را در سه گروه اصلی تعریف نموده است. این گروه‏بندی در مقایسه با سایر گروه‏بندی‏های رایج، از مقبولیت و پذیرش بیشتری برخوردار است. این سه گروه اصلی عبارت‌اند از: [۱۱]

 

  • هزینه‏ی پیشگیری

 

  • هزینه‏ی بازرسی

 

  • هزینه‏ی شکست (هزینه‏ی شکست داخلی و هزینه‏ی شکست بیرونی)

 

هزینه‏ی پیشگیری
این نوع هزینه‏ های کیفیت، شامل هزینه‏هایی است که برای جلوگیری از ایرادها و خرابی‌ها در محصولات صرف می‌شوند. صرف این هزینه‏ ها باعث خرابی و ایراد در محصول تولیدی در مراحل مختلف (از ورود محصولات به شرکت تا تحویل نهایی) می‌شود. اصلی‏ترین زیرگروه‌های موجود در این گروه عبارت‌اند از:

 

  • هزینه‏ های برنامه‏ ریزی کیفیت

 

  • هزینه‏ های مهندسی کیفیت

 

  • هزینه‏ های آموزش

 

  • هزینه‏ های طراحی و توسعه‏ی تجهیزات

 

  • هزینه‏ های گزارش دهی

 

  • هزینه‏ های نگهداری و کالیبره نمودن تجهیزات تولید و بازرسی

 

  • هزینه‏ های مدیریت و بهبود (ISO 9002)

 

هزینه‏ های بازرسی
این هزینه‏ ها برای تعیین مطابقت با عدم مطابقت مشخصه‏ های محصول با ویژگی‌های کیفی موردنظر صرف می‌شوند. برخی از زیرگروه‌های این گروه عبارت‌اند از:

 

  • هزینه‏ های ارزیابی پیمانکاران دست‌دوم

 

  • هزینه‏ های بازرسی و آزمایش ورودی‏ها

 

  • هزینه‏ های بازرسی و آزمایش حین فرایند

 

  • هزینه‏ های بازرسی و آزمایش محصول نهایی

 

  • هزینه‏ های ایجاد و ممیزی سیستم‌های کیفیت

 

  • هزینه‏ های کنترل تجهیزات هزینه‏ های بازرسی و اندازه‏گیری

 

  • هزینه‏ های بررسی کیفیت موجودی انبارها
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:42:00 ق.ظ ]




۱- ارائه تصویر کلی از توزیع بخشهای اقتصادی مزیتدار در سطح استان لرستان در برنامههای سوم و چهارم توسعه
۲- بررسی وضعیت آمایش سرزمین استان لرستان در برنامههای سوم و چهارم توسعه
۳- بررسی مغایرتهای بین وضعیت موجود فعالیتهای اقتصادی در استان لرستان با جهتگیریهای آمایش سرزمین
۱-۶ روش تحقیق
این تحقیق از حیث روش، اسنادی و کتابخانهای بوده و از حیث هدف، توصیفی-کاربردی است. در این تحقیق با بهره گرفتن از آمار مستند و رسمی منتشر شده به وسیله مرکز آمار ایران، ارزش افزوده بخش‌های اقتصادی را براساس آخرین ویرایش حسابهای ملی SNA 93[1] تهیه کرده و سپس با بهره گرفتن از تکنیک‎های اندازه گیری مزیت نسبی برای هر یک از بخشها محاسبه میشود و در آخر نتایج حاصل با جهتگیریهای بلندمدت سند توسعه استان و راهبردهای آمایش سرزمین مقایسه میشود.
دانلود پایان نامه
۱-۷ گردآوری اطلاعات
آمار و اطلاعات لازم در این تحقیق به روش کتابخانهای، یعنی با بهره گرفتن از آمار مستند و رسمی مرتبط با موضوع تحقیق یعنی انتشارات و مستندات رسمی مرکز آمار ایران که در سال ۱۳۹۱ منتشر گردیده، جمع‌ آوری‌شده استبا توجه به اینکه در این پایان نامه، مزیت نسبی ارزش افزودهای فعالیتهای اقتصادی مد نظر هست، بنابراین داده های مورد نیاز از نشریات رسمی مرکز آمار ایران با عنوان حساب تولید استانهای کشور که از سال ۱۳۷۶ برای ۶ استان و از سال ۱۳۷۹ برای تمامی استانهای کشور تهیه و منتشر گردیده، استفاده شده است. لازم به ذکر است مبنای محاسبات ارزش افزوده فعالیتهای اقتصادی در این نشریات براساس تقسیمبندی سیستم حسابهای منطقهای است.
۱-۸ روش تجزیه و تحلیل اطلاعات
جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات که نتیجه آن تعیین فعالیتهای مزیتدار از لحاظ ارزش افزوده در استان لرستان طی سالهای برنامه سوم و چهارم توسعه و مقایسه آن با راهبردهای بلندمدت استان (اولین بار در برنامه چهارم توسعه مورد توجه قرار گرفته است) است، از روش مزیت نسبی آشکار که روشی شناخته شده و کاربردی در تعیین مزیت نسبی است، استفاده میگردد. قبل از روش مزیت نسبی آشکار شده از روش متوسط تغییرات ساختاری برای بخشهای اقتصادی استفاده شده است تا مشخص شود به چه میزان بخشهای اقتصادی سهم خود را از ارزش افزوده از دست دادهاند یا به دست آوردهاند؟
در ادامه از روش پرسشنامهای برای مشخص کردن سازگاری یا عدم سازگاری بین جهت‌گیری برنامههای آمایش سرزمین با مزیت نسبی کل بخشهای استان.
۱-۹ ساختار پایان‌نامه
مطالب فصل اول به کلیات تحقیق، اهداف و لزوم مطالعه آن پرداخته است. فصل دوم با مبانی نظری و مروری بر ادبیات موضوع تحقیق یعنی مباحث مربوط به مبانی نظری تحقیق و آمایش سرزمین، برنامه ریزی منطقهای و جایگاه آن در قالب نظام کلی ضوابط اقتصادکلان شروع شده و سپس به پیشینه تحقیق و برخی مطالعات خارجی انجام شده پرداخته است. در ادامه فصل به تحلیل وضعیت اقتصادی استان لرستان در دوره مورد بررسی پرداخته شده است.
در فصل سوم شرح کلی و تفصیلی تکنیک مورد استفاده در این مطالعه یعنی روش مزیت نسبی آشکار شده، با معرفی مستندات علمی آنها ارائه شده است.
مطالب فصل چهارم به تجزیه و تحلیل اطلاعات و یافته های تحقیق اختصاص دارد که در این فصل اطلاعات برای مقاطع زمانی مورد بررسی و با بهره گرفتن از شاخصهایی که مورد بحث قرار گرفتند، تجزیه وتحلیل شدهاند.
در فصل پنجم نیز بطور خلاصه، نتیجهگیری و ارائه پیشنهادها پرداخته میشود.
فصل دوم
مبانی نظری و ادبیات موضوع تحقیق
۲-۱ مقدمه‌
در مباحث رشد و توسعه این‌گونه مطرح میگردد که سرمایهگذاری در بخش‌های اقتصادی لازم و ضروری است. کمبود سرمایهگذاری در بخش‌های اقتصادی در جهت افزایش درآمد و تقاضا، اثرهای نامطلوبی را از خود بر جا میگذارد. مادامی‌که این سرمایهگذاری در سطوح پایین قرار دارد، درآمد کافی با هدف افزایش تقاضا و سطح پسانداز در جامعه به وجود نمیآید. بنابراین با توجه به اصل مکمل بودن تقاضا، سرمایهگذاری همزمان در همه بخشها موجب میگردد که فعالیتهای جدید وابسته به یکدیگر به وجود آمده که هر یک میتواند تأمین‌کننده مواد اولیه و کالاهای واسطه‌ای مورد نیاز سایر فعالیت‌ها باشد و هر بخش نیز تقاضای خود را از کالاهای تولیدی دیگر افزایش داده و هزینه های تولید و داده های خود را کاهش دهد.
با نگرش به محدودیت منابع سرمایه به ویژه برای کشورهای در حال توسعه، تأکید بر سرمایهگذاری و پرداختن به فعالیتهای کلیدی و پیشتاز اهمیت زیادی دارد. با توجه بیشتر به فعالیتهایی که از اولویت بیشتری برخوردار هستند، ضمن سود جستن از برخی صرفه‌ها، می‌توان نیازهای داخلی را برطرف کرده و زمینه حضور و رقابت در بازارهای جهانی را فراهم نمود. از طرفی دیگر یکی از عمدهترین نیازهای جامعه در شرایط فعلی، تحول در ساختار اقتصادی در جهت ایجاد فرصت‌های شغلی جدید است که خود مستلزم شناخت فرصت‌های سرمایهگذاری هست.
در فصل پیشرو، علاوه بر ارائه مبانی نظری، به مفاهیم رایج در امر برنامه ریزی منطقهای، آمایش سرزمین و همچنین تاریخچه برنامه ریزی منطقهای در ایران، اشاره مختصری خواهد شد و به ارتباط و همبستگی بین آمایش سرزمین و مزیت نسبی به عنوان الگوی مورد بررسی قابلیت و توانمندی هر بخش اقتصادی پرداخته میشود. در ادامه نیز به ارائه پیشینه تحقیق و مطالعه های انجام گرفته در خصوص موضوع این تحقیق با بهره گرفتن از مزیت نسبی در دو حوزه ‌مطالعه های خارجی و داخلی پرداخته شده است.
در قسمت پایانی این فصل، به ارائه تحلیل متغیرهای کلان اقتصادی و بررسی تحلیلی بخش‌های اقتصادی آن براساس آخرین اطلاعات مربوط به دوره های پنج‌ساله سوم و چهارم توسعه پرداخته میشود.
۲-۲ مبانی نظری پژوهش
۲-۲-۱ مزیت نسبی از دیدگاه ریکاردو
ایده اصلی مزیت نسبی[۲] توسط اقتصاددانان کلاسیک ارائه شده است. آدام اسمیت[۳] در کتاب ثروت ملل خود بیان میکند که هر ملت میل دارد در تولیدی تخصص پیدا کند که با اجرای اصل اساسی تقسیم کار، به طور طبیعی استعداد بیشتری دارد. اما دیوید ریکاردو[۴] اولین کسی بود که ضمن انتقاد از مزیت مطلق[۵]، نظریات خود را در خصوص اهمیت مزیت نسبی ارائه داد. وی ثابت کرد که هر کشور در تولیدهایی که بیشترین مزیت نسبی را دارد باید تخصص کسب نماید. به سخنی دیگر هر استان در عرصه‌ای مزیت نسبی پیدا می‌کند که به طور طبیعی نهاده‌های تولیدی بیشتری در اختیار دارد.
۲-۲-۲ مزیت نسبی از دیدگاه ساموئلسون[۶]
نظریه سنتی مزیت نسبی که ابتدا توسط ریکاردو ارائه شد و سپس توسط اقتصاددانانی چون هابرلر[۷]، هکشر- اوهلین[۸] ساموئلسون، لئون تیف[۹] و دیگران پیگیری و تکامل یافته به دیدگاه ایستای مزیت نسبی پرداخته است که بیشتر طرف عرضه تولید را مد نظر قرار داده و بر نقش طبیعت یا تاریخ (که عوامل برون‌زای تولید هستند) به عنوان عوامل تعیین کننده مزیت نسبی تأکید کرده است. بر طبق این دیدگاه عامل اساسی تعیین کننده مزیت نسبی یک کشور، میزان برخورداری از عوامل تولید یعنی عرضه نسبی منابع طبیعی[۱۰]، نیروی کار و سرمایه است و این حداقل تفاوتی است که میان کشورهای مختلف وجود داشته و شرط لازم برای تجارت متقابل سودمند میان آن‌ها است. حتی اگر تمام کشورها دارای رجحانات (شرایط تقاضا) و فناوری (تابع تولید) یکسان بوده و فاقد صرفه‌جویی ناشی از مقیاس در تولید باشند، تا زمانی که تفاوت‌های عوامل نسبی وجود دارد، تفاوت در قیمتها و هزینه های نسبی نیز وجود خواهد داشت و در نتیجه تجارت براساس مزیت نسبی توجیه خواهد داشت. اما مدتهاست که نظریه مزیتهای نسبی ایستا جای خود را به نظریه مزیتهای نسبی پویا داده است. مزیت نسبی یک کشور، ایستا و ابدی نیست بلکه، مزیت نسبی مفهومی پویاست و در طی زمان خلق شده و در حال تحول است. مزیت نسبی میتواند در طول زمان از طریق تکامل چرخه زندگی محصول، تغییر در برخورداری از عوامل و دستیابی به بازدهی صعودی نسبت به مقیاس، کسب شود. براساس دیدگاه مزیت نسبی پویا، هر کشوری میتواند به صورت درون‌زا و با بهره گرفتن از فناوری و پیشرفت‌های فناوری و عوامل دیگر به خلق مزیت بپردازد (جعفری صمیمی و نقوی، ۱۳۸۷)
۲-۲-۳٫ سود خالص اجتماعی و هزینه منفعت اجتماعی
معیار خالص سودآوری اجتماعی عبارت از معیاری است که سود و زیان خالص اجتماعی یک فعالیت را اندازه‌گیری می‌کند. اگر قیمت‌های سایه‌ای برای عوامل و محصولهای در نظر گرفته شده باشند و همه اثرات خارجی روی اقتصاد داخلی نیز با ارزش‌گذاری اجتماعی در این معیار لحاظ شده باشند آنگاه سودآوری حاصل اجتماعی منفعت (زیان) خالص مربوط به یک فعالیت اقتصادی با احتساب این هزینه‌ها است. در این معیار، از ارزش جهانی محصول (برحسب پول داخلی)؛ کل هزینه‌های تجاری (شامل مواد اولیه و کالاهای واسطه‌ای)؛ و داخلی (شامل نیروی کار سرمایه و نهاده‌های غیرتجاری) تولید محصول کسر می‌گردد و سودآوری خالص اجتماعی فعالیت محاسبه می‌گردد. مثبت بودن این معیار نشان دهنده موجه بودن فعالیت و منفی بودن آن حاکی از یک زیان اجتماعی در تولید آن است.
این شاخص از رابطه (۲-۱) حاصل می‌شود:
(۲-۱)
که در آن
:NSPj خالص سود اجتماعی حاصل از فعالیت j ام
aij: مقدار محصول i ام تولید شده از فعالیت j ام
Pi: قیمت مرزی محصول i ام
:Fsj مقدار نهاده s ام بکار رفته در فعالیت j ام
:Vs هزینه فرصت نهاده s ام
:Ej آثار خارجی فعالیت j ام
آخرین عبارت در سمت راست معادله، آثار خارجی بالقوه حاصل از فعالیت j ام را اندازه‌گیری می‌کند. این عبارت، سود (زیان) خالص غیرمستقیم اجتماعی را بیان می‌کند که اگر برابر با صفر نباشد باید در محاسبات لحاظ شود. اگر مجموعه سودهای خالص اجتماعی مستقیم و غیرمستقیم مثبت باشد فعالیت j ام از نظر اجتماعی مطلوب است.
میزان NSP اگر بر مبنای قیمت‌های مرزی اندازه‌گیری شود، بیانگر سود خالص اجتماعی بالقوه حاصل از یک فعالیت در سطح بین‌المللی (در مقایسه با سایر کشورها) است.
این شاخص می‌تواند به عنوان شاخص ضمنی مزیت (عدم مزیت نسبی) برای آن فعالیت در نظر گرفته شود. اگر نهادهای وارداتی یا تجاری و عوامل خارجی تولید از منابع داخلی قابل تمیز باشند، معادله را می‌توان به صورت زیر بازنویسی کرد:
(۲-۲) NSPj= (U- Mj - Rj) V -
که در آن
Uj: ارزش ناخالص تولیدات فعالیت j ام بر مبنای قیمت‌های مرزی به پول خارجی (قیمت ارزی)
Mj: مجموع ارزش نهادهای وارداتی و یا تجاری بر مبنای (c.i.f) و به پول خارجی (قیمت ارزی)
Rj: مجموع هزینه‌های فرصت کلیه عوامل خارجی تولید به پول خارجی
V: قیمت سایه‌ای ارز خارجی
تفاوت بین دو معادله این است که معادله دومی بیانگر خالص سود اجتماعی حاصل از یک فعالیت در مقایسه با سایر کشورهاست. به عبارت دیگر مطلوبیت اجتماعی فعالیت j ام تحت فروض بازار باز توسط این معادله به دست می‌آید (عزیزی و یزدانی، ۱۳۸۳، ص ۴۷-۴۵).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:41:00 ق.ظ ]




 

 

عدم پذیرش(۳۴/۰)

 

HC→CINEMATOPOP

 

عدم پذیرش(۷۳/۰)

 

GDPWG→LITRASY

 

 

 

عدم پذیرش(۹۴/۰)

 

CINEMATOPOP→HC

 

عدم پذیرش(۱۶/۰)

 

LITRASY→GDPWG

 

 

 

مأخذ: یافته های تحقیق
یادداشت: همانند جدول۴-۶
از جدول۴-۹ روشن است که سرمایه ی انسانی علت سرمایه ی اجتماعی (نرخ باسوادی) می باشد و سرمایه ی اجتماعی (سرانه ی سینما) علت رشد اقتصادی بدون نفت و رشد اقتصادی با نفت علت سرمایه ی اجتماعی (سرانه ی سینما) می باشد.
۴-۴-۳- نتایج آزمون علیت بر اساس روش تودا-یوماموتو(۱۹۹۵)
نتایج آزمون علیت تودا-یوماموتو مربوط به متغیرهای رشد اقتصادی در دو حالت، سرمایه ی انسانی و شاخص های سرمایه ی اجتماعی در جدول های ۴-۱۰ تا ۴-۱۳ با وقفه های مختلف آورده شده است که در بخش های پیشین وقفه ی بهینه تعیین شده است؛ مرتبه ی بهینه الگوی خود رگرسیون برداری برابر است با طول وقفه ی بهینه به علاوه ی بالاترین درجه ی جمعی متغیرها که در این مجموعه از متغیرها، بالاترین درجه ی جمعی متغیرها یک می باشد.[۱۵۸]
طول وقفه ی بهینه(k) + بالاترین درجه ی جمعی متغیرها(dmax) = مرتبه ی بهینه ی الگوی خود رگرسیون برداری
این برآورد با در نظر گرفتن متغیرهای مجازی جنگ برای سال های ۶۷-۵۹ و تکانه ی نفتی برای سال های۵۳ و ۵۴ برای سری های زمانی انجام شده است. همچنین نتایج تخمین الگوی خود رگرسیون برداری (VAR) در پیوست شماره ی ۲ صفحات۱۶۹-۱۵۴ آورده شده است.
پایان نامه
با توجه به جدول۴-۱۰ نتیجه می گیریم که در سطح ۵ درصد سرمایه ی انسانی علت تشکیل رشد اقتصادی در هر دوحالت (بانفت و بدون آن) و سرمایه ی اجتماعی (سرانه ی پزشک و نسبت طلاق به ازدواج) می باشد. همچنین سرمایه ی اجتماعی (نسبت طلاق به ازدواج و سرانه ی پزشک) در سطح اطمینان ۱۰ درصد علت تشکیل رشد اقتصادی با نفت می باشند.
با توجه به جدول۴-۱۱ نتیجه می گیریم که سرمایه ی انسانی علت تشکیل رشد اقتصادی بدون در نظر گرفتن نفت (درسطح ۱۰ درصد) و سرمایه ی اجتماعی (ضریب جینی) می باشد و علاوه بر آن سرمایه ی اجتماعی (ضریب جینی) و رشد اقتصادی در هر دو حالت، رابطه علیت دو طرفه ای دارند. همچنین سرمایه ی اجتماعی (سرانه ی مطبوعات) علت تشکیل رشد اقتصادی بدون نفت و رشد اقتصادی با نفت علت تشکیل سرمایه ی اجتماعی (سرانه ی مطبوعات) می باشند.
با توجه به جدول۴-۱۲ نتیجه می گیریم که سرمایه ی اجتماعی (توزیع درآمد) با رشد اقتصادی در هر دو حالت و سرمایه ی اجتماعی (سرانه ی کارکنان بخش آموزش) با سرمایه ی انسانی رابطه علیت دو طرفه ای دارند. علاوه بر این موارد، سرمایه ی اجتماعی (سرانه ی کارکنان بخش آموزش) و رشد اقتصادی با نفت در سطح اطمینان ۱۰ درصد علیت دو طرفه ای دارند.
سرمایه ی انسانی نیز علت رشد اقتصادی بانفت و سرمایه ی اجتماعی (توزیع درآمد) شناخته شده است و سرمایه ی اجتماعی (کارکنان بخش آموزش) علت رشد اقتصادی بدون نفت می باشد و در سطح ۱۰ درصد رشد اقتصادی بدون نفت علت تشکیل سرمایه ی انسانی به شمار آمده است.
با توجه به جدول ۴-۱۳ نتیجه می گیریم که سرمایه ی اجتماعی (سرانه ی سینما) و رشد اقتصادی در هر دو حالت رابطه علیت دو طرفه ای دارند و سرمایه ی انسانی علت تشکیل سرمایه ی اجتماعی (سرانه ی سینما) می باشد.
جدول ۴-۱۰: نتایج آزمون علیت تودا- یوماموتو(رشد اقتصادی با در نظرگرفتن نفت و بدون آن، سرمایه ی انسانی، سرانه ی پزشک و نسبت طلاق به ازدواج)

 

 

رابطه علیت (وقفه ی بهینه ی دو)

 

رابطه علیت (وقفه ی بهینه ی دو)

 

 

 

عدم پذیرش(۱۶/۰)

 

GDPWG→HC

 

پذیرش(۰۱/۰)

 

HC→DRTOPOP

 

 

 

عدم پذیرش(۳۳/۰)

 

GDPWG→HC

 

عدم پذیرش(۱۸/۰)

 

HC→DRTOPOP

 

 

 

عدم پذیرش(۲۲/۰)

 

DIVORCTOMARI→HC

 

عدم پذیرش(۴۷/۰)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:41:00 ق.ظ ]




بدین ترتیب گردشگری که در ابتدا بعنوان یک پدیده‌ی فرهنگی- اجتماعی مطرح شده بود کم‌کم بعنوان عاملی مهم در رشد و توسعه‌ی اقتصادی شناخته شد. صلح، امنیت، دموکراسی، آزادی وپیشرفت‌های فرهنگی اجتماعی نیز از دیگر پیامدهای مثبت این صنعت عظیم به شمار می‌آیند.
در ادامه ی این فصل به اهمیت موضوع ، بیان مسئله و الگوی مفهومی ، اهداف و سوالهایی که این تحقیق در پی پاسخگویی به آن است و و فرضیه های تحقیق ودر همین راستا به بیان پیشینه ی پژوهش و همچنین به بیان قلمرو تحقیق و روش تحقیق و ابزار گردآوری داده می پردازیم
۱-۲ بیان مساله
کشورها و جوامع به صورت فزاینده ای به این حقیقت پی برده اند که برای بهبود اوضاع اقتصادی خود باید ابتکار عمل به خرج داده و درصدد یافتن راه های تازه ای برآیند . (نوابخش و رفیعی فر، ۱۳۸۹:۱۱۷). رشد روز افزون و سهم فزاینده توریسم در اقتصاد جهانی هر روز چرخه تازه ای بر ساز و کار بنیادین کشورها و جوامع به صورت فزاینده ای به این حقیقت پی برده اند که برای بهبود اوضاع اقتصادی خود باید ابتکار عمل به خرج داده و درصدد یافتن راه های تازه ای بر آیند . ( نوابخش و رفیعی فر، ۱۳۸۹ ، ۱۱۷ ) . رشد روز افزون و سهم فزاینده توریسم در اقتصاد جهانی ، اجتماعی و فرهنگی در بسیاری ازابعاد با فعالیت های مرتبط با صنعت توریسم گره خورده است (شربتی، ۱۳۸۹،۵۵) . در مناطق روستایی اروپا گردشگری هم شیوه ی مهم و جدید اشتغال زایی و ایجاد در آمد و هم روستاها را از انزوای اجتماعی خارج کرده و باعث رونق و پویایی بیشتر جوامع روستایی شده است . ( شارپلی ، ۱۳۸۰ ، ۲۷-۲۸) .
پایان نامه - مقاله - پروژه
برای موفقیت در این صنعت علاوه بر داشتن شرایط گردشگر پذیری ، مقاصد گردشگری ، باید به دنبال برنامه ریزی برای جذب گردشگران و معرفی بهتر امکانات و شرایط خود به بازارهای جهانی گردشگری باشند . (پاپلی یزدی و سقایی ، ۱۳۸۵، ۱۸) . اصولا گردشگران برای انتخاب مقاصد گردشگری نیازمند اطلاعاتی در خصوص مقصد می باشند . آنها پیوسته اطلاعاتی را از رسانه های گروهی شامل تلویزیون ، ماهواره ، اینترنت و …جمع آوری می کنند . اگر چه منابع مذکور اطلاعات ارزشمندی را در اختیار گردشگر قرار می دهد ، اما گردشگران ترجیح می دهند بخش قابل توجهی از اطلاعات مورد نیاز خود را از منابع غیر رسمی از جمله بستگان ، دوستان ، آشنایان و دیگر افرا دریافت کنند . ( سیلور من[۱]، ۱۹۹۷، ۱۵) .
با توجه به اینکه این افراد خود ذینفع نیستند ، به همین دلیل بیشتر مورد توجه خاص گردشگران می باشند . لازم به ذکر است که اکثر گردشگران مهمترین منبع اطلاعات خود را بر اساس دانش ، تخصص و قابلیت اعتماد آنها انتخاب می کنند و به همین دلیل اطلاعات این منابع ، تاثیر بیشتری بر تصمیم او در مورد انتخاب مقصد گردشگری ، خواهد داشت .(سیلور من ، ۱۹۹۷ ، ۱۷) .
اما در کنار این عوامل، بازاریابی و تبلیغات از شاخص‌های اصلی و مهم در رشد و گسترش گردشگری هستند.تبلیغات یکی از شیوه‌های مهم و مؤثر در اطلاع رسانی می‌باشد و میلیون‌ها نفر را به خود جذب کرده است. در تحولات عمومی جهان، در همه‌ی امور جاری فعالیت‌های بشری و در تمام تار و پود زندگی انسان رخنه کرده است. نه تنها معرفی کالاها و خدمات بلکه رقابت‌های تجاری نیز بدون تبلیغات مؤثر و گسترده میسر نیست.
در واقع تبلیغات ابزار مهمی برای ارتباط با بازار و جامعه و نفوذ در دل و فکر مخاطبان به منظور تأثیرگذاری و تغییردر تصمیم و رفتار آنان است. تبلیغ وسیله‌ای است برای تأثیر و تغییر. تغییری که تبلیغ ایجاد می‌کند، تغییر در نگرش، بینش، دانش، روش و رفتارهای انواع مخاطبان است. (روستا، ۱۳۸۱) ارقام سرسام آوری که در این زمینه هزینه می‌شود، به واقع اعجاب‌انگیز است و نشانه‌ی اهمیت اقتصادی این امر می‌باشد.
به طور کلی تبلیغات شفاهی ، گفتگو در مورد محصولات و خدمات میان افرادی است که مستقل از شرکت عرضه کننده محصول یا خدمت می باشند . این گفتگو ها می تواند به صورت مکالمه های دو طرفه یا فقط توصیه ها و پیشنهادات یک طرفه باشد . اما نکته اصلی این است که این گفتگو ها می تواند به صورت مکالمه های دو طرفه یا فقط توصیه ها و پیشنهادات یک طرفه باشد . اما نکته اصلی این است که این گفتگو ها در میان افرادی صورت می پذیرد که تصور می شود منافع اندکی از ترغیب دیگران به استفاده از محصول دارند . ( سویینی و همکاران[۲] ، ۲۰۰۷، ۳۴۴-۳۴۶) .
گردشگران تمایل دارند از چهار منبع اطلاعات بیرونی هنگام برنامه ریزی سفرهای خود استفاده کنند : ۱) بستگان، دوستان و آشنایان ۲) ادبیات خاص مقصد ۳) رسانه ها ۴) مشاوران گردشگری . در طی کسب اطلاعات است که بازاریابان می توانند بر تصمیمات خرید مصرف کنندگان تاثیر بگذارند (گورسوی و مک کلری، ۲۰۰۴ ، ۳۶۲) . بازاریابان برای متقاعد کردن مشتریان تلاش فراوانی می کنند ، اما گاهی از این واقعیت غافل می مانند که گفتگوی مشتریان با یکدیگر ، بیشترین تاثیرپذیری و تاثیر و تاثیرگذاری را در انتخاب مقصد گردشگری در پی خواهد داشت (براین و لیلین ، ۲۰۰۸، ۱۵۳) . احتمال واکنش مصرف کننده نسبت به پیشنهاد یک دوست ، همکار یا مشاور قابل اعتماد ، بسیار بیشتر از واکنش او نسبت به یک پیام بازرگانی می باشد و این واکنش صرفا منحصر به جمع آوری اطلاعات نیست بلکه اغلب به خرید محصول می انجامد (سیلور من ، ۲۰۰۱ ، ۳۲ ) . مصرف کنندگان به اعتبار نظرات دوستان ، خانواده و آشنایانش اعتماد می کنند چون این تاثیر گذاری توصیه دیگران از سه عامل کلیدی نشات میگیرد : اول ، چگونگی ارتباطات عامل مهمی در تبلیغات شفاهی می باشد . بسیاری از بحث هایی که با خانواده یا دوستان صورت میگیرد منجر به ایجاد حمایت ا ز سوی آنها جهت انجام رفتار های خاصی می شود . دوم ، بر خلاف جریان ارتباطات یک طرفه مثل آگهی های بازرگانی ، تبیلغات شفاهی مشتری ، یک جریان دو طرفه را به خدمت میگیرد . قدرت جریان ارتباطی دو طرفه از این واقعیت نشات میگیرد که فرد می تواند سوالاتی بپرسد ، توضیحاتی دریافت کند و نتایج سودمند را پی گیری کند . سوم ، تبلیغات شفاهی مشتری از ویژگی تجربه نیابتی برخوردار است ، یعنی افرادی که درباره محصولات و خدمات با یکدگیر صحبت می کنند ، خود آن محصول یا خمدت را تجربه کرده اند (ویلکلی[۳]، ۱۹۹۰ ، ۶۷۴) . تبلیغات شفاهی، در مراحل پایانی فرایند خرید حائز اهمیت بیشتری است ،چون موجب اطمینان خاطر مصرف کننده می شود . (واکر ، ۱۹۹۵،۳۹ ).
نتایج تحقیقات نشان می دهد که تها ۱۴ درصد افراد به چیزهایی که در آگهی های بازرگانی می بینند ، می خوانند یا می شنوند ، اعتماد می کنند . جالب تر اینکه ۹۰ در صد افراد به محصولات یا خدماتی که توسط یکی از اعضاء خانواده ، دوستان یا همکاران تایید شود، اعتماد می کنند ، چون مطمئن هستند آنها منافعی که در این میان ندارند . (آلایر ، ۲۰۰۷، ۵۴۷) . جالب اینکه حتی در عصر کامپیوتر و اینترنت هنوز افراد دوست دارند شخصا با هم صحبت کنند . ۸۰ درصد مکالمات تبلیغات شفاهی به صورت مکالمه چهره به چهره صورت میگیرد و ۲۰ درصد این مکالمات به صورت روی خط می باشد . (بالتر و باتمن ،۲۰۰۵،۸)
در دهه های اخیر جهانگردی به عنوان گسترده ترین صنعت خدماتی مطرح بوده است و همه ی کشورها در رقابتی تنگاتنگ برای بهره گیری از مزایای این صنعت بوده اند.
تبلیغات به عنوان مهمترین ابزار موفقیت سازمان هاست و این موضوع ایجاب می کند که این ابزار به عنوان شاخه های علمی،اجتماعی،فرهنگی و ارتباط به دقت مورد مطالعه قرار گیرد.امروزه در صنعت گردشگری باید از تبلیغات به عنوان مهمترین ابزار به صورت حرفه ای استفاده کرد،زیرا موفقیت تبلیغ در ارائه ارزش های فرهنگی و گردشگری هر کشور مبتنی بر درک صحیح و حرفه ای از تبلیغات و ارزش های آن است.یکی از ارکان مهم تبلیغات رسانه های تبلیغاتی است که در میزان تاثیر تبلیغات بر مخاطب از اهمیت ویژه ای برخوردار است و استفاده درست از آن باعث افزایش تاثیر پیام می شود. برای موفقیت تبلیغات در گردشگری بین الملل به علت پراکندگی مخاطبان در سر تاسر جهان رسانه های تبلیغات از اهمیت خاصی بر خوردار است.
ابزارهای تبلیغات گردشگری که می توان از آن ها در این زمینه بهره برد عبارتند از:کتاب کشور،شهر یا منطقه،سی دی از جاذبه هی کشور،بروشور اطلاع رسانی راهنمای ایرانگردی و یا استان گردی ،سایت اینترنت و ایمیل اطلاع رسانی گردشگری،،رادیو،پوستر،تلویزیون،مطبوعات،پست مستقیم،بانک اطلاعات و اطلاع رسانی گردشگری و نمایشگاه ها.
مسئولان گردشگری کشور در سال های اخیر تبلیغات فراوانی در رسانه ها برای جذب گردشگر خارجی انجام داده اند و در این سال ها شاهد ورود گردشگران شرق آسیا و تعداد کمی گردشگر اروپایی به داخل کشور بوده ایم.کشور عراق که در همسایگی ما به سر می برد و وجوهات فرهنگی فراوانی از جمله شیعیان در این کشور داریم و هر ساله گردشگران مذهبی از کشور عراق و بالعکس رهسپار دو کشور می شوند.با وجود نا آرامی و جنگ داخلی در کشور عراق و نا امنی در منطقه خاور میانه ایران یکی از کشورهای امن منطقه به شمار می رود و فرصت بسیار خوبی برای جذب گردشگر کشورهای عربی منطقه به داخل کشور می باشد همچنین با تبلیغات مثبت و موثر در جهت جذب گردشگران عراقی و عربی باعث ارز آوری فراوان برای کشور و سهم عمدای در جذب گردشگر در سطح منطقه داشته باشیم.
با سرمایه گذاری دولت و شرکت های گردشگری در بخش تیلیغات در معرفی جاذبه های گردشگری به گردشگران عراقی می توان امید به آن بست تعداد گردشگران ورودی به کشور بیش از پیش شود .
متأسفانه از نگاه بسیاری از مردم و مسئولان ایرانی، مراد از توریست، اتباع چشم‌آبی و موبلوند اروپایی است؛ در حالی که مردم کشورهای مسلمان و همسایه و به ویژه کشور شیعه‌نشین عراق که به دلایل مختلف، از جمله نزدیکی‌های فرهنگی، پتانسیل خوبی برای جذب به ایران دارند و پرسش اینجاست که آیا به این منظور تبلیغات مناسبی صورت گرفته شده است؟
این تحقیق در صدد آن است که تاثیر تبلیغات بر گردشگر ورودی را بررسی نماید و همچنین به دنبال ارائه راهکارهای مفید در زمینه تبلیغات می باشد.
با توجه به موارد مطرح شده درپژوهش حاضر به دنبال آنیم که بدانیم تبلیغات تا چه میزان می تواند بر ورود گردشگر به ایران به خصوص گردشگران عراقی تاثیر بگذارد ؟
۱-۳ اهمیت ضرورت انجام تحقیق :
ضرورت وجود تبلیغات در صنعت گردشگری نیز همچون دیگر صنایع به خوبی احساس می‌شود. تبلیغات مستقیم و غیرمستقیم به عنوان بخش عمده‌ای از فرایند ارتباطات جهانی نقش اساسی در ایجاد شناخت و گسترش جهانگردی در میان ملت‌ها ایفا خواهد کرد.
تبلیغات با بهره گرفتن از ابزار مناسب انگیزه‌ی انسان برای سفرو تغییر در محیط زندگی را فراهم می‌آورد. تبلیغات زمینه‌ی شناخت و اطلاع‌رسانی کمی و کیفی گردشگران از مقاصد گردشگری، جاذبه‌ها و خصوصیات ملل مختلف، خدمات موجود و ترغیب به مسافرت را برای گردشگران فراهم می‌سازد.(رستمی،۱۳۷۷ )
رادیو، تلویزیون، روزنامه، مجله، تبلیغات محیطی، اینترنت، شبکه‌های ماهواره‌ای و… از جمله رسانه‌ها و ابزار مهم تبلیغاتی محسوب می‌شوند اما در این میان ظهور و گسترش شبکه‌های تلویزیونی ـ ماهواره‌ای و اطلاع‌رسانی جهانی همچون اینترنت تأثیر شگرفی بر گردشگری گذاشته است این تکنولوژی ها مردم را قادر ساختند تا به شکلی مستقیم، بی‌واسطه و سریع با آداب و رسوم، سنت‌ها، شرایط اجتماعی و خدمات موجود در کشورهای دیگر آشنا شوند.
ایران به علت برخورداری از شرایط متنوع آب و هوایی، تاریخ و تمدن کهن، آثار باستانی، چشم‌اندازهای زیبا، هنر اصیل و صدها امتیاز فرهنگی و… طبق اعلام سازمان یونسکو جزء یکی از ده کشور اول جهان از نظر ظرفیت‌های گردشگری به شمار می‌رود. با این حال کشور ما هنوز نتوانسته جایگاه مناسبی را در صنعت گردشگری بین‌المللی از آن خود کند براستی چه عواملی موجب شده تا ایران نتواند آنگونه که شایسته است در عرصه‌ی توریسم بین‌المللی بدرخشد؟
صنعت گردشگری در هزاره‌ی سوم یکی از بزرگ‌ترین فعالیت‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دنیا به شمار می‌رود. این صنعت در شش دهه گذشته رشدی مداوم و متنوع را تجربه کرده تا به یکی از پردرآمدترین و بزرگ‌ترین بخش‌های اقتصادی در حال رشد در جهان تبدیل شده است همچنین به عنوان صنعت بدون دودتوجه بسیاری از کشورها را به خود جلب کرده است. گردشگری بین‌المللی بخشی از صنعت گردشگری است که مربوط به تجارت‌ها، خدمات و درآمدهای حاصل از گردشگرانی است که از کشورهای دیگر خارج از محل اقامت خود بازدید می‌کنند. خاستگاه اصلی گردشگری، کشورهای صنعتی پیشرفته می‌باشد به طوری که بیشترین تعداد گردشگران بین‌المللی و درآمد ایجاد شده مربوط به هفت کشور بزرگ صنعتی دنیا می‌باشد.
«برطبق آمار سازمان جهانی گردشگری[۴] کل گردشگران دنیا در سال ۱۹۵۰ میلادی بیست و پنج میلیون نفر و در سال ۲۰۰۸ میلادی حدود نهصد و بیست و دو میلیون نفر برآورد شده است همچنین درآمدهای حاصل از گردشگری در سال ۱۹۸۰ بالغ بر صد و پنج میلیارد دلار بوده که این رقم در سال ۲۰۰۸ میلادی به نهصد و چهل و چهار میلیارد دلار آمریکا ( ۶۲۴ میلیارد یورو) رسیده است.
اما در این میان ایران علیرغم استعداد والایی که در زمینه‌ی جاذبه‌های گردشگری دارد، سهم بسیار ناچیزی از درآمد گردشگری جهانی را به خود اختصاص داده است.
توجه به صنعت گردشگری برای کشوری چون ایران از چند نقطه نظر حائز اهمیت است:
۱- ایران از جمله کشورهایی است که با اقتصاد تک محصولی به درآمدهای حاصل از صادرات نفت خام اتکاء شدیدی داشته و دارد. این شرایط باعث شده تا با تغییر قیمت نفت جهانی سایر متغیرهای کلان اقتصادی نیز دچار نوسانات شدیدی بشود اما برای رهایی از وابستگی و تنوع بخشی به اقتصاد ملی گردشگری می‌تواند یک فعالیت اقتصادی جایگزین و پرسود باشد.
۲- این ثروت خدادادی (نفت) همچون دیگر منابع کم‌کم روبه پایان است چندی دیگر برنامه سازان اقتصادی کشورهای تک محصولی ادامه‌ی روند فعلی اقتصاد منهای نفت را به صورت تحمیلی خواهند پذیرفت .کشور ما ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست بنابراین باید بدنبال منابع مالی دیگری برای رسیدن به توسعه اقتصادی باشیم.
۳- باتوجه به جوان بودن جمعیت کشور ما و نرخ بالای بیکاری (بخصوص قشر تحصیلکرده) اقتصاد ایران به شدت نیازمند ایجاد فرصت‌های جدید شغلی است که صنعت گردشگری این امکان را به خوبی فراهم می‌کند.
۴- صنعت و کشاورزی به عنوان دو عامل مهم تأمین کننده‌ی اقتصاد کشورها همیشه مورد توجه قرار دارند و کشورهای صنعتی همواره از این دو بازوی اقتصادی بهره‌های فراوان برده‌اند اما هرکدام از این صنایع محاسن و معایبی را به دنبال دارد. در دنیای رقابتی آینده کشوری موفقتر خواهد بود که بتواند از صنعتی با کمترین درجه‌ی معایب و بالاترین درجه‌ی محاسن برای رشد همه جانبه‌ی کشور خود استفاده کند. گردشگری به عنوان صنعتی با معایب کمتر و محسنات بیشمار، توجه بسیاری از کشورها را برای توسعه‌ی اقتصادی به خود جلب کرده است.
۵-کشور ایران بعنوان سرچشمه‌ی تمدن و غنای فرهنگی در این صنعت نقش کمرنگی را در سطح جهان داراست که متأسفانه با ایجاد تصویر غلط در ذهن جهانیان چهره واقعی کشور ایران با این همه غنای فرهنگی مخدوش شده است. در اینجا با توسل به صنعت گردشگری و جذب گردشگر می‌توان میراث فرهنگی، اجتماعی و هنری کشور را به جهانیان معرفی کرد.
۶- گسترش این صنعت در ایران می‌تواند بار مالی عظیمی که بر دوش دولت می‌باشد را کاسته و برای مردم مناطق توریستی ایجاد درآمد کرده موجب رشد و فعالیت واحدهای خدماتی مانند مراکز اقامتی، رستوران‌ها، مراکز تفریحی شده و در نتیجه‌ی دریافت عوارض یا مالیات‌هاو عواید مراکزی مانند موزه‌ها، تفریحگاه‌ها و سایر محل‌ها منجر به افزایش درآمد عمومی دولت می گردد.
برای دستیابی به اهداف توسعه توجه به گردشگری ضروری است. دو عامل بازاریابی و تبلیغات نیز در رشد گردشگری نقش کلیدی و اساسی رادارا هستند. ارتباط میان تبلیغات و گردشگری ارتباطی ناگسستنی و پیچیده است تبلیغات موجب گسترش و ارتقاء سطح کمی و کیفی گردشگری می‌شود.
پر واضح است که ایران نیز برای اینکه از عواید سرشار گردشگری بی‌نصیب نماند باید به تبلیغ فراملی توانمندی‌های بالقوه و بالفعل خود بپردازد.
باتوجه به مواردی که ذکر شد لزوم تبلیغات در زمینه‌ی گردشگری باتوجه به زمینه‌های موضوعی آن از جمله خدمات حمل و نقل، خدمات رفاهی، صنایع دستی و هنری، نقاط دیدنی و باستانی و… برای کشور ما بیش از پیش احساس می‌شودزیرا تبلیغات گردشگری علاوه بر این که در زمینه شناخت و ارائه اطلاعات به گردشگران یاری می‌رساند، مستقیماً در مخاطبان خارجی ایجاد انگیزه می‌کند که این خود منجر به جذب گردشگر می‌شود. همچنین در زمینه معرفی ایران به عنوان کشوری با فرهنگ، امن و صلح دوست که داعیه ی گفتگوی تمدن ها را دارد بسیار حائز اهمیت است.
۱-۴ اهداف تحقیق:
۱-۴-۱ هدف اصلی:
۱-بررسی اثر تبلیغات در جذب گردشگران عراقی
۱-۴-۲ اهداف فرعی
۱-بررسی ابزارهای استفاده شده و میزان تاثیر ان ها
۲-بررسی رابطه دو کشور و استفاده از راهکارهای مناسب
۳-ارائه راهکارهای لازم با توسعه گردشگری پایدار مبتنی بر استفاده از تبلیغات
۱-۵ سؤالات تحقیق:
۱-تبلیغات در مورد جاذبه های گردشگری ایران به چه میزان بر جذب گردشگران عراقی اثر گذار بوده است. ؟
۲-کدام یک از ابزارهای تبلیغات در جذب گردشگران عراقی به ایران اثر بیشتری داشته است ؟
۱-۶ فرضیات:
۱-به نظر می رسد تبلیغات جاذبه های گردشگری ایران در جذب گردشگران عراقی موثر باشد.
۲-به نظر می رسد برخی ابزارهای تبلیغات اث گذاری بیشتری در جذب گردششگران عراقی به ایران داشته باشد.
۱-۷ تعاریف عملیاتی:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:41:00 ق.ظ ]




بررسی تغییر تقاضای انرژی به علت تغییر درآمد و قیمت و یا به علت پیشرفت تکنولوژی، یک بحث چالش‌انگیز است. جونز[۸۱] (۱۹۹۴) بیان می‌کند که پیشرفت تکنولوژی یا بهبود کارایی کاربری انرژی، موجب انتقال منحنی تقاضای انرژی به سمت چپ می‌شود و اشاره می‌کند که افزایش قیمت، اگر مداوم باشد، باعث افزایش انگیزه مصرف کننده در یافتن راهی برای ارتقاء خدمات حاصل از کاربری انرژی می‌گردد. همچنین عواملی غیر از قیمت در پیشرفت فنی سهیم‌ هستند مثل فشارهای قانونی، مقررات زیست محیطی، استانداردهای کارایی انرژی، جایگزینی نیروی کار، سرمایه و مواد اولیه بجای انرژی در تولید و نیز تغییر در سلیقه مصرف کنندگان که موجب می‌شود مصرف کنندگان به مصرف کالاهایی که انرژی‌بری کمتری دارند، روی آورند.
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
جونز بیان می‌دارد که کاهش تقاضای انرژی به علت پیشرفت تکنولوژی متفاوت از تعدیل مصرف انرژی (کاهش تقاضای انرژی) به علت افزایش قیمت است. در کوتاه‌مدت با ثابت بودن سطح کاربری انرژی، با افزایش قیمت انرژی، مصرف کننده تمایل دارد که انرژی کمتری مصرف کند و مصرف انرژی در بلند‌مدت، با بکارگیری وسایل با کاربری‌های کارای انرژی، کاهش بیشتری می‌یابد. یعنی هم پیشرفت تکنولوژی که از شوک قیمت ناشی شده و هم خود قیمت موجب کاهش مصرف انرژی در بلند‌مدت شده و اندازه‌گیری این تغییرات به عنوان کشش قیمتی، بطور آشکار، قدر مطلق کشش قیمتی بلند‌مدت را بیش از مقدار واقعی نشان می‌دهد.
تفکیک اثر درآمدی و پیشرفت تکنولوژی
در همین چارچوب کوریس[۸۲] (۱۹۸۳)، بینستاک و ویل کوکس[۸۳] (۱۹۸۳) و ولسچ[۸۴] (۱۹۸۹) نظر دارند که باید یک تفاوت بین اثرات درآمدی بلند‌مدت و پیشرفت تکنولوژی قایل شد. افزایش درآمد در کوتاه‌مدت، با ثابت بودن سایر شرایط مثل سطح انباشت سرمایه و کاربری انرژی، می‌تواند موجب افزایش تقاضای انرژی شود؛ و این افزایش تقاضا قبل از اینکه مصرف کننده فرصت تعویض کاربری انرژی را داشته باشد، ممکن است قابل ملاحظه باشد. با گذشت زمان کاربری‌های انرژی جدید و کارا بکار گرفته می‌شود؛ بدون در نظر گرفتن الگویی که تغییرات تکنولوژی را توضیح دهد، برآورد کشش درآمدی بلند‌مدت ممکن است کمتر از مقدار واقعی باشد. پس مشابه بحث قیمت باید بین اثرات بلند‌مدت درآمدی (کشش بلند‌مدت) و پیشرفت فنی در تقاضای انرژی تفاوت قایل شد. علاوه بر این، افزایش درآمد ممکن است باعث شود که کاربری‌های انرژی جدیدی که از کارایی انرژی بالایی برخوردارند، جایگزین کاربری‌های موجود گردد و در نتیجه منحنی تقاضای انرژی بخاطر بهبود در کارایی انرژی به سمت چپ انتقال یابد.
از آنجا که عوامل مختلفی در بهبود تکنولوژی نقش دارند ولی بطور خیلی ساده و سنتی می‌توان متغیر‌هایی به نمایندگی از متغیر بهبود تکنولوژی، در تابع تقاضای انرژی آورد که این متغیرها رفتار تغییرات تکنولوژی را در مدل لحاظ می‌کنند؛ مثلاً در بخش حمل و نقل نسبت “مایل بر گالن” طی زمان برای یک موتور معین را به عنوان نمادی از متغیر بهبود تکنولوژی در نظر گرفت؛ و یا در بخش خانگی میزان انرژی لازم برای افزایش دمای یک فضای خاص تا درجه معین را نماینده متغیر تکنولوژی قرار داد؛ در نبود این گونه اطلاعات آوردن متغیر روند زمانی از هیچ بهتر است.
هاروی و اسکات[۸۵] (۱۹۹۴) آوردن یک روند زمانی تصادفی را در تخمین تقاضای انرژی پیشنهاد کرده‌اند که روند زمانی قطعی را به عنوان یک حالت خاص شامل می‌شود. پس یک مدل عمومی که هر دو کشش کوتاه‌مدت قیمتی و درآمدی و شکل کلی و قابل انعطاف پیشرفت تکنولوژی را نشان دهد، از اهمیت بالایی برخوردار است؛ چون که بکار گیری چنین مدلی به ما این اطمینان را می‌دهد که از اریب‌های مطرح شده در بالا (اریب-جهت بالا[۸۶] در کشش بلند‌مدت قیمتی و اریب –جهت پایین[۸۷] در کشش بلند‌مدت درآمدی) در تخمین تابع تقاضا اجتناب کنیم.
ب- سلیقه مصرف کننده
علاوه بر پیشرفت فنی که در بالا به اختصار بحث شد، عواملی مثل تغییر ساختار اقتصادی و تغییر در سلیقه مصرف کنندگان نیز در روند اصلی تقاضای انرژی تأثیر دارند. جدول (۳-۱) طبقه بندی عوامل مؤثر در روند اصلی تقاضای انرژی را نشان می‌دهد.

 

جدول ۳-۱٫ طبقه‌بندی عوامل مؤثر در روند اصلی تقاضای انرژی
ساختار اقتصادی تغییر سلیقه مصرف کننده پیشرفت کارایی انرژی (خالص)
برونزا برونزا برونزا درونزا

تغییر در سلیقه مصرف کننده ممکن است موجب کاهش تقاضای انرژی شود و یا در جهت خلاف پیشرفت تکنولوژی بر تقاضای حامل انرژی اثر کند و موجب افزایش تقاضا شود. به عنوان مثال پیشرفت تکنولوژی در ماشینهای سواری منجر به این می‌شود که حامل انرژی کمتری، با ثابت بودن سایر شرایط، تقاضا شود؛ ولی افزایش تقاضا برای ماشینهای سواری شخصی از طرف دیگر تقاضای این حاملهای انرژی (بنزین و گاز) را در بخش حمل و نقل افزایش می‌دهد. سیاستهای تشویقی دولت در حفظ محیط زیست و اعطای تسهیلات در استفاده از سوختهای پاک و یک نوع حامل انرژی خاص، منجر به تغییر سلیقه مصرف کننده در جهت تقاضای بیشتر آن نوع حامل انرژی می‌شود.[۸۸]
ج- ساختار اقتصادی
تغییر در ساختار اقتصادی ممکن است در کل اقتصاد باشد یا در بخشها و حتی زیر بخشهای یک بخش خاص اتفاق بیافتد. مثلاً در سطح کل اقتصاد، انتقال از یک بخش به بخش دیگر (از بخش کارخانجات و تولید کالاهای سرمایه‌ای به بخش تولید خدمات و کالاهای مصرفی) اگرچه ممکن است تغییراتی در کل تولید و یا قیمت به وجود نیاورد ولی تغییر در شدّت انرژی بخشها[۸۹] را به دنبال دارد و در فقدان الگویی که این تغییرات را در تقاضای انرژی مدلسازی کند، این تغییرات بوسیله متغیرهای قیمت و درآمد جمع می‌شوند و تخمین کششهای درآمدی و قیمتی همراه با اریب می‌شود.
بکارگیری الگوی نامناسب نیز موجب برآورد اریب‌داری از کششهای قیمتی و درآمدی تقاضای انرژی می‌شود. نمودارهای ذیل این موضوع را نشان می‌دهند.
نمودارهای تخمین‌های اریب‌دار کشش قیمتی تقاضای انرژی

 

نمودار ۳-۱٫ افزایش در قیمت و  با شیب نزولی (منفی)
E0 – E1 اثر قیمت
E1 – E2 اثر
E0 – E2 اثر برآورد شده قیمت وقتی که  در مدل وارد نشود. بنابر‌این کشش قیمتی ممکن است بیش از واقع برآورد شود.
نمودار ۳-۲٫ افزایش در قیمت و  با شیب صعودی (مثبت)
E0 – E1 اثر قیمت
E2 – E1 اثر
E0 – E2 اثر برآورد شده قیمت وقتی که  در مدل وارد نشود. بنابر‌این کشش قیمتی ممکن است کمتر از واقع برآورد شود.
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:40:00 ق.ظ ]




حسگر اندازه‌گیری در مواد ناهمگن: حداقل طول گیج
در این بخش یک تیر تحت کشش بتن آرمه‌ای در نظر گرفته می‌شود و پس از مشخص شدن توزیع کرنش حسگرها, خطای اندازه‌گیری آنها بدست می‌آید. بتن دارای مقاومت کششی پایینی است(در حدود ده درصد از مقاومت فشاری آن) و معمولا آن را به تنهایی استفاده نکرده و در ترکیب با میلگرد بکار می‌برند(بتن آرمه). فولاد در هنگام کشش به کمک بتن آمده, مقاومت کششی آن را بالا برده و مانع از باز شدن ترکهای آن می‌شود. با توجه به اینکه هدف از این فصل ارائه یک مدل ریاضی عمومی و معیار تعیین طول گیج برای حسگرهای فیبرنوری می‌باشد, در ابتدا سعی شد این آزمایش هم برای المان تحت کشش بتن آرمه و هم تحت فشار انجام شود. اما بدلیل استفاده از فولاد در در ترکیب با بتن(بتن آرمه), با تحت فشار قرار دادن المان بتن آرمه, بدلیل اینکه میله‌ها در برابر فشار مقاومت کمی دارند, احتمال وقوع کمانش بسیار زیاد می‌باشد(هرچند مقاومت سیستم از ترکیب بتن با میله بالا می‌رود). با توجه به توضیحات بالا و امکان وقوع کمانش و پایین آمدن دقت اندازه‌گیری, به انجام آزمایش کشش بسنده می شود.
پایان نامه - مقاله - پروژه
یک تیر تحت کشش بتن آرمه‌ای ساده(شکل‌های(۴-۱۳)) را در نظر بگیرید. فرض کنید سه عدد حسگر به طول گیج مساوی و موازی خط الاستیک تیر نصب شده باشند. دو تا از حسگرها دارای سطح مقطع و نقاط لنگر مشابه هستند(حسگر۱ و حسگر۲) و حسگر سوم به آرامی در راستای محور انتقال داده می‌شود و سطح مقطع تکیه‌گاه آن با دو حسگر دیگر تفاوت دارد (شکل(۴-۱۳) (الف)).
المان بتن آرمه بعلت کشش ترک خورده و انتظار می‌رود که ترک اول دقیقا در یکی از سطح مقطع‌های حسگر۱ و ۲ و که دارای نقاط لنگر مشابه هستند, رخ دهد. همانگونه که در شکل(۴-۱۳(ب)) نشان داده شده است، در بدترین حالت تکیه‌گاه به دو بلوک جداگانه بتن آرمه تعلق خواهد داشت(تکیه‌گاه حسگر۱ به بلوک ۱ و تکیه‌گاه حسگر۲ به بلوک۰). حسگر۳ به آرامی و تنها بطور محوری انتقال پیدا می‌کند، بنابراین تکیه‌گاه آن به بلوک ۱ تعلق داشته و هر سه تکیه‌گاه در انتهای دیگر تیر به بلوک مشابه تعلق دارند(بلوک  ، شکل(۴-۱۳(ب))).
از آنجایی که کرنش در تیرها ثابت می‌باشد، فرض شده است که هر سه حسگر مقادیر مشابهی را اندازه‌گیری می‌کنند که با کرنش متوسط تیر برابر می‌باشد. به هرحال بعلت ترک و ایراد در موقعیت حسگرها، اندازه‌گیری‌های حسگرهای۱و۲ با ۳ می‌توانند با یکدیگر و با کرنش متوسط محاسبه شده تیر نیز متفاوت باشند. این خطا در ادامه آنالیز می‌شود.
d

d
حسگر۱
حسگر۲
حسگر۳
n
n+1
n-1
۲

i
۱
۰
شکل(۴-۱۳ (الف)): قبل از تغییر شکل

n+1
n
n-1
i
۲
۱
۰

شکل(۴-۱۳ (ب)): بعد از تغییر شکل
شکل ‏۴‑۱۳: موقعیت حسگرها در المان تحت کشش بتن آرمه‌ای. شکل بالا قبل از اعمال کشش
و شکل پایین بعد از آن می‌باشند(شکل بالا بدون تغییر شکل است و شکل پایین تغییر شکل یافته است)
طول گیج حسگر,  طول بلوک بتن,  جمع طول اولیه بلوک‌های  بتن آرمه که  ،  فاکتوری است که نشان می‌دهد چگونه حسگرهای ۱و۲ وارد بلوک  می‌شوند  ،  بیانگر انتقال محوری حسگر۳ نسبت به حسگرهای۱و۲ است که  ,  و  تغییر طول حسگر  (تغییرشکل),  ,  تغییر طول بلوک بتن  ،  مجموع تغییرات طول اولیه بلوک  بتن و  ،  ابعاد ترک بین بلوک  و بلوک  می‌باشند.
به منظور ساده‌سازی آنالیز، فرض می‌شود که همه بلوک‌های شکل‌های(۴-۱۳) تقریبا دارای طول یکسان، تغییرشکل یکسان و ابعاد مشابه ترک می‌باشند.
که  طول تقریبی هر بلوک،  تغییرشکل تقریبی هر بلوک و  ابعاد ترک می‌باشند. از آنجایی که همه بلوک ها دارای تغییر شکل, طول و ابعاد ترک برابر می‌باشند. کرنش متوسط تیر بطور تقریبی از رابطه زیر بدست می‌آید.

همانگونه که از شکل‌های(۴-۱۳) پیدا است بعد از کشش تیر و ترک خوردن آن, بین بلوک‌ها فاصله می‌افتد که این فاصله‌ها همان ابعاد ترک می‌باشند که در معادله(۴-۴۷) لحاظ شده‌اند. کرنش متوسط تقریبی که توسط حسگرهای۱و۲و۳ اندازه‌گیری شده است, از رابطه زیر بدست می‌آید.

بدلیل کوچک بودن  می‌توان از آن صرفنظر کرد. در این صورت کرنش اندازه گیری شده توسط حسگر۳ بطور تقریبی با کرنش حسگر ۱ برابر می‌باشد(معادله(۴-c48)). روابط بین خطای مطلق حسگرها از معادلات زیر بدست می‌آیند.

پارامتر  در محدوده بین۰ تا ۱ تغییر کرده، بنابراین خطای مطلق تقریبی کرنش متوسط اندازه‌گیری شده بوسیله حسگرها در محدوده  و  می‌باشد.

تخمین خطای نسبی با تقسیم معادله(۴-a50) بر معادله(۴-۴۷) بدست می‌آید.

معادلات(۴-۵۰) اثبات می‌کنند برای المان بتن آرمه تحت کشش خطای نسبی با طول گیج حسگر رابطه عکس دارد, یعنی هرچه طول گیج حسگر بیشتر باشد, خطای نسبی کمتر و در نتیجه دقت اندازه‌گیری بالاتر می‌رود. از محاسبات و آزمایشات انجام شده در این بخش, این نتیجه برداشت می‌شود که برای مواد ناهمگن(برای مثال بتن آرمه), هرچه طول گیج حسگر کوتاهتر باشد, خطای اندازه‌گیری آن بزرگتر است و بدنبال آن دقت اندازه گیری بالاتر می‌باشد. این مورد بیانگر این موضوع است که برای مانیتورینگ مواد ناهمگن, استفاده از حسگرهای گیج بلند توصیه می‌شود. البته این نتیجه فارغ از استراتژی و نوع مانیتورینگ می‌باشد. در بخش بعدی با در نظر گرفتن کلیه شرایط, معیار تعیین طول گیج بر اساس مواد و استراتژی مانیتورینگ ارائه می‌شود.
معیار تعیین طول گیج حسگر

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:40:00 ق.ظ ]




.۲۶۶۷

 

۱.۰۰۰۰

 

 

 

 

 

 

  • Multiple modes exist. The smallest value is shown

 

 

نتیجه جدول آماره های توصیفی نشان می‏دهد میانگین متغیر وابسته یعنی مسئولیت پذیری شرکت ۸۵۶/۳ و انحراف معیار آن ۳۹۳/۰و میانگین متغیرهای مستقل نسبت اعضا موظف، رتبه تمرکز مالکیت، رئیس هیئت مدیره همان مدیر عامل است، نسبت تغییرات هیئت مدیره و نوع مالکیت به ترتیب ۳/۰، ۳۸۲/۳۲۱۱، ۰۱/۰، ۲۰۵/۰ و ۳۹۶/۰ و همچنین انحراف معیار آنها نیز به ترتیب۱۴۱/۰، ۳۴۵/۱۷۶۵، ۰۹۷/۰، ۱۲۵/۰ و ۴۹۱/۰ بود .نتایج نشان می دهد که در بین متغیرهای مستقل ،متغیر رتبه تمرکز مالکیت به دلیل بیشترین اختلاف بین مینیمم وماکسیمم ،بیشترین کمینه وبالاترین انحراف معیار در بین کل متغیرهادارد و دارای بیشترین پراکندگی می باشد وهمچنین متغیر مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت به دلیل اینکه اختلاف بین بیشینه وکمینه آن چندان نیست واز طرفی انحراف معیار آن نیز خیلی زیاد نمی باشد بنابراین از پایداری نسبتا بالایی برخوردار می باشد.
پایان نامه
با توجه به اینکه ضریب چولگی متغیر مسئولیت پذیری شرکت ۰۶۸/۰ است از نظر قرینگی (۰.۵) تفاوت چندان زیادی با توزیع نرمال ندارد. همچنین ضریب کشیدگی متغیر وابسته ۳۲۳/۱- است که کوتاه‏تر از منحنی نرمال می باشد. در بین متغیرهای مستقل ضریب چولگی متغیر رتبه تمرکز مالکیت به میزان ۹۰۱/۰ بود و نشان می دهد که چوله به راست دارد . از طرفی ضریب کشیدگی این متغیر نیز ۱۵۳/۱ است که بلندتر از توزیع نرمال می باشد .
صدک ۷۵ برای متغیر مسئولیت پذیری شرکت ۲۲۹/۴ است و بیان می کند که ۷۵% داده ها از این مقدار بیشتر است . همینطور صدک ۲۵ برای این متغیر ۴۴۵/۳ است و بیان می کند که ۲۵% داده ها از این مقدار کمتر است. همچنین صدک ۷۵ برای متغیر رتبه تمرکز مالکیت ۵۵۷/۴۰۲۹ و صدک ۲۵ آن ۵۷۷/۱۹۸۳ است و نشان می دهد ۲۵درصد داده بالاتر و ۲۵ درصد داده پایین تر از این دو عدد هستند . بنابراین داده های هردومتغیر مسئولیت پذیری شرکت و رتبه تمرکز مالکیت یک دامنه مثبت را شامل می شود . به عبارتی ۵۰در صد دادهای مسئولیت پذیری شرکت در دامنه ۴۴۵/۳ تا ۲۲۹/۴ قرار دارد و برای سایر متغیر ها به همین ترتیب آماره ها ارائه می گردد .
۴-۳)بررسی همبستگی بین متغیرها:
جدول ذیل ضرایب همبستگی ساده بین متغیرهای مستقل و وابسته را نشان می دهد. نتایج جدول همبستگی نشان می‏دهد در میان متغیرها بیشترین ضریب همبستگی (۳۸۹/۰r=) را رتبه تمرکز مالکیت به خود اختصاص داد که با متغیر مسئولیت پذیری شرکت در سطح یک درصد معنی دار بود. همچنین متغیر نسیت اعضا موظف شرکت با متغیر وابسته رابطه منفی نشان داد بطوریکه ضریب همبستگی آن (۲۶/-۰r=) بود. نتایج این جدول نشان می‏دهد که متغیر وابسته مسئولیت پذیری شرکت با رتبه تمرکز مالکیت رابطه مستقیم و با نسبت اعضا موظف رابطه معکوس دارد. در بین متغیرهای مستقل دیگر هیچ گونه رابطه معنی داری با متغیر وابسته دیده نمی‏شود.
جدول ۴-۲:جدول ضرایب همبستگی بین متغیرها را بیان می کند

 

 

Correlations

 

 

 

 

 

 

 

مسئولیت.پذیری.شرکتY

 

X1.نسبت.اعضا.موظف

 

X2.رتبه.تمرکز.مالکیت

 

رئیس.هیئت.مدیره.همان.مدیرعامل.است.X3

 

نسبت.تغییرات.هیئت.مدیره.X4

 

نوع.مالکیت.X5

 

 

 

Pearson Correlation

 

مسئولیت.پذیری.شرکتY

 

۱.۰۰۰

 

-.۲۶۰

 

.۳۸۹

 

.۱۴۶

 

.۰۰۰

 

.۱۰۶

 

 

 

X1.نسبت.اعضا.موظف

 

-.۲۶۰

 

۱.۰۰۰

 

.۰۵۳

 

-.۰۶۹

 

-.۰۰۵

 

.۰۸۵

 

 

 

X2.رتبه.تمرکز.مالکیت

 

.۳۸۹

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:40:00 ق.ظ ]




ردیف: کنند همه
۲۹ - عــاشـقان، جــان فشــان کننـد همــه
شــاهــدان، کـــار جـــان کننــد همــه
واژگانشاهد: مرد خوب روی، محبوب، معشوق. (معین)
معنی و مفهومعاشقان همواره در حال جان افشانی به پای معشوق خود هستند و معشوقان زیبارو، مانند جان به عاشقان حرکت و هستی می‌بخشند.
۳۰ - در قـــماری کــــه بـــا مـــلامتیــان
داو عشــــرت روان کننـــــد همــــــه
واژگانقمار: هر بازی که در آن به طور غالب شرط شود که برنده چیزی را از بازنده بگیرد. (دهخدا) ملامتیان: آن دسته از صوفیه که به جهت رعایت کمال اخلاص، نیکی خود را از خلق پنهان می‌کردند و بدی خود را مخفی نمی‌داشتند. ( دهخدا )توضیحات. داو: نوبت بازی، نوبت قمار. (معین)
معنی و مفهومعاشقان بزم صبوح، با باده نوشان قلندر صفت، مشغول شادی و عشرت هستند.
آرایه‌‌های ادبیقمار و داو با هم تناسب دارند. داو عشرت اضافه‌ی تشبیهی است. ملامتیان کنایه از باده نوشان است.
توضیحات:
ملامتیاناینان پیروان ابو صالح حمدون ابن احمد قصارند و قصاریه و قصاریان نیز نامیده می‌شوند. او می‌گفت: «الملامهُ ترکُ السلامهِ». ملامت دست بداشتن سلامت بود. و چون کسی قصداً به ترک سلامت خود بگوید و مر بلاها را میان اندر بندد و از مألوفات و راحت جمله تبرا کند، مر امید کشف جلال و طلب مآل را تا به رد خلق از خلق نومید گردد و طبعش الفت خود از ایشان بگسلد. هر چند از ایشان گسسته تر بود به حق پیوسته‌تر بود. پس آن‌چه روی همه‌ی خلق بدان بود -و آن سلامت است- مر اهل ملامت را پشت بدان بود. (هجویری، ۱۳۸۹: ۹۱)
۳۱ - جـــرعــه ریـــزنــد بـــر سـلامتیـان
کـــه صبــوح از نهـــان کننــد همـــــه
واژگانسلامتیان: طایفه‌ای که ظاهر و باطنشان آراسته به صلاح و تقواست. (دهخدا)
معنی و مفهومقلندران ملامتی بزم شراب، بر اهل سلامت و زهد که ظاهراً اهل صلاح هستند و در پنهان باده‌ی صبحگاهی می‌نوشند، جرعه‌هایی از باده می‌ریزند.(آن‌ها را تحقیر می‌کنند)
۳۲ - ور کســی تـــوبـــه بــر زبــان رانــد
خــاکــش انــدر دهــان کننــد همــــه
معنی و مفهوماگر کسی نام توبه را بر زبان بیاورد (توبه کند) اهل بزم، خاک در دهان او می‌ریزند و او را پشیمان می‌کنند.
آرایه‌های ادبیخاک در دهان کردن کنایه از پشیمان گردانیدن.
۳۳ - بــر ســر تخـتِ نـــرد چــون طــفلان
لعبـــت از استـــخوان کننــــد همــــه
واژگانلعبت: عروسک. (معین)
معنی و مفهوممقامران نرد باز، بر روی تخته‌ی نرد، همانند کودکان که با عروسک بازی می‌کنند، با کعبتین‌هایی از جنس استخوان بازی می‌کنند.
آرایه‌های ادبینرد بازان به طفلان و کعبتین نرد به لعبت کودکان تشبیه شده است.
۳۴ - کعبتیـن بـــر مثـــال پـرویــن اســت
کــه بــر او شـش نشــان کننــد همــــه
واژگانکعبتین: دو طاس بازی نرد. (دهخدا) پروین: شش ستاره است به یکدیگر خزیده مانند خوشه‌ی انگور. (دهخدا)
معنی و مفهومطاس در صفحه‌ی نرد، همانند پروین در صفحه‌ی آسمان است، به همین دلیل طاس را شش پره می‌سازند.
آرایه‌های ادبیکعبتین در داشتن شش پره به پروین ماننده شده است.
۳۵ - بـــدرنـــد از ســماع، دخـمه‌ی چــرخ
سُــخره بـــر دخــمه بــان کننـد همـــه
واژگاندخمه: سردابه‌ی مردگان. (برهان) سُخره: آن که بر او استهزا و خنده کنند یعنی مسخره. (غیاث)
معنی و مفهومعاشقان بزم صبوح، از آواز و شور و غوغایی که در سماع به پا می‌کنند، آسمان گور مانند را از هم می‌درند و روزگار را که نگهبان آسمان است، به سُخره می‌گیرند.
آرایه‌های ادبیدخمه‌ی چرخ اضافه‌ی تشبیهی است. دخمه بان کنایه از روزگار است.
۳۶ - مطــربـــان از زبـــان بــربــط گنـگ
زخمــه را تـــرجمـــان کننـــد همــــه
واژگانبربط: یکی از مهم‌ترین و متداول‌ترین سازهای دوره‌های گذشته‌ی تاریخ ایران و عرب، در ساختمان این ساز و جنس چوب و اوتار آن دقّت فراوان می‌شده و آن طنبور مانندی است کاسه بزرگ و دسته کوتاه، عود. (معین) زخمه: آلتی کوچک و فلزی که بدان ساز نوازند، مضراب. (معین) ترجمان: آن که زبانی را به زبان دیگر بیان کند. (ناظم)
معنی و مفهوممطربان بزم، با آواهایی که با بربط می‌نوازند، معنی و مفهوم ضربه‌هایی را که به تارهای سیم می‌زنند، به حاضران می‌رسانند و وقتی که مطرب سازی را می‌نوازد، عیناً گویی که خواننده‌ای در حال خواندن است و همراه با آهنگ ساز، اشعار در ذهن شنوندگان مرور می‌شود.
آرایه‌های ادبیزبان و گنگی نوعی تضّاد ایجاد کرده است. زبان بربط اضافه‌ی استعاری است. بربط گنگ اشاره به شکل ظاهری بربط است که بی زبان به نظر می‌رسد.
۳۷ - چنــگ را بـــا همــه بــرهنـه ســری
پـــای گیســـوکشـــان کننــد همــــه
معنی و مفهومچنگ اگر‌چه بر اساس شکل ظاهری‌اش دارای سری برهنه (کاسه‌ی چنگ) است؛ امّا مطربان بزم به وسیله‌ی تارهای چنگ برای او گیسوانی ساخته‌اند که تا پشت پایش آویزان است.
پایان نامه
آرایه‌های ادبیسر چنگ استعاره از کاسه‌ی چنگ و گیسو استعاره از تارهای چنگ است.
۳۸ - پـس بــه افسـون گــری ز صـورت نـای
افـــعی بـــی زبــان کننـــد همـــــه
واژگاننای: نی باشد که مطربان نوازند و به عربی مزمار خوانند. (برهان)
افعی: نوعی از مار سیاه که به غایت زهرناک و بزرگ باشد. (آنندراج)
معنی و مفهوممطربان بزم صبوح، با افسون و جادوگری از ظاهر نای که سیاه رنگ است، افعی بی زبانی می‌سازند که به هیچ کس آسیبی نمی‌رساند.
آرایه‌های ادبینای در سیاهی رنگ به افعی مانند شده است.
۳۹ - در بـــر دف، هـــر آن‌چـــه حیـواننــد
یـــاد شـــاه اخســتان کننــد همــــه

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:39:00 ق.ظ ]




این توضیح شاید به آن معناست که زندگی او عوض شده و عذاب وجدانش او را از رسیدن به آنچه در آرزویش بوده باز می دارد. اما آیا او از نهاد و من گذر کرده و به فرامن رسیده است؟
ربکا: دید روسمرها به زندگی – یا دست کم دید تو نسبت به زندگی – اراده ی منو مبتلا کرد، … بیمار کرد. دربند قوانینی انداخت که پیشتر هیچ معنایی برایم نداشتند. زندگی مشترک با تو فکر و ذهن منو پالوده کرد، شریف کرد.
پایان نامه - مقاله - پروژه
این تأثیر، از موقعی شروع شد که او توانست با روسمر تنها زندگی کند:
ربکا: در آرامش، در خلوت، که تو بی‌هیچ مانعی، همه ی فکرها تو به من می‌گفتی. با همه لطافت و ظرافتی که احساس می‌کردی. اون وقت بود که در من تغییر بزرگی به وجود اومد.
در صورتیکه کمی قبل از آن از بدی روسمرسهولم سخن به میان می راند.
برای آن که روسمرس هولم تمام عصاره ی توان منو کشید. بال و پر اراده ی بی پروای منو شکست و اونو زمینگیر کرد. دیگه گذشت زمانی که من در دنیا جرئت هر کاری رو داشتم. حالادیگه جرئت هیچ کاری رو ندارم روسمر.
ربکا دروغ نمی گوید اما در بعضی مواقع کاملاً روراست هم نیست. او با آن که از جامعه ی متعصب و تابو پذیر اطرافش متنفر است، گاهی نیز به مانند آنها فکر می کند، بطور مثال زمانیکه سخن از سن و سال می آید او خود را یک سال کوچکتر معرفی می کند.از اینرو شاید او در توضیح علت انصرافش فقط یک انگیزه را آشکارا می گوید و بنا به ترس از قوانین حامعه دلیل دیگری را پنهان نگاه داشته است.
روسمر، حتی پس از اعتراف ربکا در پایان نمایشنامه بار دیگر از او درخواست می‌کند که همسرش شود. او جرمی را که ربکا به خاطر عشق به او مرتکب شده، می‌بخشد و ربکا،‌ خود را برای فریب بئاته و خودکشی او مقصر معرفی می کند، اما در واقع، او خود را برای کار دیگری مستحق سرزنش می‌داند، رابطه ای نامشروع با فردی دیگر که شاید برای فردی با این زاویه ی دید از طرف خواننده پذیرفتنی نباشد.
ربکا: آه عزیزم… دوباره اون موضوعو پیش نکش، کاری غیرممکنه. چون روسمر، باید بدونی که من… گذشته‌ای هم پشت سرم دارم.
روسمر نمی‌خواهد چیزی درباره ی آن بخش از گذشته ربکا بشنود. ما می‌توانیم حدس بزنیم که آن گذشته چه بوده، هرچند اشاره‌هایی که در نمایشنامه به آن می‌شود پنهانی و پراکنده‌اند و باید کنار هم چیده شوند. بااین همه آن اشاره‌ها چنان هنرمندانه درج شده‌اند که نمی‌شود در موردشان اشتباه کرد. بین جواب رد ربکا و اعترافش چیزی اتفاق می‌افتد که بر سرنوشت آینده او تأثیری قاطع دارد. کشیش کرول روزی به خانه می‌آید تا ربکا را با گفتن این حقیقت تحقیر کند که می‌داند او فرزندی نامشروع و دختر همان دکتر وستی است که او را پس از مرگ مادرش به فرزند خواندگی پذیرفته است. نفرت سراپای کرول را گرفته است. با این همه تصور نمی‌کند حرف‌هایش برای ربکا تازگی داشته باشد.
کرول: من مطمئن هستم که شما از این واقعیات خبر داشتید وگرنه به نظر عجیب می‌یاد که به دکتر وست اجازه دادید شما رو فرزند خوانده ی خودش بکنه…
و بعد شما روی به این خونه می‌آره – یعنی کمی پس از مرگ مادرتون. با شما بدرفتاری می‌کنه. ولی شما پیشش می‌مونین. می‌دونین که او پشیزی برای شما نمی‌ذاره – در واقع فقط یه قسمت کتاب به شما می‌رسه – و با این همه شما می‌مونین؛ تحملش می‌کنین؛ پرستارش‌ میشین تا این که…
مراقبت شما از اونو من به حساب غریزه ی فرزندی یه دختر می‌ذارم. در واقع معتقدم که همه ی کارهای شما ناشی از احساسات طبیعی یه فرزند بوده.
اما کرول اشتباه می‌کند. ربکا اصلاً خبر ندارد که دختر دکتروست است. وقتی کرول اشاره‌های مبهمی به گذشته او می‌کند. ربکا چنین می‌پندارد که منظور او چیز دیگری است. پس از این که متوجه منظور او می‌شود، باز هم تا لحظاتی متانت خود را حفظ می‌کند، چون هنوز بر این تصور است که محاسبات دشمن اش بر پایه ی سن اوست، که ربکا در دیدار قبلی‌شان در آن باره دروغ گفته. اما کرول این مانع را هم از سر راه برمی‌دارد و می‌گوید: «فرض کنیم همین طور باشه. اما باز هم محاسبات من نمی‌تونه غلط باشه، چون دکتر وست یک سال قبل از مأموریتش هم سفر کوتاهی به آن جا داشته.»ربکا پس ازاین اطلاعات تازه از کوره درمی‌رود. دستهایش را به هم می‌فشرد و قدم می‌زند. «این غیرممکنه. شما دارین به من حقه می‌زنین که حرفتون‌رو باور کنم. این نمی‌تونه درست باشه، هرگز. نمی‌تونه حقیقت داشته باشه به هیچ وجه.» - برآشفتگی او به قدری است که کرول نمی‌تواند آن رافقط به حساب اطلاعاتی بگذارد که خودش داده.
کرول: اما خانم وست عزیز – چه دلیل داره که شما این طور از کوره دربرید؟ منو کاملن ترسوندید. من از این چه نتیجه‌ای باید بگیرم – چه چیزی رو باید باور کنم؟
ربکا: هیچی. شما نباید هیچ نتیجه‌ای بگیرید و چیزی رو باور کنید.
کرول: پس باید به من بگید من با این قضیه، با این احتمال، که خیلی‌ام آزاردهنده‌اس، چه باید بکنم؟
ربکا – (برخود مسلط می‌شود) خیلی ساده‌اس آقای کشیش کرول، من نمی‌خام بچه ی نامشروع به حساب بیام.
معمای این رفتار ربکا فقط یک راه حل دارد. این خبر که دکتر وست پدرش بوده، می‌تواند سنگین ‌ترین ضربه را به او بزند،‌ چون نشان می‌دهد که او نه فقط دختر خوانده ی او، که معشوقه‌اش نیز بوده است. وقتی کرول شروع به حرف زدن می‌کند، ربکا می‌پندارد که او می‌‌خواهد به همان روابط اشاره کند، حقیقتی که او شاید با تکیه به اندیشه‌های آزادمنشانه اش بتواند بپذیرد و توجه کند اما کرول چنان قصدی ندارد؛ او از ماجرای عاشقانه با دکتر وست چیزی نمی‌ گوید، همچنان که ربکا هم خبر ندارد دکتر وست پدرش است. هنگامی که او برای آخرین بار پیشنهاد روسمر را رد می‌کند، نمی‌تواند چیزی جز همان ماجرای عاشقانه‌ای را در ذهن داشته باشد که به خاطرش خود را لایق همسری روسمر نمی‌بیند. و شاید اگر روسمر حاضر می‌شد به ماجرای گذشته ی او گوش کند، ربکا فقط به بخشی از راز گذشته‌اش اعتراف می‌کرد و درباره ی بخش جدی‌تر ماجرا ساکت می‌ماند.
او پس از آن که می‌فهمد معشوقه ی پدرش بوده، خود را تسلیم پرقدرت ترین احساس گناه می‌کند. با اعتراف برای روسمر و کرول مُهر قاتل بر پیشانی خود می‌زند. از پذیرش خوشبختی‌ای سرباز می‌زند که در راه آن حتی مرتکب جنایت شده، و تصمیم می‌گیرد از آن خانه برود. اما انگیزه ی واقعی احساس گناه او، که در آستانه ی پیروزی به درهم شکستگی‌اش می‌ انجامد، چون راز باقی می‌ماند. این، چنان که دیدیم، چیزی به کلی جدا از فضای روسمرس هولم و تأثیر پالوده کننده روسمر است.
مخالفت ربکا برای ازدواج با روسمر قبل از دیدار کرول با او اقفاق می افتد، بنابراین تنها دلیل مخالفت او گناه معشوقه ی پدر بودن نیست بلکه او تحت تأثیر زندگی در کنار روسمر به گناه خود برای خودکشی بئاته پی برده است و شاید این دلیل محکمی می بیند که ثمره ی چیزی را که برای آن تلاشی گناه آلود کرده است را برداشت نکند.
“تا این جا ما با ربکا وست مثل موجودی زنده برخورد کرده‌ایم و نه به عنوان آفریده ی تخیل ایبسن، که همیشه با هوشمندی تمام هدایت شده است. بنابراین می‌توانیم در ارتباط با ایرادی که مطرح شده است همان موضع را حفظ کنیم. آن ایراد همچنان وارد است؛ وجدان ربکا تاحدی پیش از اطلاع او از گناه زنا، بیدار شده است؛ و چیزی مانع ما نمی‌شود. در این دگرگونی تأثیری را مؤثر بدانیم که ربکا خود آن را قبول دارد و به گردن می‌گیرد. اما این ما را از به رسمیت شناختن دومین انگیزه معاف نمی‌کند. رفتار ربکا به هنگامی که حرف‌های کرول را می‌شنود، واکنش بلافاصله ی او که نوعی اعتراف است. تردیدی برای ما نمی‌گذارد که از آن پس فقط انگیزه ی قوی‌تر و قاطع‌تر انصراف از ازدواج با روسمر، آغاز به فعالیت می‌کند. در واقع این نوعی «انگیزش چندگانه» است که در آن انگیزه ی عمیق‌تر از پشت انگیزه ی سطحی‌تر سر برمی‌آورد. قانون در پرده‌گویی شاعرانه ایجاب می‌کرد که وضعیت به این شیوه ارائه شود. زیرا از انگیزه ی عمیق‌تر نمی‌شد به صراحت گفت. این باید پنهان می‌ماند و از دریافت آسان تماشاگر یا خواننده دور نگه داشته می‌شد، وگرنه. به بهانه ی مصیبت‌بارترین احساسات، مخالفت‌های تنگ نظرانه‌ای را برمی‌انگیخت که ممکن بود تأثیرگذاری نمایشنامه را به مخاطره بیندازد.
ولی ما حق داریم نتیجه بگیریم که انگیزه ی آشکارتر نمی‌تواند بی‌ارتباط درونی با انگیزه ی پنهان‌تر باشد، اما می‌تواند جلوه‌ای تعدیل یافته و ریشه گرفته از آن باشد. و اگر بتوانیم بر این واقعیت تکیه کنیم که ترکیب خلاق آگاه نمایشنامه ‌نویس منطقاً برخاسته از قلمروهای ناآگاه است، در این صورت می‌توانیم نشان دهیم که او از عهده ی این کار برآمده است. احساس گناه ربکا در ننگ زنا ریشه دارد، حتی پیش از آن که کرول، با تحلیل زیرکانه‌اش، او را از آن آگاه سازد. اگر ما گذشته ی ربکا را، با گسترش دادن اشاره‌های نویسنده و پرکردن جاهای خالی، بازسازی کنیم. به این اطمینان می‌رسیم که ربکا نمی‌توانسته تصور هرچند مبهمی از رابطه صمیمانه ی بین دکتر وست و مادرش نداشته باشد. قرار رفتن او در کنار دکتر وست به جای مادرش، بدون شک تأثیری عمیق بر او گذاشته است. او تحت تسلط عقده ی الکترا قرار گرفته، حتی اگر نمی‌دانسته که این رویای همگانی در مورد خود او به یک واقعیت تبدیل شده است. وقتی او به روسمرس هولم می‌آید، نیروی درونی آن نخستین تجربه، او را وامی‌دارد تا با تلاشی سخت، موقعیتی را – که زمینه ی اصلی‌اش بدون اراده ی او چیده شده – پیش آورده که بتواند از شر همسر و مادر خلاص شود، تا بتواند در کنار شوهر و پدر جایگاهی داشته باشد. او با تأکیدی متقاعد کننده، شرح می‌دهد که چگونه برخلاف اراده‌اش مجبور شده گام به گام برای حذف بئاته پیش برود.
ربکا: شما خیال می‌کنید که من با تسلطی خونسردانه و حیله‌گرانه این کار را کردم! در آن موقع من همان کسی نبودم که حالادارم به شما اینها را می‌گویم. از این گذشته، به نظر من در هر آدم دو جور اراده ی متفاوت در فعالیته. من می‌خواستم که بئاته نباشه. به هر طریقی که شده، اما هرگز تصور نمی‌کردم که اون طوری اتفاق بیفته. با هر قدمی که برمی‌داشتم و جلو می‌رفتم، ‌احساس می کردم صدایی از درونم فریاد می‌کرد: دیگه کافیه! جلوتر نرو! اما من نمی‌تونستم جلوی خودمو بگیرم. حتی یه قدم. و بعد جلوتر – و بازم جلوتر. و همین طوری پیش اومد. همیشه همین طوری پیش میاد.
(پرده سوم)
این نه شاخ و برگ دادن به موضوع، بلکه توصیفی دست اول است. هرچه در روسمرس هولم برای ربکا اتفاق می‌افتد، از عاشق شدن‌اش بر روسمر و دشمنی‌اش با همسر او، از ابتدا پیامد عقده ی اودیپ است – تکرار گریزناپذیر روابط او با مادرش و دکتر وست.درست همان طور که ربکا تحت تأثیر دکتر وست یک آزاداندیش و منزجر از اخلاقیات مذهبی می‌شود، با عشق روسمر به صورت موجودی آگاه و شریف درمی‌آید. او این فرایندهای درونی خویش را درک می‌کند، و از این رو حق دارد که تأثیر روسمر را انگیزه ی تغییر خود بداند – انگیزه‌ای که در دسترس او قرار می‌گیرد.
یک پزشک روانکاو تجربه آموخته، می‌داند که چه بسیار و به شیوه‌های گوناگون، دختری که به عنوان خدمتکار، ندیمه یا پرستار وارد خانه‌ای می‌شود، آگاهانه یا ناآگاهانه، تحت تأثیر عقده ی اودیپ، این رؤیا را در سر می‌پرورد که بانوی خانه حذف شود و آقای خانه، تازه وارد را به عنوان همسر خویش برگزیند. روسمرس هولم بزرگترین اثر هنری طبقاتی است که به این رویاپردازی‌ عادی در دخترها می‌پردازد. آنچه این اثر را به یک اثر تراژیک تبدیل می‌کند، شرایط خاص‌تری است که در آن رویاپروری قهرمان زن نمایشنامه، دارای پیش زمینه‌ای از دوران کودکی‌اش است که دقیقاً با واقعیت همخوانی دارد.” (اسلامیه،۱۳۸۵،۲۰۵-۲۰۷)
“به جز درون مایه‌ی طغیانی بیش‌ترنمایش‌نامه‌ها علیه مذهب یا قانون‌های کلیسایی، حضور نمادهای عینی مذهب بیش از هر عنصر دیگری دیده می‌شود. پدر ماندرس در اشباح، یوهانس روسمر در روسمرآباد، برج کلیسا در استادمعمار سولنس، راهبه در وقتی ما مرده‌ها بیدار می‌شویم و… چشم اندازی است که او هر روز از پنجره شاهد آن است یا هر روز از جلو و کنارشان می‌گذرد.” (کوشان،۱۳۸۶،۴۱) .
“هنریک کوچک متنفر از تصویرهای خشن دوران کودکی، که همیشه همراه است با کشیش یا مذهب، پلیس یا حکومت، جز اعتراض و مرگ هیچ راهی پیش روی هنریک بزرگ نمی‌‌گذارد. تصویر سرد و بی‌رحمانه و تجاوزگری که از مذهب و دولت، با قرینه کردن پدر ماندرس و سرهنگ آلوینگ در دو سوی هلنه، اشباح را می‌سازد، یکی از قوی‌ترین عناصر نمادین نمایش‌نامه‌های هنریک بزرگ است و تأثیر مستقیم از دو نهادی را نشان می‌دهد که در آن هیچ نوع هویت فردی معنا ندارد. همه‌ی انسان‌ها برده یا مهره‌های بدون حق انتخاب هستند. همه‌ی انسانها بری از آزادی‌اند. همه‌ی انسانها محکوم به پذیرش موقعیت خود هستند و اجازه‌ی داشتن هیچ‌گونه آرمان شخصی را ندارند.” (همان منبع،۵۰). و این است راه مبارزه ی نویسنده ی شهیر نروژی (ایبسن) برای تعالی جامعه و مردمان زمانش.
فصل پنجم
نتایج و یافته های پژوهش
ناگفته های ذهن انسان بی کران است و آنچه گفته می شود محدود به زمان زندگی است. ایبسن نیز از این گستره جدا نبود، ناگفته ها را گفت اما محدود به زمانی که زندگی کرد. همین زمان محدود برای او کافی بود تا با آثاری که آفرید در ذهن ها بنشیند، چشمها را باز کند تا ببینندو گوشها را به دریچه ای برای گوش فرا دادن بدل کند و نه تنها شنیدن. تحلیل و تطابق آثار ایبسن با نظریات روانکاوانه ای که پایه گذاران این علم بیان کرده اند نشان می دهد که در آن برهه ی تاریخی نه تنها توجه روانکاوان به قسمتی از روان انسان (که تا به آن زمان کشف نشده بود) جلب شد، بلکه روحیات و تفکرات افراد جامعه، هنرمندان را نیز به تکاپو واداشت تا با کنکاش بیشتر در ذهن و روان اطرافیانشان جامعه ی خود را بهتر شناخته به روانکاوی افراد جامعه بپردازند واز این طریق به تغییر و بهبود رفتارهای فردی و اجتماعی جامعه کمک کنند. در این اثنا شاید هنرمندان زیادی قدم به این عرصه نهادند اما هنرمندی که در این بحث مطرح شده است و قدرت بهبود جامعه ی زمانش را به وسیله آثارش پیدا کرد کسی نیست جز ایبسن. خلاقیت ایبسن در نوشتن نمایشنامه ناگفته نیست، اما آنچه زمینه ی نمایشنامه های این هنرمند را برای ورود به بحث های روانکاوانه می گشاید دریچه ی متفاوتی است که ایبسن از طریق آن به روان انسان نگریست و آثارش را در محدوده ی نامحدود ذهن انسان جامعه اش قرار داد.
در دوره های تاریخی مختلف، دگرگونی هایی که درجهان پدید آمد عده ای را به این نتیجه رسانده بود که با تفکر محض می توان به حقیقت ازلی امور رسید. اما گروهی نیز همچون فرانسیس بیکن، نیوتن و جان لاک از دیدی دیگر به جهان نگریستند و بر نزدیکی عقل با طبیعت و مشاهده ی واقعیت ها و استفاده از علم در تبیین وپیش برد عقل تأکید کردند. به طور مثال نیوتن، با وجود مذهبی بودنش، از جهانی مکانیکی خبر داد وطبیعتی که تا آن زمان مجموعه ای از نیروهای ناشناخته بود، به هیأت دستگاه قانونمندی برخاسته ازکنش وواکنش های مادی درآمد. جان لاک نیز در رساله هایش درباره ی سیاست، دولت و نظام پادشاهی سخن به میان آورد. به ویژه سخن او درباره ی نظام سلطنتی به عنوان قراردادی میان شاه ومردم که می تواند به خواست مردم فسخ شود، زمینه را برای آزادیهای فردی گشود.
در نیمه ی اول قرن نوزدهم زمانیکه اروپا در بحبوحه ی جنگ های داخلی به سر می برد و اشخاص به دلیل نابسامانی وضعیت سیاسی و اقتصادی دچار تنش های روانی می شدند توجه فروید به روان انسانها جلب شد و این توجه نتیجه ای داد که سالیان سال مورد استفاده ی متفکران روانشناسی قرار گرفته و برای درمان بسیاری از بیماریها مورد استفاده قرار گرفت. اگر نیوتن از کنش و واکنش های مادی سخن راند، نظریه های فروید و لکان در زمینه ی تأثیر روان انسانها بر رفتارهای ظاهری فرد، انقلابی در علم روانشناسی ایجاد کرد که نجات عده ی کثیری از افراد جامعه که از بیماریهای روانی رنج میبردند را به همراه داشت. فروید از تأثیر متقابل ناخودآگاه بر رفتار که نا محسوس و غیر مادی بودسخن به میان آورد. ناخودآگاهی که شاید قابل لمس نباشد اما زمانیکه قدم به عرصه ی وجود می گذارد مضامینی را با خود به همراه می آورد که باعث بر هم خوردن تعادل روحی انسان و پس از آن
تعادل روحی جامعه می گردد. ایبسن نیز از همین ناخودآگاه سخن راند. شاید شخصیت هایی که در
آثار او ساخته شدند ناشی از تأثیر پذیری او از مطالعات روانشناسی نبوده اند اما به جرئت می توان
گفت ایبسن به طور ناخودآگاه به ناخودآگاه افراد جامعه اش نفوذ کرده و با ساختن شخصیت هایی با
بعد روانی قوی تأثیر بسزایی بر جامعه نهاده است. در این پژوهش در فصل چهارم سعی بر آن شد تا
شخصیت های آثار او با توجه به نظریاتی که فروید ولکان مطرح کرده اند از بعد روانی مورد مطالعه
قرار گیرند. با مطالعه ی عمیق این شخصیت ها تشابهاتی میان اکثریت آنها یافته شد که به طور
خلاصه به آنها می پردازیم.
یکی از بحث هایی که در مورد آثار ایبسن مطرح می شود نقش مهم زن در بیشتر آثار اوست. ایبسن زنان جامعه اش را محدودتر از مردان می دید ، اما در عین حال سرکشی وغرور آنها را نیز نادیده نمی گرفت. به همین علت تغییرات مؤثر در آثار او بیشتر توسط زنان اتفاق می افتد. زمانی که؛ نورا خانه و سه فرزندش را برای پیدا کردن شخصیت خود رها می کند. ربکا درروسمرسهولم، روسمر را با خود به کشتن می دهد. الیدا در بانوی دریایی تصمیم می گیرد بین غریبه و شوهرش وانگل، شوهرش را برای ادامه ی زندگی انتخاب کند و سرنوشت آن دو مرد را رقم میزند. هدا در هداگابلر با دادن اسلحه به لوبرگ به زندگی او پایان می دهد و با همان اسلحه زندگی خود را نیز به پایان می رساند. هدویگ در مرغابی وحشی با کشتن خود تکلیف اطرافیانش رامشخص می کند. حتی در ایولف کوچولو ریتا)مادر ایولف(، بیوه موش و آستا )خواهرِ آلفرد( هرکدام به گونه ای بر زندگی ایولف و آلفرد تأثیر می گذارند و زندگی آنها را تحت تأثیر قرار می دهند، حتی اشخاصی که انگشت اتهام مرگ ایولف به سو ی آنها گرفته شده بیوه موش و ریتا، هر دو، زن هستند. چیزی که ایبسن را به نوشتن چنین نمایشنامه هایی ترغیب کرد قدرتی درونی بود که در زنان جامعه ی اطرافش می دید و جامعه ای بود که به وسیله ی تابوهای خود از بروز این ناخودآگاه جلوگیری می کرد.
ایبسن به آزادی فردی در آثارش توجه بسیار کرده، او انتظار دارد جامعه به سویی برود که انسانها به یک آزادی فردی و درونی برسند و با این آزادی روان خود را بهتر بشناسند. همانگونه که در سخنانش بر این عقیده تأکید دارد که بهترین برای انسان آنست که به یک خودشناسی سالم برسد. خود شناسی به وجود نمی آید مگر زمانیکه انسان با درون خود آشنا باشد، ناخودآگاه وروان خود را بشناسد و بتواند بر آنها تسلط پیدا کند. بنابراین او پایش را از زمانه اش فراتر نهاد و بر عرصه ای قدم گذاشت که تا آن زمان و حتی تا زمانیکه فروید از آن به نام ناخودآگاه یاد می کند ناشناخته ماند. زمانیکه ایبسن«نهاد»،« مَن» و «فرامَن» را در شخصیت هایش تفکیک می کرد، واژه ای به این نام ها در ذهن او نبود بلکه او با توجه به روان شخصیت های اطراف خود آثاری آفرید که تأثیربسزایی در جوامع بعد از او داشت.
تحلیل و بررسی شش اثر ایبسن که در این پژوهش مطرح شده است نشان می دهد که بیشتر نمایشنامه های او وراثت را با خود به همراه دارند، بدین معنی که از گذشتگان تأثیر پذیرفته اند، اما با توجه به تفاوت زاویه ی دید ایبسن از افراد جامعه اش شاید بتوان این وراثت را ناخودآگاه جمعی جامعه دانست که قبول کرده اند عامل وراثت در انسانها تا حدی پرقدرت است که می تواند بخش زیادی از زندگی انسان را تحت تأثیر قرار دهد. او آنقدر تیره و تاریک و بدبینانه به زندگی وآینده بشر اروپایی نگاه کرد که به مذاق هیچکس خوش نیامد و آنقدر سنت ستیزبود که همه را برعلیه خودش می شوراند. مطرح کردن این بحث، ایبسن را در مقابل مردم قرار داد و همانگونه که در
فصل اول این پژوهش آمده است آنها او را دشمن خود دانستند ، زیرا با آنچه که تا به آن روز
اعتقادداشتند به مبارزه پرداخته بود. وراثت در هدویگ باعث کم بینی اوست، در نورا او را همانند
پدرش ژنرال گابلر بی اخلاق کرده، در ربکا از مادرش تأثیر پذیرفته و در اشباح بیماری پدر به پسر
به ارث رسیده است… از این رو تأثیر جامعه بر فرد بسیار است، آنهم جامعه ای که قبول ندارد
شخصی خارج از قوانین محدودش عمل کند و اگر چنین شودآن شخص همانند ایبسن مجبور به
ترک دیار می شود. ایبسن مطرود شده از جامعه که گاهی همانند استوکمان می داند که مردم تصور می کنند او دشمن آنهاست و نمایشنامه ای به نام دشمن مردم می نویسد تا فکر آنها را در جلوی
چشمشان تحلیل کند، هنرمندی است که پا را از هنر فراتر نهاده و همانگونه که قبل از نویسندگی در
سیاست جامعه اش دخیل بوده و یک سال در دفتر روزنامه ای به نوشتن مقاله های سیاسی مشغول
بود، اینبار قصد تحول نگاه اجتماعی مردم جامعه اش را دارد. اما با توجه به این موضوع که به دلیل
تقدم احساس بر منطق در رشته ی هنر، آنچه به عرصه ی ظهور می رسد را برآمده از احساس هنرمند
می دانندو در علم منطقی دخالتش نمی دهند، آنچه ایبسن می گوید در محافل علمی مورد بحث قرار
نمی گیرد. با توجه به این مسأله نگاهی دقیق به برهه های تاریخی، علمی وهنری نشان می دهد،
گاهی این احساس هنرمند از جامعه اش است که به بعد منطقی کمک میکند وآنچه را در ظاهر

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:39:00 ق.ظ ]




۴- مشخص شدن علت یا اصل: اگر فراگیری در فرایند پرسش- پاسخ جواب موضوع را پیدا کند، معلم پاسخ بلی- خیر ارائه نمی‌دهد؛ بلکه آن را کمی کش می‌دهد تا همه فراگیران به نوعی در سؤال و جواب شرکت کنند و پس از آن معلم از فراگیران می‌خواهد تا علت موضوع را مشخص کنند.
۵- تعمیم نتایج: معلم با ارائه نمونه‌های جدید دیگر، از فراگیران می‌خواهدتا علت موضوع را مشخص کنند.
در سبک فعالیت‌های کاوشگری، که کشتی آرا (۱۳۸۸) در اندوختن تجارب به آن اشاره می کند، معلم علاوه بر تشویق، ترغیب و انگیزش فراگیر، همانند یک راهنما شکارگاه را به وی نشان می‌دهد و فراگیر نیز مثل شکارچی به دنبال شکار گشته و آن را صید می‌کند. از ویژگیهای بارز فعالیت‌های کاوشگری، می‌توان به استفاده از مهارت استقرایی برای جمع‌بندی یافته‌های علمی مختلف و رسیدن به نتایج جدید علمی اشاره کرد. از آنجایی که برونداداین سبک به خلاقیت، نوآوری و اختراع منجر می‌شود.
پایان نامه - مقاله - پروژه
صاحبنظران آموزش علوم تجربی، انجام آزمایش وفعالیت‌های عملی راضروری‌ترین بخش برنامه درسی علوم می‌دانند. انجام فعالیت‌های عملی مناسب سبب عمیق‌تر شدن میزان دانش و آگاهی‌های فراگیران می‌شودو یکی ازمهمترین روش‌هاجهت دستیابی به اهداف مهارتی ونگرشی دربرنامه درسی محسوب می‌شود.انگیزش وفعال نگهداشتن فراگیران درکلاس علوم، چالش بزرگی است که حتی ذهن معلمان حرفه‌ای وباتجربه را نیزبه خودمشغول کرده است(جان استن ولتون[۱۰۵]،۱۹۸۲٫به نقل از خویی نژاد).
پژوهش‌ها نشان داده است که به کارگیری شیوه‌های سنتی رویکرد یاددهی- یادگیری نمی‌تواند پاسخگوی نیازهای آموزشی عصر حاضر باشد. با خروج از رویکرد آموزشی حافظه‌پرور و به چالش کشاندن ذهن فراگیران از طریق انجام فعالیتهای عملی مناسب و همچنین نگاه بین رشته‌ای به آموزش علوم تجربی، می‌توان فراگیران را در رویکرد یاددهی- یادگیری فعال نموده و روحیه انجام فعالیتهای گروهی و مشارکتی را در آنها پرورش داد تساپارلیز[۱۰۶]،۱۹۹۸٫به نقل از کشتی آرا(۱۳۸۸).
فعالیتهای یاددهی- یادگیری عملی یکی از ارکان اصلی آموزش علوم تجربی محسوب شده و موجبات رشد دانش علمی، مهارتی و نگرشهای علمی دانش‌آموران را فراهم می‌سازند. انجام فعالیتهای آزمایشگاهی علاوه بر تثبیت یادگیری و افزایش میزان ماندگاری مفاهیم آموخته شده، سبب دست ورزی و کسب مهارت‌هایی می‌گردد که در زندگی روزانه مورد استفاده قرار گرفته و زمینه‌های نوآوری، خلاقیت و تفکر انتقادی را در فراگیران فراهم می‌سازد (ولنوق[۱۰۷]،۱۹۹۱٫ به نقل از حج فروش).
دربرنامه درسی کشورهای موفق در روش های آموزش برنامه درسی علوم (گزارش تیمز، ۲۰۰۳)، استفاده از آزمایشگاه و انجام فعالیت‌های عملی، بخش جدایی ناپذیری از موضوع درسی است وتاکید زیاد برتحقق اهداف مهارتی ونگرشی سبب شده است اغلب پژوهشگران درراستای دست‌یابی به سطوح بالاتر حیطه‌های شناختی از طریق انجام فعالیتهای مناسب و ارتقای روش‌های آموزش آزمایشگاهی تلاش می‌کنند (میلر،۲۰۰۴ به نقل ازکیامنش ،۱۳۸۲)
در تأیید تأثیر روش های فعال تدریس بر میزان موفقیت تحصیلی دانش‌آموزان، کیوانفر (۱۳۸۰) نیز در پژوهش خود نشان داده است که بین موفقیت تحصیلی دانش‌آموزان کلاس چهارم ابتدایی که درس علوم‌تجربی خود را از طریق روش های فعال آموخته‌اند، در مقایسه با دانش‌آموزانی که با روش تدریس غیرفعال آموزش دیده‌اند،۲۳ درصداز تفاوتهای افزایش نمره دردرس علوم‌تجربی در گروه آزمایش ناشی ازاعمال روش های تدریس بوده است و میزان دانستنیها و مهارتهای دانش‌آموزان این گروه نسبت به گروه گواه دارای میانگین بالاتر بوه‌اند.
میرزا رضایی (۱۳۷۸) دریافته است که میزان علاقه دانش‌آموزان به درس علوم بر چگونگی پیشرفت تحصیلی آنان به ویژه دانش‌آموزان دختر، مؤثر بوده و آن را هر چند به میزان اندک ولی بطور معنی‌دار پیش‌بینی کرده است.
دراین‌باره، نتایج پژوهش کرامتی (۱۳۷۹) حاکی است که میانگین نمره‌های دانش، فهم، کاربرد، تجزیه و تحلیل، پیشرفت تحصیلی، مهارت، نگرش و فعالیتهای خارج از کلاس دانش‌آموزان پایه چهارم دختر و پسر آموزش دیده به روش جدید در درس علوم بیشتر از میانگین نمرات دانش‌آموزانی است که با روش قدیم آموزش دیده‌اند.
در مورد چگونگی روش تدریس فرایند محور در آموزش علوم دوره‌ابتدایی، یافته‌های پژوهش محبی (۱۳۷۹)، براستفاده ۶/۷۸ درصد معلمین از روش تدریس فرایند محور دلالت داشته است که ۷۳ درصد آنان بر این روش تسلط داشته‌اند و بالاترین ضعف معلمین از پنج شاخص اصلی در روش تدریس فرایند محور مربوط به فرایند یاددهی- یادگیری بوده که ۷/۴۶ درصد معلمین در این شاخص که مهمترین بخش تدریس این روش می‌باشد از توانایی و مهارت لازم برخوردار بوده‌اند و اکثریت آنها این مهارت را نداشته‌اند.
بنابر آنچه که درباره روش های جدید تدریس بیان گردید و با توجه به نقش و اهمیت این روشها در پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان، استفاده و کاربرد آنها در آموزش علوم‌تجربی در دوره‌ابتدایی، امری بدیهی است. اما با توجه به بعضی از یافته‌ها که دلالت بر عدم استفاده از روش های فعال و یا کتابهای راهنمای تدریس علوم را داشته است، همچنین نبودن تناسب لازم بین محتوا و روش، عدم آگاهی معلمین از روش های جدیدتدریس، بی‌توجهی به پرورش تفکرخلاق، تأکید بر استفاده از روش های جدید تدریس و استفاده از وسایل و امکانات کمک آموزشی، روش های کاوشگری، اکتشافی و مشارکت در انجام آزمایشها و فعالیتهای پیشنهاد شده دربرنامه‌درسی علوم؛ ضروری بنظر می‌رسد (پرویزیان، ۱۳۸۴).
صفری(۱۳۸۸) در بررسی روش های فراشناخت در آموزش علوم تجربی دوره راهنمایی مؤلفه های آن را شامل اهداف، باورها، برنامه ریزی، نظارت، تنظیم و ارزیابی و…. معرفی می کند و آموزش معلمان و رشد حرفه ایی و تغییر نگرش آنان را مهمترین عناصر در فرایند تغییر و حرکت به سوی آموزش های فرا شناخت معرفی می کند و بدین طریق یکی از دو سطح وسیع یعنی تغییر در برنامه درسی را فراهم میگردد البته این باور را که اهداف آموزش علوم از فلسفه علم گرفته می شود و علوم نیز سیستم پیشنهادی را برای توسعه فلسفه علم ارائه می دهد و بدین طریق اهداف و روشها و حتی محتوا نیز شکل می گیرد عناصر مهم برنامه درسی در روش فراشناخت مورد ارزیابی قرار می دهد.
۲-۲۰- پژوهش های مرتبط با ارزشیابی اجرایی برنامه‌درسی
یافته‌های این تحقیقات دلالت بر عدم آشنایی و اجرا و توجه معلمین به روش های جدید ارزشیابی برنامه‌درسی علوم‌تجربی دارد.
در این‌باره رهبری نژاد (۱۳۷۷) نشان داده است که معلمین نتوانسته‌اند در موقعیت واقعی آموزش از شیوه‌های ارزشیابی پیشنهادی برنامه استفاده نمایند و دلیل آن را عدم آشنایی کافی معلمین با بکارگیری روش های ارزشیابی پیش‌بینی شده و زیاد بودن تعداد دانش‌آموزان اعلام داشته است.
جمشید نژاد (۱۳۷۹) در پایان‌نامه تحصیلی خود بیان نموده که علی‌رغم این که اکثر مصاحبه شوندگان اعلام کرده‌اند که از مفاد دستورالعمل اجرایی ارزشیابی پیشرفت تحصیلی آگاهی دارند، اما پاسخ به سؤالاتی که مربوط به نحوه ارزشیابی مستمر و چگونگی محاسبه آن بود، نشان داد که از شیوه ارزشیابی درس علوم‌تجربی اطلاع کافی ندارندو با وجودی که اکثریت معلمین شیوه جدید ارزشیابی درس علوم را مطابق با اصول ارزشیابی می‌دانند و معتقد هستند که قابلیت اجرایی دارد، در اجرا با این روش از دانش‌آموزان ارزشیابی بعمل نیاورده‌اند.
علاوه بر این، نتایج بدست آمده از ارزشیابی برنامه‌درسی علوم‌تجربی پایه چهارم (احمدی، ۱۳۸۰)، حاکی است که با وجود ضرورت ارزشیابی تشخیصی در فرایند یاددهی- یادگیری و همچنین ارزشیابی تکوینی که باتوجه به رویکرد فرایند محور، نقشی کلیدی است؛ انجام آنها در کلاسهای درس چندان موردتوجه معلمین نبوده ودر مواردی که این کارصورت می‌گیرد ازکیفیت مطلوبی برخوردارنبوده است.
پژوهش ها در ارزشیابی برنامه‌درسی علوم‌تجربی پایه چهارم (احمدی، ۱۳۸۳)، نشان داده است که روشن نبودن هدفها و عناصر اصلی محتوا و نامشخص بودن سهم هر یک از آن عناصر در برنامه، باعث شده است که میان محتوا و روش، تناسب لازم برقرار نشده باشد بطوری که فرصتهای یادگیری پیش‌بینی شده، در برخی موارد هم قابل اجرا نبوده و هم برخی از آنها با رویکرد فرایند محوری برنامه مغایرت دارند. در مورد معلمین نیز چنین بنظر می‌رسد که آنان نه تنها در زمینه روش های مبتنی بر رویکرد جدید (فرایند محوری) در آموزش علوم آگاهی ندارند و با طرح سؤالهای همگرا ذهن دانش‌آموزان را به سوی پاسخهای یکنواخت و محدود به مطالب کتاب سوق می‌دهند، بلکه عملکرد آنها در زمینه اجرای روش تدریس هم چندان رضایتبخش نمی‌باشد.
قاسمی(۱۳۸۷) ارزیابی آموزش خلاقیت را در برنامه درسی علوم تجربی دوره ابتدایی بر روی ۲۷۵ نفر از دانش آموزان پسر کلاس پنجم دبستان در نواحی چهارگانه شیراز مورد پژوهش قرار داده است. در انجام این تحقیق دانش آموزان در چهار گروه آزمایشی با بهره گرفتن از روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ایی خوشه ایی (محتوای خلاق- روش خلاق، محتوای عادی- روش خلاق، و محتوای خلاق- روش عادی، محتوای عادی - روش عادی) قرار گرفتند نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس مشخص کرد که عامل های مستقل بین آزمودنی ها یعنی محتواو روش توانسته بر متغیر وابسته یعنی عملکرد دانش آموزان تاثیر معنی دار بگذارد و میانگین عملکرد دانش آموزانی که با محتواو روش خلاق آموزش دیده اند به طور معنی داری بالاتر از میانگین عملکرد دانش آموزانی است که با محتوا و روش عادی آموزش دیده اند. همچنین تحلیل محتوای کتاب های علوم تجربی با توجه به شاخص ویلیام رومی و از منظر خلاقیت صورت گرفت، نشان داد تنها ۵/۶ درصد اهداف با توجه به طبقه بندی آندرسون در طبقه (آفریدن)قرار دارند و ضریب درگیری خلاق کمتر از ۲۵/۰است و معلمان نیز در تدریس از شیو ه های پرسش و پاسخ و سخنرانی و آزمایشی استفاده می کنند.
نتایج ارزشیابی سومین مطالعه بین‌المللی ریاضی و علوم (تیمز) و یافته‌های حاصل از آن باید حداقل در ایران که تاکنون معیاری برای مقایسه و ارزشیابی از برون دادهای آموزشی کشور تهیه نشده است، جهت طراحی و ارزشیابی از برنامه‌درسی مورد استفاده قرار گیرد. یکی از مراحل اساسی برنامه به ویژه برنامه‌درسی جدید علوم‌تجربی است که تعیین می‌کند آیا هدفهایی که برای برنامه‌درسی جدید علوم در نظر گرفته شده‌اند، برآورده شده‌اند؟ آیا برنامه‌درسی جدید برای دانش‌آموزان مناسب است؟ آیا محتوا به بهترین نحو انتخاب شده است؟ آیا روش های بکار گرفته شده مناسب بوده‌اند؟ از این جهت، باید در این مورد دقت شود و تربیتی اتخاذ گردد که معلمین از شیوه صحیح ارزشیابی با اطلاع شوند و در اجرای برنامه نیز از آن استفاده نمایند.
برخی از یافته‌ها نشان داده است که نه تنها معلمین از روش های تدریس جدید آگاهی ندارند، بلکه تفاوت معنی‌داری نیز میان روش تدریس معلمینی که در دوره‌های روش تدریس علوم شرکت کرده‌اند، با آنان که در این دوره‌ها شرکت نکرده‌اند، وجود ندارد. این در حالی است که دانش‌آموزانی که از طریق روش تدریس فعال آموزش دیده‌اند، دارای پیشرفت تحصیلی بهتر و بالاتری بوده‌اند. بعضی ازنتایج دلالت براین‌ داردکه اکثر معلمین از شیوه جدید ارزشیابی درس علوم‌تجربی اطلاع کافی ندارند وبهمین دلیل آنان نتوانسته‌اند در موقعیت واقعی آموزش از شیوه‌های ارزشیابی پیشنهادی برنامه استفاده نمایند.
۲-۲۱- جمع بندی
در اکثر تحقیقات انجام شده ملاحظه می شود مشکلات موجود در تدوین و یا اجرا موجب مشکلاتی در برنامه درسی و آموزش علوم، گردیده است و به هر قسمتی از محتوای تدوین شده و قصد شده قابلیت اجرای کامل نمی یابد، یافته‌های این تحقیقات دلالت بر عدم آشنایی و اجرا و توجه معلمین به روش های جدید ارزشیابی برنامه‌درسی علوم‌تجربی دارد.و در عمل، بخش مهمی برنامه درسی تدوین شده که بعضی از محققان به مفید بودن آن نیز شک دارند، همراه با بخش مهمی از فرصتهای یادگیری از گردونه اجرا خارج شده به برنامه درسی پوچ مبدل میگردد. در کلاسهای درس علوم مفاهیم علمی به صورت یک طرفه به دانش آموزان آموزش داده نمی‌شود؛ بلکه دانش آموزان روش آموختن را فرا می‌گیرند برای درک تغییرات موجود در جهان پیچیده و پرمشکل منطقی است که به برنامه درسی بخصوص علوم تجربی به عنوان یک برنامه زیر بنایی برخورد شود و این فعالیت، موضوعی است که برای اکثر پژوهشگران خود نمایی کرده است و در تحیقیقات پیشین و مباحث نظری محور حرکتهایی که صورت گرفته بوده است. اما هنوز بسیاری از مسائل و مباحث قابل توجه به اندازه کافی تحت فعالیت پژوهشی وافع نشده است، اما جمع بندی تحقیقات ذکر شده مشکلاتی را درعرصه اندیشه هاودیدگاه ها،تدوین، اجرا قابل تحمل و ژرف اندیشی نشان می دهد.
.
فصل سوم
روش اجرای پژوهش
۳-۱ مقدمه
در این فصل ابتدا روش تحقیق و جامعه آماری پژوهش معرفی میگردد و بعد ار آن حجم نمونه و روش انتخاب نمونه بیان می شود، سپس به معرفی ابزارها و چگونگی بدست آوردن روایی و پایایی وروش جمع آوری داده ها پرداخته می شود .
روش انجام پژوهش مبحث بعدی این فصل می باشد که در آن به نحوه و مراحلی را که پژوهشگردر انجام تحقیق طی کرده است، اشاره می شود. روش های آماری و تحلیل داد ه ها به کار رفته در پژوهش در این قسمت نیزمورد بحث و بررسی می گردد.
۳-۲- روش پژوهش
پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی می باشد و با عنوان : ارزیابی میزان هم خوانی برنامه درسی قصد شده، اجرا شده و آموخته شده، علوم تجربی سال سوم راهنمایی آموزش و پروش ناحیه ۲ شیراز؛ ازنوع تحقیقات توصیفی می باشد که به روش پیماشی و نظرسنجی صورت گرفته است.
برای بررسی یافته ها از روش تحقیق کمی وآمار توصیفی و آمار استنباطی استفاده شده است. جهت یافتن پاسخ سوالات پژوهش از اطلاعات کتابخانه ایی، مطالعات میدانی، مقالات و تحقیقات پژوهشگران و جستجو در اینترنت استفاده شده است.
در روش میدانی از یک مقیاس در سه فرم استفاده شده است؛ مقیاس ها اغلب به صورت سوالات بسته و از مقیاس اندازه گیری لیکرت استفاده شده است. در مقیاس ها تعدادی سوال مطرح گردیده است؛ سوالات عیناً در مقیاس دبیر و مدیر و برای دانش آموزان با همان معنا در صورت ساده تری تکرارشده است.بدین ترتیب هر سوال از هر سه زیرگروه مورد پرسش قرار گرفت و میانگین پاسخ هر سه زیرگروه به هر گویه محاسبه شده است. مجموع گویه های مربوط به هر متغیر به صورت یک عدد میانگین بدست آمده است؛ که میانگین کل میانگین ها به عنوان برنامه اجرا شده می باشد.
پژوهش حاضردر بخش برنامه آموخته شده را می توان از نوع نیمه آزمایشی نیز قلمداد کرد. البته هیچگونه تغییرو دستکاری متغیرهای تحقیق توسط محقق صورت نگرفته؛ اما سطح و روند آموزش اعمال شده توسط دبیران مورد اندازه گیری واقع گردیده است.
۳-۳- جامعه آماری
مدیران مدارس راهنمایی ، دبیران علوم تجربی و دانش آموزان سال سوم راهنمایی ناحیه ۲ شیراز، کتاب علوم تجربی و کتاب راهنمای معلم سال سوم راهنمایی و برنامه راهبردی تربیت معلم تألیف دفتر معاونت پژوهشی وزارت آموزش و پرورش سال ۱۳۷۴جامعه آماری این پژوهش می باشد.
۳-۳-۱ برنامه قصد شده
برنامه قصد شده، کتاب علوم سوم راهنمایی، سال انتشار: ۱۳۸۶ با کد: ۱۳۴ چاپ هفتم که توسط : محمود امانی، غلامعلی محمود زاده، نعمت اله ارشدی، احمد حسینی، محمد کرام الدینی وعلیرضا اسبقی و کتاب راهنمای معلم علوم سوم راهنمایی سال انتشار ۱۳۸۰که تحت نظارت دفتربرنامه ریزی و تالیف کتب درسی تألیف شد ه است و برنامه راهبردی تربیت معلم تالیف دفتر معاونت پژوهشی وزارت آموزش و پرورش سال ۱۳۷۴تخت آموزش اهداف و برنامه های مراکز و دانشگاه های تربیت معلم قرار گرفته اند.
۳-۳-۲ جامعه آماری برنامه اجرا شده
دبیران علوم تجربی و مدیران مدارس راهنمایی آموزش و پرورش ناحیه ۲ شیراز و دانش آموزان پایه سوم راهنمایی مشغول به تحصیل در سال تحصیلی ۸۸- ۱۳۸۷ آموزش و پرورش ناحیه ۲ شیراز جامعه مورد مطالعه این بخش از پژوهش بوده اند. تعداد دبیران رسمی که در ناحیه ۲ به تدریس علوم اشتغال دارند،۳۸ نفر زن و ۳۰ نفر مرد می باشند؛ تعداد ۲۰ نفر از دبیران مرد، دارای مدرک کارشناسی مرتبط و ۳ نفر که کارشناسی آنان غیر مرتبط است، دارای مدرک کاردانی مرتبط و یا نیمه مرتبط می باشند. ۷ نفردارای مدرک کاردانی؛ که ۶ نفر آنان کاملاً مرتبط، یک نفر نیمه مرتبط می باشند.از جامعه دبیران زن ۲نفر دارای مدرک کارشناسی ارشد و ۱۰ نفر کاردانی و۲۶ نفر کارشناسی می باشند؛ رشته تحصیلی۳۷ نفراز دبیران زن مرتبط (درمقطع فعلی ویا مقطع قبلی: کارشناسی و یا کاردانی)ویک نفر غیر مرتبط می باشد.دراکثر قریب به اتفاق مدارس یک دبیر تدریس تمام کلاسهای یک پایه را به عهده دارد. میانگین سابقه تجربی دبیران رسمی در ناحیه۱۹ سال می باشد که میانگین سابقه درمدارس غیرانتفاعی که معمولاً بعد ازبازنشتگی ازآنها استفاده می کنندتا۳۲ سال، افزایش می یابد. تعداد مدیران۶۷ نفرکه ۵۳% این تعداد دارای مدرک کارشناسی مرتبط ونیمه مرتبط با مدیریت می باشد و میانگین سابقه مدیریت۲۳سال می باشد.اطلاعات فوق به صورت طبقه بندی شده در جدول ۱-۳و۳-۲ ملاحظه می گردد.
جدول۳-۱ جامعه آماری دبیران علوم تجربی ناحیه ۲ شیراز

 

  فوق دیپلم
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:39:00 ق.ظ ]




ماهواره های رادیو تلویزیون
شکی نیست که وسایل ارتباط جمعی ازقبیل رادیووتلویزیون درپیشبرد هدف‌های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی وفنی تاثیر بسزایی دارند. درسالهای اخیرپخش صداوتصویر از طریق ماهواره به عنوان موثرترین وسیله در نیل به هدفهای فوق، توجه همگان را به خود جلبکرده است. استفاده از این ماهواره ها برای پخش برنامه هایرادیویی وتلویزیونی است ماهواره ای برفراز قسمتی از زمین قرار داده می شود، برنامه تلویزیونی از یک ایستگاه زمینی به آن فرستاده می شود، سپس ماهواره تصویر فوق راروی یک شعاع باریک که فقط ناحیه مشخص شده ای اززمین رامی پوشاند، برمی‌گرداند.ایستگاه زمینی مقابل با انتنهای  بشقابی شکل , تصویررامی گیردوآن رادوباره پخش می کند.به عبارت دیگرمی تواند درآن واحد وبه طورهمزمان مثلا درایران برنامه‌های تلویزیونی صدا و سیما و مسابقات فوتبال (( دیدنیهای )) خیلی از کشورها را مشاهده کرد. برنامه هایکشورهای خارجی، نمونه هایی ازکاربردآن هستند.اینگونه ماهواره هامی توانند ارتباط برنامه‌های رادیووتلویزیون رابه طورمستقیم بین ماهواره وگیرنده‌های خانگی ( تلویزیون)برقرارکنند.درژاپن وفرانسه تصاویر تلویزیونی مستقیماً ازماهواره به گیرنده‌های خانگی که آنتن‌های کوچک و تقریبا ارزان قیمتی دارند، انتقال پیدا می‌کند. چنانچه قرار باشد. این روش درسطوح وسیع خودبه کارگرفته شود، مسائل بغرنجی درزمینه حقوق فضایی و سیاسی به وجود می آید. کمیته‌های تخصصی سازمان ملل متحد مشغول بررسی هستند تاراه‌حل‌های مناسبی برای این مسایل پیدا کنندپس درحال حاضردر بسیاری ازکشورها امکان این وجود ندارد که با کمک آنتنهای معمولی، برنامه‌های تلویزیونی کشورهای دوردست راگرفت.
دانلود پروژه
مخابرات
زیرپوشش قرارگرفتن نقاط دورافتاده وصعب العبور کشورکه از طریق فرستنده ها, رله هاوشبکه های زمینی نمی توانند زیرپوشش تلفن، تلکس، دیتا و امکانات دیگر ارتباطی قرارگیرند.
۱-پوشش کلیه نقاط قاره ها وکشورهای پهناورازنظر برنامه های ارتباطی، امکان برگزاری کنفرانس تلفنی ازراه دور
۲-تامین سریع ارتباط مخابراتی هنگام بروزسوانح طبیعی از قبیل زلزله، آتش سوزی، طوفان وسیل که باعث قطع ارتباطات موجود می شوند.
۳-تامین سرویسهای پیشرفته ارتباطی بین کشورها باکیفیت بسیار مطلوب در سطح جهانی
۴-ایجاد شبکه دیتا (اطلاعات) در جهت انتقال اطلاعات بین مراکز تحقیقاتی، صنعتی، آموزشی و شعببانکها بامراکز اصلی با کیفیت و سرعت ارتباطی بسیار مطلوب
۵-تامین امکان انتشار روزنامه‌های کثیرالانتشار به طور همزمان در نقاط مختلف کشور وجهان
۶-ارتباط مراکز کامپیوتری با یکدیگر در سطح بین المللی
بیان مساله
عصر کنونی را بسیاری عصر انقلاب اطلاعات وارتباطات نامیده‌اند.عصری که در واقع می توان گفت وسایل ارتباط جمعی پیچیده‌ترین ابزار القای اندیشه‌ها وکارآمدترین سلاحها برای تسخیر آرام جوامع هستند.در چند دهه اخیر با توجه به سرعت سرسام‌آور پیشرفت ورشد تکنولوژی ارتباطواطلاعات؛هر روزه بر پیچیدگی وکارآمدی این ابزار ووسایل در جهان افزوده می شود.گستردگی وپیچیدگی جامعه انسانی در عصر کنونی وجود رسانه‌های جمعی را در صحنه مناسبات اجتماعی انسان ها امری اجتناب ناپذیر نموده است. تصویری که از حقیقت در ذهن خود می سازیم نمادی از ادراک وبرداشت ما از واقعیت محسوس وملموس زندگی است(شاه محمدی؛۱۳۸۵:۸)
اگر چه پیش از این انسانها در ارتباطی رودر رو؛با یکدیگر بوده‌اند ورونق وترویج روش های زندگی از طریق همین ارتباط رودررو؛روندی بسیار کندوضعیف همراه بوده است و لیکن با توجه به فن آوری های (تکنولوژی)امروزی می توان به جرات بیان نمود که قدرت مافوق تکنولوژی به جایی رسیده است که جوامع بشری بصورت آنلاین با هم در ارتباط بوده وهمین باعث شده است تا سبک هاو روش‌های زندگی جدیدی در سطح دنیا در حال چرخش وتغییر باشد. امروزه با پیشرفت ارتباطات جوامع دستخوش تغییرات بسیاری شده اند رسانه های همگانی مانند تلویزیون وماهواره در سطح جامعه جایگاهی را اشغال کرده‌اند که از آن جایگاه بطور فزاینده چه در سطح ملی وبین المللی مطرح شده اند و از آنجا که فرهنگ از طریق رسانه های جمعی جریان می یابد اشکال متفاوت زندگی نیز توسعه می یابند. مک لوهان معتقد بود که هر کسی این وسایل ارتباطی را در اختیار داشته باشد حتی فرهنگ عام را نیز تحت نفوذ دارد و اگر ارشمیدس نقطه اتکایی می خواست تا جهان را دگرگون کند، من رسانه ها را می خواهم تا جوامع را دگرگون سازم(ساروخانی، ۱۳۷۸: ۲۷)
ظهور فناوری های جدید در هر جامعه ای همواره تردید ها؛سر در گمی ها وناآرامی هایی به همراه داشته واین امردر مورد ظهور تلویزیون های ماهواره ای هم مصداق دارد.یکی از مسائلی که توجه بسیاری از اندیشمندان صاحب نظران ودولتمردان جهان را به خود جلب کرده مساله مضر ویا مفید بودن محتوای برنامه های ماهوارهای است.برخی براین باورند که بهره گیری از ماهواره یک دانش است که باید آن را آموخت وگروهی دیگر تاکید بر مضرات ماهواره دارند.
چندیاستکهدرحوزهسرگرمیوتفریحی،شبکههایماهوارهایبهعنوانرقیبیسرسختوقدرتمنددربرابرصداوسیمایجمهوریاسلامیایرانعرضاندام می کردهاند. درحالحاضرسریالهاییازکشورهاوفرهنگهایگوناگونباحضوربازیگرانجوانوخوشچهره،دکورهاییجذابورنگارنگوداستانهاییکهلحظهییهوشوعقلمخاطبرابهحالخودرهانمیکندتوانستهاندجایخودرادرمیانمخاطبانبازکنند. ازسویدیگرباگسترشروزافزوناستقبالازاینشبکههاتوسطمخاطبانایرانینگرانیهاییدرخصوصاشاعهفرهنگبیگانهوتاثیراتمخربآنبرنگرشآنانپدیدآمدهاست.
سوای تاثیرات آنی و کوتاه مدت سریال های شبکه های ماهواره ای، تاثیرات بلند مدت و تغییراتی که آنها در ارزش ها، عقاید و سبک زندگی مخاطبان بوجود می آورد بسیار مهم و چالشی می باشد. تحقیقات مختلف و تحلیل محتوای سریال های خارجی که در شبک ههای مهاواره ای پخش شده یا می شود مشخص کرد که این بار هجمه فرهنگی بسیار ظریف و اندیشده شده می باشد. تخریب ساختار های خانوادگی، ساختار ایدئولوژیک و سبک زندگی از اهداف اصلی این هجمه فرهنگی جدید می باشد. با توجه به این نکات سئوال اصلی تحقیق این است کهسریال های شبکه های ماهواره ای چه تاثیری بر سبک زندگی زنان بندر عباس گذاشته است.؟ منفی یا مثبت
اهداف تحقیق
هدف کلی:بررسی تاثیر برنامه های ماهواره‌ای بر سبک زندگی زنان شهر بندر عباس
اهداف جزیی
۱-بررسی تاثیرات برنامه های ماهوارهای بر تغییرات هویتی زنان
۲-بررسی تاثیر برنامه های ماهوارهای برالگوهای مصرفی زنان
۳-بررسی تاثیرات برنامه های ماهوارهای برچگونگی روابط اجتماعی زنان در جامعه
۴-بررسی میزان دینداری زنان شهر بندعباس
۵-شناسایی سریال های محبوب ماهواره ای زنان شهر بندر عباس
۶-شناسایی کانال های ماهواره ای محبوب زنان شهر بندر عباس
۷-شناخت میزان مصرف رسانه ای(شبکه های ماهواره ای)
ضرورت و اهمیت تحقیق
به علت ورود وسائل ارتباطی و گسترش ارتباطات بشر هر روز بیش از پیش به اهمیت استفاده آن در زندگی انسان ها افزوده می شود. اطلاعات بیشتر یعنی قدرت بیشتر بنابراین افراد برای ادامه حیات نیاز بیشتری به داشتن اطلاعات گسترده دارند. رسانه ها مخصوصاً تلویزیون از وزنی بالا در حیات فراغت آدمیان برخوردار هستند.(ساروخانی، ۱۳۷۸: ۱۴۳) با مراجعه به آمار و ارقام موجود در مورد تماشای تلویزیون در ایران می توان به این واقعیت پی برد که تلویزیون بیشترین سهم را در گذرراندن اوقات فراغت افراد و خانوارها دارد.
امروزه در مورد رسانه‌های همگانی از جمله تلویزیون، رادیو، سینما و امثال آنها مطالعات دقیق و منظمی صورت گرفته است(یکی از بزرگترین مراکز تحقیقاتی کشور ما مرکز تحقیقات صدا و سیما است که پژوهش ها یمختلفی در خصوص رسانه انجام می دهد) این مطالعات و تحقیقات گسترده حکایت از اهمیت رسانه های جمعی به عنوان نهاد مهم اجتماعی می کند. لذا با توجه به ضریب نفوذ تلویزیون و شبکه های خارجی می توان گفت که رسانه ها بر شیوه رفتاری، نحوه سلوک و سلیقه های عمومی در جامعه و بر هنجارها اثر می گذارند.
مشاهده شبکه‌های ماهوارهای آثار نامطلوب فردی واجتماعی بر روی شهروندان گذاشته است. چرا که اغلب برنامه های پخش شده در این رسانه در تضاد با ارزش های ایرانی-اسلامی وهنجارهای عمومی جامعه ومروج فرهنگ وارزش های سازندگان وگردانندگان این شبکه هاست.همچنین اگر چه سبک زندگی تبلیغ شده در این برنامه ها مخاطبان عام را مد نظر دارد.اما هر برنامه به طور اختصاصی هم به پیام رسانی والگوسازی برای مخاطبان خاص خود می پردازد یکی از این گروه‌ها کهاهمیت بسیاری برای گردانندگان این شبکه ها دارند زنان جوان ودختران هستند که یکی از بیشترین مخاطبان این شبکه ها را تشکیل می دهند این گروه از جهات مختلف می توانند دارای اهمیت باشند چه از نظر اقتصادی-به دلیل خریداری اجناس تبلیغ شده در این شبکه ها- وچه از نظر فرهنگی با ترویج مدهای ارائه شده که سبک زندگی آنان را دچار دگرگونی نموده استوهمچنین می توان بهتغییر الگوی مصرف-سست شدن بنیاد خانواده ها وکم رنگ شدن اعتقادات دینی وعقیدتی دربین افراد به خصوص زنان که در جوامع اسلامی از اهمیت ویژه‌ای برخور دار هستند.-تغییر در روابط اجتماعی والگوهای رفتاری واخلاقی نیز اشاره نمودهمین امر باعث شده که در جامعه ما نسبت به افزایش مخاطبان این شبکه ها وبه خصوص افزایش مخاطب در بین گروه زنان ودختران ابراز نگرانی شود.
تعریف مفاهیم واصطلاحات
رسانه
به وسایل انتقال پیام ها از فرستنده یا فرستندگان به مخاطب یا مخاطبان گفته می‌شود که شامل روزنامه؛کتاب؛رادیو؛تلویزیون وماهواره وتکنولوژی های نوین ارتباطات واینترنت و…………است.این وسایل دارای ویژگیهایی مانند پیام گیران نا آشنا؛سرعت عمل زیاد وتکثیر پیام هستند.
ماهواره
لغت ماهواره بر طبق تعاریف رایج به سفینه ای گفته می شود که در مداری مشخص و به دور یک سیاره دیگر درحال گردش است. در عصرحاضر که ماهواره و فناوری های وابسته به آن پیشرفت قابل ملاحظه ای در جوامع ایجاد کرده است بخشی از تحقیقات و پژوهش های علمی - تخصصی که در آزمایشگاه های فضایی انجام می شود هرگز امکان انجامشان برروی کره زمین وجودنداشت. این تحقیقات که بسیار زیاد و متنوع است در رشته های پزشکی، مهندسی و سایر رشته ها درحال انجام است و تاکنون دستاوردهای فراوان و ارزنده ای را به جوامع بشری هدیه کرده است. ماهواره هایی که در فضا و درحال گردشند، می توانند اطلاعات باارزشی را در اختیار ما قراردهند که سبب تحولات شگرفی در زمینه های علمی و تحقیقاتی خواهدشد.
سریال
مسلسل‌، ردیفی‌، نوبتی‌، رده‌ای‌، دوری‌، ترتیبی‌، جزء
سبک های زندگی
سبک های زندگی مجموعه ای از طرز تلقی ها ، ارزش ها، شیوه های رفتار، حالت ها و سلیقه ها در هر چیزی از موسیقی گرفته تا هنر و تلویزیون و سبک دادن به باغچه ( گل کاری ) و دکوراسیون و فرش کردن خانه…. را در بر میگیرد. مفهوم سبک زندگی یعنی انطباق دادن یک رهیافت سبک داده شده در زندگی . مثلا برای فرد مهم است که مانند فلان خواننده معروف باشد حتی اگر آن خواننده غذای تایلندی بخورد، دیوار خانه شان را فلان رنگ کند ، یا در خانه تفریح کنند نه بیرون…
نمادهای منزلتی
هر پایگاه اجتماعی با نمادها یا نشانه هایی مشخص می‌شود که موجب تمایز و برتری فرد یا گروهی نسبت به سایرین می شود . گافمن نمادهای پایگاه را در حکم ابزارهای تخصص یافته می داند که  موقعیت افراد را نشان می دهند و ارائه می کنند ، به طورکلی هر نشانه ای که دلالت بر مکان و موقعیت فرد یا گروه در زنجیره  نظم اجتماعی داشته باشد می تواند نماد آن فرد یا گروه از دیدگاه سایرین به حساب آید به همین دلیل پدیده هایی مانند زبان، طرز رفتار و اشیای مادی کمیاب می توانند نقش نماد را ایفا کنند. به طورکلی در دوران هایی که دگرگونی‌های اجتماعی شتاب و سرعت می گیرند و نیز در مناطق شهری پایگاه افراد از دیدگاه یکدیگر ناشناخته است و از اینرو گاه افراد پایین دست یا طبقات متوسط از نماد افراد و گروه های دارای پایگاه بالا برای کسب موقعیت بالاتر و دستیابی به احترام  بیشتر استفاده می‌کنند(ملک ،۷:۱۳۷۷).
نمادهای منزلتی از جمله داشتن اتومبیل‌های گران قیمت، جواهرات، املاک، را ثروتمندان مدتها برای کسب تشخص و تضمین جدایی آنها از دیگر طبقات اجتماعی به کار برده‌اند، اما به دلایل گوناگون این نمادهای منزلتی  اهمیت و اعتبار خود را به تدریج از دست داده‌اند، گسترش اعتبارات وسیع مالی، تولید انبوه کالاها و خدمات و افزایش مدام دستمزدها موجب افزایش قدرت خرید گردیده و این امکان را برای بیشتر خانواده های طبقه متوسط فراهم آورده تا از اتومبیل، اوقات فراغت، تعطیلات، تفریح و خانه شخصی که تا مدتی فقط در اختیار افراد بسیار ثروتمند بود بهره مند شوند. بعلاوه تغییر در ارزش‌های اجتماعی علاقه مردم را به بسیاری از این نمادهای منزلتی کاهش داده است. برای مثال، زمانی که بنزین کمیاب یا گران می شود بسیاری از مردم از خریدن اتومبیل های بزرگ منصرف می شوند یا هنگامی که لباس خز از حیوانی بدست می آید که نسل آن در شرف نابودی است پوشیدن آن از رواج می‌افتد(ربانی وانصاری، ۲۴۲:۱۳۸۵)
نماد فرهنگی
نماد فرهنگی می‌تواند یک تصویر، سمبل، آرم، نام، چهره، شخصیت، ساختمان یا چیزهای دیگری باشد که به سهولت، شاخص و برجسته می‌شود و به طور کلی چیزی یا طرز فکری را با یک مفهوم وسیع فرهنگیبه گروه فرهنگی بزرگی ارائه می‌دهد. ارائه یک شیء یا شخصیت ممکن است از این جهت حائز اهمیت باشد که وضع منحصر به فردی در بیان و ارائه مکان خاص یا دوره‌ای از تاریخیا گروهی از مردم داشته باشد یا قشر خاصی از مردم آن را دوست بدارند یا برای آنها مهم باشد.در رسانه‌ها گرایش روزافزونی بر این امر وجود دارد که جلوه‌های شناخته شده فرهنگ مردمی به عنوان یک نماد (Icon) توصیف شود.
نمادبومی و محلی
نشانه‌ایاست که نشانگر یک اندیشه، شیء، مفهوم، چگونگی و جز اینها می‌تواند باشد ونماد بومی یعنی نشانه وسمبلی که مختص یک منطقه وگروههای خاص آن منطقه معرفی شود.
نماد ملی
نمادی است که مردم یک کشور را با آن می توان شناخت.مانند واحد پول؛قهرمانان؛ پرچم
نماد فراملی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:38:00 ق.ظ ]




ظاهر ما به چشم دیگری چگونه می نماید «تصویر سیمایی ظاهری ما ».
داوری آنها درباره ی ظاهر ما چیست ؟
«تفسیر واکنش دیگران »
۳.چه احساسی از خود برای ما پدید می آید ،غرور یا احساس سرشکستگی (رشد مفهوم خود )بنابراین از نظر کولی تصور افراد در باره یکدیگر واقعیتهای اجتماعی را تشکیل می دهد واین واقعیات فرد را قادر می سازد تا تصور «خود »را رشد دهد .
پایان نامه - مقاله - پروژه
نظریه ی نقش پذیری مید:
به نظر «جورج هربرت مید »یکی از نتایج جامعه پذیری توانایی پیش بینی انتظارات دیگر از ما شکل دادن به رفتارمان بر طبق آنها ،می باشد او استدلال می کند که این توانایی از طریق نقش پذیری بدست می آید مید از طریق مشاهداتی که درباره ی کارکردهای بازی انجام داد . نشان می دهند که چگونه کودک با بازی کردن نقش دیگران (والدین ،هم بازیها ،قهرمانان )ودرونی کردن رفتار آنان از نظر فکری رشد می یابد وجامعه پذیر می گردد . کودک بدین سان مقررات بازی را یاد می گیرد ودر ضمن می آموزد که خود را به عنوان یکی از اعضای گروه بپندارد ؛در حالی که بوسیله ی نقشی که دارد از دیگران متمایز ومتفاوت می شود . برای مید آنچه دربازی می گذرد ،تصویری از زندگی روزمره ی است . خود کودک از طریق همانندی با دیگران در نقشهایی که ایفا می کند وخصوصاًبه وسیله ی درونی کردن «دیگران به طور عمد »رشد می یابد وهمچنین ،کودک «خود »را با تمیز وتشخیصی که بین نقش خود ودیگران می دهد ،می سازد .(روشه ،۶۰:۱۳۶۷)
مید رشد «خود »را در سه مرحله نشان می دهد :
۱.مرحله آمادگی «تقلید »
مرحله ی آمادگی که در دوران کودکی رخ می دهد وشامل سالهای دوم وسوم زندگی می شود ،کودکان رفتار دیگران مثل نحوه قاشق گرفتن یا راه رفتن یا اشاره های ضمنی را تقلید می کنند ؛اما خاصیت وعلت وجودی آن را کمتر درک می کنند . این امر واقعاًنقش پذیری نیست ؛ولی آمادگی برای پذیرش نقش را فراهم می سازد . کودک در طی چنین سالهایی رفته رفته خود را در مقام دیگران می گذارد ،یعنی نقش های دیگران را بازی می کند ،ما این عمل به صورت کاملاًتقلیدی وناآگاهانه انجام می شود . برای این مثال :کودکی ممکن است ادای روزنامه خواندن پدرش را در بیاورد ،وروزنامه را برعکس بدست بگیرد این عمل در ابتدا برای کودک تقریباًبه معنی است که فقط می داند که می خواهد کارهای دیگر اعضای خانواده را انجام دهد ؛ولی از خود آگاهیومشاهده خود در این عمل اثری دیده نمی شود .
۲.بازی بدون قاعده :
کودکان در چهار یا پنج سالگی وارد صحنه ی بازی می شوند ودر نقش مادر ،پدر ،معلم ،پلیس و…بازی می کنند آنان با کفش والدین خود راه می روند و وانمود می کنند که بزرگسال هستند ویک عروسک را سرزنش می کنند ویا خانه بازی می کنند وامثال اینها . کودکان در این بازیها از طریق وانمود کردن به پذیرش نقش دیگران خاص ،نخستین مراحل یادگیری را می گذرانند ؛یعنی دنیا را از دید گاهی غیر از دیدگاه خود می بینند. (رابر تسون،۱۲۲:۱۳۷۲)
۳.بازی باقاعده :
بازی باقاعده (بازی گروهی عبارت است از فعالیتهای گروهی که در آن نقش هر بازیگر شرکت کننده .ایجاب می کند با یک یا چند بازیکن دیگر کنش متقابل داشته باشد .
بازی باقاعده ،برخلاف بازی بی قاعده کاری جدی است واز کودکان انتظار می رود نقشهایی که بر عهده می گیرند انجام دهند ورفتارهای دیگر بازیکنان را به طور مؤثر فرا گیرند ؛زیرا هر بازی باقاعده دارای یک چهارچوب مقرراتی است مثلاًدر بازی فوتبال ،بازیکنان نه فقط باید با وظیفه ونقش خود ،آگاه باشند ،بلکه به نقش دیگر بازیکنان نیز باید آگاهی داشته باشند . در واقع در هر لحظه از بازی هربازیکن ،تصوری از شیوه عمل وحرکت سایر بازیکنان ودر آن واحد ،خود را در نقش دیگر بازیکنان نیز احساس کرد ودر نتیجه ،حرکات وپاسخهای خود را کنترل وپیش بینی کند .
نظریه های روان شناختی جامعه پذیری :
روان شناسان ،جامعه پذیری را به عنوان مبارزه ای میان فرد وجامعه تلقی می کنند ومی گویند فرد مدام در حال گرایش به دور افکندن قید وبندهای اجتماعی وهنجارهای جامعه است . آنها کسب شناخت (دانش )را نیز نتیجه ی رویارویی ومجادله فرد (ذهن )ومحیط (عینیت )می دانند .
نظریه جامعه پذیری فروید :
زیگموند فروید ،جامعه پذیری را فرآیندی می داند که از طریق آن هنجارهای والدین را به صورتی عمقی می پذیرد وبه کسب من برتر می پردازد از نظر او ،از آنجا که مایه وخاستگاه «من »و«من برتر »را محیط تهیه می بیند ،عوامل اجتماعی یا تشکیل این دو پدیده به درون فرد منتقل می شوند بدین شکل فرد «جامعه پذیر »می گردد. فروید سه بخش متمایز شخصیت را به زیر تشخیص می دهد :

 

    1. نهاد :

 

«نهاد »بخشی از شخصیت انسان است که با خود انسان زاده می شود واز غرایز اولیه ناخود آگاه انسان است که هیچ گونه به قید وبندی نمی شناسد وفعالیت آن بر اسصل ذلت استوار است ومی خواهد به سرعت ارضاءشود این نیروی روانی که منشاءزیستی دارد ،مایهی زندگی و پایه ی اصلی شخصیت است و «من »و«من برتر »از آن منشعب می شوند وبرای فعالیتهای خود نیرویی لازم را از آن می گیرند .
۲.من :
پس از مدت کوتاهی که از تولد کودک می گذرد ،بخشی از نهاد در برخورد وتماس با واقعیت به «من»تبدیل می شود «من» گرچه از همان زیست مایه برای کار خود استفاده می کند ولی کارکردهایش باخصوصیات «نهاد »کاملاًتفاوت دارد. «من »بر اساس اصل واقعیت عمل می کند یعنی به شرایط وواقعیت موجود برای ارضای نیازها یا بر آورده شدن آرزوهای خود توجه دارد ومی تواند ناکامی را تحمل کند . «من »تلاش می کند که توقعات وانتظارات نهاد را در رابطه با واقعیت از یک سو در رابطه با من برتر از سوی دیگر تسهیل کند ،ودر مقابل تهدیدهای درونی وبیرونی توسط ساز وکارهای دفاعی از خود دفاع کند .
در واقع این رشد «من »است که منجر به رسیدگی عاطفی، جنسی،اجتماعی ،و…می شود . در افراد با شخصیتهای نارسیده «من »ضعیف وشکننده است . مرزهای آن استحکام کافی ندارد ودر اثر حوادث ناگوار ویا ناکامی ،ممکن است تاب فشار را نداشته ودر هم فرو شکسته شود .

 

    1. من برتر :

 

بخشی از من در نتیجه معیارها وارزشهای خانوادگی ،اخلاقی ،مذهبی واخلاقی به من برتر تبدیل می شود در واقع من برتر محل ارزیابی رفتاری فرد است وجایگاه وجدان بنابراین سرزنش کننده وارشاد کننده است . نفوذ والدین در رشد من برتر بسیار قوی است اما دیگر افراد با اقتدار مانند معلمان یا پلیس نیز در رشد آن بی تأثیر نیست .
تضاد میان سه بخش شخصیت :
به نظر فروید ستیز بین نهاد ومن برتر اجتناب ناپذیر است وبین خواسته های آن دو یک بر خورد درونی وجود دارد تا در نهایت من ساخته شود . من باید با فشارهایی که از سه جهت جهان خارج ،نهاد ،من برتر –وارد می شود ،مقابله نماید . فروید می گوید در زندگی روزمره هر کس می تواند به آسانی تضاد بین سه بخش شخصیت را عیناًمشاهده کند . فرض کنید دانشجویی که روز بعد امتحان مهمی دارد به یک مهمانی دعوت شود در این مهمانی که دوستان نیز جمع هستند بساط خوردنی گپ زنی ،وشب زنداری گسترده است . در این وضعیت نهاد ،دانشجو را به رفتن مهمانی تشویق می کند ،زیرا برای لذت بردن باید به مهمانی رفت اما من برتر که فقط مقابل نهاد است به او هشدار می دهد که این امتحان سرنوشت او را تعیین می کند پس باید شب را مطالعه کند تا برای امتحان فردا آماده باشد ،مهمانی را بعداًنیز هم می توان رفت . من در این موقعیت مجبور به ارزیابی هر دو ادعاست ؛مطالعه یا مهمانی شاید من راضی شود بیشتر وقت شب را به مطالعه بپردازد ودو ساعت آخر وقت را در مهمانی بگذراند از نظر فروید ،تصمیم در این باره به توانایی های نهاد ومن برتر بستگی دارد تا من را متقاعد کند .
نظریه ی شناختی رشد پیاژه :
پیاژه روانشناس سرییسی کوشیده است به دور از هنجارهای اجتماعی وپیش رویدادهای بزرگسالان به درک وتحلیل ودیدگاه کودک بپردازد خواسته است زندگی روزانه کودک را با تمام پریشانی ،اضطراب و آشفتگیهایش بازسازی کند . این نوآوری ودگرگونی در روش نگرش ،نتایجی به بار آورده که با ژرفترین واستوارترین اعتقادمان مارا درباره ی دوران کودکی زیر رو کند .
از نظر پیاژه ساختار شخصیت در یک فرآِند تدریجی (پلکانی )شکل می گیرد و آگاهی از خود مستلزم مقایسه مداوم میان من ودیگری است . تأکید او بیشتر بر توانایی های شناختی ،یعنی ظرفیت به کار گیری درک انسان از تفکر ،حافظه ودیگر فرآیندهای ذهنی برای دست یابی بر دانشهاست .
پیاژه بر این باور بود در سال( ۱۹۷۰)که توانایی شناختی کودک طی چهار مرحله ی اصلی رشد می یابد این مراحل در ارتباط با سن کودک است زیرا اولآًمغز کودک باید در طول زمان رشد یابد تا بتواند برخی از انواع شناختها را درک کند . تءثیر تجربه در طول زمان بدست می‌آید به همین دلیل ،اگر بشنویم کودک شش ماهه ای صحبت می کند یا کودک هشت ماهه ای درباره ی ارتباط وکنش متقابل نمادی بحث می کند حیرت زده می شویم . مراحلی که پیاژه از تولد تا دوازده سالگی وپس از آن را شامل می شود به شرح زیر است :

 

    1. مرحله حسی –حرکتی :

 

مرحله حسی-حرکتی شامل دوسال اول زندگی کودک است کودک در خلال این سالها ،تجربه های حسی (دیدن اشیاء)وفعالیتهای حرکتی (لمس کردن چیزها)را به کمک حواس خود یاد می گیرد وکشف می کند که با دست یابیبه چیزهایی یا رنگ روشن ،مانند اسباب بازی های متحرک با جغ جغه ،قادر است آنها را لمس کند ،بغل بگیرد یاحتی تکان دهد .کودک در چنین حالی قادر به نشخیص خود از محیط اطراف است در سه یا چهار ماهگی ،کودک تواناییاین کار را ندارد ،امادر ۹ماهگی شروع به جستجوی اسباب بازی کرده ،آن راهنگام حرکت با چشم دنبال می کند در این حال است که کودک تمیز می دهد که اسباب بازی دارای موجودیت خاص ومستقل است .
۲.مرحله قبل از تفکر =مرحله تفکر شهودی:این مرحله از دوسالگی تا هفت سالگی را در برمی گیرد پیاژه این مرحله را مرحله ماقبل تفکرنامید زیراکه در طی این دوره کودک قادر به انجام بسیاری از فعالیتها ی ذهنی نیست وبه طور کامل برخی مفاهیم اساسی چون وزن،اندازه،سرعت،علت ومعلول را درک نمی کند .توانایهای آشکار کودک در این مرحله اغواکننده وکاه خطر ناک است .مثلا مربی کودک به او می گوید همین جا بایست ،تکان نخور.مبادابه خیابان بروی سپس برای اطمینان خاطر ممکن است از او بپرسند :قرارشد چه کار کنی وکودک موضوع را توضیح دهد ،در این جا چنین به نظر می رسد که کودک خطر را درک کرده است اما در واقع چنین نیست کودک هنوز سرعت اتومبیل وعلت ومعلول را به طور درست درک نمی کند وبه همین دلیل در خیابان صدمه می بیند یا کشته می شود . بنابراین اگر چه کودک حرفهای مربی رافهمید ولی هوز جوانتر از آن است که بتواند قضیه را دوبار خطر سرعت اتومبیل بفهمد .از سوی دیگر وجه تسمیه تفکر شهودی آن است که کودک در این سنین با تخیلاتی شبیه شهود یا اشراف هنرمندان واندیشمندان بزرگ زندگی می کند ،با این تفاوت که شهود کودک از مقوله نا آگاهی است «جان پنداری »عروسکی در کودک در بغل دارد به او غذا می دهد خسته شدن توپ بازی ،ودهها مثالدیگر از این نوع تفکرات شهودی کودک حکایت می کند .

 

    1. مرحله تفکر عینی:یا مرحله تفکر انضمامی :

 

در این مرحله که کودکان هفت تا دوازده سال را شامل می شود ،کودکان قادر به استدلال وضعیتهای عینی هستند آنها تجربه ها ومهارتهای شناخت را که لازمه زندگی روزمره است ،فرا می گیرند . اندازه ،سرعت، وزن ،زبان وعلت ومعلول را می فهمند وبر خلاف کودکان جوانتر ،آنها قادرند از دیگران قدر دانی کنند وهمچنان که «مید »معتقد است نقطه نظرات واعمال دیگران را با رفتارها ونقطه نظرات خود هماهنگ وهمراه سازند ،اما هنوز توانایی تفکر انتزاعی را ندارند یا در واقع ،تفکر آنها منضم به حضور شی ءیا شخص است وچون شی ءیا شخص رفت ،تفکر هم پس از مدتی ناپدید می شود .
۴.مرحله ی تفکر انتزاعی =مرحله تفکر منطقی :
در این مرحله که معمولاًپس از دوازده سالگی وآغاز دوره بلوغ روی می دهد نوجوان می تواند مفاهیم انتزاعی را کاملاًدرک کند بدون آنکه لازم باشد به دنیای مادی رجوع کند . در این مرحله نوجوان می تواند تصور دوست داشتن کسی را بکند که وجود ندارد ،یا مفهوم مرگ را بدون آنکه کسی بمیرد درک کند او می تواند درباره ی نظرها وبینش های مختلف با دقت وهوشیاری فکر کند وقادر است تا در مورد عملیات پیچیده ریاضی ،مسائل اخلاقی وقوانین منطقی به بحث بنشیند وبه حل مسائل ومشکلات اقدام نماید ونیز به اظهار نظر ونقد وتحلیل در زمینه مسائل سیاسی فلسفی بپردازد .
به نظر می رسد که فرآِند جامعه پذیری شناختی در همه جای جهان عمومیت دارد به این صورت که در همه جامعه ها مردم از مراحل متوالی یکسان رشد عبور می کنند ،لیکن محتوای این مراحل از لحاظ فرهنگی متغییر است ،چه چیز وچقدر می آموزیم به محیط اجتماعی بستگی دارد . اگر در فرهنگ ما اعتقاد براین است که زمین مسطح است پس از طریق همین مفاهیم جهان را تفسیر خواهیم کرد حتی درون یک جامعه معین نیز عوامل اجتماعی یا فرهنگی ،گروهای مختلفی از مردم را به وجود می آورد که شیوه های متفاوت در باره موضوعهای مختلف فکر می کنند چنانچه زنان ایرانی به گونه ای جامعه پذیر شده اند که احتمالاًبیش از مردان به خانه داری وبچه داری فکر می کنند .
فرهنگ وشخصیت
یکی از ویژگیهای انسان ،دارا بودن نیروی اندیشه است . انسان به یاری اندیشه توانسته است بر خلاف دیگر حیوانات خود را از تسلیم ووابستگی بی قیذ وشرط به طبیعت بر هاند و برای مبارزه وتسلط بر آن ،شیوه ها ،وسیله ها وروشهایی را ابداع کند که ما مجموعه آنها را فرهنگ می نامیم . در واقع اندیشیدن یک نیروی درونی وفرهنگ آفرینی تجلی بیرونی آنی است .به همین دلیل است که انسان شناسان برای آدمی هنری بزرگتر از فرهنگ آفرینی نمی شناسند وگوناگونی پاسخگویی به نیاز های اولیه انسان را فرهنگ می دانند .
تعریف فرهنگ :
فرهنگ شامل همه فعالیتهای انسانها وسیمای واقعی آنان است در واقع فرهنگ تمام آن ساخته ها ،اندیشه ها ،نهادها ،اداب ورسوم ،روش های اخلاقی ونظایر آنهاست که تمامیت آ»ها محیطی را بوجود آورده که ساخته وپرداخته خود انسان است به بیان دیگر ،فرهنگ مجموعاًکوششهای انسان است برای انطباقش با محیط واصلاح شیوه های زندگیش (لینگ ،۸۵:۱۳۴۶)وبالاخره آنچه جامعه می آفریند وبه انسان وا می گذارد فرهنگ نام دارد . (اگ برن ونیم کوف ،۱۳۳:۱۳۵۷)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:38:00 ق.ظ ]




با نگاهی به ماده ۷۳۴ قانون مدنی می توان عقد کفالت را نیز از اقسام ضمان عقدی محسوب دانست لیکن به نظر استاد دکتر کاتوزیان « تفاوت اصلی عقد ضمان با کفالت در این است که در ضمان تعهد بر دین مدیون است و در کفالت احضار او پس کفالت را نباید سبب انتقال دین شمرد ، التزام کفیل به پرداخت دین ، نتیجه تخلف او در وفای به عهد ( احضار مکفول ) است » همچنین به نظر استاد « کفالت عقد تبعی است و با انحلال و سقوط عقد اصلی از بین می رود . » (۱)
در خصوص ماهیت حقوقی ضمان قهری و ناشی از حکم قانون نیز مقررات قانونی قابل اشاره است از جمله طبق ماده یک قانون مسئولیت مدنی مصوب سال ۱۳۳۹ ورود لطمه ای که بدون مجوز قانونی عمداً یا در نتیجه بی احتیاطی موجب ضرر مادی یا معنوی به دیگری شود موجب ضمان
بوده و شخص مسئول جبران خسارت ناشی از عمل خود میباشد .
همچنین در ماده یک قانون بیمه اجباری و مسئولیت مدنی دارندگان وسایل نقلیه موتوری زمینی در مقابل شخص ثالث مصوب آذر ماه ۱۳۴۷ کلیه دارندگان وسائل نقلیه موتوری زمینی و انواع یدک و تریلر متصل به وسائل مزبور و قطارهای راه آهن اعم از اینکه اشخاص حقیقی یا حقوقی باشند را مسئول جبران خسارت بدنی و مالی ناشی از حوادث وسائل نقلیه مزبور در قبال اشخاص ثالث دانسته و دارندگان اینگونه وسائل را مکلف به بیمه نمودن وسائل نقلیه نزد شرکت سهامی بیمه ایران و یا یکی از موسسات بیمه داخلی نموده است .
در قانون مجازات اسلامی در کتاب چهارم دیات و باب پنجم در موجبات ضمان در مواد ۳۱۶ به بعد به بیان شرایط و موجبات ضمان ناشی از مباشرت و تسبیب واجتماع مباشر و سبب پرداخته است که جملگی از مصادیق ضمان قهری محسوب می گردند . همچنین در ماده ۳۰۸ قانون مدنی اسباب ضمان قهری را بر شمرده که عبارتند از ۱- غصب و آنچه در حکم غصب است ۲- اتلاف ۳- تسبیب ۴- استیفاء
۱ . ۲) انواع ضمان
ضمان بر دو نوع است الف : ضمان عقدی یا قراردادی ب : ضمان قهری یا غیر قراردادی
اول : ضمان عقدی یا قراردادی
ضمان عقدی به معنای خاص به عقد ضمان معروف است که در قانون مدنی در ماده ۶۸۴ تعریف
——————————–
۱) کاتوزیان ، ناصر ، قانون مدنی در نظم حقوقی کنونی ، پیشین ، ص ۴۷۱
شده است « عقد ضمان عبارت است از اینکه شخصی مالی را که بر ذمه دیگری است به عهده بگیرد ، متعهد را ضامن ، طرف دیگر را مضمون له و شخص ثالث را مضمون عنه یا مدیون اصلی می گویند » . در اثر ضمان بین ضامن ومضمون له در ماده ۶۹۸ قانون مدنی آمده است « بعد از اینکه ضمان بطور صحیح واقع شد ، ذمه مضمون عنه بری و ذمه ضامن به مضمون له مشغول می شود » بنظر دکتر کاتوزیان : « ماده ۶۹۸ قانون مدنی اثر ضمان مطلق را بیان می کند و قاعده ای است تکمیلی و بر خلاف آن می توان شرط کرد » (۱)
ضمان عقدی به معنای عام شامل عقد ضمان و عقد حواله و عقد کفالت می شود زیرا در هر یک از عقود فوق به موجب عقد و توافق طرفین ، شئی خاصی بر عهده شخصی به نفع دیگری قرار می گیرد . در نتیجه می توان گفت ضمان عقدی نوعی مسئولیت قراردادی است که در نتیجه اجرا نکردن تعهدی که از عقد ناشی شده است بوجود می آید . بنظر می رسد در ضمان ناشی از نقض تعهد و قرارداد نیز اگر چه ضمان در ظاهر ناشی از قرارداد است و طرفین عقد می توانند در میزان خسارت توافق نمایند با این وجود می توان ضمان ناشی از نقض قرارداد را نوعی ضمان ناشی از حکم قانون دانست زیرا اولا اثر عقد در قرارداد ها انجام تعهد است و ضمان پیش بینی شده در صورت عدم ایفای تعهد ناشی از حکم قانون است که بر عهده متعهد قرار می گیرد . ماده ۲۲۱ قانون مدنی در این زمینه بیان می دارد « اگر کسی تعهد اقدام به امری را بکند یا تعهد نماید که از انجام امری خودداری کند در صورت تخلف مسئول خسارت طرف مقابل است ، مشروط بر اینکه جبران خسارت تصریح شده و یا تعهد عرفاً به منزله تصریح باشد و یا بر حسب قانون موجب ضمان باشد . » لذا همانطور که دکتر کاتوزیان می فرمایند « مسئولیت قراردادی در زمره قواعد عمومی قرارداد هاست و فایده شرط تصریح دو طرف یا حکم قانون و عرف مربوط به خساراتی فراتر از متعارف است و وجه التزام پیش بینی شده در قرارداد ها در واقع تراضی در باره خسارات ناشی از عدم انجام تعهد است » (۲)
دوم : ضمان قهری یا غیر قراردادی
در ضمان قهری شئی معینی در عهده کسی استقرار می یابد اما منشاء ضمان قرارداد یا التزام از طرف ضامن نیست بلکه مبنای ضمان ناشی از یک عمل مادی است که ممکن است در قالب اتلاف یا تسبیب و یا استیلای نا مشروع و غیره باشد که از شخص سر می زند و قانون این عمل را موجب مسئولیت و ضمان بداند . صدمات بدنی غیر عمدی مستوجب دیه را میتوان از مصادیق ضمان قهری و قانونی دانست که بر عهده مرتکب قرار می گیرد . عناصری که موجبات ضمان قهری را در اینگونه جرایم غیر عمدی فراهم می سازند ممکن است انجام کاری باشد که در آن احتمال خطر یا صدمه
برای دیگران وجود داشته و یا عدم انجام کاری است که برای پیشگیری از وقوع یک خطر احتمالی الزامی بوده است . همچنین بی احتیاطی و بی مبالاتی و عدم مهارت یا عدم رعایت نظامات دولتی
دانلود پایان نامه
——————————
۱ – کاتوزیان ، ناصر ، همان ، ص ۴۵۷
۲ – همان منبع ، ص ۲۱۴
را می توان از عناصر منشاء مسئولیت قهری و قانونی نام برد .
نتیجه آنکه در ضمان قهری بر خلاف ضمان عقدی قصد و اراده متعهد در ایجاد ضمان تاثیری ندارد بلکه منشاء ضمان ناشی از حکم قانون است و به عبارت دیگر در ضمان قهری تعهد به پرداخت مال اختیاری نیست خواه مبنای ضمان ناشی از قرارداد باشد یا یک واقعه حقوقی ویا عمل ناشی از تقصیر .
۱ . ۳) برخی شرایط اساسی ضمان عقدی د ر قانون مدنی
اول : طبق ماده ۶۸۶ قانون مدنی ضامن باید برای معامله اهلیت داشته باشد ، از آنجایی که عقد ضمان میان ضامن و مضمون عنه بسته می شود رضای هر دو شرط است و به همین دلیل اهلیت هر دو ضروری است .
دوم : طبق ماده ۶۸۵قانون مدنی که مقرر می دارد « در ضمان رضای مدیون اصلی شرط نیست »
زیرا عقد ضمان بین ضامن و مضمون عنه منعقد می شود
سوم : بر اساس ماده ۶۹۰ قانون مدنی « در ضمان شرط نیست که ضامن مالدار باشد ، اگر مضمون له در وقت ضمان به عدم تمکن ضامن جاهل بوده باشد ، می تواند عقد ضمان را فسخ کند . ولی اگر ضامن بعد از عقد غیر ملی شود مضمون له خیاری نخواهدداشت. »
چهارم : یکی از شرایط مهمی که در قانون مدنی در خصوص عقد ضمان به آن اشاره شده است ممنوعیت تعلیق در ضمان است . ماده ۶۹۹ قانون مدنی در این مورد بیان می دارد « تعلیق در ضمان مثل اینکه ضامن قید کند که اگر مدیون نداد من ضامنم باطل است ولی التزام به تادیه ممکن است معلق باشد . » بنابر این آنچه در ضمان باطل است تعلیق در ضمان است نه التزام به تادیه که ممکن است معلق باشد ، مثل اینکه کسی بگوید من ضامن فلانی هستم ، اگر او دین خود را نپردازد من می پردازم . (۱)
پنجم : طبق مواد ۷۰۲ و ۷۰۳ قانون مدنی عقد ضمان ممکن است حال باشد یا مدت دار . و در ضمان که مدت داشته باشد حتی اگر دین حال شد مضمون له تا قبل از انقضاء مدت حق رجوع به ضامن را جهت وصول طلب خود را ندارد و بر عکس در ضمان حال مضمون له علیرغم موجل بودن دین ، حق مراجعه به ضامن و مطالبه طلب خود را دارد .
رویه قضایی :
رای شماره ۹۱۴ مورخ ۳/۵/۱۳۲۸ شعبه سوم دیوانعالی کشور : « …… اگر عبارت ضمانت نامه این باشد ، اینجانب ضمانت مدیون را می نمایم چنانچه در اول موعد بدهی خود را به داین نداد از عهده آن برآیم ، چنین ضمانتی حاکی از تعلیق در عقد ضمان نسیت و مطابق ذیل ماده ۶۹۹ و ماده ۷۲۳ قانون مدنی ممکن است التزام به تادیه معلق باشد …. » (۲)
——————————
۱) محمدی ، ابوالحسن ، مبانی استنباط حقوق اسلامی ، انتشارات تهران ، ۱۳۸۹ ، ص ۵۹
۲) معاونت آموزش قوه قضاییه ، رویه قضایی ، منبع پیشین ، ص ۱۴۹
۱ . ۴) ضمانت نامه بانکی
یکی از روش های تضمین ثمن که بیشتر در معاملات و قرارداد های بین المللی مورد استفاده قرار می گیرد اخذ اعتبار نامه های بانکی است . ضمانت نامه های بانکی یکی از انواع اعتبار نامه می باشد . در تعریف ضمانت نامه بانکی آمده است « ضمانت نامه بانکی یک تعهد ابتدایی و مستقل است که بوسله ضمانت کننده بعهده گرفته می شود تا وجه آن طبق شرایط پرداخت شود . »(۱)
معمولا ضمانت نامه های بانکی با دو هدف صادر می شوند . گاهی هدف از صدور ضمانت نامه های بانکی این است که اگر خریدار ثمن معامله را در موعد مقرر پرداخت نکند ، فروشنده بتواند از محل ضمانت نامه صادره مطالبات خود را وصول نماید . هدف دیگر از صدور ضمانت نامه بانکی تضمین منافع خریدار جهت حسن اجرای تعهد از سوی فروشنده در تحویل و تسلیم مبیع ویا به منظور اخذ تامین لازم در برابر تادیه ثمن قبل از تحویل کالا می باشد .
ضمانت نامه های بانکی اغلب بصورت تعهد بدون قید و شرط توسط بانکها صادر و در صورتی که ذینفع دلایل لازم را ارائه نماید بانک موظف به تادیه می باشد . از این جهت ضمانت نامه های بانکی شبیه اعتبارات اسنادی تایید شده توسط بانکها می باشند .
رویه قضایی :
موضوع : نفس مراجعه مضمون له به بانک ضامن دلالت بر تخف مضمون عنه نیست
رای شماره ۷۱ مورخ ۲۲/۹/۱۳۴۶ هیات عمومی دیوان عالی کشور
« نظر به اینکه به دلالت صریح ضمانت نامه مستند دعوی ، تعهد بانک تهران به پرداخت مبلغی ( تا حدود هشتصد هزار ریال ) به فرجامخواه مطلق نبوده و مقید به اعلام تخلف شرکت پخش فیلم از ناحیه فرجامخواه به بانک تهران در اجرای مواد قراردادی که بین شرکت مزبور و نامبرده منعقد گردیده بوده است و نظر به اینکه هیچ یک از نامه های فرجام خواه بایگانی در پرونده خطاب به بانک ایران و خاور میانه و بانک تهران ، اشعاری بر اعلام تخلف شرکت پخش فیلم ندارد و اعتراض وکیل فرجامخواه به اینکه به نفس مراجعه موکل به بانک به دلالت التزام دال بر تخلف شرکت است وارد و موجه نمی باشد علیهذا دادنامه فرجام خواسته به اکثریت آراء ابرام می شود . » (۲)
۲) شرط وجه التزام در عقد
۲ . ۱) تعریف وجه التزام
یکی دیگر از راه های تضمین پرداخت ثمن و جلوگیری از تخلف در تادیه ثمن در سررسید تعیین وجه التزام می باشد . متعاقدین می توانند ضمن عقد بیع شرط نمایند که چنانچه مشتری در تاریخ سررسید از پرداخت ثمن امتناع کند ملزم به پرداخت مبلغ معینی به عنوان خسارت و وجه التزام به
——————————-
۱) اخلاقی ، بهروز ، مقاله بحثی پیرامون ضمانت نامه های بانکی ، مجله کانون وکلا شماره ۱۴۹- ۱۴۸ ، ص ۱۵۳
۲) معاونت هموزش قوه قضاییه ، رویه قضایی ، منبع پیشین ، ص ۵۴ )
بایع خ

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:38:00 ق.ظ ]




در نخستین گام برای تحقق جامعۀ مدنی، الزامی است که کانونهای خصوصی و سازمانهای غیر انتفاعی که بن مایه های اصلی جامعۀ مدنی اند، به صورت داوطلبانه و خود انگیخته از متن جامعه با توجه به نیازهای مردمی شکل گیرند. اگر این سازمانها یا کانونها فرمایشی باشند یا صرفا شیرازۀ اهداف آنها را تطبیق پروژه های کوتاه مدت تشکیل دهد، در واقع از همان نخست نباید به این سازمانها امید داشت.
پایان نامه - مقاله - پروژه
همچنین باید دید که زمینه های فرهنگی این مفهوم، در لایه های اجتماعی آن جامعه یافت میشود یا خیر.در مجموع، لازمه ظهور جامعۀ مدنى عبارت است از: تعددوتنوع بازیگران، رقایت گروهی، مشارکت گسترده سیاسی، منابع متعدد قدرت، استقلال عمل و چرخش نخبگان، خرد ورزى، تکثر، رقابت، اصالت قانون و قانونگرایى، انتخابات، مشارکت شهروندان، رعایت ‏حقوق و آزادیهاى شهروندان، مساوات در برابر قانون، کارگزارى دولت. این ویژگی‏ها از جمله ذاتیات جامعۀ مدنى به شمار میروند.» (کدیور،، ۱۳۷۹، ص ۲۵۸ – ۲۶۳)
در اینجا به اصل موضوع مورد بحث میرسیم؛ ویژگی هایی که در فوق برای جامعۀ مدنی گفته شددر واقع زمینۀ وجود یا رشد آنها مساعد نخواهد بود، مگر اینکه بستر مساعد سیاسی در جامعه وجود داشته باشد.
وجود نظام دموکراسی در بدو امر، اساس و بنیاد جامعۀ مدنی را تشکیل میدهد که در عین حال، شدید ترین حامی جامعۀ مدنی نیز خواهد بود .در تعریف حکومت مردم سالار و یا حکومت مبتی بر دموکراسی، این موضوع شاخص است که شکل گیری جامعه در جامعۀ مدنی، از پایین است و در جامعۀ غیر مدنی از بالا. در جامعۀ مدنی، مردم سرنوشت و اختیار خویش را در اختیار دارند، مردم قدرت و ارادۀ شان را به حکومت تفویض میکنند تا حکومت به نمایندگی مردم، ادارۀ عمومی نظام را به عهده داشته باشد. مردم، ناظر عملکرد حکومت اند و حکومت در استخدام مردم. حکومت نهاد مردمی است و مردم، محور حکومت و این یعنی جامعۀ مدنی.
نظام دموکراسی با ویژگی های منحصر به فرد آن در تئوری، معقول ترین نظام برای رشد جامعۀ مدنی است، در واقع به جرأت میتوان ادعا کرد که این دو در کنار هم رشد بیشتری خواهند یافت و برای سامان سیاسی و فرهنگی جوامع، افزونتر واقع خواهند شد؛ زیرا اصلاحات دموکراتیک، زمینه را برای ایجــاد فرهنگ مدنی، ابتکار، وجــدان، همبستگی و اخلاق فراهم میکند. به اندازه یی که عناصر جامعۀ مدنی و اخلاق سیاسی آن تقویت شوند، قدرت مطلق دولت همچنین کاهش خواهد یافت و این، اساسی ترین خواستگاه دموکراسی است.

۲-شرایط اقتصادی

یکی ازاستنتاج هایی که پیرامون رابطه نظام های سیاسی با عناصر متشکله آنها به عمل می آید،رابطه دموکراسی باتوسعه اقتصادی است.بر این اساس هراندازه ملتی از کیفیت مناسب ترزندگی بهره مند باشد به همان نسبت از دموکراسی بیشتری برخوردار است .از زمان ارسطو تا به امروز، مباحثات زیادی در مورد رابطه رفاه اقتصادی و دموکراسی به عمل آمده است .ارسطو معتقد بود که تنها در یک جامعه مرفه می توان شرایطی را به وجود آورد که توده مردم از روی تعقل در امور سیاسی مشارکت داشته باشند و فقط در چنین شرایطی است که مردم می توانند از تسلیم در برابر عوام فریبان غیر مسئول احتراز کنند.به این ترتیب جامعه ای که به دو گروه اکثریت فقرزده و اقلیت مرفه تقسیم شده باشد به ایجاد نوعی حکومت الیگارشی و یا نوعی حکومت ظالمانه کمک می کند . امروزه دو نظام سیاسی کلاسیک مزبور را می توان در پاره ای از مناطق دنیا مشاهده کرد.(قوام، ۱۳۸۷:ص۴۹)
برای بررسی فرضیه مزبور شاخص های توسعه اقتصادی، نظیر درآمد، شهرگرایی، تعلیم وتربیت وصنعتی شدن مورد توجه قرار گرفته، هریک از معیارهای فوق در میان کشورهای کم وبیش دموکراتیک مورد مقایسه قرار می گیرند. (قوام،۱۳۷۸:ص۵۰)
در ارتباط با شرایط اقتصادی باید خاطرنشان کرد که افزایش ثروت تنها به توسعه دموکراسی از طریق تغییر وتحولات شرایط اجتماعی گروه های کم درآمد مربوط نمی شود، بلکه بیشترین تاثیر آن بر روی نقش سیاسی این گروه از طریق تغییر شکل ساختار طبقاتی است .به طوری که نظام موجود از یک هرم بلند وکشیده که عده کثیری از طبقات پایین را در قاعده خود جا داده، به یک نظام کثرت گرا بدل میشود که در این روند با ورود افراد بیشتر در فرایند تصمیم گیری وگسترش مشارکت سیاسی تعدیلاتی در تضادهای درونی جامعه به وجود می آید.بدین طریق، انبساط نظام سیاسی می تواند به صورت سدی در برابر به قدرت رسیدن گروه های ضد دموکراتیک به شمار رود.( قوام،۱۳۸۷: ص۵۱)

۳- شرایط فرهنگی

یکی از الزامات جامعه مدنی برای گذار به دموکراسی داشتن یک نگرش دموکراتیک میباشد، قطعا این نگرش باعث داشتن یک حکومت دموکراسی خواهد شد در کنار مردم نگرش دموکراتیک دولتمردان در رسیدن به دموکراسی بسیار مهم و حیاتی است .امروزه کشورهایی در جهان هستند که مدعی حکومت دموکراسی هستند اما در عمل حاکمان و دولتمردان آنها به دلیل نداشتن نگرش دموکراتیک بدان پایبند نیستند و همین مسئله باعث تشویش ملتهای آن جوامع شده است.
به اعتقاد تسلر، وجود نگرش و ارزش دموکراتیک در میان مردم کماهمیتتر از نهادهای دموکراتیک برای پیشرفت و نهایتا ثبات یک گذار دموکراتیک نیست، در واقع وجود نگرش دموکراتیک یکی از ملزومات ثبات دموکراتیزاسیون است. اینگلهارت نیز اظهار میدارد که دموکراسی تنها با تغییرات نهادی و سازمانی یا عملیات نظامی در سطح نخبگان پدید نمیآید، بلکه بقای آن به ارزشها و اعتقادات حاکم بر شهروندان بستگی دارد. تحقیقات صورت گرفته در سالهای اخیر به این ملزومه جهت رسیدن به دموکراسی صحه میگذارد، این تحقیقات به سمت نظریههای فرهنگی سوق پیدا کرده است، به این صورت که بیشتر محققان بر نقش ارزشها و نگرشهای اعضای یک جامعه در گذار به دموکراسی خصوصا ثبات دموکراسی تاکید کردهاند(امامجمعهزاده و همکاران، ۱۳۹۰: ۱۶۵).
تسلر عقیده دارد در جهت گذار به دموکراسی و تثبیت آن دو عامل مهم باید مورد توجه قرار گیرد: ۱٫نهادها و سازمانهای سیاسی؛ و۲٫نگرش و ارزشهای شهروندان که میتوان به آن نام فرهنگ سیاسی داد. نهادها و فرایندها همان سازوکارهایی هستند که رهبران سیاسی را نسبت به نحوه اداره جامعه پاسخگو میکند؛ از قبیل آزادی، رقابت و انتخابات منظم. اما فرهنگ سیاسی گرایشهای افراد معمولی است تا جایی که به دموکراسی مربوط میشود؛ و میتوان آنها را توسعه هنجارهای مدنی و مشارکتی در میان فرد فرد شهروندان دانست . رابطه میان فرهنگ سیاسی دموکراتیک و رژیم دموکراتیک یک رابطه بازگشتی است؛ گسترش اندیشه ها و اعتقادات دموکراتیک در جامعه به عنوان لازمهای برای نگرشها و الگوهای حمایتی از شیوه رفتاری میباشد که تثبیت نهادهای دموکراتیک را تایید و تقویت میکند(هریک، : ۵۶،۱۹۹۴)[۲۳].

۴- شرایط اجتماعی

کرن هاوزر گونه شناسی خود را در تقسیم بندی دولتها برمبنای ساخت اجتماعی آنها بنا نهاد و بیشتر به ساخت اجتماعی که نقش میانجی را بین فرد ودولت ایفا می کنند،توجه می کنند که در این مورد باید به نقش نهادهای میانجی توجه کرد.(قوام،۱۳۸۷: ص ۴۷)
. شرایط اجتماعی ترکیب دو شرط فکری و روانشناختی است که در کل به میزان آمادگی جامعه برای پذیرش دموکراسی گفته میشود.

الف. شرایط فکری

توانایی و تجربه استفاده از استعدادهای عقلی شهروندان، رکن اساسی این شرط است. بدین منظور بایستی در جامعه جریان آزاد اطلاعاتی و طرح اندیشه های مختلف وجود داشته باشد چرا که باعث توانمندی شهروندان در مقولاتی مثل قدرت انتخاب و داوری و… میشود، قطعا برای استفاده از این امکانات اطلاعاتی مهارتهای آموزشی لازم است که شامل آموزشهای پایه انسانی است که امکان مهارت در تعاملات انسانی را فراهم کرده و لازمه آن استقلال اندیشه و پروردن هنرهای ارتباطی است. جامعه دموکراتیک به عقیده کوهن، جامعهای است که در آن اعضا مرتب با هم در گفتگو باشند و عقاید و پیشنهادها را با یکدیگر مبادله کنند. جفرسون[۲۴] میگوید «در تمدن جدید اگر ملتی انتظار داشته باشد جاهل و آزاد باشد، انتظار چیزی را دارد که نبوده است و نخواهد بود».(کوهن، ترجمه: مجیدی، ۱۳۷۳). نهانن[۲۵] نیز عقیده دارد که سطح سواد و نرخ آموزش پیشرفته، راه اصلاحات دموکراتیک را هموار کرده است.(اسپینگ[۲۶] و همکاران، ۲۰۰۸: ۳۴۱-۳۲۱).

ب. شرایط روانشناختی

یکی از شرایط دموکراسی شرایط روانشناختی است؛ یعنی خصوصیات، منش و عادتهایی ذهنی که اعضای یک اجتماع باید واجد آنها باشند تا بتوانند دموکراسی را عملی سازند. در نهایت، جای این شرایط در حالت درونی فردی شهروندان یعنی در روان آنان است اما در واقع به عنوان یک امر عملی، تاکید باید روی جلوههای بیرونی و رفتاری ویژگیهای منش صورت گیرد. این ویژگیها را دقیقا میتوان گرایش به رفتار کردن به شیوههایی معین تلقی کرد.(کوهن،۱۳۷۳ص۲۰۵).
اینکه اعضای یک اجتماع تا چه حد باید شرایط روانی را به منصه ظهور برسانند به طور دقیق قابل تعیین نیست، اما به یقین میتوان گفت که لازم نیست هر عضو اجتماع این صفات را نمایان سازد و نیز لازم نیست بخشی از اجتماع آنها را به طور پیوسته نشان دهند، اما دموکراسی ایجاب میکند که درصد قابل توجهی از اعضای یک اجتماع اکثر اوقات این رفتار را ظاهر سازند؛ به خصوص در مواقع بحرانی و در مورد مسایل بحث برانگیز باید چنین کنند. در واقع خلق و خوی عمدهای که لازمه دموکراسی است، همه بروی هم چیزی را تشکیل میدهد که «چارچوب دموکراتیک ذهن» نامیده میشود. شروط اجتماعی دموکراسی بسیار بااهمیت تلقی میشوند. شهروند دموکراتیک کسی است که آزادی فردی معتقد باشد، تحمل سیاسی بالایی داشته باشد و در عین حالی که به قدرت سیاسی بیاعتماد است به شهروندان دیگر جامعه اعتماد کافی داشته باشد و دولت را به عنوان امری تحمیلی از جانب قانون بنگرد گیبسون،.[۲۷] وجود روحیه رقابت، تحمل چندگانگی و تنوع و تکثرگرایی نیز از خصوصیات انسان دموکراتیک است(میشلر و ریچارد، ۲۰۰۵ ص۱۳۷)[۲۸] اسمر نیز شخص دارای ارزشهای دموکراتیک را چنین میداند: به دیگران اعتماد داشته باشد، به شرکایش اعتماد داشته باشد، آزاد باشد، بردبار باشد، اهل مصالحه باشد، میانهرو باشد و منتقد قدرت حاکم بوده اما آن را رد نکند(اسمر،۲۰۰۲: ۲۶۵-۹۸)[۲۹]. طبق نظریه اینگلهارت توسعه اجتماعی اقتصادی منشا تغییرات فرهنگی است که دامنه انتخابگری انسان را روز به روز از طریق افزایش امکانات، شناخت و منابع اجتماعی افزایش می‌دهد، این به نوبه خود باعث افزایش تاکید و توجه به خود ابزاری شده که سرآغاز بالا رفتن تقاضای عمومی برای آزادیهای مدنی و سیاسی، برابری جنسیتی، دولت پاسخگو و در نهایت کمک به استقرار و برقراری نهادهایی است که متناسب با حداکثر میزان توانایی انتخابگری مردمند؛ یعنی دموکراسی. وی شاخص خود ابزاری را اینگونه تعریف میکند: «اعتماد، استقلال، اعتماد به برابری جنسیتی، آزادی جنسی، آزادی اعتقاد و مذهب و غیره.» (اینگلهارت،۲۰۰۵ :۵۶). او با تایید تم اصلی حاکم بر نظریههای توسعه کلاسیک که توسعه اجتماعی و اقتصادی بوده، به این نکته اشاره میکند که روند تغییرات آنگونه که کلاسیکها پیشبینی میکردند نبوده، بلکه روند دیگری در جریان این توسعه شکل گرفته که همان تغییرات ارزشی است.
یکی دیگر از نظریهپردازان الکسی دوتوکویل[۳۰] است در اغلب موارد، منظور وی از واژه دموکراسی، نشان دادن وضع و حالتی از جامعه است، نه صورتی از حکومت آن جامعه. در دید وی دموکراسی در جهت مخالف آریستوکراسی قرار دارد. وی در توضیح این مساله مینویسد: «به این ترتیب که توده ملت به سوی دموکراسی روی میکند، طبقه خواص که به صنعت و تولید میپردازد اشرافیتر میشود. در طبقه توده، آدمها بیش از پیش به یکدیگر شباهت پیدا میکنند و در طبقه اشراف صاحب صنعت، مردم بیش از پیش از یکدیگر متفاوت میشوند و در حالی که در طبقه توده نابرابری مردم افزایش مییابد، به همان نسبت نابرابری در طبقه اشراف کاهش پیدا میکند.» به نظر وی تعریف رایج دموکراسی این است که ذاتا منافی آریستوکراسی است و قائل به انحلال نظام امتیازات و از میان رفتن تمایزات طبقاتی، و مآلا گرایش به برابری اقتصادی و یکسان شدن روش های زندگی مردم دارد. با آمدن آریستوکراسی، رابطه خادم و مخدوم از میان میرود و فرمانروایی اشراف مقید به الزاماتی می‌شود که هدف آن حمایت از رعیت فرمانبردار است. به طور خلاصه عمده نظریات دوتوکویل عبارتند از: ۱٫آزادی سیاسی بالاترین ارزشها است، حتی به هنگامی که نظامهای استبدادی آن را به نام دموکراسی زیر پا میگذارند؛ ۲٫ آزادی موقوف است بر آزادیهای شخصی و فکری و حمایت قوانین از انسانها تا بازیچه خودکامگی حاکمان قرار نگیرند، و نیز اینکه شهروندان بتوسط نمایندگی که بر میگزینند مداخله کنند؛ ۳٫ مادامی که در یک نظام سیاسی برابری و استبداد حاکم باشد سطح عواطف و عقول مردم پیوسته تنزّل خواهد کرد؛ ۴٫اگر کسی از روی فرصتطلبی از یک رژیم فاقد مشروعیّت اطاعت کند، به شهروند رعیّت شده مبّدل میگردد، یعنی به مصرفکنندهای که تنها نگران آسایش و رفاه خویش است و دیگر اعتنایی مسئولانه و توجهّی به امور عامه و منافع عمومی ندارد.
برای گذار جامعه مدنی بایستی تمامی عوامل سیاسی، اجتماعی و … در کنار یکدیگر باشند آنچه از همه این عوامل مهمتر میباشد این است که موانع رسیدن به دموکراسی در این عوامل شناسایی شود تا در تحقق این مهم خللی ایجاد نشود.

گفتار هفتم) طرح اجمالی دو الگوی رابطه دولت و جامعه مدنی و نهادهای مدنی درچارچوب نظریه سیستمی

هر چند مفهوم نوین جامعهمدنی محصول دوره نوین تاریخ تفکری بشر است، اما چنانچه در سیاست ارسطو آمده است، از همان دوران نیز انسان به نهادهایی میاندیشید که جدای از دولت بتوانند حیات اجتماعی آدمیان آزاد را محقق سازند. مفهوم جامعه مدنی و اثرات گوناگون آن، همواره و به ویژه در قرون جدید یکی از مهمترین مشغلههای ذهنی متفکران سیاسی و اجتماعی بوده است.(سلیمی، ۱۳۸۵). در رابطه با دولت و جامعه مدنی و نهاد مدنی بین متفکران اختلاف نظر وجود دارد.
یک عده از اندیشمندان برای جامعه مدنی در ذات آن اصالتی قائل نیستند و اصولا برای جامعه مدنی به عنوان مجموعه نهادهایی که فارغ از دولت، حقوق و آزادیهای افراد را تضمین میکنند، اصالتی قائل نیستند؛ بلکه جامعه مدنی را نهادهای دستساخته و یا در خدمت کلیت جامعه میدانند؛ جامعهای که مظهر و تجلی آن یک دولت عقلایی مدبر است که حال از دیدگاه برخی به عنوان مظهر عقلایی بشر عمل میکند و از نظر برخی دیگر، کمیته اجرایی طبقه یا گروه اجتماعی طبقه حاکم است.
اما دستهای از متفکران به جامعه مدنی اصالت میدهند. آنها جامعه مدنی را عرصه تضمین و تثبیت حقوق و آزادیهای افراد بشر میدانند. به عبارت بهتر، پایه اصلی جامعه مدنی را نهادینه شدن حقوق بشر میشمرند. از نظر آنها دولت و کلیت اجتماعی، مقدم و ارجح بر جامعه مدنی نیستند بلکه باید در خدمت آن باشند.
گذشته از نظر متفکران در ارتباط با دولت و جامعه مدنی و اینکه کدام یک از اولویت برخوردار است، بررسی رابطه بین آنها از اهمیت بالایی برخوردار میباشد. به اعتقاد هگل فرد در جامعه مدنی بر خلاف خانواده قادر است به استقلال دست یابد، زیرا فردیتی که در خانواده تحت شعاع و نفوذ نیازهای مشترک قرار میگیرد، در جامعه مدنی به واقعیت عینی میپیوندد، یعنی ایده اخلاقی از مرحله مفهومی به مرتبه واقعی خود میرسد. بدین گونه، گذر فرد از خانواده به جامعه مدنی به معنای ارتقای مرتبه منطقی-حقوقی، پدیدارشناختی و متافیزیکی او از شکلی جزیی به شکلی کلی است. اما جامعه مدنی بیانگر تمامیت جامع وحدت و یکپارچگی میان جزء و کل نیست، زیرا تمامیت در جامعه مدنی در وجود خصوصی افراد متبلور میشود. بنابراین تنها نهاد دولت تجلی واقعی یکسانی میان جزء و کل است، زیرا دولت به شکلی مطلق تحقق مییابد و دارای غایتی مطلقا کلی است. دولت تبلور آزادی تحقق یافته و زندگی اخلاقی کامل است.( ایرانیطلب، ۱۳۷۸:ص۲۵).
در تعبیر دیگر نهادهای مدنی در حکم کرم روده ی دولت و مزاحم دولت تلقی می شوند،.در این تعبیر یک نگاه خصمانه به نهادهای مدنی است و اجازه شکل گیری و مشارکت به نهادهای مدنی داده نمی شود .ارتباط دولت با جامعه مدنی و نهاهای مدنی یا به صورت غیر تعاملی است و یا تعاملی و همکاریجویانه؛

الف) الگوی غیرتعاملی و بیاعتمادی بین دولت و جامعه مدنی و نهادهای مدنی

در این الگو رابطه بین دولت و جامعه و نهادهای مدنی در یک راستا و همسو نیست، بلکه با هم در تناقض میباشند. گاها اقدامات دولت جامعه مدنی را سرکوب و نابود میکند و برای فرار از این مشکل بعضا همه سطوح جامعه را غیردولتی میکنند و مالکیت را تغییر میدهند. و از عوامل سیاسی مانند ایجاد اقتصاد توسعهیافته مبتنی بر بازار کار، خودمختاری جامعه و همه بخشهای آن، حاکمیت قانون و تاکید بر شهروندان استفاده میکنند.
فرهنگ سیاسی دموکراتیک، جامعه دموکراتیک، همچنین آزادیهای اخلاقی و معنوی، عوامل تغییر و نوآوری هستند جدا از هر چیز، ضروری است موقعیت طبقه میانی از حالت فقر (موجود در آن) بهبود یابد؛ طبقهای که ستون فقرات جامعه مدنی به شمار میآید. علاوه بر آن لازم است توسعه فرهنگ سیاسی دموکراتیک که بدون آن نهادهای سیاسی دموکراتیک به فساد و انحطاط گرایش می‌یابند تشویق گردد. فرهنگ سیاسی، فرهنگ مدنی، موثرترین پاسدار و انتقال دهنده ارزشهای اساسی فرهنگی، چشم انداز اخلاقی زندگی اجتماعی و روابط میان جامعه و دولت است. چنانچه روابط بین دولت و نهادهای مدنی و جامعه مدنی بر اساس بی‌اعتمادی باشد این اهداف متحقق نخواهد شد و جامعه و دولت متضرر خواهند شد. چرا که این عوامل کلیدی برای ایجاد هماهنگی میان دو عرصه خصوصی و عمومی، فردی و اجتماعی، خط مشیهای جامعه مدنی و دولت است.

ب) الگوی تعاملی و همکاریجویانه

در این الگو رابطه دولت با جامعه مدنی و نهادهای مدنی در یک راستا و هماهنگ با یکدیگر است و اهداف مشترکی را دنبال میکنند و اهداف آنها با یکدیگر تناقض ندارد. طبق این الگو هیچ یک دیگری را با فعالیتهای خود سرکوب نمیکند بلکه تمامی فعالیتها با یکدیگر همپوشی دارد. در این الگو با در نظر گرفتن نقش و کارکرد دولت، جامعه مدنی و نهادهای مدنی یک نگاه مسالمتجویانه به وجود میآید و جنگ و ستیز در آن نخواهد بود. جامعه مدنی در خدمت و درون کلیت دولت معنی پیدا میکند و موجب کمال انسان میشود و دولت محافظ و نگهدارنده جامعه مدنی و نهادهای مدنی است.

ج) تحلیل نظری رابطه تعاملی و همکاریجویانه بین دولت و نهادهای مدنی در چهارچوب مدل سیستمی

برای تحلیل نظری رابطه تعاملی بین دولت و نهادهای مدنی ابتدا به تشریح ابعاد رابطه دولت و نهاد مدنی پرداخته شده است تا ضمن روشن شدن این ابعاد به تحلیل رابطه تعاملی و همکاری جویانه آن‌ها دست یافت.
از دید لاری دیاموند (۱۹۹۷: ۴) جامعه مدنی، حوزه زندگی اجتماعی سازمان یافته، ارادی، خودجوش و مستقل از دولت است که گستره ای از نهادهای صنفی، اجتماعی،گروه های مدنی، اقتصادی، فرهنگی، آگاهی دهنده، آموزشی، گروه های معطوف به توسعه، معطوف به هدف خاص، مطبوعات و انجمن های داوطلبانه در عرصه عمومی و حد فاصل بین عرصه خصوصی و دولت ها را در بر می‌گیرد.
فیلیپ اشمیتر، جامعه مدنی را متشکل از انجمن ها، گروه ها و نهادهای میانجی مستقل از دولت و در حد فاصل بین خانواده ها و دولت می داند که : مستقل از مقامات عمومی شکل می گیرند، قادر به گفتگو و سازمان دهی برای اقدام به کنش جمعی برای پیگیری خواسته ها و مطالبات خود هستند و فعالیت آنها در چهارچوب قانون است. وی چهار ویژگی یا عنصر برای جامعه مدنی قائل است که عبارتند از: ۱)استقلال دوگانه (هم در شگل گیری و هم ایفای نقش) ۲) کنش جمعی هماهنگ ۳)عدم تعدی به حقوق و مصالح دیگری ۴) مدنی بودن. برای مثال گروه های مافیایی از ویژگی های سوم و چهارم برخوردار نیستند. به نظر می رسد که این تعریف، جامع باشد و نیاز به تکرار تعریف های دیگر نباشد.
نگاه ما به نهادهای مدنی نباید به صورت پیشینی و با استناد به اهداف اعلامی آنها باشد، بلکه باید عمدتا یک نگاه واقع بینانه، عینی، عملکردی و پسینی باشد. اگر نهادهای مدنی اهداف اعلامی و خواسته های اعضاء قانونمندی و اخلاق فاصله بگیرند و به سمت الیگارشیک شدن و تحقق اهداف قدرت طلبانه رهبران خود حرکت کنند، در واقع از جامعه مدنی فاصله گرفته و به سمت جامعه سیاسی با محوریت قدرت طلبی حرکت کرده اند.
به عبارتی دیگر ماباید یک نگاه آسیب شناسانه در مورد نهادهای مدنی با در نظر گرفتن احتمال و پتانسیل های فساد و قدرت طلبی را مدنظر داشته باشیم. مهمتر آنکه بررسی کنیم آیا خود نهاد مدنی تعهد عملی به اصول دموکراسی و اخلاق مدنی دارد یا نه ؟ آیا نهادهای مدنی عمدتاً اراده معطوف به قدرت و کسب مستقیم قدرت سیاسی دارند یا اراده معطوف به قانونمندی اخلاق، توسعه، پیگیری خواسته های اعضاء و اهداف عمومی؟ البته تمایز جامعه مدنی از جامعه سیاسی به این معنی نیست که مشارکت نهادهای مدنی در عرصه پویش های سیاسی برای تاثیر بر سیاست و تصمیمات حکومتی را به معنی سوق یافته آنها به جامعه سیاسی تلقی کنیم ؛ در واقع، باید هدف نهادهای مدنی مشارکت در پویش های سیاسی برای پیگیری منافع اعضاء در کنار اهداف عمومی و با رعایت قانونمندی و احترام به حقوق دیگران باشد .(سردارنیا،، ۱۳۹۰،ص۸۰).
مفهوم جامعه مدنی به گونهای با جامعه سیاسی یا دولت پیوند خورده است. هر چند جامعه مدنی به معنای دولت نیست اما بنابر اقتضای نیازها دارای تعاملی دوسویه هستند و این رابطه بر اساس تعامل و همکاری است. حوزه جامعه مدنی یک نظامنامه خاصی است که متعلق به حقوق خصوصی میباشد. در حقیقت میتوان گفت یک دولت بیرونی است. و در این دولت بیرونی نیازها و مقتضیاتی میباشد که در سایه دولت و نهادها میسر میشود و بدین منظور نیازمند رابطه همکاریجویانه و تعاملی است.
یکی از مدلهای نظری مطلوب در ارتباط باتاثیر جامعه مدنی و نظام سیاسی،مدل سیستمی یانظام سیاسی است که توسط دیویدایستون،الموند وهمکارانش ارائه شده است.تحلیل سیستمی محور بررسی خود را کل نظام یاسیستم دولت_ملت شامل مجموعه تعاملات سیاسی، اقتصادی واجتماعی قرار داده است ومی توانددر فرایند مقایسه،انتخاب وسازماندهی اطلاعات دارای ارزش ابزاری فراوانی باشد.ایستون نظام سیاسی را مجموعه ای از کنش های متقابل تعریف می کندکه ازطریق آن، ارزشها،خدمات وکالاها برحسب قدرت معتبربرای همه بخش های جامعه سهم بندی می شود.در تحلیل سیستمی،مرزبندی های نظام ازاهمیت خاصی برخوردار است زیرا براین اساس است که فرآیندهای تعاملی به سه قسمت نهاده،تبدیل وداده تقسیم می شوند.ازطریق نهاده ها وداده هاست که نظام سیاسی با سایر نظام های اجتماعی ارتباط برقرار می کند و باعث تبادل میان نظام ومحیط آن می شود.(قوام،۳۲:۱۳۸۱)
ناتوانی نظام سیاسی یا عدم پاسخگویی آن در ارائه داده های مناسب منجربه تغییر رژیم وبه هم ریختگی جامعه سیاسی خواهد شد.رابطه میان محیط سیاسی ونظام سیاسی عبارت است از حالت تعادل یا عدم تعادل میان نهادها وداده ها. ماهیت تعاملی نظام ومحیط آن تابعی از درجه سازواری وتطابق نظام با دگرگونی واغتشاش در محیط برای حفظ تعادل است.از آنجاکه نظام سیاسی باز است کلیه پارامترهای سیاسی اعم ازنهاده ها وتبدیل آن به داده ها ونیزبازگشت آن به محیط،براساس نوعی مکانیسم تعاملی تحلیل می شود.(قوام،۴۰:۱۳۸۱)

بر اساس این مدل:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:38:00 ق.ظ ]




پیشنهادات پژوهش
منابع
فصل اول : « کلیّات »
مقدمه:
اشتغال یکی از اساسی ترین فعالیت های زندگی انسان به شمار می رود و هر کس به خاطر امرار معاش و تداوم زندگی باید ساعاتی از اوقاتش را کار کند.اشتغال واقعه ای است از زندگی انسان که برای همۀ انسان ها در برهه ای از زمان اتفاق می افتد و هیچ کس را گریزی از آن نیست.همچنین بقا و رشد جامعه به اشتغال آن وابسته است.اشتغال صحیح و گزینش افراد مناسب برای انجام مشاغل از مهمترین عوامل مؤثر در رشد اقتصادی و اجتماعی جامعه و تأمین کننده سلامت افراد و نیل به خودکفایی و بی نیازی از دیگران می باشد.همچنین جوامعی که انسان های فعال و کارآمد دارند بر زندگی خود حاکمند و به انواع گوناگون در تعیین شیوۀ زندگی جوامع دیگر تأثیر می گذارد.رضایت شغلی تعیین کنندۀ مهمی در رضایت از زندگی است و تمام رفتارها و روابط انسان ها بطور مستقیم و غیر مستقیم از چگونگی اشتغال آنها متأثر می باشد.مفاسد اجتماعی به دلایل متعدد ریشه مهمی در بیکاری دارند و از طریق اشتغال می توان نابسامانی ها را برطرف کرد.(شفیع آبادی ۱۳۷۱)
پایان نامه - مقاله - پروژه
پرواضح است افرادی می توانند از شغل خویش راضی باشند که تمامی عوامل مؤثر در رضایت شغلی را به نوعی داشته باشند و تمامی عوامل منفی را که به نوعی رضایت شغلی را تحت تأثیر قرار می دهند تقلیل دهند.همچنین خداوند در قرآن کریم می فرمایند : «هر کسی امید لقای پروردگارش را دارد باید عمل صالح انجام دهد»
گاهی موقعیت های سخت و ناگوار شغلی و عدم تغییر شغل در افراد باعث می شود فرد دچار رنجش روز افزون مشاغل و درونی شدن و نارضایتی فرد گردد.همان طور که می دانیم زمان و استفاده بهینه از زمان هم باعث رضایت شغلی در فرد خواهد شد.(شفیع آبادی ۱۳۷۱)
زمان از جمله نعمت های گرانبهایی است که نیازمند برنامه ریزی دقیق می باشد و این امر ملاحظاتی را می طلبد و افرادی که قصد دارند وقت خود را برای انجام امور متنوع زندگی سازماندهی کنند باید ملاحظات را رعایت نمایند و به این صورت است که افراد باید کار خود را در نظر داشته باشند یعنی کاری را که می خواهند انجام دهند نیازمند چه زمانی است که بتوانند کار را به درستی و با رضایت کامل انجام دهند.برتری افرادی که زمان خود را مدیریت می کنند در این است که در زمان مساوی کارهای بیشتری نسبت به دیگران انجام می دهند و از لحظات زندگی شان به بهترین شکل استفاده می کنند ، و همچنین به رضایت شغلی هم دست می یابد.(غلامرضا خاکی ۱۳۷۸)
طرح مسئله :
یکی از ارکان مهم و حیاتی نظام های پویا و در حال توسعه و توسعه یافته ، میزان اشتغال و فرآیندهای آن در حیات اجتماعی است چنانچه برهه کنونی نظام های پیچیدۀ جهانی و استفاده از امکانات تکنولوژی در عرصه تولید خدمات در مقابل افزایش روزافزون جمعیت و انتظارات آحاد مردم از برخورداری از موقعیت های بالاتر شغل باعث شده است ، انتخاب شغل و رسیدن به شغل و راحتی ادامۀ شغل فرایند روابط خانوادگی و روابط اجتماعی را تحت الشعاع قرار دهد. (شفیع آبادی ۱۳۷۴)
هویت حیات موجودات انسانی بستگی به تلاش و فعالیت و کوشش مستمر او دارد که تلاش زمینه حیات موجودات بقای انسان به عنوان اشرف مخلوقات است.تاریخچۀ حیات انسانی هرچند از فعالیت ناایستاده است امروزه که قرن فضا و ارتباطات است و علم به سرعت در حال توسعه می باشد هر روز اختراعات و تکنولوژی جدید عرضه می شود هر چند اکثر کارها توسط رباطها انجام می گیرد بیشتر کارها کامپیوتری صورت می گیرد وزندگی ماشینی جایگزین تحرک شده

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:37:00 ق.ظ ]




با این شرط، اضطرار خارج می‌شود. زیرا با وجود اضطرار،رضا وجود دارد.[۲۷۱]
۵- نامشروع و غیر عادی بودن تهدید :
ابزار اکراه معمولاً ابزاری غیرمشروع است که برای رسیدن به غرضی غیرمشروع به کار گرفته می‌شود. تهدید یک شخص به قتل یا آتش زدن منزلش در صورت امتناع از قرارداد یا تهدید به افشاگری درصورتیکه مالی را هبه نکند، وسایلی غیرمشروع برای رسیدن به غرض غیرمشروع می‌باشند. اما اگر وسایل مشروعی برای رسیدن به غرض مشروع به کار گرفته شوند اکراه محسوب نمی‌شود.
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
اکراه باید موصوف به این وصف باشد که نامشروع باشد (همچون تهدید به قتل). باید آنچه از مکره طلب می‌شود بر او واجب نباشد. برای مثال، اگر کسی به علت بدهکاری مورد تهدید واقع شود که از او شکایت می‌شود اکراه محسوب نمی‌شود، یا داینی که مدیون را تهدید می‌کند به اینکه اگر تضمین ندهد به اجرای حقش که بر ذمه مدیون است مبادرت خواهد کرد و بدین وسیله مدیون رهنی را در اختیار داین قرار می‌دهد، در اینجا عقد رهن باطل یا غیر نافذ نیست؛ زیرا وسایل اعمال فشار، وسایلی مشروع هستند و هدف داین فقط وصول به حق است. یا کسی که مالی را ودیعه گذاشته اما امین، امانت را رعایت نمی‌کند و ودیعه را انکار می‌کند. ودیعه گذار او را تهدید به مراجعه به دادگاه می‌کند و طرف مقابل با اکراه اقرار می‌کند. همچنین اگر شخصی دیگری را تهدید کند که اگر خانه‌اش را به او نفروشد او هم ملکش را به فرزندش اجاره نمی‌دهد؛ چنین معامله‌ای اکراهی نیست چون، هر شخصی از نظر قانون حق دارد ملکش را اجاره ندهد. به همین علت است که قانونگذار در ماده ۲۰۷ ق.م. اعلام کرده است: «ملزم شدن شخص به انشای معامله، به حکم مقامات صالحه قانونی اکراه محسوب نمی‌شود».
ضرری که مستحق علیه است( مثل بدهکاری که برای پرداخت بدهی خود خانه خود را کمتر از قیمت بازار بفروشد) عرفاً مشمول عنوان اکراه نیست و بر فرض که عرف چنین معامله‌ای را اکراهی تلقی کند مشمول حدیث رفع نمی‌شود؛ زیرا خلاف امتنان است.[۲۷۲]
در پاسخ به این ایراد که معامله فاقد طیب نفس است گفته شده است: «دفع ضرر مستحق علیه، اقوی سبب تحقق رضای معاملی است. ضرر هنگامی که مستحق علیه باشد باید به حکم قانونگذار ملزم به آن بود و یا این که به گونه‌ای انسان باید آن را به اختیار از خود دفع کند یا طرفین به گونه‌ای با هم تراضی کنند[۲۷۳]».
در صورتی که به حکم مقامات قانونی، شخص وادار به انجام معامله‌ای شود آیا معامله اکراهی است؟ و در صورتی که اکراهی نیست نقش حاکم یا قائم مقام او در این میان چیست؟ مانند:
۱- حکم به بیع مال مدیون جهت ادای دین خود ؛
۲- حکم فروش مال محتکری که خوردنی‌ها را احتکار کرده است ؛
۳- کسی که باید نفقه افراد واجب النفقه‌اش را بدهد و به تکلیف خود عمل نکند ؛ حکم به فروش مالش می‌شود ؛
۴- در صورتی که راهن، دینش را پرداخت نکند، حکم به فروش عین مرهونه می‌شود تا از طریق آن دین او پرداخت شود.
برخی معتقدند در چنین مواردی تصرف در عقد با حاکم یا قائم مقام او است و نیازی به تصرف مکرَه نیست چون حاکم در چنین مواردی ولی است[۲۷۴] (الحاکم ولی الممتنع) . دلیلی هم برای مباشرت مکرَه بر اجرای لفظی که فاقد قصد و رضا هست وجود ندارد و این که حاکم قائم مقام او در اجرای عقد باشد، به نظر آسان‌تر جلوه می‌کند و اگر مباشرت مکره ضروری باشد وضعیت پیچیده‌تر می‌شود؛ چون بهواسطه عنادی که مکره دارد در صحت چنین معامله‌ای تردید است.[۲۷۵]
می توان گفت حاکم امر به معامله می‌کند و نیازی به ولایت او نیست، چون ولایت حاکم در جایی ثابت است که فعل مالک یا وکیل او ممکن نباشد.
گفته شده در اکراه به حق، در حقیقت مکرِه حقتعالی است و حاکم نایب او در اجرای عقد است. پس معقول نیست که چنین عقدی فاقد اثر باشد. به همین علت در پاسخ به این سؤال که آیا حدیث رفع شامل معامله اکراه به حق می‌شود یا نه؟ گفته شده است: «حدیث رفع هنگامی دلالت بر بطلان عقد مکره می‌کند (با توجه به نظر بطلان) که مکرِه انسان باشد. پس اگر مکرِه خداوند باشد معامله اکراهی نیست.[۲۷۶]
ب- ترس مؤثر در وقوع معامله :
ترس، تعادل روانی عاقد را بر هم می‌زند و در نتیجهی آن، مکرَه اقدام به معامله می‌کند. از لحاظ حقوقی، آیا معیار اندازه ترس، طرف قرارداد و اوضاع و احوال او است؟ یا عرف یا هر دو؟ هریک از این سه مورد در کتابهای حقوقی طرفدارانی را به خود اختصاص داده است .
قانون مدنی، دو نظر شخصی و نوعی را با هم تلفیق کرده است . در م ۲۰۲ ق.م. چنین پیشبینی شده است: «اکراه به اعمالی حاصل می‌شود که مؤثر در هر شخص باشعوری بوده و او را نسبت به جان یا مال یا آبروی خود تهدید کند به نحوی که عادتاً قابل تحمل نباشد. در مورد اعمال اکراه آمیز سن و شخصیت و اخلاق و مرد و زن بودن شخص باید در نظر گرفته شود».
قسمت اول ماده (مؤثر در هر شخص باشعور)، معیار نوعی است اما قسمت اخیر ماده (سن و شخصیت و …)، معیار شخصی است.
برخی از حقوقدانان معتقدند منظور قانونگذار از لزوم در نظر گرفتن سن، شخصیت، اخلاق و مرد یا زن بودن، برای احراز تحقق یا عدم تحقق اکراه، تعیین ضابطه فردی و شخصی نیست که در هر مورد خصوصیات انحصاری شخص مکره مورد سنجش قرار گیرد؛ بلکه منظور، بررسی کردن ضابطه نوعی است. برای مثال برای تعیین تحقق یا عدم تحقق اکراه، باید سنجید که آیا نوع مردان و زنانی که در سن یا شخصیت شخص تهدید شونده قرار دارند، تحت تأثیر تهدید واقع شده قرار
می‌گیرند یا خیر. بنابراین تعیین خصوصیات تهدید شونده، ضابطه را از نوعی بودن به شخصی بودن تغییر نمی‌دهد.[۲۷۷]
برخی معتقدند بند ۲ ماده ۲۰۲ ق.م.، تقلید ناروای قانونگذار از میراث ناپخته حقوق رم[۲۷۸] است که این اشکال را به وجود آورده است.[۲۷۹]
به نظر می‌رسد حق با نظر اخیر است. ماده ۱۱۱۲ق.م. فرانسه از حقوق رم اخذ شده است؛ از سوی دیگر چون معیار خشک حقوق رم[۲۸۰] نمی‌توانست راه گشای حل تشخیص اکراه مؤثر باشد، حقوقدانان فرانسوی نظریه‌هایی مطرح کردند و قانونگذار با جمع این نظریه‌ها، ماده ۱۱۱۲ را پیش‌بینی کرد.[۲۸۱] سبک نگارش ماده ۲۰۲ ق.م. هماهنگ با ماده ۱۱۱۲ ق.م. فرانسه است. با این تفاوت که به جای «شخص متعارف» در قانون فرانسه، «شخص باشعور» در قانون مدنی ایران ذکر شده است. متأسفانه اشتباهی که قانونگذار فرانسوی کرد (عدم تفکیک نظریه شخصی و نوعی)، مورد تقلید قانونگذار ما نیز واقع شده است.
برخی از حقوقدانان معتقدند ضابطه نخستین برای تشخیص اکراه ضابطه نوعی است یعنی باید در وهله ی اول به تأ ثیر عمل در شخص متعارف مراجعه کرد، مگر این که ثابت شود که عمل تهدید آمیز در شخص طرف معامله، به علت وضع جسمی و روحی خاص او مؤثر بوده است .[۲۸۲]
حسن نظر نوعی این است که اصل ثبات قراردادها کمتر مخدوش می‌شود و از لحاظ اثباتی تشخیص اکراه مؤثر، آسان‌تر است؛ اما نظر شخصی مطابق با اصل آزادی اراده است. برای اینکه خواست مکرَه تأمین شود نظر شخصی ترجیح دارد. اما از آنجا که تشخیص اکراه مؤثر در اشخاص، متفاوت است و برای قاضی دشوار است که همواره به حقیقت دست یابد، به نظر می‌رسد باید بین
مرحله ثبوت و اثبات قائل به تفکیک شویم. با این بیان که در وهله اول با توجه به قاعده «العقود تابعه للقصود» معیار شخصی حاکم باشد ؛ چون قصد واقعی اشخاص، سرنوشت واقعی عقود را رقم می‌زند. این نظر با عدالت نیز سازگارتر است اما از آن جا که معیار شخصی با این ایراد روبهروست که احراز آن برای قاضی همواره آسان نیست در مرحله اثبات، در صورتی که قاضی نتواند حقیقت قضیه را کشف کند، باید معیار نوعی _ شخصی را اعمال کند ؛ یعنی شخص مکره با افراد هم سطح خودش سنجیده شود . در صورتی که این معیار هم راه گشا نباشد درنهایت ، معیار نوعی حاکم می شود .
سؤالی مطرح است و آن این که اگر اکراه در فردی مؤثر نباشد اما در نوع مردم مؤثر باشد مطابق با معیار نوعی راه حل چیست؟ در پاسخ طرفداران نظر نوعی می‌گویند برای این که اکراه واقع شود لازم است که تهدید در شخص تهدید شونده (با لحاظ اوصاف نوعی او) نیز مؤثر باشد. بنابراین اگر تهدید با لحاظ شرایط و وضعیتی که دارد در نوع مردم مؤثر باشد ولی به جهات خاص در تهدید شونده بی‌تأثیر باشد، اکراه محقق نمی‌شود. زیرا تهدید شونده با رضای آزاد و نه تحت تأثیر تهدید، مبادرت به تشکیل معامله کرده است که در این صورت، موجبی برای بی‌اعتباری چنین معامله‌ای نمی‌توان شناخت. برای مثال ممکن است تهدید به جان از سوی شخص شرور در نوع مردم مؤثر باشد ولی در شخص جنایتکار دیگری که دارای سوابق سوء بیشتر و شخصیت مجرمانه و خطرناکتری است، بی‌تأثیر باشد.[۲۸۳]
به همین علت است که ماده ۲۰۵ ق.م. مقرر می‌دارد: «هرگاه شخصی که تهدید شده است بداند که تهدید کننده نمی‌تواند تهدید خود را به موقع اجرا گذارد و یا خود شخص مزبور قادر باشد بر این که بدون مشقت اکراه را از خود دفع کند و معامله را واقع نسازد آن شخص مکره محسوب نمی‌شود».
ج- تمام علت بودن اکراه:
اگر داعی دیگری غیر از اکراه ضمیمه شد (مثل تقرب به مکره) فعل اکراهی نیست. برای مثال اگر ظالمی، شخصی را وادار به انجام معامله کند و دیگری برای نزدیکی به ظالم حاضر به معامله شود ، اکراه واقع نمیشود.[۲۸۴]
باید بین تهدید عمدی و انجام معامله، رابطه سببیّت عرفی احراز شود
د- ورود ضرر :
شرط دیگر این است که در صورت ترک معامله از طرف مکره ضرر وارد شود ؛ به گونه‌ای که اگر امتناع از خواست مکرِه کرد امر ناگواری اتفاق افتد . در این ارتباط موضوع ضرر ، متعلق ضرر، رابطه ضرر بامعامله و متعلق آن باید بررسی شود .
۱- موضوع ضرر :
ضرر ممکن است نسبت به جان (مانند قتل، قطع عضو، ضرب و شتم)، مال (مثل اتلاف مال)، حق (مانند حق منع از عبور و مرور)، و یا آبرو باشد.
۲- متعلق ضرر :
لازم نیست تهدید نسبت به خود مکرَه باشد، اما تهدید نسبت به غیر باید به گونه‌ای باشد که
جایگزین مکرَه شود و در اراده ی او مؤ ثر باشد . مانند فرزند و پدر و مادر[۲۸۵]. بنابراین تهدید نسبت به خویشان و نزدیکان مکره نیز می‌تواند مؤثر باشد. قانون گذار مواردی را در ماده ۲۰۴ ق.م. بهعنوان مثال ذکر کرده است از جمله: زوج، زوجه، آباء و اولاد. و به طور کلی گفته است: «… در مورد این ماده تشخیص نزدیکی درجه برای مؤثر بودن اکراه بسته به نظر عرف است».
سؤالی مطرح است و آن این که آیا تهدید نسبت به دوستان نیز مؤثر است یا فقط شامل خویشاوندان مکره می‌شود؟ به نظر می‌رسد رابطه عاطفی که تهدید شونده با هر کس دیگری داشته باشد کافی برای اجرای احکام اکراه باشد. اما رابطه باید به گونه‌ای باشد که دیگری جایگزین خود مکره یا حتی عزیزتر از جان خود او باشد، و به دیگر سخن تهدید باید در اراده ی او مؤ ثر باشد . ممکن است کسی باکی نداشته باشد که ضرری به او برسد اما تحمل رنج دیگران برای او دشوارتر باشد و چه بسا دوستانی که نزدیک‌تر از خویشاوندان باشند. بهتر بود که قانونگذار متعلق ضرر را محدود به خویشاوندان نمی‌کرد، اما به هر حال با اخذ وحدت ملاک می‌توان احکام اکراه را در مورد تهدید و ضرر به دوستان نیز جاری دانست.
۳- رابطه مستقیم ضرر با معامله
ضرر به طور مستقیم مربوط به خود معامله باشد . برای مثال ، اگر مکره ملکی را نفروشد به قتل می‌رسد ایجاد ضرر به طور مستقیم به خود معامله مربوط می‌شود. اما اگر فردی ملکی را نفروشد نمی‌تواند هزینه معالجه فرزندش را پرداخت کند پس حتی اگر تهدید هم باشد معامله اکراهی نیست یعنی پزشک بگوید اگر هزینه عمل پرداخت نشود، بیمار را معالجه نمی‌کند.
بدین ترتیب اگر دفع هر ضرری مشمول احکام اکراه باشد باید بسیاری از معاملات اکراهی باشند، در حالی که معامله عقلا برای جلب منفعت یا دفع ضرر است.
۴– معیار حصول ضرر :
آیا ضرر باید نسبت به خود مکره سنجیده شود (یعنی معیار شخصی باشد) یا این که در عرف اگر صدق ضرر شود کافی است؟
به نظر می رسد در وهله ی اول با ید معیار شخصی اعمال شود چه بسا چیزی برای فردی ضرری باشد ولی برای دیگری نباشد . برای مثال تهدید به ازبین بردن حشرات یک حشره شناس (که مدتها برای جمع آوری آن ها تلاش کرده است) برای نوع مردم نه تنها ضرری نیست ، بلکه مضحک هم می باشد .
عده‌ای معتقدند مواردی مانند قتل، قطع عضو، ضرب و شتم فی نفسه برای هر فردی ضرری است و به اختلاف افراد متفاوت نمی‌باشد. اما به عکس، عده‌ای معتقدند این موارد با توجه به اختلاف اشخاص متفاوت است. برای مثال افرادی از شتم باکی ندارند اما قتل و قطع عضو برای آنها مهم است بلکه صبر بر ضرب و شتم را فتوّت و بزرگی می‌دانند؛ اما کسانی که اهل صیانت هستند، ضرب و شتم برای آنها ضرر است و اقوی هم نزد برخی از فقها همین قول است.[۲۸۶]
برخی قتل و قطع عضو را از مبحث فوق استثنا کرده‌اند و بیان داشتهاند که برای همه این دو مورد ضرری است و غیر از این دو مورد باید وضعیت اشخاص را بررسی کرد. بهزعم برخی، گرفتن مال اندک از آنها مانند قتل است؛ اما به هر حال معیار حصول ضرر باید به تشخیص عرف باشد.[۲۸۷]به نظر می رسد در صورتی که معیار شخصی به دلیل مشکلات اثباتی آن قابل اعمال نباشد بایدمعیار شخصی – نوعی را اعمال کرد . یعنی فرد مکره با افراد هم سطح خود سنجیده می شود و چنین قضاوت می شود که آیا مورد تهدید برای او ضرر ی است ؟
در صورتی که نتوان از این طریق هم به نتیجه رسید نوبت به معیار نوعی ( محض) می رسد . برخی از حقوقدانان بدون رعایت سلسله مراتب ، معیار نوعی را حاکم دانسته اند[۲۸۸] .
ه - آیا عدم امکان فرار از اکراه شرط است :
این بحث مطرح شده است که اگر امکان فرار مکرَه باشد، آیا معامله اکراهی است یا نه؟ برای مثال مکره محل انعقاد معامله را ترک کند یا بتواند در برابر تهدید مکره مقاومت کند.
یکی از راه های فرار، توریه[۲۸۹] یا مخفی کردن واقع است. باز به طور خاص این بحث مطرح شده است که اگر امکان صوری معامله باشد، اما مکره قصد حقیقی کند، آیا معامله علیرغم راه فرار، اکراهی است یا نه پیش از پاسخ، لازم است فروض مختلف در مورد اصل فرار از اکراه مطرح شود:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:37:00 ق.ظ ]




اخلاقگرایی ادّعا می‌کند که هر عیب اخلاقیِ موجود در اثر هنری همواره نقصی زیبایی‌شناختی است، و حال آنکه اخلاقگرایی معتدل، با اتّخاذ موضعی خفیف‌تر، صرفاً مدّعی است که گاهی عیب اخلاقی موجود در اثر هنری ممکن است عیبی زیبایی‌شناختی باشد و گاهی حُسنِ اخلاقی موجود در اثر هنری ممکن است حُسنی زیبایی‌شناختی باشد. پس، اخلاقگرایی معتدل از دو جنبه با اخلاقگرایی مرز دارد. از یک سو، دعوی‌اش را تنها محدود به برخی آثار هنریِ به لحاظ اخلاقی معیوب می‌کند، نه همه‌ی آثار واجد وجوه غیراخلاقی؛ و، از دیگرسو، در باب ربطِ حُسن اخلاقیِ اثر به حُسنِ زیبایی‌شناختیِ آن هم دعوی‌ای دارد که اخلاقگرایی نسبت بدان ساکت بود. به تعبیری، می‌توان گفت که، از یک منظر، مضیّق‌تر از اخلاقگرایی است و، از منظری دیگر، موسّعتر.
می‌توان گفت که اخلاقگرایی معتدل، در واقع، دو مدّعا در باب ربط ارزیابی اخلاقی به ارزیابی زیبایی‌شناختی دارد: یکی اینکه گاهی عیب اخلاقی به نقص زیبایی‌شناختی اثر می‌ انجامد و دیگری اینکه گاهی حُسن اخلاقی به حُسن زیبایی‌شناختی اثر منجر می‌شود. اخلاقگرایی معتدل، برای دفاع از دعوی نخست، اساس کار خود را، همچون خلفش اخلاقگرایی، بر واکنش‌های اخلاقی‌ای می‌گذارد که اثر مخاطبش را بدان‌ها توصیه یا حکم می‌کند.
دانلود پروژه
تضمینِ برانگیخته‌شدنِ واکنش‌های مورد توصیه‌ی اثر هنری در مخاطب یکی از وجوهِ مهمّ برنامه‌ی هر اثر هنری است. پس، هر ضعف‌ونقصانی در این تضمینْ نقصی زیبایی‌شناختی در اثر هنری است، و، از این حیث، باید در کفّه‌ای از ترازو قرار گیرد و هر حُسنِ زیبایی‌شناختی‌ای که اثر مذکور دارد، البتّه اگر داشته باشد، در کفّه‌ی دیگر. بسیاری از (بیشترِ؟) آثار هنری واکنش‌های عاطفی‌ای را توصیه می‌کنند. برخی از این واکنش‌های عاطفی، در میان شرایط موجّه‌کننده‌شان، ملاحظاتی اخلاقی در بر دارند (بدین نحو که [مثلاً] خشمْ مستلزمِ درکِ بی‌عدالتی است)؛ و پاره‌ای از این واکنش‌های عاطفی کاملاً وجه اخلاقی دارند (مثل احساس خشم اجتماعی). اثر هنری‌ای که در تضمینِ برانگیختگی یا جذبِ عاطفیِ [مخاطب] ناموفّق است برحسبِ معیارهای خودش از لحاظ زیبایی‌شناختی نقص دارد. وانگهی، چه بسا یک اثر هنری بدین سبب در تضمینِ واکنش‌های عاطفی‌ای که بدان‌ها حکم می‌کند ناموفّق باشد که تصویری که از شخصیّت‌ها و وضع‌وحال‌ها عرضه می‌کند با معیارهای موجّه‌کننده‌ی اخلاقی‌ای که درخورِ عاطفه‌ی حکم‌شده هستند نمی‌خواند. و یکی از راه‌هایی که بدین امر توانَد انجامید غیراخلاقی بودن است. (ص ۱۳۰)
برای مثال، رمان حیوان رو به موت را در نظر بگیرید. ظاهراً نویسنده‌ی این رمان تلاش دارد تا شکوهِ امیالِ، به زعم خود، مردانه را در قامتِ قهرمان مرد داستانش نشانمان دهد و ما را به تحسین و شگفتی وادارد. امّا هر خواننده‌ی دارای حسّاسیّت اخلاقی، تصدیق می‌کند که کِپِش، شخصیّت اوّل رمان، هر آینه، یک متجاوز جنسی است. تلقّیِ وی از زنان این است که موجوداتی صرفاً جنسی‌اند و نظرگاه رمان هم با وی همراه است. همین نگرش غیراخلاقیِ وی نسبت به زنان سبب می‌شود که خوانندگانِ به لحاظ اخلاقی حسّاس نتوانند با اثر همراهی کنند و واکنشِ مورد انتظار (شگفتی و تحسین) را بروز دهند. بنابراین، اینکه برخی خوانندگان نمی‌توانند، از پیِ مواجهه با این رمان، واکنش مورد نظر را بروز دهند دقیقاً از آن روست که نمی‌توانند با نظرگاه اخلاقاً معیوبِ رمان همراهی کنند. یعنی عیب اخلاقیِ موجود در رمانْ سببِ عدم توفیقِ زیبایی‌شناختیِ آن گشته است. و این همان دعویِ نخستِ اخلاقگرایی معتدل است.
در خصوص این دعوی، دو نکته‌ی درخور توجّه وجود دارد. یکی اینکه چنین نیست که وجود هر عیب اخلاقیِ منجر به نقص زیبایی‌شناختی سبب شود که اثری، در مجموع، به لحاظ زیبایی‌شناختی بد باشد. ممکن است عیوب اخلاقی موجود در اثری که بالمآل نقص‌هایی زیبایی‌شناختی تفسیر می‌شوند، در مقایسه با محاسن زیبایی‌شناختیِ اثر مذکور، چشمگیر نباشند و آن اثر، روی هم رفته، به لحاظ زیبایی‌شناختی خوب ارزیابی شود. و نکته‌ی دوم اینکه چنین نیست که لزوماً مخاطبان ــ حتّی مخاطبان به لحاظ اخلاقی حسّاس ــ همواره ملتفتِ همه‌ی عیوب اخلاقیِ موجود در آثار هنری بشوند و، در نتیجه، این التفات به همراهیِ ایشان با اثر لطمه بزند. کاملاً متصوّر است که مخاطبان به علل مختلفی نتوانند به عیوب مذکور ره ببرند ــ از جمله اوضاع‌واحوالی که در آن با اثر مواجهه می‌شوند و/یا پیچیدگی و ظرافتِ اثر. می‌توان انتظار داشت که مردمان کشوری مورد تهاجم، در گرماگرمِ نبرد با کشور متخاصم، اصلاً متوجّهِ رویکردِ غیرانسانیِ موجود در پاره‌ای آثار هنری‌ای که بر در و دیوار شهرهایشان می‌بینند نشوند. کاملاً محتمل است که ایشان در آن وضع‌وحالِ خون و آتش، برغم باور داشتن به ضوابط اخلاقی‌ای در خصوص جنگ، نتوانند تشخیص دهند که آثار مذکور به زیر پا گذاشتن برخی از همان ضوابط دعوتشان می‌کنند. وانگهی، آثار هنری می‌توانند واجد پیچیدگی و ظرافت بسیار باشند، به نحوی که حتّی مخاطبان از لحاظ اخلاقی حسّاس هم نتوانند برخی دلالت‌های غیراخلاقی آن‌ها را دریابند. حاصل اینکه در چنین نمونه‌هایی، عیوب اخلاقی موجود در آثار به بروز واکنش مورد توصیه‌ی اثر لطمه نمی‌زنند و، بنابراین، نقص‌های زیبایی‌شناختیِ بالفعل نیستند، هرچند نقص‌هایی بالقوّه باشند.
چنانکه گذشت، افزون بر ادّعایی در باب ربط عیب اخلاقیِ موجود در اثر هنری به نقص زیبایی‌شناختیِ آن، اخلاقگرایی معتدل دعوی‌ای هم در باب ربط فضیلتِ اخلاقیِ موجود در اثر به حُسن زیبایی‌شناختی آن دارد.
[به زعم اخلاقگرای معتدل] گاهی فضیلت اخلاقیِ موجود در اثر هنری می‌تواند حُسنِ زیبایی‌شناختی به شمار آید. یکی از اهدافِ زیبایی‌شناختیِ مهمّ اکثرِ آثار هنری جلبِ توجّه مخاطب است. فراهم آوردن بصیرت اخلاقی واقعی و عبرت‌آموز؛ به کار انداختن و افزایشِ قوای ادراک، عاطفه، و تأمّلِ اخلاقیِ درست در مخاطب؛ تحدّی با عقاید اخلاقی خودپسندانه؛ برانگیختن فهم اخلاقی و/یا وسعت و قوّت بخشیدن بدان؛ فراهم آوردن زمینه برای انجام داوری‌های اخلاقی‌ای که وجه تعلیمی و تربیتی دارند؛ ترغیب مخاطبان به پِیجویی دلالت‌های اخلاقی یا رمزگشایی از استعاره‌های به لحاظ اخلاقی ارزشمندی که برای زندگی‌های ایشان اهمّیّت دارد، جملگی، می‌توانند در جذّاب شدن اثر هنری نقش داشته باشند. بدین‌سان، گاهی یک فضیلتِ اخلاقیْ حُسنی زیبایی‌شناختی هم هست. (ص ۱۳۲)
نخستین نقد عمده‌ی وارد شده بر اخلاقگرایی معتدل معطوف به ادّعای اوّلِ آن مبنی بر ربط عیب اخلاقی به حُسن زیبایی‌شناختی است. اگر مخاطب، به سببِ عیب اخلاقی موجود در اثر، رغبتی به همراهی با آن نداشته باشد، در واقع‌، خود را از آنچه اثر برایش تدارک دیده محروم می‌دارد. بدین‌سان، چنین مخاطبی اصلاً تجربه‌ی کاملی از اثر نداشته است که بخواهد در باب آن به داوری بنشیند. در پاسخ، باید گفت: بی‌رغبتیِ منظورِ نظر در اینجا از آن دست بی‌رغبتی‌ای نیست که مخاطب بتواند از آن مانع شود یا مهارش کند. مخاطبی که به لحاظ حسّاسیّت اخلاقی در وضع آرمانی قرار دارد، در مواجهه با بی‌اخلاقی‌های احتمالی موجود در اثر، چنان عنانِ عواطف از کف می‌دهد که دیگر نمی‌تواند با اثر همراهی و همدلی کند. از دیگر سو، این بی‌رغبتی چنان هم نیست که دسترسیِ مخاطب به اثر را کاملاً مسدود کند. چنین مخاطبی می‌تواند، از پس تلاشی منصفانه برای نشان دادن واکنش مورد توصیه‌ی اثر، حکم به وجود نقصی در طرح‌وتدبیرِ آن اثر کند. یعنی ارزیابی‌اش از این قرار باشد: اثر مذکور دارای چنان عیوب اخلاقی‌ای است که مخاطب به لحاظ اخلاقی حسّاس نمی‌تواند با آن همراهی کند و واکنش مورد نظرش را بروز دهد. پس، اثر مذکور به لحاظ زیبایی‌شناختی عیبناک و ناقص است.
نقد دیگر تا حدّی مبتنی است بر اوّلین نکته‌ای که در باب مدّعای نخستِ اخلاقگرایی معتدل متذکّر شدیم ــ یعنی امکانِ وجودِ آثار هنری‌ای که دارای عیب اخلاقی‌اند، ولی، روی هم رفته، به لحاظ زیبایی‌شناختی خوبند. گفته می‌شود: چرا اخلاقگرایی معتدل، که وجودِ آثار هنریِ اخلاقاً معیوبِ به لحاظ هنری خوب را می‌پذیرد، بر وجودِ آثار هنری‌ای که به سببِ عیبناکیِ اخلاقی‌شان به لحاظ زیبایی‌شناختی خوبند صحّه نمی‌گذارد؟ در پاسخ، باید گفت: اخلاقگرایی معتدل، که چیز زیادی از عمرش نمی‌گذرد، چنانکه پیشتر آمد، تنها دو مدّعا داشته است و این نقد مدّعای سومی را پیش می‌کشد، نه اینکه بواقع نقدی باشد. چنین می کند که اخلاقگرایی معتدل هنوز به جمع‌بندیِ نهایی در باب این مدّعا نرسیده است، هرچند می‌تواند بگوید که آثار هنری‌ای که به سببِ عیبناکیِ اخلاقی‌شان به لحاظ زیبایی‌شناختی خوبند، اگر اصلاً وجود داشته باشند، بسیار نادرند. مشهورترین اثری که چنین ادّعایی در باب آن شده فیلم پیروزی اراده است. خوب است در پایان سخن، به عنوان مشتی نمونه‌ی خروار، ببینیم نمونه‌ی مذکور درخور چنین ادّعایی هست یا نه.
ادّعا کرده‌اند که پیروزی اراده به سبب عیبناکیِ اخلاقی‌اش به لحاظ زیبایی‌شناختی ستایش‌انگیز است. امّا استدال این سخن چیست؟
ظاهراً استدلال مورد نظر از این قرار است: ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که تکثّر عقاید در آن هست. بسیاری از این عقاید دستخوش عیب و ایرادند، از جمله، و بخصوص، ایرادات اخلاقی. با وجود این، ما نیازمندِ آنیم که این عقاید را بشناسیم و بدانیم که چرا انسان‌ها بدان‌ها معتقدند (Jacobson 1997: 193-4). پس، به داشتنِ این نظرگاه‌هایی که به روشنیِ هرچه‌تمام‌تر بر ما عرضه شده‌اند نیازمندیم. پیروزی اراده چنین کاری می‌کند. بدین‌سان، آن تصویری که با آب‌وتاب از یک وضع‌وحالِ اخلاقاً معیوب به دست می‌دهد ذاتاً در ستودنی بودنِ آن دخیل است. (ص ۱۳۵)
برای تحقّق بخشیدن به هدف تعلیمیِ مذکور، نظرگاه‌های اخلاقاً مخدوش باید در ساختارهای بزرگتری جای گیرند که خود آن ساختارها دستخوش عیب و ایراد اخلاقی نباشند، تا مخاطب بتواند در آن چارچوب کلّی‌تر اوّلاً آثار و نتایج عملیِ آن نظرگاه‌ها را فهم کند و ثانیاً دریابد که چرا کسانی بدان‌ها معتقد و ملتزمند. برای مثال، فرق است میان اثری که ساختار کلّی‌اش در جانبداری از نظرگاهی اخلاقاً مخدوش است با اثری که، برغم تصویر کردن نظرگاه مذکور، ساختار کلّی‌اش در نقدِ آن نظرگاه است. فیلم پیشنهاد، ساخته‌ی آدرین لین، هم تصویری از یک وضع‌وحال اخلاقاً معیوب به دست می‌دهد و هم چارچوب و ساختار کلّی‌اش چنان است که مخاطب، در عین حال که به رذیلت‌آمیز بودنِ پیشنهاد مطرح شده در فیلم توجّه داده می‌شود، درمی‌یابد که پیشنهاد مذکور می‌تواند چه جذّابیّت هولناکی داشته باشد. ولی ساختار کلّی پیروزی اراده چنین نیست. این فیلم آشکارا جانبدارِ فاشیسم هیتلری است و مخاطب را به باور آوردنِ بدان نظرگاه توصیه و ترغیب می‌کند، نه اینکه آن را چنان عرضه کند که مخاطب بتواند به عمقِ بی‌اخلاقی‌هایش تفطّن یابد. با این وصف، چرا باید جانبداریِ آن از فاشیسم را حُسنی زیبایی‌شناختی به شمار آوریم؟ باری، ظاهراً تنها راه برای کسی که می‌خواهد فیلم مذکور را ارزشمند بداند این است که، به نحوی، نشان دهد که حُسن‌های زیبایی‌شناختی‌اش بر نقص‌های زیبایی‌شناختیِ حاصل از عیوب اخلاقی‌اش می‌چربد. و این یعنی پذیرش چارچوب اخلاقگرایی معتدل.

 

    1. نتیجه‌گیری

 

در آنچه گذشت، نخست کوشیدیم نشان دهیم که نقد اخلاقی، برغم همه‌گیری‌اش، دست‌کم از سده‌ی هجدهم بدین سو با شکّ‌وتردیدهای فلسفیِ جدّی مواجه بوده است ــ تشکیک‌هایی که بخش عمده‌ای از آن‌ها اصلاً امکانِ چنین نقدی را به تحدّی می‌خوانند. اشکال‌کردن‌های مذکور را، با مدد گرفتن از کرول، در ذیل پنج عنوانِ استدلال هستی‌شناختی، استدلال‌های مبتنی بر خودآیینی‌گرایی، استدلال‌های معرفتی، استدلال ضدّپیامدگرایانه، و استدلال‌های مبتنی بر خودآیینی‌گرایی معتدل سازمان دادیم و، به قدر طاقت خویش، توصیف و تبیینی از هر کدام به دست دادیم.
امّا سعیِ دیگرمان معطوف به نشان دادن این معنی بود که اشکالات مذکور، برغم قوّتشان و نیز حتّی بصیرت‌هایی که می‌بخشند، نمی‌توانند امکانِ نقد اخلاقی را منتفی سازند. دفاعیّه‌پردازی‌هایی که در برابر این استدلال‌ها عرضه شد، اگر موجّه باشند و مقبولِ عقل افتند، طریقی می‌گشایند تا منتقد اخلاقگرا بتواند همچنان به نقد آثار هنری بپردازد.
و سخن آخر اینکه مدافعان نقد اخلاقی، از یک لحاظ، باید اصلاً حقّگزارِ این تشکیک‌ها باشند، چراکه جدّ و جهد در پاسخگویی به این اشکالات هم افق‌های تازه‌ای در ربط‌ونسبت میان هنر و اخلاق گشوده است و هم به تجدید قوای نقد اخلاقی و دقّت‌نظرِ منتقدان اخلاقگرا امدادها رسانده است. اگر اشکالات شکّاک نبود، نقد اخلاقی هرگز چنین در پیراستگی و قوامِ خود نمی‌کوشید، و ظرائف و لطائف بسیاری که در گرماگرمِ این مناقشه بر ما مکشوف گشته از چشممان پنهان می‌مانْد.
کتابنامه
Anderson, James, and Dean, Jeffrey. (1998). ‘‘Moderate Autonomism.’’ British Journal of Aesthetics, 38: 150–۶۶.
Beardsley, Monroe. (1958). Aesthetics. New York: Harcourt, Brace & World.
Bell, Clive. (1914). Art. London: Chatto & Windus.
Carroll, Noel. (1996). ‘‘Moderate Moralism.’’ British Journal of Aesthetics, 36: 223–۳۷.
___ (۱۹۹۸). ‘‘Art, Narrative and Moral Understanding,’’ in Jerrold Levinson, ed., Aesthetics and Ethics. Cambridge: Cambridge University Press, pp. 128–۶۰.
___ (۲۰۰۰). “Art and Ethical Criticism: An Overview of Recent Directions of Research.” Ethics,
Vol. 110, pp. 350-387
___ (۲۰۰۴). “Art and the Moral Realm,” in The Blackwell Guide to Aesthetics, Peter Kivy (ed.). Blackwell: Blackwell Publishing, pp. 126-151.
___ (۲۰۱۰). Art in Three Dimensions. Oxford: Oxford University Press.
Currie, Gregory. (1995). ‘‘The Moral Psychology of Fiction.’’ Australasian Journal of Philosophy, 73: 250–۹.
___ (۱۹۹۸). ‘‘Realism of Character and the Value of Fiction,’’ in Jerrold Levinson, ed., Aesthetics and Ethics. Cambridge: Cambridge University Press, pp. 161–۸۱.
Devereaux, Mary. (2001). ‘‘Moral Judgments and Works of Art.’’ Paper at conference on Art and Morality, University of California at Riverside, April.
Eldridge, Richard. (1992). ‘‘ ‘Reading for Life’: Martha Nussbaum on Philosophy and Literature.’’ Arion, 3d ser., 2/1: 187–۹۷.
Gaut, Berys. (1998). ‘‘The Ethical Criticism of Art,’’ in Aesthetics and Ethics, Jerrold Levinson (ed.). Cambridge: Cambridge University Press.
___ (۲۰۰۷). Art, Emotion and Morality. Oxford: Oxford University Press.
___ (۲۰۰۹). “Morality and Art,”in A Companion to Aesthetics, Stephen Davies, and …, et al. (ed.). Blackwell: Willey-Blackwell.
Hume, David. (2005). Of the Standard of Taste. In Philosophy: Basic Reading. London: Routledge, pp. 493–۵۰۷.
Kieran, Matthew. (1996). ‘‘Art, Imagination, and the Cultivation of Morals.’’ Journal of Aesthetics, 54: 337–۵۱.
Lamarque, Peter. (1995). ‘‘Tragedy and Moral Value.’’ Australasian Journal of Philosophy, 73: 239–۴۹.
Murdoch, Iris. (1970). The Sovereignty of the Good. London: Routledge & Kegan Paul.
Nussbaum, Martha. (1990). Love’s Knowledge: Essays on Philosophy and Literature.Oxford: Oxford University Press.
Putnam, Hilary. (1978). ‘‘Literature, Science and Reflection,’’ in Meaning and the Moral Sciences. London: Routledge & Kegan Paul, pp. 83–۹۶.
Tolstoy, Leo (1930). What is art? Trans. A. Maude. Oxford: Oxford University Press.
Wilson, Catherine. (1983). ‘‘Literature and Knowledge.’’ Philosophy, 58: 489–۹۶.
II
هنر و قلمرو اخلاق

 

    1. درآمد

 

نسبتِ میان هنر و اخلاق دیرپا و پیچیده است. در واقع، چنان پیچیده است که بهتر است از نسبت‌های میان هنر و اخلاق دم بزنیم، نه اینکه طوری سخن بگوییم که گویی تنها یک نسبت در اینجا برقرار است. از آنجایی که نخستین اخلاقیات قبیله‌ای و ارزش‌های نژادی از طریق ترانه‌ها، اشعار، رقص‌ها، روایات، و هنرهای بصریِ اجداد اوّلیّه‌مان بیان شده و اشاعه یافته‌اند، به احتمال بسیار، هنر و اخلاق، تقریباً در زمانی واحد، به عرصه‌ی فرهنگ وارد شده‌اند. مثلاً هومر، در ایلیاد، فضائل و رذائلِ انتقام را به یونانیان می‌آموخت (French 2001 : ch. 1). همچنین، بخش زیادی از هنر اوّلیّه محملی برای بیان و باور دینی‌ای بود که متضمّنِ آموزش مخاطبان در زمینه‌ی وظایف و آرمان‌های فرهنگشان بود، و گاه آن‌ها را به نقد نیز می‌کشید، همان‌طور که مسیح در بسیاری از حکایت‌هایش در عهد جدید چنین می‌کند (Parker 1994: 48).
در غرب، هنرِ قرون وسطایی و بسیاری از آنچه بعد از آن آمد وقفِ بیانِ اصولِ[۴۴] مسیحیّت در تقریباً هر رسانه‌ی قابل‌تصوّری، از جمله گفتار، ترانه، مجسّمه‌سازی، معماری، شیشه‌کاریِ رنگی، نقّاشی، و مانند این‌ها، شد. در واقع، بسیاری از کلیساهای جامع دانشنامه‌هایی از فرهنگِ کاتولیکی‌اند، گنجینه‌هایی از ارزش‌های مسیحیِ بیان‌شده در قالب روایت‌های بصری که در خدمت یادآوری لحظات مثالی[۴۵]اند. و همین کارکردِ عقیدتی را در مصنوعات فرهنگ‌های غیرغربی نیز می‌توان یافت. خلاصه اینکه چندان شکّی در این مسأله نمی‌توان روا داشت که یکی از کارکردهای اصلی هنر، در همه‌ی دوران‌ها، نمایشِ اخلاق و کند‌وکاو در آن بوده است.
هنر یکی از ابزارهای اصلیِ فرهنگ‌آموزی [یا: فرهنگ‌پذیری][۴۶] انسان‌ها در زمینه‌ی خصائلِ[۴۷] جامعه‌شان است ــ جامعه‌ای که، در آن، اخلاق به معنای دقیقِ کلمه در زمره‌ی این خصائل و یکی از سازه‌های اصلیِ آن‌هاست. هنر ما را با آن خصائل و اخلاقِ مربوط به آن‌ها آشنا می‌سازد و تعهّداتِ ما را نسبت بدان‌ها، غالباً از طریق داستان‌ها و شخصیّت‌های مثالی، تقویت می‌کند و وضوح می‌بخشد؛ هنر، با مجهّز ساختنِ ما به آرمان‌ها، از لحاظ اخلاقی الهامبخش‌مان می‌گردد، و حتّی می‌تواند راه‌هایی برای نقدِ صُورِ شایعِ بی‌بصیرتیِ اخلاقی پیش نهد.
از میان همه‌ی خدماتی که هنر عرضه می‌دارد ظاهراً هیچ کدام به قدمتِ درگیریِ هنر در امر فرهنگ‌آموزیِ مداومِ مخاطبانش نیست، فرایندی که دربرگیرنده‌ی تعلیم‌وتربیتِ اخلاقیِ مخاطبان به شیوه‌های گوناگون است. این بدان معنا نیست که تعلیم‌وتربیتِ اخلاقی تنها کارِ مهمّی است که از هنر سر می‌زند. امّا ترسیمِ خصائلِ مردم، از جمله اخلاقشان، و به پرسشِ کشیدنِ آن خصائل برای مخاطبان یکی از کارهایی است که هنر در انجامِ آن‌ها بی‌نظیر است؛ و شاید هم این کار را افزون بر هر کار دیگری که می‌کند به انجام رسانَد. وانگهی، این فقط کارکردِ هنر در گذشته‌ها نیست؛ امروز هم این کارکرد همچنان در ادبیّات، تئاتر، فیلم، رقص، هنرهای زیبا، و آوازهای هنرمندانِ همه‌جا وجود دارد.
به همین دلایل، شگفت نیست که بخش زیادی از هنرها، در چارچوب اخلاق، مورد بحث و ارزیابی قرار می‌گیرند. برای مثال، عجیب نیست که بخوانیم منتقدی رمان اخیر فیلیپ رات[۴۸]، حیوانِ رو به موت[۴۹]، را به خاطر ضعفِ آشکارش در تلقّیِ زنان به مثابه‌ی موجوداتی صرفاً جنسی موردِ نکوهش قرار می‌دهد (Scott 2001). به نظر می‌رسد که این نوع نقدْ واکنشِ درخوری باشد به رمان‌هایی از نوعِ حیوان رو به موت.
باید اذعان کرد که همه‌ی هنرها، به یک اندازه، درخورِ ارزیابیِ اخلاقی نیستند. چه بسا که اثری در موسیقیِ بی‌کلام[۵۰] و اثری در نقّاشیِ انتزاعی یکسره فاقدِ محتوای اخلاقی باشند و، از این رهگذر، دست یازیدن به نقدِ اخلاقی در چنین مواردی بی‌جا و بی‌مورد باشد. ولی هنرها به قدری به مسائل‌وموضوعاتِ اخلاقی می‌پردازند و نظرگاه‌های اخلاقی عرضه می‌دارند که وقتی در مورد آثار مربوطه ملاحظاتِ اخلاقی مطرح می‌شود به نظر نمی‌رسد که امر نادرستی اتّفاق افتاده باشد ــ حدّاقلّ از دید خواننده، بیننده، یا شنونده‌ی معمولی.
امّا فهمِ عُرفی[۵۱] و فلسفه غالباً با یکدیگر اختلاف دارند. و نوبت به بررسیِ ربطِ هنر به اخلاق و ربطِ اخلاق به هنر که می‌رسد، این اختلاف می‌تواند کاملاً بارز شود. از سویی، از زمان افلاطون تا امروز، پاره‌ای از فیلسوفانْ اعتبارِ معرفتیِ هنر به مثابه‌ی منبعی برای تعلیم‌وتربیتِ اخلاقی را به هیچ گرفته‌اند و گفته‌اند که هنر چندان چیزی در چنته ندارد تا برای آموزش[۵۲] در باب حیاتِ اخلاقی عرضه کند. یعنی هنر ربطی به اخلاق ندارد. از دیگر سو، بسیاری از فیلسوفان، بویژه از قرن هجدهم به بعد، قائل شده‌اند به اینکه قلمرو هنر، ذاتاً، جدا و مستقلّ از قلمرو اخلاق است. بدین‌سان، نقدِ اخلاقی در ارزیابیِ آثار هنری در مقام آثار هنری نامربوط است. یا، به تعبیر دیگر، اخلاق، در حقیقت، ربطی به هنر ندارد. در واقع، چه بسا برخی حتّی بگویند که نقد اخلاقیِ آثار هنری از لحاظ هستی‌شناختی[۵۳] نامعقول است، چون تنها فاعلان را بدین شیوه به نقد می‌توان کشید، و آثار هنری، به معنای دقیق کلمه، فاعل نیستند.
می‌توانیم این استدلال‌ها علیه آن رأی مبتنی بر فهم عُرفی را ــ مبنی بر اینکه هنر یا، حدّاقلّ، پاره‌ای از هنرها را می‌توان موردِ ارزیابیِ اخلاقی قرار داد ــ ذیلِ سه عنوان سازمان دهیم: استدلال‌های شناختی یا معرفتی[۵۴]؛ استدلال‌های هستی‌شناختی[۵۵]؛ و استدلال‌های زیبایی‌شناختی[۵۶]. برای درکِ عمیقِ مسائلِ مورد مناقشه میان فلسفه و فهم عُرفی در باب موضوع نقد اخلاقیِ هنر، باید درباره‌ی هر کدام از این تحدّی‌ها[۵۷] [یک به یک] سخن گفت.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:37:00 ق.ظ ]




مؤید نتایج تحقیق حاضر، تحقیقات هتچ[۶۸] (۱۹۹۳)، اسمیریش[۶۹] (۱۹۸۳)، و حسینی (۱۳۸۹) میباشد. هتچ (۱۹۹۳) فرهنگ سازمانی را به عنوان یک عامل تأثیرگذار بر رهبری سازمانی میداند و معتقد است که رهبران سازمانی باید با درک کامل فرهنگ سازمان اقدام به تعیین سبک رهبری نمایند. اسمیریش (۱۹۸۳)، نیز در مطالعات خود فرهنگ را به عنوان یک جزء غیر قابل تفکیک از سازمان میداند و معتقد است که اعمال، احساس، و رفتار رهبری تحت تاثیر فرهنگ سازمان میباشد. حسینی (۱۳۸۹) نیز در تحقیقی در این ارتباط بیان میکند که فرهنگ سازمانی به واسطهی ایجاد ارزشها و باورهای حاکم در سازمان از نقش قابل توجه در شکلدهی بسترهای لازم برای پیروی و ایجاد زمینهی مناسب از یک سبک رهبری خاص به عهده دارد.
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
کانر و بکر[۷۰] (۱۹۹۴) و داز[۷۱] (۱۹۹۷) معتقدند که دیدگاه های مدیریت سازمان متـأثر از فرهنگ سازمانی موجود آنها میباشد که به کمک آنها میتوان ویژگیهای محیط کار آنها را شناسایی نمود. مظفری و همکاران (۱۳۸۶) نیز معتقدند اگر رهبری با فرهنگ سازمان همنوا باشد بر عملکرد سازمان تاثیر مثبت و معنیداری دارد.
در ارتباط با اهمیت تحقیق حاضر حسینی و همکاران (۱۳۸۹) معتقدند که درک روابط فرهنگ سازمانی و رهبری موجب افزایش اثربخشی سبکهای رهبری خاص و در نتیجه اطلاعات ارزشمند برای سازمان میشود؛ زیرا تعریف سبکهای رهبری خاص و تطبیق این سبکها با فرهنگ سازمان را میتوان استراتژی بالقوه برای افزایش عملکرد سازمان دانست. وی معتقد است که تاکنون چارچوب شناختی منسجم، جامع و یکپارچهای در خصوص این متغیرها در سازمانهای ایرانی ارائه نشده و انجام تحقیقات در این زمینه و گردآوری آنها میتواند نقش بسزایی در عملکرد رهبران داشته باشد.
فرهنگ سازمانی و رهبری که دو مقوله بسیار مهم هستند در پژوهشهای مختلف اغلب به صورت مجزا مورد بررسی و تحلیل قرار گرفتهاند و تنها میتوان مطالعه های محدودی در خصوص ارتباط میان آنها یافت (مظفری و همکاران، ۱۳۸۶). بنابراین با توجه به اینکه امروزه رهبری معنوی با تکیه به یک مدل انگیزشی درونی، با به کاربردن قابلیت‌های کارکنان در محیط سازمان، خود را به نحو احسن با محیط رقابتی امروزی کاملا همساز میسازد، بررسی رابطه بین دو متغیر سبک رهبری معنوی و فاصله قدرت با توجه به پیشینه محکم این موضوع امری توجیه شده و قابل قبول میباشد.
سوال فرعی اول: میزان فاصله قدرت در دانشگاه فردوسی مشهد چقدر است؟
برای پاسخ به این سؤال از شاخصهای توصیفی (میانگین، انحراف استاندارد) استفاده شد. بر این اساس میانگین نمره فاصله قدرت در دانشگاه فردوسی مشهد ۶۰.۶۲ و انحراف معیار برابر با ۱۰.۴ بود.
مؤید نتایج تحقیق حاضر، تحقیق هافستد (۱۹۸۰) و گل پرور (۱۳۸۹) میباشد. هافستد در تحقیق خود که در سال ۱۹۸۰ در ۵۳ کشور انجام داد بیان میکند که نمره شاخص فاصله قدرت در ایران ۵۸ میباشد. در این تحقیق میزان فاصله قدرت در ایران در حد متوسط میباشد. هافستد معتقد است که در کشورهایی با فاصله قدرت کم، افراد احساس غالبی دارند که استفاده از قدرت باید مبتنی بر قانون بوده و بر قضاوت بین خوب و بد استوار باشد. نابرابری اساسا نامطلوب به نظر میرسد. قانون بایستی تضمین نماید که همهی افراد بدون توجه به جایگاهشان دارای حقوق برابری نمیباشند. در شرایط با فاصله قدرت کم زیردستان و مافوقهایشان تقریبا با همدیگر به صورت برابر رفتار مینمایند.
گل پرور (۱۳۸۹) نیز در تحقیقی مشابه بیان میکند که میزان فاصله قدرت در سازمان آموزش و پرورش در حد متوسط میباشد. وی در همین ارتباط بیان میکند که کاهش فاصله قدرت در سازمان آموزش و پرورش باعث میشود که تنبیه بدنی در مدارس، غیر قابل پذیرش باشد. معلمهای جوانتر برابرتر با دانشآموزان هستند بنابراین معمولا بیشتر مورد علاقه هستند. فرایند آموزشی دانشآموز محور میباشد و به نواوری توسط دانشآموزان اهمیت میدهد. از دانشآموزان انتظار میرود زمانی که چیزی را نمیفهمند سوال بپرسند و یا با معلمها بحث نمایند؛ ازمعلمهایشان انتقاد نموده و با آنها ابراز مخالفت نمایند و احترام خاصی نسبت به معلمهایشان در خارج از مدرسه از خود نشان دهند.
محققان معتقدند که داروی انطباقپذیری با محیط کسب وکار، خلاقیت و نوآوری سازمانی است. بنابراین با توجه به ماهیت سازمان و محیطش باید به سمت سازمانهایی با بعد فرهنگی فاصله قدرت کم برای ایجاد فضای خلاقیت، نوآوری و کارآفرینی حرکت کرد. وجود فرهنگ سازمانی با فاصله قدرت بالا منجر به عوارض شناختی و رفتاری تلخی همچون فرسایش اجتماعی، نارضایتی کارکنان، کاهش سلامت جسم و روان کارمند، کندکاری ارادی و خرابکاری (ادیب و همکاران، ۱۳۸۹) و ایجاد جو بیاعتمادی میان رهبر و پیرو خواهد شد (دلهانتی و گودمان[۷۲]، ۲۰۰۶). بنابراین حرکت به سمت سازمانهایی با فاصله قدرت کم میتواند نقش مهمی در دستیابی به سازمانی اثربخش داشته باشد.
سوال فرعی دوم: میزان بهرهگیری مدیران دانشگاه فردوسی مشهد از سبک رهبری معنوی چقدر است؟
برای پاسخ به این سؤال از شاخصهای توصیفی(میانگین، انحراف استاندارد) استفاده شد. بر این اساس میانگین نمره رهبری معنوی در دانشگاه فردوسی مشهد ۸۴.۴۱ و انحراف معیار برابر با ۱۳.۴۰ بود.
هر مدیری سبک رهبری خود را با این هدف انتخاب می‌کند که بتواند به عنوان یک رهبر، بیشترین میزان اثربخشی را داشته باشد. مسلما گزینش درست یک سبک رهبری می‌تواند تحقق هدف‌های فرد، سازمان و جامعه را به دنبال داشته باشد. ولی اینکه مدیران آموزشی با بهره گرفتن از چه سبک‌های رهبری می‌توانند بیشترین نفوذ را داشته باشند، همچنان به عنوان یک مساله مهم مطرح است. تردیدی نیست که رهبران در قلمرو سازمان‌های آموزشی، درصدد یافتن راه‌های جدید و خلاقانه جهت برآورده کردن نیازهای جهان در حال تغییر کنونی (اطهری، ۱۳۸۸) به کمک منابع انسانی هستند که برای انجام وظایف به شدت پیچیده، از بالندگی کافی برخوردارند.
به نظر بسیاری از صاحب‌نظران، چون تغییرات پیرامون سازمان به طور مکرر و مداوم اتفاق می‌افتند، استراتژی‌های گذشته در زمینه رهبری، در حال حاضر و آینده نمی‌تواند اثربخش باشند. این حقیقت که تغییرات محیطی یکسره ادامه دارند، چشم‌اندازهای رهبری و نقش رهبر را دگرگون کرده است اما مسیر تحول جهان از ظهور معنویت و تاکید بر رهبری اخلاقی و معنوی حکایت دارد. در این زمینه وارث (۱۳۸۸) معتقد است که شرایط کنونی جهانی، حکمرانی صحیح و عادلانه صرفا در پرتو رهبری اخلاقی و رهبری معنوی و با شکلدهی و تکامل نهادی، که ارزشهای اخلاقی و معنوی را بازتولید کنند، تحقق مییابد. جری و بریان[۷۳] (۲۰۰۳) نیز معتقدند با توجه به لزوم برقراری سبک رهبری معنوی در سازمانها، بی توجهی به آن میتواند نقش مهمی در کاهش عملکرد و اثربخشی سازمان داشته باشد.
فیرهولم (۱۹۹۶) معتقد است که رهبران معنوی میتوانند با آموزش کارکنان و یاددادن تکنیکهایی به آنها، باعث شوند که کارکنانشان بر کار خود تسلط پیدا کنند و در سازمان شرایطی را ایجاد کنند که کارگران بتوانند در جوی صمیمی و آزادانه با رهبر خود کار کنند و در حین کار مسئولیت و تعهد خود را افزایش دهند.
ریو[۷۴] (۲۰۰۵) معتقد است که ارزشها و کارهای معنوی، رهبر را قادر میسازد تا در دستیابی به اهداف سازمانی همچون افزایش کارایی و اثربخشی، کاهش میزان جابجایی کارکنان، و بهبود سلامت کارکنان نقش بسزابی داشته باشد.
فیرهولم (۱۹۹۶) معتقد است اگر چه بسیاری از برنامههای سازمانی متمرکز بر گسترش و توجه به رویکردهای اقتصادی برای دستیابی به سود بیشتر هستند اما رهبری معنوی با تاکید بر ابعاد معنوی انسانی در تلاش برای دستیابی به این هدف میباشد.
در مرور پیشینه که توسط محقق انجام شد یافته‌ پژوهشیای که همخوان با یافته های این سؤال باشد و به بررسی میزان انطباق رفتار مدیران با شاخصهای رهبری معنوی به صورت تقریباً یکسان بپردازد، پیدا نشد.
سوال فرعی سوم: آیا بین دیدگاه کارکنان رسمی و غیر رسمی نسبت به میزان رهبری معنوی مدیران در دانشگاه فردوسی مشهد تفاوتی وجود دارد؟
در این سؤال محقق برای تعیین معنی‌داری تفاوت دیدگاه کارکنان رسمی و غیر رسمی نسبت به میزان رهبری معنوی مدیران، از آزمون مانووا استفاده کرد. با توجه به تحلیل داده ها بین نظر کارکنان رسمی و غیررسمی درباره میزان انطباق رفتار مدیران با شش شاخص رهبری معنوی تفاوت معنیداری وجود ندارد. به بیان دیگر این دو گروه از کارکنان، دیدگاه تقریباً مشابهی در انطباق رفتار مدیران با شاخصهای رهبری معنوی داشتهاند و تنها در متغیر نوع دوستی تفاوت معنیدار میباشد که بیانگر تفاوت در برخورداری مدیران از متغیر نوع دوستی بر حسب نوع استخدام کارکنان (رسمی و غیر رسمی) میباشد.
در مرور پیشینه که توسط محقق انجام شد یافته‌ پژوهشیای که همخوان با یافته های این سؤال باشد و میزان انطباق رفتار مدیران با شاخصهای رهبری معنوی را بر اساس متغیر نوع استخدام در سازمانهای مختلف به صورت تقریباً یکسان گزارش کند، پیدا نشد. در حالی که اکثر کارهای پژوهشی متمرکز بر بررسی رابطه متغیرهای جمعیتشناختی همچون جنس، سن، سابقه و تجربهکاری، مدرک تحصیلی و مواردی از این قبیل میباشد. به عنوان مثال وارث (۱۳۸۸) با بررسی یکی از این متغیرها بیان میدارد که هرچه سطح تحصیلات کارمند بیش‏تر باشد، انتظارات او از سازمان بیشتر می‌شود و در صورت برآورده نشدن نیازهایش، نارضایتی او از سازمان افزایش می‌یابد. افراد با سطح تحصیلات بالاتر، داراى گروه‏هاى مرجع بالاترى هستند. در درون سازمان گروه‌هایی وجود دارند که کارمندان امتیاز خود را با آن‌ها مقایسه مى‏کنند. به نظر می‌رسد که افراد با سطح تحصیلات فوق ‌دیپلم به دلیل شرایط اجتماعی، رفاهی و طرز تفکری که دارند بیشتر متمایلند که خود را با رده‌های پایین‌تر خود از لحاظ تحصیلی مقایسه نمایند تا در گروهی که به آن متعلقند از امتیازات بیشتری برخوردار باشند. بنابراین خود را با افراد دارای مدرک تحصیلی دیپلم می‌سنجند و انتظاراتشان از سازمان نیز به همان اندازه است و از افراد با مدرک تحصیلی لیسانس فاصله می‌گیرند. بدین ترتیب یا سازمان برای آن‌ها برنامه‌های بهسازی کمتری در نظر می‌گیرد یا خود آن‌ها در این برنامه‌ها شرکت نمی‌کنند. در مورد افراد دیپلم هم همین گفته‌ها صدق می‌کند و شاید به همین دلیل است که بین دارندگان مدرک تحصیلی دیپلم و فوق ‌دیپلم با لیسانس و فوق ‌لیسانس تفاوت‌های معنی‌داری در نمره بهسازی مشاهده می‌شود.
محقق با استناد به نظر مرسلی ( ۱۳۸۹) که معتقد است عدم انطباق فرهنگی، مهم‌ترین دلیل شکست کارکنان تازه استخدامی(غیر رسمی) است و علت آن تا اندازه‌ای این است که آنها به فرهنگ سازمان عادت نکرده‌اند و این فرهنگ به نوعی برای آنها درونی نشده است و توجه به این نکته که وجود یک فرهنگ سازمانی قوی و ادراک صحیح کارکنان از آن فرهنگ میتواند زمینهساز وجود سبکهای رهبری باشد؛ اقدام به بررسی تفاوت میزان سبک رهبری معنوی بر اساس متغیر نوع استخدام کارکنان نموده است که نتایج بدست آمده بیانگر عدم تفاوت میزان سبک رهبری معنوی بر اساس نوع استخدام کارکنان(رسمی و غیر رسمی) میباشد و تنها در مؤلفه نوع دوستی بین کارکنان رسمی و غیررسمی تفاوت گزارش شده است.
در همین ارتباط ضیائی و همکاران (۱۳۸۷) بیان میدارند که رهبر معنوی با رواج فرهنگ نوع دوستی در درون سازمان موجب میگردد که افراد توجه عمیقی به خود و زندگی گذشته خود داشته باشند و روابط مطلوبی با دیگران برقرار کنند؛ که این امر موجب میشود که شبکه های ارتباطی بین افراد شکل گیرد، رهبران به نیازها و علائق کارکنان خود توجه نمایند و در نهایت به رشد و توسعه آنان جهت واگذاری اختیار و مسئولیت توجه نمایند.
رئوف و همکاران (۱۳۸۷) نیز در همین رابطه معتقدند که عشق به نوع دوستی ترس مربوط به نگرانی، عصبانیت، حسادت، خودخواهی، شکست و گناه را از بین میبرد و به فرد احساس عضویت و در ارتباط با دیگران بودن میدهد( آن بخش از بقای معنوی که به فرد آگاهی از درک شدن و مورد قدردانی قرار گرفتن میبخشد).
سوال فرعی چهارم: آیا بین دیدگاه کارکنان رسمی و غیر رسمی نسبت به میزان فاصله قدرت مدیران در دانشگاه فردوسی مشهد تفاوتی وجود دارد؟
در این سؤال محقق برای تعیین معنی‌داری تفاوت دیدگاه کارکنان رسمی و غیر رسمی نسبت به فاصله قدرت مدیران از آزمون مانووا استفاده کرد. نتایج حاکی از عدم وجود تفاوت متغیر نوع استخدام کارکنان (رسمی و غیر رسمی) و مؤلفه های فاصله قدرت در دانشگاه فردوسی میباشد. به بیان دیگر این دو گروه از کارکنان، دیدگاه تقریباً مشابهی در مورد میزان نمره فاصله قدرت در دانشگاه فردوسی داشتهاند.
سنگی نورپور (۱۳۷۷) معتقد است که اهمیت قائل شدن به نیروی انسانی فعال، مجهز شدن مدیریت به روابط انسانی و یافته‌های علمی در زمینه رفتار سازمانی، استفاده بهینه از نیروی فکری و اندیشه و مهارتهای فردی کارکنان سازمان و مهمتر از آن توجه مدیریت سازمان به فرهنگ سازمانی و خرده فرهنگهای موجود در سازمان میتواند نقش مهم و پایهای را برای تشخیص و حل مسائل و پرورش و بهبود عملکرد کارکنان در سازمان به همراه داشته باشد. به همین جهت مدیران باید در حفظ و نگهداری نیروی انسانی بعنوان منابع ارزشمند سازمان عنایت ویژه‌ای به خرج دهند چرا که مبادرت به ترک خدمت از سوی هر یک از کارکنان می‌تواند سبب بروز مشکلات عدیده‌ای برای آن سازمان گردد.
حسینیان و همکاران (۱۳۸۹) معتقدند که کارکنان تازه وارد (غیر رسمی) فرهنگ سازمان را کاملا نیاموختهاند و چون آشنایی کمی با فرهنگ سازمان دارند عاملان بالقوهای به شمار میآیند تا باور و آداب و رسوم درونی سازمان را مخدوش سازند. نتایج تحقیقات الوانی (۱۳۷۷)، دفت [۷۵](به نقل از پارساییان و اعرابی، ۱۳۸۷) و طوسی (۱۳۷۲) نیز نظرات مشابه را بیان نمودهاند.
مرسلی (۱۳۹۰) در همین رابطه بیان میکند که عدم انطباق فرهنگی، مهم‌ترین دلیل شکست کارکنان تازه استخدامی (غیر رسمی) است. و علت آن تا اندازه‌ای این است که آنها به فرهنگ سازمان عادت نکرده‌اند و این فرهنگ به نوعی برای آنها درونی نشده است. وی اشاره می‌کند که تمرکز بسیاری از کارمندان جدید بر مسائل رسمی سازمان و موضوعات برنامه‌ای مربوط به آن است. اما کمک به افراد تازه وارد در درک مسائل غیررسمی سازمان، روند انطباق‌پذیری آنها را تسریع می‌کند.
آنچه فرد جدید برای موفقیت در سازمان نیاز دارد برقراری ارتباط و درک ماهیت کار و فرهنگ سازمان است. چه این شخص از بخش دیگری از سازمان منتقل شده باشد و چه به تازگی وارد سازمان شده باشد، می‌توان روند رشد او را با آموزشی فراتر از مسائل پایه‌ای و تشریح چگونگی انجام کارها تسریع کرد.
با تأیید اهمیت فرهنگ در سازمان و استناد به نظرات حسینیان و همکاران (۱۳۸۹) که معتقدند عوامل درون سازمانی و برون سازمانی میتوانند به صورت بالقوه اثرات منفی یا مثبت بر فرهنگ سازمانی بگذارند، محقق به بررسی رابطه فاصله قدرت به عنوان یکی از مؤلفه های فرهنگ با نوع استخدام کارکنان (متغیر درون سازمانی) پرداخته است. نتایج تحقیق حاکی ازعدم وجود تفاوت دیدگاه کارکنان رسمی و غیر رسمی در مورد وجود میزان فاصله قدرت در دانشگاه فردوسی میباشد. به بیان دیگر این دو گروه از کارکنان، دیدگاه تقریباً مشابهی در مورد میزان نمره فاصله قدرت در دانشگاه فردوسی داشتهاند.
سؤال فرعی پنجم: آیا بین میزان رهبری معنوی مدیران دانشکدههای علوم انسانی و غیر علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد تفاوتی وجود دارد؟
در این سؤال محقق برای تعیین معنی‌داری تفاوت نمره رهبری معنوی بین دو گروه دانشکدههای علوم انسانی و غیر علوم انسانی، از آزمون مانووا استفاده کرد. با توجه به نتایج به دست آمده سطح معنی‌داری این سؤال از سطح معنی‌داری آزمون (۰.۰۵) بالاتر است. یعنی اینکه بین نظر کارکنان دانشکدههای علوم انسانی و غیر علوم انسانی، در مورد انطباق رفتار مدیران با ویژگیهای سبک رهبری معنوی تفاوت معنیداری وجود ندارد. به بیان دیگر این دو گروه از کارکنان، دیدگاه تقریباً مشابهی در مورد انطباق رفتار مدیران خود با ویژگیهای سبک رهبری معنوی داشتهاند.
از نظر بنت و اندرسون[۷۶] (۲۰۰۳) رهبری در طول تاریخ یکی از ارکان جوامع بشری بوده است. وقتی رهبری به عنوان یک کارکرد مدنظر قرار می‌گیرد جزء مهمی از مدیریت محسوب می‌شود و حضور و موجودیت آن در گرو اعمال تعدادی مهارت است که این مهارت‌ها را میتوان به عنوان راه ها یا سبکهای رهبری افراد در جهت رسیدن به اهداف خاص تلقی نمود .نورشاهی (۱۳۸۸)، ساعتچی و عزیزپور شوبی (۱۳۸۴) نیز در ارتباط با توانایی های رهبران دانشگاهی معتقدند که رهبران دانشگاهی برای ادامه حیات، نیازمند تلفیق چندین مهارت هستند و باید افرادی متفکر، بصیر، آیندهنگر و عملیاتی نیز باشند. برای تحقق این رسالت عظیم، ضرورت دارد دانشگاهها از توانمندی، استقلال، پویایی، انعطافپذیری و سازگاری با محیط برخوردار باشند که این هدف، بدون برخورداری از رهبری اثربخش مقدور نیست. در همین ارتباط ضیائی و همکاران (۱۳۸۷) معتقدند رهبری معنوی که عکسالعملی به پارادایم خشک و مکانیستی رهبری مدرن است در چنین نهادهایی میتواند زمینهساز تغییر و تحول، موفقیت، یادگیری مستمر و توانمندسازی کارکنان باشد. یکی از تغییرات مهم و قابل توجه در زندگی شخصی و حرفهای رهبران این است که آنها به طور عمیق و کامل معنویت خود و محل کارشان را به هم میآمیزند. بسیاری تاکید میکنند که این درآمیختگی با محیط کار منجر به تغییرات مثبت بسیار در روابط رهبر با کارکنان و اثربخشی آنها میشود (نیل[۷۷]، ۲۰۰۱). به علاوه شواهدی وجود دارد که برنامههای معنویت در محیط کار نه فقط منجر به مزیتهایی برای سازمان میشود بلکه نتایج شخصی همچون لذت کاری، آرامش، وقار، رضایت شغلی و تعهد را به همراه دارد، همچنین اثربخشی سازمانی را گسترش میدهند و غیبت و جابجایی را کاهش میدهد (گیاکالون و جوکیوایز، ۲۰۰۳). کارکنانی که در محیطی با ارزشهای معنوی کار میکنند استرس و ترس کمتر خواهند داشت و تعهد بیشتری نسبت به سازمان در آنها به وجود میآید. همچنین شواهدی زیادی وجود دارد که چنین کارکنانی نه فقط اثربخش، بلکه قابل انعطافپذیرتر و خلاقتر برای سازمان خواهند بود (ایزلر و مونتوری[۷۸]، ۲۰۰۳). چنین نیروهایی، به نسبت کارکنانی که کارشان را به عنوان وسیلهای برای به دستآوردن پول میدانند، به کارشان به عنوان یک علاقه و تفریح نگاه میکنند و به آن عشق میورزند (زینبر، پارگمنت و اسکوت[۷۹]، ۱۹۹۹). متروف و دنتون[۸۰] (۱۹۹۹) نیز بیان میکنند که رهبران معنوی با این شرایط میتوانند شرایط رقابتی برای سازمان خود ایجاد کنند.
بررسی ادبیات تحقیق نشان میدهد که یکی از عوامل مهم و زمینهساز رهبری معنوی و عامل مهم در پیشبینی سبک رهبری معنوی وجود فرهنگ و ارتباطات انسانی غیر رسمی در میان کارکنان و سازمان بوده که مستلزم وجود روابط باز و نزدیک بین رهبر-پیرو می‌باشد. این امر به نوبه خود باعث افزایش حس مشارکت در افراد و متعاقبا افزایش حس مسئولیت در آنها میشود (ضیائی و همکاران،۱۳۸۷). با توجه به لزوم وجود چنین شرایطی برای زمینهسازی رهبری معنوی و با استناد به نظر اولیو و بس ( ۱۹۹۸) که معتقد به وجود تفاوت در فرهنگ سازمانی دو دسته دانشکده علوم انسانی و غیر علوم انسانی میباشند، محقق به بررسی تفاوت انطباق رفتار مدیران با سبک رهبری معنوی در دانشکدههای علوم انسانی و غیر علوم انسانی پرداخت. بر همین اساس انتظار میرفت که در میزان نمره رهبری معنوی در دانشکده‌های علوم انسانی و غیر ‌علوم انسانی تفاوت وجود داشته باشد. اما تحلیل داده ها حاکی از عدم تفاوت بین دو گروه دانشکده‌های علوم انسانی و غیر ‌علوم انسانی بود.
سوال فرعی ششم:
آیا بین میزان فاصله قدرت مدیران دانشکدههای علوم انسانی و غیر علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد تفاوتی وجود دارد؟
در این سؤال محقق برای تعیین معنی‌داری تفاوت نمره فاصله قدرت بین دو گروه دانشکدههای علوم انسانی و غیر علوم انسانی، از آزمون مانووا استفاده کرد. با توجه به نتایج به دست آمده سطح معنی‌داری مؤلفه های پاداش، جو سازمانی، ارتباط و یادگیری از سطح معنی‌داری آزمون (۰.۰۵) بالاتر است. یعنی اینکه بین نظر کارکنان دانشکدههای علوم انسانی و غیر علوم انسانی، درباره مؤلفه های فوق تفاوت معنیداری وجود ندارد. اما نتایج حاکی از وجود تفاوت بین متغیرهای سلسله مراتب، تصمیمگیری و مدیریت بر اساس دانشکدههای علوم انسانی و غیر علوم انسانی میباشد.
گودمان و دلهانتی (۲۰۰۸) معتقد است که شناخت میزان فاصله قدرت به عنوان یکی از ابعاد فرهنگ سازمانی میتواند نقش مهمی در بهبود و عملکرد سازمان داشته باشد. وی بیان میدارد که با توجه به ماهیت سازمان و محیطش باید به سمت سازمانهایی با فاصله قدرت کم حرکت کنیم. چرا که سازمانهایی با بعد فرهنگی فاصله قدرت کم برای ایجاد فضای خلاقیت، نوآوری و کارآفرینی بسیار مناسب هستند. فرهنگی (۱۳۸۷) نیز بیان میدارد که میزان فاصله فدرت بالا در سازمانها تاثیرات منفی بر عملکرد سازمان و افراد آن دارد. قاسمی (۱۳۸۲) معتقد است که فرهنگ با فاصله قدرت بالا میتواند باعث افزایش فرسایش اجتماعی، ادراک کم عدالت سازمانی و افزایش نرخ جابجایی کارکنان شده و همچنین رضایت شغلی کارکنان را کاهش و استرس شغلی، غیبت، تأخیر و کندکاری را افزایش دهد.
اولیو و بس ( ۱۹۹۸) معتقد به وجود تفاوت در فرهنگ سازمانی دو دسته دانشکده علوم انسانی و غیر علوم انسانی میباشد. محقق نیز با استناد به این نتایج به بررسی تفاوت میزان فاصله قدرت به عنوان یکی از مؤلفه های فرهنگ سازمانی در دانشکدههای علوم انسانی و غیر علوم انسانی پرداخت. بر همین اساس انتظار میرفت که میزان فاصله قدرت در دانشکده‌های علوم انسانی و غیر ‌علوم انسانی تفاوت وجود داشته باشد. نتایج به دست آمده از تحلیل داده ها حاکی از عدم وجود تفاوت بین متغیرهای پاداش، ارتباط، جو سازمانی و یادگیری بر اساس دانشکدههای علوم انسانی و غیر علوم انسانی بود. در عین حال نتایج حاکی از وجود تفاوت بین متغیرهای سلسله مراتب، تصمیمگیری و مدیریت بر اساس دانشکدههای علوم انسانی و غیر علوم انسانی میباشد.
محدودیتها:

 

    1. کمبود پیشینه غنی، مقایسه نتایج این مطالعه با سایر مطالعات مرتبط را با محدودیت مواجه کرد.

 

    1. در بعضی موارد احتمال میرفت که برخی از کارکنان که در پاسخگویی به پرسشنامه از به خطر افتادن موقعیت شغلی خود نگران بودند، از دادن پاسخ صادقانه خودداری میکردند. آنها مدام از چک شدن پاسخهایشان توسط مدیران بالا دستی احساس ناامنی میکردند.

 

پیشنهادات:
الف: پیشنهادات برای سایر محققین
-با توجه به تأکیدات مقام معظم رهبری در مورد ضرورت تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و با در نظر گرفتن مفاهیم روشن، دقیق و موشکافانه آموزههای اسلامی در ارتباط با مفهوم معنویت، میطلبد که محققان و دانشگاهیان در جهت روشن ساختن وجوه گوناگون سبک رهبری معنوی، بومی سازی و گسترش آن در نظام آموزش عالی و سایر موسسات تلاش وافر نمایند.
- انجام تحقیق به روش کیفی جهت بررسی دقیق و تمام ابعاد فاصله قدرت.
- بررسی نقش و ارتباط سایر متغیرهای تأثیرگذار بر فاصله قدرت در سازمانها و تلاش در جهت تولید ابزار کارآمد و دقیق در مورد آن.
-بررسی موانع و مشکلات موجود در مسیر پیادهسازی فرهنگ سازمانی متناسب با ویژگیهای فاصله قدرت کم و همچنین سبک رهبری معنوی در سطح دانشگاه و همچنین سایر موقعیتهای کشور.

 

    • انجام تحقیقات مداخلهای و تمرکز روی فاکتورهای تأثیرگذار و پیشبینیکننده در ارتباط با رهبری معنوی و نهایتاً سنجش اثرات و پیامدهای این سبک.

 

  • بررسی دیدگاه ها و راهکارهای ارائه شده از سوی صاحبنظران و اساتید دانشگاه در رشته های مرتبط با رهبری معنوی و فاصله قدرت جهت از بین بردن شکاف بین وضعیت موجود و مطلوب.
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:36:00 ق.ظ ]




در پژوهشی که توسط جکسون[۱۸۰] (۱۹۸۳) در زمینه تأثیر مشارکت در تصمیم ­گیری و کاهش فشارهای شغلی بر اساس طرح چهارگروهی “سالمون” و با بهره گرفتن از دو پس‌آزمون در مورد کارکنان دفتری و پرستاران انجام شد، نتیجه مطالعه پس از شش ماه نشان داد که مشارکت بر تضاد و دوگانگی نقش و نفوذ دریافت‌شده تأثیر منفی دارد و مشارکت دادن افراد در تصمیم ­گیری­ها عامل تعیین­کننده کاهش فشارهای شغلی است.
نتایج تحقیقات جان اف.فرنچ و رابرت کپلن که در یک سازمان فضایی و هوانوردی انجام شد، نشان داد که از میان همه فشارهای عصبی بررسی‌شده، کمبود یا نبود مشارکت بیشترین اثر زیان­آور را بر خشنودی شغلی دارد. به این ترتیب، مشارکت نسبتاً عامل تعیین‌کننده‌ای در بهروزی روان‌شناختی است. (طوسی، ۱۳۷۷،۱۰۷)
در یک بررسی که توسط ریچارد فریمن[۱۸۱] و جویل[۱۸۲] راجرز انجام شد، این نتیجه به دست آمد که اکثریت بالایی از کارکنان طالب درگیر شدن و نظر دادن بیشتر در آن دسته از تصمیم‌های سازمان هستند که بر محل کارشان اثر می‌گذارد. سه‌چهارم کارکنان که در بررسی شرکت داشتند، بر این باور بودند که اگر کارکنان بتوانند در زمینه عملیات تصمیم ­گیری کنند، سازمانشان قدرت رقابتی بیشتر پیدا خواهد کرد و بیش از سه‌چهارم آنان باور داشتند که کیفیت محصول و خشنودی شغلی افزایش خواهد یافت. (فرنچ، ۱۹۹۸،۲۱)
پژوهش هافستد (۱۹۸۰) در زمینه اندازه ­گیری فرهنگ سازمان با ابعادی همچون فردگرایی ـ جمع‌گرایی، پرهیز از بی اطمینانی، فاصله قدرت و زن‌گرایی ـ مرد گرایی در ۴۱ کشور جهان، از جمله ایران، نشان می­دهد که در ایران فاصله قدرت در حد متوسط رو به بالا، زن‌گرایی متوسط رو به پایین و مردگرایی متوسط رو به بالا است. (حسینی صفا، ۱۳۷۷، چکیده)
فرنچ و کوچ[۱۸۳] (۱۹۴۸) در مطالعات مشهورشان در کارخانه لباس‌دوزی هی­وود[۱۸۴] ، نشان دادند که مشارکت کارکنان در تصمیم‌گیری­ها می‌تواند در تغییر نگرش و همچنین در کاستن از مقاومت آن‌ها در مقابل تغییر مؤثر باشد. در مجموع، این تحقیقات نشان داد که مشارکت در تصمیم‌گیری‌ها می‌تواند عقیده و نظرات نسبی مشارکت‌کنندگان را تغییر دهد، زمینه را برای پذیرش تغییرات تکنولوژی آماده و مستعد نماید، به افزایش بیشتر تولید منجر شود و همچنین باعث ایجاد روحیه قوی‌تر و سازنده‌تر برای افراد شود. (سعادت، ۱۳۷۲)
دانلود پایان نامه
هوی و میسکل (۱۹۵۰) مطالعات مختلف درباره مشارکت معلمان در امور سازمان‌های آموزشی را مورد بررسی قرار دادند و همبستگی مشارکت، انگیزش و رضایت در روحیه را با توجه به نتایج پژوهش­های صاحب­نظران چنین خلاصه کردند­:
ـ فرصت مشارکت در تصمیم ­گیری­های سازمان آموزشی عامل مهمی در روحیه اعضا و طرفداری آنان از سازمان آموزشی است.
ـ مشارکت در تصمیم ­گیری­ها به‌طور مثبتی با رضایت معلمان از حرفه خود همبستگی دارد.
ـ معلمان از مدیران، بدون توجه به سطح نیازهای وابستگی خود، انتظار دارند که در تصمیم‌ها و به‌ خصوص تصمیم‌های مهم شرکت داده شوند. (هوی و میسکل،۱۳۷۰ )
۲-۶٫ مدل مفهومی تحقیق
مبنای این تحقیق نظریه تلفیقی از مدل‌های دنیسون (۲۰۰۷)، فرنچ (۱۹۷۵) و رویین (۲۰۰۸) است که در آن روابط میان سازه­های الگوی تحقیق، یعنی فرهنگ و جوّ سازمانی نسبت به تصمیم ­گیری مشارکتی بررسی می‌شود. فرضیه ­های تحقیق بر اساس چهارچوب مدل نظری تحقیق است.
فرهنگ سازمانی
جوّ سازمانی
روحیه گروهی
مزاحمت
صمیمیت
علاقه ­مندی
مراعات
فاصله­گیری
نفوذ و پویایی
تصمیم ­گیری مشارکتی
شکل۲-۱۳: مدل نظری تحقیق (دنیسون (۲۰۰۷)، فرنچ (۱۹۷۵)، رویین (۲۰۰۸)
فصل سوم
روش تحقیق
۳-۱٫ مقدمه
برخی عقیده دارند علم همان روش است. به هر حال، می­توان به‌خوبی پذیرفت که هیچ علمی بدون روش نیست و دستاورد­های هر پژوهش علمی همان اندازه با ارزش هستند که با روش­هایی درست اخذ شده باشند. (ساروخانی، ۱۳۸۲) از رهگذر پژوهش و تجربه است که نا­آزموده در بوته آزمایش قرار می­گیرد و در ژرفنای تاریک نا‌آگاهی، بارقه روشن اکتشاف و آگاهی تلألو می­یابد. معادل فارسی واژه متد[۱۸۵] (مشتق از واژه یونانی rσοО یعنی “در طول” و taεm یعنی “راه") به معنی “در پیش گرفتن راهی” یا معین کردن گام­هایی است که برای رسیدن به هدفی ­باید با نظمی خاص برداشت. (خاکی، ۱۳۷۸)
پژوهش و روش علمی اگر یک چیز نباشند، کاملاً نزدیک و وابسته به هم هستند (هومن، ۱۳۷۳) روش علمی یا روش پژوهش علمی، فرایند جست‌وجوی منظم برای مشخص کردن یک موقعیت نامعین است. (بازرگان و دیگران، ۱۳۷۶) در­ نهایت، باید اذعان نمود دست‌یابی به هدف‌های علم یا شناخت علمی میسر نخواهد شد، مگر زمانی که با روش­شناسی درست صورت پذیرید. به عبارت دیگر، پژوهش از حیث روش است که اعتبار می­یابد نه موضوع پژوهش. (خاکی‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏، ۱۳۷۸)
پایه­ های هر علمی، روش شناخت آن و یکی از مهم­ترین جنبه­ های تحقیق علمی، روش­شناسی آن است. بدون روش­شناسی تحقیق، نتایج بررسی و تحلیل­های مربوط معتبر و تعمیم‌پذیر نخواهد بود. از این رو، روش­شناسی تحقیق از جمله معیارهای رایج جهت ارزیابی تحقیقات علمی تلقی می‌شود.
به‌طور کلی، روش تحقیق مجموعه ­ای از قواعد، ابزار و راه­های معتبر (قابل اطمینان) و نظام‌یافته برای بررسی واقعیت­ها،‌ کشف مجهولات و دست‌یابی به راه­حل مشکل است. (خاکی، ۱۳۸۶، ۲۰۱)
در این فصل، بعد از بیان نوع روش تحقیق، روش گردآوری اطلاعات و داده‌ها، جامعه آماری، روش نمونه‌گیری و حجم نمونه، روایی و پایایی ابزار تحقیق و روش تجزیه و تحلیل داده ­ها مطرح می­ شود.
۳-۲٫ روش تحقیق
در پژوهش حاضر، نظر به اینکه هدف اصلی از پژوهش، بررسی موضوع به روش میدانی است، می­توان گفت این پژوهش از نظر هدف در حیطه پژوهش­های کاربردی است. از سوی دیگر، با توجه به اینکه در این پژوهش از روش­های مطالعه کتابخانه­ای و نیز روش­های میدانی همچون پرسش‌نامه استفاده شده است، می‌توان بیان کرد که پژوهش حاضر بر اساس ماهیت و روش گردآوری داده ­ها، یک پژوهش توصیفی - پیمایشی است.
۳-۳٫ جامعه آماری
یک تحقیق علمی با هدف شناخت یک پدیده در جامعه آماری انجام می‌شود، به همین دلیل، موضوع تحقیق ممکن است متوجه ویژگی­ها، کارکردها و متغیرهای آن یا توجه روابط بین متغیرها، صفات، کنش و واکنش و عوامل تاثیر­گذار در جامعه باشد. بنابراین جامعه آماری را می­توان این‌گونه تعریف کرد: «جامعه آماری عبارت است از همه عناصر و افرادی که در یک مقیاس جغرافیایی مشخص دارای یک یا چند صفت مشترک باشند.» صفت مشخصه عبارت است از صفتی که بین همه عناصر جامعه آماری، مشترک و متمایزکننده جامعه آماری از سایر جوامع باشد. (حافظ‌نیا، ۱۳۸۶)
جامعه آماری این تحقیق شامل کارکنان سازمان ایثارگران نزاجا در تهران است. این افراد با توجه به مسئولیت و نقشی که در تصمیم ­گیری مشارکتی دارند و با توجه به پست سازمانی که در آن مشغول به کار هستند، به‌عنوان جامعه آماری این پژوهش در نظر گرفته شده ­اند که تعداد آن‌ها حدود هشتصد نفر است.
۳-۴٫ روش نمونه گیری و تعیین حجم نمونه
انجام هر تحقیق علمی مستلزم صرف هزینه و زمان است، به همین دلیل، در بیشتر موارد امکان بررسی کامل جامعه با سرشماری وجود ندارد، بنابراین انتخاب نمونه برای تحقیق ضروری می­نماید. نمونه، بخشی از جامعه مورد بررسی است که با روشی از پیش تعیین‌شده انتخاب می­ شود، طوری‌که می­توان از این بخش درباره کل جامعه استنباط‌هایی کرد. صرف‌نظر از اینکه کدام یک از روش­های آمار استنباطی مورد ­نظر است، قدرت آن روش به شیوه به کار گرفته‌شده برای انتخاب نمونه بستگی دارد. در صورتی که نمونه نماینده جامعه واقعی نباشد، به عبارت دیگر، اگر نمونه دارای اریبی باشد، پیش ­بینی درست و دقیق درباره پارامتر(های) جامعه امکان نخواهد داشت. اریب در نمونه گیری را می­توان با به کار بردن روش­های نمونه گیری درست و مناسب و در نظر گرفتن مشخصات عناصر جامعه کاهش داد؛ استفاده از چنین نمونه­هایی دارای پایایی نخواهد بود. (دانایی­فرد و همکاران، ۱۳۸۳، ۳۹۸)
دو نوع طرح نمونه گیری وجود دارد: نمونه گیری تصادفی و غیر­تصادفی. در نمونه گیری تصادفی، اغلب اعضای جامعه به‌عنوان آزمودنی­های نمونه منتخب از شانس و احتمال یکسانی برخوردارند. در نمونه گیری غیر­تصادفی، اعضای جامعه به‌عنوان آزمودنی­های نمونه منتخب از شانس و احتمال یکسانی برای انتخاب شدن برخوردار نیستند. طرح­های نمونه­گیر تصادفی، زمانی استفاده می­شوند که نماینده بودن نمونه به‌خاطر اهداف تعمیم­پذیری اهمیت دارد.
روش نمونه گیری مورد استفاده در این پژوهش، نمونه گیری تصادفی ساده است و حجم نمونه با توجه به حجم جامعه آماری و با توجه به جدول کرجسی و مورگان[۱۸۶]، ۲۶۰ نفر است.
۳-۵٫ ابزار جمع­آوری اطلاعات
روش گردآوری اطلاعات در این تحقیق از نوع میدانی و با بهره گرفتن از پرسش‌نامه و نیز از نوع کتابخانه­ای است که از کتابها، مجله‌ها و… استفاده شده است. نظر به اینکه این تحقیق یک پژوهش توصیفی‌- ‌پیمایشی است، از این رو، برای جمع آوری اطلاعات از روش­های زیر استفاده شده است:
۳-۵-۱٫ بررسی اسناد و مطالعات کتابخانه­ای
در این تحقیق از مطالعات کتابخانه­ای به‌طور گسترده استفاده شده است که این مطالعات بررسی پایان‌نامه­ ها و تحقیقات موجود و مرتبط با موضوع، مطالعه مقالات و کتب لاتین و فارسی مرتبط و همچنین استفاده از بانک­های اطلاعاتی جهت دستیابی به یافته­های جدید و… را شامل می‌شود.
۳-۵-۲٫ پرسش‌نامه
پرسش‌نامه به‌عنوان متداول­ترین ابزار جمع­آوری اطلاعات در تحقیقات پیمایشی، عبارت است از مجموعه ­ای از پرسش­های هدفمند، که با بهره­ گیری از مقیاس­های گوناگون، نظر، دیدگاه و بینش فرد پاسخگو را مورد سنجش قرار می­دهد.
ابزار عمده گردآوری داده ­ها در این پژوهش، پرسش‌نامه است. در این پژوهش برای گردآوری اطلاعات از آزمودنی­های جامعه آماری پرسش‌نامه‌ای طراحی شد. بیشترین داده ­ها و اطلاعات لازم برای تجزیه و تحلیل پرسش‌ها و آزمون فرضیات از طریق پرسش‌نامه جمع­آوری شد. در پرسش‌نامه سعی شده است که نظر خبرگان و متخصصان را در رابطه با معیارها و شاخص­ های تعیین‌شده جویا شده تا شاخص‌های نهایی مشخص شوند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:36:00 ق.ظ ]




برنامههای آموزش والدین مبتنی بر این دیدگاه هستند که اختلالات رفتاری کودکان در نتیجه تعامل نادرست بین کودک و والد (به ویژه مادر) ایجاد می شود و تداوم مییابد، ذکر این نکته ضروری است که در درمان این گروه از اختلالات رفتاری می بایستی، این تعامل ها بازنگری و اصلاح شوند به همین دلیل توجه به آموزش مادران در درمان این کودکان، در دهه های اخیر به طور قابل ملاحظه ای افزایش یافته است. در همین راستا، برنامههای متنوع آموزش مادران، با تأکید بر کل نظام خانواده به وجود آمده اند. در این برنامهها نگرانیهای مادران در مورد سبب شناسی، درمان و پیش آگهی اختلال فرزندان در جلسات گروهی مورد بحث قرار داده می شوند و مادران می توانند به اطلاعات لازم و حمایت حاضرین در جلسه دست یابند .همچنین، مادران در پرتو دستیابی به اطلاعات جدید، می توانند مشکلات کودکان را بهتر بفهمند و از طریق دریافت آموزشهای لازم، به مهارتهای مدیریت رفتار تجهیز گردند و متعاقب آن، احساس خود کارآمدی در آنها افزایش یابد.
اهداف پژوهش
اهداف کلی پژوهش
تبیین اثربخشی آموزش مدیریت رفتار کودکان به مادران بر سلامت روان مادران و نشانگان اختلال نارسایی توجه – بیشفعالی در کودکان
اهداف جزیی پژوهش
تبیین اثربخشی آموزش مدیریت رفتار کودکان به مادران بر ابعاد (جسمانی، اضطراب، اختلال در کارکرد اجتماعی، افسردگی ) سلامت روان مادران
تبیین اثربخشی آموزش مدیریت رفتار کودکان به مادران بر نشانگان (بیتوجهی، بیشفعالی، تکانشگری ) اختلال نارسایی توجه- بیشفعالی
فرضیه های تحقیق
فرضیه اصلی پژوهش
آموزش مدیریت رفتار کودکان به مادران بر سلامت روان مادران و نشانگان اختلال نارسایی توجه – بیشفعالی در کودکان تأثیر معنیداری دارد.
فرضیه های جانبی
آموزش مدیریت رفتار کودکان به مادران بر ابعاد سلامت روان (نشانگان جسمانی، اضطراب، افسردگی و اختلال در کارکرد اجتماعی) مادران تأثیر معناداری دارد.
آموزش مدیریت رفتار کودکان به مادران بر نشانگان اختلال نارسایی توجه- بیشفعالی (بیتوجهی، بیشفعالی و تکانشگری) کودکان تأثیر معناداری دارد.
تعاریف نظری و عملیاتی متغیرهای پژوهش
تعاریف نظری
آموزش مدیریت رفتاری: برنامه آموزش مدیریت رفتاری والدین شکلی از مداخلات رفتاری به خانواده است که بر اساس اصول یادگیری اجتماعی و برنامه آموزش رفتاری بارکلی ( ۱۹۹۰) طراحی شده است و به عنوان یکی از قدرتمندترین انواع مداخلات در یاری رساندن به کودکان دچار مشکلات رفتاری و سلوک شناخته می شود.
سلامت روان: سازمان بهداشت جهانی (۲۰۰۴) سلامت روانی را به عنوان حالتی از بهزیستی که در آن فرد توانمندی خود را شناخته از آنها به نحو موثر و مولد استفاده کرده و برای اجتماع خویش مفید است تعریف می‌کند. به طور کلی بهداشت روانی ایجاد سلامت روان به وسیله پیشگیری از ابتلا به بیماری‌های روانی، کنترل عوامل موثر بروز آن، تشخیص زودرس، پیشگیری از عوامل ناشی از برگشت بیماریهای روانی و ایجاد محیط سالم در برقراری روابط صحیح انسانی است(میلانی فرد، ۱۳۸۶).
پایان نامه - مقاله - پروژه
اختلال نارسایی توجه- بیشفعالیاختلال کمبود توجه- بیش فعالی[۱۴] یک نشانگان اولیه ظاهر شده در کودکان است که به وسیله سطحی نابهنجار از بیتوجهای، بیش فعالی و یا هردو مشخص است( بارکلی[۱۵]، ۱۹۹۰؛ به نقل از رایت[۱۶]، ۲۰۰۲).
تعاریف عملیاتی
آموزش مدیریت رفتاریدر طراحی برنامه آموزش مدیریت رفتاری مادران از برنامه آموزش رفتاری والدین استفاده میشود. گامهای اساسی این بسته آموزشی عبارتند از: تشریح اختلال نارسایی توجه-بیشفعالی، شکلدهی رفتارهای مثبت از طریق عدم تقویت رفتارهای نامطلوب، آموزش یک نظام رسمی از امتیازها و ژتونها به منظور شرطی کردن اطاعت کودک، آموزش والدین در بکارگیری روش محرومسازی، مداخله آموزشی در این گروه به مدت ۸ هفته به صورت گروهی و در قالب ۸ جلسه آموزشی ۹۰ دقیقهای اجرا میشود.
سلامت روان: منظور نمرهای است که فرد از مقیاس ۲۸سوالی سلامت عمومی (GHQ که دارای ۴ خرده مقیاس علائم جسمانی، علائم اضطرابی، اختلال درکارکرد اجتماعی و علائم افسردگی، که توسط گلدبرگ و هیلر ارائه شده است بدست میآورد. خرده مقیاس نشانه های جسمانی: نمرهای که از اجرای پرسشنامه سلامت عمومی از سوال( ۱-۷ ) به دست میآید. خرده مقیاس اضطراب: نمرهای که از اجرای پرسشنامه سلامت عمومی از سوال (۸-۱۴) به دست میآید. خرده مقیاس اختلال در کارکرد اجتماعی: نمرهای که از اجرای پرسشنامه سلامت عمومی از سوال (۱۵-۲۱ ) به دست میآید. خرده مقیاس افسردگی: نمرهای که از اجرای پرسشنامه سلامت عمومی از سوال ( ۲۲-۲۸ ) به دست میآید.
اختلال نارسایی توجه- بیشفعالینمرهای است که آزمودنی از فهرست نشانه مرضی کودک (CSI-4) بدست میآورد
فصل دوم
مبانی نظری و پژوهش
مقدمه
این فصل در دو بخش تقسیم شده است. بخش اول مبانی نظری پژوهش که در ابتدا به سلامت روان و نظریههایی مربوط به سلامت روان اشاره می شود. سپس به اختلال نارسایی توجه – بیشفعالی و بخش دوم در دو قسمت پژوهشهای مربوط در داخل و خارج کشور پرداخته شده است.
مبانی نظری
بخش اول: سلامت روانی
تمامی انسان‌های زنده از توان سلامت معینی برخوردارند که باید برای نیل به تندرستی کامل ودوری از بیماری برای توسعه آن تلاش نمایند. شیوه‌های زندگی مرسوم بین انسان‌ها، تأثیر مهمی بر سلامت و تندرستی آنان دارد. گذار اپیدمیولوژیکی که اخیراً به علت تغییر در شرایط و شیوه‌های زندگی مشهود است، بار دوگانه بیماری‌های واگیر و غیرواگیر را در بسیاری از کشورهای منطقه مدیترانه شرقی افزایش داده است. دراین منطقه، بیماری‌های ناشی از الگوهای شیوه زندگی ناسالم به صدر فهرست دلایل بیماری و مرگ‌ومیر انتقال یافته است. بنابراین ضروری است که توجهی جدی به عوامل مؤثر در افزایش وسعت بیماری‌ها، آغاز شود. سرمایه‌گذاری برای خلق فرهنگ ارتقای سلامت، در ابتدا موجب برخورداری از موقعیت‌های اجتماعی بهتر و در دراز مدت منجر به برخورداری از مزایای مورد انتظار و بهبود سلامت ملل می‌شود. سلامت انسان، تنها سلامت جسمانی نیست. مهمتر از آن سلامت اخلاقی، ذهنی آرام و متمرکز است. فقط چنین ذهنی می‌تواند به شفای جسم کمک کند (ضعیفی، ۱۳۸۹).
از دیدگاه اسلامی سلامت روان شامل افزایش توانایی‌های افراد و جامعه و قادرسازی آنها در دستیابی به اهداف مورد نظر می‌باشد. بهداشت‌روان به همه ما مربوط است، نه فقط به کسانی که از بیماری رنج می‌برند. متأسفانه در بخش عظیمی از دنیا به بهداشت‌روان و بیماری روانی به اندازه سلامت جسمانی و بیماری جسمی اهمیت داده نمی‌شود و مورد بی‌توجهی و غفلت واقع می‌شود (ضعیفی، ۱۳۸۹).
به طور کلی در سالهای اخیر مسأله «بهداشت روانی» خود را به عنوان یکی از دغدغه‌های اصلی افراد و سازمان‌های مسئول امور بهداشتی در سراسر جهان و به ویژه سازمان جهانی بهداشت (WHO) مطرح نموده. تا آنجا‌ که سال ۲۰۰۱ میلادی از سوی WHO به عنوان سال بهداشت روانی و با شعار «غفلت بس است، مراقبت کنیم»[۱۷] تعیین و معرفی گردیده است. از طرفی اهمیت ویژه‌ای که سازمان جهانی بهداشت برای این مسأله قایل گردیده سبب شده تا «بهداشت روانی » و مقولات مرتبط با آن، به عنوان یکی از محورهای اساسی، مورد توجه پژوهشگران و صاحب‌نظران علوم بهداشتی قرار گرفته، آنان را وادار نماید، ضمن بهره‌گیری از ابزارهای موجود در عرصه پژوهش، به سنجش وضعیت بهداشت روانی جوامع انسانی و ارائه راهکارهایی در جهت ارتقا و بهبود کیفیت سلامت روانی افراد جامعه بپردازند (گنجی ، ۱۳۸۵) .
مرز بین سلامت و اختلال روانی گاهی چنان با هم در می‌آمیزد که اطلاق سلامت یا بیماری به فرد مشکل به نظر می‌رسد.
به طور کلی فردی از نظر سلامت عمومی، سالم است که تعادل بین رفتارها و کنترل او در مواجه با مشکلات اجتماعی وجود داشته باشد.
سلامت فکر و روان عبارت است از قابلیت موزون و هماهنگ شدن با دیگران، تغییر و اصلاح محیط فردی و اجتماعی حل تضادها و تمایلات شخصی بطور منطقی و عادلانه و مناسب (رضائیان، ۱۳۸۰).
تعریف لاروس[۱۸] از سلامت عمومی: استعداد روان برای هماهنگ، خوشایند و مؤثر کار کردن، برای موقعیت‌های دشوار انعطاف‌پذیر بودن و برای بازیابی تعادل خود، توانایی داشتن (به نقل از حیدری، ۱۳۸۴).
از نظر سازمان بهداشت جهانی[۱۹]، بهداشت عمومی یعنی توانایی کامل برای ایفای نقشهای اجتماعی، روانی، جسمی، نه فقط فقدان بیماری یا ناتوانی (حسین آزاد، ۱۳۸۷).
فرد دارای سلامت عمومی به نظر آدلر[۲۰] ، روابط خانوادگی صمیمی و مطلوبی دارد و جایگاه خود را در گروه های اجتماعی به درستی می‌شناسد، در زندگی هدفمند و غایت مداراست و اعمال او مبتنی بر تعقیب این اهداف است.
سلامت عمومی به عقیده اسکینر[۲۱]، معادل با رفتار منطبق با قوانین و ضوابط جامعه است و چنین انسانی وقتی با مشکل روبرو می‌شود از طریق شیوه ی اصلاح رفتار برای بهبود و به هنجار کردن رفتار خود به طور متناوب استفاده می‌جوید.
به عقیده اریکسون[۲۲]: سلامت روانشناختی هر فرد به همان اندازه است که توانسته است توانایی متناسب با هر کدام از مراحل زندگی را کسب کند.
از نظر فروید: شخص سالم از مکانیزمهای دفاعی نوع دوستی، شوخ طبعی، پارسایی و والایش استفاده می‌کند (میر غلامی، ۱۳۸۷).
عملکرد موفق، کارکردهای روانی در قالب تفکر، خلق و رفتار که منجر به فعالیتهای ثمربخش، روابط ارضاء کننده با دیگران و توانایی انطباق و مدارا با تمایلات می شود. (کاپلان و سادوک، ۲۰۰۳).
سلامت روانی به مفهوم تأمین و رشد سلامت روانی فردی_ اجتماعی و پیشگیری از ابتلا و درمان مناسب بیماری روانی و توانبخشی بیماران روانی است ( صالحی، ۱۳۸۶).
در تعریف سلامت روان و شاخص‌های آن دیدگاه های گوناگون وجود دارد. به عنوان مثال: روان‌کاوان معتقدند شخص از سلامت روان برخوردار است که «خود» در ساختار شخصیت او به تکامل لازم رسیده باشد و بتواند تعارض‌های میان خواست‌های «نهاد» و محدودیت‌های «فراخود» را بر اساس عقل و منطق حل کند. گروهی دیگر از روان‌شناسان و روان درمانگران فردی را از لحاظ روانی سالم می‌دانند که احساس اجتماعی در او رشد یابد و قادر است ارتباط سازنده‌ای با دیگران برقرار سازد. چنین کسی ضمن احساس احترام نسبت به خود و دیگران، کمبودهای خویش را قبول دارد و انعطاف‌پذیر است. بعضی دیگر از متخصصان، سلامت روان را منوط به ارضای دو نیاز اساسی در انسان می‌دانند.
یکی درگیری عاطفی با دیگران و دیگری احساس موفقیت و ارزش در زندگی رفتار درمانگران، سلامت روانی را بر مبنای تاثیر عوامل محیطی بر یادگیری و سازگاری فرد تبیین می‌کنند (نوابی‌نژاد، ۱۳۷۹).
می‌توان گفت شخص سالم فردی است که ادراک نسبتاً دقیق از واقعیت دارد و برای رسیدن به هدف‌های خویش بر اساس عقل و منطق عمل می‌کند، نسبت به خود نگرشی مثبت دارد و با دیگران سازگار است و در زندگی غالباً شاد بوده، قادر است ناکامی‌ها را تحمل کند. از آنجا که اساس سلامت روان آدمی در طی دوره کودکی و نوجوانی و عوامل موثر در تامین آن شایان توجه و اهمیت فوق‌العاده است.
امروزه روان‌شناسی، روابط متقابل سلامت تن و روان را مورد تائید و تاکید قرار می‌دهد. به این معنی که داشتن روان سالم مستلزم بدنی سالم و لازمه بدن سالم نیز برخورداری از روانی سالم است. از این رو تردیدی نیست که سلامت جسمانی کودک یا نوجوان در سلامت روانی او نقشی مهمی دارد (رحیمیان، ۱۳۷۸).
بهداشت روانی، رشته‌ای تخصصی از بهداشت عمومی است، که در زمینه کاستن بیماریهای روانی در یک اجتماعی فعالیت می کند و بررسی انواع مختلف اختلالات روانی و عوامل موثری که در بروز آنها نقش دارند، در قلمرو کار این علم می‌باشد. شناخت طرز ایجاد اختلالات روانی قدم اول برنامه‌ریزی برای اقدامات پیشگیری به حساب می‌آید. پس از شناخت علتهای بوجود آورنده اختلالات روانی، وظیفه دست اندرکاران این رشته، مطالعه راه های از بین بردن علتهای مذبور یا غلبه بر آنها می‌باشد. با توجه به اینکه بروز اختلالات روانی مجموعه عوامل زیستی- روانی- اجتماعی دخالت دارند، روش های پیشگیری از این اختلالات نیز چند بعدی هستند و باید در ابعاد زیستی روانی و اجتماعی مورد توجه قرار گیرند (شاملو، ۱۳۸۱).
بهداشت روانی به معنای سلامت فکر می‌باشد و منظور نشان دادن وضع مثبت و سلامت روانی است که خود می‌تواند نسبت به ایجاد سیستم باارزشی در مورد ایجاد تحرک و پیشرفت و تکامل در حد فردی، ملی و بین‌المللی کمک نماید. زیرا وقتی سلامت روانی شناخته شد، نسبت به دستیابی به آن اقدام می‌شود و راه برای تکامل فردی و اجتماعی باز می‌گردد (شاملو، ۱۳۸۰).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:36:00 ق.ظ ]




۵٫ تنها بیرون از خانه بودن
ب) افراد از این موقعیت ها می ترسند یا اجتناب می کنند به این دلیل که فکر می کنند در صورت بروز علایم شبه وحشت زدگی یا علایم ناتوان کننده یا ناتوان کننده، فرار کردن یا درخواست کمک ممکن است مشکل یا غیرممکن باشد.
ج) موقعیت های گذرهراسی اغلب ترس و اضطراب بسیاری را برمی انگیزد.
د) موقعیت های گذرهراسی به طور فعالانه اجتناب می شود، به همراه نیاز دارد، و یا با ترس و اضطراب بسیاری تحمل می شود.
ه) ترس یا اضطراب بدون تناسب با خطر واقعی است که موقعیت گذرهراسی دارد و یا در بافت فرهنگی اجتماعی درنظر گرفته می شود.
و) ترس، اضطراب، یا اجتناب مداوم است و برای مدت ۶ ماه یا بیشتر ادامه دارد.
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
ز)ترس، اضطراب، اجتناب، از نظر بالینی منجر به اختلال یا آشفتگی معنادار در حوزه های شغلی، اجتماعی، یا دیگر حوزه های مهم عملکردی می شود.
ز) اگر سایر شرایط پزشکی( از جمله بیماری های معده ای، بیماری پارکینسون) وجود داشته باشد، ترس، اضطراب، یا اجتناب به طور واضح بیشت از حد می باشد.
ح) علایم سایر اختلال های روانی توضیح بهتری برای ترس، اضطراب یا اجتناب نباشد. برای مثال علایم به هراس خاص نوع موقعیتی محدود نشده باشد؛ فقط شامل موقعیت های اجتماعی نشود( همانگونه که در اختلال اضطراب اجتماعی است)؛ و مرتبط با وسواس های فکری شدید ( همانند اختلال وسواسی- اجبار)، دریافت نقص هایی در ظاهر جسمانی( همانند اختلال بدشکلی بدنی)، یادآوری کننده حوادث آسیب آور( همانند اختلال فشارروانی پس از سانحه)، ترس از جدایی( همانند اختلال اضطراب جدایی) نباشد.
توجه: گذرهراسی، صرفنظر از وجود اختلال وحشت زدگی مورد تشخیص قرار می گیرد. اگر تظاهرات افراد ملاک های لازم برای اختلال وحشت زدگی و گذرهراسی را داشته باشد، هر دو تشخیص داده می شود.

 

 

 

۲-۴-۳-۲ همه گیری اختلال گذر هراسی
شیوع شناسی گذرهراسی کمتر شناخته شده است، به این دلیل که مطالعات در ایالات متحده این اختلال را فقط در زیر مجموعه اختلال وحشت زدگی مورد ارزیابی قرار داده است( کرینگ و همکاران،۲۰۱۲).NCS–Rهمه گیری ۱۲ ماهه اختلال های اضطرابی را%۲٫۷ و همه گیری تمام عمر این اختلال ها را %۴٫۷ برآورد کرده است. نتایح حاصل از مطالعات شیوع شناسی نشان داده است که همه گیری ۱۲ ماهه گذرهراسی بدون اختلال وحشت زدگی %۰٫۸ و همه گیری تمام عمر آن %۱٫۴ بوده است( بارلو، ۲۰۰۸).هر سال تقریبا ۱٫۷% از نوجوانان و بزرگسالان تشخیص گذرهراسی می گیرند. زنان دو برابر مردان گذرهراسی را تجربه می کنند. گذرهراسی ممکن است در کودکی اتفاق بیقتد، ما بروز نقطه اوج آن در نوجوانی و اوایل بزرگسالی است. همه گیری ۱۲ ماهه در سالمندان بالای ۶۵ سال ۰٫۴% است. به نظر می رسد میزان همه گیری در گروه های فرهنگی و نژادی مختلف، تفاوتی ندارد(DSM-5,2013).
۳-۴-۳-۲ پیامد های عملکردی اختلال گذر هراسی
در DSM-4-TRگذرهراسی به عنوان یکی از زیرمجموعه های اختلال وحشت زدگی کدگذاری می شود، درحالی که در DSM-5 این اختلال یه عنوان یک تشخیص جداگانه کدگذاری می شود. این تغییر DSMرا در خط سیستم تشخیصی ICD که گذرهراسی را به عنوان یک تشخیص جداگانه در نظر داشت، قرار داده است. در یک مطالعه که بالای ۳۰۰۰ نفر شرکت کننده داشته است، بیشتر از نیمی از افراد که علایمی از گذرهراسی را داشته اند، هیچ گونه علامتی از حمله وحشت زدگی یا اختلال وحشت زدگی نداشته اند. به علاوه، پنج مطالعه گسترده شیوع شناسی پیشنهاد کرده است که حداقل نیمی از افراد با گذرهراسی، تجربه حمله وحشت زدگی را نداشته اند. افرادی که حمله های وحشت زدگی را تجربه نکرده اند، در موقعیت های گذر هراسی نگران این هستند که چه اتفاقی خواهد افتاد اگر دیگر علایم اضطراب ظهور پیدا کند( کرینگ و همکاران،۲۰۱۲). گذر هراسی مرتبط با اختلال و آشفتگی قابل ملاحظه در نقش های عملکردی، نیروی تولیدی کار و روزهای ناتوانی همراه است. شدت گذرهراسی تعیین کننده اصلی میزان ناتوانی، صرف نظر از حضور اختلال وحشت زدگی، حمله های وحشت زدگی، و سایر شرایط همبود، می باشد. بیشتر از یک سوم افراد با گذر هراسی به طور کامل خانه نشین هستند و توانایی کار ندارند(DSM-5,2013).
۵-۳-۲اختلال اضطراب منتشر
۱-۵-۳-۲ ویژگی های تشخیصی اختلال اضطراب منتشر برمبنای ملاک های تشخیصی DSM-5
ویژگی ضروری اختلال اضطراب فراگیر اضطراب و نگرانی شدید( انتظار نگرانی) درباره تعدادی از حوادث و فعالیت ها، می باشد. شدت، مدت، و فراوانی اضطراب و نگرانی بدون تناسب با اثر محتمل حادثه مورد انتظار می باشد. افراد کنترل نگرانی یا متوقف کردن افکار مزاحم را برای انجام امور، دشوار می یابند. افراد با اختلال اضطراب فراگیر اغلب درباره فعالیت های روزمره زندگی خود از قبیل مسئولیت های احتمالی شغلی، سلامت و مسایل مالی، سلامت سایر اعضای خانواده، بدشانسی های فرزندانشان، و سایر مسایل جزیی، نگران هستند. کودکان با اختلال اضطراب فراگیر اغلب درباره شایستگی ها یا کیفیت عملکردی خود به شدت نگران هستند. در طول دوره اختلال ممکن است تمرکز نگرانی از یک مساله به دیگری منتقل شود.
چندین ویژگی اختلال اضطراب فراگیر را از اضطراب غیر آسیب شناختی متمایز می کند. اول، نگرانی های مرتبط با اختلال اضطراب فراگیر معمولا به شدت برای عملکرد اجتماعی روانی مزاحمت ایجاد می کند در حالی که نگرانی های زندگی روزمره شدید نیست و قابل مدیریت می باشد. دوم، نگرانی ها مرتبط با اختلال اضطراب فراگیر، نافذتر، مشخص تر و آشفته کننده تر می باشد، و دوره طولانی تری دارد. نگرانی فرد درباره گستره وسیعی از جریانات زندگی( از جمله مسایل مالی، امنیت فرزندان، عملکرد شغلی)، او را بیشتر برای کسب علایم اختلال اضطراب فراگیر مستعد می سازد. سوم، نگرانی های روزمره کمتر با علایم جسمانی همراه می شود( از جمله بی قراری، احساس برانگیختگی). افراد با اختلال اضطراب فراگیر یک پریشانی ذهنی را گزارش می کنند که معلول نگرانی مداوم آنها است و با اختلال در عملکرد اجتماعی، شغلی، یا دیگر حوزه های مهم مرتبط می باشد.
اضطراب و نگرانی حداقل با سه علامت از علایم ذیل همراه است: بی قراری، احساس برانگیختگی، زود خسته شدن، تمرکز مشکل یا احساس خالی بودن ذهن، کج خلقی، تنش عضلانی، اختلال در خواب، همچنین تنها یکی از این علایم برای تشخیص اختلال در کودکان نیاز است.

 

 

جدول ۵-۲: ملاک های تشخیصی DSM-5 برای اختلال اضطراب منتشر

 

 

 

 

الف) اضطراب و نگرانی شدید( انتظار نگرانی)، که اغلب روزها طی حداقل ۶ ماه، درباره حوادث یا فعالیت ها(از جمله کار، مدرسه یا عملکرد) اتفاق بیفتد.
ب) کنترل نگرانی برای افراد سخت و دشوار است.
ج) اضطراب و نگرانی مرتبط با سه( یا بیشتر) از ۶ علامت ذیل باشد(حداقل برخی از علایم، نه در ۶ ماه گذشته، بلکه بیشتر روزها وجود داشته باشند):
توجه: در کودکان فقط یک مورد در کودکان مورد نیاز می باشد.

 

 

  • بی قراری یا احساس برانگیخته بودن

 

  • زود خسته شدن

 

  • به سختی تمرکز کردن یا احساس خالی شدن ذهن

 

  • کج خلقی و تحریک پذیری

 

  • تنش عضلانی

 

  • اختلال در خواب (مشکلات در شروع یا ادامه خواب، یا بی قراری، خواب غیر تسکین دهنده)

 

د) اضطراب، نگرانی، و یا علایم جسمانی از نظر بالینی به طور معنادار موجب آشفتگی و اختلال در عملکرد اجتماعی، شغلی، یا دیگر حوزه های مهم، می شود.
ه) اختلال مرتبط با اثرات فیزیولوژیکی مواد(از جمله سوء مصرف دارو و مواد مخدر) یا دیگر شرایط پزشکی(از جمله پرکاری تیرویید) نباشد.
و) سایر اختلال های روانی(از جمله اضطراب و نگرانی درباره داشتن حمله های وحشت زدگی در اختلال وحشت زدگی، ارزیابی منفی در اختلال اضطراب اجتماعی، آلودگی یا دیگر وسواس ها در اختلال وسواسی-جبری، جدایی از تصویر دلبستگی در اختلال اضطراب جدایی، یادآوری حوادث آسیب زا در اختلال علایم جسمانی[۹۱]، دریافت نقص در بدن در اختلال بدشکلی بدن، داشتن بیماری جدی در اختلال اضطراب بیماری[۹۲]، عقاید با محتوای هذیانی در اسکیزوفرنیا[۹۳] یا اختلال هذیانی[۹۴]) توضیح بهتری برای این اختلال نباشد.

 

 

 

۲-۵-۳-۲ همه گیری اختلال اضطراب منتشر
اطلاعات اخیر از این زمینه یابی ملی همبودی، نشان داده است که همه گیری طول عمر اختلال اضطراب منتشر بر مبنای معیارهای DSM-4، ۵٫۷% و همه گیری ۱۲ ماهه این اختلال ۳٫۱% بوده است. میزان این همه گیری تمام عمر نشان داد که ۸٫۳% از جمعیت ایالات متحده می توان انتظار داشت که اختلال اضطراب منتشر را قبل از ۷۵ سالگی تجربه کنند( کریستوف[۹۵] و همکاران،۲۰۱۱). همه گیری ۱۲ ماهه اختلال اضطراب فراگیر در میان جمعیت عمومی ایالات متحده ۰٫۹% در بین نوجوانان و ۲٫۹% در بین بزرگسالان بوده است. همه گیری ۱۲ ماهه این اختلال در سایر کشورها بین ۰٫۴% تا ۳٫۶% بوده است. زنان دو برابر مردان احتمال دارد که اختلال اضطراب فراگیر را تجربه کنند. همه گیری اوج تشخیص در سالهای میانه زندگی می باشد و در سالهای بعدی زندگی کاهش پیدا می کند(DSM-5,2013). اختلال اضطراب منتشر یکی از شایع ترین اختلال های اضطرابی در خدمات سرپایی پزشکی، با میزان همه گیری حدود۸% بین مراجعان خدمات سرپایی؛ می باشد. افراد با اختلال اضطراب منتشر در عملکرد و کیفیت زندگی خود اختلال های چشمگیر دارند(رومرا[۹۶] و همکاران، ۲۰۱۰). افراد از نژاد اروپایی نسبت به نژادهای غیر اروپایی(از جمله آسیایی ها، آفریقایی ها، بومی های آمریکا، و اقیانوسیه) تمایل بیشتری به تجربه اختلال اضطراب فراگیر را دارند. به علاوه، افراد از کشورهای توسعه یافته نسبت به کشورهای توسعه نیافته در طول زندگی شان بیشتر علایمی را تجربه می کنند که مربوط به ملاک های اختلال اضطراب فراگیر می باشد(DSM-5,2013).
۳-۵-۳-۲ مسایل تشخیصی مربوط به فرهنگ
تنوع فرهنگی قابل توجهی در بروز اختلال اضطراب فراگیر وجود دارد. برای مثال، در برخی فرهنگ ها، علایم جسمانی شکل غالب بیان اختلال می باشد، در حالی که در برخی دیگر از فرهنگ ها علایم شناختی غالب می باشد. این تفاوت معمولا بیشتر در بروز اولیه اختلال مشهود می باشد و در طول زمان سایر علایم ظاهر می شود.هیچ گونه شواهدی مبنی بر اینکه کدام گرایش از نگرانی شدید مربوط به فرهنگ می باشد، با این وجود، موضوع های نگرانی ممکن است ویژه فرهنگ باشد. بسیار مهم است که هنگام ارزیابی نگرانی ها، بافت اجتماعی فرهنگی در نظر گرفته شود(DSM-5,2013).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:35:00 ق.ظ ]




نظرات مصاحبه­شوندگان

 

نتایج حاصله

 

جایگاه در طبقه

 

 

 

این نهاد باعث تنوع در بازار سرمایه می­ شود.
درآمد سرمایه­گذار از دو محل حاصل می­ شود: حق بیمه دریافتی، سرمایه ­گذاری در اوراق با درآمد ثابت.
بازاریابی واحدهای این صندوق بسیار مهم است. چون هنوز در بازار ایران ناشناخته است.
این نهاد باعث تنوع سرمایه ­گذاری در بازار سرمایه می­ شود.
اصلی­ترین رکن حاضر در این صندوق بازارگردان است.
هرچه حادثه موضوع خسارت کمتر رخ دهد، بر ارزش واحدهای صندوق افزوده می­ شود.
منافع این صندوق به نوعی است که هر سه بازار سرمایه، بیمه و پول از ایجاد آن کسب منفعت می­ کنند.
استفاده از این ظرفیت­ها باید به گونه ­ای باشد که باعث تقویت بقیه بخش­ها گردد.
بازدهی واحدهای این صندوق باید به گونه ­ای باشد که هم بازده بیش­تر داشته باشد و هم اصل اوراق تضمین شده باشد.
در همین سیستم بانکی می­توان اقداماتی را انجام داد که اصل پول تضمین شده و بازدهی بالاتری نسبت به اوراق با درآمد ثابت و سپرده بانکی کسب نمود.
این مساله موجب درآمد بیش­تر سرمایه­گذار و در نتیجه جذابیت برای او شود.
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
این اقدام باعث جذب سرمایه برای سیستم بانکی شده و به نوعی به آن کمک می­ کند.
باعث تزریق نقدینگی بیش­تر در بازار پول و سرمایه می­ شود.
زمانی که مبلغ سپرده­ها کلان باشد، بانک­ها پیشنهادهایی را برای جذب سرمایه می­ دهند که هیچ­گاه این پیشنهاد به افراد عادی با سرمایه کم داده نمی­ شود.
شناخت خوبی از این نهاد در بازار بیمه­ای کشور وجود ندارد.
هزینه استفاده از بیمه اتکایی برای شرکت بیمه بسیار زیاد است. در نتیجه برای شرکت­های بیمه استفاده از این صندوق به جای شرکت بیمه اتکایی جذاب­تر خواهد بود.
تحریم­های بین ­المللی در نتیجه استفاده از راهکار صندوق می ­تواند راهکار مناسبی باشد.
این نهاد به دو دلیل در بازار ایران جذاب است: تنوع در سرمایه ­گذاری و انتقال ریسک شرکت­های بیمه و افزایش ظرفیت آن­ها در پذیرش ریسک­های بزرگ­تر.
با توجه به این­که این نهاد منجر به افزایش ظرفیت بازار بیمه در کشور می­ شود، برای شرکت­های بیمه جذاب خواهد بود.
مشکل دیگر در ارتباط با تحریم­ها مشکل نقل و انتقال پول است.
از دیگر مشکلات گریبان­گیر در این مورد، تامین ارز خدمات بیمه اتکایی خارجی است که فعالیت­های اتکایی را با مشکلات فراوانی روبرو نموده است.
بیمه­های اتکایی را برای شرکت­های بیمه داخلی با چالش­های فراوان روبرو کرده است.

 

در صورت تضمین بازدهی بالاتر نسبت به دارایی­ های با درآمد ثابت جذابیت این سرمایه ­گذاری افزایش می­یابد.
بازاریابی مناسب و تعریف درست این سرمایه ­گذاری برای بازار هدف به سرمایه ­گذاری در این اوراق کمک می­ کند.
با توجه به این­که بازدهی این اوراق هیچ­گونه وابستگی به بازار سرمایه ندارد خود باعث جذابیت سرمایه ­گذاری در آن می­ شود.
تحریم­های بین ­المللی شرکت­های بیمه اتکایی خارجی و نیز تهیه ارز لازم برای این عمل در شرایط فعلی هزینه استفاده از بیمه اتکایی را برای شرکت­های بیمه افزایش داده در نتیجه باعث جذابیت برای شرکت­های بیمه داخلی می­ شود.
این نهاد منجر به افزایش ظرفیت بازار بیمه در کشور می­ شود، برای شرکت­های بیمه جذاب خواهد بود.

 

جذابیت

 

 

 

نظرات مصاحبه­شوندگان

 

نتایج حاصله

 

جایگاه در طبقه

 

 

 

اصلی­ترین رکن حاضر در این صندوق، بازارگردان است.
با توجه به عدم اوراق بهادارسازی دارایی­ ها در ایران، راهکار صندوق بسیار قابل دسترس بوده و قابلیت اجرا دارد.
سازوکار اجرایی این نهاد به گونه ­ای باید باشد که به طور کامل مسایل شرعی آن حل شده باشد تا قابلیت اجرا داشت باشد.
قراردادهای فی­مابین ارکان و صندوق با بیمه­گر واگذارنده به طور روشن و دقیق و با در نظرگرفتن جزییات کامل باشد.
عقد مورد نظر می ­تواند وکالت باشد.
رابطه بین سرمایه ­گذاران نباید شرکت باشد. زیرا در آن صورت خود صندوق باید آورده آورد.
تضمین سود در این صندوق نباید باشد. ولی تضمین اصل می ­تواند باشد.
به جای رکن ضامن سودآوری باید از بازارگردان استفاده نمود.
برای اصل می­توان ضامن درنظر گرفت و برای سود باید بازارگردان باشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:35:00 ق.ظ ]




  • و کنترل رفتارهای تکانشی موقع ناراحتی است (سالترز – پدنولت[۲۰۵]، ۲۰۰۹).

 

تنظیم هیجان مفهومی بسیار فراگیر و گسترده و دربردارنده طیف وسیعی از فرایندهای هشیار و ناهشیار فیزیولوژیک، رفتاری و روان‌شناختی است؛ رابردهای تنظیم هیجان ریشه در تحول هیجانی، شناختی و اجتماعی دارند (گراس و جان، ۲۰۰۳). تنظیم هیجان فرایندی است که در آن افراد می‌توانند بر این که چه هیجاناتی داشته باشند، چه زمانی آنها را داشته باشند و چطور آنها را تجربه کنند یا چگونه آنها را بیان کنند، موثر باشند (هافمن، ۲۰۰۷).
از دیدگاه گراتز و رومر (۲۰۰۴) تنظیم هیجان چند فرایند را در برمی‌گیرد :

 

  • آگاهی از هیجان‌ها

 

  • درک هیجان‌ها

 

  • پذیرش هیجان‌ها

 

  • توانایی کنترل رفتارهای تکانشی

 

  • توانایی دنبال کردن اهداف فردی هنگام مواجهه با هیجان‌های چالش‌برانگیز

 

    • توانایی استفاده از راهبردهای سازگارانه برای تنظیم پاسخ‌های هیجانی

دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه

 

افراد به طرق مختلفی هیجانات خود را تنظیم می‌کنند. راهبردهای تنظیم هیجان ممکن است متمرکز بر تغییر رفتار (مانند فرونشانی)، توجه (مانند کنترل توجه، حواسپرتی)، شناخت (مانند ارزیابی مجدد شناختی، پذیرش) و واکنش‌های فیزیولوژیکی (مانند تکنیک‌های تنفس عمیق) باشد (مائوس[۲۰۶] و تروی[۲۰۷]، ۲۰۱۲). تنظیم هیجان می‌تواند آگاهانه یا ناآگاهانه، زودگذر یا دائمی، و رفتاری یا شناختی باشد. تنظیم هیجان رفتاری نوعی از تنظیم هیجان است که در رفتار آشکار فرد دیده می‌شود، در حالی که تنظیم هیجان شناختی قابلیت مشاهده ندارد و زودگذر است (گراس، ۱۹۹۹).
فرایندهای تنظیم هیجان ممکن است به صورت اتوماتیک و ناخودآگاه یا کنترل شده باشند، ممکن است آگاهانه یا غیرآگاهانه باشند؛ از آن جایی که هیجان‌ها فرایندهایی چند بخشی هستند که در طول زمان آشکار می‌شوند، تنظیم هیجان شامل تغییر در پویایی‌های هیجان، یا نهفتگی، زمان بروز، اندازه و طول مدت پاسخ‌ها در حوزه رفتاری، تجربی یا فیزیولوژیکی می‌شود (فاسنر و همکاران، ۲۰۱۴). تنظیم هیجان بسته به اهداف فرد ممکن است باعث تعدیل، تشدید یا بقای هیجان وی شود (گراس و تامپسون، ۲۰۱۴).
ویژگی‌های بنیادین تنظیم هیجان عبارتند از :

 

  • افراد ممکن است هیجان‌های منفی یا مثبت خود را با افزایش یا کاهش آنها تنظیم کنند.

 

  • اگرچه به نظر می‌رسد نمونه‌های اولیه تنظیم هیجان آگاهانه باشد، مانند زمانی که در صف صندوق در یک فروشگاه بزرگ هستیم، اما می‌توانیم تنظیم هیجان را فعالیتی تصور کنیم که در ابتدا به صورت عمدی شروع شده اما بعدتر بدون آگاهی هوشیارانه صورت می‌پذیرد. مانند زمانی که خشم خود را از پذیرفته نشدن توسط یک همسال پنهان می‌کنیم یا زمانی که توجه خود را از موضوعات ناراحت کننده برمی گردانیم.

 

  • هیچ فرض اولیه‌ای وجود ندارد که شکل بخصوصی از تنظیم هیجان فی نفسه خوب یا بد است (گراس،‌ ۲۰۱۴).

 

تعریف نظم‌جویی شناختی هیجان
هیجان‌ها، به ویژه هیجان‌های منفی می‌توانند موجب افزایش تعارضات بین فردی، تصمیم‌گیری نادرست و مشکلات سلامت روان گردند (گراس و تامپسون، ۲۰۱۴). بنابراین مردم عموما می‌کوشند هیجانات خود را با تغییر ارزش، شدت و مدت آنها تنظیم کنند (روثبارت و شیس، ۲۰۱۴).
پروتکل درمان شناختی مبتنی بر نظم‌جویی هیجان بر ارزیابی مجدد شناختی از نظم‌جویی هیجان متمرکز است؛ وقتی از واژه نظم‌جویی هیجان استفاده می‌کنیم، به فرایندهای شناختی و رفتاری اشاره داریم که بر وقوع، شدت، مدت و ابراز هیجان اثر گذارند (کمپبل-سیلز و بارلو، ۲۰۱۴). نظم‌جویی هیجان فرایندی است که در آن افراد می‌توانند بر این که چه هیجاناتی داشته باشند، چه زمانی آنها را داشته باشند و چطور آنها را تجربه کنند یا چگونه آنها را بیان کنند، مؤثر باشند (هافمن، ۲۰۱۲).
الگوهای نظم‌جویی هیجان و فعالیت هیجانی می‌تواند پیش‌بینی کننده مشکلات درونی شده و عملکرد اجتماعی کودکان حتی در سال‌های اولیه رشد باشد و کودکانی با الگوهای ناسازگار نظم‌جویی هیجان در معرض خطر مشکلات درونی شده قرار دارند (مورگان[۲۰۸] و همکاران، ۲۰۱۴). نقص در نظم‌جویی هیجان می‌تواند با بروز و تداوم بسیاری از اختلالات روانی مرتبط باشد و البته هدف امیدبخش درمان این اختلالات باشد (گومز- سیمون و همکاران، ۲۰۱۴). بدتنظیمی هیجان بعد مشترک برخی علائم آسیب شناسی روانی مانند ملال طولانی مدت، خلق ناپایدار، خشم زیاد، ترس مداوم و نگرانی شدید است (گومز- سیمون[۲۰۹] و همکاران، ۲۰۱۴). بدتنظیمی هیجان در هم‌بستگی میان پیامدهای اجتماعی منفی و قربانی خشونت شدن در کودکان و نوجوانان نقش دارد (شوارتز[۲۱۰] و پروکتر[۲۱۱]، ۲۰۰۰).
تا کنون پژوهش‌ها در خصوص تنظیم هیجان بیشتر بر روی مطالعه ارزیابی‌های مجدد شناختی، و نظم بخشیدن به واکنش‌های هیجانی معطوف بوده‌اند اما اخیرا پژوهش‌ها در حال بررسی این موضوع هستند که چگونه روش‌های پردازش اولیه محرک برانگیزاننده هیجان، می‌توانند منجر به واکنش‌های روانشناختی گوناگون گردند (وارن بروان و همکاران، ۲۰۱۳).
راهبردهای نظم‌جویی شناختی هیجان
راهبرد نظم‌جویی شناختی هیجان بر مدل هیجانی گراس استوار است که بر ارزیابی سرنخ‌های درونی و بیرونی هیجانی تاکید می‌کند (گراس و جان، ۲۰۰۳). مدل نظم‌جویی هیجانی گراس بر نظم بخشیدن هیجانات در پنج بخش انتخاب موقعیت، تغییر موقعیت، گسترش توجه، تغییر شناختی و تعدیل پاسخ تمرکز می‌کند (گراس و تامپسون، ۲۰۱۴).
شکل ۲-۲ : مدل نظم‌جویی هیجان گراس
گراس و تامپسون (۲۰۱۴) اشاره می‌کنند این پنج نقطه، پنج فرایند تنظیم هیجان را ارائه می‌کنند :

 

  • انتخاب موقعیت : مهمترین رویکرد رو به جلوی تنظیم هیجان، انتخاب موقعیت است. این نوع تنظیم هیجان شامل اقداماتی می‌شود که فرد موقعیتی را انتخاب کند (یا نکند) که انتظار دارد باعث برانگیخته شدن هیجانات خوشاید یا ناخوشایند شود. انتخاب موقعیت نیازمند درک ویژگی‌های احتمالی موقعیتی دور از دسترس، و پاسخ‌های هیجانی مورد انتظار به این ویژگی‌هاست. رسیدن به چنین درکی بسیار دشوار است. با نگاهی رو به جلو، افراد عموما در تخمین پاسخ‌هایشان نسبت به وقایع احتمالی آینده، مرتکب اشتباه می‌شوند. ضمنا عموما مدت پایداری پاسخ‌های منفی‌شان به پیامدهای مختلف را بیش از حد برآورد می‌کنند. همین امر انتخاب موقعیت به منظور تنظیم پاسخ‌های هیجانی را بسیار دشوار می‌سازد. مانع دیگر برای انتخاب موقعیت موثر، قیاس صحیح سود کوتاه مدت تنظیم هیجان در برابر هزینه‌های آن در بلند مدت است.

 

  • تغییر موقعیت : تغییر موقعیت کمک می‌کند موقعیت‌های بالقوه هیجان‌زا لزوما منجر به پاسخ‌های هیجانی نشوند. در مورد افراد بزرگسال، تغییر موقعیت ممکن است مجموعه‌ای از تلاش‌های کلامی برای یاری رساندن در حل مساله و تایید حقانیت پاسخ هیجانی را در بر بگیرد. گاهی ممکن است تمایز قائل شدن میان انتخاب موقعیت و تغییر موقعیت دشوار به نظر برسد. این امر به این دلیل است که شاید تلاش برای تغییر یک موقعیت منجر به خلق موقعیت جدیدی شود. برای تمایز موثر این دو باید در نظر داشت که موقعیت‌ها ممکن است بیرونی یا درونی باشند، اما تغییر موقعیت به تغییر شرایط فیزیکی خارجی اطلاق می‌شود، در حالیکه تغییر محیط‌های درونی (مانند شناخت‌ها) را در بخش تغییر شناختی تحت پوشش قرار می‌دهیم.

 

  • گسترش توجه : گسترش توجه یکی از نخستین فرایندهای تنظیم هیجان است که در طول دوران رشد پدیدار می‌شود و به نظر می‌رسد از دوران نوزادی تا سراسر بزرگسالی مورد استفاده قرار می‌گیرد، به ویژه زمانی که تغییر یا اصلاح موقعیت امکان‌پذیر نیست. گسترش توجه به این امر اشاره دارد که چگونه افراد با هدایت کردن توجه‌شان در یک موقعیت می‌توانند بر هیجاناتشان تاثیر بگذارند. گسترش توجه می‌تواند نسخه درونی انتخاب موقعیت قلمداد شود. دو راهبرد مهم گسترش توجه، پرت کردن حواس و تمرکز کردن هستند. تمرکز، توجه را به سمت مولفه‌های هیجانی یک موقعیت جلب می‌کند. وگنر و راگ (۱۹۹۸) این را «شروع کنترل شده» هیجان نام گذاشته‌اند. زمانی که توجه مرتبا به احساسات ما و پیامدهای آنها معطوف می‌شود، در واقع نوعی نشخوار اتفاق می‌افتد. نشخوار پیرامون رویدادهای غم‌انگیز به تشدید و تمدید علائم افسردگی می‌ انجامد (جاست و الوی، ۱۹۹۷؛ نولن – هوکسما، ۱۹۹۳). اما بورکووک[۲۱۲]، رومر[۲۱۳] و کینیون[۲۱۴] (۱۹۹۵) اظهار کرده‌اند که متمرکز کردن توجه روی تهدیدهای احتمالی آتی اگرچه ممکن است باعث افزایش اضطراب خفیف شود، اما باعث کاهش قدرت و شدت پاسخ‌های هیجانی منفی نیز خواهد شد. در مجموع گسترش توجه ممکن است اشکال گوناگونی داشته باشد، از جمله : سلب فیزیکی توجه، هدایت مجدد درونی توجه، یا پاسخ دادن فرد به تلاش دیگران برای تغییر جهت توجه.

 

  • تغییر شناختی : تغییر شناختی به این موضوع اشاره دارد که فرد ارزیابی‌اش از موقعیتی که در آن قرار دارد را تغییر دهد تا اهمیت و بار هیجانی آن را دگرگون کند. یکی از اشکال تغییر شناختی که بسیار مورد توجه قرار گرفته، ارزیابی مجدد است (گراس، ۲۰۰۲؛ جان و گراس، ۲۰۰۳؛ اوشنر و گراس، ۲۰۰۷). این نوع تغییر شناختی شامل تغییر معنای موقعیت به نحوی می‌شود که که تاثیر هیجانی آن را تغییر دهد. ارزیابی مجدد موضوعات فیلم‌هایی که بار منفی دارند، منجر به کاهش تجربه هیجان منفی ناشی از تماشای آنها شده است.

 

ارزیابی شناختی مرتبط با هیجان در کودکان تاثیر قابل ملاحظه‌ای از ابراز هیجان آنها در طول دوران رشد می‌گیرد که شامل دلایل و پیامدهای این هیجان‌ها می‌شود.

 

  • تغییر پاسخ : برخلاف سایر راهبردهای تنظیم هیجان، تغییر پاسخ در انتهای فرایند تولید هیجان اتفاق می‌افتد، پس از آن که فرایند تولید پاسخ آغاز می‌شود. تعدیل پاسخ به تاثیر مستقیم (تا حد امکان) بر پاسخ رفتاری، فیزیولوژیکی یا تجربی اشاره دارد. در واقع تغییر پاسخ، تلاش برای تغییر تظاهرات ذهنی، فیزیولوژیکی و رفتاری هیجان به مستقیم‌ترین شکل ممکن است. شکل شایع دیگر تغییر پاسخ، تنظیم رفتار ابراز کننده هیجان است (گراس و همکاران، ۲۰۰۶).

 

کارکردهای نظم‌جویی شناختی هیجان
فاسنر و همکاران (۲۰۱۴) با بررسی هم‌بستگی میان نقص در نظم‌جویی هیجانات و علائم افسردگی دریافتند کاهش تجربه و ابراز عواطف مثبت همراه با درک عواطف منفی با علائم افسردگی مرتبط است. بدتنظیمی هیجان و مشکل در نظم‌جویی هیجانات با اضافه وزن در مادران (دی کامپورا[۲۱۵]و همکاران، ۲۰۱۴)، ناسازگاری و رفتار پرخاشگرانه در نوجوانان تحت کنترل والدین (کوی[۲۱۶] و همکاران، ۲۰۱۴)، فعالیت نامنظم قلب و سیستم عصبی خودکار (برنا[۲۱۷] و همکاران، ۲۰۱۴) و افزایش علائم وحشت‌زدگی (گالانگ[۲۱۸] و همکاران، ۲۰۱۴) هم‌بستگی دارد. دسترسی محدود به راهبردهای نظم‌جویی هیجان نقش واسطه‌ای در سلامت کمتر افراد مضطرب ایفا می‌کند (کارتر[۲۱۹] و واکر[۲۲۰]، ۲۰۱۴).
فردی که دست به ارزیابی مجدد هیجانی می‌زند هیجانات مثبت بیشتری را تجربه و ابراز می‌کند تا هیجانات منفی، در حالی که سرکوب کننده هیجانی هیجانات منفی بیشتری و هیجانات مثبت کمتری را تجربه و ابراز می‌کند (گراس و تامپسون، ۲۰۱۴). استفاده از ارزیابی مجدد با عملکرد میان فردی بهتر هم‌بستگی دارد، حال آن که سرکوب هیجانات با عملکرد میان فردی ضعیف‌تر و بدتر هم‌بستگی دارد؛ در نهایت به کار بستن ارزیابی مجدد هیجانی رابطه معنادار مثبتی با بهزیستی دارد، در حالی که رابطه سرکوب هیجانی با بهزیستی منفی است (گراس و جان، ۲۰۰۳).
مطالعات اخیر نشان داده‌اند که ممکن است نظم‌جویی هیجان با ذهن‌آگاهی غیر موقعیتی مرتبط باشد (مودینوس و همکاران، ۲۰۱۰) و با MBSR تقویت شود (گولدین و گراس، ۲۰۱۰). درعین حال یکی از مکانیسم‌های عمل احتمالی زیربنای MBSR، نظم‌جویی هیجان است که ویژگی کلیدی اختلالات خلقی و اضطرابی و موضوع هدف بسیاری از مداخله‌های بالینی روانی اجتماعی است (کمپبل-سیلز و بارلو، ۲۰۱۴). تمرین ذهن‌آگاهی می‌تواند بر آن دسته از نواحی مغز که تنظیم کننده توجه، آگاهی و هیجانات هستند نیز تاثیر بگذارد (گریسون، ۲۰۰۹) و توانایی اجرای راهبردهای نظم‌جویی هیجان را تقویت کند (گولدین و همکاران، ۲۰۱۳). بررسی تصاویر fMRI هم نشان داد MBSR کاهش هیجان منفی به هنگام نظم‌جویی هیجان و افزایش فعالیت در نواحی کورتیکال لب آهیانه‌ای که به توجه مربوط می‌شوند را به دنبال دارد (گولدین و همکاران، ۲۰۱۳).
نظم‌جویی هیجانات منفی از طریق ارزیابی مجدد باعث افزایش فعالیت منطقه پیشین لب پیشانی[۲۲۱] و کاهش فعالیت آمیگدال[۲۲۲] می‌شود (مودینوس[۲۲۳] و همکاران، ۲۰۱۰). نتایج پژوهش گوپتا[۲۲۴] و همکاران (۲۰۰۸) نشان داد نظم‌جویی هیجان ماهرانه می‌تواند نقش شرم مزمن در اختلال خوردن را بهبود ببخشد. گاتمن و همکاران (۱۹۹۶) دریافتند آموزش راهبردهای نظم‌جویی هیجان به والدین و هدایت آنها در کمک به کودکان برای افزایش هیجان آگاهی و آزادی در ابراز هیجان تعدیل شده هم‌بستگی مثبتی با نظم‌جویی هیجانی کودکان ۵ تا ۸ ساله دارد. هافمن (۲۰۱۲) نظم‌جویی هیجان را راهگشای بسیاری از نظریه‌پردازان CBT می‌داند، زیرا یک چارچوب بیولوژیکی برای توضیح دلایل مؤثر بودن راهبردهای CBT در نظم‌جویی هیجانات ارائه می‌کند و برای چگونگی بهبود و ارتقاء آنها هم راهکار ارائه می‌کند. امروزه نظم‌جویی هیجان علاوه بر حوزه CBT، در حوزه روان پویشی نیز وارد شده است و رویکردی درمانی به نام روان درمانی پویای مبتنی بر تنظیم[۲۲۵] توسط نظریه‌پردازان روان پویشی معرفی شده است (رایس[۲۲۶] و هافمن، ۲۰۱۴).
بدتنظیمی هیجان بعد مشترک برخی علائم آسیب شناسی روانی مانند ملال طولانی مدت، خلق ناپایدار، خشم زیاد، ترس مداوم و نگرانی شدید، و عامل بروز و تداوم بسیاری از اختلالات روانی است (گومز- سیمون و همکاران، ۲۰۱۴). بدتنظیمی هیجان با کاهش تجربه و ابراز عواطف مثبت و درک عواطف منفی در افسردگی (فاسنر و همکاران، ۲۰۱۴)، افزایش علائم وحشت‌زدگی (گالانگ و همکاران، ۲۰۱۴)، اضافه وزن در مادران (دی کامپورا و همکاران، ۲۰۱۴)، فعالیت نامنظم قلب و سیستم عصبی خودکار (برنا و همکاران، ۲۰۱۴)، سلامت کمتر افراد مضطرب (کارتر و واکر، ۲۰۱۴)، ناسازگاری و رفتار پرخاشگرانه در نوجوانان (کوی و همکاران، ۲۰۱۴) و افزایش احتمال پیامدهای اجتماعی منفی و قربانی خشونت شدن در کودکان و نوجوانان (شوارتز و پروکتر، ۲۰۰۰) هم‌بستگی دارد.
الگوهای نظم‌جویی هیجان و فعالیت هیجانی می‌تواند پیش‌بینی کننده مشکلات درونی شده و عمکلرد اجتماعی کودکان حتی در سال‌های اولیه رشد باشد و کودکانی با الگوهای ناسازگار نظم‌جویی هیجان در معرض خطر مشکلات درونی شده قرار دارند (مورگان و همکاران، ۲۰۱۴). ارزیابی مجدد هیجان با عملکرد میان فردی بهتر و سرکوب هیجانات با عملکرد میان فردی ضعیف‌تر و بدتر هم‌بستگی دارد؛ در واقع ارزیابی مجدد هیجانی رابطه معنادار مثبتی با بهزیستی دارد، در حالی که که رابطه سرکوب هیجانی با بهزیستی منفی است (گراس و جان، ۲۰۰۳).
فصل سوم
روش‌شناسی پژوهش
در این فصل به بررسی طرح پژوهش، جامعه آماری، حجم نمونه و روش نمونه‌گیری، روش اجرای پژوهش، مشخصات بیماران، ابزارهای پژوهش، ساختار درمان و روش تجزیه و تحلیل اطلاعات می‌پردازیم.
طرح پژوهش
پژوهش حاضر از نوع کاربردی و مطالعه نیمه تجربی با طرح تک آزمودنی[۲۲۷] چند خط پایه­ای است که به منظور ارزیابی اثربخشی درمان‌های استرس‌زدایی مبتنی بر ذهن‌آگاهی و نظم‌جویی شناختی هیجان در استرس، ذهن‌آگاهی و طرحواره‌های هیجانی زوجین متعارض انجام گرفت. روش تک آزمودنی که در روان­شناسی سابقه طولانی دارد (سیف، ۱۳۸۲)، در اصل به عنوان جایگزینی برای روش مطالعه موردی به وجود آمده است. اگرچه مطالعه موردی در روان‌شناسی بالینی از اهمیت زیادی برخوردار است، با مشکلات زیادی از جمله وجود تبیین‌های فراوان برای نتایج موجود روبرو است. به علاوه تعمیم نتایج را می‌توان مهم‌ترین مشکل مطالعه موردی دانست.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:35:00 ق.ظ ]




 

 

محرک مثبت

 

b141/0

 

۱۷۴/۲

 

۰۳۱/۰

 

۱۳۰/۰

 

۶۴۷/۰

 

 

 

۳

 

محرک مثبت

 

c095/0

 

۳۵۹/۱

 

۱۷۵/۰

 

۰۸۲/۰

 

۵۴۷/۰

 

 

 

aمتغیر پیش بین : مقایسه اجتماعی

 

 

 

bمتغیر پیش بین : مقایسه اجتماعی ، توجه

 

 

 

cمتغیر پیش بین : مقایسه اجتماعی ، توجه ، حمایت عاطفی

 

 

 

dمتغیر وابسته : علاقه به کارآفرینی

 

 

 

با توجه به جدول ۴-۱۵، از آن جایی که مقدار آماره d دوربین – واتسون (DW) برابر ۰۲۴/۲ و در فاصله ۵/۱ و ۵/۲ قرار دارد، فرض عدم وجود همبستگی بین خطاها رد نمی شود و می توان از رگرسیون استفاده نمود.
برای آزمون فرضیه اصلی یعنی تعیین رابطه انگیزه وابستگی و علاقه به کارآفرینی ، از رگرسیون به روش گام به گام استفاده شده است. همان طوری که از جداول بالا بر می آید، تحلیل رگرسیون تا سه گام پیش رفته است یعنی متغیرهای مقایسه اجتماعی، توجه و حمایت عاطفی وارد معادله شده که میزان همبستگی آن® درحالت اول با متغیر وابسته ۴۳۷/۰ است. میزان ضریب تعیین(R2) نیز در این مرحله برابر ۱۹۱/۰ است. در گام دوم با اضافه شدن متغیر توجه شدت همبستگی به ۴۹۵/۰ رسیده است و میزان ضریب تعیین نیز ۲۴۵/۰ است و در گام سوم با اضافه شده متغیر حمایت عاطفی شدت همبستگی به ۵۱۰/۰ رسیده است و میزان ضریب تعیین نیز ۲۶۰/۰ است بر اساس این ضریب تعیین ۲۶ درصد تغییرات متغیر وابسته(علاقه به کارآفرینی) را می توان به وسیله انگیزه وابستگی (مقایسه اجتماعی، توجه و حمایت عاطفی) تبیین نمود.
دانلود پایان نامه
با توجه به جدول تحلیل واریانس ۴-۱۶، میزان F نیز در جدول آنوا در سطح ۹۹ درصد(sig=0/000) معنی دار شده که حاکی از معنی داری رگرسیون و خطی بودن مدل است.
جدول همبستگی(۴-۱۷) نیز نشان می دهد که متغیرهای مقایسه اجتماعی، توجه و حمایت عاطفی در سطح ۹۹ درصد معنی دار می باشند. این در حالی است که طبق جدول ۴-۱۸، میزان خطای متغیر محرک مثبت بیشتر از ۰۵/۰ بوده اند و به همین دلیل از معادله رگرسیون خارج شده اند. بر اساس مقدار B در جدول همبستگی(۴-۱۷)، معادله رگرسیون را می توان به شرح زیر نوشت:
Y = 111/492 + 2/508(مقایسه اجتماعی) + ۱/۳۷۹(توجه) + ۶۷۳/۰ (حمایت عاطفی)
بر اساس بتای به دست آمده ، به ازای یک واحد تغییر در انحراف معیار متغیر مقایسه اجتماعی ، به اندازه ۳۱۱/۰ در انحراف معیار متغیر وابسته(علاقه به کارآفرینی)، به ازای یک واحد تغییر در انحراف معیار توجه به اندازه ۲۲۴/۰ در انحراف معیار متغیر وابسته(علاقه به کارآفرینی) و به ازای یک واحد تغییر در انحراف معیار حمایت عاطفی به اندازه ۱۳۱/۰ در انحراف معیار متغیر وابسته(علاقه به کارآفرینی) تغییر ایجاد می گردد.بدین ترتیب متغیر مقایسه اجتماعی قوی ترین رابطه را با علاقه به کارآفرینی دارد و توجه و حمایت عاطفی به ترتیب در رتبه های دوم و سوم قرار دارند. متغیر محرک مثبت نیز در حضور سه متغیر نامبرده در مدل فوق، رابطه معناداری با علاقه به کارآفرینی ندارند.
۴-۴ نتیجه گیری :
در این فصل به تجزیه و تحلیل داده ها و اطلاعات براساس اهدافی که پیش از این ارائه گردیده بود پرداخته شد . ابتدا مقادیر متغیرها برطبق داده ها و آنچه که از پرسشنامه استخراج گردیده بود ، به دست آمد و سپس توصیف اطلاعات به دست آمده در قالب جداول و نمودارهای آمار توصیفی تنظیم گردید .
۵-۱- مقدمه
فصل پنجم :
نتیجه گیری و پیشنهادات
هدف نهایی هر پژوهش کشف نظام ها و قانونمندی های حاکم بر پدیده هاست و در یک پژوهش علمی هدف شناسایی و دستیابی به نظم و قانونمندی حاکم بر رفتارها و مناسباتی است که بر اساس آن پدیده ها و واقعیات شکل می گیرند . در این فصل به بحث و نتیجه گیری پرداخته می شود و در آن یافته های حاصل از پژوهش مورد بررسی قرار می گیرد . جهت این کار ، ابتدا خلاصه ای از یافته های پژوهش ارائه شده است و به دنبال آن به بیان نتایج پژوهش پرداخته شده و سعی شده است یافته های پژوهش در قالب پیشنهادهایی ارائه شود .
در پایان پیشنهاداتی جهت پژوهش در آینده ارائه گردیده است . همچنین به محدودیت ها و موانعی که محقق در انجام پژوهش با آنها مواجه بوده ، اشاره شده است .
۵-۲- نتایج پژوهش
۵-۲-۱- نتایج مشخصات فردی گروه نمونه
یافته های پژوهش نشان می دهد که مردان با ۸/۵۵ درصد و زنان ۲/۴۴ درصد از گروه نمونه را تشکیل می دهند در واقع تعداد شرکت کنندگان مرد در تکمیل پرسشنامه ها ۱۵۵ و تعداد زنان شرکت کننده ۱۲۳ نفر بوده است که با توجه به این اطلاعات تعداد مردان در گروه نمونه از تعداد زنان بیشتر است . همچنین افرادی که در فاصله سنی ۲۵ تا ۵۰ قرار دارند با ۷۷ درصد بیشترین اعضای نمونه ، سپس افراد در فاصله سنی زیر ۲۵ سال با ۷/۲۲ درصد در رده دوم سنی و در نهایت فاصله سنی بالای ۷۰ سال با ۴/۰ درصد کمترین اعضای نمونه را تشکیل می دهند ، در حقیقت فراوانی افراد زیر ۲۵ سال ۶۳ نفر ، فراوانی افراد بین ۲۵ تا ۵۰ سال ۲۴۱ نفر و فراوانی افراد سنین ۵۰ تا ۷۰ سال فقط ۱ نفر می باشد . این اطلاعات گویای این مطلب است که در حال حاضر جمع کثیری از دانشجویان کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی دانشگاه آزاد اسلامی رشت را افراد جوان و میانسالی تشکیل می دهند که توانایی ایجاد کسب و کار را دارا می باشند .
۵-۲-۲- نتایج آزمون فرضیه ها
فرضیه اصلی : بین انگیزه وابستگی و علاقه به کارآفرینی دانشجویان کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت رابطه وجود دارد .
نتایج آماری نشان می دهد که بین انگیزه وابستگی و علاقه به کارآفرینی دانشجویان کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت رابطه وجود دارد . زیرا که سطح معنی داری آزمون(۰۰۰ (Sig=از مقدار آلفای آزمون یعنی مقدار ۰۵/۰ کوچکتر می باشد بنابراین فرضیه اصلی پژوهش تایید می گردد . همچنین با توجه به جدول تحلیل واریانس (۴-۱۶) ، معنی داری رگرسیون و خطی بودن مدل تائید گردید . نتایج پژوهش حاضر با تحقیقی که در سال ۲۰۱۲ توسط دکر و کالو صورت پذیرفت مغایرت دارد . بررسی آنها نشان داد افرادی که علایق کارآفرینی دارند، لزوما نباید انگیزه وابستگی پایین داشته باشند ولی قصد آنها به داشتن روابط اجتماعی تا حدی به دلایل مختلفی بیشتر از افرادی است که تمایل کمتری به دنبال کردن کارآفرینی دارند. افراد کارآفرین علاقه به تعامل با دیگران دارند ولی به لحاظ احساسی به آنها وابسته نیستند. کاربردهایی برای راهنمایی شکل و تلاشهای توسعه شغلی داردبنابراین افرادی که علایق کارآفرینی دارند از تعامل با دیگر افراد لذت میبرند ولی از نظر احساسی به آنها وابسته نیستند . نه نیاز برای قیاس اجتماعی و نه نیاز به توجه روی نقش علایق کارآفرینی تغییری ایجاد نمیکند .همچنین در تحقیات دیگری که توسط «مک کلند»(۱۹۸۵) و «هیل»(۱۹۸۷) صورت گرفت نتیجه گرفتند که انگیزش روابط و توانایی اجتماعی نسبتا ابعاد وابسته به یکدیگر هستند، به نظر میرسد کسی که دارای مهارتهای اجتماعی است ولی قادر به تعامل روابط موفق نیست ، هنوز هم نسبتا تمایل به تعلق و وابستگی پایینی دارد . برخلاف دیدگاهی که کارآفرینان راتنها و یا به عبارت دیگر از نظر اجتمای منزوی توصیف کرده، بعضی از محققین، کارآفرینان را دارای انگیزه‌ی تعلق و وابستگی بالا فرض کرده‌‌اند. «آپوسپوری» و همکاران(۲۰۰۵) نشان داده اند که انگیزه تعلق فرد را به سوی اینکه شغلی ایجاد نماید تا شخص دیگری برای خانواده‌اش وسایلی را فراهم کند، هدایت میکند. از این رو، آنها فرض کرده‌اند که کارآفرینان از مدیران اجرایی مهم حرفه‌ای در انگیزه‌ی وابستگی فراتر به نظر میرسند. اگرچه، آنها پی به چنین اختلافی نبرده‌اند . افزون بر اینها ، «واینر» و «رابین»(۱۹۶۹) پی به این موضوع بردند که کارآفرینان با سطح متوسط نیاز ـ برای پیروزی ، تنها زمانی به موفقیت مایل میشود که نیاز به تعلق و وابستگی شدیدی داشته باشند . . احتمالا این بدین معنا است که توانایی این افراد در برقراری روابط فردی نزدیک با دیگران ، آنها را قادر میسازد دستیارانی را از بین همکارانش به دست می‌آورند .
فرضیه فرعی اول: بین محرک مثبت و علاقه به کارآفرینی دانشجویان کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت رابطه وجود دارد .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:34:00 ق.ظ ]




۵-۵-۲-۲- روند پخش و انتقال آلودگی …………………………………………………………. ۱۲۰
فصل ششم: نتیجه گیری و پیشنهادات
۶-۲- نتیجه گیری………………………………………………………………………………………………………….. ۱۳۹
۶-۳- پیشنهادات……………………………………………………………………………………………………………. ۱۴۰
فهرست منابع…………………………………………………………………………………………………………….. ۱۴۱
چکیده به زبان انگلیسی
فهرست جدول‌ها
عنوان و شماره صفحه
جدول ۴-۱: موقعیت ایستگاه‌های هواشناسی منطقه مورد مطالعه………………………………………….۶۳
جدول ۴-۲: معادلات گرادیان‌های ما‌هانه حرارتی محدوده……………………………………………………..۶۷
جدول ۴-۳: متوسط دمای ما‌هانه محدوده به تفکیک دشت و ارتفاعات محدوده ایج (درجه سانتیگراد)………………………………………………………………………………………………………………………۶۷
جدول ۴-۴: متوسط بارش ما‌هانه و سالانه در ایستگاه معرف، دشت و ارتفاعات محدوده ایج (میلیمتر)…………………………………………………………………………………………………………………………………. ۶۹
جدول ۴-۵: متوسط تبخیر ما‌هانه محدوده به تفکیک دشت و ارتفاعات محدوده مطالعاتی ایج (میلیمتر)…………………………………………………………………………………………………………………………………..۷۱
جدول ۴-۶: مقدار هدایت هیدرولیکی تشکیلات مختلف………………………………………………………. ۸۵
جدول ۴-۷: مقدار آبدهی ویژه تشکیلات مختلف…………………………………………………………………….۸۶
جدول ۵-۱: مقادیر بیلان جریان آب زیرزمینی منطقه مورد مطالعه در طول دوره واسنجی شرایط ناپایدار (سال‌های آبی ۱۳۹۰-۱۳۸۸)………………………………………………………………………. ۱۰۹
جدول ۵-۲: طول کمینه، متوسط و بیشینه محدوده‌ی گیرش مهمترین چاه آب شرب شهر ایج …………………………………………………………………………………………………………………………………………………۱۱۷
جدول ۵-۳: طول کمینه، بیشینه، متوسط و مساحت محدوده‌ی گیرش چاه شماره یک…….۱۱۸
جدول ۵-۴: طول کمینه، بیشینه، متوسط و مساحت محدوده‌ی گیرش چاه شماره دو………۱۱۸
فهرست شکل‌ها
عنوان صفحه
شکل ۲-۱- تقسیم بندی مدل‌های آب زیرزمینی …………………………………………………………………… ۸
شکل ۲-۲- نحوه تغییرات هد در ستون ماسه در آزمایش دارسی ……………………………………….. ۲۸
شکل ۲-۳- جریان ورودی و خروجی از المان حجمی …………………………………………………………. ۳۰
شکل ۲-۴- هیدروگراف برای سلول i, j, k …………………………………………………………………………… 39
دانلود پایان نامه
شکل ۴-۱- موقعیت دشت ایج فارس …………………………………………………………………………………… ۶۲
شکل ۴-۲- موقعیت چاه‌های بهره برداری و مشاهداتی منطقه مورد مطالعه ………………………..۷۷
شکل ۴-۳- شبکه بندی منطقه مورد مطالعه ………………………………………………………………………. ۷۸
شکل ۴-۴- نقشه DEM توپوگرافی سطح زمین منطقه مورد مطالعه ………………………………… ۷۹
شکل ۴-۵- نقشه DEM رقوم ارتفاعی سنگ بستر منطقه مورد مطالعه ……………………………. ۸۰
شکل ۴-۶- هیدروگراف واحد دشت ایج طی سال‌های ۱۳۷۵-۱۳۹۱ ……………………………….. ۸۳
شکل ۴-۷- نقشه سطح آب (متر) مهرماه ۱۳۸۸ دشت مورد مطالعه ………………………………… ۸۳
شکل ۴-۸- میله رنگی نمایانگر خطای واسنجی …………………………………………………………………. ۹۰
شکل ۴-۹- محل دفن زباله فرضی برای منطقه مورد مطالعه …………………………………………… ۹۴
شکل ۵-۱- نقشه زون‌بندی و مقادیر به دست آمده برای پارامتر هدایت هیدرولیکی (متر بر روز) طی کالیبراسیون مدل در شرایط پایدار (مهرماه ۱۳۸۸) …………………………………………….. ۹۸
شکل ۵-۲- نقشه زون ‌بندی و مقادیر به دست آمده برای پارامتر تغذیه سطحی (متر بر ماه) طی کالیبراسیون مدل در شرایط پایدار (مهرماه ۱۳۸۸) ……………………………………………………… ۹۹
شکل ۵-۳- نقشه توزیع سطح ایستابی به دست آمده طی کالیبراسیون مدل در شرایط پایدار (مهرماه ۱۳۸۸) ……………………………………………………………………………………………………………………. ۱۰۰
شکل ۵-۴- جهت حرکت جریان آب زیرزمینی در منطقه مورد مطالعه …………………………… ۱۰۱
شکل ۵-۵- مقادیر محاسباتی و مشاهداتی بار هیدرولیکی در چاه‌های مشاهداتی مختلف محدوده مطالعاتی در دوره واسنجی شرایط پایدار (مهرماه ۱۳۸۸) ……………………………………. ۱۰۲
شکل ۵-۶- مقادیر محاسباتی در مقابل مقادیر مشاهداتی بار هیدرولیکی در دوره واسنجی شرایط پایدار (مهرماه ۱۳۸۸) ……………………………………………………………………………………………… ۱۰۲
شکل ۵-۷- مقادیر مشاهداتی بار هیدرولیکی در مقابل مقادیر باقی‌مانده (تفاوت مقادیر محاسباتی و مشاهداتی) در دوره واسنجی شرایط پایدار (مهرماه ۱۳۸۸) …………………………. ۱۰۳
شکل ۵-۸- نقشه زون‌بندی و مقادیر به دست آمده برای پارامتر هدایت هیدرولیکی (متر بر روز) طی کالیبراسیون مدل در شرایط ناپایدار (سال‌های آبی ۱۳۹۰-۱۳۸۸) …………………. ۱۰۴
شکل ۵-۹- نقشه زون ‌بندی و مقادیر به دست آمده برای پارامتر آبدهی ویژه طی کالیبراسیون مدل در شرایط ناپایدار (سال‌های آبی ۱۳۹۰-۱۳۸۸) ……………………………………………………… ۱۰۵
شکل ۵-۱۰- مقادیر محاسباتی در مقابل مقادیر مشاهداتی بار هیدرولیکی در چاه مشاهده‌ای شماره یک در طول دوره واسنجی شرایط ناپایدار (سال‌های آبی ۱۳۹۰-۱۳۸۸) …………….. ۱۰۶
شکل ۵-۱۱- مقادیر محاسباتی در مقابل مقادیر مشاهداتی بار هیدرولیکی در چاه مشاهده‌ای شماره دو در طول دوره واسنجی شرایط ناپایدار (سال‌های آبی ۱۳۹۰-۱۳۸۸) ………………. ۱۰۶
شکل ۵-۱۲- مقادیر محاسباتی در مقابل مقادیر مشاهداتی بار هیدرولیکی در چاه مشاهده‌ای شماره سه در طول دوره واسنجی شرایط ناپایدار (سال‌های آبی ۱۳۹۰-۱۳۸۸) …………….. ۱۰۷
شکل ۵-۱۳- مقادیر محاسباتی در مقابل مقادیر مشاهداتی بار هیدرولیکی در چاه مشاهده‌ای شماره چهار در طول دوره واسنجی شرایط ناپایدار (سال‌های آبی ۱۳۹۰-۱۳۸۸) ………….. ۱۰۷
شکل ۵-۱۴- حساسیت مدل نسبت به تغییرات پارامتر هدایت هیدرولیکی …………………… ۱۱۰
شکل ۵-۱۵- حساسیت مدل نسبت به تغییرات پارامتر آبدهی ویژه ……………………………… ۱۱۱
شکل ۵-۱۶- حساسیت مدل نسبت به تغییرات پارامتر تغذیه سطحی …………………………… ۱۱۲

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:34:00 ق.ظ ]




تغییر نهادی از طریق ظهور نوع جدیدی از بازیگران بازار (نهاد‏های میانجی بازار فناوری)
شکل ۳-۲، علت ظهور (و موفقیت) میانجی‏های بازار فناوری و تاثیر آن‏ها بر مبادلات دارایی فکری (Tietze & Herstat, 2010)
باتوجه به تحلیل‏های فوق، دلایل موفقیت فن‏بازاردر کشورهای غربی را می‏توان به شرح زیر خلاصه کرد:
حاکم بودن اقتصاد در بازار جامعه سرمایه‏داری که موجب شده بنگاه‏ها برای بقا و موفقیت تلاش کنند؛
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
افزایش نیاز بنگاه‏ها به فناوری به دلیل شدت گرفتن رقابت و لزوم نوآوری برای ماندن در بازار؛
رشد بازار فناوری به دلیل نیاز بنگاه‏ها به آن؛
روبرو شدن بنگاه‏ها با مشکلات گوناگون در بازار فناوری (مشکلاتی از قبیل عدم قطعیت و عدم تقارن اطلاعات)؛
افزایش هزینه مبادله فناوری به دلیل مشکلات فوق؛
ظهور نهادهای میانجی (فن‏بازارها) به عنوان حلال مشکلات فوق (که با بهره گرفتن از اقتصاد مقیاس، هزینه مبادله را پایین می آورند)؛
پس به‏طور خلاصه می‏توان گفت که علت موفقیت فن‏بازارها این بوده که توانسته‏اند مشکلات مبادله فناوری را از طریق جمع‏آوری اطلاعات و دانش و کاهش مخاطرات حل کنند و کاری کنند که مبادلات فناوری (نسبت به زمانی که فن‏بازاروجود نداشته) با هزینه کمتری برای بنگاه­ها انجام شود.
به بیان دیگر، فن‏بازاررا به عنوان یک نوآوری نهادی، هزینه مبادله را پایین آورده و به همین دلیل، مدیران آنرا پذیرفته و رفتار خود را با آن منطبق ساخته اند؛ یعنی پذیرفته‏اند که از فن‏بازار استفاده کنند تا مشکلات دانش و اطلاعات آنها برطرف شود و هزینه‏ های خرید یا فروش فناوری بر آنها کاهش یابد.
۱۲-۶-۲٫مدل‌های پیاده‌سازی فن‏بازار
فن‌بازارها در جهان اگرچه نقشۀ راه و رسالت عمومی مشابه دارند، اما در مناطق مختلف جهان با ساختارها و حتی نام‌های متفاوتی دیده می‌شوند که ممکن است در مدل‌های اجرایی آن‌ها از کشوری به کشور دیگر نیز تفاوت‌هایی وجود داشته باشد. به‌طورکلی، به نظر می‌رسد بین میزان توسعه کشورها و ساختارهایی مانند فن‌بازار ارتباط وجود دارد که جهت مدیریت فناوری مورد استفاده قرار می‌گیرند. به این صورت که در کشورهای توسعه‏یافته که زیرساخت‌های توسعه فناوری مهیاتر هستند، فن‌بازارها بیشتر وظیفۀ اطلاع‌رسانی فناوری را بر عهده دارند. این در حالی است که در کشورهای درحال توسعه، فن‌بازارها باید جبران نقص کارکرد بعضی از زیرساخت‌ها (مانند قوانین، مشوق‌ها و …) را با به وجود آوردن بعضی از مکانیسم‌ها بنمایند. در خصوص توسعۀ فن‌بازار دو دیدگاه کلی وجود دارد:
الف) دیدگاه توسعه‌ای در پیاده‌سازی فن‌بازار
به‌طورکلی فن‌بازارها در جهان با توجه به ملاحظاتی مانند جهانی‌شدن و گسترش مناسبات کشورها با یکدیگر دچار رشد و تکامل می‌شوند. به‌صورت کلی، یک فن‌بازار به‌صورت مرحله به مرحلۀ جهانی می‌شود. مرحلۀ اول راه‌اندازی یک ‌‌‌فن‌بازار ملی است که به‌تدریج از توسعۀ یک ‌‌‌فن‌بازار محلی به وجود خواهد آمد.
‌‌‌فن‌بازار محلی، بازار ویژۀ مبادلات فناوری را شکل می‌دهد که در آن نمایشگاه‌‌‌های فناوری و همایش‌های فناوری به‌صورت رسمی یا غیررسمی جهت گسترش مبادلات فناوری بین تأمین‌کنندگان و استفاده‏کنندگان در یک محل به‌ خصوص برگزار می‌شوند. ‌‌‌فن‌بازار ملی از طرفی مبادلات فناوری را در سطح یک کشور از طریق بازار مجازی و فیزیکی شکل می‌دهد و از طرف دیگر خدمات پشتیبانی لازم را در بازار مجازی و فیزیکی برای ترویج مبادلات در دو سطح ملی و محلی ارائه می کند.
در مرحلۀ دوم، یک ‌‌‌فن‌بازار دوجانبه راه‌اندازی می‌گردد ‌‌‌فن‌بازار دوجانبه یک سیستم جامع ارتباطی است که در آن هر ‌‌‌فن‌بازار ملی در دو کشور با ارتباطات جغرافیایی، اقتصادی و فناورآنه‏ای عمیق به یکدیگر ارتباط داده می‏شوند.
سومین مرحله، راه‌اندازی یک ‌‌‌فن‌بازار منطقه‌ای است .این نمونه سیستم بازتر و توسعه یافته‌تر از یک ‌‌‌فن‌بازار دوجانبه بوده و بازاری برای گسترش مبادلات فناوری در بین کشورهای منطقه‌ای است که دارای تشابهات جغرافیایی، اقتصادی و فرهنگی هستند.
مرحلۀ چهارم، راه‌اندازی ‌‌‌فن‌بازار جهانی است.‌ در این مرحله لازم است که محدوده‌ها و مواردی که قابل تجارت هستند را به دلیل تغییرات سریع در اقتصاد جهانی و محیط‌های فناورانه، وسعت داد. بنابراین بسیار مفید است که یک ‌‌‌فن‌بازار جهت عمل در سطح جهانی به‌عنوان یک بازار مخصوص مبادلات فناوری راه‌اندازی گردد که به‌وسیله دولت‌ها، دانشگاه‌ها، آزمایشگاه‌ها و شرکت‌ها اداره می‌شود.
ب) دیدگاه وظیفه‏ای در پیاده‏سازی فن‏بازار
‌‌‌فن‌بازارها بر اساس شاخص‌‌‌های مختلف به صورت‌‌‌های متفاوتی دسته‌بندی می‌شوند. ‌‌‌فن‌بازارها بر اساس وظیفۀ اصلی، به سه دسته تقسیم می‌شوند. ‌‌‌فن‌بازار اطلاعات فناوری، ‌‌‌فن‌بازار مبادلات فناوری و نوع ترکیبی آن‌ها.
‌‌‌فن‌بازار اطلاعات فناوری، سیستم جامع گسترش اطلاعات است که به جمع‏آوری و تولید اطلاعاتی دربارۀ مبادلات انتقال فناوری می‌پردازد و آن‌ها را برای استفاده‌ کنندگان فناوری منتشر می‌کند. متقاضی می‌تواند به جستجوی فناوری مناسب و شریک فناوری خود با توجه به دسترسی آسان و سریع به اطلاعات بپردازد که از طریق شبکۀ پخش اطلاعات انتقال می‌یابد. ‌‌‌فن‌بازار ژاپن، نمونه‌‌ای از این فن‏بازارهاست.
فن‌بازار مبادلات فناوری موسوم به بازار معاملات فناوری، سیستم تجارت فناوری‌‌‌های شناخته‌شده‌ای است که از طریق معرفی مستقیم آن‌ها بین خریدار و فروشنده، برگزاری نمایشگاه‌‌‌های منظم و نامنظم نمونه‌های محصولات فناوری‌ها و.. (بازار فیزیکی و بازار مجازی) عمل می کند.
فعالیت‌‌‌های مبادلات فناوری می‌توانند جامع بوده یا مورد به مورد بر حسب زمینه، محصول و هدف متفاوت باشند. سمینارهای انتقال فناوری و ارائۀ فناوری همراه با مبادلات فناوری و هم‌زمان با آن برگزار می‌گردند. این بازارها می‌توانند در سطح منطقه، ناحیه، بخش یا ترکیبی از هرکدام ایجاد شوند. ‌‌‌فن‌بازار انور فرانسه نمونه‌‌ای از این نوع ‌‌‌فن‌بازار است.
نمونۀ ترکیبی ‌‌‌فن‌بازار فوق، فن‏بازاری است که مشاوره‌ها، واسطه‌ها و مبادلات انتقال فناوری را ارائه می کند و اطلاعاتی را که با انتقال فناوری مرتبط می‌باشند را تأمین کرده و فرایند کانال تحقیقات فناوری تا سرمایه‌گذاری تجاری را پشتیبانی می‌کند. یک نمونه از ‌‌‌فن‌بازار ترکیبی ‌‌‌فن‌بازار یونیدو است (موحدی و طباطبایی، ۱۳۸۹).
۱۳-۶-۲٫ عوامل مؤثر بر موفقیت فن‏بازار
بنیاد فن‏بازار ژاپن (JTM)[65] در سال ۱۹۸۵ تأسیس شده و تا سال ۲۰۰۰، ۱۵۰۰۰ درخواست به این بنیاد ارسال شد که ۶۰۰ مورد از آن‌ها منجر به موارد موفق انتقال فناوری شدند. به عبارت دیگر، نرخ موفقیت این فن‏بازار ۴% بود که نرخ پایینی است. یکی از دلایل ذکر شده برای این موفقیت کم، «فقدان متخصصان اعطای لیسانس» می‏باشد. (Albors & Sweeney, 2005 )
یکی از یافته‏های کلیدی «ممیزی موقعیتی اطلاعات بلااستفاده پتنت در سال ۱۹۹۵[۶۶]»، کمیاب بودن «هماهنگ‏کننده‏ها» برای از بین بردن شکاف بین مالکان و کاربران فناوری بود. این یافته منجر به ایجاد شبکه‏ای از «مشاوران توزیع پتنت» و توسعه «پایگاه داده توزیع پتنت» شد (Japan Technomart Foundation, 1996)
بخشی از فعالیت طراحی و بازاریابی فناوری، عبارت است از غلبه بر شکاف بین نوآوران و پذیرندگان اولیه و شکاف بین پذیرندگان بعدی و اقلیت (پذیرندگان) اولیه که نیاز به مهارت‏های ارتباطی دارد.
البرز و اسوینی به BTG اشاره می‏کنند که یک شرکت انتقال فناوری است که مانند یک سرمایه‏گذار خطرپذیر عمل می‏کند. کارکنان این شرکت دارای مهارت‏های تخصصی -علمی، تجاری، قانونی، حقوق مالکیت معنوی، بازاریابی و …- بوده و روی فناوری‏های خاص تمرکز می‏کنند. این شرکت هزینه و ریسک حقوق مالکیت معنوی و بهره‏برداری از آن را متحمل می‏شود. شرکت، در صورت موفقیت‏آمیز بودن انتقال فناوری، در منافع حاصل از آن شریک می‏شود. از جمله عوامل و دلایل موفقیت این شرکت عبارتند از: ۱). داشتن یک سبد گسترده، ۲). کاهش ریسک از طریق بررسی دقیق و ظریف (فناوری‏ها)، ۳). تمرکز روی بخش‏های هدف که شرکت از تخصص فناوری و بازار آن‌ها برخوردار می‏باشد و ۴). پیش‏فعال بودن در جستجو، یافتن و انجام معامله.
البرز و اسوینی معتقدند پایگاه‏های داده اینترنتی/ برخط، شبکه‏های غیرفعالی هستند که در اصل به‌عنوان «مجرای فروش» عمل کرده، در افزایش آگاهی از تقاضا و عرضه فناوری مفید بوده و فاقد خدمات عینی مناسب برای انتقال عملی فناوری هستند (Albors & Sweeney, 2006) .
اندازه و شکل سازمانی ایده‏آلی برای شبکه‏های انتقال فناوری وجود ندارد. اما شبکه‏های کوچک‏تر، به دلیل ارتباطات ساده‏تر و قابل کنترل بودن پویایی گروهی، کارآمدتر هستند. اما شبکه‏های بزرگ‏تر نیز به منابع قابل توجهی دسترسی داشته و سبد گسترده‏تری از فناوری‏ها و مهارت‏های مشتریان دارند.
از نظر ساختار، یکی از شبکه‏های انتقال فناوری عبارت است از نوع «ستاره‏ای» که ساده‏ترین شکل بوده و معمولاً در آن‌ها یک شریک مجرب وجود دارد که نقش هماهنگ‏کننده و برقرارکننده ارتباط را ایفا می‏کند. نوع بعدی، «خاص و تک‏منظوره» است که ساختار رسمی نداشته و برای شبکه‏هایی مناسب است که شرکا یکدیگر را می‏شناسند و ارتباط قبلی بین شرکا وجود دارد. نوع سوم، «شبکه ارتباط گره‏ای» است که در ارتباطات موجود در آن هیچ یک از اعضا نسبت به سایرین برتری ندارد و برای شبکه‏های سازمان‌های پژوهشی مناسب است. نهایتاً، «شبکه‏هایی از شبکه‏های منطقه‏ای»، نوع پیچیده‏ای از شبکه‏ها هستند که دارای یک ساختار چند رده‌ای بوده و شبکه‏های محلی را با یک ساختار هماهنگ‏کننده بین‏المللی، مرتبط می‏کنند. برای اینکه شبکه‏های انتقال فناوری بتوانند با اثربخشی کامل به تسهیل معامله فناوری بپردازند، باید از مهارت‏های خاصی -از جمله مهارت‏های مربوط به حقوق مالکیت معنوی و درک روش سازمان‏دهی و انجام معامله- برخوردار باشند.
ارزیابی شبکه مراکز واسطه نوآوری (IRC) در ۸ کشور اروپایی نشان داد که IRCهای کشورهای شمال اروپا موفق‏تر بوده و فعالیت بیشتری انجام می‏دهند. دلیل این موفقیت اقدام متمرکزتر، تیم‏های میزبان قوی‏تر و پشتیبانی قوی سیاست‏های منطقه‏ای است.
تحلیل‏های این محققان نشان می‏دهند که استفاده از مدل تقاضامحور نسبت به مدل فشار فناوری، نتایج بیشتری در پی دارد.
کولودنی و همکاران (Kolodny et al, 2001)، نیازمندی‏های ضروری برای عملکرد مناسب واسطه‏های نوآوری که شرکت‏های کوچک و متوسط ([۶۷]SME) را هدف قرار داده ‏اند، بدین شرح بیان می‏کنند:۱). در دسترس بودن شرکت‏های کوچک و متوسط؛ ۲). قابل اعتماد بودن برای شرکت‏های کوچک و متوسط؛ ۳). دسترسی به منابع مناسب دانش و اطلاعات مرتبط با فرایند نوآوری؛ ۴). اعتبار سازمان میانجی؛ ۵).پاسخ سریع به درخواست‏های شرکت‏های کوچک و متوسط؛ و ۶). مکمل بودن برای رفع نقاط ضعف شرکت‏های کوچک و متوسط.
از یک طرف حضور بازیگران دولتی و خصوصی در زیرساخت دانشی، از طریق پشتیبانی از راه‏اندازی یک میانجی نوآوری، منجر به بهینه ‏سازی کارکرد سیستم نوآوری می‏شود و از سوی دیگر، منافع، انتظارات و سیاست‏های واگرای این بازیگران تأثیر منفی بر عملکرد واسط خواهد داشت (Klerkx & Leeuwis, 2008)
بندیس و همکاران (Bendis, et al, 2008) معتقدند که نهادهای میانجی برای تسریع نوآوری باید دانش علمی، آگاهی از بازار، دانش فنی کسب‌وکار و برنامه‏های سرمایه‏گذاری مکمل را تحت یک چتر واحد با هم ترکیب کنند.
بندیس (Bendis, 2006) اصول راهنمای راه‏اندازی و عملیات موفق یک نهاد میانجی برای توسعه مدل نوآوری رقابتی در قرن ۲۱ را به شرح زیر بیان می‏کند:
مالکیت مشارکتی
مشارکت گسترده و تنوع منافع
قهرمانان و حامیان
اصول عملیاتی
رسمیت بخشیدن به مشارکت
تصمیم‏ گیری مبتنی بر شایستگی‏ها
انعطاف‏پذیری
تسهیم هزینه‏ ها
دسترسی به سرمایه
ارزیابی و
تعهد و پایداری بلندمدت
آرورا، فسفوری و همکاران (Arora, Fosfuri et al, 2001)، دلایل ناکارآمدی بازارهای فناوری را شناسایی کرده‏اند. مشکلات اصلی عبارتند از مسئله ارزش‏گذاری دارایی‏های ناملموس بدون حضور بازار و بدون وجود رویکردهای استاندارد ارزش‏گذاری، وابستگی فناوری‏ها به بافتار، چسبندگی اطلاعات و رفتار فرصت‏طلبانه بازیگران بازار. در نتیجه این مشکلات، هزینه‏ های معامله برای فروش فناوری‏ها بالا بوده و در نتیجه فرصت‏های کسب سود برای شرکت‏هایی که مایل به بهره‏برداری از فناوری بیرونی (ETE)[68] هستند، کاهش می‏یابد(Tietze, 2008).
تانگ و مت، به بررسی مراکز ملی انتقال فناوری (NTTC)[69] دانشگاه‏ها پرداخته‏اند. آن‌ها با بررسی نمونه‏ای شامل ۷ دانشگاه، اندازه و توانمندی کارکنان این مراکز را به‌عنوان مهم‏ترین عوامل موفقیت آن‌ها شناسایی کرده‏اند. علاوه بر این عوامل، هزینه پژوهش و توسعه دانشگاه، افزایش آگاهی از مدیریت حقوق مالکیت معنوی، تأمین مالی مراکز، ارتباط صنعت و دانشگاه و نحوه عملکرد مراکز (داشتن یا نداشتن یک شرکت) نیز بر کارایی مراکز ملی انتقال فناوری تأثیر دارند. دو عامل اول، تأثیر مثبت و قوی بر افزایش پتنت‏های دانشگاه دارند و سه عامل بعدی، بهره‏وری این مراکز در تجاری‏سازی دستاوردهای پژوهشی را تحت تأثیر قرار می‏دهند(Tang & Matt, 2009)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:34:00 ق.ظ ]




۸
۹
۱۰
۱۱
۱۲

 

 

 

در هر سطر ماتریس چرخیده شده مولفه‌ها، بزرگترین نمره عاملی را از نظر قدرمطلق پیدا می‌کنیم تا متغیرهای مربوط به هر عامل یا مولفه مشخص شود. پس مولفه اول شامل عوامل برون سازمانی ۲، ۱۱، ۸ و ۴ می‌باشد. مولفه دوم شامل عوامل برون سازمانی ۷، ۶، ۱۰، ۹ و ۳ می‌باشد. مولفه سوم شامل عوامل برون سازمانی ۱، ۵ و ۱۲ می‌باشد.
پس با توجه به روش تحلیل عاملی، عوامل برون سازمانی موثر بر موانع صادرات سنگ‌های ساختمانی به سه عامل اصلی تقسیم‌بندی شدند که به ترتیب اهمیت عبارتند از :
عامل اصلی اول شامل عوامل برون سازمانی زیر می‌باشد :
۱) ناکافی بودن امکانات، تسهیلات و تشویق‌های کافی در امر صادرات توسط دولت
۲) وجود مشکلات گمرکی و مبادی صادراتی
۳) وجود سیاست‌های نامناسب ارزی
۴) نبود مراکز مناسب سفارش الکترونیکی و شبکه‌های بین المللی بانکداری الکترونیکی
عامل اصلی دوم شامل عوامل برون سازمانی زیر می‌باشد :
۱) موانع تعرفه‌ای کشورهای غیر عضو سازمان تجارت جهانی
۲) محدودیت‌های وارداتی کشورهای خارجی ناشی از عامل تحریم‌های بین المللی
۳) وجود هزینه‌های بالای حمل و نقل و بعد مسافت تا مبادی صادراتی
۴) وجود مشکلات حمل و نقل کالا
۵) مشکلات در زمینه تهیه مواد اولیه مرغوب در کشور
عامل اصلی سوم شامل عوامل برون سازمانی زیر می‌باشد :
۱) نبود دیپلماسی موثر و کارا در تعامل با اقتصاد جهانی
۲) نبود ثبات نسبی قوانین و مقررات بازرگانی خارجی
۳) مشکلات مربوط به تامین اعتبار و نقدینگی از بانک‌ها جهت صادرات
۲-۳-۴: سوال‌ اصلی
سوال اصلی : مهمترین عوامل موثر بر صادرات سنگهای ساختمانی در شهرستان‌های محلات و نیمور کدامند؟
برای پاسخ به این سوال باید عوامل درون سازمانی و عوامل برون سازمانی موثر بر صادرات سنگهای ساختمانی در شهرستان‌های محلات و نیمور را رتبه‌بندی نمود. با رتبه‌بندی کردن این عوامل می‌توان مهمترین عوامل موثر بر صادرات سنگهای ساختمانی در شهرستان‌های محلات و نیمور را شناسایی و تعیین نمود. برای رتبه‌بندی کردن این عوامل می‌توان از روش شباهت به گزینه ایده‌آل یا روش تاپسیس استفاده نمود. مراحل انجام روش شباهت به گزینه ایده‌آل کلاسیک یا روش تاپسیس برای رتبه‌بندی عوامل موثر بر صادرات سنگهای ساختمانی در شهرستان‌های محلات و نیمور بصورت زیر می‌باشد.
مقاله - پروژه
مرحله ۱تشکیل ماتریس تصمیم
گزینه‌ها عوامل موثر بر صادرات سنگهای ساختمانی در شهرستان‌های محلات و نیمور می‌باشند که شامل ۹ عامل درون سازمانی و ۱۲ عامل برون سازمانی می‌باشند. معیارها یا شاخص‌ها نظرات پاسخ دهندگان به سوالات پرسشنامه می‌باشند. پس ماتریس تصمیم دارای ۲۱ گزینه و ۲۰۰ معیار می‌باشد. با توجه به داده‌های جمع‌ آوری شده ماتریس تصمیم را تشکیل می دهیم (پیوست ۱ ).
مرحله ۲تشکیل ماتریس تصمیم بی‌مقیاس شده با بهره گرفتن از روش نرم
در روش شباهت به گزینه ایده‌آل یا تاپسیس برای بی‌مقیاس کردن داده‌ها یعنی برای از بین بردن واحد اندازه‌گیری داده‌ها از روش نرم استفاده می‌شود. در روش نرم، ابتدا نرم دو اعداد هر سطر بطور جداگانه بدست آورده می‌شود. سپس اعداد هر سطر تک تک بر نرم دو همان سطر تقسیم می‌شوند. به عنوان مثال برای سطر اول داریم :

با تقسیم اعداد هر سطر بر نرم دو همان سطر، ماتریس تصمیم بی‌مقیاس شده بصورت زیر بدست می‌آید
(پیوست ۲).
مرحله ۳ : تشکیل بردار وزن معیارها یا شاخص‌ها
چون اهمیت نظرات پاسخ دهندگان با هم برابر می‌باشد، وزن تمام شاخص‌ها با هم برابر است. پس بردار وزن معیارها را می‌توان بصورت زیر در نظر گرفت :

مرحله ۴ : تشکیل ماتریس بی‌مقیاس شده وزندار
ماتریس بی‌مقیاس شده وزندار از ضرب ماتریس بی‌مقیاس شده در بردار وزن شاخص‌ها بدست می‌آید. یعنی باید اعداد هر سطر در ماتریس تصمیم بی‌مقیاس شده را در وزن معیار متناظر با آن سطر ضرب کرد. یعنی :

چون وزن تمام شاخص‌ها برابر یک است. ماتریس بی‌مقیاس شده وزندار را می‌توان همان ماتریس بی‌مقیاس شده در نظر گرفت.
مرحله ۵ : تعیین جواب ایده‌آل و ضد ایده‌آل
جواب ایده‌آل و ضد ایده‌آل از روی ماتریس بی‌مقیاس شده وزندار بدست می‌آید. چون تمام معیارها یا شاخص‌ها با جنبه مثبت می‌باشند، جواب ایده‌آل ماکزیمم و جواب ضد ایده‌آل مینیمم مقادیر است. یعنی :

به عنوان مثال جواب ایده‌آل و ضد ایده‌آل برای سطر اول بصورت زیر بدست می‌آید :

به همین ترتیب جواب ایده‌آل و جواب ضد ایده‌آل برای تمامی سطر‌های ماتریس بی‌مقیاس شده وزندار بدست می‌آید(پیوست۳).
مرحله ۶ : محاسبه فاصله گزینه‌ها از جواب ایده‌آل و ضد ایده‌آل
در این مرحله فاصله اقلیدسی گزینه‌ها از جواب ایده‌آل و ضد ایده‌آل به ترتیب با روابط زیر بدست می‌آید:

به عنوان مثال فاصله اقلیدسی اولین گزینه از جواب ایده‌آل و ضد ایده‌آل بصورت زیر بدست می‌آید :

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:33:00 ق.ظ ]




دست یافتن به تعریفی دقیق از اصطلاح اضطراب بسیار دشوار است. اکثر نظریه پردازان با لانگ موافقند که اضطراب یک مفهوم فرضی است. یعنی اضطراب نوعی تصور است که وجود خارجی و عینی ندارد ولی در تفسیر پدیده های مشاهده پذیر می تواند مفید باشد. لانگ مدلی سه سیستمی از اضطراب ارائه داده است که به طور وسیع به فهم تعریف های مختلف کمک کرده است. نیمرخ اضطراب در افراد مختلف بسته به اینکه کدام نظام بیشترین تأثیر را پذیرفته است، متفاوت خواهد بود. اضطراب در وسیع ترین معنی، به عنوان یکسری پاسخ های جسمی، روانی و رفتاری به فشار روانی در نظر گرفته می شود (پاول و انرایت، ۱۹۹۱).
دادستان (۱۳۸۲)، اضطراب را به عنوان واکنش فرد در مقابل یک موقعیت ضربه آمیز، یعنی موقعیتی که تحت تأثیر بالا گرفتن تحریک ها اعم از بیرونی و درونی واقع شده و فرد در مهار کردن آنها ناتوان است در نظر می گیرد. همچنین، اضطراب ناراحتی در عین حال روانی و بدنی است که بر اثر ترس مبهم و احساس ناامنی و تیره روزی قریب الوقوع در آدمی به وجود می آید.
به عقیده کوپر[۶۱](۲۰۱۰)، هر نیروی که ثبات روانی یا جسمی را از میدان خویش سوق دهد و در فرد ایجاد فشار نماید، اضطراب نامیده می شود. یا می توان گفت اضطراب وقتی روی می دهد که تهدید نسبت به فرد وجود داشته باشد. یک تهدید برحسب این که چه مفهومی برای فرد دارد می تواند ایجاد فشار نماید.
پایان نامه - مقاله
به نظر رولو می [۶۲]، اضطراب عبارت است از ” ترسی که در اثر به خطر افتادن یکی از ارزشهای اصولی شخص ایجاد می شود (رولومی، ۱۹۸۳). هر کسی ترس ها و نگرانی هایی دارد. فروید ادعا می کرد اگر اضطراب و ناراحتی همرا با آن، افراد را برانگیزد راه های جدید مقابله با معضلات زندگی را تشخیص دهند، می تواند انطباقی باشد. اضطراب خواه انطباقی باشد یا غیر انطباقی، می تواند موجب ناتوانی شدید گردد. اضطراب علل بسیاری دارد و همه مردم در زندگی آنرا تجربه می کنند. طبیعی است که مردم هنگام مواجهه با موقعیت های تهدید کننده و تنش زا مضطرب شوند، اما احساس اضطراب شدید و مزمن در غیاب علت واضح، امری غیر عادی است. اضطراب شامل احساس عدم اطمینان در ماندگی و بر انگیختگی فیزیولوژیکی می شود. شخصی که مضطرب است از عصبی بودن و تنش و بی قراری و تحریک پذیری شکایت می کند و اغلب در به خواب رفتن مشکل دارد. اضطراب شدید ممکن است بعد از وقوع یک حادثه، با پیش بینی حادثه ای در آینده، یا براثر تصمیم به مقاومت در برابر اشتغال ذهنی به موضوعی خاص. یا به هنگام تغییر جنبه نامطلوبی از رفتار، یا برخورد با محرک ترس آور، روی می دهد. رفتارهای مشاهده شده در اضطراب هر چند بسیار متنوع هستند، اما در یک چیز مشترک اند: تغییر یا احتمال تغییر در هر موقعیت آشکار ساز اضطراب دخیل است (ساراسون[۶۳] و ساراسون،۱۹۸۷).
اگر چه مقدار محدودی اضطراب برای رشد بشر ضرروی است ولی مقدارزیاد آن نیز باعث اختلال رفتار می شود واغلب اوقات شخص را مجبور به نشان دادن رفتار نوروتیک یا پسیکوتیک می نماید (شاملو ، ۱۳۶۹).
زبان فرانسوی نگرانی را از اضطراب جدا می کند. در بین مردم آلمان واژه Angst و در بین مردم آنگوساکسن Anxiety به هر دو معنی به کار می رود (پورو[۶۴]، بنقل از شجاع رضوی، ۱۳۷۶).
برای اولین بار پزشک آمریکایی بنام برد[۶۵] در سال ۱۸۶۹ اضطراب را تعریف کرد. از سال ۱۸۹۰ برمید اضطراب را اختلالی تعریف می کرد که نشانه آن یک احساس انقباض و خفگی است. فروید در سال ۱۹۸۹ نوروز اضطراب را به عنوان یک واحد بالینی باز شناخت. علامت اصلی این بیماری نگرانی، اضطراب و دلهره می باشد. در اوایل سال ۱۹۱۰ سر ویلیام اسلر[۶۶]، متوجه ارتباط بین درد سینه و هیجانات زندگی شد و کشف کرد که اضطراب و فشار باعث بیماری می گردد.
کانن[۶۷] اثرات اضطراب روی حیوانات و انسان ها را مطالعه کرد، به خصوص واکنش «جنگ و گریز» را مورد توجه قرار داد. یکی از اولین تلاش های علمی برای تشریح فرایند بیماری های وابسته به اضطراب به وسیله پزشک دانشمند هانس سلیه به عمل آمد. او در سال ۱۹۴۶ برای مرزی که در مقابل حالت های اضطراب آور قرار می گیرد سه مرحله قائل شد:
واکنش در برابر خطر
مقاومت
فرسودگی یا عجز (کوپر[۶۸]، به نقل از مدیحی، ۱۳۷۰)
اریک فرام در سال ۱۹۶۵ نظریه خود را بر تعارض بین نیاز فرد برای آزادی و اضطرابی که آزادی پیش می آورد بنا نهاده است (آزاد، ۱۳۷۶).
در دهه ۱۹۷۰ روانشناسی بنام ریچارد اس. لازاروس[۶۹] اظهار داشت که واکنش ناشی از اضطراب به چگونگی ارزیابی (آگاهانه، نا آگاهانه) او از میزان صدمه، تهدید یا به مبارزه طلبیدن آن حادثه مربوط می شود (کوپر، به نقل از مدیحی، ۱۳۷۰).
سپس در جریان سال های پایانی قرن ۱۹ و آغاز قرن بیستم دیدگاه مبتنی بر پدیده آیی زیست شناختی روان آزردگی جای خود را به دیدگاه فرویدی مبتنی بر پدیده آیی روان شناختی داد. فروید اصطلاح روان آزردگی را به معنای دیگری به کار برد و بر این نکته تأکید کرد که این اختلال از علل جسمانی ناشی نمی شود بلکه ریشه در اضطراب دارد بدین معنی که وقتی خاطرات و امیال سرکوب شده، ناهشیار کوشش می کنند تا از سطح ناهشیاری به سطح هشیاری راه یابند. اضطراب به علامت هشدار دهنده پایگاه (من) آشکار می شود و رفتارهای نوروزی را به عنوان شیوه بیان اضطراب و یا دفاع علیه آن قلمداد می شوند و در دهه های اخیر نظریه پردازان مختلف و به خصوص نظریه پردازان رفتارنگر معتقدند که روان آزردگی گسترده ای وسیع تر از آنچه در وضع کنونی تحت عنوان اختلال های اضطرابی مشخص می شود، پوشش می دهد.
دانشجوی پزشکی هنگام امتحان، تنها اضطراب شدید ندارد، بلکه بازداری ذهنی و تمایل به فرار نیز او را آزار می داد. مورد مبتلا به هراس دندانپزشکی، از واکنش شدید سیستم عصبی پاراسمپاتیک رنج می برد (عرق کردن و غش). علایم فلج کننده در این موارد، مانند باز داری ذهنی و غش، نمایان گر مکانیزم های بقایی هستند که در دورانی خاص، یعنی ماقبل تاریخ، برای کاهش عواقب وخیم یک حمله سودمند بوده اند. اما در دوران کنونی، خود این علایم باعث می شوند که در دفعات بعدی، ترس شخص از مواجه با موقعیت بیشتر گردد. شخص از این می ترسد که مبادا این واکنش های ابتدایی فلج کننده دوباره تکرار شوند (دادستان، ۱۳۷۶).
اختلالات اضطرابی از دیدگاه DSM-IV-R
اضطراب یک احساس منتشر، بسیار ناخوشایند، و اغلب مبهم دل واپسی است که با یک یا چند تا از احساس های جسمی همراه می گردد، مثل احساس خالی شدن سردل، تنگی قفسه سینه، طپش قلب، تعریق زیاد، سردرد، یا میل جبری ناگهانی برای دفع ادرار، بیقراری و میل به حرکت نیز از علائم شایع است. اضطراب یک علامت هشدار دهنده است، خبر از خطری قریب الوقوع می دهد و شخص را برای مقابله با تهدید اماده می سازد (کاپلان و سادوک ۲۰۰۴؛ به نقل از رفیعی و رضاعی، ۱۳۸۷).
در DSM-IV-R، انواع گوناگونی از اضطراب تعریف شده است که عبارتند از:
اختلالات هراس
فوبی ها (آگورافوبیا - فوبی اجتماعی - فوبی ساده)،
اختلال وسواسی - اجباری
اختلال استرس پس از سانحه
اختلال اضطراب منتشر
در گزارشی جدید از همان دیدگاه (DSM-IV-R) انواع اختلالاتی که هسته مرکزی آنها اضطراب است تحت عنوان اختلال های اضطرابی، با ۱۲ زیر گروه در نظر گرفته شده است:
اختلال وحشت زدگی
اختلال گذر هراسی
اختلال وحشت زدگی با گذر هراسی
اختلال هراس آشکار و پنهان
اختلال هراس اجتماعی
اختلال وسواس فکری- عملی
اختلال فشار روانی پس آسیبی
اختلال فشار روانی حاد
اختلال اضطراب فراگیر
۱۰-اختلال اضطراب ناشی از بیماری جسمانی
۱۱-اختلال اضطراب ناشی از مواد
۱۲-اختلال اضطرابی که هنوز مشخص نشده است (لطفی، کاشانی و وزیری، ۱۳۸۳).
این گروه اختلالات به این دلیل با هم طبقه بندی شده اند که از نظر تئوری، علامت اساسی همه آنها اضطراب است. مطالعات متعددی حکایت از وجود اختلال اضطراب منتشر در ۲ تا ۵ درصد جمعیت کلی می کنند (کاپلان و سادوک ۲۰۰۴؛ به نقل از رفیعی و رضاعی، ۱۳۸۷). در اینجا به اختصار به توضیح برخی از اختلالات اضطرابی یاد شده پرداخته می شود:
اختلال اضطراب منتشر
اضطراب منتشر مداوم و حداقل به مدت یک ماه است. هرچند که گاهی سالها دوام پیدا می کند. در این اختلال، بیمار معمولاً ترکیبی از علائم جسمی و روحی را دارد. اضطراب برای اینکه اختلال شمرده شود، باید از حد واکنش به استرس های روزمره در آمده و در کارآیی عادی شخص، ایجاد اختلال نماید (کاپلان و سادوک، به نقل از پورافکاری، ۱۳۸۷).
کاپلان و سادوک (۲۰۰۴؛ به نقل از رفیعی و رضاعی، ۱۳۸۷). می نویسند: «طبق DSM-IV-TR، اختلال اضطراب منتشر اختلالی مزمن و مشخص با اضطراب و تشویش غیر معقول یا مفرط در مورد دو یا چند موقعیت زندگی است. بیماران مبتلا به اختلال اضطراب منتشر به نظر می رسد که در مورد هرچیز دچار اضطراب بیمارگونه هستند.
نسبت ابتلاء زن به مرد تقریباً دو بر یک است و اختلال معمولاً در دهه سوم عمر ظاهر می شود، هرچند که امکان ابتلا در هر سنی وجود دارد. قرائن ژنتیکی وجود دارد مبنی بر اینکه برخی از جنبه های این اختلال ممکن است ارثی باشند. تقریباً ۲۵ درصد بستگان نزدیک بیمار مبتلا به این اختلال بوده و زن ها بیشتر از مردها مبتلا می گردند.»
اختلال وحشت زدگی
وقتی حملات وحشت زدگی (شامل ترس بسیار شدید و ناراحتی فوق العاده ای است که حتی فرد فکر می کند در حال مرگ است) به صورت مرتب و غیر قابل پیش بینی تکرار می شوند، آن گاه تشخیص اختلال وحشت زدگی مطرح می شود. این حملات منشأء مشخصی ندارد و دلیل آزار دهندگی آن این است که وقوع این اختلال در هر زمان و هر مکانی اتفاق می افتد. دوره های وحشت زدگی برخی از بیماران روزانه است و ممکن است سال ها، ماه ها و هفته ها بدون وحشت زدگی وجود داشته باشد (ودینگ و دیوید، بنقل از فیروز بخت، ۱۳۸۲).
سه نوع وحشت زدگی را می توان بر اساس نوع و چگونگی پدیدار شدن آنها از یکدیگر مشخص کرد.
۱-حملات وحشت زدگی غیر مترقبه: که در واقع ناگهانی است
۲-حملات وحشت زدگی وابسته به موقعیت: که بلا فاصله در معرض یک عامل فراخوان بوجود می آید.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:33:00 ق.ظ ]




۲۴۱ (۱۴۳ نفر اتمام درمان)
گروه اختلال­های اضطرابی و افسردگی چندگانه

 

ندارد

 

۱۰ جلسه دو ساعته

 

- آموزش روانشناختی
- آرمیدگی
- بازسازی شناختی
- مواجهه

 

مک­اوی و ناتهان (۲۰۰۷)

 

 

 

۰۲/۱

 

۲۳ (۱۹ نفر اتمام درمان)
گروه اختلال­های اضطرابی و افسردگی چندگانه

 

گروه لیست انتظار

 

۱۲ جلسه دو ساعته

 

- آموزش روانشناختی
- آرمیدگی
- بازسازی شناختی
- مواجهه

 

نورتون و هوپ (۲۰۰۵)

 

 

 

پژوهش­های اولیه از مفروضه بالا مبنی بر اثربخشی درمان­های فراتشخیصی حمایت کرد. سه تیم پژوهشی بین ­المللی مستقل از هم نتایج ارزیابی اولیه از پروتکل­های فراتشخیصی طراحی شده خود را در قالب کارآزمایی­های بالینی تصادفی با گروه کنترل منتشر کردند (اریکسون و همکاران، ۲۰۰۷؛ گارسیا، ۲۰۰۴؛ نورتون و هوپ، ۲۰۰۵). علاوه بر این تعدادی کارآزمایی بالینی غیرتصادفی دیگر در نقاط مختلف جهان در زمینه اثربخشی پروتکل­های فراتشخیصی مبتنی بر مؤلفه­ های مشترک درمان­های شناختی رفتاری انجام شد. نتایج هر کدام از این پژوهش­ها و فراتحلیل اخیر (نورتون و فیلیپ، ۲۰۰۸) از اندازه اثر خوب (با میانگین ۹۱/۰=d ) این رویکرد فراتشخیصی مبتنی بر مؤلفه­ های مشترک درمان­های شناختی رفتاری حمایت می­ کنند که قابل مقایسه با میانگین اندازه اثر درمان­های شناختی رفتاری اختصاصی برای اختلال­های اضطرابی و افسردگی (با میانگین ۰۳/۱=d ؛ نورتون و فیلیپ، ۲۰۰۸) است. البته برخی از پژوهش­ها اثربخشی قابل قبول درمان­های فراتشخیصی مذکور را به اثرات گروه درمانی اختصاص می­ دهند (نورتون و فیلیپ، ۲۰۰۸).
پایان نامه - مقاله - پروژه
به طور خلاصه می­توان این گونه نتیجه گرفت که در ابتدا ادعای اثربخشی درمان­های فراتشخیصی مبتنی بر عوامل درمانی مشترک درمان­های شناختی رفتاری مطرح شد و در ادامه کارآزمایی­های بالینی تصادفی و غیرتصادفی بسیاری از این ادعا حمایت کرد، هر چند که نتایج برخی از پژوهش­ها به ماهیت گروهی این پروتکل­ها و منطبق نبودن بر نظریه یکپارچه نسبت می­دادند. در واقع نتایج پژوهش­های مروری نشان می­ دهند که اکثر پروتکل­های فراتشخیصی مطرح شده تا سال ۲۰۰۷ عمدتاً غیرنظری، عمل‌گرا، مبتنی بر مؤلفه­ های درمانی مشترک درمان­های شناختی رفتاری و در قالب گروه درمانی هستند. بنابراین با توجه به نتایج پژوهش­های فراتحلیل و مروری (منسل و همکاران، ۲۰۰۹؛ مک­اوی و همکاران، ۲۰۰۹؛ کلارک و تیلور، ۲۰۰۹؛ دوزوآ و کولین، ۲۰۰۹؛ نورتون و همکاران، ۲۰۰۸؛ نورتون و فیلیپ، ۲۰۰۸؛ رینهولت و کرو، ۲۰۱۴) و در راستای تکامل و غنی­سازی پروتکل­های فراتشخیصی، باید یک تغییر جهت از سمت پروتکل­های فراتشخیصی عمل‌گرا به سوی طراحی پروتکل­های فراتشخیصی مبتنی بر نظریه و یکپارچه صورت می­گرفت که نقطه عطف این تلاش­ها در پروتکل فراتشخیصی بارلو و همکاران (۲۰۱۱) است که مبتنی بر تنظیم هیجان طراحی و تدوین شد. در ادامه به این روند تکاملی و کارآزمایی­های بالینی مربوط به این رویکرد خواهیم پرداخت.
طراحی اولین پروتکل­های فراتشخیصی نظریه­گرا: تأکید بر تنظیم هیجانی
پژوهش­های مختلفی تأثیر درمان­های فراتشخیصی عمل­گرا در درمان اختلال­های هیجانی را نشان داده­اند. اما نتایج اکثر درمان­های فراتشخیصی بر تأثیرگذاری متوسط این پروتکل­های درمانی دلالت می­ کنند (مک­اوی و همکاران، ۲۰۰۹؛ منسل و همکاران، ۲۰۰۹، کلارک و تیلور، ۲۰۰۹). بر اساس فراتحلیل منسل و همکاران (۲۰۰۹) و کلارک و تیلور (۲۰۰۹) اساسی­ترین دلیلی که توجیه کننده اثربخشی متوسط پروتکل­های فراتشخیصی عمل­گرا بود، نپرداختن به فرایندهای شناختی- رفتاری مشترک اختلال­های هیجانی است.
متوسط بودن اثربخشی درمان­های فراتشخیصی عمل­گرا، سبب شد که حرکت به سوی طراحی پروتکل­هایی پیش برود که بنیادهای دیگری را محور خود قرار دهند. بر همین اساس بارلو و همکاران در طی چندین پژوهش (بارلو و همکاران،۲۰۰۴، بارلو و همکاران، ۲۰۰۸؛ فارچیون و همکاران، ۲۰۱۰، الارد و همکاران، ۲۰۱۰؛ بارلو، الارد و همکاران، ۲۰۱۱، بارلو، فارچیون و همکاران، ۲۰۱۱ و فارچیون، الارد، بارلو و همکاران، ۲۰۱۲) با تاکید بر نقش «تنظیم هیجانی» به عنوان فرایند شناختی رفتاری اصلی در اختلال­های هیجانی، گام اساسی در طراحی پروتکل­های فراتشخیصی مبتنی بر نظریه برداشتند که در ادامه، شرح این پروتکل فراتشخیصی ارائه شده است.
با توجه به این که در طول دهه­های اخیر اختلال­‌های اضطرابی و افسردگی به عنوان اختلال­‌های هیجانی توصیف شده ­اند (بارلو، ۱۹۸۸، ۱۹۹۱، ۲۰۰۲)، بارلو و همکاران (۲۰۱۱) معتقد بودند که تنظیم هیجانی (گراس و تامسون، ۲۰۰۷) مکانیسم مهمی در شکل­ گیری و تداوم اختلال­‌های اضطرابی و هیجانی است و نقص در مهارت­‌های تنظیم هیجانی ویژگی اساسی این اختلال­ها محسوب می­ شود. تنظیم هیجانی در این رویکرد فراتشخیصی به راهبرد‌هایی اشاره دارد که افراد از آن‌ها برای وقوع، تشدید و ابراز دامنه گسترده‌ای از هیجان­ها استفاده می­ کنند (گراس، ۲۰۰۷؛ کرینگ[۱۵۹] و اسلون[۱۶۰]، ۲۰۱۰؛ ریچاردز[۱۶۱] و گراس، ۲۰۰۰). بر اساس این رویکرد، افراد مبتلا به اختلال­‌های اضطرابی و خلقی اغلب از راهبرد‌های تنظیم ناسازگارانه استفاده می­ کنند که در تداوم علایم­شان نقش دارد. بنابراین، افزایش توجه بر عدم تنظیم هیجانی در درمان همسو با مفهوم­سازی­ها جدیدی است که بر همانندی­‌های زیربنایی تاکید دارد و با یافته­‌های پژوهشی اخیر تایید شده است.
فرضیه اصلی درمان فراتشخیصی بارلو و همکاران (۲۰۱۱) این است که افراد مبتلا به اختلال­‌های هیجانی راهبرد‌های تنظیم هیجانی ناسازگارانه را به کار می­برند، آن‌ها اساساً سعی می­ کنند تا از هیجان­‌های ناخوشایند اجتناب کنند و یا شدت آن را کاهش دهند که باعث نتیجه عکس و تداوم علایم آن‌ها می­ شود. بنابراین، درمان فراتشخیصی یک رویکرد درمانی مبتنی بر هیجان است؛ به این معنا که، درمان طوری طراحی شده است که به بیماران بیاموزد چگونه با هیجان­‌های ناخوشایند خود مواجه شده و آن‌ها را تجربه کنند و به شیوه سازگارانه­تری به هیجان­‌های خود پاسخ دهند. ضمن اصلاح عادت­‌های تنظیم هیجانی بیماران، هدف درمان کاهش شدت و بروز تجربه هیجانی ناسازگارانه و بهبود کارکرد بیماران است. اگر چه هدف بهبودی است ولی درمان فراتشخیصی بر آن نیست که هیجان‌های ناخوشایند را حذف کند بلکه تاکید بر برگرداندن هیجان­ها به سطح کارکردی است به طوری که هیجان­‌های ناخوشایند سازگارانه و کمک کننده باشند.
در این درمان مدل سه مؤلفه­ای هیجان­ها برای بیماران ارائه شده است که به آن‌ها کمک می­ کند تا فهم بهتری از تعامل افکار، احساس­ها و رفتارها در ایجاد تجربه­‌های هیجانی درونی داشته باشند. علاوه بر این، بیماران یاد می­گیرند تا تجربه­‌های هیجانی خود را طبق این مدل منطبق کنند. این موضوع به بیماران کمک می­ کند تا آگاهی بهتری از تجربه­‌های هیجانی خود (شامل برانگیزان­ها و پیامد‌های رفتاری) کسب کنند و نگاه عینی­تری نسبت به هیجان‌های خود داشته باشند تا اینکه «گرفتار» پاسخ­‌های هیجانی خود باشند. مهارت آگاهی هیجانی نیز جزو برنامه درمانی است. این مهارت بر آگاهی غیرقضاوتی[۱۶۲]، متمرکز بر حال[۱۶۳] ضمن تجربه هیجانی تاکید دارد. به دست آوردن این آگاهی مهارت اصلی به حساب می ­آید که یادگیری بهتر مفاهیم درمانی بعدی را در پی خواهد داشت.
دومین مهارت اصلی در درمان فراتشخیصی بارلو و همکاران (۲۰۱۱) چالش با ارزیابی­‌های منفی تهدید‌های بیرونی و درونی مثل احساس­ها و هیجان­‌های جسمی و افزایش انعطاف­پذیری شناختی است. مداخله­‌های شناختی ابداع شده توسط آرون بک (بک، ۱۹۷۲؛ بک، راش، شاو، امری، ۱۹۷۹) اقتباس شده است که بر دو نوع ارزیابی غلط تاکید دارد: نخست، احتمال رخ دادن رویداد‌های منفی (بیش تخمین احتمال)؛ و دو، پیامد‌های رویداد‌های منفی در صورت وقوع (فاجعه­آمیز کردن؛ بارلو و کراسکی، ۲۰۰۰؛ زینبارگ، کراسکی و بارلو، ۲۰۰۶). همچنین، بر خلاف سایر شناخت درمانگران، تاکید درمان فراتشخیصی بر حذف یا سرکوبی افکار منفی و جایگزینی آن‌ها با ارزیابی­­‌های واقع­بینانه و سازگارانه نیست، بلکه تاکید بر افزایش انعطاف­پذیری شناختی به عنوان راهبرد تنظیم هیجانی سازگارانه است. شرکت­ کنندگان در این شیوه درمانی تشویق می­شوند تا راهبرد‌های ارزیابی مجدد را نه فقط قبل از موقعیت­‌های هیجانی بلکه ضمن و بعد از رویداد استفاده کنند. علاوه بر این، درمان فراتشخیصی بارلو و همکاران (۲۰۱۱) بر تعامل پویا بین شناخت­ها و رفتارها و احساس­‌های جسمی تاکید دارد که مؤلفه‌های مهم در ایجاد تجربه­‌های هیجانی هستند.
سومین مهارت درمان فراتشخیصی بارلو و همکاران (۲۰۱۱) شناسایی و اصلاح تمایلات عمل ناسازگارانه یا رفتار‌های مبتنی بر هیجان[۱۶۴] (EDBs) است که موضوع اصلی در تمرین­‌های مواجهه است. در واقع، همان‌طور که در سال ۱۹۸۸ (بارلو، ۱۹۸۸) در مورد درمان اختلال­‌های فوبیک پیشنهاد شده بود، امکان دارد که یکی از کارکرد‌های اصلی مواجهه پیشگیری از تمایلات عمل مرتبط با هیجان و تسهیل رفتار‌های جایگزین باشد، این موضوع همسو با نظریه ­ها و شواهد حاصل از علم هیجان است که بر این مسأله تاکید دارد که اصلاح این اعمال روش اثربخشی برای کنترل هیجانی است. همان‌طور که ایزارد[۱۶۵] در سال ۱۹۷۱ اشاره کرده است «افراد یاد می­گیرند تا به این شیوه عمل کنند و به شیوه نوینی احساس کنند».
افزایش آگاهی و تحمل احساس­‌های جسمی در طی مواجهه درونزاد چهارمین مهارت اصلی در درمان فراتشخیصی بارلو و همکاران (۲۰۱۱) است. از همه بیماران، مستقل از تشخیص یا حوزه خاص اضطراب­شان، خواسته می­ شود تا تمرین­‌هایی را انجام دهند تا احساس­‌های جسمی، مشابه با اضطراب و ناراحتی برانگیخته شود. مواجهه­‌های درونزاد در درمان اختلال هراس کاربرد دارند (بارلو، ۱۹۸۸؛ بارلو و سرنی[۱۶۶]، ۱۹۸۸)، در اختلال هراس احساس­‌های جسمی ماشه چکان اصلی و حوزه خاص اضطراب است. البته در درمان فراتشخیصی بارلو و همکاران (۲۰۱۱) مواجهه­‌های درونزاد در تشخیص­‌های دیگر نیز با هدف افزایش آگاهی بیماران به احساس­‌های جسمی و افزایش تحمل نسبت به آن‌ها به کار می­رود، حتی اگر احساس­‌های جسمی حوزه خاص اضطراب بیماران نباشد. در جریان تمرین­‌های مواجهه هیجانی، بیماران با نقش احساس­‌های جسمی در تجربه هیجانی و نحوه تأثیر آن‌ها در افکار و رفتارها، همچنین نقش متقابل رفتارها و افکار در تشدید احساس­ها آگاه می­شوند.
این مفاهیم درمانی در مرحله پایانی درمان از طریق شرکت در تمرین­‌های هیجانی با همدیگر ترکیب می­شوند. این پنجمین مؤلفه اصلی درمان فراتشخیصی بارلو و همکاران (۲۰۱۱) است. این تمرین­ها به برانگیختن و مواجهه با تجربه­‌های هیجانی در بافت‌های موقعیتی و درونزاد تاکید دارند. همانند سایر درمان‌های شناختی- رفتاری تمرین­‌های مواجهه به سبک «گام به گام» و پیشرونده انجام می­شوند، طوری که بیماران قبل از مواجهه منظم با موقعیت‌هایی که هیجان شدید ایجاد می­ کنند با موقعیت­‌های خفیف­تر (کم هیجان­تر) روبرو می­شوند. البته، لازم به ذکر است که ضرورتی برای ایجاد مواجهه با این سبک نیست. موقعیت­‌های مشکل­تر هیجان شدیدتری ایجاد می­ کنند ولی هیجان­‌های شدیدتر خطرناک­تر از سایر هیجان­ها نیستند. در همه مواجهه­ها تاکید بر مواجهه کامل با موقعیت است تا الگو‌های اجتناب و سایر رفتار‌های ایمنی[۱۶۷] شناخته شوند و ضمن تمرین مواجهه این رفتارها کاهش یا حذف شوند تا یادگیری جدید تسهیل شده و حافظه نویی ایجاد شود. طبق این الگو، تمایل افراد به انجام رفتار‌های اجتنابی یا سرکوب هیجانی با تمایل به نزدیک شدن[۱۶۸] جایگزین می­شوند.

توصیف ماژول‌های درمانی فراتشخیصی بارلو

درمان فراتشخیصی (رویکرد یکپارچه) شامل پنج ماژول درمانی اصلی است که جنبه­‌های کلیدی پردازش و تنظیم هیجانی تجربه­‌های هیجانی را هدف قرار می­دهد (بارلو و همکاران، ۲۰۱۱): ۱) آگاهی هیجانی مبتنی بر حال، ۲) انعطاف­پذیری شناختی، ۳) اجتناب هیجانی و رفتار‌های ناشی از هیجان، ۴) آگاهی و تحمل احساس­‌های بدنی و ۵) مواجهه هیجانی درونزاد و مبتنی بر موقعیت. طبق رویکرد سنتی CBT، این ماژول­ها بر اساس سه مفهوم طرح­ریزی شده ­اند. ماژول کیفی هیجان (افکار، احساس­ها و رفتار) که بر افزایش آگاهی بیمار نسبت به هر یک از این مؤلفه‌ها و کارکرد هیجان­ها و رفتار در بافت تجربه کنونی تاکید دارد. آگاهی به تجربه­‌های هیجانی به بیمار این امکان را می­دهد تا الگو‌های پاسخ و راهبرد­‌های تنظیم هیجانی ناهمخوان و نامتناسب خود را در موقعیت شناسایی کند. بنابراین، درمان فراتشخیصی بارلو و همکاران (۲۰۱۱) از هدف قرار دادن علایم اختصاصی اختلال فراتر می­رود و مکانیسم­‌های زیربنایی «پیوستار نوروز[۱۶۹]» را هدف قرار می­دهد (بارلو، ۲۰۰۲؛ براون و بارلو، ۲۰۰۹).
قبل از پنج ماژول اصلی یک ماژول دیگر وجود دارد که بر افزایش انگیزه و اشتیاق بر تغییر و مشارکت در درمان تاکید دارد. همچنین، این ماژول به عنوان یک ماژول مقدماتی ماهیت هیجان­ها را به بیمار آموزش می­دهد و چهارچوبی برای فهم تجربیات هیجانی فراهم می­سازد. مدل نهایی نیز شامل مرور پیشرفت درمانی و راهبرد‌های پیشگیری از عود است. با پیشرفت درمان حوزه افکار، احساس­ها و رفتار به تفصیل شناسایی می­ شود، به طور اختصاصی راهبرد‌های تنظیم هیجانی ناکارآمدی که بیمار در هر یک از این حوزه ها کسب کرده است تصریح می­ شود و مهارت‌های تنظیم هیجانی سازگارانه به بیمار آموزش داده می­ شود. برای جزییات بیشتر در مورد تهیه راهنمای درمانی و اصلاحات انجام شده نسبت به نسخه­‌های اولیه به الارد و همکاران (۲۰۱۰) مراجعه کنید.
ماژول­ها یکی پس از دیگری و به صورت متوالی اجرا می­شوند. البته، انعطاف­پذیری در اجرای درمان فراتشخیصی بارلو و همکاران (۲۰۱۱) این امکان را می­دهد تا هر یک از ماژول­ها بر اساس نیاز جلسات درمانی اجرا شوند. بنابراین، تفاوت­‌های فردی در نحوه ارائه لحاظ شده است. برای مثال، افرادی که نگرانی­‌های افراطی و کنترل ناپذیر دارند از افزایش آگاهی غیرقضاوتی مبتنی بر حال (ماژول ۳) بیشتر بهره می­برند، در حالی که افرادی که رفتار‌های وسواسی و تکرار شونده دارند از تمرین و توجه به اجتناب هیجانی و رفتار‌های ناشی از هیجان (ماژول ۵) بیشتر فایده می­برند.
در ادامه توصیفی از ماژول­‌های درمانی فراتشخیصی (رویکرد یکپارچه) و راهنمای کلی جلسات در مورد نقش درمانگر در هر ماژول آمده است. همان‌طور که قبلاً اشاره شد تعداد جلسات هر ماژول از بیماری به بیمار دیگر متفاوت است و بستگی به این دارد که از نظر بالینی هر ماژول چقدر برای بیمار سودمند باشد. بر این اساس درمانگر طبق نیاز خود آن را تعدیل می­ کند. الارد و همکاران (۲۰۱۱) توصیه می­ کنند همه ماژول­ها در مورد بیماران استفاده شود حتی اگر در ابتدا به نظر برسد که ماژولی به طور مستقیم در مورد مشکل بیمار تناسب ندارد. برای مثال، برخی از بیماران حساسیت جدی نسبت به احساس­‌های بدنی را گزارش نمی­کنند، پس در ظاهر مواجهه درونزاد در مورد آن‌ها صدق نمی­کند. اما تجربه نشان می­دهد که بسیاری از بیماران از این روش سود می­برند و این امکان را برای آن‌ها فراهم می ­آورد تا احساس­‌های بدنی خود را به عنوان مؤلفه اصلی تجربه­‌های هیجانی بشناسند. علاوه بر این، انعطاف­پذیری در تعداد جلسات هر ماژول به درمانگر این امکان را می­دهد تا روش­‌های درمانی را متناسب با بیمار خاص خود اجرا کنند.

ساختار پروتکل فراتشخیصی بارلو

درمان به نحوی طرح­ریزی شده است که ۱۲ جلسه و تقریباً بین ۵۰ تا ۶۰ دقیقه به طول می­انجامد. جلسات به صورت هفتگی اجرا می­شوند و در جلسه­‌های پایانی درمان جلسات با فاصله ۲ هفته برگزار می‌شوند تا به بیمار این امکان را بدهد که زمان بیشتری برای غلبه بر مشکلات باقی مانده خود داشته باشند. مدل­ نهایی ارائه شده توسط بارلو و همکاران (۲۰۱۱) ساختاری متفاوت از رفتاردرمانی شناختی کلاسیک دارد. آخرین نسخه از این شیوه درمانی بر اساس ماژول­‌های درمانی بجای جلسات درمانی ارائه شده است. همانند اغلب پروتکل­‌های درمان شناختی- رفتاری، جلسات درمان با مرور تکالیف ارائه شده در جلسات قبلی آغاز می­شوند. پس از مرور تکالیف مفاهیم کلیدی و قابل اجرا در جلسه ارائه می­ شود تا بیمار نسبت به مهارت‌های درمانی شناخت داشته باشد. آموزش مستقیم و مهارت افزایی تعاملی قسمت اصلی جلسه درمان را تشکیل می­دهد. در پایان هر جلسه درمانی به بیمار کمک می­ شود تا مطالب آموخته شده خود را تحکیم کند. از بیمار خواسته می­ شود تا اطلاعات جلسات و تکالیف درخواستی خود را خلاصه کند و هر نوع بازخورد منفی نسبت به جلسات سؤال می­ شود. در پایان، در مورد تکالیفی که لازم است تا جلسه بعدی تکمیل شود بحث می­ شود. هر یک از ماژول­‌های درمان می ­تواند بین ۱ تا چند جلسه را به خود اختصاص دهد و بر اساس نوع اختلال ماژول­‌های خاصی مورد تاکید بیشتری قرار بگیرند. در زیر توصیف کوتاهی از هر یک از ماژول­‌های درمانی ارائه شده است.

ماژول اول: افزایش انگیزه برای شرکت در درمان

این ماژول بر افزایش آمادگی و انگیزه بیماران برای تغییر رفتاری و تقویت خودکارآمدی یا باور به توانایی شخصی برای دستیابی موفقیت­آمیز به تغییر مورد نظر تاکید دارد. بیماران فرصتی به دست می­آورند تا مزایا و معایب تغییر را در مقابل روش قبلی خود بسنجند. آن‌ها همچنین اهداف درمانی را ارزیابی کرده و اهداف عینی­تری را برنامه­ ریزی می­ کنند و گام­‌های احتمالی را برای دستیابی به اهداف درمانی شناسایی می­ کنند. این اصول برای افزایش میزان مشارکت درمانی و حفظ انگیزه بیمار برای تغییر رفتاری کاربرد دارند. این ماژول بر اساس پژوهش­‌های انجام شده توسط وسترا، ارکویتز[۱۷۰] و دوزوآ[۱۷۱] (۲۰۰۹) در درمان فراتشخیصی بارلو و همکاران (۲۰۱۱) قرار داده شده است. این پژوهش­ها نشان دهنده کارایی این تکنیک­ها در درمان اختلال­‌های اضطرابی است (وسترا، آرکوویتز و دوزوآ، ۲۰۰۹). همچنین این ماژول مبتنی بر اصول و تکنیک­‌های به کار برده شده در مصاحبه انگیزشی است (میلر و رولینگ، ۲۰۰۲).

ماژول دوم: آموزش روانشناختی و جستجوی تجربه هیجانی

محتوای اصلی این ماژول آموزش روانی در مورد ماهیت هیجان­ها، مؤلفه‌های اصلی تجربه هیجانی و مفهوم پاسخ­‌های آموخته شده است. در طول این ماژول انتظار می­رود تا بیماران با پایش و جستجوی تجربه­‌های هیجانی خود عوامل نگهدارنده (مثل، ماشه چکان­‌های معمول و یا وابستگی­‌های محیطی)، آگاهی بیشتری نسبت به الگو‌های پاسخدهی هیجانی خود کسب کنند.

ماژول سوم: آموزش آگاهی هیجانی

ماژول آگاهی هیجانی برای کمک به بیماران طراحی شده است تا نحوه واکنش و پاسخ خود را به هیجان­ها شناسایی کنند و آگاهی غیرقضاوتی و متمرکز بر حال را در تجربه هیجانی خود تمرین کنند. در این ماژول از بیماران انتظار می­رود تا مهارت‌های مشاهده عینی تجربه­‌های هیجانی خود را در هنگام وقوع و در لحظه کسب کنند. این مهارت‌ها به آن‌ها اجازه می­دهد تا افکار، احساس­‌های جسمی و رفتار‌هایی را که در ناراحتی آن‌ها نقش دارند بهتر بشناسند. این مهارت‌ها با تمرین ذهن­آگاهی و القای هیجانی[۱۷۲] همراه است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:33:00 ق.ظ ]




نیست بر اثبات یزدان نزد عقل از تو بهتر هیچ برهـانی دگر
گر ببیند روی خوبت اهـرمن بی گمان گوید که یزدانی دگر
ای فرو برده به وصلت از طمع هر دلی بیهـوده دندانی دگر
وی برآورده به عشقت در هـوس هر کسی سر از گریبانی دگر
نیست بیمـار غم عشق تو را بهتر از درد تو درمانی دگر
دل به فرمانت به ترک جـان بگفت ای به از جـان هست فرمانی دگر
درون مایه ی اصلی غزل:
در این غزل، انوری ابتدا غم عشق معشوق را جانی دیگر برای جسم خویش می نامد و پس از تمجید از ظاهر معشوق می پردازد و آن را بهترین دلیل برای وجود خداوند می شمارد. در ابیات انتهایی هم این درد را چاره ی کار عاشقان بر می شمارد و دل و جان خود را آماده ی اطاعت از فرمان معشوق معرفی می کند. در این غزل انسجام معنایی در ردیف های عمودی غزل بسیار به چشم می آید.
پایان نامه - مقاله - پروژه
بافت معنایی و آرایه های ادبی:
بیت اول:
ای معشوقی که غم عشق برای جسم من یک روح دیگر محسوب می شود و جان من دیگرهمچون تو معبود و معشوقی را نخواهد یافت. بین (جسم و جان) تناسب است. بین (جان و جانان) جناس ناقص افزایشی در آخر دیده می شود.
بیت دوم:
شاعر زلف معشوق را کافر خطاب می کند و می گوید هر زمان چشم و عقل من به زلف تو نگاه کرده اند. او مانند کافران آنها را مرتد ساخته و ایمان تازه ای آورده اند. در این بیت صنعت تشخیص دیده می شود. بین (کافر و ایمان) تضاد دیده می شود.
بیت سوم: هم شاعر در تشخیصی زیبا ادعا می کند که ای معشوق! هر لحظه از کمان غمزه ی تو تیری رها می شود که به چشم روح من برخورد می کند. یعنی نه تنها عقل کور شده است از دیدن زلف تو، بلکه روح من هم با دیدن غمزه های تو کور شده است. صنعت تشخیص در بیت مشهود است و بین (تیر و پیکان) تناسب دیده می شود.
بیت چهارم :
انوری حُسن جمال و زیبایی معشوق را بهترین دلیل برای اثبات وجود خداوند می داند.
بیت پنجم:
تأکید می کند که اگر شیطان و اهریمن هم روی معشوق را ببینند بی گمان به وجود خداوند اعتراف خواهند کرد. بین یزدان و اهرمن تضاد دیده می شود.
بیت ششم :
شاعر ادعا می کندهر دلی که صاحب آن تو را دیده است، طمع به وصل تو دارند و این طمع بیهوده است تا زمانی که من هستم. در این بیت تشخیص دیده می شود. همچنین دندان طمع فرو بردن کنایه از به چیزی طمع داشتن و نظر داشتن است.
بیت هفتم:
هم تأکید می کند که ای معشوق تو کسی هستی که در عشق تو هر کسی گریان و پریشان خاطر است. (سر از گریبان بر آوردن) کنایه از گریستن است.
بیت هشتم:
انوری ادعا می کند: برای کسانی که به عظق تو و درد آن مبتلا شده اند همین درد بهترین درمان است و چاره ی دیگری وجود ندارد. بین بیمار و درد و درمان تناسب است. بین درد و درمان تضاد است.
بیت نهم:
انوری می گوید: ای معشوق دل من به دستور تو از خود بی خود شد و ترک جان کرد و تنها تو را می بیند. ای کسی که از جان من هم با ارزش تر هستی، آیا دستور دیگری نداری تا اجابت کنم؟
وزن غـزل:
این غزل بر وزن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن در بحر رمل مثمن محذوف سروده شده است. وزن غزل کمک کرده تا موسیقی شعر از انسجام خاصی برخوردار باشد.
قافیـه:
کلمات قافیه در این غزل عبارتند از : جانی، جانانی، ایمانی و پیکانی، برهانی، یزدانی، دندانی، گریبانی، درمانی که در کنار ردیف «دگـر» قرار گرفته اند.

۴-۲-۱۳٫

نگارا بر سر عهد و وفا باش
در آیین نکو عهـدی چو ما باش
چنانک از ما جـدایی ماه رویا
ز هرچ آن جز وفا باید جدا باش
مرا خصمست در عشق تو بسیـار
نیندیشم تو بر حال رضـا باش
چو با جانم غم تو آشنـا شد
مکن بیگـانگی و آشنا باش
نگارینـا ترا باشم همه عمـر
خداوندی کن و یک دم مـرا باش
درون مایه ی اصلی غزل:
در این غزل، انوری با توجه به عشقی که تمام وجودش را فرا گرفته، در پنج بیت از معشوق خود می‎خواهد که بر سر عهد و پیمان خود بماند و این حال او را درک کند و از سرکشی و جفا بپرهیزد.
بافت معنایی و آرایه های ادبی:
بیت اول :
شاعر می گوید: ای معشوق من بر سر عهد و پیمان خود بمان و در آیین و شیوه ی وفاداری و پایبندی، همچون عاشقان باش. «ا» در نگارا حرف ندا است و نگار استعاره از معشوق است.
بیت دوم :
می گوید: همان گونه که از ما جدا هستی ای معشوق! از هر آنچه که غیر از اصول و مرام وفاداری است هم، جدا باش. ماه رو استعاره از معشوق است.
بیت سوم:
از عشق تو بسیار عصبانی هستم و سختی های زیادی را به جان خریده ام اما به آنها فکر نمی کنم و تنها رضایت تو برایم اهمیت دارد.
بیت چهارم: از معشوق می خواهد: وقتی که جان و روح او با غم این عشق پیوسته و آشنا شده است، تو هم بیگانگی را کنار بگذار و با من و عشق من بپیوند. بین (بیگانگی و آشنا) تضاد واضح است.
بیت پنجم:
در بیت آخر شاعر می گوید: ای معشوق من! من تمام عمر متعلق به تو هستم، تو هم مرحمتی کن و یک لحظه از آن من باش. (خداوندی کن) کنایه از «مرحمتی کن» است، (نگارین) استعاره از معشوق است که منادا واقع شده است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:32:00 ق.ظ ]




الگوی بلوغ قابلیت های افراد نقشه ( Roadmap ) و راهنمایی است برای تشخیص، طراحی و پیاده سازی فرایندهای مرتبط با منابع انسانی که به طور مستمر منجر به ارتقاء قابلیت‌های منابع انسانی می شود. از آنجا که یک سازمان نمی تواند تمام بهترین فعالیتها را در مدت بسیار کوتاهی پیاده سازی کند ، P-CMM آنها را در ۵ سطح بلوغ و ۲۲ نواحی فرایندی ارائه می کند. هر سطح P-CMM تحول بی نظیری در فرهنگ سازمان بوسیله تجهیز آن با فعالیتهای قدرتمند زیادی جهت جذب ، توسعه ، سازماندهی ، انگیزش و نگهداری نیروی کار بوجود  می آورد .
دانلود پایان نامه
شکل شماره۲-۱- سطح بلوغ الگوی بلوغ قابلبت افراد
هدف اصلی P-CMM بهبود قابلیت منابع انسانی است که آن می تواند به عنوان سطح مشخصی از دانش ، مهارتها و توانایی های فرایندی برای انجام فعالیتهای تجاری یک سازمان باشد (Foong & Yorston , 2003)
۱-۵-۶-۱-۲- تاریخچه P-CMM
ساختار اولیه این مدل در سال ۱۹۸۰ توسط واتس هامفری در شرکت IBM شکل‏ گرفت.این شرکت به دلیل عملکرد پایین‏ نرم‏افزارهای تولیدی، با رکود در فروش‏ روبه‏ رشد. بر این اساس، تیم مطالعاتی‏ پس از بررسیهای متعدد، دریافتند که:
الف- چون کیفیت نرم‏افزار تابعی از عملکرد فرایند تولید است آنها می‏بایستی با تغییر و بهبود فرایند بر این مشکل فائق آیند.
ب- به علت اینکه سازمانها به طور ناخواسته‏ درگیر طراحی و پیاده‏سازی نرم‏افزارهای‏ مختلف می‏شوند،آنها می‏بایستی بر ارائه‏ نرم‏افزارهای استراتژیک تمرکز کنند.
ج- به دلیل اینکه سیستم‏ها دارای رویکرد تکاملی هستند می‏بایستی ابتدا سیستم‏های‏ بسترساز بنا شده،سپس سیستم‏های متعالی‏ به کار گرفته شوند.با توجه به نتایج به‏ دست آمده چارچوب بلوغ فرایندها ارائه‏ شد که با حمایت وزارت دفاع آمریکا این‏ چارچوب توسط انجمن مهندسی نرم‏افزار دانشگاه کارنگی ملون به عنوان الگوی بلوغ‏ قابلیت کارکنان مطرح شد.این الگو برای‏ نخستین بار در سال ۱۹۹۵ انتشار یافت و از آن زمان در سراسر ایالات متحده،کانادا، اروپا،استرالیا و هند برای راهنمایی و هدایت فعالیتهای بهبود سازمانی استفاده‏ شده است به گونه‏ای که از سال ۲۰۰۱ بیشترین میزان به کارگیری P-CMM در هند بوده است.از مهمترین شرکتهایی که‏ این الگو را به کار گرفته‏اند عبارت‏اند از:
Oracle,Boeing,Ericsson,Citibank,IBM. .(Curtis et al,2001)
۲-۵-۶-۱-۲- فلسفه اصلی ایجاد مدل P-CMM
بنیانگذاران مدل موارد مشروح زیر را فلسفه اصلی ایجاد این مدل از سوی پی.سی.ام.ام دانسته اند:

 

    1. در سازمان های پیشرفته ، توانمندی نیروی های انسانی با عملکرد نیروی انسانی رابطه مستقیم دارد؛

 

    1. توانمندی نیروی انسانی یک موضوع رقابتی است و مزیت راهبردی دارد؛

 

    1. توانمندی نیروی انسانی بر اساس جهت گیری های راهبردی سازمان تعریف می شود؛

 

    1. کانون توجه از شغل به توانمند ی های نیروی کار تغییر پیدا می کند؛

 

    1. توانمندی ها در سطوح چند گانه (فردی، گروهی ، سازمانی)قابل سنجش و ارتقا خواهد بود؛

 

۶٫سازمانها بایستی بر آن دسته از توانمندی های نیروی انسانی تأکید کنند که بر ای اجرای قا بلیت های
محوری سازمان ضروری است؛

 

    1. مدیران عملیاتی یا مدیران میانی مسئول توانمندی های منابع انسانی هستند؛ یعنی اگر فرد در

 

سازمان مجری این مدل فرصت و زمینه توسعه توانمندی های خود را نیافت باید مدیران میانی و عملیاتی را مسئول دانست؛

 

    1. برای ارتقاء توانمندی های منابع انسانی مجموعه ای از فرایندها و های لازم باید طراحی و به کار گرفته شود؛

 

    1. در حالی که فناوری های سازمانی ، به سرعت ، در حال تکامل هستند، سازمانها بایستی ، به صورت مستمر، توانمندی های منابع انسانی خود را پرورش دهند؛

 

    1. سازمان ها مسئول فراهم کردن فرصت های رشدو توسعه برای کارکنان و کارکنان نیز مسئول بهرهبرداری از این فرصت ها هستند (Curtis,1995:23).

 

۳-۵-۶-۱-۲- دلایل نیاز به مدل P-CMM
سازمان های مختلف به دلایل زیر، به مدل پی.سی.ام.ام، نیاز دارند:
ارائه رهنمودهای لازم برای یکپارچه سازی تکاملی یا مرحله ای نظام و فرایندهای منابع انسانی .
هیچ سازمانی نمی تواند همه فعالیت ها و نظام های منابع انسانی ر ا، همزمان ، طراحی و اجرا کند . اقدام ، بلکه فعالیت ها و نظام ها باید مرحله ای و به طور تکاملی اجرا شوند؛
هر سطح خاصی از مدل بلوغ قابلیت های انسانی سبب تحو لی بیمانند در فرهنگ سازمان می شود.
فرض مهم در این مدل این است که شیوه های کاری بهبود نخواهند یافت مگر اینکه تغییرات رفتارسازمانی از آن حمایت کند؛
محدود کردن فعالیت های منابع انسانی از یکی مزایای ویژه مدل بلوغ قابلیت‌های انسانی است؛
برای تدوین راهبرد توسعه منابع انسانی با تأکید بر نظام های منابع انسانی چارچوب تکاملی ارائه می دهد(Bate, 1994: 17).
۴-۵-۶-۱-۲- چارچوب کلی مدل P-CMM
شکل شماره (۲-۲) مدل بلوغ قابلیت های انسانی یا پی.سی.ام.ام را نشان می دهد. این مدل از پنج سطح تشکیل شده است و هر سطح از این مدل به فعالیت هایی تقسیم می شود که، در اصطلاح حوزه های فرایندی[۱۱] نامیده می شوند . برای مثال ، سطح دوم این مدل از فعالیت هایی مانند حقوق و دستمزد، آموزش و پرورش، مدیریت عملکرد ، محیط کاری، ارتباطات و هماهنگی و کارمندیابی تشکیل که هر یک از آنها حوزه های فرایندی نامیده می شوند.
در این مدل هر سطحی از بلوغ ، بهجز سطح آغازین ، از سه یا هفت
حوزه فرایندی تشکیل شده است. هر حوز ه فرا یندی بخشی از فعالیت های مرتبط به هم را تعریف می کند و زمانی که دسته جمعی اجرا می شوند به دسته‌ای از اهداف مهم در نظر گرفته شده برای افزایش قابلیت‌های نیروی انسانی دست می یابند.
شکل شماره ۲-۲- مدل بلوغ قابلیت های انسانی یا پی.سی.ام.ام
۵-۵-۶-۱-۲- ارزشهای محوری P-CMM
ارزشهای محوری این مدل که بیانگر نگرش جامع آن به توسعه قابلیت‌های منابع‏ انسانی است، شامل:
در سازمانهای باغ قابلیت‌های منابع انسانی‏ به طور مستقیم با عملکرد کسب و کار مرتبط است.
قابلیت‌های منابع انسانی یک موضوع‏ رقابتی و یک منبع ایجاد مزیت رقابتی است‏.
قابلیت‌های منابع انسانی بایستی بر اساس‏ جهت‏گیریهای استراتژیک تعریف شود.
کانون توجه سازمانها از عناصر شغلی به‏ قابلیت‌ها، تغییر کرده است.
قابلیت‌های منابع انسانی در سطوح فردی، گروهی و سازمانی قابل سنجش و ارتقا هستند.
سازمان باید در قابلیت‌هایی از منابع انسانی‏ سرمایه‏گذاری کند که آن قابلیت‌ها برای انجام‏ قابلیت‏محوری (core competency) بنگاه‏ حیاتی باشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:32:00 ق.ظ ]




جدول آزمون اثرات ثابت فرضیه دوم ۱۰۴
جداول اهرم مالی ۱۰۵
جداول مربوط به حجم معاملات ۱۲۰

چکیده

در این پژوهش به مطالعه رابطه بین پیش بینی سود توسط مدیریت شرکت و عدم تقارن اطلاعاتی و همچنین رابطه بین عدم تقارن اطلاعاتی با هزینه حقوق صاحبان سهام در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته شده است. شاخص‌ شکاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام معیاری برای عدم تقارن اطلاعاتی و مدل گوردن و مدل قیمت گذاری دارایی‌های سرمایه ای به عنوان معیارهای هزینه حقوق صاحبان سهام استفاده شده‌اند. برای آزمون فرضیه‌های تحقیق، از داده‌های ۱۱۰ شرکت پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی سال‌های ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۳ و مدل‌های رگرسیونی چند متغیره مبتنی بر داده‌های ترکیبی استفاده شده است. یافته‌های تحقیق حاکی از آن است بین تعداد پیش بینی سود توسط مدیریت با عدم تقارن اطلاعاتی رابطه معناداری وجود دارد. به گونه ای که افزایش تعداد پیش بینی سود توسط مدیریت منجر به کاهش عدم تقارن اطلاعاتی می شود. یافته های تحقیق همچنین نشان می‌دهد که بین عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه حقوق صاحبان سهام نیز رابطه معنادار ومثبت وجود دارد.
پایان نامه - مقاله - پروژه
کلید واژه: پیش بینی سود توسط مدیریت، مدل گوردون، عدم تقارن اطلاعاتی، شکاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام،هزینه حقوق صاحبان سهام.مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای
فصل اول
کلیات تحقیق

مقدمه

هدف از افشای اطلاعات، کاهش توزیع نادرست اطلاعات موثر در تصمیم گیری استفاده کنندگان، در بازار سرمایه است. در صورتی که اطلاعات، نادرست توزیع شود، گروهی دارای اطلاعات بیش‌تری خواهند بود و این امر باعث به وجود آمدن شرایطی خواهد شد که به تصمیم گیری نادرست گروه دارای اطلاعات کمتر، می‌ انجامد و به عبارت دیگر، منجر به انتخاب نادرست آن‌ها خواهد شد. یکی از کاربردهای بالقوه اطلاعات منتشر شده از شرکت‌ها، کاهش شکاف انتظارات سرمایه گذاران، کاهش مزیت اطلاعاتی برخی از سرمایه گذاران و در نتیجه، کاهش اثر عدم تقارن اطلاعاتی، بر هزینه سرمایه است (قائمی و رحیم پور، ۱۳۸۹).
در این فصل از پژوهش، ابتدا مسئله‌ی اصلی پژوهش، اهمیت و ضرورت آن مورد بحث قرار می‏گیرد. سپس توضیحاتی راجع به اهداف و فرضیات پژوهش، کاربرد نتایج آن ارائه شده و در نهایت، این فصل با تعریف واژگان کلیدی به پایان خواهد رسید. در این فصل چارچوبی کلی از مسئله‌ی پژوهش ارائه شده و در فصول بعدی چگونگی پاسخ دادن به این مسئله ارائه خواهد گردید.

۱-۱-بیان مسئله

ادبیات بیان‌گر این است که اطلاعات یک نقش مهمی را در تعیین هزینه حقوق صاحبان سهام شرکت‌ها بازی می‌کند (بوتوسان[۱]، ۱۹۹۷؛ بوتوسان و پلاملی[۲]، ۲۰۰۲؛ فرنکیس و همکاران[۳]، ۲۰۰۵؛ هیل[۴]، ۲۰۰۲؛ لیزو و ورچیا[۵]، ۲۰۰۰). علاوه بر این، شرکت‌ها با رویه‌های افشای اطلاعاتی بیشتر که مبتنی بر آینده است، با هزینه حقوق صاحبان سهام پایین‌تری مرتبط هستند. برای مثال، بوتوسان (۱۹۹۷) در رابطه با شرکت‌های تولیدی اظهار نمود که آن‌هایی که افشای اطلاعاتی بیشتری دارند در مقایسه با شرکت‌هایی که اطلاعات مبتنی بر آینده ارائه می‌کنند، هزینه حقوق صاحبان سهام کمتری را تجربه می‌کنند (پنگ هی و همکاران[۶]، ۲۰۱۳). سرمایه‌گذاران و مشارکت کنندگان در پی شناسایی گزینه‌ها و شرکت‌های مناسب برای سرمایه‌گذاری به منظور کسب بازدهی مناسب با توجه به افق سرمایه‌گذاری و ریسک‌پذیریشان هستند. نگرانی همیشگی گردانندگان بازارهای سرمایه رسیدن اطلاعات کافی و به موقع به این بازارها جهت یاری رساندن به سرمایه‌گذاران به منظور تجزیه و تحلیل اوراق بهادار و سهام موجود در این بازارها حین اخذ تصمیمات اقتصادی و با اهمیت است. فقدان اطلاعات کافی و معتبر و توزیع نابرابر آن‌ها در این بازارها منجر به اخذ تصمیمات ضعیف توسط مشارکت کنندگان در این بازارها و تخصیص غیر بهینه منابع مالی آن‌ها خواهـد شد که در ادبیات حسـابداری پدیده مـذکور تحت عنوان عدم تقارن اطلاعاتی شناخته می‌شود (کرمیر،۲۰۰۹).این نابرابری اطلاعاتی میان دو گروه از بازیگران این بازارها بروز می‌کند. یک قسم این نوع عدم تقارن اطلاعاتی مابین مدیریت به عنوان دارندگان اطلاعات نهانی شرکت از یک سو و افراد برون سازمانی به عنوان افراد نیازمند اطلاعات جهت ارزیابی توانایی سـودآوری شرکت و نحوه ایفای وظیفه مباشـرتی مدیریت و ارزیابی عملـکرد وی از طرف دیگر روی می‌دهد که از نبود اطلاعات کافی در باب شیوه عملکرد مدیریت برای سرمایه گذاران پیش می‌آید و از عدم توانایی سرمایه گذاران برای مشاهده نتایج عملکرد مدیریت عارض می‌شود. عدم تقارن اطلاعاتی موضوعی مهم و پرطرفدار در میان دانشگاهیان بوده و تحقیقات بسیاری در این زمینه صورت گرفته است. عدم تقارن اطلاعاتی می‌تواند بر میزان معاملات سهام یک شرکت موثر باشد.
از سوی دیگر، بازارها از گزارشگری مالی به عنوان جانشینی برای کیفیت مدیریت استفاده می‌کنند. همچنین، بازارها اقدام به پاداش دادن به افشای داوطلبانه و شفاف سازی که بیشتر از حد گزارشگری مالی است کرده‌اند. افشای اطلاعات ناقص توسط شرکت‌ها، نبود قطعیت در میان ذینفعان را ایجاد می‌کند. این طور به نظر می‌رسد که این نبود قطعیت، برای سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان ریسک اطلاعاتی دارد و در این شرایط آن‌ها نرخ بازده بالاتری برای سرمایه به کار گرفته شد طلب می‌کنند. نرخ بازده بالاتر منجر به هزینه سرمایه بالاتری برای شرکت خواهد شد و در نهایت سبب می‌شود که قیمت سهام در بازار کاهش یابد. بنابراین، تحقیق جاری در پی حصول به این نکته است که آیا با افزایش تعداد دفعات پیش بینی سود مدیریت، عدم تقارن اطلاعاتی کاهش یافته و اطمینان سرمایه ­گذاران به عملکرد آتی شرکت افزایش و هزینه حقوق صاحبان سهام کاهش خواهد یافت یا خیر؟ بنابراین می‌توان گفت مسئله اصلی در این پژوهش این است که آیا رابطه و همبستگی بین تعداد دفعات پیش بینی سود مدیریت، عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه حقوق صاحبان سهام وجود دارد یا خیر؟

۱-۲-اهداف پژوهش

اهداف این تحقیق به شرح زیر است:
هدف کلی:بررسی رابطه بین تعداد دفعات پیش بینی سود مدیریت، عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه حقوق صاحبان سهام در بورس اوراق بهادار تهران.
هدف آرمانی: بسترسازی جهت ارتقای کیفیت گزارشگری مالی وحصول به اهداف جامعیت گزارشگری مالی.
هدف کاربردی: فعالان بازار سرمایه و تحلیلگران مالی می‌توانند از نتایج این تحقیق در راستای تعیین میزان تأثیر تعداد دفعات پیش بینی سود مدیریت بر عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه حقوق صاحبان سهام بهره برداری نمایند. امید است این بهره برداری به اتخاذ تصمیمات سرمایه گذاری بهتر و نیز تحلیل‌های جامع‌تر و کامل‌تر بیانجامد. علاوه بر این، تحقیق جاری می‌تواند بستری را جهت تحقیقات دانشگاهی در خصوص عدم تقارن اطلاعاتی، با در نظر گرفتن هزینه حقوق صاحبان سهام و تعداد دفعات پیش بینی سود مدیریت، ارائه نماید. همچنین شواهدی را در خصوص ارتباط بین تعداد دفعات پیش بینی سود، عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه حقوق صاحبان سهام ارائه می کند که منجر به گسترش ادبیات هزینه حقوق صاحبان سهام و نیز ادبیات عدم تقارن اطلاعاتی کشور خواهد گردید.

۱-۳-اهمیت و ضرورت پژوهش

این پژوهش از دو منظر حائز اهمیت است. نخست اینکه با توجه به جستجوها و بررسی‌های صورت گرفته، ارتباط میان تعداد دفعات پیش بینی سود مدیریت، عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه حقوق صاحبان سهام تا کنون، در خصوص شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، مورد بررسی قرار نگرفته است. از این رو این پژوهش در نوع خود در کشور بدیع بوده و می‌تواند بستری را جهت تحقیقات آینده در این زمینه فراهم سازد. دوم، کمک به سرمایه‌گذاری، تحلیل گران و سازمان بورس اوراق بهادار و اقتصاد کشور در زمینه درک بهتر روابط بین عوامل موجود در بازار می‌باشد.

۱-۴- سؤالات پژوهش

با توجه به مسئله پژوهش، پژوهش حاضر مشتمل دو پرسشبه شرح زیر است:
آیا تعداد دفعات پیش بینی سود مدیریت، بر عدم تقارن اطلاعاتی تأثیر معنادار دارد یا خیر؟ در صورت داشتن تأثیر معنادار، جهت تأثیر چگونه می‌باشد.
آیا عدم تقارن اطلاعاتی بر هزینه حقوق صاحبان سهام تأثیر معنادار دارد یا خیر؟ در صورت داشتن تأثیر معنادار، جهت تأثیر چگونه می‌باشد.

۱-۵- فرضیه‌ها

فرضیه اول: بین تعداد دفعات پیش بینی سود مدیریت و عدم تقارن اطلاعاتی رابطه معنادار وجود دارد.
فرضیه دوم: بین عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه حقوق صاحبان سهام رابطه معنادار وجود دارد.

۱-۶-روش‌شناسی پژوهش

روش‌های مختلفی برای پژوهشوجود دارد که هر یک متناسب با موضوع مورد بررسی و ماهیت زمینه تحقیق در پژوهش‌های علوم انسانی ارزشمند است. استفاده از هر یک از روش‌های تحقیق به ماهیت و زمینه تحقیق،فعالیت‌های لازم برای نتیجه‌گیری و میزان احساس مسئولیت محقق در مقابل نتایج و اهداف تحقیق بستگی دارد. این پژوهش به دنبال بررسی میزان همبستگی بین متغیر های عملیاتی در یک دسته شرکت‌های نمونه است که نوع داده های آن‌ها تاریخی (پس رویدادی) می‌باشد و با توجه به اینکه محققین قصد دست‌کاری در متغیرها به جهت سنجش آثار آن روی متغیر دیگر ندارند (تحقیقات آزمایش و شبه آزمایش)، در نتیجه نوع روش تحقیق توصیفی- همبستگی می‌باشد. به عبارت دیگر، در این تحقیق به بررسی وجود رابطه و همبستگی بین متغیرها از طریق رگرسیون می‌پردازیم. بنابراین، تحقیق حاضر از جمله تحقیقات علی نیز تلقی می­ شود. به دلیل مشاهده و تعمیم نتایج آن‌ها، از نظر استدلال این تحقیق استقرایی است.

۱-۷-مدل پژوهش

چارچوب نظری، الگویی مفهومی و بنیادین است که تمام پژوهش بر روی آن بنا می‌شودو از طریق آن پژوهشگر بین عواملی که در ایجاد مسئله پژوهش اهمیت دارند، ارتباط برقرار می‌کند و فرضیه‌های قابل آزمون خود را ایجاد می‌کند. مدل تحلیلی نوعی نمودار سازی برای متغیرهای استخراج‌شده از چارچوب نظری پژوهش است (خاکی، ۱۳۸۲).
تعداد دفعات معاملات
حجم معاملات سهام
عدم تقارن اطلاعاتی
تعداد دفعات پیش بینی سود مدیریت
هزینه حقوق صاحبان سهام
کل دارایی ها
اهرم مالی
ارزش دفتری به ارزش بازار
اندازه
قیمت سهام
برای بررسی فرضیه اول پژوهش بر مبنای پژوهش‌های فا و همکاران ( ۲۰۱۲) و لین و همکاران (۲۰۱۲) مدل زیر ارائه گردیده است:

عبارت است از عدم تقارن اطلاعاتی شرکت  در سال  .
عبارت است از تعداد پیش بینی سود توسط مدیریت شرکت  در سال  .
عبارت است از حجم معاملات سهام (تعداد سهام معامله ‌شده) سهام شرکت  در طول سال مالی تقسیم بر تعداد سهام شرکت مورد نظر در پایان سال مالی.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:32:00 ق.ظ ]




۴۴۵-معنی بیت: درون جام شراب که چون چشمه ای جوشان است ؛ بلکه آرزوی رسیدن به باده لب تو، شراب را مانند جام و حباب شیشه ای کرده است.
۴۴۶- همان رشته ای که به دور گلدسته بسته شده است برای صید بلبل کافی است، دیگر نیازی به دانه نیست.
پایان نامه - مقاله - پروژه
۴۴۷- یعنی دوباره جان به قالب تن بازگردد.
۴۴۸- منظوراز خاک، خاکستر است که با آن آیینه را جلا می دهند.
۴۴۹- کاربرد انقلاب به معنی امروزی آن، تحوّلات سیاسی - اجتماعی درون یک سرزمین، از نکات شگفت­انگیز شعر غنی است.
طالع برگشته: بخت منحوس.
یعنی: نحوست طالعم به خوشبختی و سعادت تغییر کند .
۴۵۰- رسد: سزاوار و شایسته است.
طرف شدن آیینه به سکندر: کنایه از مقابل و رو به رو شدن است از آن جهت که عکس آینه مقابل بیننده قرار می گیرد و چون آیینه را در نمد نگه می دارند و نمد پوشی شعار درویشان است می گوید: نمد و آیینه به ترتیب هم شان جامه شاهانه و خود شاه هستند.
تلمیح: اشاره به آیینه اسکندری.
۴۵۱-کدو: کوزه ٔ شراب را نیز گویند یعنی در همان کدوی خشک نیز گاهی شراب کنند. (آنندراج ) (انجمن آرای ناصری ). کدوی کاوک کرده برای ظرف شراب . ظرف شراب از کدوی خشک مجوف کرده . (یادداشت مؤلف(.
معمول و مشهور است که برکدو تارهایی تعبیه کرده و می نواختند.(شارح)
لفظ «طرب» با« ساز» همانند« باده »با «کدو »با هم تناسب دارند.
۴۵۲- مفهوم کلی بیت: گریز از عشق و رهایی از تعلّق خاطرم نسبت به تو برای من به منزله مرگ است.
۴۵۳- خنده گندم اشاره به سینه چاکی او دارد.
این در : استعاره از طمع.
معنی بیت: خدایا، کسی به طمع که مذموم و ناپسند است مبتلا نشود، زیرا مورد تمسخر واقع می شود ، همانطور که آدم به خاطر طمع و آزمندی مورد خنده و تمسخر گندم قرار گرفته است.
آرایه تلمیح : اشاره به داستان هبوط حضرت آدم از بهشت به دلیل نافرمانی از امر خدا و خوردن گندم منع شده.
۴۵۴- معنی بیت: [ دعا می کنم و امیدوارم که ] به جز پر طوطی [خوش سخن و فصیح ]ما که در سبزی و زیبایی و طراوت از سبزه چمن و گلزار پیشی گرفته ، سبزه ای در چمن سینه شهباز عشق نباشد ؛ یعنی ، تنها پر طوطی ما گرفتار پنجه عشق باشد .
شهباز عشق: تشبیه بلیغ اضافی.
چمن سینه شهباز : تشبیه بلیغ اضافی.
مفهوم کلی بیت: بیان طلب گرفتاری عشق.
۴۵۵- آرایه مراعات نظیر بین کلمات آغوش ، سر، دوش و دست آشکار است.
۴۵۷- یادش: یاد معشوق که در مصراع دوم به او لقب دسته گل داده است.
۴۵۸- سرپوش: آن چه بر سر دیگ ، کاسه و مانند آن گذارند تا محتوی آن محفوظ بماند.(فرهنگ فاری معین)
۴۵۹- مژگان چشم معشوق را در بلندی به زبان طعنه نسبت داد و گفت:چشم تو با مژگان بلندش مانند زبانی که طعنه و کنایه می زند ،نسبت به بادام زبان درازی کرده و به او نیش و کنایه می زند.
مفهوم کلی بیت: توصیف زیبایی چشم معشوق و شباهت و برتری آن نسبت به بادام.
آرایه تشبیه مرجّح ( تفضیلی)
۴۶۰- به اشارت نماز کردن : نماز بیماری که طاقت نشست و برخاست ندارد، با اشاره هم درست است.
مفهوم بیت: کنایه از نهایت ضعف و بی طاقتی بیمار است.
۴۶۱- به فریاد من رسند: از آواز دردناک من، متوجّه حال و روز من شوند.
۴۶۲- واشدن دل: باز شدن دل ؛ خوشحال شدن .خوشدل شدن . آرامش یافتن . مسرور شدن . رفع غم و کدورت شدن . فرح و انبساط دست دادن .(دهخدا)
خنده گل: استعاره مکنیه( تشخیص) از شکفتن گل.
سر کیسه باز کردن: کنایه از بذل و بخشش کردن.
معنی بیت: شکفتن گل این پیام را به گوش دلم می رساند که هر انسان دست و دلبازی که سرکیسه را باز کرده و از هرآنچه که در کیسه است، بذل و بخشش می کند دلش منبسط و شاد می شود.
۴۶۳- کرسی: چهارپایه­ای از تخته به عرض و طول یک متر و بیشتر که به زمستان گاه زیر آن منقل یا کلک نهند یا آن را فراز چاله آتش گذارند و بر زبر آن لحاف گسترند و در چهار طرف نهالین گسترند و بالش نهند نشستن و خفتن زمستان را. چهارپایه ای که لحاف بر آن افکنند و آتش در زیر کنند گرم شدن را به زمستان . صندوق مانندی چهارگوشه و چوبین که چهار طرف آن باز است و به گاه زمستان منقلی از زغال افروخته زیر آن گذارند و لحاف یا جاجیم و مانند آن بر وی گسترند و زیر آن نشینند. (ناظم الاطباء). تَندور در تداول ترکان و این مأخوذ از تنور فارسی است و از ترکان عثمانی گرفته­اند و عثمانی­ها کلمه تنور را تندور کرده و به معنی کرسی به کار می­برند. به نقل از ( دهخدا، ۱۳۸۵: ۲۲۶۳)، (برهان، ۱۳۶۲: ۱۶۱۹)
در این معنی، غنی می فرماید:

 

چو کرسی جای گرمی هر که در خلوت سرا دارد   نمی جنبد ز جا هر چند آتش زیر پا دارد
درین موسم آید چو آتش به کار   خزان ساخت کرسی ز چوب چنار
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:31:00 ق.ظ ]




در این تحقیق غلظت فیلرهای میکرو و نانو به عنوان یک محدود کننده مطرح می گردد. اکثر ترکیبات نانو محدودیت مجاز قابل استفاده ۵% را دارند.

فصل دوم: مروری بر منابع

 

۲-۱- نشاسته

نشاسته نوعی پلی­ساکارید است که در شرایط عادی در آب نامحلول است اما در آب داغ دانه های تشکیل­دهنده آن تا ۱۵ برابر وزن خود آب جذب کرده، متورم شده و سرانجام پاره یا متلاشی می­ شود. در این فرایند توده­ای با ویسکوزیته بالا تولید می­ شود که آن را خمیر نشاسته و این پدیده را ژلاتینه­شدن نشاسته می‌نامند. نشاسته از ترکیب گلوکز با خارج شدن مولکول آب حاصل می­گردد و درواقع نوعی ماکرومولکول است که طی مراحل رشد گیاه گندم بصورت ذرات ریز یا گرانول در دانه ذخیره می­ شود و ممکن است تا حدود ۶۵ درصد وزن آن را تشکیل دهد.گرانول­ها از لحاظ شکل ممکن است به صورت های کروی یا بیضی باشند که با میکروسکوپ قابل بررسی هستند. گرانول­های نشاسته از دو قسمت آمیلوز که خطی است، ۲۳ تا ۲۷ درصد وزن نشاسته را تشکیل می­دهد و مرکب از حدود ۵۰۰۰ واحد گلوکز است و آمیلو پکتین که بصورت زنجیر انشعابی به میزان حدود ۷۳ تا ۷۷ درصد وزن نشاسته را تشکیل می­دهد و مرکب از حدود یک میلیون واحد گلوکز است تشکیل شده، آمیلوز به صورت خالص به مقدار کم در آب داغ حل می­ شود و اگر محلول را در جای آرام قرار دهیم دوباره رسوب می­ کند، برعکس آمیلوپکتین در آب داغ به آسانی حل می­ شود و اگر محلول را در جای آرام قرار دهیم به صورت ژل درنیامده و رسوب نمی‌کند [۲۲]. نسبت آمیلوز و آمیلوپکتین در انواع نشاسته یکسان نیست، نشاسته گندم حدود یک سوم وزن خود آب جذب می­ کند، در اثر جذب آب متورم می­ شود و معادل ۷۸/۲۷ کالری به ازای هر گرم گرما آزاد می­ کند به همین جهت هنگام مخلوط کردن آرد و آب دمای خمیر بالا می­رود. نشاسته به وفور در طبیعت یافت می­ شود، به دلیل قیمت پائین، قابلیت­تجدید­شوندگی و بازیافت زیستی یکی از مواد خام جاذب برای استفاده در بسته­بندی­های خوراکی محسوب می­گردد. علاوه براین حساسیت­زا نبوده و به دلیل دارا بودن ویژگی­های مکانیکی و مقاومت در برابر نفوذ گازها، امکان بکارگیری و استفاده از آن در صنایع غذایی وجود دارد. فیلم­های تهیه شده از نشاسته دارای حلالیت پایین درآب، سدی عالی در برابر اکسیژن و درجه حرارت برگشت پذیری پائین است [۲۳].
دانلود پروژه
نشاسته یک جزء غذایی عمده است و یک کربوهیدرات تجزیه پذیر که از هزاران واحد گلوکز ساخته شده است.نشاسته دربرگیرنده زنجیره­های خطی و شاخه دارمولکول­های گلوکز است که آمیلوز[۱]­­و­آمیلو پکتین [۲]نامیده می شوند. آمیلوز که یک حالت خطی نشاسته است مسئول شکل گیری فیلم های قوی است. پیوندهای فیزیکی در شبکه ماکرو مولکولی نشاسته بیشتر براساس آمیلوز هستند و بر خصوصیات مکانیکی فیلم ها تاثیر می گذارند از سوی دیگر، ساختار شاخه دار آمیلو پکتین عموماً باعث ایجاد فیلم هایی می شود که شکننده هستند[۲۴].
نشاسته ترکیبی از دو پلیمر است آمیلوز، یک اتصال خطی (۴ ۱ ) از glucan–D– و آمیلوپکتین،یک مولکول پرشاخه که از شاخه های کوچک (۴ ۱ ) glucan–D– و پیوند (۶ ۱)در اتصالات تشکیل شده است. طول زنجیره آمیلوز حدود ۶۰۰۰ واحد - گلوکو پیرانوز، با وزنمولکولی بین ۶۰۰۰۰۰ – ۱۵۰۰۰۰ دالتون است. آمیلو پکتین،بر عکس بسیار پرشاخه است به طورمیانگین ۲۶- ۱۷ شاخه، با واحدهای D- گلوکوزیل جداشده از پیوندهای (۶ ۱ ) است. اندازه­ مولکولی آمیلو پکتین بزرگتر از آن است که به طور دقیق مشخص شود ولی مطالعات پراکنش نور حدود ۱۰۶ D– گلوکوزیل در هر مولکول را نشان داد که آمیلو پکتین را یکی از بزرگترین ماکرو مولکولهای موجود در طبیعت می­ کنند. همه نشاسته­ها از این دو ترکیب ساخته شده ­اند. نسبت آنها در نمونه­های نشاسته معمولا ۲۰ به ۸۰ آمیلوز به آمیلو پکتین است [۲۵]
نشاسته که به وفور در طبیعت یافت می­ شود، به دلیل قیمت پائین، قابلیت تجدید شوندگی و بازیافت زیستی، یکی از مواد خام جذاب و مورد علاقه برای استفاده در بسته بندی­های خوراکی محسوب می­گردد. علاوه بر این حساسیت زا نبوده و به دلیل دارا بودن ویژگی­های مکانیکی و مقاومت در برابر نفوذ گاز­ها، امکان به کارگیری و استفاده از آن در صنایع غذایی وجود دارد [۲۶].
نشاسته به دلیل ماهیت پلیمری قابلیت فیلم سازی دارد به علاوه، به دلیل قیمت مناسب و در دسترس بودن توجه زیادی به آن می­ شود یکی از معایب فیلم­های نشاسته، مقاومت پایین آن­ها به رطوبت است برای حل این مشکل می­توان از چربی­ها یا پلیمر­های زیست تخریب پذیر مقاوم به رطوبت استفاده کرد، برای بهبود ویژگی­های فیلم­های نشاسته به ویژه خصوصیات کششی آن­ها می­توان از هیدروکلوئید­ها در ترکیب آن­ها استفاده کرد [۲۷].

۲-۱-۱- نشاسته سیب زمینی

سیب زمینی از جنس سولانوم و خانواده سولاناسه، تنها عضوی است که اهمیت برجسته ای از نظر کشاورزی دارد به طوری که بعد از غلات منبع اصلی کربوهیدرات را تشکیل می دهد. نشاسته ترکیب اصلی و مهم سیب زمینی می باشد که ۱۷ تا ۲۱ درصد از وزن تازه سیب زمینی و حدود ۸۰ درصد ماده خشک آن را تشکیل می دهد. نشاسته به عنوان اندوخته غذایی بسیاری از گیاهان محسوب می شود و گرانول های نشاسته در اصل بسته های فشرده ای از پلیمرهای گلوکز محسوب می شود[۲۸].
نشاسته در طبیعت به شکل نیمه کریستالی وجود دارد با این توضیح که شکل کریستالی آن منحصرا مربوط به بخش آمیلوپکتین و حالت آمورفی آن نمایانگر بخش آمیلوز می باشد. آمیلوز پلیمر خطی تشکیل یافته از واحدهای گلوکو پیرانوز با پیوندهای α ۴ – ۱ – D - گلیکوزیدی می باشد در حالی که آمیلوپکتین یک عنصر شاخه ای است که دارای پیوندهای ۶ – ۱ –D - α گلیکوزیدی نیز می باشد و از پلیمرهای طبیعی با وزن مولکولی بالا محسوب می شود[۲۹].

۲-۲- نانوتکنولوژی

در بیانی کوتاه نانو تکنولوژییک فرایند تولید مولکولی است. به طور کلی این فناوری عبارت از کاربرد ذرات در ابعاد نانو (کمتر از nm100 معمولاً بینnm 1/0 تا nm100)است که شامل موادی با سطوح خارجی بسیار زیاد و ناهمگونی کم که پدیده های کوانتومی بروز می دهند می باشد. از دو مسیر به این ابعاد میتوان دسترسییافت. یک مسیر دسترسی از بالا به پایین و دیگری طراحی و ساخت از پایین به بالا است. در نوع اول ساختارهای نانو با کمک ابزار و تجهیزات دقیق از خرد کردن ذرات بزرگ تر حاصلمی شوند. در طراحی و ساخت از پایین به بالا که عموماً آن را فناوری مولکولی می نامند تولید ساختارها اتم به اتم و یا مولکول به مولکول تولید و صورت می گیرند [۳۰]. به عقیده مدیر اجرایی مؤسسه نانو تکنولوژی انگلستان فناوری نانو ادامه و گسترش روند مینیاتوریزه کردن است و به این طریق تولید مواد، تجهیزات و سامانه هایی با ابعاد نانو انجام می شود. در حقیقت فناوری نانو به ما امکان ساخت و طراحی موادی رامی دهند که کاملاً دارای خواص و اختصاصات جدید هستند. نانو تکنولوژی نیاز بشر را به مواد کمیاب کمتر کرده و با کاستن آلاینده ها محیط زیستی سالمتر را فراهم می کند.
آینده تعلق به فرآیندهای جدید با هدف افزایش کارایی محصولات، طول عمر مواد و بهبود ایمنی و کیفیت غذا خواهد داشت. نانو تکنولوژی توانایی آن را دارد تا انقلابی در صنعت غذایی ایجاد کند. نانو تکنولوژی را می توان در توسعه مواد در مقیاس نانو، سیستم های رهایش کنترل شده، تشخیص آلودگی و … به کاربرد. در چند سال اخیر صنایع غذایی جهان میلیون ها دلار در راه تحقیق و توسعه نانو تکنیک سرمایه گذاری نموده و تعدادی از بزرگترین کارخانجات محصولات غذایی مانند نستله و آلتریا و اچ جی هانیز و یونیلور از پیشگامان تحقق بخشیدن به این رویه تهیه مواد غذایی می باشند و صدها کارخانه کوچکتر دیگر نیز از آنها پیروی می کنند. پیشرفت در بسته بندی هوشمند برای افزایش عمر مفید محصولات غذایی هدف بسیاری از شرکت هاست. این سیستم های بسته بندی قادر خواهند بود پارگی ها و سوراخ های کوچک را با توجه به شرایط محیطی (مانند تغییرات دما و رطوبت) ترمیم و مصرف کننده را از فساد ماده غذایی آگاه سازند.

۲-۳- کامپوزیت

معمولاً یک ماده کامپوزیت را به صورت یک مخلوط فیزیکی در مقیاس ماکروسکوپیک از دو یا چند ماده مختلف تعریف می کنند که این مواد خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خود را حفظ کرده و مرز مشخصی را با یکدیگر تشکیل می دهند. این مخلوط در مجموع و با توجه به برخی معیارها خواص بهتری از هر یک از اجزای تشکیل دهنده خود را دارا می باشد. در کامپوزیت عموماً دو ناحیه متمایز وجود دارد:
- فاز پیوسته (ماتریس)
- فاز ناپیوسته (تقویت کننده)
تعریف انجمن متالورژی آمریکا: به ترکیب ماکروسکوپی دو یا چند ماده مجزا که سطح مشترک مشخصی بین آنها وجود داشته باشد، کامپوزیت گفته می‌شود[۳۱].

۲-۴- نانوکامپوزیت

نانو کامپوزیت ها مخلوطی از پلیمرها با افزودنی های آلی و غیر آلی هستند که شکل های هندسی مشخصی (فیبرها، فلینگ ها، گوی ها و ذرات) دارند. استفاده از پرکننده هایی در ابعاد نانو منجر به ایجاد نانو کامپوزیت های پلیمری می شوند که می توانند جایگزین خوبی برای کامپوزیت های پلیمری مرسوم باشند. پرکننده ها می تواند به شکل های صفحه ای، رشته اییا ذره ای باشد. با نازک کردن لایه ها، کوچک کردن قطر رشته ها و ریز کردن ذرات در حد نانو، به ترتیب در هر یک از پرکننده های ذکر شدهمی توان نانو کامپوزیت را ایجاد نمود [۳۲]. این نسل جدید کامپوزیت ها بهبود چشمگیری در مقایسه با پلیمرهای اولیه نشان میدهند. همچنین منافع مازادی مانند دانسیته پایین، شفافیت، جریان خوب، ویژگی های سطحی بهتر و برگشت پذیری را به ارمغانمی آورند. این ویژگی ها به دلیل سایز ذرات آنها می باشد[۳]. استفاده ازنانوکامپوزیت ها در ساختار پلیمرهای بسته بندی غذایی موجب بهبود خواص نگهدارندگی پلیمرها می شود. کارایی بالای نانو ذرات و نانو لوله ها زمینه بکارگیری پلیمرهای زیست تجزیه پذیر را در صنعت بسته بندی مواد غذایی فراهم نموده است.

۲-۵- بایونانوکامپوزیت

بایو نانو کامپوزیت در واقع نانو کامپوزیت هایی از پلیمرهای طبیعی (بایو پلیمرها) در ترکیب با نانو مواد معدنی(غیرآلی) می باشند. بایو پلیمر ها تجزیه پذیر زیستی بر اساس مبنی آنها گروه بندی می شوند:
۱- پلیمرهایی که به طور مستقیم از توده های زیستی استخراج می شوند(پلی ساکارید ها، پروتئین ها، پلی پپتیدها، و پلی نوکلئوتیدها).
۲- پلیمرهای تولید شده با سنتزهای شیمیایی کلاسیک با بهره گرفتن از مونومرهای زیست پایه ای تجدید شدنییا منابع مخلوط توده زیستی و نفت خام (پلی لاکتیک اسیدیا بیوپلی استر).
۳- پلیمرهای تولید شده با میکروارگانیسم ها یا باکتری های اصلاح شده ژنی (پلی هیدروکسی بوتیرات، سلولز باکتریایی، زانتان و …).
مشکلاتی مانند شکنندگی، قابلیت نفوذ بالای گاز و بخار، مقاومت ضعیف در برابر عملیات فرآوری طولانی مدت به طور شدیدی کاربرد آنها را محدود کرده است. استفاده از نانو تکنولوژی در این پلیمرها ممکن است امکانات جدیدی را برای بهبود نه فقط ویژگی ها بلکه به طور همزمان بهبود ارزش، قیمت و راندمان را سبب شود.

۲-۶- فلز تیتانیوم

بسیاری از مهندسین و طراحان هنوز تیتانیوم را فلزی گران و ناشناخته قلمداد می کنند اما پیشرفت های اخیری که در زمینه تولید این فلز صورت گرفته است نشان می دهد که تیتانیوم ماده ای بسیار فوق العاده برای استفاده های مهندسی است. تیتانیوم با عدد اتمی ۲۲ و نماد Ti از عناصر گروه فلزات واسطه می باشد. نقطه ذوب ۱۶۶۸درجه سانتیگراد، نقطه جوش ۳۲۸۷ درجه سانتیگراد و وزن اتمی ۸۸/۴۷ دارد. یکی از ویژگی های مهم تیتانیوم چگالی پایین آن ۵۰۶/۴ گرم بر سانتیمتر مکعب می باشد. این ویژگی همراه با استحکام و مقاومت بالا در برابر خراشیدگی تیتانیوم را به فلزی ایده آل تبدیل کرده است. تیتانیوم عمدتاً در صنایع هوا فضا و همینطور در کارخانه ها و تجهیزات صنایع شیمیایی مورد استفاده قرار می گیرد. این فلز همچنین در ساخت عینک ها، مهندسی کنترل و فناوری پزشکی خصوصاً مواردی که حد تحمل بیولوژیک از اهمیت زیادی برخوردار است مورد استفاده قرار می گیرد. تیانیوم ماده ای غیر سمی حتی در مقادیر بالا می باشد. همچنین این ماده هیچ نقشی در سیستم طبیعی بدن انسان ایفا نمی کند. بطور تخمینی روزانه۸ میلی گرم تیتانیوم وارد بدن انسان می شود. اگر چه تقریباً بدون جذب شدن از بدن دفعمی گردد.

۲-۶-۲- نانو دی اکسید تیتانیوم

دی اکسید تیتانیوم در اندازه نانومترییک فوتو کاتالیست ایده آل است که مهم ترین دلیل وجود این خاصیت در این ماده قابلیت جذب اشعه فرابنفش است. فوتون های فرابنفش بسیار پرانرژی هستند و در بیشتر موارد می توانند به سادگی باعث تخریب اجسام گردند. دی اکسید تیتانیوم با جذب اشعه فرابنفش و به واسطه خاصیت فوتوکاتالیستی خود می تواند پوششی ضد باکتری روی سطوح ایجاد کند و هم چنین مانع از عبور اشعه گردد. وجود همین خواص ویژه، نانو ذرات دی اکسید تیتانیوم را تبدیل به گزینه ای مناسب برای استفاده در کرم های ضدآفتاب نموده است. حذف بوی نامطبوع و تجزیه سموم آلی و معدنی و میکروارگانیسم های مضر و بیماری زای موجود در آب و فاضلاب کاربرد عمده دیگر این ماده است. نانو ذرات دی اکسید تیتانیوم خاصیت آب دوستی بالایی دارند.
۲-۷- بسته بندی فعال
تکنولوژی جدید در بسته بندی مواد غذایی در پاسخ به نیازهای مشتریانیا در راستای تولید صنعتی محصولات غذایی محافظت شده با روش های ملایم تر، تازه، لذیذ و راحت با عمر انباری زیاد و کیفیت کنترل شده توسعه مییابند. علاوه بر این تغییرات در نحوه توزیع(مثل جهانی سازی بازاردر نتیجه توزیع غذا در مسافت های طولانی) یا روش زندگی مصرف کنندگان(بدلیل صرف زمان کمتر برای خرید غذای تازه از بازارو پخت و پز) مهمترین چالش ها در زمینه صنعت بسته بندی می باشد و به عنوان نیروی پیش برنده در جهت توسعه مفاهیم جدید بسته بندی و بهبود یافتهمی باشند که میزان مدت زمان نگهداری را افزایش داده در حالیکه موجبحفظ ایمنی و کیفیت مواد غذایی شده و آن را تحت نظارت دارد. در بسته بندی فعال به بسته بندی اجازه داده می شود تا با غذا و محیط اطرافش واکنش متقابل داشته باشد و نقش دینامیکی در نگهداری ماده غذایی بازی نماید.
بسته بندی فعال به صورت زیر تعریف می شود:
“در بسته بندی فعال شرایط حاکم بر غذای بسته بندی شده را به نحوی تغییر می دهد تا مدت زمان نگهداری آن را افزایش داده و ایمنی و خصوصیات حسی غذا را بهبود بخشیده در حالیکه کیفیت غذای بسته بندی شده را حفظ می نماید"یا” بسته بندی فعال به عنوان زیر مجموعه ای از بسته بندی هوشمند طبقه بندی می شود و به شرکت افزودنی های خاص در فیلم های بسته بندییا در داخل بسته با فرض نگهداری و افزایش عمر انبار مانی اطلاق می شود".
بسته بندی فعال می تواند نقش های متعددی را داشته باشد که در بسته بندی های رایج وجود ندارد. این نقش ها عبارتنداز: فالیت ضدمیکروبی، گرفتن اکسیژن، رطوبت و اتیلن(ویژگی اسکاونجری)، رهاکردن مواد طعمی و یا اتانول.

۲-۸- بسته بندی نانو

یکی از کاربردهای تجاری نانوتکنولوژی در بخش غذایی بسته بندی است. پیشگوئی شده است که در ۲۵% بسته بندی های غذایی در دهه آینده از نانوتکنولوژی استفاده می شود. هدف اصلی در بسته بندی نانو(nano-packaging)افزایش عمر ماندگاری به وسیله بهبود عملکرد مانع در کاهش گاز، تبادل رطوبت و پرتو نور UVاست. بالغ بر ۹۰ درصد بسته بندی نانو بر اساس نانو کامپوزیت است که بهبود دهنده عوامل حامل در لفاف های پلاستیکی برای مواد غذایی و بطری های پلاستیکی برای نوشیدنی های غیر الکلی و آبمیوه است. بسته بندی نانو می تواند خصوصیات ضدمیکروبی، آنتی اکسیدانی و گسترش مدت ماندگاری و غیره داشته باشد.
به طور کلی کاربردهای فناوری نانو در بسته بندی و حفاظت از محصولات را می توان به صورت زیر خلاصه کرد:
- نانوکامپوزیت های مغناطیسی مورد استفاده در حسگرهای برچسبی.
- نانوکامپوزیت های پلیمری کلی(خاک رس) برای بهبود ویژگی های عایقی.
- پلاستیک های جدید برای استفاده در بطری ها با خواص عایق در برابراشعهUVو نفوذ گازها.
- برچسب هایRFID .
- نفوذ ذرات پرکننده پلیمرها.
- نانو بارکدها و برچسب ها جهت بسته بندی و محافظت مقادیر کم.
- ارتقای دوام و قابلیت استفاده و بسته بندی پلاستیک ها.
- روکش های با نانو کامپوزیت های پلیمری و نانو الیافی.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:31:00 ق.ظ ]




چکش خواری فلزجوش رادست بالا تخمین می کند[۱۴و۱۵]. هنگامی که اندازه نسبی جوش در ناحیه گلویی افزایش می یابد، نمودار تنش- کرنش نمونه به سمت نمودارتنش- کرنش فلز جوش میل می کند[۱۳]. بنابراین بسیاری ازمحققان ترجیح داده اند که ازنمونه های آزمایشگاهی کوچک[۱۳و۱۶] یا حداقل اندازه[۱۷] استفاده کنند. نمونه باحداقل اندازه به اندازه ای کوچک است که مارا مطمئن می کند که تنها فلزجوش درناحیه گلویی موجوداست، نشان داده می شود که درصورت استفاده ازاین روش، خواص قابل اعتمادی ازجوش بدست می آید[۱۷]. بااین وجود، مشکلات زیادی مرتبط با این نمونه باحداقل اندازه وجود دارد.مثلا به کارگذاری این نمونه آسان نیست. با وجوداین مشکلات، روش های دیگری برای اندازه گیری خصوصیات کششی فلزجوش پیشنهاد می شود. قانون ترکیب[۲۵] یکی ازاین روش هاست که تنها برای نمونه های با جوش طولی کاربرد دارد. دراین روش فرض می شود که کرنش طولی درامتداد نمونه جوش داده شده کاملا یکنواخت است وبارطولی بین فلز پایه۱و۲وفلزجوش به صورت زیرتقسیم می شود:
پایان نامه - مقاله - پروژه
(۱-۲)
اگر استحکام وضریب سختی[۲۶] فلزات پایه معلوم باشند، تنش میانگین درفلزجوش،  ، به قرارزیراست:
(۲-۲)
که  ، کرنش طولی یکنواخت و  ،  و  (i=1,2) به ترتیب ضریب سختی، استحکام وسطح مقطع فلزات پایه می باشند و  سطح مقطع ناحیه جوش است. قانون ترکیب توسط بعضی ازمحققان جهت بدست آوردن نمودارتنش-کرنش TWB ها استفاده شده است[۱۳و۱۶و۱۸و۱۹]. مهمترین مشکل این قانون، بدست آوردن سطح مقطع ناحیه جوش است. اندازه گیری های سختی میکرونی[۲۷] می تواند دربدست آوردن این اندازه کمک کند. یک ویرایش کامل ترازاین روش که می تواند برای هردونمونه های طولی وعرضی کابرد داشته باشد بوسیله آقایان Liu وChao [20] منتشر شده است. یک روش جدید که اخیرا برای اندازه گیری خواص مکانیکی موضعی در TWB استفاده می شود، استفاده از روش های بهینه سازی بدون تماس[۲۸] نظیر تکنیک [۲۹]DICاست. DIC از عکس برداری دیجیتال برای ردیابی الگوی مرکبی که به صورت غیرمنظم روی سطح نمونه قبلا اعمال شده است، استفاده می کند. بعد از آزمایش، یک برنامه کامپیوتری عکس های دیجیتالی که درطی آزمایش به صورت موفقیت آمیز گرفته شده اند را با هم مقایسه کرده والگوی مرکبی عکس ها رااصلاح می کند. سپس کرنش های موضعی می توانند با استفاده ازمحاسبه ی جابجایی الگوهای مرکبی بدست آیند.DIC بوسیله محققان زیادی استفاده شده است [۲۵-۲۱].
۲-۱-۲- خواص کششی:
خواص مکانیکی کلی TWBمعمولا با بهره گرفتن از نمونه های تست آزمایشگاهی که شامل نواحی مختلف جوش می شود، بدست آورده می شود؛ نمونه ها ممکن است شامل فلزات پایه باشند یانباشند. این گروه ازآزمایشات اطلاعاتی از TWB را به عنوان یک کل می دهند وبه طوروسیعی درمطالعات استحکام وچکش خواری TWBها استفاده شده اند. درحالی که استحکام موادی که جوشکاری برآن ها تاثیرگذاراست بسیاروابسته به فلزات وپارامترهای جوشکاری است. نشان داده شده است که مقاومت بعدازجوشکاری بعضی ازفولادها نظیرSPCC(یک فولادسرد نوردشده بادرجه کربن پایین) درهمان سطح استحکام فلز پایه باقی می ماند واین مستقل ازروش جوشکاری است[۲۸-۲۶]. این امربرای آلومینیوم های حرارت دیده[۳۰] نیز صادق است؛ اگرچه آلیاژهای رسوب- سختی آلومینیوم[۳۱] خواصشان درطی جوشکاری تغییرمی کند وتمایل به داشتن استحکامی پایین ترازفلزات پایه اولیه دارند واین به خاطرازهم پاشیدگی ودرشت شدن رسوبات است[۳۱-۲۹]. هرجاکه ذوب شدن دوباره اتفاق بیفتد، مثلا درجوش لیزری، یا اگرماده دچارتبلوردینامیکی شود، مثلادر جوش اصطکاکی، اندازه دانه ها درناحیه جوش ممکن است با اندازه دانه ها درفلزات پایه تفاوت داشته باشد. این تفاوت دراندازه دانه ها موجب تفاوت درتنش تسلیم ودرنتیجه استحکام مواد می شود[۳۱]. تنش تسلیم واستحکام کششی TWB بستگی به جهت خط جوش نیزدارد. Seo وهمکاران [۳۲] گزارش داده اند که تنش تسلیم واستحکام کششی نمونه هایی[۳۲] که به صورت طولی به یکدیگر جوش داده شده اند، ۱۲% بهترازنمونه هایی است که به صورت عرضی به یکدیگرجوش داده شده اند. آزمایشات نشان داده اند که چکش خواری TWB بعد ازجوشکاری کاهش می یابد. این کاهش چکش خواری شدیدا وابسته به مثلا روش جوشکاری[۲۹]، جهت خط جوش[۳۳]، اندازه ناحیه جوش درسطح مقطع نمونه[۱۴] ونسبت ضخامت دو ورق[۳۱] است. Miles وهمکاران [۲۹] نشان دادند که TWB باجوش اصطکاکی دارای چکش خواری بهتری نسبت به جوشکاری گازتنگستن است. Davies وهمکاران [۱۵] استدلال کردند که افزایش تخلخل درفلز جوش وافزایش اندازه سطح جوش در سطح مقطع نمونه باعث کاهش چکش خواری خواهدشد. Cheng وهمکاران [۳۳و۲۸] نشان دادند که TWBساخته شده از۵۷۵۴-O که به صورت عرضی جوش داده شده اند دارای چکش خواری بهتری نسبت به جهت طولی هستند [۳۳] و نسبت ضخامت کوچکترنیز باعث بهبود چکش خواری خواهدشد.
۲-۱-۳- سختی:
تست سختی اغلب به عنوان یک تکنیک تست مکانیکی غیرمستقیم استفاده می شود. دریک صحبت کلی، مواد باسختی بیشتر، محکم تروبا استحکام بیشترهستند یعنی دارای تنش تسلیم بیشتر، شکننده تر ودارای تغییر شکل کمترتا سرحدشکست هستند[۳۴]. مطالعات زیادی نشان داده اند که سختی ناحیه کنارنوارجوش درTWBها دراثرجوشکاری به اندازه قابل توجهی تغییرمی کند [۱۳و۲۷و۲۸و۳۱و۳۲و۳۷-۳۵]. این تغییرات درسختی وتوزیع آن با پارامترهایی نظیر روش های مختلف جوشکاری [۳۷]، فلزات پایه [۳۵] ونسبت ضخامت [۲۸] تغییر می کند. مثلا برای فولاد مطالعات نشان داده اند که دربیشتر موارد سختی درناحیه جوش افزایش می یابد [۱۳و۲۷و۲۸و۳۲و۳۵و۳۷]. اگر چه این این افزایش بستگی به روش جوشکاری وخصوصیات مواد دارد. در جوشکاری لیزری این افزایش بین ۲۵% [۳۲] تا۵۰% [۲۸] گزارش شده است. این افزایش همچنین می تواند می تواند وابسته به مقدارکربن نیز باشد [۳۵]. ناحیه افزایش سختی می تواند عرضی درحدود دهها میلیمتر تا چندمیلیمتر بسته به ماده وروش جوشکاری داشته باشد [۳۵]. همچنین نوع گرمای ورودی دراین موضوع بسیارموثراست، زیرا یک گرمای ورودی متمرکز، مثلا درجوش لیزری، باعث ایجاد یک ناحیه سختی تنگ تر درمقایسه با یک روش دیگربا تمرکز کمترنظیرجوش MIG می شود[۳۷].
آلیاژهای آلومینیوم را می توان در دودسته حساس به حرارت وغیرحساس به حرارت تقسیم بندی کرد[۹]. درمیان سری های استاندارد آلیاژهای آلومینیوم، سری های۲۰۰۰،۶۰۰۰و۷۰۰۰ به طورکلی حساس به حرارت هستند درحالی که سری های ۱۰۰۰،۳۰۰۰،۴۰۰۰و۵۰۰۰ به طورکلی به حرارت حساس نیستند. تاثیرجوشکاری نیز براین دو دسته مسلما متفاوت خواهد بود. آلیاژهای حساس به حرارت به طورمعمول دچارازهم پاشیدگی ودرشت شدگی قابل ملاحظه ای بعدازجوشکاری با دمای بالا می شوند. این نتایج باعث کاهش شدید استحکام بعد ازجوشکاری لیزری [۳۰و۳۱] یا GTAW [29] می شود وبنابراین کاهش شدید سختی درناحیه جوش وناحیه تحت تاثیرحرارت راسبب می شود. بعضی ازآلیاژهای غیرحساس نظیر۵۱۸۲-O ممکن است دچار افزایش سختی کمتری درناحیه جوش بعد ازجوشکاری اصطکاکی شوند واین به خاطرتبلور مجدد دانه ها وکارسختی پسماند می باشد[۲۹].
۲-۲- شکل پذیری
۲-۲-۱- روش های تست شکل پذیری:
ازآنجا که شکل پذیری TWB ها تحت تاثیرجوشکاری قرار می گیرد، لذا تست های آزمایشگاهی جهت آنالیز شکل پذیری آنها مورد نیاز است. تست های شکل پذیری دردوگروه کلی گنجانده می شود: تست های ذاتی[۳۳] وتست های شبیه سازی شده.
تست های ذاتی، خواص مواد را اندازه می گیرند. نتایج تست های ذاتی مستقل ازاندازه نمونه، پارامترهای دستگاه،ضخامت، مشخصات سطح نمونه وروغن کاری است. مثال هایی از تست های ذاتی شامل تست کشش، تست تورم، تست سختی، تست کششی کرنش صفحه ای وتست کشش دوطرفه مارسینیاک است. تست های شبیه سازی شده اطلاعاتی را فراهم می کنند که وابسته به پارامترهای پروسه ای نظیر ضریب اصطکاک وهندسه هستند. بنابراین نتایج بدست آمده مربوط به نوع خاصی ازپروسه شکل دهی وهندسه است. مثال هایی ازتست های شبیه سازی شده این چنین اند[۳۸]:
تست Olsen، تست Erichson، تست ارتفاع حدگنبدی شکل[۳۴] ، تست Yoshida، تست خمش، تست بسترکشش، تست swift cup ، تست Englehardt، تست خمش به همراه کشش، تست Fukui، تست کشش درحالت کرنش صفحه ای.
اگرچه پارامترهای پروسه ای درتست های ذاتی نادیده گرفته می شوند اما هنوزهم آنها می توانند اطلاعات مفیدی درمورد شکل پذیری ورق ها به ما بدهند. یک ضریب سختی بالاترمشخصه ای است که نشان ازکرنش یکنواخت بزرگتردرماده قبل از شروع ناپایداری را می دهد.تنش تسلیم پایین تر، بهبود شکل نهایی رادرهنگام شکل دهی آرام نتیجه می دهد وکاهش برگشت فنری را به همراه دارد. بالاتربودن نماد وابستگی به نرخ کرنش، رویداد اولین تسلیم موضعی[۳۵] را به تاخیر انداخته وبنابراین باعث بهبود شکل دهی می شود. مواد با نمادغیر ایزوتروپی بالاتر، درمقابل نازک شدن مقاومت کرده ودرنتیجه مشخصه بهتری ازکشش[۳۶] را فراهم می کنند[۳۹]. در میان تست های شبیه سازی شده، دوتست ارتفاع حدگنبدی شکل و Swift cup بیشترین کاربرد را درتخمین شکل دهی TWB ها داشته اند. درمقایسه تست جدیدی به نام تست [۳۷]OSU نیز بعضا برای شکل دهی TWBها استفاده شده است[۴و۲۹و۴۰]. خلاصه ای ازاین سه تست اینجا آورده شده است.
تست Swift cup ، قابلیت کشش[۳۸] صفحات را آزمایش می کند. یک سری ورق هایی با قطر افزاینده (D0) دراین تست استفاده می شوند. یک نگه دارنده صفحه را نگه داشته ویک جام کوچک با مرزهای کناری موازی وکف مسطح شده[۳۹]، ورق ها راشکل می دهد (مطابق شکل (۲-۳)). نماد این تست، نسبت کشش حدی[۴۰] است که با بهره گرفتن از شکل دهی ورق با بیشترین ارتفاع بدون استفاده ازفلنج وبدون رخ دادن پارگی این پارامتر محاسبه می شود[۳۹].
(۲-۳)
دراین معادله، βo max نماینده نسبت کشش حدی است، Do max بیشترین قطرورق شکل داده شده و doنیز شعاع جام می باشد.

(ب) (الف)
شکل (۲-۳): تست Swift cup : الف) قبل ازشکل دهی ب) بعدازشکل دهی[۳۹].
شعاع سمبه استاندارد، ۳۵/۶ میلیمتر است. شرایط سطحی خاصی نیز برای نمونه وبرای قالب مورد نیاز است. این تست بیشتر مناسب کشش[۴۱] است وبرای فرایند مهرزنی که شامل کشش[۴۲] نیز می شود، مناسب نیست[۳۹]. درشکل (۲-۴) نمونه هایی ازورق های تحت این تست نشان داده شده اند.
شکل (۲-۴): نمونه هایی ازورق های تحت تست Swift cup[39].
ارتفاع حدگنبدی شکل شاید بهترین وشناخته شده ترین تست در صنعت خودروسازی باشد. این تست شامل یک سمبه ویک ترکیبی ازقالب ها است که این اطمینان راحاصل می کند که درحین فراهم کردن شرایط کشش به سمت داخل[۴۳] ، شرط کشش خالص نیز فراهم شده باشد (شکل (۲-۵)). ورق تاجایی کشیده می شود که زوال اتفاق بیفتد وحدارتفاع گنبدی شکل دربیشینه باراعمالی، بدون هیچ گونه پارگی یا چروکیدگی، بدست می آید[۲۹]. اپراتور می بایست ورق رابا شبکه ای ازدایره های کوچک قبل از کشش علامت گذاری کند یا می تواند از دوربین های دیجیتال برای ثبت تغییر شکل در حین کشش استفاده کند (شکل (۲-۶)).در مورد شبکه بندی دایره ای، دایره ها معمولا دارای قطر۲-۵ میلیمتر هستند وبوسیله دستگاه نقش گذاری شیمیایی[۴۴] یا شیمیایی- الکتریکی[۴۵] حکاکی می شوند. آنالیز کرنش بوسیله این شبکه بندی تغییرشکل داده، انجام می شود. کرنش در هنگام زوال از نزدیکترین دایره به محل زوال اندازه گیری می شود که این دایره خودممکن است دچارشکست نشده باشد. درواقع، شکل پذیری ورق ها معمولا در شرایط کرنش صفحه ای، کمینه است. بنابراین مطلوب است که عرض ورقی که درحالت کرنش صفحه ای دچار شکست می شود را پیدا کنیم واین عرض می تواند عرض بحرانی برای شکل دهی آن ورق باشد. ارتفاع گنبد متناسب با این عرض بحرانی، ارتفاع حد گنبدی شکل[۴۶] نامیده می شود. دراغلب صنایع، یک ورق با عرض ثابت ۱۳۳میلیمتر برای پیدا کردن ارتفاع حدگنبدی شکل استفاده می شودواین بدون در نظرگرفتن عرض بحرانی این ورق است که از آزمایش بدست می آید[۳۹].
شکل (۲-۵). نمایی ازفرآیند تست کشش کروی[۴۰].
شکل (۲-۶). نمونه ای ازورق های شبکه بندی شده درتست کشش کروی[۴۱].
OSU تستی شبیه به تست ارتفاع حدگنبدی شکل است. قواعد پایه ای دراین دوتست یکی است به جزهندسه سمبه واین حقیقت که دیگرمحاسبه عرض بحرانی لازم نیست. بنابراین یک هندسه جدیدflat-elliptical دراین تست استفاده می شود (شکل (۲-۷)). این هندسه شرط کرنش صفحه ای رابه صورت پایدارتری ایجاد می کند واین بیشتربه خاطرهندسه دوبعدی سمبه است. پنج عدد ورق با ابعاد۱۲۴*۱۷۸میلیمتردراین تست بدون محاسبه عرض بحرانی استفاده می شوند[۲۹]. تعداد نمونه ها بسیارکمترازتست ارتفاع حدگنبدی شکل است که درآنجا تعداد ۲۵ نمونه برای محاسبه عرض بحرانی وتعداد ۱۸ نمونه دراین عرض بحرانی تست می شوند[۳۹]. OSU به عنوان تست کشش خمشی[۴۷] بوسیله بعضی محققان نامگذاری شده است واین به خاطر ترکیب کشش وخمش دراین تست است [۴و۱۳]. این ترکیب، این تست رابرای صنعت هوافضا مناسب تر می سازد، زیرا بیشتر فرآیندهای شکل دهی دراین صنعت بوسیله لاستیک[۴۸] انجام می شود.
شکل (۲-۷). نمایی از ابزارآلات مورد استفاده درتست OSU[42].
براساس تست های شکل دهی، که سه نمونه ازآنها دربالا اشاره شد، نمودارحدشکل دهی[۴۹] بدست می آید. این نمودار نشان دهنده ی حدشکل دهی با استفاده ازیک منحنی درصفحه کرنش های اصلی درون صفحه ای است (شکل (۲-۸)).کمترین حدشکل دهی معمولا درحالت کرنش صفحه ای(  ) اتفاق می افتد. بنابراین دربیشتر موارد، قراردادن حدشکل دهی کرنش صفحه ای برای حدشکل دهی کلی یک رویکرد محافظه کارانه خواهد بود. نمودارهای حدشکل دهی یک نقش کلی درارزیابی ودستکاری فرآیندهای شکل دهی دارند.
Stuart Keeler [44] مفهوم نمودارحدشکل دهی را درپایان نامه دکترای خود (۱۹۶۱-۱۹۵۷) درموسسه تکنولوژی ماساچوست بیان کرد. دریک کتاب منتشر شده بوسیله آقایKeeler وهمکاران [۴۴]، روش های عددی وآزمایشگاهی مختلفی جهت بدست آوردن نمودارهای حدشکل دهی درسال ۱۹۸۹مرورشده اند.
شکل (۲-۸). نمونه ای ازنمودارحد شکل دهی[۴۳].
اما درمورد TWB ها، دورویکرد برای محاسبه نمودارحدشکل دهی وجود دارد. رویکرد اول، خواص فلزات پایه وفلز جوش را با یکدیگرترکیب کرده ودرکل یک نموداررا برای کل مجموعه بیان می کند. رویکرد دوم، نمودارهای مختلفی را برای فلزات پایه وفلزجوش قائل می شود. بیشتر مطالعات از رویکرد اول استفاده کرده اند. Ghoo وهمکاران [۴۵] رویکرد دوم را پیشنهاد دادند تا دربیان دقیق ترنمودارهای حدشکل دهی بهبود حاصل شود. دراین رویکرد، سه نمودار مختلف حدشکل دهی بیان می شود که یکی نماینده نموداربرای فلز جوش ودوتای دیگر برای فلزات پایه می باشند. از آنجا که ممکن است بین این سه نموداراختلافات زیادی وجود داشته باشد، لذا رویکرد دوم دقیق ترخواهد بود.
۲-۲-۲- شکل پذیری TWB ها:
تست های شبیه سازی شکل پذیری، نظیرارتفاع حدگنبدی شکل یا ارتفاع تورم[۵۰]، جهت تخمین شکل پذیری TWB ها بسیار مورد استفاده قرارگرفته اند. این تست ها نشان داده اند که برای کلیه آلیاژها، تمرکز تنش ایجادشده بوسیله توزیع غیریکنواخت استحکام در سطح مقطع جوش[۱۰و۴۶] یا بوسیله یک ناحیه ذوب شده ی ناقص، شکل پذیری را کاهش می دهند. نتایج مشابهی نیز برای جوش اصطکاکی بدست آمده است[۱۰و۴۷]. نتایج تست های شکل پذیری اغلب نمودارحدشکل دهی، کرنش اصلی کمینه وشکل شکست را بیان می کنند[۲۸].
شکل پذیری TWB ها تحت تاثیر میکروساختار جوش وخصوصا ناحیه تحت تاثیرحرارت است. درحالت کلی، آلیاژهای آلومینیوم هنگامی که اندازه دانه ها بزرگتر می شود شکننده تر می شوند واین به خاطراین است که شکست های بین دانه ای راحت تر اتفاق می افتد. Sato وهمکاران [۴۷] نشان دادند که یک اندازه دانه بهینه برای شکل پذیری بهینه وجود دارد. Nagasaka وهمکاران [۴۸] نشان دادند که کشش عمیق در TWB ساخته شده ازفولاد پراستحکام با افزایش کربن بدتر می شود.
نسبت ضخامت دو ورق نیزدر شکل پذیری TWBها تاثیر می گذارد. شکل پذیری TWB ها (سطح نمودارحدشکل دهی وکرنش اصلی کمینه دراین نمودار) درحالت کلی با افزایش این نسبت ضخامت، کاهش می یابد[۴۰و۲۶و۲۸و۴۹]. TWBهایی با نسبت ضخامت نزدیک به یک، نشان داده می شوند که دارای کرنش اصلی کمینه نزدیک تری به فلزات پایه خود هستند [۲۸،۳۲]. براساس کارهایCayssials [50]، شکل پذیری TWBکاهش می یابد اگرنسبت ضخامت ویا مقاومت دوفلز پایه افزایش یابد. شکل پذیری همچنین تحت تاثیرشرایط بارگذاری نظیر جهت بارگذاری نسبت به خط جوش نیز می باشد. Cheng وهمکاران [۲۹] مشاهده کردند که کرنش اصلی کمینه در TWBها با جوش طولی تقریبا با فلز پایه یکی است، اگرچه کرنش اصلی کمینه برای جوش عرضی از۲۴/۰ به ۱۹/۰ کاهش می یابد. Kusuda وهمکاران [۲] یافتند که الگوی شکست درتست کروی باجهت خط جوش نسبت به جهت اصلی تغییرشکل، تغییرخواهد کرد وبه این نکته پی بردند که درحالت موازی، شکست درخط جوش اتفاق خواهد افتاد درحالی که درحالت عمود، شکست درورق با مقاومت کمتر اتفاق خواهد افتاد. Miles وهمکاران [۲۹] یافتند که TWB های ساخته شده ازآلومینیوم با جوش اصطکاکی، هنگامی که به شرط کشش دومحوره[۵۱] می رسند، دارای حد شکل دهی کمتری نسبت به فلزات پایه هستند. براساس مطالعات Chan وهمکاران [۲۸]، پارامترهای هندسی TWBها نظیرابعاد وشعاع انقطاع، روی شکل پذیری تاثیر گذاشته وممکن است باعث ایجاد کرنش های اصلی بیشینه وکمینه متفاوتی روی نمودارحدشکل دهی شوند. در کنار تحقیقات آزمایشگاهی، مدلسازی های المان محدود نیز می تواند ما را درتخمین شکل پذیری TWBها یاری کند. Vijay و Narasimhan ازجمله کسانی بودند که برای اولین بارازروش المان محدود برای مدل سازی تست های کشش ونمودارحد شکل دهی استفاده کردند [۵۱].
نوع خاص دیگرTWB ها، اتصال دو ورق غیر همجنس یا حداقل با زبری سطح متفاوت می باشد. مطالعات انجام شده روی این دسته ازTWBها به سه گروه تقسیم بندی می شوند: ۱) ترکیب آلیاژهای مختلف آلومینیوم با یکدیگر۲) ترکیب آلومینیوم با یک ماده دیگر۳) ترکیب مواد دیگرغیر ازآلومینیوم با یکدیگر. S.K.Panda [41] با جوش دادن دوفولادIF با ضخامت مختلف، اثر نسبت ضخامت را درشکل پذیری بررسی کرده وبا جوش دادن دوفولاد با زبری سطح متفاوت (که یکی گالوانیزه شده ودیگری بدون پوشش گالوانیزه است)، اثر پوشش وتغییرنسبت ضریب اصطکاک ورق دوطرف را درشکل پذیری بررسی کرده است. وی به این نکته پی برد که اثر تغییرضخامت بیشتر ازتغییرپوشش سطح است. R.Pad manabhan [52] با ترکیب یک نوع آلومینیوم با چهارنوع مختلف فولاد، TWBای ازدوجنس مختلف ساخت وبا مدل سازی المان محدود کشش عمیق این TWB نشان داد که می توان با بهینه کردن پارامترهای شکل دهی نظیر نیروی نگه دارنده و انتخاب روش جوشکاری مناسب، ترکیبی از دوفلز مختلف ؛که می توانند کاملا ازنظرخواص مکانیکی متفاوت باشند؛ را به خوبی شکل داد. زادپور[۵] باترکیب آلومینیوم های هم جنس با ضخامت مختلف وهمچنین ترکیب دوآلیاژمختلف آلیومینیوم با ضخامت یکسان، به ترتیب اثرتغییرضخامت وتغییرجنس را درتست کشش کروی بررسی کرد.
۲-۲-۳- جریان ماده[۵۲]:
خواص متفاوت دوقسمت دریک TWBباعث ایجاد مشکلات شکل دهی مختلفی نظیرکاهش شکل پذیری ویا جریان ماده می شود. مشکل اول درقسمت قبل توضیح داده شد. این قسمت به مشکل دوم می پردازد.
پارگی[۵۳] وچروکیدگی[۵۴] دو عامل اصلی زوال در شکل دهی ورق ها و TWBها هستند. قسمت های مختلف صفحه ورق که دریک TWB معمولی استفاده شده اند، دارای استحکامات مختلف ودرنتیجه تغییرشکل مختلفی هستند. اگرماده ای که در طرف سمبه قراردارد به صورت عمود برخط جوش کشیده شود، تغییرشکل قسمت ضعیف تربیشتر ازقسمت قوی تربوده وممکن است باعث ایجاد پارگی شود. برعکس، تنش های فشاری دردیواره ها وناحیه فلنج ممکن است باعث چروکیدگی در بعضی کابردهای شکل دهی شود. ناتوانی ماده ضعیف تربرای مقاومت دربرابرتنش فشاری بالا وکاهش استحکام کمانش درمورد ورق ضعیف ترباعث حرکت خط جوش به سمت قسمت ضعیف تروکمانش آن ورق دردیواره ها وناحیه فلنج می شود[۵۳]. با توجه به دوعامل زوال که دربالا اشاره شدند، درمورد شکل دهی TWBها سه نتیجه گیری دارای بیشترین احتمال رخ دادن هستند[۵۴]: ۱) بدلیل تغییرشکل بیشتر قسمت ضعیف تر(نازک تر) نسبت به قسمت قوی تر( ضخیم تر) خط جوش ممکن است به سمت قسمت ضخیم تر منحرف شده واین انحراف ممکن است باعث پارگی درقسمت نازک ترشود.۲) ماده نازک تری که بدون نگه دارنده ومقید کننده است، ممکن است دچار چروکیدگی شود.۳) بیش مقیدکردن[۵۵] ماده نیزممکن است در بعضی موارد شکل دهی اتفاق بیفتد که حرکت خط جوش به سمت قسمت نازک تررانتیجه داده وممکن است باعث پارگی شود.
مکان اولیه خط جوش نقشی اساسی رادرحرکت خط جوش بازی می کند. مطالعات نشان داده اند که فاصله بیشترخط جوش نسبت به خط مرکزی باعث حرکت بیشترخط جوش می شود[۵۵و۵۶]. درحقیقت، عمق شکل دهی بیشینه ونیروی لازم بیشینه با کاهش فاصله بین خط جوش وخط مرکزی، افزایش می یابد[۵۶]. شکل ورق نیز به خوبی روی حرکت خط جوش تاثیرمی گذارد. Choi وهمکاران [۵۵] نشان دادند که مقادیراندازه گیری شده ی حرکت خط جوش ومقادیر کرنش درضخامت درجهت قطری برای شکل دایره ای بیشتر ازشکل چهارضلعی است.
Lee وهمکاران [۵۷] یافتند که یک رابطه مستقیمی بین حرکت خط جوش وبرگشت فنری وجود دارد. آنها نشان دادند که کاهش حرکت خط جوش، یک راه حل مفید برای کاهش برگشت فنری وبهبود شکل دهی می باشد. براساس مطالعات Meinders وهمکاران [۵۸]، حرکت خط جوش به طور قابل توجهی وابسته به توزیع کرنش خصوصا هنگامی که ماده عمود برخط جوش کشیده می شود، است. آنها استدلال کردند که قراردادن مکان خط جوش درنواحی با کرنش عمود برخط جوش کمتر، باعث کاهش حرکت خط جوش خواهدشد[۵۸].
اگرچه بیشترمطالعات روی حرکت خط جوش عددی می باشند، تعداد محدودی مدل های تحلیلی نیز برای تحلیل شکل پذیری TWBها ارائه شده اند. Kinsey و Cao[54] یک مدل۲D sectional برای تحلیل حرکت خط جوش وارتفاع شکل دهی درهنگامی که نیروی نگه دارنده ی یکنواختی اعمال می شود، ارائه داده اند. نتایج این مدل هم خوانی زیادی بانتایج عددی داشت. He وهمکاران [۵۹] نیز همچنین یک مدل دوبعدی برای کنترل حرکت خط جوش ارائه دادند.
براساس گفته های بالا، کنترل حرکت خط جوش وکنترل جریان ماده برای جلوگیری از مشکلات بسیارموثرند. اقدامات زیادی در این زمینه انجام شده اند که به طورخلاصه می توان به این موارد اشاره کرد: طراحی یک بستر نگه دارنده برای ایجاد قید موضعی روی ورق ها[۵۶و۶۰]، کار برروی نیروی نگه دارنده[۶۱و۵۹]، ایجاد بسترهای نگه دارنده مجزا برای قسمت های مختلف[۶۲]، ایجاد قید مستقیما روی خط جوش[۵۳]، اصلاح قالب شکل دهی[۶۶-۶۳].
۲-۳- آنالیزهای زوال
۲-۳-۱- شکل های زوال:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:31:00 ق.ظ ]




«استبدادحکومت مطلقه فردی یا جمعی،که در آن اکثریت مردم در اداره امور کشور نقشی ندارند وتصمیمات فرد یا گروهی خاص به عنوان قانون اجرا می شود»(انوری ،۱۳۸۲ :۱۲۸).درگفتمان اسلام سیاسی یکی از مصداق های مهم آزادی رهایی ازاستبداد وحکومت مطلقه می باشد ویکی از اصلیترین رسالت پیامبران آزاد کردن انسان ها ازقید استعبادواستبداد است.بنا برتقسیم بندی که شهید مطهری از آزادی داشته اند ودر قسمت قبل به آن اشاره شد رهایی از استبداد جزء آزادی اجتماعی می باشد.همانطوری که مطهری خاطرنشان می سازد:عموما استعبادها،استثمارهاواسارتهای افرادواقوام بدست افراد واقوام دیگرچیزی جز سلب آزادی بشریت نمی تواند باشد از اهداف قطعی ویقینی انبیاء این است که آزادی اجتماعی راتامین کنندوبا انواع بندگی هاو وبردگی های اجتماعی وسلب آزادی ها که در اجتماع هست مبارزه کنند لازمه رشد اجتماعی داشتن آزادی است وزمامداران جامعه باید شرایط آزادی رابرای مردم در روند انتخاب وتصمیم گیری فراهم آورند(مطهری،۱۳۷۹ :۱۹۷-۱۹۶،به نقل ازخواجه سروی ونادری).دردیدگاه شهید بهشتی هم بررهایی از استبداد به عنوان یکی از مصداق های آزادی تاکید شده است.به نظر ایشان این نوع ازآزادی در رابطه فرد بامحیط اجتماعی اش تعریف می شود.«انسان دربرابرنظام جباروپر قدرت حاکم مقاومت می کند وطوفانی برضد نظام نامطلوب حاکم بوجود می آورد وبا اعلان آزادی انسان آن نظام نامطلوب را سرنگون می سازد»(بهشتی ،۱۳۶۱ :۱۱۸۴-۱۱۸۳،به نقل ازخواجه سروی ونادری).هرچهار متفکر مذکوربررهایی از استبداد به عنوان یکی از مصداق های آزادی تاکید کرده اند وهمه آنها موردی که به عنوان مثال ازآن یاد می کنند رژیم پهلوی می باشد وانقلاب اسلامی را بزرگترین مصداق رهایی از استبداد می دانند.«دررژیم شاهنشاهی کسی قدرت حرف زدن رانداشت ویک کلمه انتقاد بانابودی او تمام می شد.چنانچه کسی یک نصف سطرانتقاد می نوشت نابودش می کردند…اشکال بلکه تخطئه یک هدیه الهی است .برای رشد انسانها…اول مرتبه تمدن،آزادی ملت است.یک مملکتی که آزادی ندارد تمدن ندارد…مملکت متمدن آن است که آزاد باشد،مطبوعاتش آزاد باشنددراظهار عقاید ورای شان»(خمینی،۱۳۷۸ : ۹۳۷۰ به نقل ازخواجه سروی ونادری).
مقاله - پروژه
رهایی از استعمار :
استعماربه معنای تسلط پیدا کردن کشوری قوی برکشوری ضعیف به طور مستقیم،با دراختیار گرفتن قدرت سیاسی آن کشور وبهره کشی ناعادلانه از منابع اقتصادی آن است.(انوری ،۱۳۸۲ :۱۳۵ )بی شک دردوران کنونی بیش از آنکه این معنای استعمار مورد نظر باشد معنای جدید استعمار مطلع نظر است به عبارتی دیگرتسلط کشوری قوی بر کشوری ضعیف بدون استفاده از نیروی نظامی،به کمک حکومت دست نشانده،معمولا همراه با تک محصولی کردن وتسلط فرهنگی(همان:۱۳۵). متفکرینی که ازآنها یاد شد بیشتر بر رهایی از استعمار نو علی الخصوص بخش فرهنگ برای رسیدن به آزادی تاکید می کنند.آنهابرای رسیدن به رهایی بازگشت به اصول وریشه های فرهنگی ومعنوی اسلامی را پیشنهاد می کنند.این مصداق از آزادی هم بنا برتقسیم بندی شهید مطهری جزء آزادی های اجتماعی می باشد.در اندیشه آیت…خامنه ای،فهم مسئله آزادی پیوند محکمی با«استقلال» دارد.به نظر ایشان ،ویژگی عصرجدیدی که امام خمینی(ره) درسطح جهان بوجود آورده عبارت است ازاصل آزادی از سلطه ونفوذ انقلاب های بزرگ . همان چیزی که در انقلاب مابه عنوان«اصل نه شرقی نه غربی»شناخته شد«…حاکم اسلامی در قبال مسائل مهم جامعه وهمچنین درقبال«حفظ استقلال کشور وحفظ آزادی مردم»درحدودی که اسلام مقررکرده ،مسئول است»(بیانات۱۳/۱۲/۱۳۸۱ به نقل از خوجه سروی ونادری).
جمع گرایی اسلامی:
اگر بخواهیم دریک جمله بگوییم درنزد این متفکرین تاکید بر ارزشهای جمعی است یا فردی پاسخ آن ارزش های جمعی است.ارزش های فردی تا جایی پذیرفته شده است که منافاتی باارزش های جمعی نداشته باشد.به طوریکه یکی ازمصداق های آزادی پایبندی به ارزشهای جمع گرایانه اسلامی است .«جوانان اصلاح طلب ،طالب عدالت،آزادی های مشروع وتحقق آرمانهای اسلامی بوده وانتظار می رود که آزادی را چه آزادی فردی ،چه آزادی اجتماعی وسیاسی،چه آزادی معنوی وروحی با همان مفهوم بسیار والای اسلامی،جزئ خواست های همیشگی خود بدانند»(بیانات ۱۲/۸/۱۳۸۰ ،به نقل از خواجه سروی –نادری).شهید بهشتی در سخنرانی با عنوان«آزادی دراجتماع» به انتقاد ازکسانی می پردازد که معتقدند درنظام جمهوری اسلامی آزادی وجود ندارد:«آزادی به معنای دروغ پراکنی وبی حجابی به اندازه ای که دلشان بخواهد از قبل در ایران بوده ودر نتیجه ضرورتی برای انقلاب با ماهیت ذکر شده وجود نداشت .انقلاب برای حاکمیت حق و عدل وعفت وتقواومهر وعطوفت وبرادری الهی…ونفی ضد ارزشها وجایگزینی «نور به جای ظلمت» بوده که سالیان متمادی برزندگی خصوصی واجتماعی مردم ایران سیطره انداخته است»(بهشتی، ۴۴:۱۳۶۳-۴۲).شهید مطهری نیز بااظهاراتی مشابه به دفاع از ارزشهای جمعی درمقابل ارزشهای فردی پرداخته وتا جای ممکن خواستار محدودیت آن شده است .« اگر آزادی فرد برخلاف مصالح عالیه اجتماع باشد،دولت که حافظ منافع ومصالح عالیه اجتماع است ،حق دارد آزادی های افراد را به نفع مصالح عالیه اجتماع محدود کند.مثل شخصی که در کشتی نشسته است وبااتکا به آزادی خود میخواهد کشتی را سوراخ کند»(مطهری،۱۳۶۸ :۸۳). البته مطهری عملیاتی شدن این ملاحظه را منوط به این امر می داند که درحقیقت خود ملت این تصمیم را درباره خود بگیرد یعنی ،قدرت دولت ناشی ومنبعث از ملت باشد.
تکلیف :
منظور ازتکلیف دراینجا کاری است که شخص در زمان یا موقعیت خاصی باید انجام دهد.بنا برنظرمتفکرین مذکور وبسیاری از متفکرین در حوزه اسلام سیاسی میان آزادی وتکلیف انسان رابطه دو سویه ای وجود دارد.به بیانی دیگر علت خواستن تکلیف از انسان وجود آزادی واختیاردرسرشت اوست از طرف دیگر انسان زمانی به آزادی واقعی دست می یابد که وظایفش را در رابطه با خداوند به خوبی انجام دهد. «آزادی در تفکر لیبرالیسم غربی با«تکلیف»منافات دارد.حال آنکه در اسلام،آزادی آنروی سکه تکلیف است.به عبارتی دیگر،انسانها چون مکلفند،آزادندوچنانچه مکلف نبودند، آزادی لزومی نداشت همچون فرشتگان بودند»(آیت ا…خامنه ای،بیانات، ۱۲/۶/۱۳۷۷).در واقع در اندیشه ایشان آزادی مقدمه ای است برای عبودیت خداوند وانجام تکالیفی که خداوند بر عهده بنده اش نهاده است .شهید بهشتی نیز به این رابطه دو سویه اذعان داشته است .از دیدگاه اسلام زیر بنای مسئولیت انسان دربرابرخدا آزادی است که دست آفرینش درسرشت او نهاده است:«…انسان زمانی می تواند آزاد باشد که آزادی خود را در انتخاب راه الی ا..وپیمودن موفقیت آمیز آن وقف کرده باشد»(بهشتی ،۱۳۶۱: ۱۸۴-۱۸۳ ).
بازگشت به خویشتن:
«بازگشت به خویشتن» به معنای اتکاء مردم به توانایی بالقوه وبالفعل خود برای رفع مشکلات وعدم وابستگی به نیروی اجنبی برای کسب ترقی وکمال است. به بیانی دیگردوری گزیدن از غرب زدگی.انسان غرب زده کسی است که از محتوا تهی می باشد وهیچ گونه توانایی را دروجود خود وجامعه خود حس نمی کند تا بواسطه آن به مقاصد مادی ومعنوی دست یابد وتنها راه کمال را در غرب و فرهنگ غربی وخود را مزین به فرهنگ وآداب ورسوب غربی کردن می داند.در گفتمان اسلام سیاسی «بازگشت به خویشتن» یکی از مصداق های بارز آزادی است که درآن فرد تلاش می کند برای رسیدن به کمال مطلوب که همان آزادی راستین است ، از اصول وبنیان های اسلامی استفاده کند واز هر آنچه که متعلق به غیر وفرهنگ وارداتی است دوری گزیند:«شما دیدید که قیام کردید ودر مقابل قدرتهای بزرگ ایستادید وحریت خودتان را بدست آوردید …می شود حتی جلوی قدرتهای غرب ایستاد، در این قضیه خودتان را پیدا کردید،دیدید که ما خودمان هم می توانیم با مشت خالی جلو رویم در فرهنگ هم باید خودتان را پیدا کنید»(صحیفه نور،جلد۱۱ :۱۸۳ ).
عدالت :
بنا برآنچه که تا کنون بیان شد در گفتمان اسلام سیاسی بالاترین درجه آزادی خشنودی خداوند است. برای اینکه مردم به خشنودی خداوند برسندباید در جامعه مبتنی برعدالت زندگی کنند .عدالت شرایط رامهیا می کندکه افراد جامعه بدون هیچ گونه مانع ،زور وجبر بیرونی به آن آزادی مطلوب برسند:«باید جوانان روحانی و دانشگاهی ،قسمتی از وقت خود را صرف کنند درشناخت اصول اسلام که در راس آن توحید وعدل وشناخت انبیای بزرگ، شناخت پایه گذاران عدالت وآزادی از ابراهیم خلیل گرفته تارسول خاتم …جمهوری اسلامی عدل اسلامی را مستقر می کندوبا عدل اسلامی همه وهمه درآزادی واستقلال ورفاه خواهند بود»(صحیفه نور،ج۹:۶۱ ).
عناوینی که تا کنون مطرح شد از مهمترین مصداق های آزادی هستند که درگفتمان اسلام سیاسی به عنوان دال به گرد مفهوم آزادی مفصل بندی می شوند از دال های دیگری که می توان در این رابطه بدانهااشاره کرد امامت وامت است.امامت بدین علت یک دال محسوب می شود که در گفتمان اسلام سیاسی نقش راهنمای بشر برای رسیدن به سر منزل کمال را دارد این کمال همان آزادی حقیقی بشریت است.از دگر سو امت هم یک مفهوم مهم در این گفتمان است که جایگزین شهروند درگفتمان غرب گردیده امت مجموعه ای از افراد هستند که در جامعه اسلامی برای رسیدن به کمال مطلوب تحت رهبری امام ودرزمان ما حاکم اسلامی با هم متحد می شوند.
۲-۷٫چهارچوب نظری:
آنچه دراین رساله مورد واکاوی قرار می گیرد مفهوم آزادی درکتب درسی وتصوری از آزادی که در دانش آموزان درونی شده است می باشد.برای انجام این امرازنظریه گفتمان استفاده می شود. ازمنظرنظریه پردازان گفتمان هیچ امری خارج از گفتمان وجود ندارد ومعانی نشانه ها ورفتارها جزدرون گفتمانها قابل فهم نیست .«از نظرسوسور(۱۳۷۸)کلمات ونشانه ها معنای خود را نه از ارجاع به جهان خارج بلکه از طریق رابطه ای که با یکدیگردارند دردرون یک نظام زبانی بدست می آورند. مثل تورهای ماهی گیری هر خانه ،ازآن جهت یک خانه هست که خانه کناری نیست و مجموعه خانه ها ی تور وقتی در کنار همدیگر قرار می گیرند یکدیگر را تعریف وتحدید می کنند»(سلطانی،۱۳۸۴، ۷۵-۷۴). هر مفهوم ذاتا دارای معنا نیست وهیچ بنیانی وجود ندارد که به مفاهیم معنا بخشد،مفاهیم معنایشان را از گفتمانی که درآن قرار گرفته اند کسب می کنند،آزادی نیز از این قاعده مستثنا نیست .آزادی درون گفتمان های متفات معنای متفاوتی پیدا می کند.هرگفتمان بر مبنای بنیانهای فکری وارزشی خود دالهای خاصی را اطراف مفهوم آزادی مفصل بندی می کند.در گفتمان اسلام سیاسی(شیعه دوازده امامی) که گفتمان حاکم برکتب درسی است،آزادی معنای خاصی می یابد وباتوجه به این معنا دالهای خاصی با این مفهوم مفصل بندی می شوند.بنا برنظر متفکرینی که درقسمت قبل به آنها اشاره شد دال مرکزی آزادی دراین گفتمان رضایت خداوند ودالهای دیگر رهایی از هوای نفس ،استقلال ،رهایی ازاستبداد،رهایی ازاستعمار، ،انجام تکلیف وغیره می باشدکه با آزادی مفصل بندی می شود. درگفتمان حاکم برکتابهای درسی که مورد تحلیل قرارخواهند گرفت غرب به صورت کلیت وغیریتی برای تعریف خود درنظر گرفته شده است. درگفتمان غرب نیزبنابرنظرمتفکرینی که درقسمت قبل به آنها پرداخته شد دالهایی چون پاسداری از ارزشهای فردی ،حفظ حریم خصوصی ،انتخاب گری ،خلاقیت ونو آوری وغیره اطراف آزادی مفصل بندی می شوند درعین حال دال مرکزی مهیا کردن شرایط برای بالفعل کردن همه استعدادهای ذاتی انسانی است.لازم است دراینجا یادآوری شود این پژوهش درصدد اثبات یا شمارش این دالها درخلال متون درسی نمی باشد بلکه تنها برای روشن شدن کلیات مطلب مورد پژوهش نگاه کلی به آن شده است.تعاریف مختلف آزادی رامی توان در دو قالب بررسی کرد،این صورت بندی دوگانه ازآزادی برای اولین بارتوسط برلین(۱۳۶۸) انجام گرفته است:آزادی مثبت وآزادی منفی .آزادی مثبت را می توان به دو دسته تقسیم کرد:آزادی درونی یا اخلاقی وآزادی بیرونی.آزادی منفی که در پاسخ به این پرسش مطرح می شود که قلمرویی که شخص عملا آزادی داشته تا بدون دخالت دیگران به آنچه که می خواهد عمل کند کجاست؟یعنی حدود حریم خصوصی.این آزادی محصول تحولات فکری انسان فرد باورقرون جدید است.آنچه در دنیای کنونی غرب بر آن تاکیدمی شودمطابق با اصول آزادی منفی است.
دراین پژوهش برای تحلیل مفهوم آزادی در کتب درسی ازنظریه لاکلا وموفه استفاده شده است تامشخص شود درکتب درسی چگونه از آزادی تصویر سازی می شود.اینکه باید این تصویربااصول ومبانی اسلام سیاسی (شیعه دوازده امامی) همخوانی داشته باشدومنعکس کننده ایدئولوژی طبقه حاکم باشد نیازی به انجام تحقیق ندارد زیرا این امر جزء اهداف اعلام شده شورای عالی انقلاب فرهنگی می باشد(فتحی، ،۶۸:۱۳۸۱ ).اما چگونگی این تصویر سازی در این رساله بوسیله نظریه گفتمان لاکلا و موفه نشان داده خواهد شد.نظریه گفتمان لاکلا وموفه نظریه ای به تمام معنا پساساختارگرایانه است که ازکارایی بسیار بالایی برای تبیین چگونگی ظهور،استمراروافول گفتمانها وبررسی تعامل میان آنها برخوردار است. در واقع این نظریه قابلیت توجیه کنندگی شگفت انگیزی برای تحولات اجتماعی دارد. لاکلا وموفه به دلایل مختلف همچون استفاده از نظام نشانه شناختی سوسوری وترکیب آن بادیدگاههای دیگران نظریه ای جامع ویکدست فراهم آورده اند که ابزارهای تحلیلی بسیار کارآمدی برای تحلیل پدیده های سیاسی واجتماعی درسطح کلان در اختیارما قرارمی دهند (سلطانی،۱۰۸:۱۳۸۴ ). بوسیله این نظریه ما می توانیم بفهمیم گفتمان حاکم برکتب درسی چه تصویری ازآزادی ارائه می دهد؟ وچگونه این تصویرمورد تاکید قرار می گیرد وبرجسته می شود . برجسته سازی گفتمان طی فرایندی صورت می گیرد ،برای بررسی این امر باید ابتدا دال هایی که در یک گفتمان بر آنها تاکید می شود مشخص کرد. بنابر این در این پژوهش برای تحلیل هر درس ابتدا گفتمان حاکم و دال های که در آن درس بر آنها تاکید می شود (این دالها دالهایی هستند که گفتمان حاکم بر درس باآزادی همراه می کند) مشخص خواهد شد ودرادامه چگونگی تاکید براین دالها ونحوه برجسته سازی هر یک از آنها مشخص خواهد شد.
یکی از مهمترین راههایی که به نظر می رسد درخلال متون برای برجسته سازی گفتمان خود از آن استفاده می شود استفاده از یک گفتمان غیر است .در این فرایند گفتمان غیر ودال های مربوط به آن به حاشیه رانده می شود وگفتمان خود به صورت سلبی خود را بازتعریف می کند .در طی تحلیل وواکاوی متون ،گفتمان غیروهمچنین دال های مربوط به آن در هر درس مشخص می شود (این دال ها دال هایی هستند که درگفتمان غیر باآزادی مفصل بندی می شوند) سپس نحوه حاشیه رانی گفتمان غیر ودال های مربوط به آن مشخص خواهد شد.هم چنین مشخص می شود دانش آموزان به عنوان کسانی که کتب درسی برای آنان نوشته شده چه تصویری ازآزادی دارند؟این امر را می توان با استفاده ازمفهوم برجسته سازی وحاشیه رانی در نظریه لاکلا وموفه انجام داد.
بنابرنظریه لاکلاوموفه سوژه درنظریه مذکور همواره تعارضی میان خود وبیرون احساس می کند وبوسیله همین تعارض هویت یابی می کند. هویت جمعی نیز دقیقا همانند هویت سوژه حاصل می شود. دراینجا غیریت سازی اجتماعی نقش اصلی را بازی می کند زیرا هر گفتمانی ضرورتا نیاز به گفتمان رقیب دیگری دارد تا بواسطه آن هویت یابد. هیچ جامعه یکدستی را نمی توان یافت که درآن فقط یک جهان بینی یا گفتمان حاکم باشد.هرگفتمانی به منظور هویت یابی شروع به تولید دشمن می کند (سلطانی ،۱۳۸۴ :۱۱۱ ).حال سوال اینجاست که وقتی سوژه ها درموقعیت سوژگی گفتمانها قرار می گیرندچگونه عمل می کنند؟ گفتمانها ذهنیت سوژه را در راستای دو قطب ماوآنها سامان می دهند ما برجسته شده وآنها به حاشیه رانده می شوند. بنابراین،هویت یابی بواسطه غیریت سازی وغیریت ها به کمک برجسته سازی وحاشیه رانی شکل می گیرد.« برجسته سازی وحاشیه رانی اساسا سازوکاری بسیار پر کاربرد در تحلیل متن در حوزه زبان شناسی است. فرایندهای برجسته سازی درسطح بند یاجمله عمل می کنندوبخش هایی از جمله رامورد تاکید قرار می دهندو بخش هایی دیگر رابه حاشیه می رانند. درسطح فراتر از بند نیز گزینش واژگانی باعث برجسته شدن وبه حاشیه رفتن بخش هایی ازمتن می شود. به این ترتیب، فرایندهای برجسته سازی وحاشیه رانی باعث قطبی شدن بندها ومتون می شوند ومتن را بین دوقطب ماوآنها سامان می دهند.قطب مثبت متن همواره به ما برمی گردد وقطب منفی متن به آنها.اما منشاء این قطبیت هاونگاه دوگانه سازانسان که برزبان تاثیر می گذاردوبه واسطه ی آن،واقعیات پیرامون اودوپاره می کند وآنها را به گونه ای متفاوت ازآنچه هستند بازنمایی می کند درموقعیت سوژگی است که گفتمان ها برای او فراهم میکنند .این امرباعث قطبی شدن ذهن سوژه وبالطبع قطبی شدن رفتاروگفتاراو می گردد»(همان: ۱۱۴ ).
اما نظریه ی لاکلا وموفه نظریه ای سیاسی-اجتماعی وخارج ازحوزه ی زبان شناسی است وبه همین دلیل فاقد ابزارهای تحلیل زبانی لازم است. بنا براین این پژوهش درکنارنظریه ی گفتمان لاکلا وموفه ازنظریه فرکلاف بهره خواهد برد .درواقع همان طور که (یورگسن وفیلیپس۲۰۰۲ : ۱۷۱ -۱۳۷)گفته اند ترکیب این دو رویکرد می تواند چهارچوب مناسبی را فراهم آورد.فرکلاف هم پیشنهاد می کند برای تحلیل متن عناصری ازنظریه لاکلاوموفه با نظریه ی اوترکیب شود
(فرکلاف،۲۰۰۳ :۲۲۸).بااین حال، با وجود نکات مشترک ،این دونظریه ،تفاوتهایی نیز باهم دارند که لازم است به هردوی آنها اشاره شود.باوجود تعابیرمتفاوت از گفتمان دراین دونظریه ،هر دوی آنهابه سازنده گرایی اجتماعی معتقدند واینکه گفتارما نقشی فعال درخلق وتغییر جهان،هویت وروابط اجتماعی ما داردوهمچنین معتقدند دانش ما درباره جهان عینی نیست بلکه محصول گفتمان است.با این وجود فرکلاف بین امور گفتمانی وغیرگفتمانی تفاوت می گذارد ولی لاکلا وموفه هیچ تمایزی بین امور گفتمانی وغیر گفتمانی قائل نیستند وتبیینی یکدست ازهمه پدیده های اجتماعی وفرهنگی به دست می دهند.فرکلاف هد ف ازتحقیقات خود راطرفداری از مظلومان ورهایی بخشی ازطریق آشکارساختن کارکردهای ایدئولوژیک زبان وگفتمان می داند.این نگرش ریشه مارکسیستی دارد. فرکلاف ولاکلاوموفه ازاین جهت که زبان بارایدئولوژیک دارد وباعث پنهان شدن حقیقت میشود باهم همرایند اما اینکه نگرش دیگران ایدئولوژیک است اما نگرش ما نه چندان توجیه پذیر نیست از این جهت لاکلا وموفه مفهوم ایدئولوژی را کلا کنار گذاشته وبه جای آن مفهوم گفتمان را جایگزین کرده اند ماهم در این رساله مفهوم گفتمان را با ایدئولوژی جایگزین می کنیم.
عمده ترین تفاوت نظریه لاکلا وموفه با فرکلاف این است که نظریه لاکلاوموفه برای تحلیل پدیده های اجتماعی درسطح کلان بکار می رود ونظریه فرکلاف برای تحلیل های خرد زبانی بکار می رود.در واقع این دو نظریه مکمل همدیگرند وباترکیب آنها می توان به نظریه ای دست یافت که قابلیت تبیین های کلان وخرد را به طور همزمان داشته باشد به طور مثال نظریه گفتمان لاکلا وموفه تعامل گفتمانها را در قالب رقابت برای انتساب معنا به دال های شناورتوضیح می دهد وچون زبان یکی از مهمترین ابزارهای انتساب وتثبیت معناست برای تحلیل کارکردهای زبان درانتساب معنا به دال های شناور می توان از ابزارهای تحلیل متن در تحلیل گفتمان فرکلاف استفاده کرد.دراین پژوهش باترکیب این دونظریه به تحلیل متون ومصاحبه ای که از دانش آموزان انجام گرفته می پردازیم.به بیانی دیگر ابتدا درسی که در ارتباط باموضوع آزادی است انتخاب می شود سپس درسه سطح توصیف ،تفسیروتبیین موردبررسی قرار می گیرد.متن درسطح توصیف که سطح خرد این پژوهش است تنها با بهره گرفتن از نظریه فرکلاف واکاوی می شود در مرحله بعد یعنی تفسیروتبیین ،یافته های قسمت توصیف با بهره گرفتن از نظریه لاکلا وموفه وفرکلاف مورد تحلیل قرارمی گیرد به بیانی دیگردرابتدا سعی می شود به چهار سوال اساسی که فرکلاف در قسمت تفسیر مطرح می کند پاسخ داده شود.سپس بااستفاده ازنظریه لاکلاوموفه گفتمان حاکم بر درس،دالهایی که آن گفتمان باآزادی همراه می کندوهمچنین گفتمان غیر ودال های مربوط به آن وچگونگی برجسته سازی گفتمان خود ودال های آن وحاشیه رانی گفتمان غیر ودال های مربوطه نشان داده خواهدشد.درپایان این تصویر از آزادی با توجه به نظر آیزیا برلین قالب بندی می شود.برای تحلیل مصاحبه دانش آموزان نیز دقیقا این امرتکرارمی شود.
با توجه به چهارچوب نظری که تا به حال شکل گرفته است دراین رساله سعی خواهد شد مرزبندی و غیریت سازی میان گفتمان حاکم بر متون درسی وگفتمان غرب در ارتباط با آزادی مشخص شودوبا ترکیب نظریه گفتمان لاکلا وموفه با روش تحلیل انتقادی گفتمان سعی خواهد شدعلاوه بر سوالاتی که قبلا مطرح شد به سوالات زیر پاسخ داده شود:در این متون چه معناهایی تثبیت وبرجسته می شوند وچه معناهایی حذف یا به حاشیه رانده می شوند؟ نقاط مرکزی این گفتمان در رابطه باآزادی چیست؟نزاع میان این گفتمان باگفتمان غرب برسر تعریف چه دالهایی است؟آیا تصویر ارائه شده ازآزادی برای دانش آموزان هژمونیک شده است یا دچار بی قراری است؟دالهای خالی این تصویرازآزادی در دیدگاه دانش آموزان چیست؟
وآیا آنها در موقعیت سوژگی هستند یا خیر؟!
فصل سوم:
روش‌شناسی پژوهش
دراین پژوهش ازروش کیفی به منظوربررسی موضوع بهره گرفته شده است.رویکرد کیفی به تحقیقات اجتماعی ما را ملزم به بررسی این مسئله می سازد که چگونه آنچه که درعالم ،واقعیتی عینی وبیرونی بنظرمی رسد،درحقیقت برساخته شده است واین امکان رابه ما می دهد که درک عمیق تری ازدیدگاه کنشگران اجتماعی بدست آوریم(بلیکی،۱۳۸۴ :۳۰۱).ازآنجا که هدف این مطالعه درک عمیق مفهوم آزادی وکشف معانی ذهنی دانش آموزان دراین ارتباط می باشدازاین روش بهره جسته می شود.
۳-۱٫جامعه آماری، روش نمونه گیری وحجم نمونه:
با توجه به اهداف این رساله که تحلیل مفهوم آزادی در کتب درسی(مقطع دبیرستان) وهمچنین دستیابی به معنای آزادی نزد دانش آموزان می باشد مادراین رساله دو واحد تحلیل خواهیم داشت :الف واحد تحلیل کتاب درسی ب. واحد تحلیل دانش آموز
الف. واحد تحلیل کتاب درسی : با درنظر گرفتن هدف این پژوهش بالطبع جامعه آماری مورد نظر ماکلیه متونی است که درکتب درسی دوره تحصیلی دبیرستان در کشور درسال تحصیلی ۹۴-۹۳ به نگارش درآمده است.ودر مدارس تدریس می شود. این کتب شامل موارد زیرمی باشد:
جدول۳-۱ :کتب درسی دبیرستان

 

کتب سال اول دبیرستان کتب رشته علوم انسانی کتب رشته علوم تجربی کتب رشته ریاضی
ادبیات فارسی،فیزیک
زبان فارسی،انگلیسی
شیمی،مطالعات اجتماعی
علوم زیستی وبهداشت
ریاضیات،دین وزندگی
انگلیسی،آمارومدل سازی
عربی،تاریخ ایران وجهان
جغرافیا،ادبیات فارسی
جامعه شناسی،اقتصاد
روانشناسی،فلسفه،ریاضی
دین وزندگی،تاریخ شناسی
تاریخ ادبیات،تاریخ شناسی
آرایه های ادبی،منطق
انگلیسی،زیست شناسی
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:31:00 ق.ظ ]




۴۲

 

استخر سنتی (مردانه ـ زنانه)

 

 

 

قره شیران

 

۴۰

 

استخرسنتی (مردانه ـ زنانه)

 

 

 

بخش چهارم :
پیشینه تحقیق :
درباره موضوع تحقیق حاضر یعنی «بررسی تاثیر عوامل موثر بر جذب توریست و گردشگر در شهرستان سرعین»،کار تحقیقی که در این مورد انجام گرفته شده باشد، یافت نشد. اما در رابطه با صنعت توریسم و گردشگری دو پروژه (پایان نامه) یافت شد که ذیلاً به توضیح هر کدام می پردازیم:
پروژه اول که پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت دولتی با موضوع «بررسی میزان گرایش گردشگران به جاذبه های گردشگری و عوامل موثر برآن در استان اردبیل» می باشد که توسط آقای اکبر کروی در مرکزآموزش مدیریت دولتی استان اردبیل در تابستان ۱۳۸۰ انجام گرفته است.
از نکات قابل توجه این پایان نامه این بود که، این تحقیق فرضیه و بخش تحلیل آماری نداشت. و در واقع یک کار توصیفی بود که به معرفی و توضیح درباره جاذبه های گردشگری استان اردبیل پرداخته شده بود.
کار تحقیقی دیگری که در این زمینه یافت شد، پروژه ای تحقیقاتی در مقطع کارشناسی رشته مدیریت دولتی بود که توسط آقایان علیرضا حسین نژاد و علیرضا نوعی با موضوع «پژوهشی در زمینه بررسی تنگناهای صنعت توریسم در استان اردبیل» در دانشگاه آزاد اسلامی واحد آستارا در تابستان ۱۳۷۶ انجام گرفته شده است.
این تحقیق سعی دارد که جایگاه صنعت توریسم در استان اردبیل را شناسایی نموده و همچنین با بررسی موانع و مشکلات صنعت توریسم در این استان ، راهکارها و پیشنهاداتی را جهت گسترش این صنعت در استان ارائه دهد.
این تحقیق دارای ۳ فرضیه اهم و ۸ فرضیه فرعی است که تنها یکی از فرضیات آن با فرضیه های تحقیق حاضر تاحدودی مطابقت دارد و آن عبارتست از : «عدم تبلیغات وسیع، یکی از تنگناهای صنعت توریسم در استان اردبیل می باشد». نتیجه ای که از آن تحقیق بدست آمده است، نشان می دهد که ۸۴% از پاسخ دهندگان اذعان کرده اند که تبلیغات مناسبی از جاذبه های گردشگری استان اردبیل انجام نگرفته و در مقایسه با سایر استان ها مثل: اصفهان، شیراز، مشهد و کرمان این تبلیغات در حد صفر می باشد.
فصل سوم
روش اجری پژوهش
مقدمه :
در این فصل از تحقیق روش های به کار رفته در پژوهش معرفی می شوند. مجموعه این روش ها تحت عنوان کلی شامل، روش تحقیق ، جامعه آماری، حجم نمونه آماری، روش نمونه گیری، ابزار اندازه گیری ، تعیین اعتبار و روایی ابزارهای اندازه گیری، محاسبه پایایی ابزارهای اندازه گیری و روش تجزیه وتحلیل داده های تحقیق ، تنظیم و تدوین شده است.
تح قیقات علمی براساس دو مبنا یعنی هدف و نحوه گردآوری اطلاعات تقسیم بندی می‌شوند.
براساس هدف، تحقیقات علمی را می توان به سه گروه تقسیم بندی کرد که عبارتنداز:
۱- پژوهش بنیادی ۲- پژوهش کاربردی ۳- پژوهش های تحقیق و توسعه
و با توجه به تقسیم بندی برمبنای نحوه گردآوری اطلاعات نیز می توان انواع روش های زیر را عنوان کرد
۱- تحقیقات توصیفی ۲- تحقیقات آزمایشی
۳- تحقیقات همبستگی ۴- تحقیقات پیمایشی
۵- تحقیقات تحلیل محتوا ۶- تحقیقات تاریخی. (خاکی، ۱۳۸۲: ۲۲۲)
تحقیقات را می توان با توجه به ماهیت ، به دو دسته تحقیقات کمی و تحقیقات کیفی تقسیم بندی کرد. تحقیقات کمی سعی در تشریح یک پدیده به وسیله اندازه گیری های عینی و تحلیل های آماری داده های عددی دارند. تحقیق حاضر از این حیث جزء تحقیقات کمی طبقه بندی می شود. تحقیقات کمی خود به دو دسته تحقیقات آزمایشگاهی (تجربی) و تحقیقات غیرآزمایشگاهی (غیرتجربی) تقسیم بندی می شوند. سه نوع از تحقیقات غیرتجربی عبارتنداز: تحقیقات علی، تحقیقات همبستگی و تحقیقات پیمایشی.
روش اجرای تحقیق :
در انتخاب روش انجام تحقیق، باید روشی را انتخاب کرد که با موضوع تحقیق ، فرضیات تحقیق و اهداف تحقیق تناسب داشته باشد تا محقق را در انجام تحقیق یاری نماید. انتخاب روش تحقیق اشتباه، باعث بروز مشکلاتی جدی در مسیر انجام صحیح تحقیق و در نهایت به نتایجی غیرواقعی منجر خواهد شد.
تحقیق حاضر با توجه به هدف تحقیق جزء تحقیقات کاربردی طبقه بندی می شود. زیرا نتایج حاصله از این تحقیق دارای موارد کاربردی در زمینه های مختلف مدیریت توریسم می باشد. و همچنین با توجه به نحوه گردآوری اطلاعات که از طریق پرسشنامه و به صورت چهره به چهره و در یک مقطع زمانی مشخص انجام گرفته است ، از نوع تحقیقات پیمایشی مقطعی است. و از نظر سنجش نوع رابطه ، جزء تحقیقات همبستگی محسوب می شود.
تحقیقات کاربردی ، تحقیقاتی هستند که با بهره گرفتن از معلوماتی که از طریق تحقیقات بنیادی فراهم شده ، برای رفع نیازمندی های بشر و بهبود و بهینه سازی ابزارها، روش ها ، اشیاء و الگوها در جهت توسعه رفاه و آسایش و ارتقاء سطح زندگی انسان مورد استفاده قرار می گیرند. (حافظ نیا، ۱۳۸۲: ۵۱)
پایان نامه - مقاله - پروژه
به عبارت دیگر، تحقیق کاربردی تحقیقی است که یافته های آن را می توان برای حل مسایل اجتماعی به کار برد. (ایران نژاد پاریزی، ۱۳۸۵: ۳۷)
هنگامی که محقق به بررسی تغییرات یک یا چند متغیر در طول زمان مشخص (مثلاً در طول یک روز، یک هفته، یک ماه) بپردازد، تحقیق وی یک تحقیق پیمایشی مقطعی است. (خلیلی، ۱۳۸۱: ۵۹)
در تحقیق همبستگی برکشف وجود رابطه بین دو گروه از اطلاعات تاکید می شود؛ اینها اطلاعاتی است که در خصوص یک متغیر در دو جامعه یا دو موقعیت گردآوری شده، یا اطلاعاتی است که در خصوص دو یا چند متغیر در یک جامعه تهیه شده است . در این تحقیقات، محقق می خواهد بداند که آیا بین دو چیز یا دو گروه اطلاعات رابطه و همبستگی وجود دارد ، از چه نوع (مثبت یا منفی)؟ و میزان آن چقدر است؟ همبستگی مثبت آن است که جهت تغییر در یک متغیر با جهت تغییر در متغیر دیگر همسو باشد؛ مثلاً جهت تغییرات هر دو ممکن است افزایش یا کاهش باشد؛ یعنی اگر یکی افزایش یابد دیگری نیز افزایش می یابد و برعکس.
همبستگی منفی آن است که جهت تغییرات یک متغیر با جهت تغییرات متغیر دیگر هم سو نباشد. یعنی اینکه افزایش یکی با کاهش دیگری همراه باشد. مانند رابطه بین تورم و قدرت خرید مردم. (حافظ نیا، ۱۳۸۲: ۶۷)
جامعه آماری :
محدوده و فضای مطلوب ما جامعه های آماری را معین و مشخص می کند؛ بنابراین تعریف جامعه آماری عبارتست از «تعدادی از عناصر مطلوب مورد نظر که حداقل دارای یک صفت مشخصه باشند». صفت مشخصه، صفتی است که بین همه عناصر جامعه آماری مشترک و متمایز کننده جامعه آماری از سایر جوامع باشد. (آذر، ۱۳۸۰: ۵)
جامعه آماری این تحقیق را گردشگرانی تشکیل می دهند که در بازه ی زمانی یک هفته به شهرستان سرعین مسافرت کرده اند. طبق برآورد مدیریت گردشگری استان اردبیل، که در سایت رسمی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری اردبیل (www.miras-ar.ir ) نیز نقل شده است ، سالانه بیش از ۲ میلیون نفر به این شهرستان (سرعین) مسافرت می کنند. بنابراین به طور متوسط در طول یک هفته بیش از ۹۵۸۰۰ نفر گردشگر وارد این شهرستان می شوند.
روش نمونه گیری:
همانطور که گفته شد، جامعه آماری را گردشگرانی تشکیل می دهند که به سرعین مسافرت می کنند. بنابراین واحدهای نمونه گیری را همین گردشگران تشکیل می دهند. با توجه به گسترده بودن جامه آماری ، نمونه گیری انجام گرفته است. به طور کلی نمونه عبارت است از : « تعدادی از افراد جامعه که صفات آنها با صفات جامعه مشابهت داشته و معرف جامعه بوده، از تجانس و همگن با افراد جامعه برخوردار باشند». (حافظ نیا، ۱۳۸۲: ۱۲۱)
روش های مختلفی برای تعیین حجم نمونه وجود دارد که در این تحقیق از جدول مورگان برای انتخاب حجم نمونه استفاده شده است؛ با توجه به اینکه سالانه بیش از دو میلیون گردشگر به شهرستان سرعین مسافرت می نمایند و نظر به اینکه در جدول مورگان این جامعه آماری نامحدود به حساب می آید و برای جامعه نامحدود ۳۸۰ نمونه باید انتخاب گردد، بنابراین تعداد ۳۸۰نفر گردشگر به عنوان نمونه انتخاب شده و پرسشنامه در بازه زمانی یک هفته بین گردشگران توزیع شده و نتایج آن به جامعه آماری تعمیم داده شده است.
ابزار گردآوری اطلاعات:
اطلاعات مورد نیاز این تحقیق بوسیله پرسشنامه ای جمع آوری شده است که توسط گردشگرانی که به شهرستان سرعین مسافرت کرده اند، پاسخ داده شده است. این پرسشنامه دارای ۳ بخش است که :
۱- بخش اول ویژگی های جمعیتی پاسخ دهندگان را ارزیابی می کند.
۲- بخش دوم شامل ۲۵ سئوال تخصصی است که اطلاعات مورد برای اثبات یا رد فرضیه ها از طریق این سئوالات بدست می آید ودر واقع پرسش های اصلی تحقیق را تشکیل می دهند.
۳- در بخش سوم نیز تعداد ۴ سئوال طراحی شده است که رضایت گردشگران از مسافرت به سرعین را مورد ارزیابی قرار می دهند و جزء آمار توصیفی به حساب می آیند.
تحلیل پرسشنامه :

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:30:00 ق.ظ ]




۴۸۰/۰

 

۰۵۶/۰

 

۹۸۳/۰

 

 

 

نگرش

 

۱۴۲/۰

 

۶۱۷/۰

 

۲۳۱/۰

 

۸۷۵/۰

 

 

 

وفاداری

 

۵۵۰/۰

 

۵۵۴/۰

 

۹۹۳/۰

 

۳۹۶/۰

 

 

 

قصد خرید

 

۰۴۵/۰

 

۳۲۹/۰

 

۰۱۹۲/

 

۳۴۰/۰

 

 

 

۴-۶- جمع­بندی
در این فصل به تجزیه و تحلیل داده ­های پژوهش پرداخته شد. در ابتدای این فصل، برای توصیف اطلاعات مربوط به ویژگی­های جمعیت­شناختی پاسخگویان، از شاخص­ های آمار توصیفی مانند فراوانی و درصد فراوانی استفاده شد. سپس نتایج حاصل از تحلیل عاملی تأییدی هر یک از متغیر‌های پژوهش توسط نرم‌افزار LISREL 8.5 برای همه متغیرها آورده شد. در گام بعدی برای ارزیابی مدل فرضی این پژوهش ابتدا برآورد پارامترها با بهره گرفتن از روش بیشینه احتمال انجام شد و سپس شاخص‌های ارزشیابی برازندگی مدل و شکل مدل برازش شده گزارش شد. در نهایت چند آزمون تکمیلی هم انجام شد. در فصل بعد، به ارائه نتایج مربوط به این پژوهش و مقایسه آن با تحقیقات پیشین خواهد پرداخت. همچنین پیشنهادهایی کاربردی و پیشنهادهایی برای تحقیقات آینده بیان خواهد شد.
پایان نامه - مقاله - پروژه
فصل پنجم:
بحث ، نتیجه گیری و پیشنهادات
۵-۱- مقدمه
هدف هر پژوهش دست­یابی به نتایجی است که از طریق آن بتوان به اهداف مشخصی دست یافت. علاوه بر این باید توجه نمود که این نتایج می­توانند شالوده­ای را برای سایر تحقیقات و پژوهشگران فراهم نمایند.این پژوهش همچون تحقیقات دیگر به­دنبال دست­یابی به اهداف و نتایجی است. باید توجه نمود آنچه از اهمیت بسیاری برخوردار است تعبیر و تفسیر نتایج پژوهش است. هر پژوهشگری می ­تواند با ارائه پیشنهادهایی ارزنده، شاخصی برای سایر تحقیقات و محققین فراهم نماید. از این رومحقق می­بایست بر مبنای نتایج تجزیه و تحلیل به تعبیر و تفسیر و ارائه پیشنهادهایی کاربردی مبادرت ورزد. در واقع یکی از قسمت­ های مهم پژوهش که می ­تواند راهی برای تبدیل نظریات به عمل برای موفقیت در آینده باشد نتیجــه­گیری­های صحیح و پیشنهادات مربوط و مناسب است. ارائه نتایجی که بر اساس تحلیل­های صحیح باشد می ­تواند به بهبود شرایط در زمینه­ مورد بررسی منجر شود.
در این پژوهش به بررسی رابطه مسئولیت اجتماعی شرکت و تصویر قیمت بر ارزش ویژه برند و عکس‌العمل مصرف ­کننده پرداختیم. در فصل چهارم به توصیف و تحلیل داده ­های جمع­آوری شده با بهره گرفتن از نرم­افــزارهای SPSSو Lisrel پرداخته شد. مطالب این فصــل به نتایج و یافتـه­های پژوهش، محــدودیت­های پژوهش و ارائه پیشنهادهایی برای تحقیقات آتی اختصاص یافته است. در این فصل نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ­ها خـلاصه شده و تحلیل می­ شود. سپس نتایج به­دست­ آمده با ســایر پژوهش­های انجام­شده در این حوزه مقایسه شده و بر این اساس پیشنهاداتی کاربردی و مطالعاتی از سوی محقق ارائه می­ شود.
۵-۲- خلاصه پژوهش
هدف اصلی این پژوهش بررسی رابطه مسئولیت اجتماعی شرکت و تصویر قیمتبر ارزش ویژه برند و تأثیر این متغیر بر عکس العمل مصرف ­کننده است. در فصل اول کلیات پژوهش شامل تعریف مسئله پژوهش و ضرورت و اهمیت آن بررسی شد. مسئله اصلی، اهداف و فرضیه ­ها بیان شد و سپس مدل مفهومی ارائه گردید. همچنین کلیات و روش انجام پژوهش و توضیحاتی درباره جامعه آماری، قلمرو موضوعی، مکانی و زمانی موضوع پژوهش عنوان شد. جامعه آماری در این پژوهش، کلیه مشتریان فروشگاه­های زنجیره­ای سطح استان گیلان است که مصرف ­کننده محصولات شرکت کاله هستند. از طریق نمونه اولیه، روایی و پایایی پرسشنامه تعیین شد. جهت جمع­آوری داده ­ها پرسشنامه­ای مشتمل بر ۳۴ سؤال تهیه شد که سهم متغیر مسئولیت اجتماعی ۹ سوال، تصویر قیمت ۳ سوال، ارزش ویژه برند ۴ سوال، رضایت ۳ سوال، اعتماد ۴ سوال، نگرش ۳ سوال، وفاداری ۵ سوال و در نهایت ۳ سوال هم برای قصد خرید بود. فصل دوم بررسی ادبیات موضوع است که مبانی نظری پژوهش عنوان گردید و در نهایت با خلاصه­ای از تحقیقات صورت­ گرفته در داخل و خارج از کشور این فصل به پایان رسید. در فصل سوم روش پژوهش شامل جامعه آماری، تعیین حجم نمونه، ابزار جمع­آوری داده ­ها بیان گردید و در نهایت توضیحی درباره روش­های آماری مورد استفاده داده شد. پس از جمع­آوری داده ­ها به تجزیه و تحلیل داده ­ها با کمک نرم­افزارهای SPSSو Lisrel پرداخته شد. این پژوهش دارای ۸ فرضیه بود که با توجه به نرمال بودن داده ­ها از آزمون­های پارامتریک تحلیل همبستگی و معادلات ساختاری برای بررسی فرضیه ­ها و برازش مدل پژوهش استفاده شد.
۵-۳- نتایج و دستاوردهای حاصل از پژوهش
در این بخش بنا بر نتایج کسب­شده که در فصل چهارم به تفکیک در هر مورد توضیح داده شد، به تفسیر آن­ها پرذاخته میشود و یافته­های پژوهش حاضر با یافته­های سایر پژوهش­های مشابه در این زمینه مقایسه می­ شود.
فرضیه اول: « مسئولیت اجتماعی شرکت بر ارزش ویژه برند تأثیر دارد.»
مقدار ضریب بتا برای این فرضیه ۷۵/۰ می­باشد و از آن­جا که مقدار محاسبه شده t (84/13) از مقدار بحرانی ۹۶/۱ بزرگتر است، می­توان نتیجه گرفت که بین مسئولیت اجتماعی شرکت و ارزش ویژه برند رابطه مثبت معناداری وجود دارد. در این­جا به دلیل آن­ که می­خواهیم رابطه مثبت میان متغیرها را آزمون نماییم، مقدار محاسبه شده t را با حد بالای مقدار بحرانی یعنی ۹۶/۱ مقایسه می­کنیم؛ بدین ترتیب برای اینکه فرضیه مورد تأیید قرار گیرد باید مقدار محاسبه شده t از مقدار بحرانی ۹۶/۱ بزرگتر باشد تا در دامنه ۹۶/۱ و ۹۶/۱- واقع نشود. بنابراین فرضیه اول تحقیق مبنی بر اینکه مسئولیت اجتماعی شرکت بر ارزش ویژه برند تأثیر دارد، مورد تأیید قرار می­گیرد.
مقایسه با مطالعات دیگر محققین: نتایج به دست آمده از آزمون فرضیه اول در این پژوهش با نتایج حاصل از پژوهش بهروزی و همکاران (۱۳۹۲)، که نشان دادند مستولیت اجتماعی از طریق نقش واسطه ارزش ویژه برند منجر به عملکرد بهتر شرکت می­ شود، مطابقت دارد.
فرضیه دوم: « تصویر قیمت بر ارزش ویژه برند تأثیر دارد.»
مقدار ضریب بتا برای این فرضیه ۹۰/۰ می­باشد و از آن­جا که مقدار محاسبه شده t (49/21) از مقدار بحرانی ۹۶/۱ بیشتر است، می­توان نتیجه گرفت که تصویر قیمت بر ارزش ویژه برند تأثیر دارد. بنابراین فرضیه دوم تحقیق مبنی بر اینکه تصویر قیمت بر ارزش ویژه برند تأثیر دارد، مورد تأیید قرار می­گیرد.
مقایسه با مطالعات دیگر محققین: نتایج به دست آمده از آزمون فرضیه دوم در این پژوهش با نتایج حاصل از پژوهش لامبارت و لوییس (۲۰۱۴) مطابقت دارد.
فرضیه سوم: « ارزش ویژه برند بررضایت مصرف ­کننده نسبت به برندتأثیر دارد.»
مقدار ضریب بتا برای این فرضیه ۹۷/۰ می­باشد و از آن­جا که مقدار محاسبه شده t (56/15) از مقدار بحرانی ۹۶/۱ بزرگتر است، می­توان نتیجه گرفت که بین ارزش ویژه برند ورضایت مصرف ­کننده نسبت به برندرابطه مثبت معناداری وجود دارد. در این­جا به دلیل آن که می­خواهیم رابطه مثبت میان متغیرها را آزمون نماییم، مقدار محاسبه شده t را با حد بالای مقدار بحرانی یعنی ۹۶/۱ مقایسه می­کنیم؛ بدین ترتیب برای اینکه فرضیه مورد تأیید قرار گیرد باید مقدار محاسبه شده t از مقدار بحرانی ۹۶/۱ بزرگتر باشد تا در دامنه ۹۶/۱ و ۹۶/۱- واقع نشود. بنابـراین فرضیـه سوم تحقیق مبنی بر اینکه ارزش ویژه برند بررضــایت مصرف ­کننده نسبت به برندتأثیر دارد، مورد تأیید قرار می­گیرد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:30:00 ق.ظ ]




برای بررسی ارتباط استراتژی های تندرستی کارکنان بیمارستانهای دولتی با عملکرد آنان،فرضیات زیر را در نظر می گیریم:
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
بین استراتژی های تندرستی کارکنان بیمارستانهای دولتی و عملکردآنان رابطه معنی داری وجود ندارد:H0
بین استراتژی های تندرستی کارکنان بیمارستانهای دولتی و عملکردآنان رابطه معنی داری وجود دارد:H1
برای بررسی این فرض ، با توجه به جدول شماره (۱۳-۴) از آزمون ضریب همبستگی اسپیرمن استفاده شده است که مقدار عددی ارائه شده برای میزان ارتباط عملکرد کارکنان با تندرستی۰٫۰۵۳ R=می باشد و با توجه به سطح معنی داری Sig=0.477 مشخص می گردد که از سطح خطای  بیشتر بوده ، یعنی فرض وابستگی در سطح خطای  رد می گردد.
بنابراین فرض H1 رد و H0 تائید می شود . بنابراین بین استراتژی های تندرستی کارکنان بیمارستانهای دولتی و عملکردآنان رابطه معنی داری وجود ندارد.
بررسی ارتباط متغییر های خدمات رفاهی ، تندرستی ، بیمه و بازنشستگی با عملکرد کارکنان بیمارستان خصوصی به کمک ضریب همبستگی اسپیرمن.
فرضیه اول: بین استراتژی های خدمات رفاهی نیروی انسانی باعملکرد کارکنان بیمارستان خصوصی
رابطه معنی داری وجود دارد

 

      خدمات رفاهی
ضریب همبستگی اسپیرمن   عملکرد .۱۸۰
سطح معنی داری .۰۸۵
تعداد ۲۵۰

جدول شماره (۱۴-۴) خدمات رفاهی روستایی
برای بررسی ارتباط استراتژی های خدمات رفاهی کارکنان بیمارستان خصوصی با عملکرد آنان، فرضیات زیر را در نظر می گیریم:
بین استراتژی های خدمات رفاهی کارکنان بیمارستان خصوصی و عملکردآنان رابطه معنی داری وجود ندارد:H0
بین استراتژی های خدمات رفاهی کارکنان بیمارستان خصوصی و عملکردآنان رابطه معنی داری وجود دارد:H1
برای بررسی این فرض ، با توجه به جدول شماره (۱۴-۴) از آزمون ضریب همبستگی اسپیرمن استفاده
شده است که مقدار عددی ارائه شده برای میزان ارتباط عملکرد کارکنان با خدمات رفاهی R=0.180 می باشد و با توجه به سطح معنی داری۰۸۵ Sig=0. مشخص می گردد که از سطح خطای  بیشتربوده ، یعنی فرض وابستگی در سطح خطای  رد می گردد.
بنابراین فرض H0 پذیرفته می شود . بنابراین بین استراتژی های خدمات رفاهی کارکنان بیمارستان خصوصی رابطه معنی داری وجود ندارد.
فرضیه دوم: بین استراتژی های بیمه و بازنشستگی نیروی انسانی باعملکرد بیمارستان خصوصی رابطه معنی داری وجود دارد جدول(۱۵-۴)بیمه و بازنشستگی بیمارستان خصوصی

 

      بیمه و بازنشستگی
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:30:00 ق.ظ ]




هیجان چیست ؟
هیجانها بسیار پیچیده تر از آن هستند که ابتدا به چشم می خورند .در نگاه اول ،همگی هیجان ها را به عنوان احساس ،می شناسیم . ما شادی وترس را می شناسیم زیرا جنبه ی احساسی آنها طبق تجربه ی ما خیلی بارز هستند .وقتی با تهدیدی مواجه می شویم (ترس )یا به سمت هدفی پیشرفت می کنیم (شادی )، تقریباًغیر ممکن است که متوجه جنبه احساسی هیجان نشویم . اما به همان صورتی که بینی بخشی از صورت است ،احساس ها نیز فقط جزئی از هیجان هستند .
هیجان ها چند بُعدی هستند . آنها به صورت پدیده های ذهنی ،زیستی ،هدفمندواجتماعی وجود دارند (ایزارد،۱۹۹۳).هیجانها تا اندازه ای احساس های ذهنی هستند ،به این صورت که باعث می شوند به شیوه ی خاصی ،مثل عصبانی یا خوشحال ،احساس کنیم . اما هیجان ها واکنش های زیستی نیز هستند ،یعنی ،پاسخ های بسیج کننده ی انرژی که بدن را برای سازگار شدن با هر موقعیتی که فرد با آن مواجه شده ،آماده می کنند . هیجانها هدفمند هم هستند ،خیلی شبیه گرسنگی که هدف دارد . برای مثال ،خشم ،میل انگیزشی برای انجام دادن کاری ،مانند جنگیدن با دشمن یا اعتراض کردن به بی عدالتی درما ایجاد می کند که در غیر این صورت چنین نمی کردیم . هیجانها پدیده های اجتماعی نیز هستند . وقتی هیجان زده می شویم ،علایم قابل تشخیص چهره ای ،ژستی وکلامی می فرستیم که دیگران را از کیفیت وشدت هیجان پذیری ما با خبر می کنند (مثل حرکت ابروها ،لحن صدا ).
پایان نامه - مقاله - پروژه
با توجه به این چهار ویژگی هیجان معلوم می شود که هیجان را نمی توان به روشنی تعریف کرد . مشکل تعریف کردن هیجان شاید در ابتدا شما را متحیر کند ،زیرا هیجانها در تجربیات روزمره ،خیلی سریع به نظر می رسند . هر کسی می داند که تجربه ی شادی وخشم چگونه است بنابراین شاید بپرسید ،«واقعاًمشکل تعریف کردن هیجان چیست؟»مشکل این است :«تا وقتی از کسی خواسته نشده باشد هیجان را تعریف کند ،می داند که هیجان چیست »(فروراسل ،سال ۱۹۸۴).
هیچ یک از این ابعاد مجزای ذهنی ،زیستی ،اجتماعی ،هیجان را به نحو شایسته ای تعریف نمی کند هریک از این چهار بُعد فقط بر ویژگی متفاوت هیجان تأکید دارد . برای شناختن وتعریف کردن هیجان ،بررسی هریک از چهار بُعد هیجان ونحوه ای که بر یکدیگر اثر متقابل می گذارند ،ضرورت دارد . چهار بُعد (یا عنصر ) هیجان در شکل ۱-۱۱نشان داده شده است . این شکل چهار مستطیل را نشان می دهد که هر کدام با جنبه ی مجزا ی هیجان مطابقت دارد . عنصر احساسی ،به هیجان تجربه ذهنی می دهد که معنی واهمیت شخصی دارد . هیجانهم از نظر شدت وهم از نظر کیفیت ،در سطح ذهنی (یا «پدیدار شناختی »)احساس وتجربه می شود . جنبه ی احساسی در فر آیندهای شناختی وذهنی ریشه دارد عنصر انگیختگی بدن ،فعال سازی ذهنی وفیزیولوژیکی ،از جمله فعالیت سیستم های خود مختار وهورمونی را شامل می شود که رفتار مقابله کردن بدن را هنگام هیجان ،آماده وتنظیم می کند انگیختگی بدن وفعال سازی فیزیولوژیکی به قدری با هیجان آمیخته است که اصلاًنمی توان فرد عصبانی یا متنفر را که بر انگیخته نباشد تصور کرد . وقتی هیجان زده می شویم ،بدنمان برای عمل آماده می شود واین آمادگی به صورت فیزیولوژیکی (ضربان قلب ،اپی نفری در جریان خون )ونظام عضلانی (حالت هوشیار بدن ،مشت گره کرده )می باشد عنصر هدفمند ،حالت انگیزشی هدفمند به هیجان می دهد تا برای مقابله کردن با شرایط هیجان آوری که شخص مواجه شده ،اقدام لازم را انجام دهد . جنبه ی هدفمند توضیح می دهد چرا افراد از هیجانشان بهره مند می شوند کسی که هیجان ندارد در مقایسه با سایر افراد در وضعیت اجتماعی وتکاملی نا مطلوبی قرار دارد . برای مثال ،تصور کنید کسی که توانایی ترس ،علاقه ،یا عشق ندارد از لحاظ بقای اجتماعی وجسمانی چقدر معلول است . عنصر اجتماعی –بیانگر ،جنبه ی ارتباطی هیجان است . تجربیات خصوصی حالتهای بدن ژستها
آواگری ها ،و جلوه های صورت ،علنی می شوند . وقتی هیجان خود را ابراز می کنیم به صورت غیر کلامی به دیگران می رسانیم چه احساسی داریم وچگونه موقیت موجود را تعبیر می کنیم .برای مثال،وقتی کسی نامه ای خصوصی را باز می کند ،به صورت او نگاه می کنیم وبه لحن صدایش گوش می کنیم تا از هیجان او سردر آوریم .بنابراین ،هیجانها کل وجود ما یعنی ،احساسها ،انگیختگی بدن ،احساس هدفمندی وارتباطهای غیر کلامی را فعال می کنند . باتوجه به این مقدمه درباره چهار عنصر هیجان ،اکنون می توانیم هیجان را به صورت مقدماتی تعریف کنیم . هیجانها پدیده های احساسی –انگیختگی –هدفمند – بیانگر کم دوام هستند .که به ما کمک می کنند که با فرصتها وچالشهایی که هنگام رویدادهای مهم زندگی مواجه می شویم ،سازگار شویم .چونهیجانها در پاسخ به رویدادهای مهم زندگی ایجاد می شوند ،شکل صفحه بعدی مسیری از «رویداد مهم زندگی »به «هیجان »را در بر دارد . تعریف کردن هیجان خیلی پیچیده تر از تعریف «مجموع اجزای آن »است .هیجان نوعی ساختار روان شناختی است که این چهار جنبه ی تجربه را در یک الگوی همزمان هماهنگ می کند . به همین علت است که اصطلاح «هیجان »در شکل صفحه بعد به صورت ساختاری مجزا از عناصر مفرد آن ،نشان داده شده است .
هیجان همان چیزی است که عناصر احساس ،انگیختگی ،هدفمندی ،وبیانگری را در واکنشی منسجم به رویداد فراخوان تنظیم می کند . برای مثال ،در مورد ترس ،رویداد فراخوان می تواند شیبهای تند اسکی باشد ،در حالی که در این واکنش ،احساس ها ،انگیختگی بدن ،امیال هدفمند ،وارتباط های غیر کلامی علنی را در بر دارد .بنابراین ،اسکی باز تهدید شده ،احساس وحشت می کند (جنبه ی احساسی )،قلبش به تپش می افتد (جنبه ی انگیختگی بدن )،شدیداًمیل دارد از خودش محافظت کند (جنبه ی هدفمند )،وچشمان پر تنش وگوشه های دهان به عقب کشیده شده نشان می دهد (جنبه ی بیانگر ). این عناصر هماهنگ ومتقابلاًحمایت کننده ،حالت واکنش پذیری به خطر محیطی را که هیجان ترس است تشکیل می دهند .
این توصیف هیجان نشان می دهد که جنبه های مختلف تجربه ،مکمل وهماهنگ کننده ی یکدیگر هستند (آوریل ۱۹۹۰؛لدوکس ،۱۹۸۹)برای مثال ،آنچه افراد احساس می کنند با نحوه ای که عضلات صورتشان را حرکت می دهند ،ارتباط دارد . برای مثال ،وقتی غذای گندیده ای را می بینید ،نحوه ای که بینی خود را چروک می اندازید ولب بالای خود را منقبض می کنید ،به صورت یک سیستم احساسی – بیانگری منسجم ،هماهنگ شده اند . همین طور ،نحوه ای که صورت خودتان را حرکت می دهید ،با واکنش پذیری فیزیولوژیکی شما ،مانند پایین بردن ابرو وفشردن محکم لبها به هم ،با افزایش ضربان قلب وبالا رفتن دمای پوست ،هماهنگ است (دیوید سون وهمکاران ۱۹۹۰).
این روابط متقابل وهماهنگی بین چهار عنصر متفاوت هیجان در شکل ۱-۱۱با خطوطی که هر جنبه ی هیجان را به سه جنبه ی دیگر مرتبط می کند نشان داده شده اند . فلش های دو طرفه نشان می دهند که برای مثال ،تغییرات در احساسها ،برانگیختگی بدن تأثیر می گذارد وهمان گونه که تغییرات در انگیختگی بدن ،بر احساسهاتأثیر می گذارد . شکل ۲-۱از اصل انتزاعی که در شکل ۱-۱۱نشان داده شده است ،مثالی عینی در اختیار می گذارد . غم نوعی واکنش هیجانی به مواجه شدن با رویداد مهمی چون جدایی یا شکست است . این احساس ناخوشایند برانگیختگی خموده ی بدن ،احساس هدفمندی برای دگرگون کردن جدایی وجلوه ی صورت مشخص غم ،تأثیر می گذارد تا ما را برای سازگار شدن با شرایط محیطی ،آماده کنند .«هیجان »واژه ای است که روانشناسان برای نامیدن این فرایند هماهنگ شده وهمزمان به کار می برند .
رابطه هیجان با انگیزش :
هیجانها به دو صورت با انگیزش ارتباط دارند . اولاًهیجانها یک نوع انگیزه هستند . هیجانها مانند همه انگیزه های دیگر (مثل نیازها ،شناختها )رفتار را نیرومند وهدایت می کنند . برای مثال ،خشم منابع ذهنی ،فیزیولوژیکی ،هورمونی ،عضلانی را بسیج می کند (یعنی رفتار را نیرومند می کند )تا به هدف خاصی ،مانند غلبه کردن بر موانع یا رفع بی عدالتی ،برسد (یعنی رفتار را هدایت می کند). ثانیاً،هیجانها به عنوان یک سیستم «نمایش »عمل می کنند تا نشان دهد سازگاری فرد چقدر خوب یا بد پیش می رود . برای مثال ،شادی از پیش روی به سمت هدفمان ،در حالی که پریشانی از شکست خبر می دهد .
هیجان به عنوان انگیزش :
اغلب پژوهشگران هیجان قبول دارند که هیجانها به صورت نوعی انگیزه عمل می کنند . اما برخی پژوهشگران از این فراتر می روند ومی گویند هیجانها سیستم انگیزشی نخستین را تشکیل می دهند (تامکیتز ،۱۹۶۲،۱۹۶۳،۱۹۸۴؛ایزارد ۱۹۹۱). در طول ۱۰۰سال تاریخ روان شناسی ،سایق های فیزیولوژیکی (گرسنگی ،تشنگی ،خواب ،میل جنسی ،درد )بر انگیزاننده های نخستین محسوب می شدند (هان ،۱۹۴۳،۱۹۵۲). محرومیت از هوا نمونه ای از آن است . محروم شدن از هوا ،سابق فیزیولوژیکی ایجاد می کند که می تواند توجه کامل فرد را جلب کرده ،عمل او را نیرومند کند ،ورفتار را به سمت هدف خاصی هدایت نماید .بنابراین ،منطقی به نظر می رسد که نتیجه بگیریم ،محرومیت از هوا،انگیزه ای قوی را برای اقدامات لازم جهت بدست آوردن هوا برای برگرداندن تعادل حیاتی ،به بار می آورد (به فصل ۴ مراجعه کنید ).
اما سیلوان تامکینز،پژوهشگر هیجان ،این استدلال ،این حقیقت ظاهری را «خطای اساسی »نامید . تامکینز،فقدان هوا ،واکنش هیجانی نیرومندی را به وجود می آورد –واکنش ترس یا وحشت . همین وحشت است که انگیزش عمل کردن را تأمین می کند ،بنابراین وحشت ،نه محرومیت از هوا یا به خطر افتادن تعادل حیاتی بدن ،علت اصلی رفتار با انگیزه ی دست وپا زدن وحشت زده است . بنابراین ،اگر هیجان را حذف کنیم انگیزش را حذف کرده ایم .
هیجان به عنوان سیستم نمایش:
هیجان همچنین ،وضعیت حالتهای نگیزشی دائماًدر حال تغییر فرد ووضعیت سازگاری او را نمایش می دهند (باک ،۱۹۸۸).هیجانهای مثبت ،مشغولیت وخشنودی حالتهای انگیزشی ما را منعکس می کنند ،در حالی که هیجانهای منفی ،بی اعتنایی وناکامی حالتهای انگیزشی ما را نشان می دهند .هیجانهای مثبت همچنین سازگاری موفقیت آمیز را با شرایطی که مواجه می شویم نشان می دهند ،در حالی که هیجانهای منفی ،سازگاری ناموفق را منعکس می کنند . هیجانها از این نقطه نظر ،لزوماًمانند نیازها وشناختها ،انگیزه نیستند ،بلکه در عوض ،وضعیت ارضاءشده یا ناکام شده ی انگیزه ها را منعکس می کنند . برای مثال انگیزش جنسی ونحوه ای که هیجان پیشرفت جاری را گزارش می دهد (« نمایش می دهد »)واز این طریق به برخی از رفتارها کمک می کند واز رفتارهای دیگر جلوگیری می نماید ،در نظر بگیرید .هنگام آمیزش جنسی ،هیجانهای مثبتی چون علاقه وشادی علامت می دهند که همه چیز رو به راه است وبه رفتار جنسی کمک می کنند . هیجانهای منفی مانند نفرت ،خشم وگناه ،علامت می دهند که هیچ چیز رو به راه نیست واز رفتار جنسی جلوگیری می کنند . هیجانهای مثبت ،هنگام فعال کردن وارضاءکردن انگیزه های فرد (یعنی علاقه ،شادی )،به صورت استعاره ،چراغ سبزی را برای ادامه دادن رفتار روشن می کنند . از سوی دیگر هیجانهای منفی هنگام فعال کردن وارضاءکردن انگیزه های فرد (یعنی ،نفرت ،گناه )،چراغ قرمزی را برای متوقف کردن رفتار روشن می کنند .
چه چیزی موجب هیجان می شود ؟
وقتی با واقعه ی مهمی روبرو می شویم ،به طوری که شکل ۳-۱۱نشان می دهد ،هیجان وارد کار می شود . به طوری که در این شکل نشان داده شده اس ،ذهن (فرآیندهای شناختی )وبدن افراد (فرایندهای فیزیولوژیکی )به شیوه ی سازگارانه ای به این واقع واکنش نشان می دهد . یعنی ،مواجه شدن با رویدادهای مهم فرآیندهای شناختی وزیستی را فعال می کند که جمعاًعناصر مهم هیجان از جمله احساسها ،انگیختگی بدن ،رفتار هدفمند ،وبیانگری را فعال می سازند .

 

 

فرآیندهای شناختی
رویداد موقعیتی مهم
فرآیندهای زیستی
یکی از سؤال های اساسی در بررسی هیجان این است که چه چیزی موجب هیجان می شود؟ دیدگاه های متعددی نظیر آنهایی که زیستی ،روانی – تکاملی ،شناختی ،رشدی ،روان کاوی ،اجتماعی ،جامعه شناختی ،فرهنگی ،وانسان شناختی هستند ،وارد این بررسی علیتی می شوند . به رغم این تنوع ،آگاهی از اینکه چه چیزی موجب هیجان می شود بریک مجادله اساسی استوار است : زیست شناسی در برابر شناخت در واقع ،این مجادله می پرسد آیا هیجان ها عمدتا” پدیده های زیستی هستند یا شناختی . اگر هیجان ها عمدتا” زیستی باشند ،پس باید از یک منبع زیستی مانند مدارهای مغزی و نحوه ای که بدن به رویدادهای مهم واکنش نشان می دهد ،سر چشمه بگیرند . اما اگر هیجان ها عمدتا” شناختی باشند .در این صورت باید از رویدادهای ذهنی علیتی،مانندارزیابی های ذهنی از معنی موقعیت برای سلامتی فردسرچشمه
بگیرند
زیست شناسی و شناخت
دیدگاه های شناختی و زیستی باهم تصویر جامعی از فرایندهیجان در اختیار می گذارند . بااین حال ،قبول کردن این نکته که جنبه های شناختی و زیستی هردو بنای هیجان هستنداین سؤال را پیش می کشد که کدام یک اصلی است : عوامل زیستی یا شناختی . آنهایی که طرفدار برتری شناخت هستند معتقدند تا وقتی افراد معنی و اهمیت شخصی یک رویداد را به صورت شناختی ارزیابی نکرده باشند ،نمی توانند به صورت هیجانی پاسخ دهند :آیا این رویداد به سلامتی ربطی دارد ؟آیا با سلامتی فردی عزیز ارتباط دارد ؟ اهمیت دارد ؟ فایده دارد ؟ زیانبار است ؟ ابتدا معنی برقرار می شود وبعد هیجان مطابق باآن روی می دهد . ارزیابی معنی ،موجب هیجان می شود . آنهایی که طرفدار برتری عوامل زیستی هستند ،معتقدند واکنش های هیجانی لزوما” به ارزیابی های شناختی نیازی ندارند . رویدادهای متفاوت ،مانند فعالیت عصبی زیر قشری یا جلوه های صورت خودانگیخته ،هیجان را فعال می کنند . از دید نظریه پرداز زیستی ،هیجان ها می توانند بدون رویدادشناختی قبل ازآن ،روی دهند ،ولی نمی توانند بدون رویداد زیستی قبل ازآن روی دهند . بنابراین ،عوامل زیستی ،نه شناختی ،برتراند .
دیدگاه زیستی
کارول ایزارد (۱۹۸۹، ۱۹۹۱)،پل اکمن (۱۹۹۲)،وجک پنکسپ(۱۹۸۲، ۱۹۹۴)سه نماینده دیدگاه زیستی هستند . ایزارد اعلام می دارد که اطفال به رغم کمبودهای شناختی ،(مثل وازگان محدود ،گنجایش حافظه محدود )به برخی رویدادها ،به صورت هیجانی پاسخ می دهند . برای مثال ،یک بچه ۲۰ روزه ،در پاسخ به صدای تیز انسان ،لبخند می زند (ولف ،۱۹۶۹)ویک بچه دو ماهه در پاسخ به درد ،خشم نشان می دهد (ایزارد و همکاران ،۱۹۸۳). بعد از اینکه کودک زبان را فرامی گیرد و استفاده از توانایی های حافظه بلند مدت را آغاز می کند ،بسیاری از رویدادهای هیجانی ،مقدار زیادی پردازش شناختی رادر بر دارند . با این حال به رغم پرمایگی فعالیت شناختی در فرایند هیجان ،ایزارد (۱۹۸۹ )تاکید دارد که بیشتر پردازش هیجانی رویدادهای زندگی ،غیر شناختی هستند ،یعنی خودکار و ناهشیارند و ساختارهای زیر قشری میانجی آنها می شود . چون کودکان از لحاظ زیستی پیشرفته ولی از لحاظ شناختی ضعیف هستند ،برتری عوامل
زیستی در هیجان را بهتر به اثبات می رسانند.
اکمن (۱۹۹۲)خاطر نشان می سازد که هیجان ها بسیار سریع شروع می شوند ،کوتاه مدت اند ،و می توانند به صورت خودکار / غیر اردای ،روی دهند . بنابراین ،وقتی به صورت هیجانی عمل می کنیم ،حتی قبل از اینکه از این هیجان پذیری آگاه باشیم ،هیجان ها درما روی می دهند . هیجان ها به این علت زیستی هستند که از طریق ارزش سازگاری شان برای پرداختن به تکالیف اساسی زندگی ،تکامل یافته اند . اکمن نیز مانند ایزارد ،دخالت عوامل شناختی ،اجتماعی ،وفرهنگی رادر تجربه هیجان قبول دارد ،اما نتیجه می گیرد که علت اصلی هیجان ،عوامل زیستی است نه یادگیری ،تعامل اجتماعی ،یا تاریخچه جامعه پذیری .
از نظر پنکسپ (۱۹۸۲ ،۱۹۹۴)،هیجان ها از مدارهای عصبی که فعالیت مغز را تنظیم می کنند ناشی می شوند (مثل رویدادهای زیست شیمی و عصب – هورمونی ).پنکسپ قبول دارد که بررسی اعماق مدارهای مغزی از بررسی احساس هایی که بر چسب کلامی به آنها زده ایم ،دشوارتر است . اما او تاکید دارد که مدارهای مغزی شالوده زیستی تجربه هیجان هستند . برای مثال ،ما (وسایر حیوانات )مدار مغزی خشم ،مدار مغزی ترس ،مدار مغزی غم ،وچند مدار دیگر را به ارث می بریم . دلیل منطقی برای حمایت کردن از دیدگاه زیستی
پنکسپ از سه یافته حاصل می شود:
چون معمولا” بر زبان آوردن حالت های هیجانی دشوار است ،پس آنها باید علت های غیر شناختی (نه زبانی )داشته باشند .
تجربه هیجان را می توان با روش های غیر شناختی ،مانند تحریک برقی مغز یا فعالیت نظام عضلانی صورت ایجاد کرد .
هیجان ها در اطفال و حیوانات روی می دهند .
دیدگاه شناختی
سه نماینده دیدگاه شناختی ،ریچارد لازاروس (۱۹۸۴ ،۱۹۹۱ )،کلاس شرر (۱۹۹۴،۱۹۹۴ ،۱۹۹۷)،وبرناردوینر (۱۹۸۶)هستند . به نظر هریک از این نظریه پردازان ،فعالیت شناختی شرط لازم هیجان است . اگر پردازش شناختی حذف
شود . هیجان ناپدید خواهد شد .
لازاروس معتقد است که بدون آگاهی از ارتباط شخصی یک رویداد با سلامتی فرد ،دلیلی برای پاسخ دادن به صورت هیجانی وجود ندارد . محرک هایی که نامربوط ارزیابی می شوند ،واکنش های هیجانی را ایجاد نمی کنند . از نظر لازاروس ،ارزیابی شناختی فرد از معنی یک رویداد (نه آن رویداد به تنهایی )،زمینه را برای تجربه هیجان آماده می سازد . یعنی اتومبیلی که به سمت شما می آید موجب ترس نمی شود مگر اینکه نحوه نزدیک شدن آن طوری باشد که تصور کنید سلامتی شما به گونه ای در معرض خطر قرار دارد فرایند هیجان انگیز با خود رویداد وواکنش زیستی فرد به آن ،شروع نمیشود
بلکه با ارزیابی شناختی معنی آن ،شروع می شود .
شرر(۱۹۹۴،۱۹۹۷)با لازاروس موافق است که برخی از تجربیات زندگی موجب هیجان می شوند در حالی که تجربیات دیگر موجب آن نمی شوند . او چند ارزیابی شناختی خاص را که موجب تجربیات هیجانی می شوند ،مشخص کرده است ،از جمله اینکه :آیا این رویداد خوب است یا بد ؟آیا می توانم یا این موقعیت به طرز موفقیت آمیزی مقابله کنم ؟وآیا این رویداد از نظر اخلاقی مانعی ندارد ؟پاسخ به این سؤال های چگونه موقعیتی را که باآن مواجه می شویم ارزیابی می کنیم ،نوع پردازش شناختی را که موجب هیجان
ها می شود تشکیل می دهد .
وینر (۱۹۸۶) در تحلیل انتسابی هیجان ،روی پردازش اطلاعاتی که بعد از وقوع پیامدهای زندگی صورت می گیرند تمرکز می کند . یعنی ،نظریه انتساب روی تفکر و تامل بعد از موفقیت ها و شکست ها ،تاکید دارد . بعد از موفقیت ،اگر معتقد باشیم که خودمان آن را به بار آورده ایم ،یک هیجان به وجود می آید (غرور )،در حالی که اگر باور داشته باشیم که دوستمان آن را به بارآورده است ،هیجان متفاوتی به وجود می آید (تشکر). توجه کنید که پیامد و رویداد زندگی ممکن است یکسان باشند ،اما اگر انتساب متفاوت باشد ،دراین صورت تجربه هیجان نیز متفاوت خواهد بود . بنابراین ،انتساب ،نه
رویداد یا پیامد ،هیجان را به بار می آورد .
فایده ای که از مجادله شناخت در برابر زیست شناسی حاصل می شود این است که هردو طرف به روشنی دیدگاه خودشان را بیان می کنند . وقتی به هردو دیدگاه فکر می کنیم این سؤال ها مطرح می شوند :کدام یک درست است؟یا کدام یک درست تر است ؟روان شناسان هیجان تلاش کرده اند به این
سؤال پاسخ دهند ودو پاسخ پدیدار شده است .
دیدگاه دو سیستمی
یک پاسخ به سؤال “چه چیزی موجب هیجان می شود؟"این است که شناخت و عوامل زیستی هردو موجب هیجان می شوند . طبق دیدگاه باک (۱۹۸۴)،انسان هادو سیستم همزمان دارند که هیجان را فعال وتنظیم می کنند . یک سیتم ،سیستم فطری،خودانگیخته ،وفیزلوژیکی است که به صورت غیرارادی به محرک های هیجانی واکنش نشان می دهد . سیستم دیگر ،سیستم شناختی مبتنی بر تجربه است که به صورت تعبیری و اجتماعی واکنش نشان می دهد . سیستم فیزیولوژیکی هیجان در تاریخ تکامل انسان ابتدا به وجود آمده است (یعنی ،سیستم لیمبیک )،در حالی که سیستم شناختی هیجان بعدا"که انسان ها به طور فزاینده ای متفکر و اجتماعی شدند به وجود آمده است (یعنی قشر تازه مخ ). سیستم زیستی ابتدایی و سیستم شناختی جدید با هم ترکیب می شوند ومکانیزم هیجان دو سیستمی بسیار انطباق را به
وجود می آورند .
دیدگاه دو سیستمی در شکل ۴-۱۱ نشان داده شده است (باک ،۱۹۸۴).سیستم اول ،زیستی است منشاءآن به تاریخ تکامل باستانی گونه برمیگردد. اطلاعات حسی به سرعت ،خودکار ،وبه صورت ناهشیار توسط ساختارها وگذرگاه های زی قشری (یعنی لیمبیک )پردازش می شود . سیستم دوم ،شناختی است وبه تاریخچه اجتماعی و فرهنگی منحصر به فرد انسان بستگی دارد . اطلاعات حسی به صورت ارزیابی ،تعبیری وهشیار توسط گذرگاه های مغزی پردازش می شود . این دو سیستم هیجان مکمل هم هستند (نه رقیب هم )وبرای فعال

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:29:00 ق.ظ ]




به همین منظور برای اندازه‌گیری این شاخص از نسبت ریسک اعتباری استفاده می نماییم، ریسک اعتباری یکی از شاخص‌های مهم و تاثیر گذار در مدیریت ریسک اعتباری است از نسبت مجموع مطالبات سررسید گذشته، معوق و مشکوک الوصول بر کل مانده تسهیلات اعطایی به دست می‌آید. هر چه عدد حاصله این نسبت به صفر نزدیکتر باشد نشان دهنده بهبود وضعیت وصول مطالبات مدیریت شعب و حاکی از دوره متوسط وصول مطلوب و گردش وجوه در بانک و پرداخت تسهیلات صحیح توسط شعب استان می باشد.
پایان نامه

 

مجموع مطالبات سررسید گذشته، معوق و مشکوک الوصول
مجموع تسهیلات اعطایی

در تحقیقات انجام شده ای که این نسبت را مورد توجه قرار داده اند و نتایج مثبت و معنی داری هم به دنبال داشته است می توان به تحقیق خانم رستمی اشاره نمود که به نتایج معنی داری رسیده‌است.
مدیریت هزینه: یکی از مهمترین اجزای تشکیل دهنده کل هزینه ها در نظام بانکداری متعارف، هزینه های بهره ای است . به دلیل بررسی و آزمون تاثیر ارزش کل هزینه ها بر سودآوری بانک در تحلیل رگرسیونی مدل تحقیق، ارزش کل هزینه های بانک به کل دارایی ها تقسیم شده و حاصل این نسبت به صورت متغیری مستقل منظور گردیده است.

 

کل هزینه‌ها
مجموع داراییها

برخی از مطالعات انجام گرفته، نشان داده که رابطه‌ای مثبت بین ارزش کل هزینه ها و سودآوری بانک وجود دارد در این راستا در مطالعه استینهر و هیوونیرس در سال ۱۹۹۴، نسبت کل هزینه به داراییها به عنوان کارآیی مدیریت هزیته‌های بانک انتخاب شده است همچنین در مطالعه صورت گرفته در سال ۱۳۸۵ توسط باقری به این نتیجه رسیده بود که مدیریت کارای هزینه‌ها یکی از توزیع‌گرهای با معنی بر سودآوری بالای بانک می باشد. در نتیجه، با توجه به مطالعات داخلی و خارجی انجام شده که تاثیر با معنی این نسبت بر سودآوری را اثبات می‌کند انتظار می‌رود در تحقیق حاضر با معنی بودن و تاثیرگذاری این نسبت یر سودآوری مورد تایید مدل رگرسیونی باشد.
تعادل بین منابع و مصارف: در هر بانک سیاست‌ها و خط‌مشی‌هایی وجود دارد که در جهت حرکت هدفمند بانک توسط هیئت مدیره به تصویب می‌رسد؛ یکی از مهمترین سیاست‌ها در بانک‌ها، مشخص کردن درصد مصارف نسبت به حجم منابع جذب شده می باشد. در بانک نمونه درصد مصارف برابر با ۶۹% می باشد که برای اندازه گیری رعایت منابع به مصارف ابتدا باید میزان مجاز مصارف تعیین گردد لذا در گام اول از طریق فرمول زیر مبلغ انحراف منابع از مصارف را محاسبه می‌نماییم
مبلغ مجاز پرداخت تسهیلات – مبلغ پرداختی تسهیلات
سپس برای محاسبه نسبت انحراف منابع از مصارف با تقسیم مبلغ بدست آمده از فرمول بالا بر کل داراییها به نسبت مدنظر خواهیم رسید.(رستمی، ۱۳۹۰، ص۷۹).

 

مبلغ انحراف منابع از مصارف
مجموع داراییها

این نسبت یکی از شاخص های با اهمیت برای سنجش مدیریت شعب بانک نمونه می باشد که برای تعیین میزان حرکت مدیریت شعب در چارچوب استراتژی‌ها و برنامه‌های سازمان مفید می باشد؛ همچنین رستمی در تحقیق خود از این شاخص استفاده نموده است که تاثیر منفی و با معنی بر سودآوری بانک مورد مطالعه خود داشته است.
۳-۷-۲ متغیر وابسته
شاخص بازده دارایی ها به عنوان یکی از نسبت های مالی جهت سنجش میزان سودآوری بانک به شمار می آید که از حاصل تقسیم خالص درآمدها به کل دارایی های بانک بدست آمده و بیان کننده نسبت درآمدهای کسب شده از محل سرمایه گذاری های بانک است . در واقع بازده دارایی ها نشان دهنده نقش و تاثیر مدیریت بانک در کسب سود، از هر یک دلار سرمایه گذاری هایی که بانک انجام داده است، می باشد(هاسون، ۲۰۰۲)
استفاده از نسبت بازده دارایی‌ها می‌تواند مناسبترین تحلیل از عوامل سودآوری مدیریت شعب را دربر داشته باشد زیرا نسبت بازده حقوق صاحبان سهام به دلیل شناسایی و ارائه نشدن حقوق صاحبان سهام در صورتهای مالی مدیریت شعب می‌تواند بهترین شاخص برای اندازه‌گیری و نمایش دادن سودآوری باشد.

 

سود خالص
مجموع داراییها

سایر مطالعات انجام گرفته توسط بشیر و حسن(۲۰۰۴) و بن ناکور(۲۰۰۳) نیز موید اهمیت این شاخص در مقایسه نظام‌های بانکداری بوده بطوریکه این محققین نیز بازده دارایی‌ها را به صورت متغیری وابسته در مدل وارد کرده‌اند. همچنین اکثر تحقیقات داخلی انجام شده بازده دارایی‌ها را بعنوان شاخص اندازه گیری بر سودآوری قرار داده‌اند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:29:00 ق.ظ ]




که  تعداد المان‏های تشعشعی در یک موجبر واقع در ردیف mام است.
اگر تغذیه از کنار باشد، w=1 است و اگر تغذیه از وسط باشد، w=2. فرض کنید توان تشعشع شده بوسیله شکاف‏های یک زیرآرایه موجبری به صورت زیر باشد:
(۳.۲۶)
که A(m,n) ولتاژ یا جریان تحریک المان nام ردیف mام می باشد وKتعداد بخش های موجبری در m امین ردیف است. بنابراین  و  از روابط زیر بدست می‏آید:
پایان نامه - مقاله - پروژه
(۳.۲۷)
(۳.۲۸)
وقتی gو rبه کمک روابط فوق و با تعیین دامنه تحریک شکاف ها، معین شوند، جداول طراحی را می‏توان برای رسیدن به مقادیر اولیه ابعاد و مکان شکاف‏ها به کاربرد و سپس داده ها را optimizedنمود.
نرم افزارهای تجاری برای طراحی آرایه‏های شکاف‏دار وجود دارد. ولی در نظر گرفتن اثرات کوپلینگ متقابل و لبه‏ها در آرایه‏های بزرگ، هنوز مساله مهمی ‏است که روش‏های قطعی برای طراحی آن وجود ندارد. وقتی یک آرایه با قابلیت‏های بالا مد نظر باشد، مثلاً سطح لوب فرعی بسیار پایین، ممکن است نیاز به کدنویسی جهت بهینه نمودن ساختار باشد.

آرایه‏های روزنانسی با بهره گرفتن از شکاف اریب[۶۳] بر روی دیواره‏ کناری موجبر

این نوع شکاف‏ها در دیواره کناری موجبر تعبیه می‏شوند. شکاف‏ها جهت عملکرد در حالت رزونانس طراحی می‏شوند و طول آنها نزدیک به نصف طول موج است. از آنجا که ابعاد دیواره کناری موجبر معمولا کمتر از نصف پهنای آن است، شکاف در دیواره‏های پهن موجبر نیز فرو می‏رود. در این نوع آرایه‏ها نیاز به استفاده از spacerمیان موجبرهای مجاور است. مزیتی که این حالت نسبت به آرایه‏هایی با شکاف‏های روی بدنه پهن‏تر دارد، آن است که فاصله نزدیکتر المان‏ها سبب حذف grating lobe در این حالت می‏شود. این نوع آرایه ها از نظر پلاریزاسیون متقاطع نیز مشکلاتی دارند.

طراحی آرایه موجبری شکاف دار از نوع موج رونده

برخلاف آرایه های موجبری شکاف دار رزونانسی، این نوع آرایه های موج رونده از شرایط ایجاد رزونانس و یا امواج ایستان در موجبر پرهیز می‏کنند و به خاطر خاصیت موج روندگی این آرایه ها دارای پهنای باند فرکانسی خوبی می باشند. شکاف‏های آرایه‏های موج رونده به اندازه مقداری بیشتر یا کمتر از نصف طول موج موجبر نسبت به یکدیگر فاصله دارند. اما مشابه با حالت آرایه‏های رزونانسی، در این مورد نیز از شکاف‏های رزونانسی استفاده می‏شود تا عملکرد آرایه از لحاظ پهنای باند فرکانسی افزایش یابد. یک بار تطبیق در انتهای موجبر قرار داده می‏شود تا از ایجاد بیم ثانویه ناشی از امواج برگشتی جلوگیری نماید. همچنین تلاش‏های زیادی باید صورت پذیرد تا از انعکاس از هر شکاف و انعکاس از Terminationجلوگیری به عمل آید.
فاصله میان شکاف‏ها، نزدیک و نه برابر با نصف طول موج موجبری انتخاب می‏شود تا انعکاس توانی که از هر شکاف صورت می گیرد به صورت هم فاز در ورودی جمع نشوند. این امر باعث می شود که اختلاف فازی کمتر یا بیشتر از ۱۸۰- درجه بین شکاف ها برقرار شود. از طرفی پلاریته شکاف‏های مجاور بایستی عکس یکدیگر باشدکه منجر به ۱۸۰ درجه اختلاف فاز دیگر بین شکاف ها می شود.[۱] این دو مسئله باعث می شود که در نهایت اختلاف فازی کمتر یا بیشتر از صفر(۳۶۰) درجه بین شکاف ها برقرار شود و باعث می شود بیم اصلی به زاویه ای که مقداری با زاویه broadside اختلاف دارد اشاره کند. برای مثال شکاف‏های طولی موازی در طرفین خط وسط موجبر به صورت یک در میان قرار می‏گیرند و یا شکاف‏های موازی روی دیواره کناری با زاویه‏های مثبت و منفی نسبت به خط عمود بر دیواره قرار می‏گیرند.
دو نوع آرایه آنتن شکاف دار موج رونده در حالت کلی وجود دارد:
۱- آرایه با فاصله یکنواخت[۶۴] میان شکاف‏ها که جهت ایجاد یک بیم باریک با سطح لوب فرعی پایین مناسب است.
۲- آرایه با فاصله غیر یکنواخت[۶۵] میان شکاف‏ها که در طراحی بیم های شکل یافته (شکل دهی پرتو[۶۶]) مورد استفاده قرار می‏گیرد.
شکاف‏های موازی طولی، شکاف‏های موازی در دیواره کناری و شکاف‏های سری در هر دو نوع آرایه از نوع موج رونده قابل استفاده است.
آرایه‏های موج رونده همواره از کنار تغذیه می‏شوند و در انتها یک بار تطبیق قرار داده می شود. این آرایه ها را نمی توان از وسط تغذیه کرد. برای توضیح موضوع در شکل ۱۱-۳ یک آرایه موج رونده با شکاف های اریب روی دیواره کناری موجبر برای زاویه ۸۵ درجه با توزیع تیلور در طول آرایه،طراحی شده و در نرم افزار CST شبیه سازی شده است. به گونه ای که آرایه از وسط و توسط یک T-junction تغذیه می شود. طراحی این آرایه به گونه ای بوده است که فرض شده است که توان ۱w وارد آرایه شده و نصف توان وارد شاخه سمت چپ و نصف دیگر وارد شاخه سمت راست شده است و با بهره گرفتن از فرمول هایی که در مورد آنها بحث خواهد شد این آرایه طراحی شده است.
همانطور که دیده می شود پترن در راستای سمت از از دو پترن اصلی که به طور متقارن در دو طرف محور عمود بر آرایه ( broadside ) قرار گرفته اند تشکیل شده است. این امر به خاطر این است که این آرایه موج رونده از دو شاخه تشکیل شده است که شبیه به هم بوده و هر دو برای یک زاویه خاص مشابه به هم طراحی شده اند. فاصله بین شکاف ها و در نتیجه اختلاف فاز بین آن ها در هر دو شاخه یکسان می باشد. از طرف دیگر شاخه سمت چپ، از راست به چپ تغذیه شده و شاخه سمت راست، از چپ به راست تغذیه می شود. این امر باعث می شود که در حالت کلی ما دو آرایه موج رونده کنار هم داریم که مثل اینست که یکی برای زاویه ۸۵ و دیگری برای زاویه ۹۵ درجه طراحی شده است و در نتیجه آرایه دارای دو بیم اصلی می شود. برای رفع این مشکل یکی از شاخه ها را می توان خم کرد یعنی زاویه بین دو شاخه را کمتر از ۱۸۰ درجه کرد و دو بیم اصلی را روی یکدیگر قرار داد که نگه داشتن شاخه ها در این حالت از لحاظ عملی مشکل می باشد.یا می توان یکی از شاخه را مثلا برای زاویه ۸۵ درجه و دیگری را برای زاویه ۹۵ درج طراحی کرد که در آن صورت فاصله بین شکاف ها در هر دو شاخه برابر هم نخواهد شد وتعداد شکاف ها روی یکی بیشتر از دیگری خواهد شد. در این حالت ممکن است با مقداری اختلاف در فاصله بین شکاف های در دو شاخه که ممکن است به دلیل تالرانس ساخت به وجود آید دو بیم اصلی روی هم نیفتند. به همین دلایل معمولا این آرایه ها را به گونه ای طراحی می کنند که از یک طرف تغذیه شده و در طرف دیگر یک بار تطبیق قرار دارد.

شکل ۳-۱۱ : آرایه موج رونده ای که از وسط تغذیه می شود

شکل ۳-۱۲ : پترن آرایه موج رونده تغذیه از وسط
در آرایه های موج رونده، شیفت فاز پیش رونده میان المان ها که با فرکانس تغییر می‏کند، سبب می‏شود بیم اسکن نماید و راستای بیم اصلی با فرکانس تغییر کند. همانطور که توان به موجبر کوپل می‏شود، اولین شکاف مقداری توان را به بیرون کوپل می‏کند و مقداری منعکس شده و باقیمانده توان به شکاف بعدی می‏رسد و به همین ترتیب ادامه می‏یابد. لحظه ای که توان باقی مانده به آخرین شکاف می‏رسد، آن شکاف باید بیشتر آن را کوپل نماید تا به سطح تحریک مورد نظرش برسد.
از آنجایی که عوامل زیادی وجود دارد که میزان توانی را که از یک شکاف به شکاف بعدی می‏رسد، تحت تأثیر قرار می‏دهد و از آنجا که غیر ممکن است آخرین شکاف صد در صد توان باقی مانده را تشعشع کند، لذا آرایه را معمولاً با این فرض طراحی می‏کنند که بین ۵ تا ۱۰ درصد کل توان بوسیله بار تطبیق جذب شود. این مسأله به پایداری تحریک شکاف‏های آخر کمک می‏کند.
فرایند تعیین رسانایی، یا مقاومت شکاف ها را می‏توان با این فرض که موجبر را بدون تلفات و ضریب انعکاس ناشی از هر شکاف را ناچیز فرض نمود، ساده کرد. معادله زیر که توان ورودی به موجبر را نشان می‏دهد، در نظر بگیرید[۱]:
(۳.۲۹)
که در رابطه فوق، Pinتوان ورودی به موجبر ،  توان تشعشع شده بوسیله همه شکاف‏ها در راستای موجبر ،  توان جذب شده بوسیله بار در انتهای موجبر و  توان نرمالیزه تشعشع شده بوسیله شکاف iام است که با رابطه که تحریک شکاف iام است محاسبه می‏شود. Kفاکتور کالیبراسیون توان است که از رابطه زیر بدست می‏آید:
(۳.۳۰)
اگر شکاف شماره (۱)، نزدیک‏ترین شکاف به محل تغذیه باشد، رسانایی شکاف اول از رابطه زیر بدست می‏آید:
(۳.۳۱)
رسانایی شکاف دوم با کم کردن توان جذب شده بوسیله شکاف اول محاسبه می‏شود:
(۳.۳۲)
این فرایند تا شکاف Nام ادامه می‏یابد. به عبارتی رسانایی شکاف Nام برابر است با:
(۳.۳۳)
نکته قابل توجه آن است که این طراحی تقریبی تنها در صورتی صحیح است که رسانایی رزونانس بزرگترین شکاف یا  ، رابطه زیر را محقق نماید [۳۹,۴۰]:
(۳.۳۴)
که dفاصله میان المان ها است و  و طول موج موجبری است.
در این صورت انعکاس توان از شکاف ها بسیار کم می باشد و روابط بالا را می توان برای طراحی به کار برد.
برای آرایه‏هایی که تعداد شکاف‏ها بر روی هر قسمت موجبر زیاد باشد، تعیین رسانایی ها با معادلات بالا بسیار دقیق است چرا که اندازه رسانایی شکاف ها کوچک بوده و در نتیجه اندازه توان منعکس شده از هر کدام از شکاف ها بسیار کم می باشد. اما وقتی تعداد المان ها کمتر باشد، اندازه رسانایی ها بالا رفته و مقدار بیشتری توان از هر شکاف منعکس می شود وروابط بالا دیگر دقیق نیست و اندازه VSWR بالا می رود. پس روش طراحی بالا برای آرایه ی بزرگ با پهنای بیم باریک دقیق می باشد.

طراحی آرایه موجبر شکاف دار از نوع موج رونده با فاصله یکنواخت میان عناصر

آرایهموج رونده از نوع یکنواخت را می‏توان برای طراحی یک بیم باریک با سطح لوب فرعی پایین با پهنای باند بیشتر نسبت به آرایه موجبر شکاف‏دار رزونانسی، مورد استفاده قرار داد.
اگر انعکاس میان المان ها قابل صرفنظر باشد، یک اختلاف فاز ثابت میان المان‏ها ایجاد می‏شود که در نتیجه یک شیفت فاز پیش رو در طول آرایه رخ می‏دهد. از رابطه (۳۴.۲) اگر بخواهیم راستای ماکزیمم پترن آرایه در راستای باشد، داریم :
(۳۵.۳)
که اختلاف فاز بین شکاف ها می باشد. به دلیل چیدمان +،- بین شکاف ها اختلاف فاز بین شکاف ها را می توان به صورت زیر نوشت[۱]:
(۳۶.۳)
که L فاصله بین شکاف ها می باشد.
از این رو از رابطه (۳۵.۳) نتیجه می شود که :
(۳۷.۳)
که λ طول موج در فضای آزاد و طول موج موجبری می باشد.
البته رابطه بالا در صورتی صحیح است که منظور از زاویه broadside ، ۹۰ درجه باشد. . تاثیر فاصله المان‏ها بر روی زاویه اسکن به صورت زیر است.
فرض کنید dبرابر  در فرکانس  باشد، بنابراین زاویه اسکن برابر نود درجه خواهد بود. حال فرض کنید برای همان فرکانس  ،  باشد. حداکثر مقدار بیم در این حالت در زاویه‏ای که به سمت بار انتهای موجبر منحرف شده است، قرار می‏گیرد. وقتی فاصله میان المان ها به گونه‏ای انتخاب شود که کمتر از  باشد، ماکزیمم بیم در زاویه‏ای به سمت تغذیه موجبر منحرف می‏شود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:29:00 ق.ظ ]




ماده۳ـ مرکز اصلی صندوق شهر تهران است و در تهران و یا سایر نقاط کشور شعبه ای ندارد.
ماده۴ـ صندوق با تابعیت ایرانی تأسیس شده و دارای شخصیت حقوقی مستقل و استقلال اداری و مالی بوده و براساس مفاد این اساسنامه و سایر قوانین و مقررات مربوط فعالیت می نماید.
فصل دوم ـ وظایف و اختیارات صندوق
ماده۵ ـ وظایف و اختیارات صندوق عبارت است از:
الف ـ ضمانت سپرده‌های هر شخص اعم از ریالی و ارزی در هر مؤسسه اعتباری به استثنای سپرده‌های مذکور در ماده (۶) این اساسنامه.
تبصره ـ سقف تضمین برای هریک از سپرده گذاران به پیشنهاد هیئت امناء به تصویب هیئت وزیران می رسد.
دانلود پایان نامه
ب ـ دریافت حق عضویت از مؤسسات اعتباری.
پ ـ پرداخت سپرده‌ها پس از اعلام کمیته اضطرار.
ت ـ سرمایه گذاری در اوراق مالی ضمانت شده توسط بانک مرکزی و یا دولت حداکثر تا سقف هفتاد درصد منابع صندوق و صرفاً در مواقعی که منابع صندوق آزاد بوده و تعهدی بر ذمه صندوق وجود نداشته باشد. خرید اوراق یادشده در آخرین روز فروش اوراق مذکور مجاز است.
تبصره ـ بانک مرکزی در صورت عدم تکافوی منابع صندوق برای ایفای تعهدات می تواند پس از تأیید هیئت عامل بانک مرکزی و تصویب هیئت وزیران بخشی از منابع مالی صندوق را به صورت تسهیلات تأمین نماید.
ماده۶ ـ سپرده‌های زیر، مشمول ضمانت صندوق نمی شوند:
الف ـ سپرده‌های تودیع شده نزد مؤسسات اعتباری توسط مؤسسات اعتباری دیگر
ب ـ سپرده‌های متعلق به دستگاه های دولتی
پ ـ سپرده‌های متعلق به مؤسسات و نهادهای عمومی غیردولتی
ت ـ سپرده‌های متعلق به شرکتهای بیمه ، صندوقهای بازنشستگی، صندوقهای سرمایه گذاری مشترک، شرکتهای تأمین سرمایه، شرکتهای سرمایه گذاری و شرکتهایی که مؤسسه اعتباری به طور مستقیم حداقل ده درصد (۱۰%) از سهام آن شرکت را در تملک دارد.
ث ـ سپرده‌های متعلق به صاحبان بیش از یک درصد سهام مؤسسه اعتباری و افراد تحت تکفل آنها که در همان مؤسسه اعتباری تودیع شده باشد.
ج ـ سپرده‌های متعلق به مدیرعامل، قائم مقام مدیرعامل، اعضای هیئت مدیره، هیئت عامل یا نمایندگان آنها و بازرس یا بازرسان قانونی مؤسسه اعتباری و افراد تحت تکفل آنها که در همان مؤسسه اعتباری تودیع شده باشد.
چ ـ سپرده‌های متعلق به حسابرس مستقل مؤسسه اعتباری اعم از حقیقی و حقوقی و صاحبان امضای گزارش حسابرسی و افراد تحت تکفل آنها که در همان مؤسسه اعتباری تودیع شده باشد.
ح ـ سپرده‌های متعلق به اعضای ارکان صندوق و افراد تحت تکفل آنها.
خ ـ سپرده‌هایی که ناشی از ارتکاب جرم پولشویی یا تأمین مالی تروریسم بوده و درخصوص آنها حکم قطعی از مراجع صالح قضایی صادر شده باشد.
د ـ سپرده‌های مسدود شده به موجب حکم قضایی.
ذ ـ سپرده‌هایی که به عنوان وثیقه نزد مؤسسه اعتباری نگهداری می شوند.
تبصره ـ تشخیص و احراز هر یک از موارد مذکور بر عهده صندوق می باشد.
فصل سوم ـ ارکان صندوق
ماده۷ـ ارکان صندوق عبارتند از:
الف ـ هیئت امنا
ب ـ هیئت مدیره
پ ـ مدیرعامل
ت ـ بازرس قانونی
ماده۸ ـ اعضای هیئت امنای صندوق از هفت نفر به شرح زیر تشکیل می شود:
الف ـ رییس کل بانک مرکزی به عنوان رییس هیئت امنا
ب ـ وزیر امور اقتصادی و دارایی یا معاون وی
پ ـ معاون برنامه ریزی و نظارت راهبردی رییس جمهور یا معاون وی
ت ـ دادستان کل کشور یا معاون وی
ث ـ عضو هیئت عامل ناظر بر بخش نظارت بانک مرکزی
ج ـ یک نفر از مدیران عامل بانکهای دولتی به انتخاب وزیر امور اقتصادی و دارایی
چ ـ یک نفر از مدیران عامل بانکهای غیردولتی به انتخاب وزیر امور اقتصادی و دارایی
تبصره ـ دوره تصدی هریک از نمایندگان مذکور در بندهای (ج) و (چ) دو سال بوده و انتخاب مجدد آنها بلامانع است.
ماده۹ـ جلسات هیئت امنای صندوق با دعوت رییس هیئت امنا و با حضور حداقل پنج عضو رسمیت یافته و تصمیمات آن حداقل با چهار رأی معتبر است. هیئت امنا در هر سال حداقل یک بار تشکیل جلسه می دهد.
ماده۱۰ـ وظایف و اختیارات هیئت امنا به عنوان بالاترین رکن صندوق با رعایت قوانین و مقررات مربوط به شرح زیر است:
الف ـ تعیین خط مشی‌ها، سیاستها و برنامه‌های صندوق و اعمال نظارت بر فعالیتهای آن
ب ـ بررسی گزارش عملکرد سالیانه هیئت مدیره و بازرس قانونی و اخذ تصمیمات مقتضی
پ ـ بررسی و تصویب بودجه سالانه صندوق که از سوی هیئت مدیره پیشنهاد می شود و نیز صورت‌های مالی با توجه به گزارش بازرس قانونی
ت ـ بررسی و تصویب ساختار و تشکیلات صندوق و تغییرات آتی آن
ث ـ تعیین و عزل اعضای هیئت مدیره به پیشنهاد رییس هیئت امنا

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:28:00 ق.ظ ]




۳۴۶/۱۲

 

۰۱۸/۲۲

 

۹۵۰/۴۹

 

 

 

شبکه و ارزیابی

 

۷۵۱/۹

 

۲۴۳/۱۷

 

۱۹۳/۶۷

 

 

 

همانطور که یافته­های جدول ۲۰٫۴ نشان می­دهد؛ هر یک از عوامل شناسایی شده به ترتیب ۹۳۲/۲۷، ۰۱۸/۲۲، و ۷۵۱/۱۷ درصد و در مجموع ۱۹۳/۶۷ درصد از واریانس کل را برآورد و تبیین می­نمایند لذا نتیجه می­ شود که بین سازه نظری و تجربی پژوهش انطباق وجود دارد و داده ­ها برای تحلیل عاملی مناسب می­باشند (در استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی، روش استخراج، روش تجزیه و تحلیل مؤلفه­ های اصلی[۱۰۰] می­باشد). پرسشنامه شایستگی مربی، پرسشنامه­ای استاندارد می­باشد که پیش از این در پژوهش مارگارت بلاستورا مورد استفاده قرار گرفته است. اعتبار و روایی نسخه ترجمه شده این پرسشنامه از طریق راهنمائی‌های ارزنده جمعی از اساتید و خبرگان دانشگاهی رشته­ های مرتبط و نیز منابع موجود اعم از کتب و مقالات و منابع الکترونیکی و نیز استناد به برخی پرسشنامه ­های استاندارد، معتبر و پرکاربرد، سنجیده و مورد تأیید واقع شد و نتایج حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی شاخص شایستگی مربی، گویای اعتبار سازه این پرسشنامه می­باشد.
پایان نامه - مقاله - پروژه
۴٫۲٫۴٫ تحلیل عاملی تأییدی
در تحلیل عاملی تأییدی پژوهشگر به دنبال تهیه مدلی است که فرض می­ شود داده ­های تجربی را بر پایه چند پارامتر بسیار اندک توصیف، تبیین یا توجیه می­ کند. در واقع تحلیل عاملی تعیین می­ کند که داده ­ها با یک ساختار عاملی معین که در فرضیه آمده، هماهنگ هستند یا نه؟
۱٫۴٫۲٫۴٫ تحلیل عاملی تأییدی شاخص شایستگی مربی
به منظور تحلیل عاملی شاخص شایستگی مربی از نرم­افزار LISREL استفاده می­ شود که خروجی آن برازش مدل را در حالت تخمین استاندارد ارائه می­ شود.
جدول ۲۱٫۴٫ نتایج تحلیل عاملی تأییدی شاخص شایستگی مربی

 

 

شاخص­ های برازش

 

 

 

 

 

P-value

 

RMESA

 

AGFI

 

GFI

 

NFI

 

 

 

۹۳۱/۰

 

۴۷۱/۰

 

۰۰۱/۰

 

۹۷/۰

 

۰۰/۱

 

۹۳/۰

 

 

 

همانطور که یافته­های جدول ۲۱٫۴ نشان می­دهد؛ نسبت آماره آزمون کای دو به درجه آزادی آن کمتر از ۳ می­باشد لذا نتیجه می­ شود که تفاوت کمی بین مدل مفهومی پژوهش با داده ­های مشاهده شده وجود دارد. مقدار شاخص ریشه مجذور میانگین خطای تقریب (RMSEA)، ۰۰۱/۰ محاسبه شده که با توجه به اینکه حد مجاز این شاخص حداکثر ۰۹/۰ می­باشد لذا مناسب بودن مدل تأیید می­ شود. مقدار شاخص برازندگی مدل GFI، تعدیل شده این شاخص AGFI و نیز شاخص بنتلر-بونت NFI نیز به ترتیب ۰۰/۱، ۹۷/۰ و ۹۳/۰ محاسبه شده با توجه به اینکه حد مجاز هر یک از این آماره­ها حداقل ۹/۰ می­باشد لذا مناسب بودن مدل تأیید می­ شود.
بارهای عاملی مدل در حالت تخمین استاندارد، میزان تأثیر هر کدام از گویه ­ها یا سئوالات پژوهش را توضیح و میزان تبیین واریانس نمرات متغیر یا عامل اصلی را نشان می­دهد. به عبارت دیگر بارهای عاملی نشان دهنده میزان همبستگی هر گویه با متغیر مکنون (عامل) می­باشد. شکل ۱۶٫۴ بارهای عاملی هر یک از سئوالات شاخص شایستگی مربی را نشان می­دهد.

شکل ۱۶٫۴٫ تحلیل عاملی تأییدی شاخص شایستگی رهبری
۲٫۴٫۲٫۴٫ تحلیل عاملی تأییدی شاخص خودکارآمدی رهبری
به منظور تحلیل عاملی تأییدی شاخص خودکارآمدی رهبری از نرم­افزار LISREL استفاده می­ شود که خروجی آن برازش مدل را در حالت تخمین استاندارد ارائه می­ شود.
جدول ۲۲٫۴٫ نتایج تحلیل عاملی تأییدی شاخص خودکارآمدی رهبری

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:28:00 ق.ظ ]




شکل ۲- ۱: آرایه ای از آنتن­های گیرنده ۶
شکل ۲- ۲: مکانیزم تزویج بین آنتن m و n در مود فرستندگی ۹
شکل ۲- ۳:مکانیزم تزویج بین آنتن m و n در مود گیرندگی ۱۰
شکل ۳- ۱: سیم نازک به عنوان آنتن گیرنده ۲۵
شکل ۴- ۱: طرز قرار گرفتن چهار سیم در یک آرایه ۳۱
شکل ۴- ۲: توابع زیردامنه­ای مستطیلی ۳۵
شکل ۴-۳: توابع زیردامنه­ای مثلثی ۳۶
شکل ۴- ۴: توابع زیردامنه­ای سینوسی ۳۶
شکل ۴- ۵: فولدد دایپل ۴۲
شکل ۴- ۶: افزودن بار به وسط سیم ۴۴
شکل ۵- ۱: نمودار یک تابع مفروض برای انتگرال­گیری ۴۸
پایان نامه - مقاله - پروژه
شکل ۵- ۲:دامنه­ یک تابع دوبعدی برای انتگرال­گیری ۴۹
شکل ۵- ۳: نمای Help Form نرم افزار ۵۱
شکل ۵- ۴. نمای پنجره­ی Basic Information نرم­افزار ۵۲
شکل ۵- ۵: نمای پیغام پایان محاسبات ۵۴
شکل ۵-۶: نمای load Results نرم­افزار ۵۵
شکل ۵- ۷: نمایی از طریقه­ی نمایش یک جواب نمونه ۵۶
شکل ۶- ۱: نحوه­ چیدمان آرایه­ی چهار آنتن یاگی- اودا ۵۹
شکل ۶- ۲: اندازه­ جریان محاسبه شده روی سیم­های آنتن
یاگی- اودا بوسیله­ی ۵۹
شکل ۶- ۳: اندازه­ جریان محاسبه شده روی سیم­های آنتن یاگی- اودا
بوسیله­ی نرم­افزار طراحی شده ۶۰
شکل ۶-۴: فاز جریان محاسبه شده روی سیم­های آنتن یاگی- اودا بوسیله­ی ۶۰
عنوان صفحه
شکل ۶-۵: فاز جریان محاسبه شده روی سیم­های آنتن یاگی- اودا بوسیله­ی
نرم­افزار طراحی شده ۶۱
شکل ۶-۶: قسمت حقیقی جریان محاسبه شده روی سیم­های
آنتن یاگی- اودا بوسیله­ی ۶۲
شکل ۶-۷: قسمت حقیقی محاسبه شده روی سیم­های آنتن
یاگی- اودا بوسیله­ی نرم­افزار طراحی شده ۶۲
شکل ۶-۸: قسمت موهومی جریان محاسبه شده روی سیم­های
آنتن یاگی- اودا بوسیله­ی ۶۳
شکل ۶-۹: قسمت حقیقی محاسبه شده روی سیم­های آنتن یاگی- اودا
بوسیله­ی نرم­افزار طراحی شده ۶۳
شکل ۶ -۱۰: درصد اختلاف ولتاژ در ترمینال دایپل برای N از ۵ تا ۱۵۰ ۶۵
شکل ۶ – ۱۱: درصد اختلاف ولتاژ در تمام نقاط دایپل برای N از ۵ تا ۱۵۰ ۶۳
شکل ۶- ۱۲: برخورد یک جبهه­موج الکترومغناطیسی با یک آنتن
یاگی- اودا با دو رفلکتور و سه دایرکتور ۶۶
شکل ۶- ۱۳: تخمین اندازه(منحنی بالا) و فاز(منحنی پایین) جریان القا شده
روی سیم­های آنتن با تابع پایه پالس و N=80 66
شکل ۶- ۱۴: تخمین اندازه(منحنی بالا) و فاز(منحنی پایین) جریان القا شده
روی سیم­های آنتن با تابع پایه مثلثی و N=30 67
شکل ۶- ۱۵: تخمین اندازه (منحنی بالا) و فاز (منحنی پایین) جریان القا شده
روی سیم­های آنتن با تابع پایه سینوسی و N=20 67
شکل ۶- ۱۶: مقایسه­ تخمین اندازه(منحنی بالا) و فاز(منحنی پایین) جریان
القا شده روی سیم­های آنتن با سه تابع پایه پالس، مثلثی و سینوسی ۶۸
شکل ۶- ۱۷: چیدمان چهار فولدد دایپل به فاصله­ی ۰.۲ از هم ۶۹
شکل ۶- ۱۸: تغییر اندازه­ ولتاژ ترمینال در چهار فولدد دایپل فوق در
دو حالت با تزویج و بدون تزویج در اثر تغییر زاویه­ی ورود جبهه­موج ۷۰
شکل ۶- ۱۹: تغییر فاز ولتاژ ترمینال در چهار فولدد دایپل فوق در حالت
بدون تزویج در اثر تغییر زاویه­ی ورود جبهه­موج ۷۰
شکل ۶- ۲۰: تغییر فاز ولتاژ ترمینال در چهار فولدد دایپل فوق در حالت
با تزویج در اثر تغییر زاویه­ی ورود جبهه­موج ۷۱
شکل ۶- ۲۱: چیدمان چهار فولدد دایپل به فاصله­ی ۰.۳ از هم ۷۲
عنوان صفحه
شکل ۶- ۲۲: تغییر اندازه­ ولتاژ ترمینال در چهار فولدد دایپل فوق در

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:28:00 ق.ظ ]




علاوه بر الزامات عملکردی مورد نیاز برای پیاده سازی موثر طرح جامع شهر تهران، دسته دیگری از داده ها بر وجود الزاماتی دلالت داشت که ساختار قانونی، مدیریتی و اجرایی شهر را نیازمند تغییراتی می دید. از نمونه این داده ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:
پایان نامه - مقاله - پروژه
لزوم اعمال ضوابط و مقررات هماهنگ برای کلیه “مراکز جمعیت و فعالیت ” واقع در این حریم و عدم تعیین حریم جداگانه برای کانون های جمعیتی و کلیه سکونتگا ه های موجود در آن، از طریق تهیه طرح حریم در قالب طرح جامع تهران، همراه با ضوابط و مقررات ساخت و ساز."(۱.۱۴)
نظام حقوقی و اصلاحات ساختاری (مرتبط با دولت و مجلس)“(۱.۹۴)
مشارکت دادن شورای اسلامی شهر تهران در وضع هرگونه ضابطه، دستورالعمل، اعلام برنامه ها“(۱.۸۳)
تدوین قوانین، مقررات و مصوبات خاص و متناسب با نیازهای ویژه کلانشهر تهران (پایتخت ) و اصلاح قوانین، مقررات و مصوبات موجود“(۱.۹۵)
فراهم نمودن زمینه یکپارچگی در حوزه سیاستگزاری و اجراء میان دستگاه های ذیربط و ذیمدخل در نظام مدیریت شهری، در اجرای ماده ۱۳۷ قانون برنامه چهارم توسعه“(۱.۹۶)
اصلاح تقسیمات کشوری شهرستان های تهران، ری و شمیرانات، به نحوی که محدوده شهر تهران در یک شهرستان واقع شود“(۱.۹۸)
بازنگری و بهنگام سازی طرح مجموعه شهری تهران و تدوین نظام مدیریت آن توسط مراجع ذیربط و به مورد اجرا گذاشتن آنها، با همکاری وزارت مسکن و شهرسازی، وزارت کشور، استانداری تهران و شهرداری تهران."(۱.۱۰۰)
به منظور برقراری فرایندی پویا و مستمر در هدایت و راهبری دائمی تحولات کالبدی - فضائی و عملکردی شهر تهران و رفع نیازهای بهنگام مدیریت شهری آن، و نظارت بر تحقق کامل طر ح های جامع و تفصیلی مصوب شهر، و تهیه طرح های موضعی و موضوعی آن، مدیریت شهری تهران (شورای اسلامی شهر و شهرداری )، با همکاری و مشارکت وزارت مسکن و شهرسازی، نسبت به ایجاد رسمی و قانونی “نهاد (دائمی) مطالعات و تهیه طر ح های توسعه شهری تهران” و در تداوم همکار ی ها و فعالی ت های گذشته که در فرایند تهیه طر ح های جامع و تفصیلی شهر تهران شکل گرفته است، اقدام خواهند نمود“(۱.۱۰۹)
مدیریت واحد و یکپارچه مجموعه شهری“(۸.۰۷)
از دیدگاه نظر تمرکز زدائی و واگذاری اختیار به سطوح پایین تر از ملی و مرکز مستلزم نهاد سازی است."(۳.۰۶)
شرط اول تحقق طرح: ایجاد مدیریت یکپارچه مجموعه شهری“(۷.۰۸)
بازنگری سایر ضوابط و مقررات ناظر بر استقرار صنایع در استان تهران براساس شرایط نوین اقتصادی، با توجه ویژه به صنایع متکی بر فناوری­های پیشرفته و رعایت سقف جمعیتی مصوب مجموعه شهری تهران با رعایت قوانین و مقررات مربوط“(۷.۱۷)
و
تمامی داده هایی که اشاره به این نوع از الزامات داشتند تحت تمی با عنوان “الزامات ساختاری پیاده سازی موثر طرح جامع شهر تهران” دسته بندی شدند.
۴-۳-۷ تم های نوع G :پیاده سازی و کنترل استراتژی
دسته نهایی تم های مورد توجه در این بخش از پژوهش آن دسته از داده هایی را در بر می گیرد که به نوعی توجه تدوین کنندگان طرح جامع شهر تهران را به مسائل مربوط به پیاده سازی و کنترل طرح نشان می دهد. از توجه به سازوکارهای تامین مالی طرح تا توجه به سازوکارهای اجرایی و مکانیسم های کنترلی که با ارائه بازخورد مناسب به اصلاحات مورد نیاز برای تاثیرگذاری بیشتر طرح جامع شهر تهران کمک کنند.
۴-۳-۷-۱ تم G-1: تمهیدات مالی طرح جامع شهر تهران
این تم از داده هایی تشکیل شده است که به نوعی بار مالی داشته و به بیان کدهایی در مورد این موضوع پرداخته اند و نشان دهنده این امر هستند که تدوین کنندگان طرح جامع شهر تهران از توجه به این گونه مسائل غافل نبوده اند.
داده هایی مانند:
جایگزینی منابع پایدار درآمد برای تأمین هزینه های اداره شهر با کاهش تدریجی سهم درآمد از ساخت وساز مسکونی (رویه فروش تراکم قبلی)، به ویژه با رونق اقتصاد شهری در پهنه های فعالیت و دستیابی به حداکثر تنوع اقتصادی در این پهنه ها."(۱.۴۰)
ایجاد صندوق های محلی اعتباری مسکن با مشارکت شهرداری تهران و سایر دستگا ه های ذیربط در جهت تأمین مسکن افراد کم درآمد“(۱.۸۶)
احصاء و احیاء حق مرغوبیت، ارزش افزوده و عایدی حاصل از عملیات توسعه و عمران شهری، در اخذ انواع مالیاتهای اجاره بها، نقل و انتقال و ساخت و ساز و امثال آن."(۱.۸۹)
پرداخت سهم شهروندی دولت و هزین ه های پایتخت نشینی آن به شهردار ی ، معادل انواع عوارض قانونی شهر و عوارض نوسازی، دریافتی از سایر شهروندان تهرانی."(۱.۹۰)
کلیه اعتبارات ارزی و ریالی مربوط به بخش حمل و نقل و ترافیک تهران و حومه که در بودج ه های سالیانه و ) برنامههای پنج ساله مجلس شورای اسلامی م صوب و ابلاغ خواهد شد و سایر مصوبات که اجرای آنها مستلزم دخالت شهرداری تهران است، مستقیماً و از طریق مراجع ذیربط در اختیار شهرداری قرار گیرد، تا رأساً از طریق مبادله موافقتنامه با معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری، هزینه نماید."(۱.۱۰۲)
نهاد سازی در نظام درآمد- هزینه استان صورت گرفته است."(۳.۰۷)
و
این داده ها و داده های مشابه آن ها ذیل تم “تمهیدات مالی طرح جامع شهر تهران” دسته بندی شد.
۴-۳-۷-۲ تم G-2: تمهیدات اجرایی طرح جامع شهر تهران:
این تم از مجموع داده هایی شکل گرفته است که به نوعی اشاراتی به درنظر گرفتن سازوکارهایی برای اجرا و پیاده سازی طرح جامع شهر تهران توسط تدوین کنندگان طرح دارند. چند نمونه از این داده ها در زیر مورد اشاره قرار گرفته است:
حسب مورد و بنا به اهمیت طرح، پس از تأیید کمیسیون ماده ( ۵) شهر تهران، طرحهای مذکور به تصویب نهایی شورایعالی شهرسازی و معماری ایران نیز خواهد رسید."(۱.۸۲)
احیاء قوانین مالیات مستغلات و قانون مالیات بر اراضی بایر در اشکال جام ع تر برای جلوگیری از بور س بازی و بدون استفاده ماندن اراضی شهری و هر گونه مستغلات“(۱.۸۸)
الزامات اجرائی“(۱.۱۰۵)
مدیریت شهری تهران موظف است، برای اجرائی شدن شروط تحقق پذیری طرح جامع شهر تهران به شرح فوق و عملیاتی شدن آنها، در جهت تهیه لوایح، طرح ها و پیشنهادات لازم با همکاری، مشارکت و تفاهم دستگاه های ذیربط در قوه مجریه، قوه قضائیه و قوه مقننه و شورایعالی استان ها، اقدام و ترتیبی اتخاذ نماید تا کلیه این الزامات در حداقل زمان ممکن و حداکثر تا پایان سال ۱۳۸۷ ، از طریق تصویب لوایح و طر ح های لازم در مجلس و اخذ مصوبات مورد نیاز از هیأت وزیران و سایر مراجع و به مورد اجراء گذاشتن آنها، اقدامات لازم را به عمل آورده، هر سه ماه یکبار نتیجه اقدامات خود را به شورایعالی شهرسازی و معماری ایران گزارش نماید."(۱.۱۰۶)
شهرداری تهران موظف است، با همکاری و هماهنگی اداره کل بازرگانی استان تهران و سایر دستگاه های ذیربط و تشکل های صنفی و به منظور تعیین موقعیت های مکانی مناسب برای عملکردهای مجاز و مورد نیاز مردم در سطوح مختلف و در مقیاس محلی، ناحیه ای، منطقه ای و فرامنطقه ای (شهری و فراشهری)، گروه های کاربری و عملکردی را با توجه به سازگار ی و یا تزاحم همجواری فعالیت ها نسبت به یکدیگر یا نسبت به سکونت، طبقه بندی تا فعالیت های همخوان در مقیاس مناسب و در یک گروه سازگار بتوانند در کنار یکدیگر و در زیرپهنه مناسب قرار گیرند و فعالیت های غیرهمخوان به تدریج به سمت پهنه های مناسب هدایت شوند."(۱.۱۱۱)
برنامه های عمرانی استانها و فرمانداریهای کل را سازمان برنامه با توجه به نظر استانداردان و فرمانداران کل تهیه می نماید“(۲.۳۹)
و
داده های مشابه را ذیل تمی با عنوان “سازوکارهای اجرایی طرح جامع شهر تهران” دسته بندی گردید.
۴-۳-۷-۳ تم G-3: سازوکارهای کنترل، ارزیابی و بازخورد در طرح جامع شهر تهران
این تم از داده هایی تشکیل شده است که به نوعی به در نظر گرفتن مکانیسم های کنترل و ارائه بازخورد در طرح جامع شهر تهران دلالت دارد. این داده ها بیانگر این نکته هستند که تدوین کنندگان طرح، در مراحل تهیه و برنامه ریزی به در نظر گرفتن سازوکارهایی برای کنترل و ارزیابی و ارائه بازخورد به منظور اصلاح-در صورت نیاز- توجه داشته اند.
این مفهوم از داده هایی مانند:
نظارت بر حریم تعیین شده (۱.۱۵) و همچنین توزیع درآمدهای حاصل از توسعه و عمران و نظارت بر ساخت و سازهای مجاز و قانونی بین مراکز جمعیتی (شهری و روستایی ) واقع در حریم مذکور(۱.۱۷)، براساس دستورالعملی می باشد که ظرف مدت ۳ ماه از تاریخ تصویب طرح جامع توسط وزارت کشور تهیه و ابلاغ خواهد شد.”
نظارت شهرداری تهران بر حوزه وظایف و اختیارات اتحادی ه های صنفی، تشک ل های غیردولتی و نظامات مهندسی، با طی مراحل قانونی."(۱.۹۱)
مدیریت شهری تهران موظف است، برای اجرائی شدن شروط تحق ق پذیری طرح جامع شهر تهران به شرح فوق و عملیاتی شدن آنها، در جهت تهیه لوایح، طر ح ها و پیش نهادات لازم با همکاری، مشارکت و تفاهم دستگاه های ذیربط در قوه مجریه، قوه قضائیه و قوه مقننه و شورایعالی استا ن ها، اقدام و ترتیبی اتخاذ نماید تا کلیه این الزامات در حداقل زمان ممکن و حداکثر تا پایان سال ۱۳۸۷ ، از طریق تصویب لوایح و طر ح های لازم در مجلس و اخذ مصوبات مورد نیاز از هیأت وزیران و سایر مراجع و به مورد اجراء گذاشتن آنها، اقدامات لازم را به عمل آورده، هر سه ماه یکبار نتیجه اقدامات خود را به شورایعالی شهرسازی و معماری ایران گزارش نماید."(۱.۱۰۷)
با توجه به ماهیت راهبردی - ساختاری طرح جامع تهران، در پایان هر یک از دور ه های پنج ساله ۱۴۰۰-۱۳۹۵-۱۳۹۰ و ۱۴۰۵ )، و در فعالیتی مستمر و پیوسته به منظور اعمال بازخوردهای ناشی از فرایند تکمیل، تدقیق و اجراء و در جهت کارآمدی و تحقق پذیری هرچه بیشتر اهداف و راهبردها و طر ح های اجرائی فرودست آن، متناسب با تحولات، شرایط و مقتضیات زمان و ضمن حفظ اصول کلی و راهبردهای مصوب آن، این طرح توسط “نهاد دائمی مطالعات و تهیه طر ح های توسعه شهری تهرا ن “، مورد بازبینی و انجام اصلاحات احتمالی قرار گرفته، پس از بهنگا م سازی، برای روزآمد شدن آن، به تصویب مراجع ذیربط خواهد رسید."(۱.۱۰۸)
و
این داده ها و داده های مشابه آن ها در دسته بندی پژوهش ذیل تمی با عنوان “سازوکارهای کنترل، ارزیابی و بازخورد در طرح جامع شهر تهران” دسته بندی شده اند.
جدول ۶؛ جمعبندی تم های حاصل از بررسی اسناد؛ تنظیم نگارنده

 

گروه تم / مفهوم تم زیرتم ها
A ارزیابی وضعیت فعلی
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:27:00 ق.ظ ]




درک تجربه معاملاتی
وب سایت تجاری
کیفیت ارتباطات و وب
مشتری
خریداران
رضایت پیش خرید
رضایت تحویل
تکرار
انجام کار و سرویس
شکل شماره ۲ - ۲۰ : مدل توصیفی از فرایند خرید آنلاین س.ج. چن و چنگ (۲۰۰۳)

 

      • کرایانی[۱۹۹] (۲۰۰۳) از مدل انتشار تکنولوژی برای توسعه چارچوب تحقیقش بهره برده است. این پژوهش به مطالعه تفاوت میان خریداران اینترنتی و غیر اینترنتی بر اساس شاخص­ های سازش­پذیری (استفاده از خرید مستقیم، انجام فعالیت جستجوی وب در داخل منزل، انجام فعالیت جستجوی وب در محل کار)، مزایای نسبی (انگیزاننده­های وب و موانع وب) و متغیرهای جمعیت­شناختیِ مرتبط با خرید آنلاین، می ­پردازد. کارآمدی در زمان، دسترسی به خرید در ۲۴ ساعت شبانه روز و پرهیز از ایستادن در صف انتظار، از جمله تاثیرگذارترین عوامل مرتبط با انگیزاننده­های وب برای خریداران بودند. این عوامل نه تنها محرک خریداران اینترنتی بودند، بلکه بر خریداران غیر اینترنتی نیز تاثیر داشتند. لذت بردن از فرایند خرید در یک فروشگاه فیزیکی و نبود اطمینان به خرید از وب، بر رفتار خرید آنلاین مصرف­ کنندگان تاثیر منفی داشتند.

    پایان نامه - مقاله - پروژه

 

    • پیرس و همکارانش (۲۰۰۴) یک نمونه ۶۶ نفری از پاسخ­دهنده استرالیایی را برای بررسی تاثیر ریسک ادراک شده بر روی خرید آنلاین، با توجه به تفاوت آنها در دفعات خریدهای پیشین، رضایت از خریدهای گذشته، تمایل خرید کالا یا خدمات و درجه درگیری مورد نیاز در تصمیم ­گیری خرید، مورد استفاده قرار داد. محققان شش ریسک ادراک شدۀ مرتبط با خرید آنلاین را مورد سنجش قرار دادند: ریسک مالی، ریسک اجتماعی، ریسک عملکرد، ریسک روانشناختی، ریسک فیزیکی و ریسک سهولت. محصولات بر مبنای میزان درخور بودن[۲۰۰] به دو دسته تقسیم شدند: محصولات با درجه درخور بودن پائین، محصولات با درجه درخور بودن بالا. این تحقیق دریافت که دفعات خریدهای گذشته، تمایل خرید کالا یا خدمات و درجه درگیری مورد نیاز در تصمیم ­گیری خرید، با سطح پائین ریسک ادراک شده برای خرید از طریق اینترنت ارتباط ندارند. برخلاف این امر، رضایت از خریدهای پیشین با ریسک ادراک شده برای خرید از طریق اینترنت ارتباط مثبت داشت. مصرف­کنندگانی که تجربه پیشین در رابطه با خرید اینترنتی داشتند و آنهایی که دارای سطوح مختلف درگیری در تصمیم­ خرید بودند، سطح یکسانی از ریسک را ادراک می­کردند. مصرف­کنندگانی که کالا یا خدمات از طریق اینترنت خریده بودند، در مقایسه با این دو گروه از مصرف­ کنندگان، همان سطح از ریسک را انتظار داشتند. اگرچه، رضایت پیشین از خریدها، میزان ریسکی را که مصرف­ کنندگان در هنگام خرید از اینترنت با آن مواجه می­شوند را کاهش می­دهد.

 

    • هاکیو و ال محمود در سال ۲۰۰۹ مدلی را با بهره گرفتن از ۴ متغیر مستقل و تاثیر انها بر رفتار خرید مشتریان در اینترنت مورد بررسی قرار داده و در آن عواملی همچون محیط بازار یابی اینترنتی،ویژگی محصول،آشنتیی و اعتماد و پیشنهادات ارتقایی را مبنای ارائه مدل در شکل شماره ۲-۲۱ قراردادند.

 

محیط بازاریابی اینترنتی
رفتار خرید اینترنتی
مشتریان
پیشنهادات ارتقایی
آشنایی و اعتماد
ویژگی های محصول
شکل ۲-۲۱ : رابطه بازاریابی اینترنتی،هاکیو و همکاران (۲۰۰۹)
در جدول شماره ۲-۳ دسته­بندی­ای از تحقیقات انجام شده و ارتباط آنها با تحقیق حاضر ارائه گردیده است.

 

عنوان تحقیق پدیدآورنده/
پدیدآورندگان
بررسی عوامل تاثیر گذار
ویژگی محصول ویژگی مصرف کننده پذیرش نوآوری سودمندی امنیت و اعتماد ویژگی وب سایت کیفیت اطلاعات سهولت به کارگیری پیشنهادات ارتقایی تجربه خرید محیط بازارابی لذت خرید قیمت

 

  1. عوامل موثر بر تمایل استفاده از خرید اینترنتی
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:27:00 ق.ظ ]




در دنیا پادشاهان صاحب ملک و مقام، زمانی که بخواهند عمارتی را بنا کنند، خدمتکاران و کارگران را به خدمت می گیرند و در شأن خود نمی دانند که به خودی خود دست در گِل نهند و این کار را به دیگران باز گذارند ولکن چون کار بدان موضع رسد که بخواهند گنجی را در آن عمارت تعبیه فرمایند تمامی خدم و حشم را دور کنند و خود دست در گِل نهند و آن موضع را به اندازه ی گنج درست کنند و آن گنج را به دست خود در آن جای دهند.(رازی، ۱۳۵۲ : ۶۸-۶۷)
انسان را همین کرامت بس باشد که خداوند عزّ و جل، آسمان و زمین و هر چه در آن است را در شش روز آفرید.« وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِی سِتَّهِ أَیَّام‏»(هود/۷) و در آن تشریف «بِیَدی» ارزانی نداشت، با آنکه عالم کبری بود و اگر چه تمامی موجودات را به اشاره ی «کُن» آفرید.«إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُون‏»(یس/۸۲) اما در تشریف خلقت انسان «بِیدی» ارزانی نمود و خود ش به تنهایی با دو دستش در وجود او گنج معرفت را تعبیه نمود.« وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها»(بقره/۳۱) تا بی خبران بدانند که آدمی را با حضرت حق اختصاص و نسبتی است که هیچ یک از موجودات هستی چنین نسبتی را با کردگار هستی ندارند.(همان، ۱۳۵۲ : ۸۲-۸۱) و این نسبت چیزی جزء نسبت «بندگی» نیست و به راستی همین نسبت است که انسان را در هستی عزیز نموده و او را شایسته ی مقام خلیفهالهی نموده است. به راستی کرامت دارد این نسبت که او با خالق هستی کنون دارد، چنانچه مولای متقین امیرالمؤمنین علی (ع) فرمودند : « إِلَهِی کَفَى لِی عِزّاً أَنْ أَکُونَ لَکَ عَبْداً وَ کَفَى بِی فَخْراً أَنْ تَکُونَ لِی رَبّاً أَنْتَ کَمَا أُحِبُّ فَاجْعَلْنِی کَمَا تُحِب»(بابویه قمی،‌۱۳۶۲ :۲/۴۲۰)‏ الهى در عزتم همین بس که تو را بنده‏ام و در سرفرازیم همین بس که توام پرورنده‏اى تو چنانى که من می خواهم مرا چنان کن که تو می خواهى‏.
مفسرین درتبین واژه ی «بِیدی» در آیه ی شریفه ی ۷۵ سوره ی ص نظراتی را بیان نموده اند که در این جا به برخی از آن ها اشاره می شود :
-خداوند خلقت انسان را خود به عهده گرفت بدون اینکه واسطه ای در کار باشد و این امر به خاطر آن بوده
است که برای انسان شرافتی را اثبات نماید که اگر هر چیز را به خاطر چیز دیگر آفریدم ولی آدم را به خاطر خودم آفریدم و عبارت «خَلَقْتُ بِیَدَیَّ »(ص/۷۵) اختصاص را می رساند.(طبرسی، ۱۳۶۰ : ۲۱/۱۳۳؛طباطبایی، ۱۳۷۴ : ۱۷/۳۴۳)
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
-به کار گرفتن دو دست نشانه ی نهایت توجه و علاقه ی انسان به چیزی است. ذکر تعبیر «خَلَقْتُ بِیَدَیَّ»(ص/۷۵) در آیه ی مورد بحث کنایه از عنایت مخصوص پروردگار و اعمال قدرت مطلقه ی او در آفرینش است تا بیانگر اهتمام به خلقت آدم باشد مانند کسی که بگوید این کار دست من است بنابراین در خلقت او اهتمام تام داشته است و از آن جایی که انسان در هر عملی که دو دست خود را به کار بندد نسبت به آن اهتمام بیشتری دارد خداوند نیز برای بیان اهتمام و عنایت در خلقت آدم از تعبیر «خَلَقْتُ بِیَدَیَّ »(ص/۷۵) استفاده نموده است. (مکارم شیرازی،‌۱۳۷۴ : ۱۹/۳۳۸ ؛طباطبایی، ۱۳۷۴ : ۱۷/۳۴۳ ؛قرشی،‌۱۳۷۷: ۹/۲۵۴)
-منظور از واژه ی «یَد» قدرت است و تثنیه آوردن آن، تأکید را می رساند.(طبرسی،‌۱۳۶۰ : ۲۱/۱۳۴ ؛مدرسی، ۱۳۷۷: ۱۱/ ۳۹۶) و یا به عبارتی دیگر منظور ید قدرت و ید حکمت است یعنی خداوند از روی قدرت و مصلحت و حکمت آدم را خلق نمود.(طیب، ۱۳۷۸: ۱۱/۲۷۴)نقدی که بر این نظر وارد است : آدم مخلوق به دو دست ایجاب می کند فضیلتی برای او باشد که مسجود فرشتگان گردید بنابراین اگر «یَد» به معنای قدرت باشد آدم مخلوق به قدرت خداست چنانچه تمامی موجودات و حتی ابلیس مخلوق به قدرت خداوند متعال هستند. (فخررازی، ۱۴۲۰ : ۲۶/ ۴۱۳)
به راستی تعبیر«خَلَقْتُ بِیَدَیَّ »(ص/۷۵) بیانگر چه حقیقتی می تواند باشد که انسان استحاق خلافت یافت و مسجود فرشتگان گردید؟ ازآنجا که خداى تعالى یکى از ذات‏ها است که هیچ وجهى از وجوه کثرت ذاتى در آن نیست، و هیچ وجهى از وجوه ترکیب نیز در آن نیست، بلکه انیّت او وجود صرف و محیط به همه کثرتهاست به نحوى که چیزى از آن کثرتها از وجودش غایب نیست و گر نه محدود و مرکّب خواهد شد. پس او به ذات احدیّتش مصداق جمیع اسماء و صفات متقابل است به نحوى که از آن نه تکثیر لازم آید و نه ترکیب و نه تحدید، زیرا کسى که او را به چیزى محدود نماید او را شمرده و براى او دومى ثابت کرده است، و هر که او را دو گانه کند به تجزیه پرداخته و هر کس او را تجزیه کند به او جاهل شده و او را نشناخته است. پس از وجوب وجودش
بر عدم ترکیب او استدلال مى‏شود و چون مرکّب نیست پس حدّى ندارد، لذا بر هر چیزى احاطه دارد. و این برهان از تمامترین و کاملترین براهینى است که حکما بر احاطه او اقامه کرده‏اند بلکه این برهان اصل همه است و همه دلیل‏ها به آن بر مى‏گردد.
پس او با احدیّتش مصداق صفات حقیقى محض است و مصداق صفات حقیقى داراى اضافه است و مصداق همه اضافه‏ها و سلب‏ها است، پس او حىّ دانا و شنوا و بینا، و مدرک، و توانا، و مرید و متکلّم، و بخشنده و مهربان است و خالق، و روزى دهنده، و ابتدا کننده، و اعاده کننده است، و تصرّف کننده و راهنما، و تفضّل کننده، گمراه کننده، انتقام گیرنده، سبّوح و قدّوس است. و لکن این اسماء در مرتبه احدیّتش ظاهر نیست، که آن مرتبه، مرتبه غیب است، آنجا نه اسمى براى اوست و نه رسمى، و نه خبرى از او هست و نه اثرى، بلکه او درمقام معروفیّت، که به نام نفس رحمان و حقیقت محمّدیّه و اضافه اشراقیّه و عرش رحمن و ولایت مطلقه، و مشیّت و حق مخلوق به او و امثالهم ظاهر گردیده است، که همه آنها از اسماء خدا مى‏باشد. و این غیر از هزار هزار اسم خداى تعالى است زیرا شأن خداى تعالى این است که مصداق آن اسماء در مقام ظهور باشد، و آن اسماء به اعتبار خودش بدون اعتبار به هیچ حیثیّتى، ید اللّه است و به اعتبار اینکه آن اسماء وجهى به سوى خدا دارند و وجهى به سوى خلق، و به اعتبار پیوستگى آنها به ملکوت علیا و سفلى، و به اعتبار ظهور لطف و قهر در آن اسماء دو دست خدا نامیده مى‏شود و محقّق مى‏گردد. و چون آن اسماء به ماهیّت‏ها و اعیان ثابته مى‏پیوندد، در آنها اسماء متقابل چون لطیف و قاهر و رحیم و منتقم، ظاهر مى‏شود. پس اسماء لطفى و قهرى خداى تعالى دو دست خداست‏. (گنابادی، ۱۳۷۲ :۴ /۳۶۵-۳۶۲)
بنابراین انسان مرآت صفات خداوند تعالی است. آیه ی شریفه ی : «تَبارَکَ اسْمُ رَبِّکَ ذِی الْجَلالِ وَ الْإِکْرامِ »(الرحمن/۷۸) بیانگر این است که برخی از اسماء الهی جلالی و برخی دیگر جمالی اند. بنابراین انسان جامع هر دو اسم خداوند است و هیچ مخلوقی در ظرف هستی نمی گنجد مگر اینکه مظهر یکی از این دو اسم باشد چنانچه ملائکه مظهر لطف و شیطان مظهر قهر ولی انسان مظهر تجلّی جمیع اسماء الهی است .« وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِکَهِ فَقالَ أَنْبِئُونِی بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِین‏»(بقره/۳۱)

 

ملک در سجده آدم زمن بوس تو نیت کرد   که در حسن تو لطفی دید بیش از حد انسانی[۳۵]

و به همین سبب انسان استحقاق خلافت یافت و مسجود فرشتگان شد.(امین، ۱۳۶۱ : ۱۱/۱۷۰ ؛کاشفی سبزواری، ۱۳۶۹ : ۱/۱۰۲۴ ؛ابن عربی، ۱۴۲۲: ۲/ ۱۹۶-۱۹۵)
۳-۲-۳-۶-۴ تبیین واژه ی «یَداهُ مَبْسُوطَتانِ» در آیه ی ۶۴ سوره ی مائده
سیاق آیه ی شریفه ی ۶۴ سوره مائده بیانگر این مطلب است که یهودیان معتقد بودند : دست خدا بسته است.«وَ قالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللَّهِ مَغْلُولَهٌ »(مائده/۶۴) و واژه ی «یَد» را به صورت مفرد ذکر کرده اند با این حال چرا خداوند تعالی در پاسخ آن ها فرموده است : «بَلْ یَداهُ مَبْسُوطَتانِ»(مائده/۶۴) و واژه ی «یَد» را به صورت تثنیه ذکر فرموده است؟
بدون شک منظور از این سخن اثبات دست برای خداوند و معنای وصفی باز و بسته بودن نیست بلکه در ورای معنای ظاهری معنایی ژرف تر از این نهفته است.
صاحب تفسیر المیزان در پاسخ به این سؤال نوشته است : اصولاً در ادبیات عرب دست کنایه از قدرت و دو دست کنایه از کمال قدرت است و از همین جهت خدای تعالی «یَد» را به صورت تثنیه آورده است تا به کمال قدرت خود اشاره کرده باشد. (طباطبایی، ۱۳۷۴ : ۶/۴۷ ) با توجه به اینکه قدرت و توانایی بشر به وسیله ی دو دست به ظهور می رسد همچنان که سیر کمال و توانایی معنوی او به نیروی عقیده و عمل است بدین مناسبت خداوند برای نزدیک شدن به اذهان از قدرت نامحدود خویش تعبیر به دو دست نموده است و هرگز آفریده ای از حیطه ی قدرت او خارج نخواهد بود.(حسینی همدانی، ۱۴۰۴: ۵/۶۷-۶۵)
برخی از مفسرین نوشته اند : «بل یداه مَبسوطتان» به معنی نعمت است و اینکه تثنیه آمده منظور نعم دنیوی و نعم اخروی است یا بر اساس آیه ی شریفه ی «أَ لَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَکُمْ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ وَ أَسْبَغَ عَلَیْکُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَهً وَ باطِنَه »(لقمان/۲۰) نعم ظاهری و نعم باطنی است یا آن چه به تدریج اعطا می شود و آن چه از روی اکرام می بخشد.(آلوسی،‌۱۴۱۵ : ۳/ ۳۴۷ ؛طبرسی، ۱۳۶۰ : ۷/ ۱۱۰-۱۰۹)
برخی دیگر هم معتقدند : کسی که به دو دست اعطا می کند یعنی به نحو کامل می بخشد. ( نیشابوری،‌۱۴۱۶ : ۲/ ۶۱۵-۶۱۴ )
در فرهنگ و ادبیات عرب«بل یداه مَبسوطتان» عبارتی معروف ، شایع و کنایه از جود و بخشش است و در مقابل، «غل الید» کنایه از بخل است مانند گفته ی شاعر :

 

جار الحمی بسط الیدین بوابل   شکرت نداه تلاعه و وهاده[۳۶]

ابر سخاوتمند بر سرزمین حمی بارید و بر اثر بارش زیاد آن بر تپه ها و دره ها گیاه رویید و گل ها شکوفا شد.
۳-۲-۳-۶-۵ تحلیل نهایی
چنانچه گذشت «ید» اسم معنی عام است که دارای مصداق های فراوان مترتبی است که بعضی از آن فوق بعضی دیگر است. چنانچه در لغت برای واژه ی «ید» وجوهی ذکر کرده اند از جمله : عضوی از بدن، نعمت، قدرت، عنایت و ….. بنابراین واژه ی «ید» که در نظام معنایی قرآن کریم در ارتباط با خداوند استفاده شده با توجه به اینکه در ذات مقدس خداوند متعال هیچ وجهی از وجوه کثرت ذاتی نیست و هیچ وجهی از وجوه ترکیب نیز در آن وجود ندارد. بنابراین شایسته نیست واژه ی «ید» را در ارتباط با خداوند به معنای عضوی از اعضای بدن دانست بلکه واژه ی «ید» با حفظ معنای ظاهری راهی است در امتداد معرفتن یافتن به سوی خداوند متعال و بیان حقایق و معارفی که در ظرف ادراک ذهن بشری که با زندگی دنیوی مأنوس است، نخواهد گنجید . بنابراین خداوند از تعابیر و واژگانی استفاده نموده تا درک حقایق و معارف والا و شناخت خویش را برای انسان ،محسوس و میسر نماید به همین منظور برای نزدیک شدن اذهان نسبت به معرفت و شناخت خویش، تعبیر به دو دست نموده است.
۳-۲-۳-۷ بررسی واژه ی «خَصْمانِ»
«إِذْ دَخَلُوا عَلى‏ داوُدَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ قالُوا لا تَخَفْ خَصْمانِ بَغى‏ بَعْضُنا عَلى‏ بَعْضٍ فَاحْکُمْ بَیْنَنا بِالْحَقِّ وَ لا تُشْطِطْ وَ اهْدِنا إِلى‏ سَواءِ الصِّراط»(ص/۲۲)
وقتى (به طور ناگهانى‏) بر داوود درآمدند، و او از آنان به هراس افتاد، گفتند: «مترس، (ما)دو مدّعى (هستیم‏)که یکى از ما بر دیگرى تجاوز کرده، پس میان ما به حقّ داورى کن، و از حق دور مشو، و ما را به راه راست راهبر باش‏ ‌(فولادوند، ۱۴۱۵ : ۱/ ۴۵۴)
۳-۲-۳-۷-۱مفهوم لغوی واژه ی «خَصْمانِ»
واژه ی «خصم» به معنی دشمنی است. «خصم»، مصدر است و فعل آن خاصمه، خصمه، مخاصمه و خصاما است، سپس به طرف مخاصمت و دعوا خصم گفته اند که در جمع و مفرد هردو به کار رفته است و مثنی آن «خصمان» است. (راغب، ۱۴۱۲ : ۲۸۴ ؛ قرشی،‌۱۳۷۱ : ۲/۲۵۴) برخی از واژه پژوهان میان واژ ه های نزاع، عداوه، جدال، و خصومت تفاوت معنایی قائل شده اند و در این باره نوشته اند :

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:27:00 ق.ظ ]




 

 

۱

 

۴۲۳۱/۹۲

 

 

 

۱

 

۴۲۵۵/۹۲

 

 

 

هدف آزمون­ فرض­های آماری تعیین این موضوع است که با توجه به اطلاعات به دست­ آمده از داده ­های نمونه­، حدسی که درباره خصوصیتی از جامعه می­زنیم تأیید می­ شود یا نه. این حدس بنا به هدف تحقیق، نوعاً شامل ادعایی درباره مقدار یک پارامتر جامعه است. بنابراین یک فرض آماری ممکن است پذیرفته و یا رد شود. فرض آماری ادعایی درباره جامعه است که قابل ­قبول بودن یا نبودن آن باید با بهره گرفتن از اطلاعات حاصل از نمونه بررسی شود. دو نوع فرض آماری وجود دارد. فرض صفر (h0): هرگاه بخواهیم درستی یا صحت ادعایی را در مورد پارامتری از جامعه بررسی کنیم، آن ادعا را فرض صفر می­نامیم. فرض مقابل (h1): نفی h0 را فرض مقابل گویند. هر نوع تخمین یا آزمون فرض آماری با تعیین صحیح آماره پژوهش شروع می شود. سپس باید توزیع آماره مشخص شود. براساس توزیع آماره آزمون با بهره گرفتن از داده ­های به دست آمده از نمونه محاسبه­شده آماره آزمون محاسبه می­ شود. سپس مقدار بحرانی با توجه به سطح خطا و نوع توزیع از جداول مندرج در پیوست­های کتاب آماری محاسبه می­ شود. در نهایت با مقایسه آماره محاسبه­شده و مقدار بحرانی سؤال یا فرضیه تحقیق بررسی و نتایج تحلیل می شود. مقدار p-value برای یک آماره مانند t، احتمال به دست آوردن مقدار مشاهده­ شده یا فراتر از آن، به شرط صادق بودن h0 است. اگر مقدار p-value کوچک باشد، دلیلی بر ضد h0 در نظرگرفته می­ شود، زیرا مقدار مشاهده شده تحت h0 غیرمحتمل (هر چند
پایان نامه
امکان­ پذیر) است. اگر p-value کمتر از یک احتمال معیار کوچک باشد که تحت عنوان سطح معنی­داری شناخته می­ شود، فرض h0 رد می­گردد. به طور سنتی سطح معنی­داری در ۰۵/۰ فرض شده و اگر p-value بزرگتر از سطح معنی­داری باشد، h0 پذیرفته می­ شود. به طورکلی آزمون­های آماری شامل آزمون­های پارامتری مانند آزمون t تک­نمونه و آزمون­های ناپارامتری مانند آزمون ویلکاکسون[۵۷] می­باشد. آمار پارامتریک که در خلال جنگ جهانی دوم شکل گرفت در برابر آمار پارامتریک قرار می گیرد. آمار پارامتریک مستلزم پیش فرض­هایی در مورد جامعه­ای که از آن نمونه گیری صورت گرفته می­باشد. به عنوان مهمترین پیش فرض در آمار پارامترک فرض­می شود که توزیع جامعه نرمال است اما آمار ناپارامتریک مستلزم هیچ­گونه فرضی در مورد توزیع نیست. از این­رو در همان ابتدا با بررسی نرمالیتی داده ­ها تعیین می­کنیم که آیا داده ­ها از دسته پارامتری هستند یا ناپارامتری. برای انجام این­کار مقادیر چولگی[۵۸] و کشیدگی[۵۹] داده ­ها را تعیین کرده و اگر این مقادیر برای داده ­های مختلف در بازه نرمال باشند، با انجام آزمون­های مختلف مانند کولموگروف و اسمیرنوف و رسم نمودار چندک-چندک، نرمال بودن داده ­ها را بررسی می­نماییم. مقادیر چولگی و کشیدگی را برای نمونه­های چهار تصویر دارای انحراف محاسبه و مشاهده کردیم که این مقادیر در بازه مربوط به
داده ­های دارای توزیع نرمال قرار ندارند.
۶-۵-۱ نمودار چندک-چندک
یکی از روش­های اولیه برای تشخیص نرمال بودن توزیع داده ­ها رسم نمودار چندک-چندک یا نمودار احتمال نرمال است. در این نمودار یک خط بر اساس توزیع نرمال برازش می­ شود و هر چه نقاط نمودار به خط نزدیکتر باشد، توزیع داده ­ها به توزیع نرمال نزدیکتر است. نمودار چندک-چندک را برای چهار تصویر دارای انحراف اجرا کرده و نتیجه گرفتیم که داده ­های ما از توزیع نرمال پیروی نمی­کنند. در ادامه نمودار
چندک-چندک برای چهار تصویر به نمایش درآمده است.

(الف) تصویر شماره ۲ (ب) تصویر شماره ۳

(پ) تصویر #۲۳۸۰۱۱ (ت) تصویر #۱۶۷۰۶۲
شکل ۶-۱۴: نمودار چندک-چندک برای تصاویر دارای انحراف معیار
۶-۵-۲ آزمون کولموگروف-اسمیرنوف
با بهره گرفتن از آزمون کولموگروف-اسمیرنوف بررسی می­کنیم که آیا داده ­های ما دارای توزیع نرمال است یا نه؟ فرض صفر برای این آزمون آزمون به این صورت تعریف می­نماییم: «می­خواهیم تعیین کنیم که آیا این نمونه از جامعه­ای با توزیع نرمال به دست آمده است». این آزمون را با بهره گرفتن از نرم­افزار SPSS برروی داده ­های خود اجرا کرده و مقدار ۰۵/۰=α برای آزمون تنظیم کرده­ایم. در صورتی که مقدار p-value به دست آمده از ۰۵/۰ کمتر باشد، فرض نرمال بودن داده ­ها رد می­ شود و در غیر این صورت فرض نرمال بودن داده ­ها را
می­پذیریم. با انجام این آزمایش بر روی داده ­های مربوط به چهار تصویر دارای انحراف، مقدار p-value برای هر چهار تصویر کمتر از ۰۵/۰ به دست آمد که بیانگر این است که جامعه نرمال نیست. با بررسی­های صورت گرفته با بهره گرفتن از نمودار چندک-چندک و آزمون کولموگروف-اسمیرنوف نتیجه گرفتیم که داده ­های ما از توزیع نرمال پیروی نمی­کنند و از این­رو برای استنباط داده ­ها سراغ روش­های ناپارامتری مانند آزمون ویلکاکسون می­رویم.
۶-۵-۳ آزمون ویلکاکسون رتبه­ای[۶۰]
آزمون ویلکاکسون جزء آزمون­های ناپارامتریک آماری است که برای ارزیابی همانندی دو نمونه وابسته با مقیاس رتبه­ای به کار می­رود. این آزمون زمانی به کار می­رود که محقق قصد داشته باشد اختلاف مقادیر دو گروه وابسته از داده ­های کیفی را مورد مطالعه قرار دهد. برای اجرای آزمون برابری میانگین یک جامعه با یک مقدار مفروض، از آزمون ویلکاکسون استفاده می­ شود. این آزمون را برای تصاویری که جواب الگوریتم NLICA برای آنها در ۳۰ بار اجرا دارای انحراف معیار بود، اجرا کردیم و نتایج آن در جدول ۶-۱۱ آمده است. ستون اول نام تصاویر، ستون دوم مقادیر میانگین مربوط به هر نمونه، ستون سوم مقادیر آماره Z
محاسبه ­شده توسط آزمون ویلکاکسون، ستون چهارم مقادیر p-value و ستون آخر نتایج آزمون برای هر تصویر را نشان می­دهد. با توجه به نتایج جدول ۶-۱۱ در مواردی که p-value بزرگتر از ۰٫۰۵ است، آزمون ویلکاکسون مورد قبول بوده و فرض صفر (برابری میانگین با یک مقدار مفروض) پذیرفته می­ شود. از چهار تصویر مورد آزمایش، فرض صفر برای همه تصاویر پذیرفته شده است.
جدول ۶-۱۱: نتایج آزمون ویلکاکسون رتبه­ای

 

 

نتیجه

 

p-value

 

Z

 

μ

 

تصویر

 

 

 

پذیرش

 

۱۸/۰

 

۳۴۲/۱-

 

۳۷۴۲/۸

 

شماره ۲

 

 

 

پذیرش

 

۰۵/۰

 

۸۱۴/۲-

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:26:00 ق.ظ ]




کوروش هخامنشی که از قوم پارسوا بود در سال ۵۵۰ پیش از میلاددولت ماد را منقرض کرد وسلسله ی هخامنشی را بنا نهاد. در ابتدای سلطنت کوروش، راه های ارتباطی ایرانهمان راه های دوره ی ماد بود. با تسخیر سرزمین های دیگر و گسترش قلمرو امپراطوری هخامنشی، راه های ارتباطی در سایر سرزمین ها مانند آسیای صغیر و بین النهرین و قسمت های شرقی فلات ایران گسترش پیدا کرد. همزمان با ساختن راه های تازه، ساختن کاروانسرا، میل راهنمایی، آب انبار و دیگر امکانات موردنیاز مسافران رواج پیدا کرد. به شهادت هرودوت که در آسیای صغیر سفر کرده و بخشی از این راه شاهی را پیموده است داریوش برای رفاه حال مسافران، ایستگاههایی ایجادکرده بود. این ایستگاهها را می توان هسته ی اولیه ی واحدهای اقامتی به حساب آورد. در دفاتر دیوان برید، ویژگی های شاهراه های کشور ثبت شده بود.
پایان نامه - مقاله - پروژه
در ۳۳۱ پیش از میلاد، سپاهیان اسکندر پیروزمندانه وارد خاک ایران شدند. با غلبه ی اسکندر و جانشینان او بر قلمرو هخامنشیان، ارتباط مداومی بین یونان و مشرق زمین ایجاد شد و دامنه ی اطلاعات خارجیان از کشور ما گسترش پیدا کرد و بسیاری از آنان به ایران سفر کردند. در این دوران هزاران بازرگان و پیشه ور یونانی به امید انجام معامله های سودمند در سرزمین ها، فعالیت های صنعتی و بازرگانی پدید آوردند. سلوکیان در کنار راه هایی که از بیابان می گذشت، در فواصل معین، آب انبار و کاروانسراهایی بنا کرده بودند، به همین سبب سرعت ارتباطات و حمل و نقل چنان افزایش یافت که از آن زمان تا اختراع ماشین بخار، چنین سرعتی بی سابقه بود(الوانی و پیروزبخت، ۱۳۸۵، ص۳۷-۴۱). در زمان هخامنشیان سفرهای دریایی نیز انجام می شده است که از آن جمله می توان به سفرهای دریانوردی به نام “اسکیلاکس کاریاندی” که به امیر البحر یونانی شهرت داشت، اشاره کرد (پیرنیا و آشتیانی، ۱۳۸۱، ص ۷۷).
در دوره‎ی اشکانیان، جاده ها و وسایل حمل و نقل، نظم بیشتری پیدا کردند. در این دوره برای اخذ عوارض از کالاها، نه تنها به امنیت جاده ها توجه می شد، بلکه به وسیله ی ماموران، معابر و جاده ها تعمیر و بازسازی می شد. در بیابان نیز برای کاروانهای تجاری و مسافران، چاه های آب حفر کرده بودند. در اسنادی که از این دوران به دست آمده، از پلیس ویژه ای به نام ” پلیس سوار بیابان” نام برده شده است. در آن دوران، به منظور فراهم کردن تسهیلات سفر و آگاه کردن مسافران از مسیرها و امکانات رفاهی، جزوه و نقشه هایی برای راهنمایی کاروانیان تهیه می شد و در اختیار انان قرار می گرفت. در دوره اشکانیان، چانگ تین به عنوان فرستاده خاقان چین به ایران اعزامشد که موجب توسعه روابط بازرگانی بین ایران و چین در آن زمان شد. (نوربخش، ۱۳۷۰، ص۵۳-۴۴)
در دوران حکومت ساسانیان بر ایران، راه ها همانند دوران اشکانیان بود. تجارت ابریشم را ایرانیاندر دست داشتند و رومیان هر چه می کوشیدند که برای خرید مستقیم ابریشم از چین راهی پیدا کنند موفق نمی‎شدند. ساسانیان نیز مانند اشکانیان برای تامین هزینه نگهداری راه ها از کالاهای بازرگانی مالیات می گرفتند که از منابع مهم درآمد دولت به حساب می آمد. (نوربخش، ۱۳۷۰، ص ۴۴-۵۳ )
در پائیز ۶۱۶ ق، چنگیز به ایران یورش آورد و طی دو سال، بخش عظیمی از کشور ایران را تصرف کرد.
شاه اسماعیل صفوی با درهم شکستن قدرت خاندان آق قویونلو در سال۹۰۷ ق دولت مقتدر صفوی را بنا نهاد. به رغم آشفتگی های اوایل دوران صفوی، مسافرانی از کشورهای اروپایی به قصد تجارت و سیاحت به ایران سفر می کردند که از میان آنها می توان به کنستانتین لاسکاری ونیزی، لودوویکودی وارتمای ایتالیایی و لوئیچی رانچینوتوی ونیزی را نام برد. از زمان سلطنت شاه عباس اول تا انقراض سلسله صفوی را می‎توان درخشان ترین دوره توسعه سیاحتگری در ایران به شمار آورد. توسعه گردش و سیاحت در آن دوره به چند عامل بستگی داشت که مهم ترین آنها عبارت بودند از : راه های ارتباطی مناسب، اقامتگاههای متعدد و مناسب، امنیت عبور و مرور.
امنیت عمومی و ثبات سیاسی کشور در دوره شاه عباس اول، مهمترین عامل توسعه اقتصادی، جلب جهانگردان خارجی و رونق سیر و سفر در ایران بود. از این دوره به بعد، برای سهولت ارتباطات و توسعه اقتصادی در کشور، شبکه منظمی از راه های اساسیبه وجود آمد. امروزه هنوز راههایی که به عنوان “راه شاه عباسی” شهرت دارد در بعضی نقاط کشور شناخته می شود که در واقع جایگزین ” شاهراه بزرگ هخامنشی” است. ژان شاردن فرانسوی، یکی دیگر از جهانگردان مشهور این دوره اولین بار در ۱۶۶۵ م به ایران آمد و پس از آن، دوبار به ایران سفر کرد. در این دوران، شمار بسیار زیادی از بازرگانان کشورهای اروپایی به اصفهان، پایتخت ایران، که ثروتمندترین و مشهورترین بازرگانان جهان به آنجا سفر می کردند، می رفتند تا به مبادله کالا بپردازند. (الوانی و پیروزبخت، ۱۳۸۵، ص۵۳)
پس از قیام چادرنشینان افغانی و تسلیم شدن شاه سلطان حسین، آخرین شاه صفوی، ایران دچار هرج و مرج شد و به دلیل اغتشاشات داخلی و کشمکش های خونین ناشی از آن، تجارت در ایران رو به انحطاط رفت و مسافرت های داخلی نیز جلوه و رونق خود را از دست داد. با آمدن نادر قلی از طایفه افشار و بیرون رانده شدن افغان ها، پادشاهی ایران برنامه های آبادانی کشور و به ویژه راه سازی، که متوقف شده بود را از سر گرفت. به دستور نادر شاه، راههایی هموار ساخته شد. با وجود کوشش های فراوان نادر شاه و علاقه او به توسعه تجارت، ایران دیگر نتوانست در مقایسه با کشورهای اروپایی، از جایگاه اقتصادی مهمی برخوردار شود. از جهانگردانی که در این دوره به ایران سفر کردند می توان از ویلیام فرانکلین، پرلند رودی اس، سسیلی، جی. آتر و پر بازن نام برد.
دردوره فتحعلیشاه قاجار(۱۲۱۲ تا ۱۲۵۰ق) عده زیادی از عوامل و دلالان انگلیسی و فرانسوی، برای کسب اطلاعات نظامی، در سراسر ایران به سفر پرداختند. جیمز موریه، نویسنده معروف کتاب سرگذشت حاجی بابای اصفهانی، یکی از مشهورترین مسافرانی بود که در دوره فتحعلیشاه، دو بار به ایران سفر کرد و تحقیقات باستان شناسی ارزنده ای انجام داد. از آنچه در سفرنامه جهانگردان دوره پادشاهی محمد شاه آمده است چنین استنباط می شود که در دوره او، وسایل حمل و نقل و امکانات سفر در ایران تغییرات عمده ای نکرد. یکی از کارهایی که صدراعظم ناصرالدین شاه یعنی امیرکبیر در این دوران انجام داد، در کنار اجرای طرح های آبادانی، تاسیس چاپارخانه بود. در هر چاپارخانه، یکی دو اتاق برای توقف مسافران سر راه بنا کرده بودند. در زمان ناصرالدین شاه یک زن ایتالیایی به نام مادام کارلا سرنا وارد ایران شد و به مدت یک سال در ایران اقامت کرد. یکی دیگر از زنان جهانگرد، مادام دی لافوا، مهندس و باستان شناس معروف فرانسوی است که در سال ۱۸۸۱م/ ۱۲۹۸ق از راه ترکیه به ایران آمد. او وقایع روزانه مسافرت و شرح مشاهدات و نتیجه پژوهش های همسرش را به تفصیل یادداشت کرده است. در اوایل قرن ۱۳ هجری(۱۹میلادی) دیپلماسی غرب راه ورود به ایران را گشود و در نتیجه گروه های سیاسی و نظامی و به دنبال آن مسافران خارجی راه ایران را در پیش گرفتند. (نوربخش، ۱۳۷۰، ص ۳۷۴)
در آغاز قرن بیستم میلادی، ۲۴۰۰ کیلومتر راه شوسه در ایران ساخته شده بود که از شرق به غرب و از شمال به جنوب ایران امتداد داشت. راه های کاروان رو، به تدریج به جاده ی شوسه تبدیل شدند و در پی آن، تعداد زیادی اتومبیل وارد ایران شد. بهبود راه ها سبب شد که نخستین وسایل نقلیه ی عمومی برای حمل بار و مسافر شروع به کار کنند. کشور ایران، چهار راه بزرگ دنیای قدیم و جدید، و تنها وسیله‎ی ارتباط آسیا و اروپا به شمار می آمد. تا پیش از استفاده از راه های دریایی، ایران کماکان موقعیتی خود را حفظ کرده بود. با اختراع راه آهن، شرایط جغرافیایی و موقعیت طبیعی ایران سبب شد که دولت های خارجی برای بدست آوردن امتیاز راه آهن در ایران اقداماتی انجام دهند. یکی از مهمترین عواملی که در بهبود و پیشرفت صنعت جهانگردی (گردشگری) در هر کشوری موثر است، خطوط هوایی است. در اوایل قرن بیستم، ایجا خطوط هوایی در ایران مورد توجه قرار گرفت. در سال ۱۳۳۲ ق، نخستین هواپیما در آسمان تهران پدیدار شد و خلبان آن که فردی لهستانی بود، هواپیما را در میدان مشق فرود آورد. سازمان هواپیمایی ایران، در اواسط سال ۱۳۰۱ ش، تاسیس شد.
با گسترش روز افزون سفر خارجیان به ایران و توجه ایرانیان به سفرهای درون کشوری و به منظور شناساندن تمدن باستانی و غنی ایران به خارجیان، تاسیس سازمانی برای ارائه ی خدمات مربوط به سیر و سیاحت به نظر می رسید. به همین سبب در سال ۱۳۱۴ش، اداره ای به نام ” اداره ی جلب سیاحان خارجی و تبلیغات” در وزارت داخله(وزارت کشور) تاسیس شد که وظیفه آن، انجام امور مربوط به جهانگردی کشور بود. در سال ۱۳۳۰ ش، ” شورای عالی جهانگردی” جایگزین اداره ی جلب سیاحان خارجی و تبلیغات شد. این شورا هفته ای یک بار در وزارت کشور تشکیل می شد و مسئولیت آن به عهده اداره‎ی سیاسی وزارتخانه بود. در سال ۱۳۴۰ش، با تصویب هیات وزیران، شورای عالی جهانگردی تشکیل شد. وظیفه شورای عالی جهانگردی تعیین خط مشی و برنامه های اجرایی اداره ی امورجهانگردی وزارت کشور بود. نبود وسایل پذیرایی و تجهیزات کافی و نیاز به اقدامات اساسی در این زمینه سبب شد که دولت اقدامات جدی تر و موثرتری در زمینه ی جهانگردی انجام دهد. بر اساس تصویب نامه های هیات وزیران در ۱۷ فروردین ۱۳۴۲ش، ” سازمان جلب سیاحان” تاسیس شد که هدف آن معرفی بیشتر کشور ایران، تشویق جهانگردان خارجی و داخلی به بازدید از آثار باستانی، تاریخی و مناظر طبیعی کشور بود. (الوانی و پیروزبخت، ۱۳۸۵، ص ۶۳) در سال ۱۳۵۳ سازمان جلب سیاحان و وزارت اطلاعات و جهانگردی تشکیل می شود. در سال ۱۳۵۴ طبق اساسنامه وزارت مذکور، شورای عالی جهانگردی با حضور چند وزیر و روسای برخی از سازمانها و چند صاحبنظر در مسایل جهانگردی شکل می گیرد. این تشکیلات تا انقلاب اسلامی به کار خود ادامه داد و پس از انقلاب در تاریخ ۲۱/۱/۱۳۵۸ مصوبه ای در شورای انقلاب اسلامی تصویب شد که طی آن شرکت سهامی گشت ها، شرکت تاسیسات جهانگردی و مرکز خانه های ایران و سازمان مراکز جهانگردی برای ورزشهای زمستانی در هم ادغام و سازمانی به نام ” سازمان مراکز ایرانگردی و جهانگردی” وابسته به وزارت اطلاعات و جهانگردی پدید می آید. در تاریخ۷/۳/۱۳۵۸ وزارت اطلاعات و جهانگردی به وزارت ارشاد ملی تغییر نام داد و بعدها در سال ۱۳۵۹ وزارت ارشاد اسلامی نامیده شد. در این زمان معاونت امور سیاحتی و زیارتی وزارت یاد شده متولی بخش گردشگری در کشور می شود. در سال ۱۳۷۰ قانون توسعه صنعت ایرانگردی و جهانگردی مشتمل بر ۱۲ ماده و ۳ تبصره به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید و پس از ان ادارات کل نظارت بر خدمات سیاحتی و زیارتی، مرکز مطالعات و تحقیقات ایرانگردی و جهانگردی دفتر برنامه ریزی مرکز فرهنگی ایرانیان خارج از کشور زیر نظر معاونت امور سیاحتی و زیارتی فعالیتهایی را شروع کردند.
در حال حاضر سازمان ایرانگردی و جهانگردی در وزارت ارشاد استقرار داشته، کلیه امور و وظایف مربوط به معاونت سیاحتی و زیارتی را بر عهده دارد. این سازمان ادارات و مراکزی را در استانها ایجاد کرده و درصدد تمرکز بخشیدن به فعالیتهای مربوط به صنعت گردشگری می باشد. (روزنامه ایران، ۱۳۸۵، ص۱۶)
بطور کلی بعد از انقلاب اسلامی صنعت گردشگری در کشور با رکود مواجه گشت و به دلیل دگرگونی‎هایی که در ساختارهای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و عقیدتی کشور بوجود آمد برای مدت حداقل یک دهه صنعت گردشگری به غفلت و فراموشی سپرده شد و این غفلت ضربات سنگینی برپیکره و ارکان این بخش خدماتی کشور وارد کرد که هنوز اثرات و نتایج آن از بین نرفته و با وجود این که اغلب مسئولان درصدد رونق بخش گردشگری کشور هستند اما هنوز موفقیتی حاصل نشده است.
براساس گزارشهای سازمان جهانی جهانگردی، ایران با در اختیار داشتن ۱۲۰۰ اثر مهم تاریخی، فرهنگی و جاذبه های طبیعی بی شمار در سال ۲۰۰۴ میلادی فقط ۶۹۰ هزار گردشگر بین المللی را جذب نموده است. درآمد ایران از این صنعت تنها ۷۰۰میلیون دلار بوده و رتبه ۴۲ را کسب نموده است. (ذوالفقاری، ۱۳۸۴، ص ۱۰۴)
۲-۳٫ جایگاه گردشگری در مطالعات جغرافیایی
ارتباط علمی و کارکردی میان جغرافیا و فعالیتهای گردشگری از آن جا فاش می شود که گردشگری در بسترمکان شکل گرفته و تداوم می یابد و مکان یکی از ارکان دانش جغرافیا است (منشی زاده، ۱۳۷۶، ص ۲۵)
از مجموعه تعاریفی که از علم جغرافیا و توریسم به عمل آمده چنین بر میآید جغرافیا علم روابط متقابل انسان و محیط است. (شکوئی، ۱۳۷۳، ص ۲۷)
به عبارت دیگر جغرافیا دارای سه ویژگی عمده است:
الف) تاکید بر مکان: در علم جغرافیا با گوناگونی مکانی، فضایی پدیده های طبیعی، انسانی روبرو هستیم.
ب) دومین ویژگی علم جغرافیا تاکید بر روابط انسان و محیط است که حالت اکولوژیک یا بوم شناختی جغرافیا را نشان می دهد، ویژگی اکولوژیک به دو صورت بررسی می شود:
۱- تاثیر مردم بر طبیعت
۲- تاثیر طبیعت بر مردم
ج) سومین ویژگی جغرافیا، تحلیل ناحیه است که در آن رویکرد مکانی، فضایی بررسی می شود. (زنگی آبادی، ۱۳۸۰، ص۲۸بادآبادی )
۲-۴٫ گردشگری شهری
گردشگری شهری سفر به شهر با انگیزه های متفاوت و بازدید از جاذبه ها و استفاده از امکانات و تسهیلات خدماتی موجود در شهر است. روند و جریان گردشگری در شهر نقش موثری بر ساختار اجتماعی – اقتصادی و فضایی شهر دارد.
گردشگری شهری فعالیت هایی است که در ارتباط با عناصر و جاذبه های انسانی و طبیعی و مراکز خدماتی، اقتصادی و بهداشتی و… در شهرها صورت می گیرد. شهرها با ارائه امکانات و خدمات مناسب و خلق جاذبه های طبیعی و مصنوعی باعث جذب گردشگر و در نتیجه باعث افزایش درآمد و ایجاد اشتغال در شهر می شوند.
نقش دوگانه شهرها در گردشگری
بطور کلی محیط شهری از دو نقطه نظر با صنعت گردشگری در ارتباط است؛ شهرها هم می توانند به عنوان مبدا مسافرت های گردشگری مطرح باشند و هم مقصد گردشگری باشند. محیط های شهری با ایفای دو نقش توریست پذیری و توریست فرستی از کانون های فعالیتهای توریستی به شمار می آیند.
به استثنای تعداد معدودی از شهرها که بر حسب مکان جغرافیایی با دریا و جنگل و مناظر طبیعی دیگر پیوند خورده اند و می توانند برای تفریح و استراحت جامعه شهری فضای باز و آزادی عرضه کنند، بقیه شهرهای جهان فضای سبز خود را به منظور ساخت میدان های بزرگ و ساختمان های شهری و توقف وسایل و سایر نیازهای شهری به ویژه در شهرهای صنعتی از بین برده اند و به جای آن شهری را از سنگ و آجر و سیمان و آسفالت جایگزین کرده اند. ممکن است این شهرها از لحاظ ذخایر فرهنگی غنی باشند و برای گردشگران خارجی جذاب باشند اما نمی توانند برای ساکنان خود شهر مدام جالبی باشند. فضای پرهیاهو و خسته کننده شهرها و خستگی روحی شهرنشینان، پیچیدگی روابط اجتماعی در شهرهای بزرگ و… از عواملی هستند که که شهرنشینان تمایل دارند برای ساعات و روزها و یا به مدت چند هفته از شهر و محیط شهری خارج شوند. همچنین شهرها دروازه های ورود و خروج گردشگران به اطراف و پیرامون خود هستند.
با وجود مشکلات و مسائل زندگی شهری نباید تصور کرد که زندگی در شهرها غیرقابل تحمل و فاقد هرگونه مزیت است. در شهرها عواملی وجود دارند که شهرنشینان را به زندگی امیدوار نموده و فعالیت را در آن رونق بخشیده است. دارا بودن جاذبه های توریستی و امکانات رفاهی، خدماتی، وجود مراکز خرید و تفریحی و ورزشی و بناهای تاریخی به ویژه در شهرهای قدیمی و دیگر جاذبه ها موجب شده اند که شهرها همیشه به عنوان مقصد گردشگری جهانگردان به شمار آیند.
عناصر گردشگری شهری
الگوهای رفتاری گردشگران متاثر از منابع و جاذبه های گردشگری، مراکز اقامتی و پذیرایی و امکانات و خدمات در شهر است و تبلور آن فضای گردشگری را شکل می دهد.
عناصر مهم گردشگری شهری را می توان بصورت ذیل تقسیم بندی نمود:
عناصر اولیه گردشگری
عنصر اولیه ورکن اصلی صنعت گردشگری، جاذبه است. جاذبه های گردشگری (Tourist attraction) گردشگران را به بازدید از یک منطقه ترغیب می کنند. وجود منابع و جاذبه های گردشگری در مقصد برای جذب گردشگران ضروری است. بازدید کنندگان و جهانگردان با دیدن آن نیازهای تفریحی موردنظر خود را از جهات مختلف تامین می کنند.
بطور کلی جاذبه ها به دو دسته تقسیم می شوند:
الف)- جاذبه های طبیعی: جاذبه هایی که طبیعت در اختیار ما قرار داده است؛ مانند سواحل شنی، جنگل‎های استوایی، کوره راه های کوهستانی، چشمه های آب معدنی، چشم اندازهای طبیعی، رودخانه ها و… گردشگران را به محیط طبیعی جذب می کنند. برخی از گردشگران اساسا به خاطر آب و هوا به مسافرت می روند. عده ای گرما و تابش آفتاب و عده ای سرما و بارش برف و برخی نیز آب و هوای مرطوب را دوست دارند.
ب)- جاذبه های فرهنگی: که توسط بشر بوجود امده اند و شامل تمام تجلی ها و تبلورهای بیرونی و فرهنگ هر کشور است که می توان آنها را دید، نمایش داد و یا به نوعی عرضه نمود.
ج)- جاذبه های شهری: نفش پذیری و کارکرد شهرها در گردشگری تابعی از ویژگی ها، جاذبه ها و یا خدمات گردشگری می باشد. شهرها بر اساس نقش و کارکرد آنها به شهرهای تفرجگاهی و ییلاقی، شهرهای هنری و گنجینه ای، شهرهای فستیوالی و کنگره ای، شهرهای مذهبی و زیارتی، شهرهای درمانی و آسایشگاهی، برف شهرها و شهر بازنشستگان تقسیم بندی نمود.
جاذبه های شهری بطور خاص عبارتند از :
الف)- مکان های فعالیت برای گردشگران، در این نوع مکانها خود گردشگران از برخی فعالیتها بازدید می‎کنند و یا در برخی از آنها شرکت می کنند مانند خدمات و تسهیلات فرهنگی، ورزشی
ب)- مکان های تفریحی که مورد بازدید گردشگران قرار می گیرد مانند ویژگی های فیزیکی و نماد های اجتماعی و فرهنگی شهر
ارزشهای ذاتی یک جاذبه به خودی خود جذاب نمی شوند بلکه نحوه ی عرضه آن است که می تواند بر ارزش جاذبه بیفزاید و گردشگر بیشتری را جذب نماید. وجود امکاناتی مانند یک غذاسرای خوب، مکانی برای بازی کودکان، وجود تفریحگاه عمومی و… در کنار یک جاذبه نیازهای بسیاری از مردم را برطرف می‎سازد و در نتیجه آن جاذبه گردشگران بیشتری را به خود جذب می کند.
عناصر ثانویه گردشگری
عناصر ثانویه گردشگری تاسیسات اقامتی و پذیرایی هستند که به گردشگران خدمات می دهند. هر چه کمیت و کیفیت این عناصر بهتر باشد ماندگاری گردشگران در شهر و میل و رغبت آنان به سفر بیشتر خواهد شد. البته تنها بازدیدکنندگانی که از خارج از شهر می آیند از این امکانات استفاده نمی کنند بلکه خود مردم شهر نیز از این امکانات و زیر ساختها بهره خواهند برد.
گردشگران برای انتخاب مکان موردنظر خود عوامل مختلفی را در نظر می گیرند مانند امکانات مناسب، کیفیت، نزدیکی به شهر، نزدیکی به جاذبه های شهری و غیره. مهمترین تاسیسات گردشگری در شهرها عبارتند از هتل ها، هتل آپارتمانها، مهمانپذیرها و غذاسراها.
۲-۵٫ توسعه پایدار و توسعه پایدار شهر
توسعه پایدار از دو عنصر توسعه به معنی بهبود شرایط زندگی مردم از لحاظ اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و… و پایداری به معنای ماندگاری منابع زیست محیطی و عوامل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی تشکیل شده است. اصطلاح توسعه پایدار را می توان چنین تعریف کرد: بهره برداری از منابع موجود و رفع نیازها و افزایش کیفیت زندگی نسل کنونی و نگهداری و محافظت از منابع برای نشل آینده تا آنان نیز بتوانند از این منابع استفاده کنند به عبارتی توسعه پایدار به نفع نسل حاضر و آینده است.
توسعه پایدار در شهر از نظر کالبدی تغییراتی است که در کاربری اراضی و سطوح تراکم جهترفع نیازهای ساکنان شهر در زمینه مسکن، حمل و نقل، اوقات فراغت و غذا انجام می گیرد تا شهر در طول زمان از نظر زیست محیطی سالم و بدون آلودگی و از نظر اقتصادی بادوام و از نظر اجتماعی همبسته باشد. (محمدی، ۱۳۸۰، ص ۱۱)
فصل سوم
عرصه طبیعی و انسانی تحقیق
۳-۱٫ کلیات جغرافیایی لاهیجان

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:26:00 ق.ظ ]




امروزه در صنعت اعتباری، شبکه های عصبی تبدیل به یکی از دقیق ترین ابزار آنالیز اعتبار در میان سایر ابزار شده است. دیسای و همکارانش[۱۶] در سال ۱۹۹۶ به بررسی توانایی های شبکه های عصبی و تکنیکهای آماری متداول نظیر آنالیز ممیزی خطی[۱۷] و آنالیز رگرسیون خطی[۱۸] در ساخت مدلهای امتیازدهی اعتباری پرداخته اند (دیسای ،۱۹۹۶، ۲۴-۳۷). همچنین وست[۱۹] در سال ۲۰۰۰ به بررسی مدلهای کمی پرداخت. نتایج بدست آمده بیانگر این بود که شبکه های عصبی قادر به بهبود دقت امتیازدهی می باشند. آنان همچنان بیان کردند که آنالیز رگرسیون خطی جایگزین بسیار خوبی برای شبکه های عصبی است. در حالیکه درخت تصمیم و مدل نزدیکترین همسایه و آنالیز ممیزی خطی نتایج نوید بخش و دلگرم کننده ای ایجاد نکردند. (وست،۲۰۰۰، ۱۱۳۱-۱۱۵۲).
پایان نامه - مقاله - پروژه
رتبه بندی اعتبار به طور اساسی یک راه تشخیص تفاوت‌های گروه‌ها در یک جمعیت است. ایده جدا کردن گروه ها در یک جمعیت در آمار به وسیله فیشر در سال ۱۹۶۳ معرفی گردید. (توماس[۲۰]،۲۰۰۰، ۱۶).
دانهم[۲۱] در سال ۱۹۳۸ اولین سیستم ارزیابی تقاضا نامه‌های اعتباری را با بکارگیری پنج معیار زیر توسعه داد.(آلتمن،۲۰۰۰، ۱۶)
۱ـ موقعیت[۲۲]
۲ـ درآمد[۲۳]
۳ـ وضعیت مالی
۴ـ ضامن یا وثیقه[۲۴]
۵ـ اطلاعات بازپرداخت وام از بانک‌ها[۲۵]
دانهم استدلال کرد که اهمیت معیارهای مختلف باید براساس تجربه مشخص گردد.
با آمدن کارت‌های اعتباری در اواخر ۱۹۶۰ اهمیت رتبه بندی اعتباری برای بانک‌ها و دیگر ارائه کنندگان کارت‌های اعتباری نمایان شد. وقتی این سازمان‌ها رتبه بندی اعتبار را به کار بردند دریافتند که این کار از هر تدبیر قضاوتی مفیدتر است، زیرا نرخ اشتباه به میزان ۵۰ درصد یا بیشتر پایین آمده بود.
بوکس[۲۶] در سال ۱۹۶۷ اولین فردی بود که استفاده از پس زمینه کامپیوتر برای استفاده از مجموعه بزرگی از داده‌ها را معرفی کرده همچنین او سعی در ترکیب ابزارهای آماری چند متغیره را داشت. اتفاقی که پذیرش کامل رتبه بندی اعتبار را تضمین کرد تصویب قانون فرصت برابر اعتبار[۲۷] در آمریکا در سال‌های ۱۹۷۵ و ۱۹۷۶ بود.
پیشرفت در محاسبات اجازه داد تا سعی شود تکنیک‌های دیگری برای ساختن کارت امتیاز به کار رود. در حال حاضر با به کارگیری تکنیک‌های هوش مصنوعی مانند سیستم‌های خبره و شبکه‌های عصبی و الگوریتم ژنتیک تأکید بر روی تغییر واقع بینانه از سعی در حداقل کردن شانس یک مشتری در درخواست ناجور (ریسک بالا)‌ در مورد یک محصول خاص به تحقیق در مورد اینکه چگونه شرکت می‌تواند سود خود را از آن مشتری ماکزیمم کند رخ داده است.(توماس،۲۰۰۰، ۱۷)
۲-۳-۱: مدلهای امتیازدهی اعتباری
روش های امتیازدهی اعتباری به دو صورت کمی و کیفی انجام می شود. در تحلیل کیفی، امتیازدهی اعتباری ارتباط نزدیکی با توانایی و قابلیت تجزیه و تحلیل مسئولین بخش اعتباری دارد. لیکن در تحلیل کمی، تعیین احتمال عدم بازگشت اصل و سود تسهیلات از طریق تابع توزیع آن امکان پذیر است.
اکثر الگوهای کمی ریسک اعتباری، چارچوب معنایی مشابهی دارند، اما اختلافاتی که در اجرای این مدل ها بوجود می آید، ناشی از شیوه برآورد پارامترهای اصلی از اطلاعات موجود است. به طور کلی روش های آماری و ریاضی اندازه گیری ریسک اعتباری را می توان به دو گروه عمده زیر تقسیم کرد :
الف) مدل‌های رتبه‌بندی اعتباری پارامتریک
ـ مدل احتمالی خطی[۲۸]
ـ مدل‌ لجیت و پروبیت[۲۹]
ـ مدل‌های مبتنی بر آنالیز ممیزی[۳۰]
ـ شبکه‌های عصبی
ب) مدل‌های رتبه بندی اعتباری ناپارامتریک
ـ برنامه ریزی ریاضی[۳۱]
ـ درخت دسته بندی (الگوریتم تقسیم بندی بازگشتی)
ـ مدل نزدیکترین همسایه[۳۲]
ـ فرایند تجزیه و تحلیل سلسله مراتبی[۳۳]
ـ سیستم‌های خبره[۳۴]
ـ الگوریتم ژنتیک[۳۵]
۲-۳-۲: ضرورت امتیازدهی اعتباری مشتریان
امتیازدهی اعتباری برای بانکها این امکان را فراهم می آورند که ریسک اعتباری را اندازه گیری نموده و آن را متناسب با پورتفوی اعتباری اداره کنند. بدین مفهوم که اکسپوژر[۳۶] (ریسک قابل مشاهده و محاسبه) بانک را در رابطه با انواع ریسک تعدیل و اصلاح نمایند. این مطلب را می توان با رابطه یک توضیح داد :
رابطه ۲-۱ : محاسبه زیان مورد انتظار
(احتمال عدم بازپرداخت) * (نرخ زیان در صورت عدم بازپرداخت) * (مبلغ در معرض ریسک) = زیان مورد انتظار
در این رابطه نرخ زیان (عدد یک منهای سهم درصدی از وام که بوسیله تضمین پوشش داده شده است) و مبلغ در معرض خطر (میزان وام) معمولاً معلوم و احتمال عدم بازپرداخت مجهول میباشد. سیستم امتیازدهی می بایست قابلیت برآورد احتمال عدم بازپرداخت را داشته باشد. مهمترین ابزاری که بانکها برای مدیریت و کنترل ریسک اعتباری به آن نیاز دارند، سیستم امتیازدهی اعتباری مشتریان است. بدیهی است وجود چنین سیستمی بانک را در گزینش مطلوب مشتریان اعتباری خود یاری نموده و ضمن کنترل و کاهش ریسک اعتباری، سطح بهره وری فرایند اعطای تسهیلات بانکی را ارتقاء خواهد داد.
۲-۳-۳: اهمیت رتبه بندی اعتباری مشتریان
ریسک اعتباری به عنوان اصلی ترین علت ورشکستگی بانکها محسوب می شود. اساس عملکرد صحیح مدیریت ریسک اعتباری بانکها و مؤسسات اعتباری به شناسایی عوامل ذاتی ریسک در عملیات وام دهی بستگی خواهد داشت. بانکها با استقرار سیستم مدیریت ریسک اعتباری مناسب میتوانند تدابیر لازم را برای حذف و یا کاهش ریسک اعتباری اتخاذ نمایند. در این راستا بانکها با طبقه بندی اعتبارات و عدم پذیرش وام ها و اعتبارات نامناسب، خود را از پذیرش ریسک اضافی مصون می دارند. بدون تبعیت از یک سیستم مدیریت ریسک اعتباری مناسب، تأثیر زیان عملیات بانکی غیر قابل پیش بینی خواهد بود. از این رو یک سیستم رتبه بندی اعتباری مشتریان در حالت مناسب و کارآمد، می تواند در شناسایی، اندازه گیری و مدیریت بر ریسک اعتباری یاری نماید.(راعی، فلاح پور،۱۳۸۷، ۱۷-۳۴)
۲-۳-۴: معیارهای رتبه بندی اعتباری مشتریان
الف) معیار C5 : این معیار به طور خلاصه به شرح زیر است :

 

    1. شخصیت[۳۷]: شامل بررسی تعهدپذیری، اعتبار متقاضی و بررسی صحت عمل وی در عملیات مالی و فعالیتهای گذشته

 

    1. ظرفیت : توان مدیریت و ظرفیتهای تجاری متقاضی، ظرفیت درآمدی شامل قدرت کسب سود و درآمدزایی

 

    1. سرمایه[۳۸]: بررسی سرمایه و صورتهای مالی متقاضی

 

    1. وثیقه[۳۹]: پیش بینی وثیقه ها یا ابزارهایی که می توان در زمان دریافت اعتبار یا تسهیلات، به عنوان پوشش در اختیار مؤسسه مالی یا بانک قرار داد.

 

    1. شرایط[۴۰]: بررسی شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و عوامل بیرونی که بسته به نوع فعالیت شرکت، از حیطه اختیار متقاضی خارج است و کنترلی بر آن نمی تواند داشته باشد، ولی در عین حال می تواند بر بازپرداخت وام ها یا تعهدات اعتبارگیرندگان تأثیر بگذارد.

 

ب) معیار LAPP: این معیار به طور خلاصه به شرح زیر است :
نقدینگی[۴۱] : توانایی مشتری در تأمین وجوه به منظور رفع نیازهای جاری از جمله پرداخت تعهدات کوتاه مدت مانند اصل و سود تسهیلات دریافتی
فعالیت[۴۲] : بررسی نوع و حجم فعالیت، دوره گردش عملیات و…
سودآوری[۴۳] : بررسی میزان سودآوری، سود ناویژه و سود خالص در مقایسه با فروش و قیمت تمام شده
توان بالقوه یا پتانسیل : بررسی و تحلیل وضعیت و کارآیی مدیریت، ترکیب نیروی انسانی، محصولات، منابع مالی، نفوذ در بازار و ارتباطات.(جمشیدی،۱۳۸۳، ۲۶)
ج) معیار P5 : این معیار به طور خلاصه به شرح زیر است :

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:26:00 ق.ظ ]




 

مأخذ: (اسدی و امیری، ۱۳۹۱: ۲۹)
۲-۳-۲۰ سابقه و پیشینه آپارتمان نشینی و آپارتمان سازی در جهان
به نظر می رسد بشر از قدیم به دلایل متفاوت به ساختن بناهای عمودی روی آورده است؛ از جمله این دلایل می توان از به نمایش گذاشتن قدرت، ثروت و اقتدار و گرانی و کمبود زمین نام برد. در روم باستان مردم بناهایی با طبقات سنگی و چوبی به بلندی یک ساختمان ۲۰ طبقه ساخته اند. در قرون وسطی خانه های سه و حتی چهار طبقه وجود داشته است. نخستین مجموعه ای بزرگ مسکونی در سال ۱۸۴۸ میلادی در فرانسه برای اسکان ۴۰۰ خانواده ی کارگری ساخته شد. در اواخر قرن نوزدهم ساختمان هایی جدید و بلند مرتبه با اسکلت فولادی و پنجره های بسیار ساخته شد که تحول عظیم در صنعت ساختمان به حساب می آمد. این ساختمان ها که بیشتر توسط شرکت های بزرگ و سازمان های دولتی و با کاربری اداری ساخته می شد، ((آسمان خراش)) نامیده شدند. در واقع واژه ی ((آسمان خراش)) از نظر نخستین بار در مورد ساختمان های بلند با اسکلت فولادی و دست کم ۱۰ طبقه به کار گرفته شد که در اواخر قرن نوزدهم، در شهرهای بزرگ مانند ((شیکاگو)) ((نیویورک)) و ((دیترویت)) ساخته شدند (اسدی و امیری، ۱۳۹۱: ۲۴). در قرن اول تا سوم میلادی در جمهوری اوستیا برای کارگران بندر اوستیا ساختمانی ساخته شد که، شامل تعدادی اتاق مستقل بود، و هر یک از کارگران در این اتاق ها زندگی می کردند. بعدها در اروپا از این گونه ساختمانی که با تکرار یک تک پلان برای یک سری خانه برای افراد با طبقه اجتماعی یکسان استفاده می شد. اما در قرن ۱۹ ترکیبی که امروز آن را آپارتمان می نامند، ظاهر گردید. در سال ۱۸۷۰ میلادی در پاریس بلوک های آپارتمانی ۴و ۵ طبقه بسیار متداول شدند که، اشراف در طبقه اول یا دوم، افراد با درآمد متوسط در طبقه سوم و افراد با درآمد کم در طبقه چهارم و فقرا در زیر زمین یا زیر شیروانی می زیستند. در دهه ۱۸۷۰ میلادی برای اولین بار در انگلستان، آپارتمان های ویژه ای ساخته شدند، این آپارتمان ها دارای خدماتی مانند وسایل تفریحی، سرویس های حمل غذا، اتاق های غذا خوری اتوشوئی و رختشوئی بودند. شکل پیشرفته تری از این آپارتمان ها در آمریکا و روسیه ساخته شدند در سال ۱۸۹۰ میلادی آپارتمان هائی که با چندین بالابر مرکزی و خدمات اجتماعی فراوان در نیویورک ساخته شدند. بعد از انقلاب روسیه، معماران و مهندسان سازه طرح های مختلفی برای زندگی اشتراکی پیشنهاد کردند، در این زمان تسهیلات از واحدهای آپارتمانی حذف گردیدند. به همین دلیل محیط های مسکونی منحصر به یک اتاق خواب و گاهی یک اتاق مطالعه گردید. هرچند که عمر این دوره کوتا بود ولی قوانین زیادی متاثر از این دوره وضع گردید (پوردیهیمی،۱۳۹۱: ۴۵-۴۴). در سال ۱۹۲۷، انجمن معماران معاصر مسابقه ای برای طراحی این مجتمع ها ترتیب داد که ۸ پروژه عموما” از سوی معماران نوگرا به آن ارائه شد. در این پروژه ها از جمله در پروژه برادران و سنین، گینزبورگ، سابولف، و کوزنتسک گرایشی عمده به حذف فضاهای خانوادگی و تبدیل بافت های مسکونی به نوعی ضمیمه برای بافت های صنعتی (نظیر آنچه امروز شهرک های خوابگاهی می نامیم) دیده می شد. در بعضی از پروژه ها نظیر پروژه بارچ و ولادیمیروف چنان در این فکر مبالغه شده بود که فضای مسکونی سرانه را به ۶ متر مربع کاهش داده بودند. به هر رو، ((خانه های مشترک)) حتی در شکل معتدل و منطقی خود با شرایط آن زمان شوروی منطبق نبودند، زیرا سطح فناوری و هزینه های تمام شده برای ساخت آنها با توجه به توسعه نیافتگی کشور قابل توجیه نبود. از این رو، ساخت این مجتمع ها چندان رایج نشد و آنجا هم که ساخته شدند در واقع در داخل چارچوب کارخانجات قرار گرفتند و به صورت شهرک های خوابگاهی وابسته به آنها درامدند. شاید یکی از دستاوردهای مثبت فکر ((خانه های مشترک))، به وجودآوردن باشگاه ها (کلوب های) کارگری بود یعنی محل هایی برای تجمع کارگران در اوقات فراغت با تکیه بر فعالیت های فرهنگی نظیر مطالعه، تماشای نمایش، شرکت در فعالیت های ورزشی، کنفرانس ها علمی و ادبی و غیره. (فکوهی، ۱۳۸۵: ۵۱۲).
پایان نامه - مقاله - پروژه
۲-۳-۲۱ سابقه آپارتمان نشینی و آپارتمان سازی در ایران
ساخت و ساز آپارتمان ها در دهه ۲۰ به هیچ رو نمی توانست با نیازهای فزاینده مسکونی انطباق داشته باشد، به گونه ای که در فاصله ۱۹۲۴ تا ۱۹۲۷، در حالی که افزایش متراژ مسکونی استیجاری حدود ۵/۳ درصد در سال بود، جمعیت با آهنگ سالانه ۴/۵ درصد افزایش یافته بود و تقاضا به همان میزان و حتی بیشتر، سبب شده بود که کمبود به صورتی هر چه حادتر احساس شود. راه حل های موقت نظیر اسکان دادن در آپارتمان های مشترک همان گونه که گفتیم نمی توانست پاسخگوی نیازها باشد و بسیاری از مهاجران جدید روستاییان تازه وارد به شهرها بودند، آمادگی داشتند که به جای برخورداری از اتاقی در یک آپارتمان بزرگ و مشکلات زندگی جمعی سازمان نیافته، در مجتمع هایی با خدمات مشترک سازمان یافته زندگی کنند. فکر((خانه مشترک)) یا همان مجتمع ها که از ابتدای انقلاب و با به وجود آمدن کمیسیون ویژه ای در شورای عالی اقتصاد ملی، به وجود آمده بود، بار دیگر از سوی انجمن معماران معاصر مطرح شد (فکوهی، ۱۳۸۵: ۵۱۲). اما در ایران نیز در گذشته ساختمان های بلند و چندین طبقه وجود داشته است؛ برای مثال در سال ۱۲۷۱ ه.ق در داخل محدوده ی شهر بوشهر ساختمان های مردم دو، سه و حتی چهار طبقه بوده که از سنگ های فسیلی و ملاط گچ و ساروج و بعضا” کاه و گل و پوشش تیر چندل ساخته شده و درب و پنجره ها نیز از جنس چوب ساج بوده که در برابر موریانه و رطوبت کاملا” مقاوم بوده اند و احداث خانه های کپری و غیر استانداد در داخل محدوده ی شهر ممنوع بوده است (اسدی و امیری، ۱۳۹۱: ۲۶). در ایران اولین بار ساختمان های بلند با آسانسور در سال های بین ۱۳۱۳- ۱۳۲۸ با ۱۰ طبقه ساخته شد. و در سال های بین ۱۳۳۹ تا ۱۳۴۱ در محل تقاطع فردوسی و جمهوری امروز ساختمان تجاری با نام ساختمان پلاسکو ساخته شد. آپارتمان نشینی در جهان و ایران سابقه طولانی ندارد ولی سرعت رشد و گسترش آن بسیار زیاد بوده است. این پدیده در ایران از حدود چهار دهه پیش آغاز شده است و امروز در حال تبدیل شدن به معضلی فراگیر در شهرهای بزرگ و پدیده ای رو به گسترش است (صادقیان، ۱۳۸۸: ۱۸-۱۶).
۲-۳-۲۲ مجتمع مسکونی (Residential Complex)
جمعیت جهان روز به روز در حال افزایش است و روند شهر نشینی نیز همراه با آن افزایش پیدا می کند. با افزایش روز افزون جمعیت و به تبع آن افزایش تمایل شهرنشینی، نیاز به مسکن ضروری خواهد بود. نیاز به تعداد زیاد مسکن و همچنین سرعت در اجرا باعث شد که اولین بار بعد از جنگ جهانی دوم روشی با عنوان انبوه سازی صنعتی مسکن مورد استفاده قرار گیرد. در انبوه سازی صنعتی ابتدا قطعات و اجزا ساختمانی در کارخانه های پیش ساز ساخته می شود و بعد از حمل به محل پروژه در کنار همدیگر قرار می گیرند. این قطعات می توانند، قطعات یک ویلای بزرگ باشند یا قطعات مجموعه های آپارتمانی کارگری. شکل انبوه سازی در ایران به گونه متفاوت از کشورهای توسعه یافته است. وقتی از انبوه سازی صحبت می شود، بلا فاصله ساخت و سازهای یکسان، مشابه، همزمان و به یک نیت، با مصالحی شبیه به هم ذهن انسان خطور می کند و به همین دلیل است که استفاده کنندگان با چنین ساخته هایی به سختی برخورد می کنند. با توجه به این کشور ما، کشوری در حال توسعه است و مسکن به عنوان یکی از شاخصه های مهم توسعه مطرح است، باید به مسئله ساخت و ساز را کنترل کرد ارجاع کار به بخش خصوصی است. از موارد لازم برای تعیین صلاحیت انبوه سازان داشتن توان فنی و اجرایی است. طبق قانون نظام مهندسی و کنترل ساختمان مصوب سال ۱۳۷۴ مجلس شورای اسلامی، سازنده انبوه مسکن به اشخاص حقیقی و حقوقی گفته می شود که توانمند مدیریت و مسئولیت پدید آوری طرحها، توانمندی تامین و جذب سرمایه، مدیریت تولید و عرضه مسکن و ساختمان را با بهره گرفتن از فناوری های نوین صنعت ساختمان و در چارچوب مقررات ملی ساختمان و سایر قوانین مربوط داشته و پروانه اشتغال به کار از وزارت مسکن و شهرسازی دریافت کرده باشند. به همین جهت سیاست انبوه سازی به عنوان یک سیاست محوری در کشور، بعد از سپری شدن حدود دو دهه بعد از پیروزی انقلاب بطور جدی مورد توجه قرار گرفته است. بطور کلی جهت گیری هایی تا پایان برنامه پنج ساله اول در ذهن سیاست گذاران بخش وجود داشت، غالبا” معطوف به تامین مسکن از طریق مصرف کننده نهایی بود و انبوه سازی یا حرفه ای سازی جایگاهی در مبانی سیاست گذاری بخش نداشت، آثار زیانبار برداشت های ناصحیح از انبو ساز و فعالیتهای انبوه سازی از جهات مختلف، صاحب نظران و سیاست گذاران بخش مسکن را در خصوص گردش یک باره سیاستها، از انفرادی سازی به انبو سازی، به اجماع قطعی می رساند. که در واقع این رویکرد جدید یک انتخاب واحدهای انبوه از مهم ترین مسایل در انبوه سازی است. یکی دیگر از مسایل مهم در انبوه سازی کیفیت مهندسی ساخت و ساز است. انبوه سازی در شرایطی می تواند مفید باشد که به دست مجموعه های توانا انجام شود. مجموعه های توانمندی که قادر باشند با برنامه ریزی درست هم از نظر شهرسازی و هم از نظر مدیریت ساخت و توان اجرایی نسبت به احداث مجتمع های ساختمانی اقدام کنند (معینی، ۱۳۹۲ : ۱۸۷- ۱۸۵). مجتمع های به عنوان پیچیده ترین و اساسی ترین عملکرد در عرصه معماری دو قرن اخیر به حساب آمده و می توانند تاثیرات بسیار زیادی بر رفتار ساکنین و روابط آنها داشته باشند. این مجتمع ها ترکیب فضاهای باز و بسته متعددی هستند که به هم مرتبط بوده و در هم تنیده اند. فضای باز به عنوان بخش جدایی ناپذیر مجتمع های مسکونی، هم از نظر روابط اجتماعی و هم از نظر ساختار و منظر شهری حائز اهمیت هستند. در واقع فضاهای باز مسکونی به نوعی تبلور ماهیت زندگی جمعی هستند و موجب فرآهم آمدن موقعیت هایی برای رشد خلاقیت، زمینه معاشرت تقابل و تعامل اجتماعی ساکنین می شوند (یزدانی و تیموری، ۱۳۹۱: ۸۶). در کشورهای توسعه یافته جهان، بازسازی از شهرها و بازسازی و تجدید حیات مجتمع های مسکونی روند موضعی است که برای چند دهه است، با این روند تقریبا” در ساخت و سازها بلوک های بزرگ مسکن نسبت به قرون گذشته، جدا از بهبود محیط زیست مسکن، کیفیت زندگی به معنای اجتماعی و اقتصادی بهبود یافته است (Bogdanović & Mitković, ۲۰۰۵: ۲۱۹). زندگی در آپارتمان های بلند برای طبقه مرفه بسیار مطلوب و دلپذیر است، شاید مهم ترین عامل شهرت این واحدها مناظر زیبایی است که به ساکنان خود عرضه می دارند، به خصوص ساکنان طبقات بالاتر که ساختمان های مجاور نیز جلوی دید آن ها را نمی گیرند. آپارتمان واقع در بالاترین طبقه، که خود به صورت خانه ای ویلایی در پشت بام می باشد، با این حال، افزایش ارتفاع بنا به بیش از ۴۰ طبقه، زندگی در واحدهای طبقات بالا را تا حدی نامطلوب می گرداند، چرا که به علت سرعت زیاد باد در این ارتفاع، تراس ها قابلیت استفاده خود را از دست می دهند، ساختمان های بلند معمولا برای گروه های مرفه جامعه مناسب می باشند. گروه هایی که می توانند از تسهیلات مشترک و امنیت موجود در این گونه ساختمان ها بهره ببرند و هم چنین امکان پرداخت هزینه های نگهداری آن ها را داشته باشند. ساکنان این واحدها به انواع تسهیلات لوکس رفاهی مانند سیستم حرارت مرکزی، تهویه مطبوع، استخر، سونا، سالن بدن سازی دسترسی دارند. هم چنین از سایر تسهیلاتی که هزینه آن بین ساکنان تقسیم می گردد نیز بهره مند هستند. به همین ترتیب نگهبان ۲۴ ساعته، دزدگیر و سایر سیستم های ایمنی نیز در این ساختمان ها موجود است. تاکید بر امنیت به دلیل افزایش جمعیت، عدم آشنایی با همسایه، جدایی از فعالیت های خیابانی و فقدان معنی و عملکردی روشن در فضاهای بازشهری می باشد که همه بر ناامنی دلالت می کنند (شوئنوئر، ۱۳۸۹: ۱۰۳). به دلیل افزایش جمعیت شهرها و عدم فضای باز در چشم اندازهای شهر ها و تبدیل آن به چشم اندازهای عمودی به دلیل ساخت و سازهای آپارتمان ها و مجتمع های مسکونی باعث شکاف های روحی وروانی در ساکنین آن شده است. استفاده از تکنولوژی پیشرفته و نوآوری در طراحی مجتمع های مسکونی با سطح خاصی از هنر که با دیگر نیازهای انسان از جمله زندگی در محیط مجتمع و تماشای مناظر دور و عکس پشت از پنچره ها می تواند جالب توجه یاشد اما دور شدن از عناصر متحرک و غیر از طبیعت، دیدن بدون تصویر نزدیک از موجودات باعث کاهش شور و شوق از محیط زندگی می گردد (Ansari & etal, 2014: 74). مجتمع مسکونی میان فضای بیرونی و فضای درونی یک فضای میانی وجود دارد، مبهم و نگران کننده: فضاهای مشاع (هال، ورودی، راه پله، حیاط) که نه جزو ((بیرون)) است و نه جزو ((درون)). فضای مسکونی که با نشانه هایی چون فضای تمیز و کثیف توصیف شده با عطف به میهمان که اجازه ورود به آن جا را دارد سازمان دهی شده است. به عنوان مثال، اعضای خانواده می توانند به آشپزخانه داخل شوند، دوستان می توانند به سالن غذا خوری داخل شوند، بیگانه می تواند فقط تا ورودی ساختمان رخنه کند. فضا بر حسب استفاده خصوصی، عمومی یا نیمه عمومی که قرار است از آن به عمل آید تقسیم بندی شده است (هومون، ۱۹۶۸: ۱۸۲). برخلاف متعارف نگرش درباره مجتمع های مسکونی بزرگ تابعی از فرصت هایی است که برای ترک آن وجود دارد؛ یعنی درجه آزادی در قبال تنگناهایی که بر دستیابی به مسکن، تحمیل می کند. بدون به حساب آوردن مجموعه تنگناهایی که بر دستیابی به مسکن، به ویژه در طبقات پایین جامعه حاکم است، تفسیر پاسخ هایی که به پرسش های کلی درباره مجتمع های مسکونی بزرگ داده می شود، خیلی ساده انگارانه خواهد بود. آن جا که جامعه شناس پرسشی درباره سلیقه مطرح می کند و از گذر آن فکر می کند، اسرار معاشرت را کشف می کند، فضیلتی نه خواب آور بلکه مشارکت جو، پاسخگویان طبقات بی بضاعت پاسخی از سر ناچاری می دهند: «آن چه مهم است، داشتن مسکن است» ( پاسخ یک صیقل کار)؛ «آن قدر افراد نیازمند به مسکن وجود دارد» (زن کارگر آبکاری)؛ «من با مجتمع مسکونی بزرگ از لحاظ تامین مسکن افراد نیازمند موافقم» ( یک کارمند). آنان مجتمع مسکونی بزرگ را به عنوان راه حلی برای برون رفت از بحران مسکن، که مشخصا” تبعات سخت آن را تجربه کرده اند، تایید می کنند: «شگفت زده، نمی توانم باور کنم، پس از سال ها سکونت در یک آلونک، این جا معرکه است» (زن یک شاگرد بنا). «برای من مجتمع مسکونی بزرگ مثل یک سربازخانه، یک مصیبت کده، یک خوابگاه است» ( کارگر متوسط، مالک)؛ (فیالکوف، ۱۳۸۳: ۵۱).
۲-۳-۲۲-۱ فضاهای باز در مجتمع های مسکونی بلند مرتبه
فضاهای خارجی در کنار ساختمان های چندین طبقه، در بیشتر موارد هویت نا مشخص دارند، مگر اینکه کاربری ویژه ای را به واسطه افراد ساکن ساختمان کنارش پیدا کنید، به این ترتیب فضا یک هویت عمومی پیدا می کند. تاکید بر اهمیت این موضوع که در فضاهای عمومی مناطق مسکونی تنها فرصت هایی برای راه رفتن یا نشستن کافی نیست، بلکه فرصت برای فعالیت، انجام کاری و غیره … برای حضور بیشتر افراد و در نتیجه زنده شدن فضای عمومی می شود. ویژگیهای هندسی ساخت و سازهای مسکونی، به طور مستقیم بر شخصیت، خواص و کیفیت فضاهای بازی که توسط این شکلها به وجود می آیند، تاثیر می گذارد. موضوع افزایش شدید نیاز به تأمین مسکن بعد از جنگ جهانی و تاثیر آن بر غفلت معماران از فضای باز، امروزه موضوعی است که مورد قبول همگان است. به همین دلیل، موضوع فضای باز در مورد ساخت و سازهای بلند مرتبه و پرتراکم، اغلب یکی از مهمترین مسائل مطروحه در این زمینه است (ماهوتی، ۱۳۹۰: ۵۶). فضای باز مسکونی امتدادی از فضای زندگی داخل خانه و جزئی از زندگی ساکنان است. فضای باز مسکونی به عنوان مکانی ضروری برای برقراری ارتباطات متقابل و شناخت اجتماعی است. از این رو فضایی مملو از ارتباطات است. این فضا هر چند امروزه ممکن است جلوه ای شهری داشته باشد، اما تمایزات بسیاری چه از لحاظ ماهیت ( مانند حیاط وابسته و متصل به خانه) و چه از لحاظ کالبدی و چه از لحاظ فعالیت هایی که انتظار می رود در آن صورت گیرد، با تمام فضاهای باز شهری دارد. این فضا به عنوان یک میانجی و حوزه دافع در مقابل جهان خارج از خانه عمل می کند. فضای باز مسکونی، محیط پیرامونی حوزه یک همسایگی است که به طور عینی ادراکی را بر استفاده کننده گانش می نمایاند؛ که سبب ارتقای کیفیت محیط مسکونی و میزان رضایت ساکنان از زندگی می شود. منظر مسکونی تنها محیطی کالبدی و بصری نیست، بلکه ادراکی است که از دریافت کلیه حواس فهم می شود. منظر مسکونی به علاوه محیطی است که در آن به وسیله پتانسیل های ذاتی فضا در حوزه مسکونی که فزآینده میزان کاربری کاربران از فضاست، به بروز کشش جمعی در فرد منجر می شود تا روابط حسی خود را گسترش دهد و به روابط اجتماعی روی آورد. آنچه کاربر از فضای باز دریافت می کند، اطلاعاتی است که محوطه به کاربر می دهد و قابلیت هایی است که برای او ایجاد می کند تا در محیط به ارتباط با محیط یا افراد دیگر بپردازد. اطلاعات درون محیطی شامل فرم، عملکرد، معنا و غیره می شود و اطلاعات برون محیطی مواردی مانند عدم احساس خلوت در یک فضای باز و در دید بودن، احساسی از میزان تملک بر فضا و مشارکت داشتن در آن و اطلاعاتی از این دست است که از کالبد فراتر می رود و به تمامی در دایره محوطه بر فرد وارد می شود و بر ادراک او اثر می گذارد. در طراحی، برنامه ریزی و مدیریت محوطه باید مولفه های موثر را شناخت، پیش بینی و دسته بندی و اعمال کرد. از آنجا که درک محیط مسکونی متاثر از نحوه ادراک فرد است، از این رو طراحی، منبعث از شیوه ادراک منظر مسکونی است. منظر مسکونی به دو حوزه عوامل انسانی و محیطی تفکیک ناپذیر است. عوامل محیطی متشکل از عوامل کالبدی و غیر کالبدی است. عناصر کالبدی ظرف سازنده عوامل اکولوژیک محیط است که شامل موارد اقلیمی و غیر اقلیمی می شود. انسان نیز با رفتارها و واکنشهای خود جزء لاینفکی از فضا و محیط مسکونی است که در تقسیم بندی مذکور این عامل با دو مولفه فردی و ارتباطی معرفی و تفکیک شده است. با شناخت کافی از اجزاء تشکیل دهنده منظر مسکونی و یافتن قابلیتهایشان و تطبیق آنها با انتظارات، نیازها و پتانسیل های مجموعه مورد طراحی می توان به طرح و برنامه مطلوبی در منظر مسکونی دست یافت (رامیار، ۱۳۹۰: ۴۴).
۲-۳-۲۳ سابقه کشورهای مختلف در حوزه پایداری اجتماعی در مجتمع های مسکونی
۲-۳-۲۳-۱ اتریش: شهر وین، طی پروژه تحقیقاتی با عنوان احیای مجتمع های مسکونی و حل مشکلات اجتماعی در وین که از سوی سازمان ملل متحد تأمین مالی شده بود، مورد بررسی و پژوهش قرار گرفت. در جریان این طرح ضمن مشخص شدن فضاهای مرمت و بازسازی، شیوه ها و راهکارهای موردنیاز شناسایی شد. در این پروژه از نظرات متخصصان کشورهای مختلف اروپایی استفاده شده است. یکی از اهداف این پروژه مشارکت دادن مستاجران و صاحبان املاک و کاهش تعداد کسانی بود که ناگزیر به تخلیه خانه های خود بودند. بر این اساس، اگر میزان اجاره بها با میزان درآمد افراد تناسب نداشت، بایستی به آنان یارانه ای پرداخت می شد. این کمک در راستای این ایده بود که هر گونه سرمایه گذاری برای ارتقای کیفیت مسکن دارای تاثیرات روحی و روانشناختی است. به ویژه اگر این ارتقاء با مشارکت خود ساکنان صورت گیرد، چرا که تجربه نشان داده است، هر زمان که خود صاحبان خانه مساکن در جریان طرح ها و پروژه ها دخالت داشته اند، انجام طرح ها با موفقیت بیشتری همراه بوده است. و نتیجه این است که مسکن سالم تنها به دلیل تعداد یا مکان مناسب آن نیست، بلکه وجود نوعی هماهنگی و انسجام در میان سازه های مختلف پیرامون از اهمیت خاصی برخوردار است. هماهنگی میان سازمان های تامین کننده خدمات اجتماعی- بهداشتی و همه ی سازمان هایی که به نوعی در جریان برنامه ریزی و طراحی کلیه خدمات درگیرند نیز از جمله عوامل مهم برای ایجاد مسکن سالم به شمار می رود (بارتون و تسورو، ۱۳۹۱: ۱۲۸).
۲-۳-۲۳-۲ دانمارک: فکر مجموعه های مسکونی اشتراکی[۲۱] از دانمارک شروع شد و پیدایش آن، در حقیقت، به سه عامل بستگی داشت. نخست جنبش مردم ضد فرهنگی دهه شصت میلادی که عامل افزایش تقاضا برای زندگی اجتماعی گردید؛ دوم گرایش و جانب داری جامعه از مجموعه های مسکونی کم تراکم با ارتفاع کم و در مقیاس کوچک؛ و سوم فشارهای جدیدی که در پی تغییرات اجتماعی اقتصادی و جمعیتی بر خانواده ها وارد شده بود. مجموعه های مسکونی نیز همانند خانه های آپارتمانی، که قبلا” ساخته شده بودند، برای ارائه خدمات روزمره بیشتری به ساکنان به وجود آمدند. این موارد شامل دسترسی به خدمات عمومی، تعامل اجتماعی و غیره… می باشد (شوئنوئر، ۱۳۸۹: ۸۵).
۲-۳-۲۳-۳ انگلستان: مجموعه های مسکونی اشتراکی مشابه فکر ایجاد مجموعه های مسکونی کم ارتفاع مربعی شکل است که توسط ابنزر هاوارد، در ابتدای قرن بیستم، در پی ایده باغ شهرهای او در انگلستان ارائه و ساخته شد. مجموعه های مسکونی هومزگارث [۲۲] و میدو وی گرین[۲۳] که هر دو در لچ ورث ساخته شده اند، دو نمونه از این نوع ساخت و سازها هستند. در این مجموعه ها تمام ساکنان به محل نظافت هر واحد مسکونی توسط کارمندان نظافتچی مجموعه انجام می گیرد. بر خلاف مجموعه مسکونی اشتراکی دانمارکی، که ایده طراحی آن بر اساس خانواده قرار گرفته بود، مجموعه های مسکونی انگلیسی برای افراد مسن، و خانواده های بدون بچه یا مرفه طراحی شده اند (همان منبع: ۸۶- ۸۵)
نظریات و دیدگاه های تحقیق
۲-۴ نظریات در حوزه پایداری اجتماعی و مجتمع مسکونی
۲-۴-۱ نظریه اجتماعی و کیفی توسعه
تا حدود دهه۱۹۶۰، اصولا مفهوم عام توسعه در معنای توسعه اقتصادی به کار می رفت و به همین دلیل بر شاخص های کمی مثل افزایش تولید ملی و درآمد ملی و رشد جمعیت شهرنشین استوار بود. اما از دهه ۱۹۶۰ به بعد، تغییرات اساسی در نحوه نگرش به مفهوم توسعه و شاخص های آن به ظهور رسیده، که به نوبه خود اهداف و روش های برنامه ریزی را به شدت تحت تاثیر قرار داده است. از مهم ترین جریان های فکری و اجتماعی در این زمینه می توان به رواج مفاهیم کیفیت زندگی، رفاه اجتماعی و عدالت اجتماعی و مانند اینها اشاره کرد که نفوذ و تاثیر آنها همچنان رو به گسترش است. در شرایط کنونی، در کنار شاخص های اقتصادی توسعه، دو گروه از شاخص های اجتماعی و فرهنگی جایگاه محوری در برنامه ریزی و مدیریت توسعه پیدا کرده اند. در نتیجه کوشش های نظری و عملی زیادی در جهت ارائه مفهومی وسیع تر از توسعه صورت گرفته که بیشتر به ابعاد اجتماعی و کیفی توسعه و هدایت برنامه ریزی و مدیریت در راستای آن معطوف است. یکی از مظاهر عمده تغییر مفهوم توسعه، تحولی است که در نحوه نگرش سازمان ملل متحد و نهادهای وابسته به آن در طول دو دهه اخیر نسبت به این مفهوم به وجود آمده است. در واقع سازمان ملل متحد از الگوی جدیدی برای توسعه حمایت می کند که فراتر از توسعه اقتصادی به «توسعه پایدار» نظر دارد. در گزارش برنامه توسعه سازمان ملل متحد، زیر عنوان «گزارش توسعه انسانی ۱۹۹۴» با توجه به نیازهای همه جانبه مردم جهان و از جمله تامین امنیت اقتصادی و اجتماعی جوامع انسانی، الگوی جدید توسعه به صورت زیر معرفی شده است:
«پرداختن به چالش فزاینده امنیت انسانی، مستلزم الگوی توسعه جدیدی است که مردم را در کانون توسعه قرار می دهد. رشد اقتصادی را نه به عنوان یک هدف بلکه به مثابه یک وسیله تلقی می کند، فرصت های نسل آتی را نیز همراه با فرصت های زندگی نسل های حاضر مورد حمایت قرار می دهد و نظام های طبیعی را که حیات وابسته به آنها است، محترم می دارد. در تحلیل نهایی، توسعه انسانی پایدار توسعه ای است طرفدار مردم، طرفدار ایجاد شغل و سازگار با طبیعت. در این گونه توسعه، کاهش سطح فقر، اشتغال مولد، یکپارچگی اجتماعی و تجدید حیات زیست محیطی بالاترین اولویت را پیدا می کنند». (مهدی زاده، ۱۳۹۲: ۴۶- ۴۵).
۲-۴-۲ نظریه اکولوژی اجتماعی شهری
کلمه اکولوژی از کلمه یونانی اویکوس به معنی مسکن- محل زیست- خانه و لوگوس به معنی دانش آمده است. در اکولوژی انسانی هرگونه محیط زیست انسان در رابطه با شکل زندگی گروه های انسانی مورد مطالعه قرار می گیرد که حاصل آن اکولوژی مسکن، اکولوژی روستایی، اکولوژی شهری، اکولوژی ناحیه ای و اکولوژی فرهنگی می باشد. می توان گفت که اکولوژیستها نقطه نظر کاملا” مشخصی دارند. آنها همه الگوهای زندگی را در بومهای معین بررسی می کنند. شاید اکولوژی شهری را ابتدا مکتب جامعه شناسی شیکاگو به جامعه علمی شناساند. اکولوژیستهای جامعه شناس، در زمینه الگوهای توسعه شهری و محل انتخابی گروه های انسانی و شهرها، به نظریه های تازه ای دست یافتند. اما برای جغرافی دانان بیش از همه ساخت داخلی شهرها، و موقع جغرافیایی آنها مورد توجه بود. بدینسان در اکولوژی شهری شرایط آب و هوایی، توپوگرافی، پوشش گیاهی، خصیصه های اقتصادی، اجتماعی، مذهبی، قومی و نظام حکومتی در رابطه با ساخت داخلی شهرها، محل انتخابی گروه های انسانی و همه پدیده هایی که در محیط جغرافیایی شهر ظاهر می شوند مورد مطالعه قرار می گیرد. اکولوژی شهری مثل همه شاخه های دانش اکولوژی کلی نگر و جوامع نگر است از این رو در اکولوژی شهری تنها با یک شرکت تجاری یا صنعتی سرو کار نخواهیم داشت بلکه با گونه ها روبرو خواهیم بود مثل سازمانهای مالی، سازمانهای خدماتی، محلات شهری و… که مشخصات مشترک دارند (شکوئی، ۱۳۶۵: ۱۶۶-۱۶۵). اکولوژی اجتماعی، کنفدراسیونی از گروه های جامعه را در نظر دارد که با هم کار می کنند تا ارتباطات معنی دار، هم کاری و خدمات عمومی را در فعالیت های روزانه حیات شهری برقرار کنند و یک مفهوم شهر گرایانه از شهروندی را پرورش دهند؛ مفهومی که طبقه و موانع اقتصادی را کنار می زند تا خطراتی نظیر انحطاط اکولوژیکی در سطح سیاره یا تهدید هسته ای را به بحث بگذارد. این فکر وجود دارد که همکاری و هماهنگی درون و بین جوامع می تواند بر روندهای مخرب سیاست های متمرکز و قدرت دولت مرکزی استیلا یابد. بنابر ادعای اکولوژی اجتماعی، شهر می تواند به عنوان یک میدان اکولوژیکی و اخلاقی برای فرهنگ سیاسی متزلزل و یک شهروندی کاملا” متعهد عمل نماید (روزلند، ۱۳۷۸: ۳۹). توجه کانونی به تنوع شهری به هر حال- اگر با اشتغالات ذهنی جاری تر سازگار شود به طریقی توسعه یافت که بر علم گرایی جامعه شناسی ایالات متحده امریکا در آغاز قرن بیستم پشت پا زد. اعضاء گوناگون مکتب شیکاگو برای توضیح توسعه و تفکیک شهرهای مدرن، بارزتر از همه استعاره های ارگانیگ یا بیولوژیکی استفاده کردند. از نظر ارنست برجس، رشد و سازمان شهر با عملکرد سوخت وساز در بدن انسان مورد قیاس بود. رودریک مکنزی (۱۹۶۷) نیز برای تحلیل روابط مردم با یکدیگر و محیط های آنان، و طرز کار رقابت، انتخاب و انطباق در زندگی اجتماعی و فضایی، مطالعه اکولوژی گیاهی را به مثابه مدل «اکولوژی انسانی» برگزید. ادعا های علمی جامعه شناسی اولیه، استاندارد، و بیشتر موضوعاتی زبانی هستند، اما تاثیر استعاره های ارگانیکی در اینجا در چارچوب دو شیوه ذهنی که رویکردهای مکتب شیکاگو را به زندگی شهری بیان کرده، ارزش توجه دارد. شهرها، نخست به مثابه نظام های پیچیده مبتنی بر فرآیندهایی دیده شده بودند که فراتر از طرح های عاملان اجتماعی می رفت. فرآیندهای شهری توسعه، تفکیک، سازمان و بی سازمانی، فی نفسه دارای درجه ای از استقلال بوده و همواره تحت بررسی یا کنترل منطقی نیستند. رابرت پارک می نویسد که (( شهر صرفا” یک شیء مصنوع نیست، بلکه یک ارگانیسم است. رشد آن اساسا” و به عنوان یک کل، طبیعی، کنترل ناپذیر و طراحی نشده است. اشکالی که شهر میل به قبول آن دارد، اشکالی هستند که بر کارکردهایی که به انجام آن خوانده می شوند دلالت داشته و با آن تطبیق می کنند (تانکیس، ۱۳۹۰: ۵۳-۵۲). در بوم شناسی شهری به این موضوع اشاره می شود که هر جا وضعیت بوم شناختی مناسب بوده است، شهر یا روستا رشد کرده و هرجا که شرایط محدود بوده، این دو رشد بطئی داشته اند. در این نوع بوم شناسی، شهرها نیز مرحله به مرحله رشد می کنند. شهرها با فرآیندهای رقابت، تهاجم و جانشینی که همه در بوم شناسی زیستی رخ می دهند، به صورت نواحی طبیعی سامان می یابند. به نظر گریفیت تیلور در روند بوم شناسی شهرها، مراحل تکوین به این ترتیب است:
الف) دوران کودکی، که پیدایش مغازه ها و واحدهای مسکونی، به علل گوناگون، آغاز می شود ولی کارخانه ای وجود ندارد.
ب) دوران قبل از بلوغ، که با شکل گیری نواحی مختلف مسکونی و گسترش مغازه ها همراه است.
ج) دوران بلوغ شامل پیدایش کارخانه ها و فقدان ناحیه مسکونی برای اقامت طبقه مرفه و ثروتمند.
د) دوران قبل از رشد کامل، که با ایجاد بخش ویژه ای برای سکونت طبقه مرفه همراه است.
ه) دوران رشد کامل، که در آن نواحی معینی برای تجارت، صنعت و پیدایش انواع مسکن در بخش های شهری به وجود می آید و شهرها مجموعه ای از خانه های مجلل تا معمولی و زاغه ها و آلونک ها می گردند.
اما رنسانس واقعی در مطالعات بوم شناختی با کار آموس هاولی در دهه ۱۹۵۰ آغاز گردید؛ رویکرد تازه ای که به لحاظ روش شناسی، دقیق تر از بوم شناسی چهار دهه پیش بود. هاولی شکل تازه ای به رویکرد بوم شناختی داد و آن را در حوزه جامعه شناسی وارد کرد. او همانند پارک معتقد بود که علم را باید بر پایه چشم انداز آن و نه بر اساس موضوع مطالعه اش تعریف کرد. چشم انداز خاص بوم شناسی انسانی، تلاش برای تبیین چگونگی انطباق جمعی و نا آگاهانه جمعیت های انسانی با محیط است. اگر چه انسان ها با توسعه مهارت های فرهنگی توانایی انطباق موثرتر و کاراتر با محیط خود را دارند اما تفاوت بین آنها کمی است نه کیفی. سیمون دانکن همانند هولی، اجتماع بوم شناختی، را جستجو گر تعادل دانسته است. ولی معتقد است که نظام بوم شناختی را می توان به مثابه مجموعه ای در نظر گرفت که واحدهایش به لحاظ کارکردی متقابلا” به یکدیگر وابسته اند. این واحدها عبارتنداز: جمعیت، محیط، فناوری انسانی، که تمام این متغییر ها با یکدیگر در تعامل اند (ساسان پور، ۱۳۹۰: ۴۴-۴۰). الگوی بوم شهر به دنبال ارائه چشم اندازی ترمیمی و عملی برای حضور پایدار انسان در این سیاره را نشان می دهد و راه موفقیت خود را از طریق بازسازی شهر، شهرکها و روستاها در توازن با سیستمهای زنده باز می کند. بشر در حال مقابله با محدودیتهای سیاره است؛ ما در حال تجربه بی ثباتی سریع آب و هوایی جهان هستیم و اکوسیستم کل در معرض خطر است. این تهدید کننده محیط زیست جهانی، به بازسازی شهر، شهرک و دهکده در سراسر جهان نیاز دارد که مستلزم صرفه جویی در انرژی و حفظ منابع طبیعی برای زمانی طولانی است. شهروندان در هر جامعه ای در هر شهر، شهرک و روستا- در نهادینه کردن و اجرای کاربری زمین جدید و سیاستهای حمل ونقل و شیوه های حفظ زمینهای کشاورزی و فضای باز و اصلاح زیستگاه طبیعی نقش دارند. بوم شهر، یک شهر سالم اکولوژیکی است؛ شهرهای امروزی این گونه نیستند. در شهرهای اکولوژیک تاکید بیشتر بر مسائل زیست محیطی، مانند صرفه جویی در انرژی، اقدامهای ضد آلودگی محیط زیست، استفاده کمتر از اتومبیل، حفاظت از طبیعت و زیستگاههای طبیعی و استفاده از منابع تجدید پذیر به جای منابع تجدید ناپذیر است (جمعه پور، ۱۳۹۲: ۳۱۵-۳۵۰).
منشور بوم شهر الکساندریا در سال ۲۰۰۸: این منشور که کمسیون سیاسی محیط زیست شهر الکساندریا در ایالت ویرجینیا، در چهاردهم ژوئن ۲۰۰۸ منتشر کرد، پیرو طرحی راهبردی بود که از سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۵ در دستور کار این شهر قرار گرفته است. هدف این طرح رسیدن به شهر پایدار و اقتصاد قوی با محیط زیست سالم است. این منشور به صورت زیر است:
سیاستهای کاربری زمین و فضاهای باز در شهر باید در تعادل با محیط طبیعی و ساخت و سازها در راستای توسعه پایدار باشند.
کاربری زمین باید طوری طراحی شده باشد که مردم را به پیاده روی، استفاده از دوچرخه و حمل و نقل عمومی تشویق کند، که این امر به وسیله کاربری های مختلط، مسیرهای پیوسته و افزایش هدفمند تراکم شهری در کنار مسیرهای حمل و نقل عمومی صورت می گیرد.
فرصتهای بیشتر برای توسعه پایدار، ایجاد و بر استفاده از شیوه های ساختمان سازی سبز و فضای باز و تفریحی بیشتر تاکید می شود.
مقررات ساختمان، منطقه بندی و کاربری زمین در راستای اهداف این منشور باشد.
اقدامهای کاربری زمین در جهت عدالت اجتماعی باشد (همان منبع: ۳۵۳).
۲-۴-۳ نظریه سرمایه اجتماعی
امروزه سرمایه اجتماعی به شعار روز علوم سیاسی، جامعه شناسی و اقتصاد تبدیل شده است. سرمایه اجتماعی یک مفهومی است که عمر آن به قرن هجدهم و قبل از آن می رسد (علیخان گرگانی و مرادی، ۱۳۹۲: ۳۲). توجه به عامل سرمایه و نقشی که در تحقق اشکال مختلف توسعه در سطوح ملی، شهری و روستایی دارد، همواره مورد توجه صاحب نظران توسعه بوده است. امروزه ادبیات توسعه در مبحث سرمایه حاوی صورت های متعددی از این مفهوم است. اقتصاددانان کلاسیک عوامل اصلی شکل گیری رشد اقتصادی را نخست در سرمایه فیزیکی و سپس نیروی کار جستجو می کردند. در دهه ۱۹۶۰ ابتدا نئوکلاسیک هایی چون شولتز و بکر ایده سرمایه انسانی را مطرح نمودند که به واسطه آن اعضای جامعه از طریق بهره گیری از آموزش به خصوص آموزش های فنی و حرفه ای می توانند توانایی خود را تقویت نموده و افزایش تولید را تسهیل و موجب شوند. از سال های ۱۹۸۰ به بعد مفهوم سرمایه اجتماعی وارد ادبیات علوم اجتماعی به خصوص جامعه شناسی می شود که در شکل اولیه اش ابتدا توسط جاکوبز، بوردیو، پاسرون و لوری مطرح می شود (ازکیا و غفاری، ۱۳۸۶: ۳۸۴-۳۸۳). سرمایه اجتماعی، زاده کنش و واکنش های افراد می باشد و محصول آشنا بودن و آشنا شدن آدمیان با یکدیگر است و بر چشم داشت هایی استوار است که از آشنایی جان می گیرد و در اکثر مواقع با گذر زمان می بالد و گسترده می شود. یکی دیگر از شاخص های سرمایه اجتماعی توسط اونیکس و بولن طراحی شد این شاخص ها عبارت بودند از شرکت در اجتماع محلی، موثر بود در زمینه اجتماعی، احساس اعتماد و امنیت، ارتباط با خانواده و دوستان، مدارا و تحمل تفاوت ها و تنوعات، ارزش زندگی و روابط کاری می باشد (طهماسبی، ۱۳۹۱: ۲۳). تعریف رایج سرمایه اجتماعی در جریان اصلی جامعه شناسی آمریکایی به ویژه در روایت کارکردگرایانه آن یعنی اینکه سرمایه اجتماعی عبارت است از روابط دوجانبه، تعاملات و شبکه هایی که در میان گروه های انسانی پدیدار می گردند و سطح اعتمادی که در میان گروه و جماعت خاصی به عنوان پیامد تعهدات و هنجارهای پیوسته با ساختار اجتماعی یافت می شود. در مقابل، جامعه شناسی اروپایی این مفهوم را در بررسی این موضوع به کار می گیرد که چگونه تحرک پیوندهای مربوط به شبکه های اجتماعی، سلسله مراتب اجتماعی و قدرت تمایز یافته را تقویت می کند. با وجود، نکات مورد اشتراک این دو دیدگاه در مورد سودمندی سرمایه اجتماعی در افزایش برخی ویژگی ها مانند آموزش، تحرک اجتماعی، رشد اقتصادی، برتری سیاسی و نیروی زیست اجتماع است. .
شکل شماره ۲-۹: مدل سرمایه اجتماعی

 

تاثیر مثبت سطوح کلان
سرمایه اجتماعی
مشارکت اجتماعی
سطوح میانی (شبکه پیوندها نهادهای مدنی)
سطوح خرد

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:25:00 ق.ظ ]




 

31/79 d

 

93/6 a

 

08/30 c

 

31/1 l-n

 

4/2

 

پایه Gf677

 

 

 

65/99 b

 

71/6 a

 

70/32 b

 

47/1 k-m

 

6/3

 

پایه Gf677

 

 

 

55/139 a

 

59/6 a

 

66/34 a

 

72/1 g-j

 

8/4

 

پایه Gf677

 

 

 

ميانگين­هايي که در هر ستون و براي هر صفت داراي حروف متفاوت هستند، بر اساس آزمون دانكن، در سطح احتمال 1% اختلاف معني­داري با یکدیگر دارند.
*: فاقد اختلاف معنی­دار
3-5- همبستگی بین صفات
نتایج مربوط به همبستگی بین صفات مهم مورفولوژی، فیزیولوژی، بیوشیمیایی و غلظت عناصر غذایی در برگ و ریشه (مربوط به 74 صفت)، در جدول (3-20)، آورده شده است. بر طبق نتایج به دست آمده، همبستگی بین بسیاری از صفات در سطوح 1% و 5% معنی­دار شده است. در این بخش تنها به همبستگی بین غلظت کلر و سدیم در برگ­ها با سایر صفات اندازه ­گیری شده اشاره شده است و سایر نتایج در جدول (3-20)، آورده شده است.
نتایج حاصل از همبستگی بین صفات در شرایط تنش شوری، نشان داد که محتوای سدیم برگ با درصد برگ­های سبز، تراکم برگ، وزن تر و خشک برگ، سطح و نسبت سطح برگ، محتوای رطوبت نسبی برگ، شاخص کلروفیل، محتوای کلروفیل a، b و کل، محتوای کارتنوئید دارای همبستگی منفی معنی­داری در سطح 1% و با میزان ارتفاع پیوندک، تعداد برگ، وزن تر و خشک شاخه، وزن تر و خشک اندام هوایی دارای همبستگی منفی معنی­داری در سطح 5% بود. همچنین محتوای کلر برگ با درصد برگ­های سبز، سطح و نسبت سطح برگ، محتوای رطوبت نسبی برگ، شاخص کلروفیل، محتوای کلروفیل a، b و کل، محتوای کارتنوئید دارای همبستگی منفی معنی­داری در سطح 1% و با ارتفاع پیوندک، تعداد برگ، تراکم برگ، وزن تر و خشک برگ، وزن تر و خشک شاخه، وزن تر و خشک اندام هوایی، دارای همبستگی منفی معنی­داری در سطح 5% بود. این نتایج نشان می­دهد که شوری با تخريب ساختار کلروپلاست­ها، باعث کاهش ميزان کلروفيل­ها می­ شود. کاهش میزان کلروفیل­های گیاه منتج به کاهش سطح فتوسنتزی شده و از این طریق باعث کاهش در تثبيت دی­اکسيد­کربن می­ شود که علت اصلی کاهش رشد و عملکرد گياهان در اثر تنش شوری می باشد ]حیدری شریف آباد، 1380[.
نتایج نشان دادند، محتوای سدیم برگ با درصد برگ­های نکروزه، درصد برگ­های ریزش یافته، نسبت وزن تر و خشک ریشه به وزن تر و خشک اندام هوایی، درصد نشت یونی و درصد آسیب دیدگی غشاء سلولی دارای همبستگی مثبت معنی­داری در سطح 1% بود. همچنین، محتوای کلر برگ با درصد برگ­های نکروزه، درصد برگ­های ریزش یافته دارای همبستگی مثبت معنی­داری در سطح 5% و با نسبت وزن تر و خشک ریشه به وزن تر و خشک اندام هوایی، درصد نشت یونی و درصد آسیب دیدگی غشاء سلولی دارای همبستگی مثبت معنی­داری در سطح 1% بود. این نتایج حاکی از آن است که افزایش محتوای سدیم و کلر برگ در شرایط تنش شوری، موجب افزایش تعداد برگ­های نکروزه و ریزش یافته گیاه و تخریب ساختار برگ شده و از این طریق باعث افزایش درصد نشت یونی نسبی و آسیب دیدگی غشاء سلولی در شرایط تنش شوری می­ شود. همچنین این نتایج نشان می­دهد که با افزایش محتوای سدیم و کلر برگ، نسبت وزن تر و خشک ریشه به وزن تر و خشک اندام هوایی به طور معنی­داری افزایش می­یابند. در واقع می­توان بیان نمود که رشد قسمت هوایی گیاه با شدت بیشتری کاهش می­یابد و باعث تغيير نسبت ريشه به اندام­هاي هوايي مي­شود. گزارش شده است که در شرایط تنش شوري، رشد ريشه معمولاً كمتر از رشد ساقه تحت تأثير قرار مي­گيرد. بنابراين نسبت ريشه به ساقه زياد مي شود ]رضایی و همکاران، 1385[.
بر طبق نتایج به دست آمده، محتوای سدیم و کلر برگ با میزان فلورسانس حداقل دارای همبستگی مثبت معنی­داری در سطح 1% و با میزان فلورسانس حداکثر، فلورسانس متغیر و نسبت فلورسانس متغیر به فلورسانس حداکثر دارای همبستگی منفی معنی­داری در سطح 1% بودند. این نتایج نشان می­دهد، تنش حاصل از اعمال تیمار شوری روی گیاهان، از طریق افزایش میزان فلورسانس حداقل و کاهش میزان فلورسانس حداکثر، باعث کاهش فلورسانس متغیر، در گیاهان شد، بطوریکه نسبت فلورسانس متغیر به فلورسانس حداکثر را از 83/0 در گیاهان شاهد به 72/0 در برگ های بالایی و 70/0 در برگ های پایینی در پایه GF677 و رقم سهند، کاهش داد. بر این اساس، کاهش یاد شده نشانه تنش مخرب در گیاهان مذکور است. در بسياري از گونه­هاي گياهي زماني كه Fv/Fmدر حد 83/0 باشد، به این مفهوم است كه تنشي برگياه وارد نشده است و لذا مقادير كمتر، حاكي از وجود تنش در گياهان است .
نتایج حاصل از همبستگی بین محتوای سدیم و کلر با صفات بیوشیمیایی اندازه ­گیری شده در این تحقیق نشان داد، محتوای سدیم و کلر برگ با محتوای پرولین دارای همبستگی مثبت معنی­داری در سطح 1% و با محتوای فنل و ظرفیت آنتی اکسیدانتی برگ دارای همبستگی مثبت معنی­داری در سطح 5% بود. این نتایج نشان می­دهد، ژنوتیپ­های مطالعه شده در این تحقیق، از طریق افزایش محتوای پرولین، فنل کل و ظرفیت آنتی اکسیدانتی با اثرات مخرب تنش مقابله می­کردند.
گزارش شده است بيش از 70 درصد ترکيبات آمينی توليد شده در زمان تنش شوری را پرولين تشکيل می­دهد. در واقع پرولين مهمترين ترکيب آمينی تجمع يافته در گياهان در زمان وقوع تنش شوری می­باشد و به نظر می­رسد تجمع ساير ترکيبات آمينی در زمان تنش شوری، اهميت کمتری داشته باشد .[Karamanos, 1995] اسمولیت­ها از جمله پرولین در زدودن ROS فعال هستند و منجر به حفاظت بهتر از سلول­ها می شوند. تجمع اين ترکيبات در گياهان باعث تنظيم اسمزی در داخل گياه شده و با جلوگيری از کاهش آب گياه و با کمک به جذب بيشتر آب از خاک در حفظ فتوسنتز و رشد گياه موثرند . همچنین گزارش شده است، ترکيبات فنلي به عنوان يكي از مكانيسم­هاي دفاعي غير آنزيمي درگياهان نقش اساسي داشته و به عنوان يكي از شاخص­هاي حساس به تغييرات محيطي و همچنين يكي از نشانگرهاي بيوشيميايي دفاعي گياه در برابر تنش­هاي محيطي مطرح مي­باشد ] [Boudet, 2007; Vogt, 2010.
همچنین، نتایج حاصل از همبستگی بین محتوای سدیم و کلر با صفات بیوشیمیایی اندازه ­گیری شده در این تحقیق نشان داد، محتوای سدیم و کلر برگ با محتوای قندهای نامحلول دارای همبستگی مثبت معنی­داری در سطح 1% بود. این نتایج نشان می­دهد، افزایش غلظت سدیم و کلر در برگ­های ژنوتیپ­های مطالعه شده، از طریق جلوگیری از تخريب و هيدروليز مولکول­های درشت­تر نظير نشاسته و تبديل آنها به ترکيبات قندی نظير ساکاروز و بعد به مولکول­های کوچک­تری مانند گلوکز و فروکتوز موجب افزایش غلظت قندهای نامحلول در برگ­ها ­شدند. علاوه بر مکانیسم فوق، افزایش غلظت سدیم و کلر در برگ­ها از طریق کاهش و توقف رشد رویشی در اثر کاهش رطوبت و کاهش جذب آب نیز، موجب افزایش بیشتر غلظت قندهای نامحلول در برگ­ها شدند.
نتایج نشان داد، محتوای سدیم و کلر برگ دارای همبستگی مثبت معنی­داری با محتوای مالون دی آلدئید و سایر آلدئیدها در سطح 1% بود. این نتایج نشان داد که با افزایش غلظت سدیم و کلر در برگ­ها، محتوای مالون دی آلدئید و سایر آلدئیدها نیز به طور معنی­داری افزایش یافتند.
گزرش شده است، اسید­های چرب غیر اشباع (PUFA) از مهم­ترین ترکیبات لیپید­های غشاء هستند که در برابر پراکسیداسیون بسیار آسیب­پذیر هستند. یکی از اصلی­ترین اثرات تخریبی و مضر ROS ها، توانایی آن­ها برای شروع واکنش­های زنجیره­ای اکسیداتیو اسید­های چرب غیراشباع است که منجر به پراکسیداسیون لیپیدها و تخریب غشاء می­ شود .
پایان نامه
بر اساس نتایج به دست آمده، محتوای سدیم و کلر برگ دارای همبستگی مثبت معنی­داری با محتوای پراکسیدهیدروژن برگ در سطح 1% بود. این نتایج نشان داد که با افزایش غلظت سدیم و کلر در برگ­ها، محتوای پراکسیدهیدروژن برگ به طور معنی­داری افزایش یافت. گزرش شده است، پراکسید هیدروژن برای سلول­های گیاهی بخصوص اندامک کلروپلاست بسیار سمی است و در غلظت­های خیلی پایین، باعث ممانعت از فعالیت آنزیم­ های چرخه کلوین خصوصاً آنزیم­ های دارای گروه سولفیدریل مثل گلیسر­آلدئید 3-فسفات دهیدروژناز و فروکتوز 1 و 6 بیس­فسفاتاز می­گردد .
نتایج حاصل از همبستگی بین محتوای سدیم و کلر با غلظت عناصر غذایی اندازه ­گیری شده در برگ و ریشه نشان داد، محتوای سدیم و کلر برگ با محتوای سدیم و کلر ریشه، نسبت سدیم به پتاسیم برگ و ریشه، سدیم به کلسیم برگ و ریشه، سدیم به منیزیم برگ و ریشه و سدیم به فسفر برگ و ریشه دارای همبستگی مثبت معنی­داری در سطح 1% بود. همچنین محتوای سدیم برگ با محتوای نیتروژن برگ، کلسیم برگ و ریشه، منیزیم برگ، روی برگ و فسفر برگ دارای همبستگی منفی معنی­داری در سطح 1% بود. همچنین، محتوای کلر برگ با محتوای نیتروژن برگ و کلسیم ریشه دارای همبستگی منفی معنی­داری در سطح 1% و با کلسیم برگ، منیزیم برگ، روی برگ، فسفر برگ و مس ریشه دارای همبستگی منفی معنی­داری در سطح 5% بود. این نتایج نشان می­دهد، افزایش غلظت سدیم و کلر در برگ­ها موجب کاهش ميزان تجمع نيتروژن، پتاسیم، کلسیم، منیزیم، فسفر و روی در برگ­ها می­ شود. کاهش ميزان تجمع نيتروژن در برگ­ها تحت شرایط تنش شوری ناشي از اثر آنتاگونيسی يون كلر درجذب نيترات و کاهش ميزان تجمع پتاسیم، کلسیم، منیزیم، فسفر و روی در برگ­ها ناشی از بروز تداخل سديم با این عناصر می­باشد.
جدول 3-19-همبستگی بین سدیم و کلر برگ با صفات مورفولوژی، فیزیولوژی، بیوشیمیایی و غلظت عناصر غذایی در برگ و ریشه ژنوتیپ­های پیوند شده روی پایه GF677 پس از اعمال تنش شوری

 

 

ضریب همبستگی با کلر

 

ضریب همبستگی با سدیم

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:25:00 ق.ظ ]




تمرکز معیارهای فرایند های داخلی بر روی آن دسته از فرآیندهاست که بیشترین تاثیر را روی رضایت مشتری و دستیابی به اهداف مالی سازمان دارند.
منظر فرایند داخلی دو تمایز عمده بین روش های سنتی اندازه گیری عملکرد و روش کارت امتیازی متوازن را آشکار می‌‌سازد. روش های سنتی بر کنترل و بهبود فرآیندهای موجود سازمان تاکید دارند و حتی ممکن است فراتر از معیارهای مالی رفته و پارامترهای کیفیت و زمان را نیز در خود پوشش دهند اما هنوز هم تمرکز آنها بر روی بهبود فرآیندهای جاری است اما در روش کارت امتیازی متوازن ممکن است فرآیندهای کاملاً جدیدی که به منظور تامین رضایت مشتری و سهامداران لزومآ می بایست استقرار یابند، شناسایی ‌‌گردند. دومین تمایز روش های سنتی با کارت امتیازی متوازن که در منظر فرایندهای داخلی آشکار می شود، بکارگیری فرایند نوآوری در منظر مذکور است.
سیستمهای سنتی اندازه گیری عملکرد بر روی فرایندهای تحویل محصولات وخدمات فعلی به مشتریان فعلی توجه دارند. هدف آنها کنترل و بهبود فرایندهای کنونی است که معرف موج کوتاهی از خلق ارزش می‌‌باشد. این موج کوتاه خلق ارزش[۲۱] با دریافت یک سفارش از یک مشتری فعلی برای یک محصول یا خدمت قابل ارائه آغاز شده و با تحویل آن محصول به مشتری مذکور پایان می‌‌یابد اماپیشران های موفقیت بلند مدت مالی ممکن است سازمان را به خلق یک محصول کاملاً جدید که تامین کننده نیازهای نوظهور مشتریان کنونی وآتی است هدایت کند. فرایند نوآوری که همانا موج بلند مدت خلق ارزش است، محرک اصلی و قدرتمند بسیاری از شرکت های امروزی جهت دستیابی به عملکرد مالی بهتر در آینده می‌‌باشد. برای بسیاری از شرکت ها توانایی در مدیریت موفقیت آمیز فرایند توسعه محصول در هر چند سال و یا توسعه قابلیت جذب طبقه کاملاً جدیدی از مشتریان، به لحاظ بهبود نتایج مالی، مهمتر از اجرای موثرتر و کاراتر عملیات فعلی می ‌باشد. با وجود این لازم نیست در روش کارت امتیازی متوازن حتماً یکی از این دو رویکرد انتخاب شوند. منظر فرایند های داخلی کسب وکار در کارت امتیازی متوازن هم به اهداف و معیارهای نوآوری (موج بلند مدت خلق ارزش) و هم به چرخه عملیات فعلی (موج کوتاه خلق ارزش) توجه دارد.
پایان نامه - مقاله - پروژه

 

    • منظر یادگیری و رشد

 

با توجه به اینکه نیازهای مشتریان، سهامداران و ذینفعان شناسایی شده و فرآیندهایی که می بایست آن نیازها را محقق سازد تعیین شده است مسئله این است که حال این فعالیت ها و فرایندها را چه کسانی می بایست انجام دهند؟ چه قابلیت ها و توانایی هایی در نیروی انسانی، تکنولوژی اطلاعاتی و زیرساختارهای سازماندهی وجود داشته باشد تا کارها با کارایی و اثربخش انجام گیرد؟ این منظر زیرساخت هایی که برای رشد و بهبود بلندمدت سازمان ضروری هستند را شناسائی می‌‌کند. در منظر مشتری و فرایندهای داخلی عوامل اساسی موفقیت فعلی و آتی مشخص می‌‌گردند. تکنولوژی ها و قابلیت های امروز بندرت می‌‌توانند اهداف بلند مدت شرکت را در زمینه های مشتری و فرایند های داخلی تامین نمایند. علاوه براین، محیط رقابتی کسب و کار امروزه شرکت ها را ملزم به بهبود مستمر قابلیت های خود به منظور افزایش ارزش قابل ارائه به مشتریان و سهامداران می‌‌کند.
یادگیری سازمانی از سه منبع اصلی تغذیه می شود : ۱- کارکنان ۲- سیستم ها و ۳- رویه های سازمانی. اهدافی که در منظرهای مالی، مشتری و فرآیندهای داخلی در کارت امتیازی متوازن تعیین می‌‌شوند نوعأ شکاف عمیقی را بین قابلیت های فعلی کارکنان، سیستم ها و رویه ها با آنچه برای رسیدن به عملکرد مورد انتظار نیاز است نشان می‌‌دهند. برای پوشاندن این شکاف لازم خواهد بود در مورد آموزش مجدد کارکنان، ارتقاء تکنولوژی و سیستم های اطلاعاتی و یکپارچه سازی رویه های سازمانی سرمایه گذاری صورت بگیرد. اهداف مذکور در منظر یادگیری و رشد به دقت مورد بررسی قرار می گیرند. در رابطه با کارکنان همانند منظر مشتری مجموعه ای از معیارهای عمومی ‌‌نظیر رضایت کارکنان، حفظ و آموزش کارکنان و نیز معیارهای ویژه نظیر کسب مهارت های ویژه برای محیط رقابتی جدید وجود دارند. قابلیت های سیستم های اطلاعاتی را می‌‌توان از طریق معیارهایی مانند دسترسی سریع کارکنان خط مقدم به اطلاعات دقیق و با اهمیت در حوزه های مشتری و فرآیندهای داخلی به منظور تصمیم گیری و اقدام، اندازه گیری نمود. رویه های سازمانی می‌‌توانند میزان هماهنگی بین مشوق های کارکنان با عوامل کلی موفقیت سازمانی و نرخ بهبود در فرایند های داخلی و سهم بازار را تقویت کنند(نجفی و همکاران، ۱۳۸۷).
رابرت سیمونز معتقد است بسته به شرایط صنعت و استراتژی سازمان، این امکان وجود دارد که یک و یا چند منظر به منظرهای اصلی اضافه شود. در برخی از کشورها مانند سوئد، بیشتر سازمان ها کارت امتیازی متوازن خود را با افزودن منظر پنجم با عنوان کارکنان یا منابع انسانی به کار می گیرند. در برخی دیگر از سازمان ها نیز منظری با عنوان محیط کار یا شرکاء نیز به چارچوب اصلی اضافه شده است. برخی از پژوهشگران معتقدند که اضافه نمودن منظرهای اضافی در پاره ای از موارد نشان دهنده عدم درک کامل ایده اصلی کارت امتیازی متوازن بوده و می توان چنین مواردی (کارکنان یا شرکاء) را در منظرهای اصلی (به صورت ذینفعان) بررسی نمود.

 

    •  

 

 

 

            1. نقشه استراتژی

           

           

       

       

 

معمولا سفر به هر مکانی هر چند از قبل به درستی و با دقت مقصد در آن تعیین شده باشد و بر اساس آن هدف گذاری گردیده باشد، بدون داشتن نقشه کار بسیار سختی است. این امر برای سازمان ها نیز مصداق دارد. هر سازمانی برای رسیدن به مقصد راهبردی خود نیاز به نقشه ای دارد که نشان دهد چگونه می توان به آن جا رسید. بنابر این سازمان ها به جهت مدیریت مطلوب عملکرد خود نقشه ای تهیه می کنند که در آن استراتژی و نیز فرایند ها و سیستم هایی که برای اجرای آن استراتژی لازم است طرح ریزی شده است. البته بدیهی است که سازمان برای رسیدن به مقصد مطلوب خود بار ها و بارها نقشه استراتژی خود را مورد بازبینی و واکاوی قرار می دهند. اهداف راهبردی خود را اصلاح می کنند تا بتوانند در شرایط متغییر بیشترین ارزش را در قالب اجرای استراتژی برای سازمان ایجاد نمایند.
نقشه استراتژی در سازمان ها در واقع نمایش بصری از اهداف راهبردی سازمان و پیوند بین آن ها با بهره گرفتن از روابط علت و معلولی می باشد که از آن معمولا برای بیان (داستان استراتژی) سازمان تحت قالب سندی یک صفحه ای استفاده می نمایند. (عاطفی, ۱۳۸۸) . نقشه استراتژی، شیوه مطلوبی برای انتقال استراتژی سازمان به همه افراد می باشد چون به همه افراد کمک می کند تا بر موضوعات با اهمیت متمرکز شده و به آن ها نشان می دهد چگونه کارشان با اهداف کلی سازمان گره خورده است. از طرفی ابزار مناسبی است که مدیران نسبت به اهداف سازمان به صورت شفاف با یکدیگر به گفتگو بپردازند، ایده پردازی کنند، فرضیه های پیشرفت عملکرد و خلق ارزش را برای سازمان تولید نمایند و بستر های اجرای آن را به صورت فرآیندی بررسی و تنظیم نمایند. نقشه استراتژی هنگامی کاربردی است که بتواند کلیه اهداف عینی و واقعی سازمان را جدای از فضای ایده آل نگری و آرمان گرایی باز گو نماید. بدین سبب نقشه استراتژی هر سازمان منحصر به فرد و مخصوص آن سازمان است ولیکن سازمان هایی که مسائل مشترک دارند، معمولا می توانند از پاسخ های سایر سازمان های مشابه در جلو رفت مسائل خود استفاده نمایند.
معمولا هر نقشه استراتژی از اجزای مشابهی تشکیل می گردد که عبارتند از بیانه ماموریت/ یا مقصد راهبردی سازمان و یا چشم انداز، مناظر، حوزه های راهبردی،اهداف راهبردی، و روابط علت و معلولی مابین اهداف که سعی می گردد در ادامه به اختصار بدان پرداخته گردد.
معمولا برای ترسیم یک نقشه استراتژی برای سازمان ۴ گام ذیل دنبال می­گردد:

 

    1. طراحی مناظر

 

    1. تعیین حوزه های راهبردی

 

    1. تعریف اهداف راهبردی

 

    1. تعریف سنجه های اهداف

            1. مزایای کارت امتیازی متوازن

           

           

       

       

 

کارت امتیازی متوازن کمک می‌کند تا از ارتباطات علت و معلولی در مفروضاتی که براساس آن ها استراتژی بنا شده است، حصول اطمینان شود. دیگر اینکه توانایی نیل به اهداف تایید یا رد شود و سوم، همه توان و نیروی موسسه در راستای تحقق استراتژی سازمان همسو گردد.
رابرت کاپلان و دیوید نورتون، مزایای کلیدی کارت امتیازی متوازن برای سازمان را چنین بر می‌شمارند :

 

    • ایجاد امکان کنترل جامع سازمان از طریق معیارهای کلیدی.

 

    • یکپارچگی میان طرح های سازمان.

 

    • تقسیم استراتژی به عوامل قابل اندازه‌گیری در سطح کسب و کار

 

نکته مهم و قابل توجه در پیاده سازی سیستم مدیریت استراتژیک آن است که این استراتژی ها لازم است در مقاطع مختلف مورد توجه و بازنگری قرار گرفته، در صورت انحراف از سیر مطلوب مورد بازنگری قرار گیرند. به عبارت دیگر باید چرخه های بازنگری در سازمان های مختلف به منظور اثربخشی استراتژی ها مورد بررسی قرار گیرند تا از اجرای مناسب استراتژی ها و عملکرد عوامل موثر بر اجرای این استراتژی ها اطمینان حاصل گردد. بنابراین امکان محک زدن توانمندی سازمان در پاسخگویی به تقاضاهای محیطی و قدرت رقابت مؤثر برای مدیران سازمان ها می‌تواند به عنوان یک ابزار موثر تلقی گردد.
امروزه روش کارت امتیازی متوازن دیگر یک روش ارزیابی عملکرد نیست، بلکه یک رویکرد نوین برای مدیریت بر استراتژی است که مزایایی زیر را دارد :

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:25:00 ق.ظ ]




3- توانایی کنترل و هدایت وب سایت.
4- ایجادیکپارچگی میان فعالیت‌های بازاریابی الکترونیک با سایر
2-10- بازاریابی الکترونیکی در ایران
بازاریابی الکترونیکی در ایران غیرحرفه ای عمل می کند و هنوز به جایگاه واقعی اش دست نیافته است. برای حرفه ای شدن باید بازارشناسی الکترونیکی را كاملا درک كرد و معنای اصلی آن شناخت نظام بازار و استفاده از تمامی ابزارها، تكنیك ها و روش ها برای شناخت واقعیت های بازار است.
دانلود پایان نامه
دنیا امروز در امر بازاریابی به نكات ساده بیشتر توجه می كند، در حالی كه در كشور ما مسائل را بیشتر پیچیده كرده و به علم ساده سازی مشكلات توجهی نمی شود. رقابت آینده در كالا نیست، بلكه در خدمت است و باید نكاتی چون خدمات قبل از فروش، خدمات در جریان فروش و خدمات بعد از فروش را مورد توجه قرار داد.تحول سه ركن دارد كه شامل تحول مبتنی بر سادگی و رقابت، تحول مبتنی بر ضعف و درماندگی و گرفتاری و تحول ناشی از اضطرار است.استفاده از همه تكنیك ها برای حفظ مشتری، حفظ ارتباط و دائم با مشتری، بودن در بازار، دادن خدمات ویژه به مشتریان كلیدی و نوآوری ایده های جدید بازارداری را امكانپذیر می سازد. برای رقابت با انسان های حرفه ای تنها راه حضور در بازار حرفه ای شدن است، در شركت های حرفه ای و رقابتی هرگونه شكایت و مرجوعی نقطه عطفی برای پیش بردن فعالیت ها است. اقتصاد دولتی مدیریت منابع را زایل كرد، اگر امروز در جامعه شاهد بروز مشكلاتی هستیم، نتیجه بی توجهی به واقعیت های اقتصاد و مدیریت های غیرحرفه ای است. فروش بیشتر به مشتریان فعلی، جذب و جلب مشتریان رقیب، جذب و جلب مشتریان بالقوه، بازگرداندن مشتریان از دست رفته به بازار، ایجاد خوشنامی برای سازمان و اهمیت به تبلیغات دهان به دهان و ایجاد وفاداری در پرسنل و كاركنان و همكاران نسبت به خود را شش عامل موثر در بازاریابی دانست.
2-11- بازاريابي اينترنتي ،راهکاری موثر برای افزایش سود
استراتژي‌هاي بازاريابي براي رونق كار تجاري شما طراحي شده است. همه رشد و پيشرفت را دوست دارند و در اين مسير به سختي كار مي‌كنند. همه ما در بازار براي انجام كار و كسب پول حضور داريم. چه كسي نمي‌خواهد سود ببرد؟
كاملاً واضح است كه هيچ‌كس نمي‌خواهد به هيچ وجه در تجارت متحمل ضرر شود. در مقاله حاضر، رشد و پيشرفت در تجارت،‌ در اولويت قرار دارد. در رابطه با بازاريابي،‌ تكنولوژي بسيار پيشرفته شده است. هر روزه دستاوردهاي جديدتري در اين زمينه ديده مي‌شود. در واقع، تكنولوژي به بازاريابي اينترنتي جاني تازه بخشيده است. بازاريابي اينترنتي مربوط به تبليغات و فروش محصولات و خدمات شما در وب مي‌شود. در زمينه تجارت، وب به يك بازار وسيع تبديل شده است. همه شركت‌ها مي‌خواهند قسمتي از اين استراتژي بازاريابي اينترنتي باشند. در واقع ستون تجارت‌هاي آنلاين روي پايه بازاريابي اينترنتي استوار است. چون شما در بازاريابي اينترنتي به نتايج سريعتري خواهيد رسيد. آنچه بايد انجام دهيد اين است كه از استراتژي‌ بازاريابي اينترنتي براي شركت در بازار رقابتي تجارت استفاده كنيد. اين تنها مزيت استفاده و بكاربردن استراتژي بازاريابي اينترنتي مؤثر نيست بلكه از اين طريق مي‌توانيد سودهاي هنگفتي از تجارتتان كسب كنيد .(Ranchhod,2000)
همه به اين نكته آگاهند كه بكار بردن استراتژي بازاريابي مناسب در زمان مناسب مي‌تواند كار تجاري را به اوج برساند. بطور كلي، استراتژي بازاريابي اينترنتي مؤثر مي‌تواند طولاني مدت يا كوتاه مدت باشد. هدف اصلي اين استراتژي‌ها اين است كه به نتايج مفيدي برسد. استراتژي‌هاي بازاريابي اينترنتي كوتاه مدت به منظور خريد فضاهاي تبليغاتي روي موتورهاي جستجوگر، برنامه‌ريزي مي‌شود،‌ استراتژي‌هاي كوتاه مدت، نتايج‌گذرايي دارند با اين وجود، همين نتايج زودگذر مي‌تواند تأثير بسزايي روي كل برنامه فروش و بازاريابي داشته باشد .(Kotzab,2005)
از سويي ديگر، استراتژي بازاريابي اينترنتي بلند مدت شامل ايجاد محتواي گويا، طراحي جذاب براي وب سايت و لينك مربوط به صفحات شما در مكان‌هاي مختلف وب مي‌باشد. محتوي يكي از مهم‌ترين مطالب بازاريابي اينترنتي است. بايد مراقب آنچه بيان مي‌كنيد و نحوه بيان مطلب باشيد. بايد محصولات و خدمات خود را به بهترين نحو ممكن توصيف كنيد كه مشتري متقاعد شود با شركت شما رابطه تجاري برقرار كند. در كل، گفته مي‌شود كه كلمات قدرت بيان غيرممكن را هم دارند. پيشرفت تجارت و سودهاي جانبي به نوع اطلاعاتي كه در اختيار مشتري مي‌گذاريد، بستگي دارد.
جداي از محتوا، بايد مراقب باشيد كه طراحي و تنظيم وب سايتتان هم جذاب باشد. اگر مشتري‌ها از طراحي كلي سايت راضي نباشند، ممكن است ديگر به سايت شما سر نزنند. لازم است كه تركيب رنگ‌ها جذاب و شيك باشد. در كنار طراحي، بايد به قابل دسترس بودن لينك‌هاي مربوط به وب‌سايتتان دقت كنيد. صحت هدايت لينك‌ها به صفحه مورد نظرتان را هم كنترل كنيد. در نهايت،‌ استراتژي‌هاي بازاريابي اينترنتي مؤثر آماده است كه شركت متضرر شما را به شركتي سودآور تبديل كند .(Hart,2004)

2-12- استراتژی ها

در صورتی که یک سازمان و یا شرکت در برنامه های توسعه خود قصد سیطره بر بازارهای جهانی و یا لااقل بخشی از آن را دارد بایستی در این بازار حضور یابد چون اولاً این شرکت نمی تواند در تمام دنیا شعبه داشته باشد و ثانیاً نمی تواند تبلیغات گسترده در سطح جهانی داشته باشد. راه اندازی شعبه های اقماری در کشورهای مختلف چالش های و مشکلات جنبی خاص خود را به همراه دارد و برقراری ارتباط نزدیک و آسان مشتریان به شعبه مرکزی سازمان در یک کشور خاص مشکلات و گرفتاریهای خود را به همراه خواهد داشت.با توجه به مسائل ذکر شده به جاست که سازمان های پویا و پیشرو اقدام به حضور در یک چنین بازار بدون مرز و گسترده ای کنند(آقا زاده, 1390). استفاده از یک روش و سیستم سنتی دیگر جوابگوی نیاز و انتظار مشتریان امروز در بازارهای جهانی نیست و لذا بایستی نسبت به گزینش راهکارهایی که مورد پذیرش و در دسترس افراد بیشتری می باشد اقدام کنیم. اگر خوب به دنیای اطراف خود نگاه کنیم بازارها و مشتریان زیادی را پیدا خواهیم کرد که در فواصل جغرافیایی مختلف پراکنده هستند. حضور دربازارهای الکترونیکی ضمن رفع و حذف فواصل مکانی این امکان را بوجود می آورد که با دقت و مدیریت متمرکز و برنامه ریزی تر شده به استقبال مشتریان و مقابله با رقبا برویم.حضور در بازار الکترونیکی امکان گزینش بخشی از بازار را برای فعالیت بیشتر و حرفه ای تر فراهم می کند گاهی وقتها لازم است که یک شرکت به جای تلاش برای تصرف کامل بازار در همه بخشها قسمتهایی از بازار را برای فعالیت خود برگزیند که تخصص و توانایی بیشتری در آن دارد و در نتیجه سود بیشتری را عایدش خواهد کرد. حضور در بازارهای الکترونیکی علاوه بر اینکه موجب از میان برداشته شدن مرزهای مکانی می شود به فروشندگان این امکان را می دهد تا مرزهای زمانی را نیز در راه ارائه خدمات به مشتریان بشکنند و به صورت شبانه روز بتوانند به مشتریان خود خدمات لازم را ارائه دهند. به اعتقاد کارشناسان رویکرد موثر به بازار رویکرد هدف دار است و همانطور که می دانید در بازاریابی هدف دار فروشندگان برای پرداکنده سازی فعالیت های بازاریابی خود برای عده بیشماری از خریداران تلاش و تمرکز خود را متوجه جلب مشتریان سود آور می کنند. با این توصیف می توان ادعا کرد که بازارهای الکترونیکی به دلیل گستردگی امکانات و انعطاف پذیری لازم به راحتی قابل تمرکز و برنامه ریزی بر روی بازارهای هدف هستند(موسوی& رضاییان, 1385).

2-12-1- استراتژي هاي بازاريابي مبادله اي

در اين دسته از استراتژي ها، شركت ها از اينترنت وفناوري اطلاعات به عنوان ابزاري براي كاهش هزينه ها يا بهبود كيفيت استفاده مي كنند. بنابراين اين شيوه بازاريابي استراتژي رهبري هزينه پورتر را پوشش مي دهد.كانون توجه استراتژي هاي بازاريابي مبادله اي، مبادلات اقتصادي است كه در آن فقط كالا و خدمت بين فروشنده و خريدار مبادله مي شود و تبادل اطلاعاتي بين طرفين صورت نمي گيرد. بخش هاي درگير در اين مبادله يك بنگاه به عنوان عرضه كننده كالا و خدمت مي باشد و درطرف ديگر كل خريداران در يك بازار قرار مي گيرند، بدين صورت كه بنگاه كالاها و خدمات توليدي خود را به بازار ارائه مي دهد و خريداران بدون برقراري تقريباً هيچ گونه تماس شخصي و به صورت پيوسته اقدام به تأمين نيازهاي خود از بازار مي نمايند. رابطه بين فروشنده و خريداري یك طرفه است به طوري كه فروشنده نقش فعالي را در اينفرايند ايفا مي كند و نقش خريدار و مشتري منفعلانه مي باشد. براساس اين استراتژي، بازاريابي در سطح عملياتي شركت و تحت عنوان وظيفه بازاريابي (مدير فروش، مديربازاريابي) به دنبال فروش بيشتر و جذب رضايت مشتريان مي باشد. تمركز اصلي بازاريابي برآميخته بازاريابي شامل ؛محصول/ خدمت، قيمت، ترفيع و توزيع مي باشد و بنگاه آميخته خود را به گونه اي طراحي مي نمايد تا بتواند رهبري هزينه خود را در بازار حفظ نمايد. مفروضات اصلي بازاريابي مبادله اي عبارتند از؛(2014 Hinz,)

 

    • قوانين بازاريابي ثابت،معين وتعريف شده هستند.

 

    • حجم مبادلات وفروش مهم است.

 

    • تعامل با مشتري بسيارپايين است.

 

    • تصميمات بر آميخته بازاريابي محصول تأكيد دارند.

 

    • آگاهي ودانش مشتريان اندك است.

 

    • مشتريان به صورت يك بخش ياگروه درنظرگرفته مي شوند (بازاريابي انبوه).

 

در حقيقت عامل مزيت رقابتي در شركت هايي كه ازاستراتژي بازاريابي مبادله اي استفاده مي كنند هزينه محصول/خدمت مي باشد. شركت هايي كه به دنبال رهبري در هزينه هستند سعي مي نمايند تا با كاهش هزينه هاي توليد، سربار و غيره كالاهاي خود را در مقايسه با رقبا با قيمت پايين تري به مشتريان عرضه نمايند و از اين طريقرهبري بازار را به دست گيرند(2014 Pike & Page,).

2-12-2- استراتژي بازاريابي مبتني بر پايگاه داده ها

در اين دسته از استراتژي ها ، شركت از ابزارهايي، فايل اطلاعات مشتريان Cookies ، مثل داده كاوي و غيره براي ايجاد يك نيمرخ اطلاعاتي از مشتريان استفاده مي كند. اين نيمرخ اطلاعاتي براي اجراي منعطف فعاليت هاي بازاريابي و نيز پاسخ گويي مؤثر به نيازهاي مشتريان و لذا بالا بردن رضايتمندي آنان مي باشد.
در حقيقت بازاريابي مبتني بر پايگاه داده هنگامي است كه يك شركت اطلاعات مشتريان را ذخيره مي كند يا نمايه اي از اطلاعات آنان در برنامه كامپيوتري خود ايجاد می كند و سپس از اين اطلاعات براي بازاريابي موثرتر بهره گيري مي نمايد. به عبارت ديگر در بازاريابي مبتني برنيمرخ اطلاعات مشتريان، شركت مي تواند با تمركز فعاليت هاي بازاريابي خود بر موارد مهم و حساس حاصل ازاطلاعات مشتريان، به نحوي موثرتر از رقبا، نيازهاي مشتريان را پاسخ دهد. با بهره گرفتن از بازاريابي مبتني بر پايگاه داده شركت مي تواند آنچه براي مشتريان جالب و مهم است را درك نمايد، شركت مي تواند عادت هاي خريد مشتريان رابه آساني رديابي نمايد و در نهايت اينكه شركت مي تواند مقدار پولي را كه مشتريان صرف خريد كالاهاي آنان وساير كالاها و خدمات مي نمايد را اندازه گيري نمايد. به طوركلي با بهره گرفتن از اين استراتژي، شركت ها نيازها، تمايلات، عادت ها، مقدار صرف هزينه، مقدار فروش، تعيين اهداف مطلوب و مواردي از اين قبيل را به آساني درك مي نمايند. اطلاعاتي كه براي ايجاد نيمرخ اطلاعات مشتريان موردنياز است مي تواند موارد ذيل باشد (2014 Wong, ).

 

نام شركت محصولات خريداري شده جنسيت
آدرس مقدار خريدها شماره تلفن
تاريخ تولد منابع ارجاع شده سرگرمي ها/ تمايلات
ميزان درآمد تحصيلات سابقه خريد
شماره فاكس آدرس كامل كسب و كار
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:25:00 ق.ظ ]




شکل۵-۵:جدول حسگرهای عضو خوشه
تعریف ۱۰- پیام بیدارباش[۷۲]پیام بیدارباش توسط گره سرخوشه به منظور شناسایی هدف به حسگرهای شایسته ارسال می‌گردد. ساختار پیام بیدارباش در شکل۵-۶ نشان داده شده است. هر پیام بیدارباش شامل بخش‌های زیر می‌باشد:
بخش Type: نوع پیام را نشان می‌دهد.
بخش TTL: حداکثر تعداد گام‌هایی که پیام بیدارباش می‌تواند طی کند را مشخص می‌کند.
بخش Hop Count(HC): تعداد گام‌های پیموده شده توسط پیام را نشان می‌دهد.
بخش CHID: شناسه حسگر سرخوشه ایجادکننده پیام را نشان می‌دهد.
بخشNext SID: شناسه حسگری که در گام بعدی پیام برای آن فرستاده می‌شود را نشان می‌دهد.
دانلود پروژه
بخشDestination SID: شناسه حسگر شایسته‌ای است که پیام بیدارباش برای آن ارسال گردیده است.
بخشTD: معرفی کننده توصیف‌کننده هدفی است که حسگر شایسته وظیفه شناسایی آن هدف را بر عهده دارد.

 

Type TTL HC CHID Next SID Destination SID TD

شکل۵-۶: بسته پیام بیدارباش
تعریف ۱۱- حسگر شایستهحسگری است که حسگر سرخوشه وظیفه رهگیری هدف را به آن محول کرده است و در هر بار شناسایی هدف حسگر سرخوشه سه حسگر را به عنوان حسگر شایسته انتخاب می‌کند.
تعریف ۱۲- پیام ارسال اطلاعات توسط حسگر شایستهپیام ارسال اطلاعات توسط حسگرهای شایسته به منظور بدست آوردن موقعیت واقعی هدف با بهره گرفتن از فاصله نسبی حسگرهای شایسته به حسگر سرخوشه خود ارسال می‌کنند. ساختار پیام ارسال اطلاعات در شکل۵-۷ نشان داده شده است. این بسته پیام شامل بخش­های زیر می‌باشد:
Type: نوع پیام را نشان می‌دهد.
HC: تعداد گام‌های پیموده شده توسط پیام را نشان می‌دهد.
CHID: شناسه حسگر سرخوشه‌ای را نشان می‌دهد که حسگر شایسته اطلاعات خود را برای آن ارسال می‌کند.
Next SID: شناسه حسگری که در گام بعدی پیام برای آن فرستاده می‌شود را نشان می‌دهد.
فاصله نسبی حسگر شایسته تا هدف مورد نظر: میزان فاصله بدست آمده توسط حسگرهای شایسته را نشان می‌دهد که نحوه محاسبه آن در بخش ۵-۲-۲ اشاره گردیده است.
میزان انرژی حسگر شایسته: میزان انرژی که حسگر شایسته به منظور رهگیری هدف مصرف کرده است. حسگر سرخوشه از این فیلد به منظور انتخاب حسگرهای شایسته استفاده می‌کند.
Source ID(شماره شناسایی حسگر شایسته): شناسه حسگر شایسته که موظف به رهگیری هدف می‌باشد و این پیام را ایجاد کرده است.

 

Type HC CHID Next SID Relative
Distance
Energy Level Source ID
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:24:00 ق.ظ ]




نابرابری‌ها و تبعیض میان شیعیان با سایر اتباع عربستان کاملاً مشهود است. دولت عربستان سعودی عملاً از ارائه آمار رسمی در مورد اقلیت‌ها بخصوص شیعیان خودداری نموده است. تخمین شمار شیعیان سعودی تا حدود زیادی امری ناممکن است. اما تخمین زده می‌شود که بین ۵ تا ۱۵ درصد از جمعیت عربستان و ۳۳ درصد از جمعیت استان شرقی را تشکیل می‌دهند. (نادری، ۱۳۸۸: ۶)
این جمعیت شیعی که در مرزهای شرقی و در مرکز نفتی پادشاهی سعودی قرار گرفته‌اند، به لحاظ عوامل جغرافیایی و اجتماعی در مرزهای جامعه سنی محصورشده‌اند. توسعه‌نیافتگی منطقه‌ای و محرومیت‌های نهادی از عوامل اصلی اعتراض و شکایات اپوزیسیون شیعی است. اعتراضات در قطیف و الاحساء درگذشته چندین بار درهم‌شکسته شد و بخصوص بعد از ۱۹۷۹ به‌سرعت و اغلب وحشیانه سرکوب گردید. اعتراضات اخیر شامل حمله نیروهای سعودی در سال ۲۰۰۹ به زائران شیعی در مدینه و تظاهرات مارس ۲۰۱۱ در قطیف بوده است. عمق تمایلات ضد شیعی میان تعدادی از سنی‌ها، و گرایش به دیدن دست ایرانی‌ها در پشت اعتراضات شیعی، توانایی جنبش اصلاح شیعی برای به دست آوردن حمایت‌های خارجی را محدود کرده است.اقلیت شیعه عربستان در مناطق شرقی این کشور ساکن هستند .(Guzansky, 2012:1)
پایان نامه - مقاله - پروژه
عربستان سعودی ایران را مسئول تنش‌های ایجادشده در مناطق شرقی کشورش می‌داند. این کشور از به هم خوردن توازن قدرت در منطقه‌ی خلیج‌فارس به نفع ایران بسیار نگران است. از طرف دیگر به خاطر حضور شیعیان در مناطق نفت‌خیز عربستان ، استقلال آن‌ها ضربات زیادی به اقتصاد این کشور وارد می‌کند و امنیت ملی آن را در معرض خطر قرار می‌دهد .اگرچه ملک عبدالله تمهیداتی نظیر اعلام گفتگوی ملی و مجوز ورود شیعیان به مجلس ملی این کشور را صادر کرد، اما شیعیان هنوز از جایگاه مناسبی در حکومت آل سعود برخوردار نیستند و به آن‌ها به‌عنوان مزدوران حکومت ایران یاد می‌شود.
از میان خاندان سلطنتی شاهزاده نایف به‌شدت مخالف رویکرد آشتی‌جویانه‌ی اتخاذشده توسط ملک عبدالله بود این رویکرد ضد شیعی شاهزاده نایف به حدی بود که فشار زیادی را به حکومت عربستان وارد کرد تا ملک عبدالله مجوز ورود نیروهای عربستانی را به خاک بحرین ، برای سرکوب جنبش شیعیان این کشور صادر کند .
باوجود تلاش‌های صورت گرفته از جانب خاندان سلطنتی و استفاده توأمان از سرکوب و مشوق‌های اقتصادی شیعیان این کشور به تظاهرات خود در این مناطق ادامه داده‌اند. به‌طوری‌که در فوریه سال ۲۰۱۱ درگیری‌ای بین نیروهای امنیتی و پلیس مذهبی عربستان با زائرین شیعه در مدینه رخ داد. (Guzansky,2012:2)
تنش‌های بین خاندان آل سعود و شیعیان این کشور بعد از ورود نیروهای عربستانی به بحرین شدت بیشتری یافت اما نیروهای امنیتی به‌شدت واکنش نشان داده و به سرکوب مخالفین شیعه پرداختند و بسیاری از آنان را بدون محاکمه محبوس کردند . شیعیان این کشور از مراسم تشیع کشته‌شدگان به‌عنوان راهی برای اعلام نارضایتی خود علیه سیاست‌های آل سعود استفاده می‌کنند و در مقابل بر اساس مجوز وزارت کشور عربستان نیروهای امنیتی به استفاده بیشتر از سلاح گرم علیه معترضین تشویق شده‌اند.مقامات عربستانی معترضین شیعه را به‌عنوان ستون پنجم دشمن متهم می‌کنند که به ایجاد تنش و درگیری در کشور دامن می‌زنند، لذا به همین بهانه علیه آنان از سیاست مشت آهنین بهره می‌گیرند . به‌طوری‌که منصور ترکی سخنگوی وزارت کشور عربستان اظهار داشت نیروهای امنیتی ما نمی‌توانند تحرک مهره‌های دشمن را تحمل کنند.اگرچه سیاست سرکوب و دستگیری معترضین شیعی در کوتاه‌مدت می‌تواند مؤثر باشد امّا در بلندمدت منجر به التهاب گسترده‌تری در این کشور می‌شود به‌طوری‌که در زمان تشییع‌جنازه کشته‌شدگان تظاهرات منطقه شرقی، هزاران نفر از جوانان شیعه مراسم تدفین را به صحنه‌ی تظاهرات علیه آل سعود تبدیل می‌کنند. (Guzansky,2012:4)
بعد از ورود نیروهای عربستانی به بحرین شعار « قطیف و بحرین یکی هستند» از سوی معترضین شیعی مطرح شد که نشانگر گسترش بیش‌ازپیش تنش‌ها در این مناطق است .از نگاه ریاض گسترش اعتراضات در مناطق شرقی این کشور از به خطر انداختن منافع ایران توسط عربستان در منطقه‌ی خلیج‌فارس و به‌ خصوص سوریه ناشی شده است .) (Guzansky, 2012:5نوع رویکرد علمای وهابی در قبال شیعیان و تحولات ژئوپلیتیک شیعی از دو منظر قابل تبیین است: نخست، پیوند بین علمای وهابی و حکومت سعودی در عربستان و درنتیجه، پیامدهای تقویت‌کننده رویکرد ضد شیعی برای برجستگی نقش مقامات سعودی در جهان عرب و هم‌چنین ایجاد موانعی عمده برای نفوذ الگوهای شیعی در جهان اهل سنت. دوم، تأکید بر اندیشه‌های ضد شیعی به‌عنوان یکی از نقاط کانونی افراط‌گرایی وهابی و درنتیجه، افزایش نقش و برجستگی افراط‌گرایان سلفی در میان شاخه‌ها و گرایش‌های مختلف مذهبی در اهل سنت. . (اسدی،۱۳۸۶: ۲)
۳-۴-۳-جامعه‌ی زنان عربستان
از طرف دیگر زنان که در جامعه‌ی عربستان فاقد حقوق سیاسی و اجتماعی استانداردی هستند نیز در این راه به معترضین پیوسته‌اند. ازجمله محرومیت‌های اجتماعی زنان در عربستان ممنوعیت رانندگی آن‌هاست که در مواردی موجب اعتراضات اجتماعی شده است.برای مثال در ژوئن ۲۰۱۱ منال الشریف از زنان عربستانی فعال درزمینهٔ ی حقوق اجتماعی به کمک دوستانش گروهی ایجاد کرد که در آن از تمام زنان عربستانی خواست تا در ۱۷ ژوئن در خیابان‌های عربستان رانندگی کنند و بعد از اعلام این برنامه دو بار توسط نیروهای امنیتی عربستان بازداشت شد.او هنگام رانندگی فیلمی از خود تهیه کرد و در یوتیوب در معرض دید همگان قرار داده بود تا از این طریق بتواند سایر زنان را به رانندگی تشویق کند.آنچه باعث شگفتی در جامعه‌ی عربستان شده بود همراهی مردان در این موضوع بود ، به‌طوری‌که صدها مرد عربستانی حاضر شدند با زنان همراهی کنند و برای گرفتن حق رانندگی به زنان کمک کنند.زنان عربستان علاوه بر حقوق اجتماعی از حقوق سیاسی نیز محروم می‌باشند به‌گونه‌ای که برای نخستین بار در تاریخ عربستان سعودی و پس از اعتراضات گسترده اجتماعی زنان از حق شرکت در انتخابات شوراهای شهر برخوردار شدند.
لذا مجلس شورای عربستان در تاریخ ۸ ژوئن ۲۰۱۱ با پیشنهاد اتخاذ تمامی اقدامات لازم برای مشارکت زنان به‌صورت رأی‌دهنده و نه نامزد در انتخابات شوراهای شهر و روستا موافقت کرد . و این اقدامات از بیم توسعه اعتراضات و نارضایتی مردمی در این کشور صورت پذیرفت.(عباسی،۱۳۹۰: ۵۱)
از طرف دیگر در مناطق شرقی اقلیت شیعه نیز به تظاهرات خود ادامه دادند وزنان نیز به جمع اعتراض آن‌ها پیوسته و با حمل شمع در طول راهپیمایی به وضعیت اسفناک زندانیان سیاسی اعتراض می‌کردند. (Al-Rasheed,2011,518)
۳-۴-۴- جوانان و لیبرال‌ها
هم‌چنین با شروع اعتراضات مجازی دو گروه اینترنتی به نام‌های جنبش جوانان ملی و جنبش جوانان آزاد تشکیل شد. این دو گروه خواسته‌های خود را بر آزادی، مبارزه با فساد و بی‌عدالتی،رفع بیکاری و آزادی زندانیان سیاسی متمرکز کرده بودند. (Al-Rasheed,2011,516)
بعد از تدارک اعتراضات روز خشم مجموعه‌ای از فعالان سیاسی در اقدامی بی‌سابقه، تأسیس اولین حزب سیاسی پادشاهی عربستان را اعلام کردند. البته اکثر این افراد بازداشت شدند و روشن شد که سیاست مشت آهنین امیر نایف، وزیر کشور عربستان، بر مشی مصالحه جو و گفت‌وگو طلبِ پادشاه این کشور غالب آمده بود. علاوه بر سرکوب معترضان ، رژیم آل سعود از ابزار دیگری تحت عنوان رانت برخوردار بود که رژیم‌های بن علی و مبارک این ابزار را در اختیار نداشتند. برخی ناظران استدلال می‌کنند که دلیل عدم وقوع اعتراضات گسترده در عربستان، در شرایط کنونی و احتمالاً در آینده، وجود دو منبعِ فوق‌العاده، با حجمِ گسترده در دست رژیم سعودی است. نخست منبعی نمادین یعنی مذهب است که از راه اتحاد رژیم با دستگاه رسمی مذهبی وهابی تأمین می‌شود؛ و دوم منبعی مادی یعنی نفت است. اما « استفان لاکرویکس »، پژوهشگر مسائل عربستان، به‌درستی در برابر این استدلال بیان می‌کند که بزرگ‌ترین مخالفت‌ها در دهه ‌ها و سال‌های گذشته از درون دستگاه مذهبی و از سوی چهره‌های شاخص مذهبی صورت گرفته و به نظر می‌رسد حتی دستگاه رسمی مذهبی در فرصت مناسب در مقابل رژیم خواهد ایستاد. (Lacroix, 2011)
از طرف دیگر گروهی نیز موسوم به« زندانی تا کی؟» در عربستان شکل گرفت که اعضای این گروه تلاش کردند با برگزاری تظاهرات زمینه‌های آزادی مخالفان و فعالان سیاسی را فراهم کنند.آن‌ها ضمن انتقاد از وضعیت نا به سامان زندان‌های این کشور اعلام کرده‌اند که اقدام آل سعود در بالا بردن آمار زندانیان و بازداشت بدون تفهیم اتهام یا محاکمه‌ی آن‌ها قابل‌قبول نیست.اگرچه برگزاری تظاهرات و انتقاد از وضعیت حقوق بشری ممکن است در بسیاری از جوامع امروزی امری پیش‌پاافتاده تلقی گردد اما شرایط حاکم بر جامعه‌ی عربستان که با هرگونه تجمع و اعتراضی به‌شدت مخالفت می‌کند برگزاری تجمعات اعتراضی توسط این گروه و سایر مردم عربستان اقدامی کاملاً شگفت‌انگیز در تاریخ این کشور محسوب می‌شود.درواقع شکل‌گیری انقلاب‌های مردمی و سقوط برخی حاکمان عرب انگیزه‌ای شده است تا ملت عربستان خواستار انجام اصلاحات سیاسی شوند و آل سعود نیز در مواردی با اغماض از برخی سنت‌های امنیتی و سیاسی خود عدول کرده است. (عباسی،۱۳۹۰: ۶۲)
انقلاب‌های خاورمیانه این امکان را در اختیار معترضین عربستانی قرارداد تا بتوانند فشار زیادی را بر دولتمردان این کشور وارد کنند به‌طوری‌که در فوریه ۲۰۱۱ جوانان عربستانی طی دو کمپین مجزا خواستار اعمال تغییرات در این کشورش‌اند . فعالین فضای مجازی به‌طور گسترده اقدام به انتشار این کمپین‌ها در فضای مجازی نمودند که به‌سرعت با سانسور دولت عربستان مواجه شدند. اولین درخواست منتشره که تحت عنوان «اعلامیه‌ای برای اصلاحات ملی » شناخته می‌شد خواستار برقراری سلطنت مشروطه در کشور عربستان بودندکه نویسندگان به همراه ۴۰ فعال اینترنتی به‌صورت گسترده آن را در فضای مجازی منتشر نمودند.
امضاکنندگان این کمپین طیف وسیعی از لیبرال‌ها تا اسلام گرایان معتدل را دربرمی گرفت . این طومار ضمن درخواست برای پادشاهی مشروطه خواستار اصلاحات فوری درزمینه های اقتصادی،اجتماعی،قضایی و همچنین برقراری حاکمیت قانون، حفاظت از حقوق مدنی و توسعه‌ی عادلانه‌ی اقتصادی، ریشه‌کنی فقر و فساد و انتخابی بودن مجلس شورای ملی در این کشور بودند. (Al-Rasheed, 2013:29)
دومین کمپین نیز تحت عنوان « به‌سوی دولت ملزم به رعایت حقوق بشر و نهادهای قانونی»، توسط معترضین منتشر شد که در آن اصلاحات انجام‌شده می‌بایست به اصول اسلامی نیز منطبق باشند.این کمپین نیز شامل مواردی چون: انتخابی بودن مجلس شورای ملی و نخست‌وزیری، برقراری آزادی بیان،انجمن‌های مستقل،آزادی همه‌ی زندانیان سیاسی و… بود. اما در این کمپین که توسط اسلام گرایان تدوین‌شده بود از کاربرد اصلاحاتی چون دموکراسی، مبتنی بودن دولت بر قانون اساسی،مشارکت سیاسی بر حذر شده بود که توسط بعضی از علمای وهابی چون شیخ سلمان نیز به تایید رسیده بود. آنچه این کمپین را نسبت به کمپین قبلی متمایز می‌ساخت تایید شدن آن از جانب فعالان حقوق بشری و اسلام گرایان بود و به‌عنوان نقطه‌ی تلاقی این دو گفتمان متفاوت در جامعه‌ی عربستان شناخته می‌شد. (Al-Rasheed, 2013:30)
رژیم سعودی دچار شکاف‌های گسترده‌ای است که نمی‌تواند با ابزارهای سنتی (چماق و هویج)و راه‌ حل ‌های موقت، آن‌ها را حل‌وفصل کند. نسل‌های نوینی که مطرح کنندۀ هویت نوینی در خاورمیانۀ عربی هستند این امکان را تا حدود زیادی از دولت‌های رانتیر می‌گیرند که بسان گذشته با پرداخت مجموعه‌ای از مشوق‌های مالی، بحران‌ها را مرتفع سازند. افزون بر این،شکاف ژرفی بین واقعیت اجتماعی و ایدئولوژی رژیم وجود دارد، ایدئولوژی‌ای که از طریق اتحاد قبیلۀ حاکم با دستگاه علمای وهابی با تفسیر وهابی از اسلام توجیه می‌شود, به همین دلیل به نظر می‌رسد تضاد مدرنیزاسیون و ایدئولوژی سنتی چالش عمده‌ای باشد که در آینده عربستان را دچار تحول خواهد ساخت. (احمدیان،۱۳۹۰: ۸۵)
لذا برخلاف باور عمومی که اظهار می‌کند نفت آل سعود را از خشم و غضب مردمی در امان نگه می‌دارد اما واقعیت امر این است که با وزیدن نسیم انقلاب در منطقه خاورمیانه ، عربستان نیز با فشارهای زیادی به خاطر نوع حکومت سنتی‌اش مواجه شده است.اگرچه بسیاری از داده‌ها حکایت از آن دارند که ناآرامی‌ها و اعتراضات اجتماعی تا آینده نزدیک در عربستان محدود و غیر تأثیرگذار باقی خواهند ماند اما در همان حال نشانه‌هایی وجود دارد که ثابت می‌کند عوامل نهفته در پس عدم استقرار و ثبات در عربستان هم چنان در حال تشدید و افزایش هستند و اگر راهی برای درمان آن‌ها یافت نشود به‌ویژه در راستای برخی حوادث تأثیرگذار مانند بحران جانشینی به‌زودی آل سعود با چالش‌های مختلف مواجه خواهد شد.(عباسی،۱۳۹۱: ۶۴)
۳-۵- راهبُرد عربستان سعودی در برابر خیزش‌های جهان عرب
بسیاری از کارشناسان روابط بین‌الملل عربستان سعودی را به‌عنوان یکی از بازیگران مهم منطقه‌ای در قبال تحولات کشورهای عربی محسوب می‌کنند که در این تحولات در برخی موارد اقدام به کمک به پیشگیری یا به تعویق انداختن اثرات آن و جلوگیری از تغییر وضع موجود نموده است . ( Aarts, 2013: 2)
راهبرد عربستان سعودی در مدیریت تحولات و بیداری اسلامی بر اساس امنیت پیرامون نگاه به درون از طریق دو رویکرد سخت‌افزاری و نرم‌افزاری مدیریت‌شده است؛ به‌گونه‌ای که این کشور در واکنش به پدیده بیداری اسلامی در حوزه پیرامونی خود، با اقدام مداخله‌جویانه در حوزه‌های نظامی، امنیتی و اجتماعی ،به‌طور مستقیم مانند مداخله نظامی و امنیتی در تحولات بحرین و مداخله غیرمستقیم نظامی در تحولات یمن و همچنین مدیریت مستقیم فرایند اصلاح در این کشور سعی در مهار تحولات داخلی خود داشته و دارد. مدیریت این کشور در تحولات و بیداری اسلامی حوزه شمال آفریقا به‌ویژه مصر نیز به دلیل پیامدهای مستقیم و مؤثر آن بر جامعه مدنی عربستان سعودی با رویکرد نرم افزارانه و از طریق مداخله در فرایند جریان سازی در فضای رفورم سیاسی از یک‌سو و اعمال‌نفوذ و قدرت در چالشی‌ترین موضوع پدیده انقلاب سیاسی در این کشور یعنی اقتصاد اعمال می‌گردد.(فردوسی پور،۱۳۹۱: ۳۸)
رفتار عربستان به‌ویژه در مواجهه با سایر قدرت‌های منطقه‌ای حالت تهاجمی به خود گرفته است. این کشور از همان روزهای اول که انقلاب‌های دموکراتیک در کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا شکل گرفت، نگران تسری بحران به درون مرزهای خود بود. ساخت پاتریمونیال و وراثتی قدرت در عربستان و سرکوب ابتدایی‌ترین آزادی‌های سیاسی و اجتماعی، این کشور را مستعد هر نوع اعتراض در داخل کرده است. از سویی دیگر در مرزهای این کشور و درون کشورهایی که هم‌پیمان عربستان محسوب می‌شدند، اعتراضات گسترده‌ای صورت گرفت که منجر به تضعیف جایگاه عربستان در منطقه شد. (وهاب پور،۱۳۹۱)
ریاض در کنار تهدیداتی که در داخل با آن مواجه بود، در محاصرۀ دگرگونی‌هایی قرار گرفت که همواره از بروز آن‌ها در کشورهای پیرامون بیمناک بود. در این معنا، عربستان برخلاف بحرین و سایر کشورهای عربی وادار شد در دو جبهه به رویارویی با دگرگونی‌های مردمی بپردازد؛ نخست در درون عربستان و دوم در خارج از کشور و به‌طور مشخص در بحرین و سوریه (احمدیان،۱۳۹۰: ۷۸) مسئله‌ای که عربستان را به سمت این رویکردهای واکنشی سوق داده از نگاه رئالیست‌های تهاجمی از تلاش این کشور برای جلوگیری از کاهش قدرت به نفع سایر هژمون های منطقه‌ای ناشی می‌شود.از نگاه عربستان هرگونه تحولات سیاسی در کشورهای منطقه در صورت عدم مدیریت تحولات می‌تواند به منطقه‌ی نفوذ ایران بدل شود.
لذا در این بخش به بررسی واکنش عربستان سعودی نسبت به تحولات داخلی این کشور پرداخته می‌شود و در خصوص واکنش تهاجمی آن در تحولات بحرین و سوریه در فصول بعدی به‌طور جداگانه بررسی می‌گردد.
این کشور در قبال تحولات خاورمیانه از سه استراتژی مهار، انقلاب و ضدانقلاب در کشورهای هم‌پیمان استفاده نموده است . بعد از شروع تحولات عربستان نیز شاهد تنش‌های شدید و اعتراضات گسترده‌ای بود به‌طوری‌که دامنه‌ی این اعتراضات به‌سرعت در فضای مجازی نیز گسترش یافت.اگرچه شیعیان این کشور از دیرباز علیه سیاست‌های آل سعود دست به تظاهرات می‌زدند اما این بار در کنار شیعیان، زنان و کارمندان بخش‌های خصوصی و دولتی،دانشجویان و جوانان نیز به‌صف معترضین پیوستند. عربستان سعودی در ابتدای شکل‌گیری تحولات انقلابی در خاورمیانه ضمن محکوم کردن این تحرکات به حمایت از رژیم‌های تونس و مصر پرداختند. آن‌ها با استناد به فتوای علمای وهابی تظاهرات و اعتراض را فتنه دانسته و معترضین را عامل دشمن معرفی می‌کردند. (Al-Rasheed, 2013:30)
خاندان سلطنتی آل سعود، علی‌رغم اختلاف‌های داخلی فراوان، همواره سعی کرده است تا حکومت را یکپارچه و باثبات نشان دهد. درواقع ثبات سیاسی عربستان، پاشنه‌ی آشیل خاندان آل سعود بوده است.(یاسینی،۱۳۹۰) کشورهایی که اغلب به دلیل اقتدارگراییِ رژیم حاکم بر آن‌ها دچار ایستایی سیاسی می‌باشند همواره از وقوع هرگونه تغییر گسترده در محیط پیرامونی خویش، به‌ویژه تغییر از پایین به بالا به شکل انقلاب و یا قیام مردمی بسیار هراسناک بوده و بیشتر طالب حفظ وضع موجود حتی در کشورهایی هستند که از رقبای منطقه‌ای آن‌ها به شمار می‌روند؛ زیرا بیم آن می‌رود چنین تغییری به درون مرزهای آنان تسرّی یابد لذا با سقوط مبارک عمده توجه عربستان به پیشگیری از تسرّیِ موج گستردۀ اعتراضات به خاک خود و بهره‌گیری از ابزارهای مالی و امنیتی در جهت خنثی‌سازی اعتراضات استفاده می‌کند. (احمدیان،۱۳۹۰: ۸۱) خرید بیش از ۲۰۰ دستگاه تانک پیشرفته لئوپار آلمانی که بنا به اعلام کارشناسان نظامی قابلیت‌های عمده‌ای در مأموریت‌های ضد شورش دارد اقدامی در همین جهت تلقی می‌شود. (عباسی،۱۳۹۱: ۶۳)
هنگامی‌که بیداری اسلامی به عربستان هم رسید و مردم این کشور در ۱۱ مارس ۲۰۱۱ در فیس‌بوک این روز را به‌عنوان روز خشم اعلام نمودند دولت سعودی نیروهای امنیتی زیادی را برای مقابله با تظاهرات احتمالی مردم بسیج گرد که خیابان‌های ریاض را پوشانده بودند و لذا این پیامی قطعی از جانب حکومت بود که با هرگونه مخالفتی به‌شدت برخورد می‌کند.سعود الفیصل وزیر امور خارجه این کشور نیز اعلام کرد که دولت هر دستی را که علیه او بلند شود را قطع می‌کند.در ۱۸ مارس ملک عبدالله در تلویزیون دولتی این کشور ظاهر شد و خبر از برنامه‌هایی برای بهبود اوضاع مالی عربستان داد. لذا ترکیبی از تهدید به خشونت و وعده‌ی بهبود اوضاع اقتصادی برای مقابله با مخالفت‌های داخلی به کار گرفته شد.(Jones 2011)
آل سعود برای افزایش مشروعیت و تحکیم پایه‌های حکومت خود، به روش‌های متفاوتی در مقابل معترضین متوسل شده است :
در اولین گام دولتمردان سعودی به دنبال ترکیب هویتی حکومت خود با هویت ملی و دینی مردم عربستان است. از طرف دیگر برای تضمین مشروعیت خود اقدام به مشروعیت زدایی از هویت مخالفان حکومتی نموده است . استفاده آل سعود از دین به‌عنوان راهی برای تحکیم مشروعیت حکومت ، به‌عنوان یک‌راه مکمل شناخته می‌شود.از طرف دیگر با توجه به اهمیت اسلام در عربستان و تأکید آل سعود مبنی بر خادم حرمین شریفین این خاندان ، دولتمردان سعودی توانسته‌اند از مخالفان خود تحت عنوان مخالفت با دولت اسلامی استفاده و به‌راحتی آنان را سرکوب نمایند. (Mabon,2012:534)
خیزش‌های مردمی در منطقه، فضای متفاوت و مناسبی برای کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس به‌عنوان یک گروه و برای عربستان سعودی به‌عنوان رهبر جهان عرب که برای گسترش نفوذ خود در منطقه و جهان اسلام تلاش می‌کند ، فراهم کرده است. جنبش‌های منطقه‌ای در سال ۲۰۱۱ به‌احتمال فراوان در تاریخ به‌عنوان یک‌فصل تغییرات سیاسی عمیق که تمام سیاست‌های داخلی جهان عرب را فراگرفت، به‌حساب می‌آید. عربستان در طی فرایند خیزش‌های منطقه سعی کرده نگاه حداقلی به تحولات جهان عرب داشته باشد و سرعت تحولات را کم کرده و به‌عبارت‌دیگر تلاش گسترده‌ای برای مصادره انقلاب‌ها انجام دهد که تا حدودی توانسته به اهداف خود برسد.(موسوی ، ۱۳۹۱: ۱۳۲)
تحولات اخیر خاورمیانه این امکان را در اختیار عربستان سعودی قرارداد تا رهبری خود بر کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس را گسترش دهد این در حالی است که این رهبری همواره از سوی کشورهایی چون قطر و امارات به چالش کشیده می‌شود.( Kamrava, 2012:98)
رهبری عربستان بر این شورا از این روش‌ها صورت گرفته است:

 

    • عربستان با ارسال نیروی نظامی خود به بحرین ضمن کمک به حفظ حکومت سنی مذهب آل خلیفه و دامن زدن به اختلافات فرقه‌ای شیعه و سنی برای سرکوب اعتراضات از این طریق به دیگر کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس اعلام کرد که اقدامات این کشور مانع از گسترش موج انقلابی به این کشورها شده است.

 

( Kamrava, 2012:99)

 

    • از طرف دیگر این کشور اقدامات ضدانقلابی خود را فراتر از منطقه‌ی خلیج‌فارس نیز گسترش داد.لذا برای جلوگیری از افراط‌گرایی بیشتر بعد از سقوط مبارک ۴ میلیارد دلار به حکومت نوپای مصر کمک کرد و پیشنهاد پیوستن کشورهای اردن و مراکش را به شورای همکاری خلیج‌فارس برای جلوگیری از گسترش انقلاب در خاورمیانه مطرح کرد.( MacFarquhar,2011:1)

 

واکنش کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس و به‌ خصوص عربستان در قبال تحولات خاورمیانه در قالب استاندارد دوگانه تفسیر می‌شود.این تناقض رفتاری به فضا و بعد سیاسی (در سطح داخل و خارج)، ماهیت رژیم (پادشاهی در برابر جمهوری) و هویت دینی (سنی در مقابل شیعه) مربوط می‌شود.ازنظر بعد داخلی این کشورها ، تحولات انقلابی خاورمیانه به‌عنوان تهدیدی برای ثبات سیاسی و اجتماعی آنان محسوب می‌شود لذا به‌شدت برای تضمین بقای رژیم داخلی خود به سرکوب و مداخله‌ی نظامی متوسل شده‌اند.( Colombo, 2012:4)
از طرف دیگر در کنار به‌کارگیری این سیاست به طرح‌های رفاهی و اقتصادی جهت خرید ثبات اجتماعی متوسل شده‌اند.به‌طوری‌که دولت عربستان در ماه مه ۲۰۱۱ اعلام کرد برنامه اقتصادی ویژه‌ای که شامل سرمایه‌گذاری‌های عظیم در بخش‌های عمومی از طریق ایجاد ۶۰ هزار فرصت شغلی که توسط وزارت کشور اعلام شد، هم‌چنین این طرح شامل ساخت ۵۰۰ هزار منزل مسکونی و افزایش سه برابری دستمزد کارکنان دولتی بوده است.( Hertog, 2011)
اصلاحات سیاسی وعده داده‌شده توسط ملک عبدالله ازجمله حق رأی زنان در انتخابات شهرداری‌ها و هم‌چنین مجوز پیوستن به شورا با مخالفت روحانیون محافظه‌کار و اعضای ارشد خاندان سلطنتی و هم‌چنین ولیعهد سابق این کشور شاهزاده نایف مواجه شد.کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس که از آنان به‌عنوان باشگاه پادشاهی‌ها نام‌برده می‌شود تلاش بی‌سابقه‌ای را برای تقویت هویتی حکومت‌های خود انجام دادند. این کشورها و در رأس آن‌ها عربستان سعودی نگران پیامدهای مخرب بیداری اسلامی هستند و با توجه به ضرب‌المثل قدیمی رایج در این کشورها تحت عنوان «قدرت در اعداد است»، به دنبال افزودن کشورهای جدید ازجمله مراکش و اردن به این شورا بوده است. (Colombo, 2012:6) این سیاست که با هماهنگی و همگامی پادشاهی‌های عرب خلیج‌فارس پیش می‌رود، یادآور کنسرت اروپا در سدۀ نوزدهم است که برای رویارویی با قیام‌های مردمی طراحی ‌شده بود. (احمدیان،۱۳۹۰: ۸۷)
مجموع مواضع عربستان در قبال خیزش‌های عرب، باعث شده تا در ادبیات بین‌المللی مربوط به این خیزش‌ها از تشکیل جبهه‌ای با عنوان باشگاه سلطنتی ضدانقلاب به رهبری عربستان نام‌برده شود. این باشگاه درصدد عضوگیری جدید و توسعه جغرافیایی انسانی و امنیتی خویش برآمده است. عربستان به دو کشور اردن و مغرب پیشنهاد داده است تا به شورای همکاری خلیج‌فارس بپیوندند.عربستان قصد دارد، نظام‌های پادشاهی عربی را در مقابل موج خیزش‌های مردمی حفظ کند و از توان آن‌ها برای هم‌افزایی و تکامل امنیتی و پر کردن شکاف‌های اقتصادی یکدیگر استفاده کند.پیشنهاد پیوستن مراکش و اردن به شورای همکاری خلیج‌فارس، به‌رغم اینکه این کشورها در خلیج‌فارس واقع نشده‌اند، حکایت از استیصال پادشاهی‌های عربی و به‌ خصوص عربستان سعودی در مقابل با انقلاب‌های عربی داشت . (کرمی،۱۳۹۰،ب: ۹۰)
در خصوص جلوگیری از انجام اصلاحات در این کشور طلال بن عبدالعزیز برادر پادشاه یکی از برجسته‌ترین افراد خاندان حاکم در این کشور است که در گفت‌وگویی با روزنامه‌ی نیویورک‌تایمز اظهار داشت که در عربستان اقلیت تأثیرگذاری وجود دارد که تمایلی به تغییر در این کشور ندارند.از طرف دیگر دولت در حدود ۱۳۰ میلیارد دلار هزینه کرده است تا خطر سقوط را از خود دور کند.او با اشاره به اینکه عربستان سعودی تا حدود زیادی از امواج انقلاب‌های مردمی در منطقه دورمانده است اشاره‌کرده است که این موضوع بعد از تزریق منابع مالی فراوان به مردم صورت گرفته است و تأثیر بسیاری در آرام کردن فضای عربستان داشته است.از طرف دیگر در کنار این بودجه عظیم رفاهی اقتدارگرایانه ، عربستان نگران رفتار غرب است .شاید مهم‌ترین خطری که ریاض در بیداری اسلامی منطقه دریافت کرد سقوط مبارک و عدم‌حمایت آمریکا از او بود.این موضوع حاکی از آن است که نظام سیاسی این کشور باید به حل‌وفصل مشکلات داخلی از طریق اصلاحات سیاسی،اقتصادی و اجتماعی بپردازد زیرا در غیر این صورت امیدی به حمایت‌های کشورهای غربی نیست.(عباسی،۱۳۹۱: ۶۳)
این عوامل تقسیم‌بندی عربستان را در خصوص بازندگان و برندگان انقلاب‌های عربی با مشکل روبه‌رو می‌سازد.آینده‌ی اصلاحات در عربستان سعودی ارتباط زیادی به تداوم پادشاهی ملک عبدالله دارد زیرا بسیاری از شاهزادگان با انجام اصلاحات سیاسی مخالف هستند. ( Abdullah, 2012:24)
ملک عبدالله پادشاه سعودی که تحولات منطقه‌ای را زیر نظر داشت در ۲۳ فوریه بعد از صرف ۳ ماه در خارج از کشور به خاطر انجام عمل جراحی در نیویورک و گذراندن دوران نقاهت در مراکش بسته‌ی اقتصادی ۳۶ هزارمیلیاردی را برای بهبود وضعیت معیشتی مردم عربستان ارائه داد . (Al-Rasheed, 2011) و اعلام کرد که این میزان در سال آینده به ۹۶ میلیارد دلار افزایش خواهد یافت. (Gause,2011:6)
در عرصه‌ی اعطای امتیازات اقتصادی، مقامات سعودی سعی کردند تا با ارائه‌ مجموعه‌ی گسترده‌ای از مزایا و امتیازات اقتصادی به مردم مانع از شکل‌گیری اعتراضات شوند که این عامل تعهد مالی کلانی بالغ‌بر ۱۳۰ میلیارد دلار برای دولت ایجاد کرد که مهم‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از:

 

    • ۶/۱۰ میلیارد دلار برای اعطای وام مسکن از طریق صندوق توسعه‌ی املاک

 

    • ۹/۷ میلیارد دلار کمک برای افزایش سرمایه‌های بانک اعتبار سعودی

 

    • ۲۶۶ میلیون دلار برای فعال کردن بیمه اجتماعی به‌منظور افزایش اعضای خانواده‌های تحت پوشش

 

    • ۹/۳۱۹ میلیون دلار برای توسعه‌ی خدمات اجتماعی

 

    • ۳۳۳ میلیون دلار برای کمک به افراد نیازمند جهت انجام تعمیرات در خانه‌های خود

 

    • ۹/۱۲۶ میلیون دلار به وزارت آموزش‌وپرورش برای حمایت از برنامه‌های موردنیاز دانش‌آموزان

 

  • ۹/۳ میلیارد دلار برای حمایت از اداره‌ی مسکن
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:24:00 ق.ظ ]




اطلاعاتی در زمینه سابقه مدیران و سهامداران عمده؛ شامل سن،تجربه،میزان حق‌الزحمه آنان، میزان اختیار خرید سهام، قراردادهای استخدامی و سایر مزایای متعلق به آنها
وامهای اعطایی شرکت به سهامداران عمده، مدیران و هیأت مدیره (شامل خویشاوندان درجه یک) و معاملات این افراد با شرکت
میزان سهام کارکنان، مدیران و هر شخص ذینفعی که بیش از ۵% سهام شرکت را داراست.
معامله شرکت با مؤسسان شرکت، در صورتی که عمر شرکت کمتر از ۵ سال باشد.
ارائه اطلاعات مربوط به اوراق بهادار: شامل ارزش اسمی یا ابرازی، حق دریافت سود سهام، حق رأی، حق تبدیل یا حق تقدم در خرید سهام جدید و انواع گوناگون سهام، شرایط و مقررات مربوط به اختیار خرید سهام جدید از شرکت نیز باید تشریح گردد.
تشریح برنامه توزیع و عرضه اوراق بهادار شامل نام اعضای شرکت‌کننده در سندیکای پذیره‌نویسی، تعداد سهامی که هر یک از موسسات تامین سرمایه پذیره‌نویسی نموده‌اند و روش پذیره‌نویسی.
اظهار نظر حقوقی در مورد حقوق متعلق به اوراق بهادار عرضه شده.
اشاره به چگونگی دسترسی به اطلاعات اضافی که در دفتر ثبت شرکت‌ها یا در دفتر شرکت موجود است.
ارائه ترازنامه، صورتحساب سود و زیان و صورت تغییر در وضعیت مالی حسابرسی شده در سه سال گذشته
کتابچه اطلاعاتی را نوعاً شرکت و غالبا با همکاری مؤسسات ذیربط، مانند حسابدارن مستقل و مؤسسات تأمین سرمایه تهیه می‌کند. به هر حال افشای تمام اطلاعات به صورتی روشن و بدون ابهام از مسؤولیتهای جمعی مدیران، حسابداران، وکیل حقوقی شرکت و مؤسسه تأمین سرمایه ذیربط می‌باشد (مهدوی و حسینی، ۱۳۸۷).
د) قانون مربوط به فرایند گزارشگری شرکتها
قبل از اینکه در مورد مقررات گزارشگری مطالبی عنوان گردد، لزوم گزارشگری در شرکتهای سهامی عام، به طور مختصر مورد بررسی قرار می‌گیرد.
شرکتهای سهامی خاص یا شرکتهایی که تعداد سهامداران آن بسیار محدود است نیاز به گزارشگری مفصل ودقیقی ندارند، زیرا سهامداران بر فعالیتهای مدیریت نظارت کافی دارند یا خودشان مدیران اجرایی شرکت میباشند و در جریان امور شرکت قرار می‌گیرند. ولی هنگامی که شرکتها برای توسعه فعالیتهای تجاری اقدام به فروش اوراق بهادار به عموم میکنند، تعداد سهامداران افزایش مییابد و مسأله تفکیک مدیریت از مالکیت مورد توجه قرار می‌گیرد. مدیران، گردانندگان اصلی شرکت هستند و سهامداران کلیه امکانات و منابع شرکت را در اختیار آنان قرار می‌دهند. مدیران با به کارگیری و تخصیص بهینه منابع باید حداکثر سود را نصیب سهامداران سازند. بنابراین، مدیران ناگزیرند گزارشی در خصوص استفاده از منابع، همچنین نتایج حاصل از به کارگیری منابع را جهت اطلاع سهامداران تهیه و منتشر نمایند. ممکن است مدیران قصد داشته باشند که نتایج کار خود را بهتر از آنچه هست جلوه دهند. همچنین ممکن است از افشای برخی اطلاعات خودداری کنند. بنابراین، باید مرجع قدرتمندی وجود داشته باشد و مشخص کند که مدیریت چه نوع اطلاعاتی را چگونه و در چه مواقعی باید گزارش نماید؟
دانلود پروژه
فرایند گزارشگری شرکت باید به گونه‌ای باشد که برای همه گروه ها مطلوب باشد. از این رو، اهمیت وضع قوانین در این امور به شدت احساس میشود. اگر کشورهای خواهان بازار سرمایه کارآ باشند باید قوانین دقیقی وضع نمایند. همچنین یک سازمان نظارت کننده بر اجرای قوانین باید ایجاد گردد تا از وقوع مجدد بحرانی شبیه بحران ۱۹۲۹ جلوگیری نماید. در تاریخ دوم اکتبر سال ۱۹۲۹ قیمت سهام در بورس نیویورک یکباره سقوط کرد یکی از دلایل برای کمک به سرمایه‌گذار جهت تصمیمگیری باید گزارشهای مختلفی در طول سال از سوی شرکتها منتشر گردد و یک نسخه از آن در اختیار مرجع ناظر بر گزارشگری شرکتها گذارده شود(ویلامز و پراتر[۳۱]، ۲۰۱۰). همچنین این گزارشها باید در اسرع وقت به اطلاع کلیه افراد ذینفع و علاقه‌مند، خصوصا سهامداران بالقوه و بالفعل برسد. شرکتهای سهامی عام باید گزارشهای زیر را تهیه و ارائه نمایند:
الف) گزارش سالانه
ب) گزارش سه ماهه
ج) گزارش رویدادهای مهم
طبق گزارش توجیهی استقرار سیستم اطلاعات مدیریت MIS در بورس تهران مهر ماه ۱۳۷۵ اطلاعات مورد نیاز به قرار زیرند:
اطلاعات مربوط به شرکتها
الف) اطلاعات غیر مالی: سطح تولید، تعداد پرسنل و ترکیب آنها، اعضای هیئت مدیره، نام و نشانی شرکت، ارزیابی شرکتها، شرکتهای پذیرفته شده به طور مشروط، شرکتهای متقاضی پذیرش
ب) محاسبه نسبتها و شاخص

 

    1. اطلاعات مربوط به داد و ستد سهام: روزانه، ماهانه، سالانه، نوع صنعت، مبلغ و تعداد ۱۰ شرکت نخست فعال، نیمه فعال، غیر فعال.

 

    1. اطلاعات مربوط به اقتصاد کلان

 

    1. اطلاعات مربوط به بورسهای جهان: از طریق پرسشنامه و درخواست اطلاعات از بورسهای مختلف بصورت مستمر و یا از منابع زیر:

 

انتشارات فدراسیون جهانی بورسهای اوراق بهادار[۳۲]
انتشارات فدراسیون بورسهای منطقه آسیا و اروپا[۳۳]
انتشارات مربوط به بازارهای در حال رشد[۳۴]
سایر منابع خارجی (هاشمی و صادقی، ۱۳۸۸).

 

    1. اطلاعات مربوط به کارگزاران: این اطلاعات شامل:

 

- تعداد کارگزاران
- حجم معاملات سرانه
- روند تغییرات
اطلاعات فوق اطلاعاتی هستند که بورس اوراق بهادار باید خود را موظف به ارائه آنها بداند. تجزیه و تحلیل اطلاعات به عهده اشخاص، شرکتهای مشاوره و کارگزاران میباشد (فتحی و توکلی، ۱۳۸۸).
۲-۳- سهام عادی
۲-۳-۱- مفهوم سهام و سهام عادی
الف) سهم
سرمایه هر شرکت سهامی، به قسمتهایی مساوی میشود که به هر یک از این قسمتها، یک سهم گفته میشود. معمولاً قیمت اسمی سهام در ایران ۱۰۰۰ ریال است. هر فرد پس از خرید سهام مالک جزئی از دارایی شرکت میشود(یورسیو و همکاران، ۲۰۱۰).
ب) سهام عادی
۱- سهام عادی، سهامی است که شرکتها عرضه میکنند و سهامداران به نسبت سهام خود، مالک شرکت میشوند. دارنده سهام عادی هر زمان که بخواهد میتواند سهام خود را بفروشد(وانگ و جین[۳۵]، ۲۰۱۱).
۲- کسی که سهام عادی شرکتی را می‌خرد حق مالکیت در آن شرکت را به دست می‌آورد. او در درآمدها و سود شرکت سهیم می‌شود. اگر میزان درآمد و سود شرکت به مبلغ حائز اهمیتی نرسد و اگر زیان دهی شرکت ادامه یابد، دارنده سهام عادی زیان خواهد کرد. این مطلب اهمیت زیادی دارد و باید آن را درک کرد. در مورد درآمد و سوددهی سهام عادی هیچ‌گونه تضمینی داده نمیشود و صاحب این سهام ممکن است سود بالایی ببرد یا زیان سنگینی بکند (هاشمی و همکاران، ۱۳۹۰).
۲-۳-۱-۱- مفاهیم مرتبط با سهام عادی
برخی از رایجترین مفاهیم مربوط به سهام عادی که باید صاحبان و متقاضیان این نوع سهام بدانند، به شرح زیر است:
۲-۳-۱-۱-۱- حق مالکیت
کسی که سهام عادی شرکتی را می‌خرد برگهای سهام که نشان دهنده مالکیت در شرکت است، به او تحویل داده می‌شود. او می‌تواند این سهام را به راحتی به دیگری منتقل کند. انتقال این سهام از طریق پشت نویسی اوراق و انتقال آن به نام خریدار جدید صورت می‌گیرد. در بعضی از کشورها، افراد به منظور سهولت نقل و انتقال و دریافت سود سالانه، سهام خود را به نام مؤسسه کارگزاری خریداری می‌کنند و در این صورت تمام مراحل مربوط به نقل و انتقال و دریافت برگه سهام، سود سهام و غیره را مؤسسه کارگزاری انجام می‌دهد.
۲-۳-۱-۱-۲- سررسید سهام عادی
سررسید سهام عادی محدود به عمر شرکت است. ولی چون شرکتها برای مدت نامحدود تشکیل می‌شوند می‌توان گفت که سهام عادی سررسید ندارند.
از دیدگاه سرمایه‌گذاری، مردم می‌توانند در هر زمان، سهام عادی را خرید و فروش کنند. کسی که این اوراق را می‌خرد، میزان بازده و سود دوره سرمایه‌گذاری را در نظر دارد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:24:00 ق.ظ ]




معناسازی شخصی

 

۳۳۳/۰

 

۰۴۷/۰

 

۴۵۳/۰

 

۰۷۹/۷

 

۰۰۰/۰

 

 

 

گسترش خودآگاهی

 

۱۵۹/۰

 

۰۱۴/۰

 

۱۳۹/۰

 

۶۲۸/۰

 

۰۳۱/۰

 

 

 

ضریب همبستگی چندگانه R برابر با ۵۵۶/۰ و ضریب تعیین تعدیل شده (  )، ۲۶۴/۰ میباشد به این معنی که در مجموع ۲۶ درصد تغییرات رفتار شهروندی سازمانی مربوط به متغیرهای مستقل تحقیق حاضر مربوط میباشد. و تبیین و پیشبینی متغیر رفتار شهروندی سازمانی به این متغیرها بستگی دارد.
از طرفی دیگر آماره واتسون محاسبه شده برای مدل رگرسیونی فرضیه اول عدد ۵۲۸/۱ را نشان میدهد، از آنجا که این مقدار در بازهی(۵/۲-۵/۱) قرار گرفته است، که حاکی از عدم وجود همبستگی در اجزاء خطای مدل رگرسیونی میباشد.
پایان نامه - مقاله - پروژه
براساس اطلاعات جدول تحلیل واریانس رگرسیون مقدار F محاسبه شده برابر با ۴۶۱/۱۸ میباشد. با توجه به این که سطح معنیداری کوچکتر از سطح خطاست در نتیجه معادله رگرسیونی مورد تایید قرار میگیرد به این ترتیب ضریب تعیین مشاهده شده در معادله رگرسیون از نظر آماری معنیدار میباشد. برای درک این که کدام یک از متغیرهای مستقل از اهمیت بیشتری برای تبیین رفتار شهروندی سازمانی برخودار هستند از ضریب بتای رگرسیون استفاده میکنیم.
با استناد به ارقام مندرج در جدول ۴-۱۹ میتوان گفت: متغیر معناسازی شخصی قدرت تبیین کنندگی بیشتری دارد که با ضریب بتای استاندارد شده ۴۵۳/۰از اولویت و اهمیت بالاتری برخوردار میباشد. با توجه به نتایج آماری بدست آمده و تفسیر نتایج میتوان مدل پردازش شده رگرسیون را برای معادله ذکر شده در این تحقیق به شرح ذیل عنوان کرد:
X4) 139/0 ) + ( X3 ۴۵۳/۰) + ( X2 ۱۴۸/۰) + ( X1210/0) + 638/3= Y
فصل پنجم
نتیجه گیری و پیشنهادات
۵-۱- مقدمه
در فصل قبل داده های به دست آمده از طریق پرسشنامه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و به اطلاعاتی قابل استفاده تبدیل شدهاند. در این فصل خلاصهای از تحقیق حاضر نشان داده میشود و سپس نتایج حاصل از این تحقیق، در قالب نتایج ارائه شده و در نهایت به تفکیک، محدودیتهای تحقیق و پیشنهادهای کاربردی برای محققان آینده داده میشود.
تدوین و ارائه الگوهای مدیریتی در هر کشور و سازمانی بر نوعی اعتقاد درباره هستی و تحلیل از جهان مبتنی است. تمام نظام‌های اجتماعی به نوعی جهان‌بینی متکی هستند. هدف‌هایی که یک مکتب ارائه می‌دهد به تعقیب آنها دعوت می‌کند، راه و روش‌هایی که تعیین می‌کند، بایدها و نبایدهایی که انشا می‌کند، همه بر طراحی و تدوین نظام‌های اجتماعی و اداره امور سازمان‌ها تأثیر می‌گذارد. دین با ارائه اصول موضوعه خاصی که متناسب با جهان‌بینی است، در نظریه‌های علوم اثر می‌گذارد. مهمترین اثری که علوم کاربردی از دین می‌پذیرد، اثری است که از نظام ارزشی آن حاصل می‌شود. این اثر نظام رفتاری و ذهنی افراد و کارکنان را هدایت می‌کند و بدان جهت می‌دهد( ناصر مکارم شیرازی، ۱۳۶۸؛ ۱۶).
بنابراین، تدوین و ارائه الگوی مؤلّفه‌های معنویت و هوش معنوی در نظام اسلام، تابع جهان‌بینی و ایدئولوژی اسلام در محیط کسب و کار و سازمان است. با توجه به آن، لازم است در ابتدا به مبانی فکری و جهان‌بینی اسلامی توجه شود و با مطالعه عمیق منابع غنی دین مبین اسلام همچون قرآن، نهج‌البلاغه و سیره اهل‌بیت علیهم‌السلام که در حد اعلای معنویت و پارسایی قرار دارند، مؤلّفه‌های معنویت و هوش معنوی در محیط کسب و کار استخراج و شناسایی شود و با بهره‌‌گیری از نظرات خبرگان و کارشناسان حوزه و دانشگاه، الگویی برآمده از آموزه‌های اسلامی به سازمان‌ها و نهادهای جامعه اسلامی ارائه شود(زارعی متین، ۱۳۸۸؛ ۳۳۴).
در نظام بوروکراتیک تمام تلاش مدیران در جهت کسب کارایی بیشتر با حفظ سلسله مراتب هرمی سازمان بوده است. به همین جهت مناسبات سطحی و غیر قابل اطمینان بین افراد وجود دارد اما در نظام ارزشی انسانی و دموکراتیک مناسباتی درست و قابل اطمینان در میان مردم به وجود میآید. در چنین محیطی به سازمان و اعضای آن فرصت داده میشود که تا حد توان پیش روند. بر این اساس توجه به شهروندان در نظام ارزشی دمکراتیک رو به افزایش است. اکنون که اهمیت شهروندان به عنوان یکی از منابع بسیار مهم سازمان درک شده است، رفتار آنها هم میتواند بسیار با اهمیت تلقی شود و از این روست که محققان زیادی به تجزیه و تحلیل رفتار شهروندی پرداختهاند. به طور کلی رفتار شهروندی یک نوع رفتار ارزشمند و مفید است که افراد آن را به صورت دلخواه و داوطلبانه از خود بروز میدهند. به این ترتیب مطالعه و بررسی اینگونه رفتار افراد در سازمان که به رفتار شهروندی سازمانی شهرت یافته است، بسیار مهم و ضروری به نظر میرسد. رفتار شهروندی سازمانی را میتوان انعکاسی از رفتارهای اخلاقی فرد دانست. رفتار اخلاقی منجر به رفتار شهروندی سازمانی میشود. کارکنانی که رفتارهای اخلاقی بالایی دارند بیشتر در رفتارها و فعالیتهای فرا نقشی یا فراوظیفهای شرکت میکنند. رفتار اخلاقی میتواند جو عمومی سازمان را مهیای بروز رفتار شهروندی نماید. زمانی که محیط سازمان به عنوان یک محیط اخلاقی سالم شناخته شود. انتظار بروز رفتارهای شهروندی سازما نی نیز بیشتر میشود. در دنیای پر رقابت کنونی با وجود افزایش استفاده از تکنولوژی اطلاعات، باز هم در عملکرد کارایی سازمان شکاف وجود دارد. اکنون قویاً این اعتقاد وجود دارد که عملکرد کارایی سازمان تا حدود زیادی به تلاش کارکنان که فراتر از الزامات تعریف شده نقش میباشد، بستگی دارد( خسرو آبادی و همکاران، ۱۳۹۰).
۵-۲- ارزیابی فرضیه ها و مقایسه با تحقیقات پیشین
۵-۲-۱- ارزیابی آزمون فرضیه اصلی
بین هوش معنوی کل با رفتار شهروندی سازمانی معلمان مقطع متوسطه شهرستان گرمی رابطه معنیداری وجود دارد. میزان همبستگی بین دو متغیر هوش معنوی و رفتار شهروندی سازمانی رابطه معناداری مشاهد میشود با توجه به اینکه میزان همبستگی ۴۸/۰ بوده و مقدار سطح معناداری برابر ۰۰۰/۰ بوده و چون این مقدار از ۰۵/۰ کمتر است. پس بین هوش معنوی با رفتار شهروندی سازمانی معلمان رابطه معناداری وجود داشته، این رابطه مستقیم میباشد و شدت رابطه قوی است. یافته های این تحقیق با یافته های هارمر[۱۱۰](۲۰۰۸)، کریست و همکاران[۱۱۱](۲۰۰۳، به نقل از هارمر، ۲۰۰۸)، فتاحی و همکاران(۱۳۸۵) و موسوی و همکاران(۱۳۹۰) مطابقت دارد. یعنی هرچه معلمان مدارس مورد مطالعه از هوش معنوی کل بالاتری برخوردار باشند، امکان بروز رفتار شهروندی سازمانی کلی در آنها بیشتر است.
تحقیقات گوناگون رابطه هوش هیجانی و رفتار شهروندی سازمانی را مورد تایید قرار دادهاند( آبرهام و ژاسمن[۱۱۲]، ۲۰۰۶؛ هارمر، ۲۰۰۸؛ کورکماز و آرپاسی، ۲۰۰۹؛ فرامرزی و همکاران، ۱۳۸۸). هوش معنوی عمیقترین و کاملترین نوع هوش است که هوش هیجانی را نیز شامل میشود، بنابراین میتوان گفت هوش معنوی کل میتواند میزان بروز رفتار شهروندی سازمانی کلی را در بین معلمان پیش بینی کند.
در پژوهشی که توسط موسوی و همکاران(۱۳۹۰) با عنوان« بررسی رابطه هوش معنوی و رفتار شهروندی سازمانی معلمان» صورت گرفت مشخص شد که بین هوش معنوی کل با رفتار شهروندی سازمانی کلی معلمان همبستگی مستقیم و معناداری وجود دارد. همچنین مؤلفه های هوش معنوی(تفکر انتقادی، آگاهی متعالی، معناسازی شخصی، گسترش خودآگاهی) میتوانند مؤلفه نوع دوستی و وظیفه شناسی معلمان را تبیین، و مؤلفه های تفکر انتقادی وجودی، آگاهی متعالی و معناسازی شخصی میتوانند مؤلفه احترام و رفتار شهروندی سازمانی کلی معلمان را پیش بینی کنند. مؤلفه های پیش بین معناسازی شخصی و آگاهی متعالی، مؤلفه بردباری و مؤلفه های پیش بین گسترش خود آگاهی و تفکر انتقادی وجودی میتوانند آداب اجتماعی معلمان را تبیین نمایند.
۵-۲-۲- ارزیابی آزمون فرضیه فرعی۱
بین تفکر انتقادی وجودی با رفتار شهروندی سازمانی معلمان مقطع متوسطه رابطه معنی داری وجود دارد. میزان همبستگی فرضیه فرعی۱ برابر۳۶/۰ بوده و مقدار سطح معناداری برابر ۰۰۰/۰ بوده و چون این مقدار از ۰۵/۰ کمتر است پس بین تفکر انتقادی وجودی و رفتارشهروندی سازمانی معلمان رابطه معناداری وجود داشته، این رابطه مستقیم بوده و شدت رابطه متوسط است. یافته های این تحقیق با یافته های نتایج مطالعات جرج[۱۱۳](۲۰۰۶)، فتاحی و همکاران(۱۳۸۵) و موسوی و همکاران(۱۳۹۰) همسو می باشد.
ویژگی تفکر انتقادی وجودی، معلمان را به مسایل اجتماعی حیطه کاری حساس میکند. این معلمان نسبت به بیعدالتی و بیانصافی حوزه کاری خود دغدغه دارند همچنین اغلب اوقات پیشنهادهای نوآورانه برای پیشرفت موسسه آموزشی دارند. در مقابل دشواریها و سختیها صبر و بردباری به خرج میدهند. به طور کلی بیشتر از نقشهای رسمی محوله انجام وظیفه میکنند. این معلمان به دلیل تفکر و دیدگاه وسیع نسبت به خود و رابطه خود با دیگران و جهان اطراف قادرند رفتارهای مخرب و نامطلوب را برای سایرین شناسایی کنند. ویژگی نامحدود بودن، ماهیت کلنگر و استفاده از سمبلها در هوش معنوی باعث میشود تا ادراک فرد از خود و اطرافیان عمیق شود و به دنبال آن انجام کار و تعهد کاری غنیتر میشود.
۵-۲-۳- ارزیابی آزمون فرضیه فرعی۲
بین آگاهی متعالی با رفتار شهروندی سازمانی معلمان مقطع متوسطه رابطه معنیداری وجود دارد. میزان همبستگی فرضیه فرعی۲ برابر ۸۳/۰ بوده و مقدار سطح معناداری برابر ۰۰۰/۰ بوده و چون این مقدار از ۰۵/۰ کمتر است پس بین آگاهی متعالی و رفتار شهروندی سازمانی معلمان رابطه معناداری وجود داشته، این رابطه مستقیم بوده و شدت رابطه قوی است. یافته های این تحقیق با یافته های تحقیق کریست و همکاران[۱۱۴](۲۰۰۳، به نقل از هارمر، ۲۰۰۸)، شاو[۱۱۵](۲۰۰۸) و جعفر بیک زاده و همکاران(۱۳۹۰) مطابقت دارد.
نتایج تحقیقات نشان میدهد که آگاهی متعالی را میتوان به عنوان عاملی برای آگاهی از جنبه های غیرمادی زندگی خود و رابطه عمیق خود با دیگران توصیف کرد. آگاهی متعالی به افراد امکان شناخت جنبه های فراتر از جسم مادی خود و تعریف خود به وسیله چیزهایی عمیقتر از جسم مادی را به وجود میآورد. در تبیین این یافته میتوان گفت افراد دارای هوش معنوی بالاتر از طریق آگاهی متعالی برای لذت بردن از کار خود به سایر همکاران کمک میکنند و با مهربانی و صداقت رفتار مینمایند. این معلمان به فلسفه و چرایی انجام کار خود پی بردهاند آنها محیط کار و انجام وظایف را فرصتی برای رشد و بروز تواناییها و ارزشهای شخصی خود تلقی میکنند به همین جهت میزان تعهد کاری آنها بسیار بالاست.
۵-۲-۴- ارزیابی آزمون فرضیه فرعی۳
بین معناسازی شخصی با رفتار شهروندی سازمانی رابطه معنیداری وجود دارد. میزان همبستگی فرضیه فرعی ۳ برابر ۴۱/۰ بوده و مقدار سطح معناداری برابر ۰۰۳/۰ بوده و چون این مقدار از ۰۵/۰ کمتر است پس بین معناسازی شخصی و رفتار شهروندی سازمانی معلمان رابطه معناداری وجود داشته، این رابطه مستقیم بوده و شدت رابطه متوسط است. یافته های این تحقیق با یافته های اسپاجت[۱۱۶](۲۰۰۴)، جرج[۱۱۷](۲۰۰۶) و سید حسین موسوی و همکاران(۱۳۹۰) همسو می باشد.
در تبیین این یافته میتوان گفت که معلمان با هوش معنوی بالا در برخورد با مشکلات، تنشها، سختیها و تغییرات از ظرفیت ذاتی و ذهنی خود یعنی تولید یک معنای شخصی و ایجاد یک هدف و دلیل استفاده میکند. بدین ترتیب این معلمان در برابر مشکلات مدرسه و تغییرات به وجود آمده، شکیبایی و مدارا میکنند. همچنین معلمان با شناخت و آگاهی از بعد خود غیر مادی و باور به نیروی برتر و مقدس در درون خویش به راحتی با این مشکلات روبرو شده و در جهت حل آن قدمهایی را بر میدارند. در نظر این معلمان، سایر همکاران نیز دارای ظرفیت ذاتی پاک و روحانی هستند که باید به آن ارزش و احترام قائل شد.
۵-۲-۵- ارزیابی آزمون فرضیه فرعی۴
بین گسترش خودآگاهی با رفتار شهروندی سازمانی معلمان مقطع متوسطه رابطه معناداری وجود دارد. میزان همبستگی فرضیه فرعی ۴ برابر ۸۳/۰ بوده و مقدار سطح معناداری برابر ۰۰/۰ بوده و چون این مقدار از ۰۵/۰ کمتر است پس بین گسترش خودآگاهی و رفتار شهروندی سازمانی معلمان رابطه معناداری وجود داشته، این رابطه مستقیم بوده و شدت رابطه بالاست. یافته های این تحقیق با یافته های تحقیق ایمونز[۱۱۸](۲۰۰۰)، گارسیا و راموز[۱۱۹](۲۰۰۳) و اعتباریان و همکاران( ۱۳۹۰) مطابقت دارد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:23:00 ق.ظ ]




احتمال وقوع توفان تندری

 

۲/۶۳ درصد

 

 

 

۴

 

کمتر از ۳-

 

احتمال وقوع تورنادو

 

۹/۱۳ درصد

 

 

 

با توجه به جدول بالا تنها در ۵/۲ درصد مواقع فصل بهار و تابستان انتظار پایداری جو در منطقه آذربایجان وجود داشته است. اگر مقادیر این شاخص بین ۱ تا ۳ باشد، احتمال ناپایدار بودن شرایط جوی وجود دارد، همچنان که در جدول (۴-۱-۱) پیدا است در ۳/۲۰ درصد مواقع ناپایداری متوسط بوده و احتمال وقوع رگبار وجود دارد. اگر شاخص شوالتر بین ۱ و ۳- باشد احتمال ناپایداری شدیدتر می‌شود که با توجه به جدول (۴-۱-۱) از داده‌های ایستگاه تبریز مشخص است در ۲/۶۳ درصد مواقع احتمال ناپایداری شدید بوده و احتمال وقوع توفان تندری وجود داشته و سرانجام اگر شاخص شوالتر کمتر از ۳- باشد شدت ناپایداری به حدی خواهد رسید که احتمال توفان تندری در حد تورنادو وجود خواهد داشت که در ایستگاه تبریز شاخص شوالتر به دست آمده آن ۹/۱۳ درصد بوده و می بایست با توجه به این شاخص انتظار وقوع تورنادو را داشته باشیم ، اما ازنظر هواشناسان محلی در منطقه آذربایجان نبایست انتظار وقوع تورنادو را داشت و بهتر است به جای آن در پیش‌بینی‌ها این شاخص تجدید نظر کرد و بجای آن از اخطاریه توفان تندری شدید یاد کرد که توفان تندری به صورت بصری و یا توسط رادارهای داپلری قابل مشاهده باشد که در این صورت باید برای مقابله با رعدوبرق، باد و باران‌های شدید و دانه‌های بزرگ تگرگ را بایستی انتظار داشته باشیم.
پایان نامه - مقاله - پروژه
جدول ۴-۱-۲ میانگین ماهانه شاخص SI در ماه‌های گرم سال ایستگاه تبریز دوره آماری (۱۹۹۰-۲۰۱۴)

 

 

ماه‌های گرم سال

 

آوریل

 

می

 

ژوئن

 

جولای

 

اوت

 

سپتامبر

 

 

 

میانگین ماهانه شاخص SI برای ایستگاه تبریز

 

۶۸/۰

 

۰۵/۰-

 

۰۲/۰

 

۸۳/۰-

 

۴۶/۰-

 

۰۸/۰-

 

 

 

تصویر نمودار(۴-۱) میانگین شاخص شوالتر ایستگاه تبریز در ماه های گرم سال دوره آماری(۱۹۹۰-۲۰۱۴)
از میانگین گیری ماهانه شاخص‌ها که در جدول (۴-۱-۲) آمده است پیداست که ماه جولای دارای کمترین مقدار میانگین ماهانه شاخص شوالتر ۸۳/۰- سلسیوس که احتمال وقوع توفان تندری وجود دارد است و بیشترین مقدار میانگین ماهانه به ماه آوریل برمی‌گردد که مقدار آن ۶۸/۰ در حیطه وقوع ریزش‌های رگباری به سر می‌برد و در کل میانگین شاخص مذکور ۱۲/۰-سلسیوس است که با در نظر گرفتن درصد برخورداری ۲/۶۳ درصدی در ردیف سوم این شاخص شرایط مناسبی را برای پیش‌بینی بارش‌های همرفتی را به خود اختصاص داده است.
۴-۱-۲ یافته‌های شاخص SWEAT
که هر چه مقدار این شاخص بیشتر شود شدت توفان های تندری افزایش می یابد بر طبق جدول (۴-۲-۱) از داده‌های به دست آمده ایستگاه جو بالا تبریز برای شاخص SWEAT نتایج زیر کشف و به آن‌ها اشاره می‌شود.
جدول ۴-۲-۱ مقادیر شاخص SWEAT برای ایستگاه جو بالای تبریز دوره آماری (۱۹۹۰-۲۰۱۴)

 

 

ردیف

 

ارزش شاخص ناپایداری

 

احتمال وقوع توفان تندری

 

درصد شاخص SWEAT ایستگاه تبریز

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:23:00 ق.ظ ]




مرحله نخست: آماده سازی درس
در مرحله ی نخست معلم درس را می خواند و فعالیت های زیر را انجام می دهد:
۱٫اهداف یا هدف درس را معین می کند.
۲٫رابطه بین محتوای درس با یادگرفته های پیشین دانش آموزان را تعیین می کند.
۳٫مسئولیت دانش آموزان را برای تمرین و یادگیری معین می کند.
پایان نامه - مقاله - پروژه
مرحله دوم: ارئه درس:
معلم در مرحله دوم مفاهیم و مهارت طرح شده در غالب اهداف درس ر ا متوجه قرار می دهد.او در مرحله دوم عموما به صورت زیر عمل می کند.
۱٫مفهوم جدید را شرح می دهد.
۲٫گام های دستیابی به مهارت را معین می کند.
۳٫ابزار های کمک آموزشی مناسب را تدارک می بیند.
مرحله سوم :تمرین منظم:
در مرحله ی حاضر،تمرینی که دانش آموز انجام می دهند به دستورالعمل معلم وابسته است.
۱٫معلم،دانش آموزان را بر اساس گام هایی که در مرحله شماره ۲ اشاره کرده است ،هدایت می کند.
۲٫او لغزش های دانش آموزان را تصحیح و پیشرفت های آنان را مورد تمجید قرار می دهد.
۳٫اصول کار گروهی برای رسیدن به اهداف درس را مشخص می سازد.
مرحله چهارم:تمرین هدایت شده
هر اندازه که اطلاعات و تبهر دانش آموز بیشتر شود از میزان وابستگی او به معلم کاسته می شود. در این مرحله کار معلم هدایت برنامه های نیمه مستقل دانش آموزان است.دانش آموزان برای اجرای دستورات معلم تلاش می کنند و معام تلاش می کند تا اقدامات زیر را انجام دهد:
۱٫تدارک تمرین های مناسب.
۲٫بازنگری تمرین ها.
۳٫تدارک بازخوردهای اصلاحی و تقویتی.
مرحله پنجم:تمرین مستقل
معلم تا مرحله پنجم دانش آموزان را با دو مرحله وابسته به معلم و نیمه مستقل برای دستیابی به مهارت و یادگیری مفاهیم پیش برده است.در مرحله پنجم روش تدریس حاضر است،معلم فعالیت های زیر را انجام می دهد:
.برای فعالیت های مستقل یادگیری در کلاس و منزل تکلیف تعیین می کند.یافته های دانش آموزان را بررسی می کند و بازخورد های لازم را رائه می دهد.
ب: سوابق پژوهشی (پیشینه داخلی و خارجی)

پیشینه تحقیق

 

تحقیقات انجام شده در داخل کشور

ایوبی(۱۳۷۷) پژوهشی با عنوان«مقایسه یادگیری های مشارکتی و یادگیری سنتی (متداول) بر پیشرفت تحصیلی و حرمت خود دانش آموزان دختر پایه سوم متوسطه رشته علوم انسانی منطقه ده شهر تهران» انجام داد. این تحقیق بر روی ۴۶ دانش آموز دختر سال سوم دبیرستان صورت گرفت. نتایج بدست آمده حاکی از آن است که یادگیری مشارکتی بیشتر از یادگیری سنتی موجب افزایش پیشرفت تحصیلی می شود. علاوه بر آن یادگیری مشارکتی در مقایسه با یادگیری سنتی موجب افزایش حرمت خود دانش آموزان سه گروه آزمایشی گردیده است.
مبین(۱۳۷۷ )پژوهشی با عنوان «تاثیر روش یادگیری مشارکتی و یادگیری انفرادی بر پیشرفت تحصیلی زبان انگلیسی دانش آموزان پسر سال سوم راهنمایی منطقه آموزش و پرورش بخش انار» از توابع رفسنجان انجام داد که این نتایج به دست آمد. پیشرفت تحصیلی دانش آموزانی که با روش یادگیری مشارکتی به یادگیری پرداخته بودند بیشتر از دانش آموزانی بود که با روش انفرادی به یادگیری پرداخته بودند همچنین در این تحقیق مشخص شد که در پیشرفت تحصیلی در تلفظ انگلیسی بین دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری وجود نداشت(اکبری، ۱۳۷۸).
کنعانی، ۱۳۷۸ به «بررسی تاثیر روش تدریس مشارکتی در مقایسه با آموزش سنتی (سخنرانی) بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر پایه اول متوسطه شهرستان رشت» پرداخت. این پژوهش بر روی ۱۰۰ نفر (۵۰ دختر و ۵۰پسر) از دانش آموزان انجام گرفت. نتایج بدست آمده نشان داد که یادگیری مشارکتی بیشتر از یادگیری سنتی موجب افزایش پیشرفت تحصیلی دانش آموزان می شود. همچنین یاگیری مشارکتی تاثیر یکسانی بر پیشرفت پسران و دختران دارد به علاوه دانش آموزان قوی- متوسط- ضعیف به یک میزان از یادگیری سود می برند(فقیهی، ۱۳۸۱).
خوشبخت (۱۳۸۰ )تحت عنوان «تاثیر آموزش به روش مشارکتی و انفرادی بر یادگیری و یادآوری آزاد دانش آموزان دختر کلاس اول دبیرستان» انجام گرفته است. هدف این پژوهش بررسی تاثیر آموزش به روش مشارکتی بر یادگیری و یادآوری دانش آموزان بود. به طور کلی این تحقیق حاکی از برتری روش آموزش مشارکتی اسکریپتی بود(اردلان، ۱۳۸۳).
امین زاده تبریزی( ۱۳۸۲) پژوهشی تحت عنوان «تاثیر یادگیری مشارکتی در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری در درس ریاضی و خواندن دانش آموزان ناحیه ۳ آموزش و پرورش شهر کرج» توسط امین زاده تبریزی در سال تحصیلی ۸۲-۱۳۸۱ انجام شده است که فرضیه های پژوهش عبارتند از:
۱_ آموزش از طریق روش مشارکتی به دانش آموزان دچار اختلال یادگیری در خواندن به افزایش پیشرفت تحصیلی این دانش آموزان در درس خواندن (قرائت فارسی) منجر می شود.
۲_ آموزش از طریق روش مشارکتی به دانش آموزان دچار اختلال یادگیری در حساب به افزایش پیشرفت تحصیلی این دانش آموزان در درس ریاضی منجر می شود.
جامعه مورد مطالعه در این پژوهش شامل تمام دانش آموزان دچار اختلال یادگیری در خواندن و حساب مدارس ابتدایی شهرستان کرج بود و گروه نمونه ای شامل ۶۴ نفر از ناحیه ۳ آموزش و پرورش شهرستان کرج ( انتخاب این ناحیه به شکل تصادفی از بین ۴ ناحیه بوده است ) به عنوان نمونه در دسترس انتخاب شدند. نتایج بررسی آماری نمره های پیش آزمون و پس آزمون گروه های آزمایش و گواه نشان داد که پس از آموزش فوق، تفاوت معناداری بین نمره های گروه ها وجود دارد. یعنی آموزش به روش مشارکتی منجر به افزایش پیشرفت تحصیلی گروه های آزمایشی شده و فرضیه پژوهش مورد تایید قرار گرفته است(بذرگری، ۱۳۸۲).
قلتاش(۱۳۸۳) پژوهشی تحت عنوان «بررسی تاثیر یادگیری مشارکتی بررشد مهارتهای اجتماعی دانش آموزان پسر پایه پنجم ابتدایی شهر کره ای در سال تحصیلی ۸۳-۱۳۸۲ »انجام داده که به این نتیجه رسیده است که اجرای روش یادگیری مشارکتی نمره میانگین مهارتهای اجتماعی گروه آزمایش به نحو قابل ملاحظه ای افزایش یافت. به عبارتی بررسی مولفه ها به صورت جداگانه کاملا مشهود بوده است. از طرف دیگر نمره میانگین گروه آزمایش و گواه در پیش آزمون تقریبا یکسان بوده و مهارتهای اجتماعی دانش آموزان پسر ابتدایی پایه پنجم موثر بوده است.
قهرمانی(۱۳۸۷) پژوهشی تحت عنوان «تاثیر روش یادگیری مشارکتی با تاکید بر روش جیگ ساو بر رشد مهارتهای اجتماعی دانش آموزان پسر پایه دوم راهنمایی شهر کوه سبز در سال تحصیلی ۸۷-۱۳۸۶» انجام داده که به این نتیجه رسیده است که بکارگیری شیوه تدریس جیگ ساو تاثیر مثبت به روی بهبود مهارتهای اجتماعی دانش آموزان داشته است.
شکاری کاشانی، زهرا. (۱۳۸۸). بررسی تاثیر روش تسلط آموزی بر میزان یادگیری شیمی دانش آموزان ضعیف پایه دوم دبیرستان و مقایسه آن با روش متداول آموزشی در شهرستان کرج. پایان نامه کارشناسی ارشد رشته آموزش شیمی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی تهران.
مرادی، سیما. (۱۳۹۲). بررسی اثر بخشی روش تدریس درحد تسلط بر پیشرفت تحصیلی، خودپنداره و انگیزش پیشرفت دانش آموزان پایه ششم شهر بندرعباس. پایان نامه کارشناسی ارشد تحقیقات آموزشی دانشگاه هرمزگان.
پیشینه خارجی

تحقیقات انجام شده در خارج کشور

تحقیقات انجام شده نشان داده اند که یادگیری مشارکتی موجب تقویت حس همکاری، افزایش شوق به یادگیری و احساس مسئولیت فردی و گروهی، پرورش روحیه انتقادگری و انتقادپذیری، تقویت قدرت گوش دادن، بهبود روابط عاطفی، افزایش اعتماد، احترام متقابل، تقویت حس وظیفه شناسی، رشد مهارت های کلامی، کاهش اضطراب، تقویت مهارت های خود رهبری و کاهش وابستگی دانش آموزان به معلم گردیده (الیزابت کوهن،۱۹۹۵؛هانگ،۲۰۰۱؛فارل،۱۹۹۹؛رونالد،۱۹۹۷). و در نتیجه زمینه های مناسبی را برای رشد مهارت های اجتماعی دانش آموزان فراهم سازد. زیرا هر یک از این اثرات در واقع نوعی مهارت اجتماعی است که حاصل اجرای روش یادگیری مشارکتی است.
در زمینه ترکیب اعضای گروه از نظر ویژگی مانند نژاد، زبان، فرهنگ، روابط عاطفی، میزان توافق شاگردان با یکدیگر و پیشرفت تحصیلی دیدگاه های مختلفی مطرح شده است که بیشتر دیدگاه ها بر ناهمگونی اعضای گروه مشارکتی تاکید کرده اند. تحقیقات کاگان حاکی از این بود که مطلوب ترین اندازه گروهی ۴ نفر است(کاگان،۱۹۹۸).
نظرگاه های ارائه شده و تحقیقات انجام شده نشان داده اند که یادگیری مشارکتی موجب تقویت حس همکاری، افزایش شو به یادگیری و احساس مسئولیت فردی و گروهی، پرورش روحیه انتقادگری و انتقادپذیری، تقویت قدرت گوش دادن، بهبود روابط عاطفی، افزایش اعتماد، احترام متقابل، تقویت حس وظیفه شناسی، رشد مهارت های کلامی، کاهش اضطراب، تقویت مهارت های خود رهبری و کاهش وابستگی دانش آموزان به معلم گردیده(الیزابت کوهن،۱۹۹۵؛ هانگ،۲۰۰۱؛ فارل،۱۹۹۹؛ رونالد، ۱۹۹۷). و در نتیجه زمینه های مناسبی را برای رشد مهارت های اجتماعی دانش آموزان فراهم سازد. زیرا هر یک از این اثرات در واقع نوعی مهارت اجتماعی است که حاصل اجرای روش یادگیری مشارکتی است.
در زمینه ترکیب اعضای گروه از نظر ویژگی مانند نژاد، زبان، فرهنگ، روابط عاطفی، میزان توافق شاگردان با یکدیگر و پیشرفت تحصیلی دیدگاه های مختلفی مطرح شده است که بیشتر دیدگاه ها بر ناهمگونی اعضای گروه مشارکتی تاکید کرده اند. تحقیقات کاگان حاکی از این بود که مطلوب ترین اندازه گروهی ۴ نفر است(کاگان،۱۹۹۸).
زیسک(۱۹۹۸) در پژوهشی در مورد تاثیر یادگیری مشارکتی بر روی خودپنداره تحصیلی و پیشرفت تحصیلی درس شیمی دانش آموزان دبیرستانی، نتیجه گرفت که یادگیری مشارکتی تاثیر مثبتی روی مفهوم خود تحصیلی در درس شیمی دانش آموزان دبیرستانی دارد(به نقل میرزاخانی،۱۳۸۴).
یادگیری مشارکتی یکی از قابل توجه ترین و حاصلخیزترین حوزه تئوری، تحقیق و عمل در آموزش و پرورش می باشد. یادگیری مشارکتی زمانی که به دانش آموزان با یکدیگر جهت رسیدن به اهداف مشترک کار می کنند به وجود می آید(جانسون و جانسون، ۱۹۹۹). استفاده گسترده از یادگیری مشارکتی به طور واضح مبتنی بر چند عامل است سه مورد از مهمترین عوامل این است که یادگیری مشارکتی به طور مستقیم مبتنی بر تئوری است، به وسیله تحقیقات تایید شده است. و با روش های روشنی به صورت عملیاتی در آمده است که معلمان بتوانند از آنها استفاده نمایند(جانسون و جانسون و ماری استام ۲۰۰۰، ترجمه قلتاش، ۱۳۸۳).
تحقیقات انجام شده در دانشگاه هاروارد نشان می دهد که گروه های یادگیری زمانی موثرند که هریک از اعضای وظایف خود را قبل از ورود به کلاس درس انجام داده باشند واین امر به مسئولیت پذیری اعضای گروه وابسته است(گاردنر و جولر،۲۰۰۰).
جمع بندی
جانسون و همکاران در مقاله ای تحت عنوان روش های یادگیری مشارکتی بر این نکته تاکید می ورزند که یادگیری مشارکتی به روش خاصی محدود نمی شود، بلکه مجموعه وسیعی از روشها را شامل می گردد که از طریق آنها هر معلمی می تواند متناسب با شرایط، موقعیت و فلسفه خود شکلی از آن را مورد استفاده قرار دهد. به نظر آنها پشتوانه نظری، تجربی و اجرایی، یادگیری مشارکتی را در حال حاضر به الگویی قدرتمند تبدیل کرده است(جانسون و همکاران،۲۰۰۰)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:23:00 ق.ظ ]




۱۹

 

۱۸

 

 

 

فرهنگی

 

۲۶

 

۲۵

 

 

 

اجتماعی

 

۲۰

 

۱۹

 

 

 

ادبی

 

۱۷

 

۱۶

 

 

 

جمع

 

۱۰۶

 

۱۰۰

 

 

 

نگاهی به پیشینه برگزاری جشنواره کتاب سال استان
قبل از طراحی واجرای این برنامه ، هیچ جشنواره ای در زمینه انتخاب کتاب در استان کرمان برگزار نشده است. طی ده سال قبل از این برنامه (یعنی از سال ۱۳۶۲)
جایزه ی کتاب سال ایران طراحی ودر سطح ملی از سوی وزارت فرهنگ ارشاد اسلامی برگزار شده است. ساز وکار کلی جشنواره استانی کتاب نیز برگرفته از مقررات وضوابط جایزه ملی کتاب سال ایران می باشد.
جوایز کتاب سال کشور طی سال های اخیر
۱- جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران
از سال ۶۲ در ۱۱ بخش طراحی واجرا شد. از سال ۷۲ به صورت بین المللی وبا عنوان جایزه جهانی کتاب سال جمهوری اسلامی از سوی وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی برگزار شده است.
۲- جایزه ادبی جلال آل حمد
براساس مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی از سال ۱۳۸۵ مقرر شد به صورت سالانه برگزار گردد وکتاب های حوزه ادبیات که برای نخستین بار منتشر شده باشند، مورد ارزیابی قرار گیرد. اولین دوره این جایزه آذر ۸۷ برگزار و تاکنون ۵ دوره آن اجرا شده است. جوایز نفرات هر یک از رشته ها نشان ادبی و ۱۱۰ سکه بهار آزادی است .
پایان نامه
۳- جایزه ادبی پروین اعتصامی
از سال ۱۳۸۳ کلید خورده و هر ساله در ۲۵ اسفند ماه زاد روز پروین اعتصامی برگزار شده است .این جشنواره به ارزیابی کتاب های بانوان کشور در ۵ شاخه: ادبیات پژوهشی، ادبیات نمایشی ، ادبیات کودک و نوجوان ، داستان وشعر اختصاص دارد.
۴- جایزه کتاب فصل
از سال ۸۶ به صورت فصلی ( هر ساله) برگزار و تاکنون ۲۳ دوره را پشت سرگذارده است. این جایزه در بخش های علوم اجتماعی ، علوم کاربردی ، علوم خاص، فلسفه ، روان شناسی، دین ، ادبیات ، کودک ونوجوان ، تاریخ وجغرافیا و کلیات ، برگزیدگان خود را شناسایی می کند .
۵- جایزه نقد کتاب
این جایزه هر سال اواخر پاییز با ۱۳ موضوع پیرامون نقد کتاب در محل سرای اهل قلم برگزار می شود و تاکنون ۹ دوره را ، پشت سرگذاشته است .
۶- جایزه ادبی گام اول
از سال ۸۵ به منظور معرفی و تشویق کتاب اولی ها در ۳ موضوع شعر، داستان و دین برگزار می شود. تاکنون ۶ دوره آن برگزار و دوره چهارم آن به میزبانی کرمان اجرا شد.
۷- جایزه کتاب خلیج فارس : نخستین دوره این جایزه در بهار سال۹۰ برگزار شد و به صورت دو سالانه است. این جایزه در بخش های تاریخ ، جغرافی ، شعر ، داستان ، پایان نامه در موضوع خلیج فارس به انتخاب آثار وافراد برتر می پردازد.
۸- جایزه کتاب و رسانه برتر
تاکنون بیست دوره آن برگزار وبه انتخاب کتاب های برتر در موضوع رسانه می پردازد .
۹- جایزه کتاب رسانه ملی
توسط صدا وسیمای جمهوری اسلامی تاکنون ۵ دوره آن برگزار شده است .
همچنین جوایز ادبی دیگری نیز در سطح استان و کشور در حال برگزاری است که در این بخش مجالی برای پرداختن به آن، فراهم نیست.
این جوایز،در مجموع نقش وتاثیری غیر قابل انکار، در ترویج فرهنگ کتاب وکتاب خوانی و ارتقای سطح فرهنگ عمومی جامعه داشته ودارد واستمرار این حرکت فیاض وبالنده می تواند به جریان توسعه فرهنگی ایران اسلامی، به نیکویی ، یاری رساند.
این جوایز همچنین بر سطح رقابت موجود در میان پدید آورندگان آثار وصاحبان ایده های برتر، می افزاید وباعث رشد کیفی شگرد ها وتکنیک های تالیف وترجمه می شود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:22:00 ق.ظ ]




انسان برای حل مسائل خود راه حل‌ها احتمالی ارائه می‌دهد و سپس به گردآوری اطلاعات مورد نیاز می‌پردازد تا تعیین کند که آیا راه حل های پیشنهادی صحیح هستند یا خیر. این گونه حدس ها، پیش فرض‌ها یا گمان ها که درباره تفاوت‌ها، روابط یا علل احتمالی وقوع حوادث ارائه می‌شوند، فرضیه نامیده می‌شوند. نقش فرضیه در پژوهش علمی عبارت است از پیشنهاد تبیین‌هایی برای برخی از واقعیت‌ها و هدایت پژوهشگران (دلاور،۱۳۸۳).
پایان نامه - مقاله - پروژه
روش تحقیق این تحقیق از نظر ماهیت و محتوا از نوع همبستگی است که با بهره گرفتن از داده‌های ثانویه مستخرج از صورت‌های مالی شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به تحلیل رابطه‌ی همبستگی می‌پردازد. انجام این پژوهش در چهارچوب استدلال قیاسی – استقرایی صورت خواهد گرفت. علّت استفاده از روش همبستگی کشف روابط همبستگی بین متغیر‌ها است. تحقیق همبستگی یکی از انواع تحقیقات توصیفی است. در پژوهش حاضر ابتدا همبستگی بین متغیرهای پژوهش را مورد آزمون قرار داده و در صورت وجود همبستگی بین متغیرهای پژوهش اقدام به برآورد مدل‌های رگرسیونی چندگانه خواهد شد. از سوی دیگر پژوهش حاضر از نوع پس رویدادی (نیمه تجربی) است، یعنی بر مبنای تجزیه و تحلیل اطلاعات گذشته و تاریخی (صورت‌های مالی شرکت‌ها) انجام می‌گیرد. همچنین این پژوهش از نوع مطالعه ای کتابخانه ای و تحلیلی – علّی می باشد. پژوهش ازحیث هدف کاربردی و از حیث روش توصیفی- همبستگی قلمداد میشود. در این تحقیق وجود رابطه بین عکس العمل بازار سهام نسبت به انتشار اعلامیه‌های سود تقسیمی شرکت‌ها مورد آزمون همبستگی قرار میگیرد. بر این اساس، تحقیق مبتنی بر تحلیل داده های کمّی است. از نظر هدف این پژوهش جزو پژوهش‌های کاربردی محسوب می‌شود. پژوهش‌های کاربردی، پژوهش‌هایی هستند که با بهره گرفتن از نتایج تحقیقات بنیادی به منظور بهبود و به کمال رساندن رفتارها، روش‌ها، ابزارها، وسایل، تولیدات، ساختارها و الگوهای مورد استفاده جوامع انسانی انجام می‌شود. همچنین پژوهش‌های کاربردی پژوهش‌هایی هستند که نظریه‌ها، قانونمندی‌ها، اصول و فنونی که در تحقیقات پایه تدوین می شوند را برای حل مسائل اجرایی به کار می‌گیرد.
با عنایت به موارد بالا، رابطه مورد انتظار بین عکس العمل بازار سهام نسبت به انتشار اعلامیه‌های سود تقسیمی شرکت‌ها در قالب فرضیه هایی به شرح زیر صورت‌بندی گردید:
۱- بین نقد شوندگی سهام و اعلامیه‌های سود نقدی رابطه معناداری وجود دارد.
۲- بین بازده قیمتی سهام و اعلامیه‌های سود نقدی رابطه معناداری وجود دارد.
۳- بین بازده نقدی سهام و اعلامیه‌های سود نقدی رابطه معناداری وجود دارد.
۴- بین بازده کل سهام و اعلامیه‌های سود نقدی رابطه معناداری وجود دارد.
۵- بین تفاضل بازده قیمتی سهام با میانگین بازده‌ها و اعلامیه‌های سود نقدی رابطه معناداری وجود دارد.

۳-۳معرفی مدل های تحقیق

مدل اوّل مربوط به فرضیه اوّل:

مدل دوّم مربوط به فرضیه دوّم:

مدل سوّم مربوط به فرضیه سوّم:

مدل چهارم مربوط به فرضیه چهارم:

مدل پنجم مربوط به فرضیه پنجم:

۳-۴متغیرهای تحقیق و تعاریف عملیاتی متغیرها

اوّلین گام برای آزمون فرضیه‌های تحقیق، ارائه تعریف دقیق و مناسبی از متغیرهایی است که امکان اندازه‌گیری خصوصیات مورد توجّه تحقیق را میّسر سازند. متغیرهای مورد استفاده در این تحقیق به منظور آزمون فرضیه‌ها، به متغیرهای مستقل که در این‌جا سود تقسیمی هر سهم است و متغیر وابسته که در این‌جا بازده غیرعادی و حجم معاملات سهام شرکت است، تقسیم می‌شوند.
متغیرهای این پژوهش به سه گروه طبقه بندی می شود:

 

        1. متغیرهای مستقل:

       

       

 

    • نقد شوندگی سهام شرکت i در سال t.

 

    • بازده قیمتی سهام شرکت i در سال t.

 

    • بازده نقدی سهام شرکت i در سال t.

 

    • بازده کل سهام شرکت i در سال t.

 

    • تفاضل بازده قیمتی سهام با میانگین بازده‌های شرکت i در سال t.

        1. متغیر وابسته

       

       

 

    • اعلامیه‌های سود نقدی شرکت i در سال t.

        1. متغیرهای کنترلی

       

       

 

    • بازده غیر عادی شرکت i در سال t.

 

    • نسبت قیمت سهام به سود شرکت i در سال t.

 

    • نسبت قیمت به ارزش بازار سهام شرکت i در سال t.

 

    • ریسک سیستماتیک شرکت i در سال t.

 

تعاریف عملیاتی متغیرها:
متغیرهای مستقل:
نقد شوندگی سهام (  ):

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:22:00 ق.ظ ]




(فردوسی ، ۱۳۷۳ ، ج۸،ب: ۲۶۱۳: ۲۰۵)
۲۲۴ ) بهترین ویژگی زنان از نظر فردوسی:
از دیدگاه فردوسی بهترین زنان آنانی هستند که در خشنودی شوهران خود تلاش می‌کنندو این دیدگاه خواستگاهی دیرینه در فرهنگ ایران گذشته دارد:
«بهیــــن زنان جــهان آن بود کز او شوی همواره خندان بود»
(فردوسی ، ۱۳۷۳ ، ج۷،ب: ۲۲۵۲: ۴۳۳)
یا در جای دیگر:
«به سه چیـــز باشد زنان را بهـــی که باشــــــــند زیبای گاه مهی
یکی آنکه با شرم و‌با‌خواسته است که جفتش بدو خانه آراسته است
دگــــــــر آنکه فرخ پسر زآید او  زشوی خجســــــته بیافزآید او
سه دیگـــــر که بالا و رویش بود به پوشـــیدگی نــیز مویش بود»
(فردوسی ، ۱۳۷۳ ، ج۹،ب: ۵۳۲: ۲۸۷)
هرچند فردوسی در جای دیگر بین پسر و دختر فرقی نمی‌گذارد:
«چو فــــرزند را باشد آیین وفر گرامی به دل بر چه ماده، چه نر»
(فردوسی ، ۱۳۷۳ ، ج۱،ب: ۱۷۶: ۹۰)
یا:
«چو ناسفته گوهر سه دخترش بود  نبودش پسر، دختر افسرش بود»
(فردوسی ، ۱۳۷۳ ، ج۱،ب: ۱۴۰: ۸۷)
۲۲۵ ) رایزنی با زنان در شاهنامه:
از برخی سروده‌های فردوسی چنین بر‌می‌آید که در اجتماع نمی‌توان زنی رایافت که طرف مشورت قرار گیرد ، لذا شرکت آنان در مسا‌یل اجتماعی لطمه‌ای جبران ناپذ‌یر بر پیکر جامعه وارد می‌سازد:
«همی‌خواست د‌یدن در راستی ز کار زن آید همی کاســـتی»
(فردوسی ، ۱۳۷۳ ، ج۳،ب: ۴۸۳: ۳۴)
یا:
«که پیش زنان راز هرگــــز مگوی چو گویی سخن ، باز یابی به کوی»
(فردوسی ، ۱۳۷۳ ، ج۶،ب: ۲۳: ۲۱۸)
یا:
«بدو گفت کز مـــردم ســـــرفراز نز یبد که با زن نشینــــــد به راز»
(فردوسی ، ۱۳۷۳ ، ج۶،ب: ۴۵۶: ۲۴۵)
یا:
«دگر بشـــــکنی گـردن آز را نگویی به پیــش زنان راز را»
(فردوسی ، ۱۳۷۳ ، ج۷،ب: ۴۸۰: ۱۸۲)
ادبیات، آینه‌ی فرهنگ مردم در هر دوران است و فردوسی در این ابیات تردید خود را نسبت به راز‌داری زنان ؛ بنا به تجارب اجتماعی و دریافت‌های شخصی خود؛ ابراز داشته است. طبیعی است پذیرش این دیدگاه که شاعر در هر دوره ، طرفداران و مخالفان خاص خودش را دارد. به هر روی او نه به عنوان یک پیامبر بلکه به عنوان یک شاعر به ابراز دیدگاه‌های خاص خود پرداخته است که منطبق با اوضاع اجتماعی و باورهای عمومی دوران زندگی اوست.روشن است که اگر حقوقی برای زن در ابیات و آثار شاعر هست و نیست بر گرفته و تاثیر پذیرفته از دیدگاه روزگار اوست .
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
۲۳ ) زنان بزرگ شاهنامه:
در شاهنامه از سی‌و‌دو زن با نام و نشان یاد شده‌است. از عده‌ای دیگر از زنان سرشناس نیز در شاهنامه یاد می‌شود بدون این‌که نام‌شان آورده شود، چون مادر سیاوش ، زن کاووس شاه یا زنان بهرام‌گور ، زن سام ، مادر زال و از سه زن جادو صفت نیز در این اثر سترگ یاد می‌شود: زن جادوگر همدست سودابه، زن جادو در هفت خوان رستم و زن جادو در هفت خوان اسفندیار.
فردوسی در شاهنامه ، از‌زنان فرزانه و چاره‌گر و سیاست پیشه و بلندمرتبه سخن می‌گوید که هر‌یک به نوبه‌ای با وارد شدن در ماجرایی خطیر ، نقش‌های مهمی در دوران حیات شاهان و قهرمانان شاهنامه ایفا می‌کنند. دسته‌ای از زنان شاهنامه از شاهزادگان هستند و دیگرانی به جایگاه پادشاهی رسیده‌اند. گروهی بزرگ‌زاده‌اند و برخی دهقان‌نژاد. دسته‌ای آریایی و بویژه ایرانی و نژاده‌اند و دیگرانی بیگانه‌اندکه زنان پلید شاهنامه بیشتر از میان این دسته‌اند .در زیر به بررسی مثال‌هایی از این قبیل می‌پردازیم:
۲۳۱ ) فرانک:
«زنی بود آرایـــش روزگـار درختـی کزو فرّ شاهی به بار
فرانک بدش نام‌و‌فرخنده بود به مهر فریدون دل آکنده بود
چو آگاهی شوی بشـنود زن زبی دادها ، بر ســرش آمدن
روان‌،‌داغ دل‌ ،‌خسـته روزگار همی‌رفت پویان سوی‌مرغزار»
(فردوسی ، ۱۳۷۳ ، ج۱،ب: ۱۲۳: ۵۸)
«در شاهنامه ، از دیدگاه و ارج زنان ، فرانک دارای مقام والایی است . شیر زنی است که در سخت‌ترین شرایط پسر خود را از گزند ضحاک حفظ می‌کند تا بیگانگان از خاک ایران بیرون شوند . با دلیری به هنگامی که پسرش آهنگ میدان پیکار می‌کند بدرودش می‌گوید . شوهرش و دوستانش و آزادیش را بر سر این کار می‌نهد بی آنکه متأسف باشد ، و اینکه به آرزویش رسیده ، آزادی و آزادگی به میهنش و مردمش باز‌گشته و بنیان بیدادگری وخوف و هراس بر‌افتاده ، شادمانی می‌کند و آنچه وی را دارایی است به بینوایان پنهانی می‌بخشد و نیمی دیگر را که مقادیر قابل توجهی است به پسر ، یعنی به خزانه کشور می‌بخشد و بزرگان را تحریض و ترغیب می‌کند تا چنین کنند.» (رضی‌، ۱۳۸۱: ۱۷۰ ) .
«وزآن پس بر آن‌کس که بـودش نیاز همی داشـت روز بـدِ خـویـــش راز
نـهانش نــوا کــرد و کـسرا نگفت هـمان را از او داشــت انــدر نـهفت
یکی هفته زین گـونه بخشــید چیز چنان شـد که درویش نشنـاخت نــیز
دگر هــفته مـر بـزم را کــرد سـاز مهــان را کـه بـودند گـردن فـــــراز
بیاراسـت چون بوستان خان‌خویش مهان را هـمه کــرد مـهمان خــویش
وز آن پـس همه گــنج آراســـته فــراز آوریــده نهـان خـــواستــــه
همه گـنج هــا را کشــادن گرفت نهاده هـــــمه رای دادن گـــرفــت

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:22:00 ق.ظ ]




  • سرعت در اجرا و مشاهده سریع نتایج

 

  • صحت اجرای آزمایش و عدم وجود خطاهای وارده در طراحی و اجرا

 

  • قابلیت تکرار

 

۲-۸ مواضع نظریه پردازان در مورد انجام آزمایش
الف) نظریه کارکرد گرایی
پیوند گرایی یکی از مفاهیم نظریه کارکرد گرایی می باشد که ثراندایک[۵۵] آن را مطرح نمود. ثراندایک تداعی بین تاثیرات حسی[۵۶] و تکانه های عمل[۵۷] را اتصال[۵۸] یا پیوند[۵۹] نامید. این معرف نخستین کوشش های رسمی برای ربط دادن رویدادهای حسی به رفتار است. علاقه ثراندایک نه تنها معطوف به شرایط محرک و تمایل به عمل، بلکه متوجه چیزی بود که محرک و پاسخ را به هم پیوند می دهد. او معتقد بود که این دو به وسیله یک رابط عصبی به هم متصل می شوند. نظریه پیوندگرایی به رابطه عصبی بین محرک (s) و پاسخ ® اشاره می کند. برای ثراندایک اساسی ترین شکل یادگیری، یادگیری از راه کوشش و خطا[۶۰]، یا آنچه او در اصل گزینش و پیوند می نامید بود. به عقیده ثراندایک یادگیری افزایشی[۶۱] است نه بینشی[۶۲]. به عبارت دیگر، یادگیری در گامهای منظم بسیار کوچک رخ می دهد نه در پرشهای بزرگ. ثراندایک می گفتاگر یادگیری از راه بینش رخ دهد منحنی نشان خداهد داد تا وقتی یادگرنده هنوز چیزی یادنگرفته است، زمان مورد نیاز برای رسیدن به راه حل مسئله همچنان زیاد و نسبتا ثابت است اما در لحظه ای که یادگیرنده نسبت به مساله بینش کسب می کند منحنی با سرعت زیاد پایین می آید و تا پایان آزمایش یکنواخت باقی می ماند( مستور، ۱۳۹۰).
پایان نامه - مقاله - پروژه
ب)نظریه رفتارگرایی
سیدنی پرسی[۶۳] در سال ۱۹۲۵ متوجه شد که دانش آموزان می توانند با بهره گرفتن از دستگاه بسیار ساده که برای امتحانات و ارزشیابی ساخته بود، با سرعت متناسب با توانایی خود آموزش ببینند که این نقطه آغاز آموزش ماشینی بود. اسکینر[۶۴] یکی از نظریه پردازان رفتارگرایی به حساب می آید. علاقه اصلی او پیوند دادن یافته های آزمایشگاهی به حل مسائل انسانی بود.
اسکینر دستگاهی به نام ماشین تدریس ساخت که می توانست مطالب درسی را قدم به قدم به صورت ساده به دانش آموزان ارائه دهد. آموزش برنامه ای شیوه ای برای نوشتن درس ها بر اساس نظریه های رفتارگرایی به حساب می آمد(احمدی، ۱۳۹۱).
۲-۹ رابطه انجام فعالیت های آزمایشگاهی با یادگیری
هدف آموزش علوم، تنها انتقال یافته های علمی به دانش آموزان نیست بلکه پرورش مهارت هایی است که از طریق آنها دانش آموز بتواند به تولید به تولید دانش بپردازد اگر چه برای حل منطقی مسائل، این مهارت ها ممکن است در ارتباط با هم مورد استفاده قرار گیرند ولیکن لازم است بصورت مجزا از هم بشناسیم تا بتوانیم آنها را در خود و دیگران تقویت نماییم. مهارتهای علمی عبارتند از:
۱-مهارت مشاهده
۲-مهارت برقراری ارتباط
۳-مهارت اندازه گیری
۴-مهارت کاربرد ابزار
۵- مهارت استنباط و اندازگیری
۶-مهارت پیش بینی کردن
۷- مهارت تشخیص متغییرها
۸- فرضیه سازی
۹- طراحی و تحقیق
۱۰- انجام آزمایش
برای انجام هر آزمایش معمولا مهارتهای علمی بکار گرفته می شود با انجام همین کارهاست که دانش آموز حواس خود را بکار می گیرد و به مشاهده می پردازد و در مشاهدات خود به پدیده ها و فرآیندهایی بر می خورد که آنها را طبقه بندی می کند و از روی شباهتها و تفاوتها مفاهیم تازه ای را می یابد. دانش آموزان در گروه خود به بحث می پردازند و با هم ارتباط برقرار می کنند، فرضیه می سازند، به تحقیق تازه دست می زنند، طراحی پژوهش می کنند و سرانجام آزمایش را انجام داده گزارش تهیه می کنند و دانش و اطلاعات بدست آمده را منتشر می سازند(شبیری و عطاران، ۱۳۸۶).
۲-۱۰ پیشینه تحقیق
در این بخش به بررسی بعضی از پژوهش هایی که قبلاً در زمینه مقایسه آزمایشگاه مجازی و واقعی صورت گرفته است می پردازیم:
در پژوهش کرمی، یونسی و عزیزیان (۱۳۸۸) با عنوان مقایسه میزان آزمایشگاه به کمک نرم افزار آموزشی و روش سنتی بر پیشرفت تحصیلی و نگرش دانش آموزان نتایج بدست آمده حاکی از آن است که بین میزان پیشرفت تحصیلی دانش آموزان سال دوم تجربی در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معنا داری وجود دارد و گروه کنترل که از طریق آزمایش واقعی به انجام آزمایش پرداختند پیشرفت تحصیلی بیشتری داشتند.
فرح نیا (۱۳۸۸) در پژوهشی تحت عنوان بررسی تاًثیر برگزاری آزمایشگاه به صورت مجازی و جامع بر یادگیری دانش جویان در درس آزمایشگاه الکتریسیته و مقایسه آن با شیوه معمول برگزاری آزمایشگاه واقعی به این نتیجه رسید که دانشجویان در گروه جامع (تلفیق آزمایشگاه مجازی و حقیقی) نسبت به دیگر دانشجویان از لحاظ یادگیری موفق تر بوده اند.
مهدی زاده، سعیدی پور، رفیعی و مرادی (۱۳۹۰) در پژوهش بررسی تاثیر آزمایشگاه مجازی در میزان یادگیری درس شیمی دانش آموزان متوسطه حاکی از تایید تاثیر محیط شبیه سازی شده بر میزان یادگیری درس شیمی دانش آموزان بوده و همچنین جنسیت و نوع آزمایشگاه بر میزان جذابیت محیط برای یادگیری درس شیمی موثر بوده است اما بر افزایش انگیزه ی دانش آموزان برای یادگیری درس شیمی و علاقه مند نمودن آنها به درس شیمی تاثیری نداشته است.
در پژوهش منصوری، کرباسی و فراهی (۱۳۹۰) با عنوان نگرش دانشجویان دانشگاه پیام نور مرکز گنبدکاووس نسبت به آزمایشگاه مجازی، نتایج پژوهش نشان می دهد که اتفاق نظر عمومی در بین دانشجویان نسبت به آزمایشگاه مجازی وجود داشته و هیچ نگرش منفی در بین آنها وجود ندارد.
نتایج پژوهش مستور (۱۳۹۰) با عنوان تاثیر آزمایشگاه مجازی و واقعی بر یادگیری و یادداری درس فیزیک و آزمایشگاه، نشان داد که آزمایشگاه مجازی و واقعی بر میزان یادگیری و یادداری دانش آموزان دختر سوم دبیرستان در درس فیزیک و آزمایشگاه تاثیر دارد.
فرح نیا و اسماعیل پور(۱۳۸۸) در پژوهشی با عنوان مقایسه تاثیر برگزاری آزمایشگاه الکتریسیته به شیوه مجازی، حقیقی و جامع بر یادگیری و مهارت دانشجویان، حاکی از تاثیر چشمگیر شیوه های جدید بکار گرفته شده بر یادگیری و مهارت دانشجویان نسبت به گروهی که آزمایشگاه را بصورت سنتی گذرانده اند می باشد.
نتایج پژوهش کاغذگران، قصاب زاده و اسماعیلی (۱۳۸۸) با عنوان رویکردی عملیاتی برای ارائه دروس عملی در آموزش الکترونیکی، نشان داد که این روش برای آموزش آزمایشگاه مجازی دروس مهندسی برای دانشجویان که با محدودیت مکان و زمان روبرو هستند مفید واقع شده و دانشجویان می توانند جهت انجام آزمایش به آزمایشگاه مرتبط شوند.
نتایج تحقیقات اصغری سفنجانی (۱۳۸۸) با عنوان بررسی تاثیر آزمایشگاه مجازی بر نگرش و دانش و توانش و مقایسه آن با روش معمول حاکی از آن است که بین روش تدریس حاضر و معمول در افزایش نگرش دانش آموزان دختر و پسر تفاوت معناداری وجود دارد همچنین شیوه حاضر در بهبود توانش (مهارت حل مساله و مهارت علمی و آزمایشگاه) دانش آموزان پسر دبیرستان های نمونه نسبت به فیزیک و آزمایشگاه ۳ موثر بوده است. این روش در سطح دانش تفاوت معنا داری را نشان نداد.
شکرانه ( ۱۳۷۹ نقل از مستور، ۱۳۹۱) با این پرسش آیا بین نوع آزمایش توسط فراگیر و ارتقاء سطح مهارت فراگیر رابطه وجود دارد؟ و آیا بین انجام آزمایش های کتاب و میزان مشارکت فراگیر در درس رابطه ای وجود دارد؟ نتیجه حاصل نشان داد هر چه میزان مشارکت معلم در انجام فعالیت های آزمایشگاهی کاهش یابد نقش مشارکت فراگیر یاددهی – یادگیری بیشتر شده و با افزایش اعتماد به نفس میزان یادگیری و دستیابی به سطوح مورد نظر نیز افزایش می یابد.
در پژوهش رضوانی بیل داشی (۱۳۹۳) با عنوان تاثیر آزمایشگاه مجازی بر راهبردهای یادگیری نتایج بدست آمده حاکی از تاثیر مثبت استفاده از آزمایشگاه مجازی بر راهبردهای یادگیری شناخت و فراشناخت در دانش آموزان پایه اول مقطع متوسطه شهر قرچک بود.
در پژوهش بازکورت [۶۵] و آیلیک [۶۶](۲۰۱۰ نقل از اصغری ، ۱۳۸۸) با عنوان تاًثیر آزمایش های شبیه سازی شده بر باور دانش آموزان در مورد فیزیک مشاهده شد ارائه درس از طریق آزمایشگاه مجازی تعاملی تاًثیر مثبتی بر باور دانش آموزان در مورد فیزیک و همچنین پیشرفت تحصیلی در آنها داشته است.
در پژوهش بایراک [۶۷](۲۰۰۷ نقل از کرمی، ۱۳۸۸ ) با موضوع مقایسه تاًثیر یادگیری مبتنی بر محیط مجازی و یادگیری مبتنی بر آزمایشگاه مجازی در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در بحث مدارهای الکتریکی مشاهده شد تفاوت معنا داری بین آموزش در آزمایشگاه واقعی و آموزش در محیط آزمایشگاه مجازی وجود ندارد.
نتایج تحقیقات باج پای[۶۸] (۲۰۱۳) با عنوان توسعه مفاهیم فیزیک از طریق آزمایشگاه مجازی، نشان داد که آموزان مفاهیم فوتوالکتریک را از طریق آزمایشگاه مجازی در مقایسه با آزمایشگاه واقعی بهتر آموختند.
پژوهش تاتلی و آیاس[۶۹] (۲۰۱۱) با عنوان تاثیر آزمایشگاه مجازی بر موفقیت دانش آموزان، نشان داد که توسعه نرم افزار آزمایشگاهی شیمی مجازی موثرتر از آزمایشگاه واقعی از نظر موفقیت دانش آموزان در واحد توانایی برای تشخیص تجهیزات آزمایشگاهی است.
الیوت[۷۰] (۲۰۱۰ نقل از رضوانی، ۱۳۹۳) در پژوهشی تحت عنوان چند رسانه ای در مدارس، به تاثیر آموزش مبتنی بر وب – انیمیشن با یادگیری علوم ، زبان ، خواندن در دانش آموزان کلاس سوم و پنجم و هشتم دبیرستان پرداخت. دانش آموزان گروه آزمایش با بهره گرفتن از انیمیشن و گروه گواه به روش سنتی آموزش دیدند. یافته ها حاکی از آن بود که عملکرد گروه آزمایشی بیش از حد متوسط و بهتر از عملکرد گروه گواه بود.
لیو[۷۱] و همکاران (۲۰۰۸) در پژوهشی تحت عنوان تاثیر دانش پیشین فراگیران در استفاده از شبیه سازی های رایانه ای در درس شیمی، حاکی از آن است که دانش پیشین فراگیران در درس شیمی بر تعامل آنان با همکلاسی ها و رویکرد آنان برای حل مسائل با بهره گرفتن از شبیه سازی های رایانه ای تاثیر گذار است.
فصل سوم
روش و ابزار پژوهش
۳-۱ مقدمه
در این فصل درباره روش پژوهش، طرح پژوهشی، جامعه آماری، نمونه آماری و روش نمونه گیری، ابزار پژوهش، روایی و پایایی ابزارهای پژوهش، روش اجرای کار و روش های آماری توضیحاتی ارائه خواهد شد.
۳-۲ روش پژوهش
پژوهش حاضر با توجه به ماهیت موضوع، اهداف و فرضیه های آن و به دلیل استفاده از نتایج در زمینه آموزش و یادگیری، از نوع علی و شبه آزمایشی انجام می شود. در این پژوهش اثر متغیر روش انجام آزمایش بر میزان یادگیری علوم تجربی سنجیده می شود.
۳-۳ طرح پژوهشی
در این پژوهش از طرح پیش آزمون و پس آزمون استفاده شده است. آموزش در هر یک از گروه ها مجزا می باشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:21:00 ق.ظ ]




۴- قابلیت انتقال اسناد حمل در کنوانسیون روتردام به شیوه انتقال اسناد تجاری تعریف و تشریح شده است.
۵- تعریف اسناد حمل در کنوانسیون روتردام و عدم استفاده از عنوان بارنامه دریایی به معنی نفی بارنامه دریایی نمی باشد.
۶- کنوانسیون روتردام با تعریف “سند حمل الکترونیکی” گام مهمی در هماهنگ نمودن حمل و نقل دریایی با پیشرفت های تکنولوژیک برداشته است.
۷- امکان درج شروط شناخته شده مورد استفاده در بارنامه های دریایی در اسناد حمل نیز وجود دارد.
۸- نظام حقوقی حاکم بر اسناد حمل صادره تحت قرارداد اجاره کشتی با بارنامه های صادره تحت قرارداد اجاره کشتی یکسان می باشد.
۹- اسناد حمل صادره تحت قرارداد اجاره کشتی وقتی در دست مستاجر کشتی باشد تنها رسید کالا تلقی می گردد و روابط طرفین به موجب قرارداد اجاره تعریف خواهد شد ولی در صورتی که فرستنده کالا و مستاجر یکی نباشد اسناد حمل، یک سند حمل کامل محسوب و تعیین کننده روابط طرفین می باشد.
۱۰- اشخاص جدیدی مانند “مجری"، “مجری دریایی"، “فرستنده اسنادی"، “کنترل کننده” و “دارنده” در کنوانسیون روتردام تعریف شده اند که در کنوانسیون های لاهه و هامبورگ نامی از آنها برده نشده است.
۱۱- دامنه مسئولیت های متصدی حمل در کنوانسیون روتردام نسبت به کنوانسیونهای لاهه و هامبورگ وسیع تر بوده و میزان مسئولیت وی نیز در این کنوانسیون بالاتر از کنوانسیون های یاد شده می باشد.
۱۲- در کنوانسیون روتردام تعهدات و وظایف و مسئولیت های سنگین تری برای فرستنده نسبت به کنوانسیون های لاهه و هامبورگ تعریف و تعیین شده است .
دانلود پایان نامه
۱۳- فرستنده می تواند چهار عمل الف- بارگیری ب- جابجائی ج- چیدمان و د- تخلیه را که جزء تعهدات ذاتی متصدی حمل است به عهده بگیرد در حالیکه در خصوص انجام این اعمال توسط فرستنده (در بارنامه های FIOS) اختلاف نظر وجود دارد.
۱۴- قاعده استاپل بصورت عام از اعتبار اسناد حمل حمایت می نماید.
۱۵- دامنه اعمال رزرواسیون در کنوانسیون روتردام مشروح تر و عملی تر از رزرواسیون مذکور در کنوانسیون های لاهه و هامبورگ می باشد.
۱۶- اسناد حمل مدرک دریافت کالا توسط متصدی حمل و دلیل وجود قرارداد حمل محسوب می شوند.
۱۷- دامنه قدرت اثباتی اسناد حمل در برخی موارد از بارنامه دریایی بیشتر می باشد.
۱۸- منشاء محرومیت متصدی حمل از اثبابت خلاف مندرجات اسناد حمل، تجاری بودن این اسناد و حمایت اصل عدم توجه ایرادات (بصورت نسبی) از آن است.
۱۹- توصیفات مشروح و جزئا جزء کنوانسیون روتردام در برخی موارد مانند مواد ۴۵، ۴۶، ۴۷، ۵۰ و ۵۱ باعث سردرگمی خواننده می شود.
۲۰- فصل چهارم قانون دریایی ایران که از کنوانسیون لاهه مصوب ۱۹۲۴ برگرفته شده است قدیمی و دارای نقص و ضعف یا اشتباه در ترجمه می باشد و برخلاف انتظار معمول هیچ گونه اصلاحاتی در این فصل در “قانون اصلاحی قانون دریایی” مصوب ۱۳۹۱ صورت نگرفته و حتی نسبت به تصحییح اشتباهات ترجمه ای و قلمی نیز اقدامی صورت نپذیرفته است.
۲۱- قانونگذار ایرانی می تواند هم از طریق الحاق به کنوانسیون روتردام و هم از طریق به روز رسانی فصل چهارم قانون دریایی با بهره گرفتن از کنوانسیون مذکور گامی موثر در ارتقاء حمل و نقل دریایی داخلی و بین المللی بردارد.
((منابع و ماخذ))
۱- منابع فارسی
۱-۱- کتاب
اتاق بازرگانی بین المللی، مقررات متحل الشکل اعتبارات اسنادی، ترجمه محمد صالح ذوقی، چاپ پنجم، تهران، کمیته ایرانی اتاق بازرگانی بین المللی، ۱۳۸۹
ایوامی هاردی، حقوق حمل و نقل دریایی. ترجمه منصور پورنوری، چاپ اول، تهران، مهد حقوق، ۱۳۸۴
بخش ترجمه دیوان داوری دعاوی ایران (لاهه)، فرهنگ اصطلاحات حقوقی (انگلیسی به فارسی)، چاپ پنجم، تهران، دادآفرین، ۱۳۸۹
ب ن. حقوق حمل و نقل دریایی، ترجمه عباس رمضانی، چاپ اول، تهران، موسسه کشتیرانی جمهوری اسلامی، ۱۳۷۱
پورنوری، منصور، حقوق دریایی در دادگاه دریایی، چاپ اول، تهران، مهد حقوق، ۱۳۸۳
تقی زاده، ابراهیم، حقوق حمل و نقل دریایی، تهران، مجد، ۱۳۸۹
جعفری لنگرودی محمد جعفر، حقوق تعهدات، چاپ اول، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۷۹
حسینی حشمت، نظام حقوقی حاکم بر بارنامه های دریایی در حقوق ایران، بندرعباس، پردیس، ۱۳۸۹
شهبازی شهباز و همکاران، نقش فورواردر در حمل و نقل بین المللی، چاپ دوم، تهران، کمیته ایرانی اتاق بازرگانی بین المللی، ۱۳۷۷
صمدی اهری محمد هاشم، مسئولیت مدنی متصدی حمل و نقل دریایی، چاپ اول، تهران، روزنامه رسمی کشور، ۱۳۷۳
عبدالهی سعدالله، کنوانسیون روتردام، تهران، امور بندری مناطق ویژه سازمان بنادر و دریانوردی، ۱۳۸۹
شهیدی مهدی، حقوق مدنی ۳ تعهدات، چاپ ۱۱، تهران، مجد، ۱۳۸۶٫
ب ن، ترجمه مشهدچی مجید، قوانین بارنامه دریایی، تهران، کشتیرانی جمهوری اسلامی،۱۳۶۴
نجفی اسفاد مرتضی، حقوق دریایی، چاپ دوم، تهران، سمت، ۱۳۸۷
هوشنگ امید، حقوق دریایی، جلد ۱، چاپ اول، تهران، مدرسه عالی بیمه، ۱۳۵۳
۱-۲- پایان نامه
سیدین احمد، بارنامه حقوقی و آثار حقوقی آن. پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تهران، ۱۳۷۴
محبی مهرآسا، بررسی تطبیقی مسئولیت متصدی حمل و نقل دریایی در قبال خسارت کالا در کنوانسیون هامبورگ و روتردام. پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاداسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران، ۱۳۸۹
معلم نیا علی، ماهیت بارنامه دریایی و نقش آن در حمل و نقل دریایی. پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تهران (مجتمع آموزش عالی قم)، ۱۳۷۸
یاری میثم، بررسی مقررات ‎۱۹۲۴ لاهه در زمینه قرار داد حمل و نقل بین المللی دریایی کالا با کنوانسیون ‎۲۰۰۸ روتردام و اثر احتمالی آن بر قانون دریایی ایران. پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه شهید بهشتی، ۱۳۹۱
۱-۳- جزوات دانشگاهی
اخلاقی بهروز، جزوه حقوق تجارت ۳، دوره کارشناسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، نیمسال تحصیلی ۱۳۷۴- ۱۳۷۳
حسینی حشمت، جزوه حقوق تجارت ۱، دانشگاه آزاد اسلامی بندرعباس، ترم دوم، ۱۳۹۲-۱۳۹۱
صادقی نشاط امیر، جزوه درس حقوق دریایی، دوره کارشناسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، نیمسال تحصیلی ۱۳۷۷- ۱۳۷۶
فخاری امیر حسین، جزوه حقوق دریایی، دوره کارشناسی ارشد، دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی، نیمسال تحصیلی ۷۵- ۷۴
نجفی اسفاد مرتضی، جزوه حقوق دریایی، دانشگاه تهران، سال۱۳۹۰
۱-۴- مقاله
ابوالحسنی اکبر، اسناد در تجارت بین المللی (بخش۱)، ۱۳۷۶، مجله صنعت حمل و نقل، شماره ۱۶۰، خرداد ۱۳۷۶
اسماعیلی حسن و همکاران، “سیر تکاملی بارنامه در روند بازرگانی بین المللی” مجله صنعت حمل و نقل، شماره ۵۷، تیرماه ۱۳۶۶
افتخار جهرمی، گودرز؛ شهبازی، مرتضی، “بررسی قاعده استاپل در حقوق انگلیس و آمریکا"، مجله حقوقی نشریه دفتر خدمات حقوقی بین المللی جمهوری اسلامی ایران، شماره ۳۰، بهار ۱۳۸۳
قهرمانیان، شاهین، بانکداری بین المللی و حمل ونقل کالا، بارنامه دریایی، شرایط تدوین، مبادله و اختلاف ناشی از آن، مجله صنعت حمل و نقل، شماره ۲۵، شهریور ۱۳۶۳

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:21:00 ق.ظ ]




ای که چشم از آن لذت می برد و گوش به خوبی می شنود و آرام می گیرد و در حواس پنجگانه ی آدمی تأثیری شگفت ایجاد می کند. عناصر بی روح و خیالی و دور از ذهن، جلوی دیدگان خواننده عناصری طبیعی نمایان می شود و بالعکس اشیاء و عناصر خارجی، تصاویری خیالی و غیر ممکن می گردند. از این گونه زیباییها در دیوان او فراوان است از جمله:
“نرگس مشکین” ص۹ . “پولاد عرعر"ص ۱۳. “سماری های عنبر” ص ۲۰. “آتشین خلخال” ص ۴۸. “بیشه ی الماس و پیکر مفلوج” ص ۴۹. “مار زرین"(در وصف قلم) ص ۶۲. “ثعبان سیم پیکر پیروزه استخوان” ص ۶۶. “زرین سوسمار” ص ۷۳.
بدیع الزمان فروزانفر در مورد سبک ازرقی می نویسد: «طبعی توانا و مقتدر دارد، تشبیهات بدیع اختراع می کند که بعضی پسندیده و بعضی ناپسندیده است و همین طور ترکیبات و اسالیب مطبوع و نامطبوع که مخصوص به خود اوست در دیوانش دیده می شود. در طریقه ی شعر، گرد سبک عنصری می گردد و به جواب قصایدش نظر دارد و معانی و زمینه های او را با الفاظ آن ها و بدون الفاظ آن ها به کار می برد و با این همه خود را از عنصری برتر می داند. از معانی علمی و مخصوصاً ریاضی، شعرش خالی نیست؛ ولی بر ادعاهای خود دلیل نیاورد و اگر احیاناً استدلال کند خوب از عهده بر نمی آید و به همین جهت و به سبب تصنعات بسیار و تکالیف بی شمار و خطاهای معنوی که دیوانش بدان انباشته و بعدها سبب تضییع شعر گردیده و بر خلاف ادّعا و توقّع خودش عنصری را از او برتر گرفته، ترجیح می دهیم.» (فروزانفر،۱۳۸۰: ۲۰۳-۲۰۲)
شفیعی کدکنی در زمینه ی سبک ازرقی معتقدند: «در میان شاعران اواخر قرن پنجم، ازرقی به علّت بعضی تمایلات خاصّ که در ارائه ی صور خیال خویش داشته، دارای تشخصّ و امتیازی است و این خصوصیت که تصویرهای او را از معاصرانش جدا می کند، چیزی است که به عنوان “تشبیه خیالی” معروف است و با این که در شعر اغلب گویندگان دوره ی قبل نمونه ای از این نوع تصاویر وجود دارد، تکرار آن ها در دیوان وی و نیز افراطی که او در خلق این گونه صور خیال داشته سبب شده است که بعضی از اهل ادب شعرش را به دیده ی انتقاد بنگرند. چنان که رشید وطواط- ادیب برجسته ی قرن ششم- که خود از دوست داران صنایع بدیع است در باب وی گوید:
«……. باید کی چنانک مشبّه موجودی بُود حاصل در اعیان مشبّهٌ به نیز موجودی بُود حاصل در اعیان و البته نیکو و پسندیده نیست، این کی جماعتی از شعرا کرده اند و می کنند: چیزی را تشبیه کردن، به چیزی که در خیال و وهم موجود نباشد و نه در اعیان چنان که انگِشت افروخته را به دریای مشکین کی موج او زرین باشد تشبیه کنند و هرگز در اعیان نه دریای مشکین موجود است و نه موج زرین. و اهل روزگار از قلّت معرفت ایشان به تشبیهات ازرقی مفتون و معجب شده اند و در شعر او همه ی تشبیهات از این جنس است و به کار نیاید. و این سخن رشید که نماینده ی واقعیتی است از جهتی دور از حقیقت است؛ زیرا مجموعه ی تشبیهات ازرقی این گونه نیست و بسیاری از تشبیهات او در اسلوب تصاویر گویندگان دوره ی قبل است.» (شفیعی کدکنی، ۱۳۷۵: ۶۵۰-۶۴۹)
همچنین مظاهر مصفّا در حاشیه ی مجمع الفصحا در این مورد آورده اند: «قصیده های ازرقی بیشتر به طریق عنصری و فرخی ساخته شده و شکل آن ها به تقلید قصاید آن دو شاعر است. گاهی اسلوب سخن و ترکیب های آن دو را به عین آورده، ولی ابداع و ابتکار او را از حیث طرح مضمون و تشبیه و گاهی قوت طبع او را در وصف، نمی توان انکار کرد…… . در شکل و طرح قصیده، ازرقی از پیروانِ شاعران عصر شاهنامه به خصوص عنصری و فرخی است و طرح تازه ای ایجاد نکرده و راه نوی نیافته است تنها در پاره ای تشبیه ها و در بعضی تعبیرهای تازه، قدرت خود را نشان داده است. اگر چه تشبیه و تعبیر و برخی مضمون های تازه موجب امتیاز سبک ازرقی نشده، ولی از جهت تازگی قابل توجه است و ابتکار و قدرت او را در عبارت و مضمون و تخیل نشان می دهد. به طریق عنصری می ستاید و به راه فرخی به تغزّل می گراید. در تغزل های او وصف طبیعت و تجسم منظره های زیبا بر معاشقه و دیگر موضوع های نسیب در مدیحه هایش غلبه دارد. در میان صنعت های بدیعی، به لفّ و نشر و قلبِ مطلب بیشتر رغبت داده. گاهی به تکلف گراییده و گاهی نشانه هایی از کلمه بازی در شعرش می توان یافت. دقّت و باریک اندیشی او در مضمون، مقدمه ی خارج شدن شعر را از سبک خراسانی نشان می دهد…… . و از حیث فکر و دقّت در مضمون و دور پردازی های تخیلی، زمینه ی سبک به اصطلاح عراقی در سخنش آشکار است (مجمع الفصحا[۴]،۳۵۶ تا۳۶۰)
در کتب قدیمی به روش شاعری ازرقی اشاراتی مشاهده می شود. مثلاً در لباب الالباب، شعر ازرقی این گونه توصیف شده است: «دیوان او خود به تمامت عجیب و غریب است و تشبیهات و نوادر او دل فریب.» (عوفی، ۱۳۳۵: ۳۱۱)
و همچنین در المعجم، شمس قیس در چند مورد به شعر ازرقی تعریض و اشاره دارد و گاهی به عنوان شاهد برای صنعتی و گاهی هم به عنوان انتقاد نمونه ای از او آورده است:«و شعرا از این جنس بسیار گفته اند کی اگر معجزه ی فلان پیغامبر چنین بودی تو چنینی و تو را چنین است و اگر فلان پیغامبر چنان کرد تو چنین کردی؛ چنان که ازرقی گفته است:
مقاله - پروژه

 

    • اگر تخت سلیمان را همی صرصر خداوندا

 

کشید اندر هوا بر آن به نام قادر داور
تو آتش طبع گردونی همی در زیر ران داری
کی اندر دست او ابر است و اندر پای او صرصر
(شمس قیس رازی، ۱۳۷۳: ۳۲۰)
خواننده با خواندن شعر ازرقی، گاهی اوقات به مصراع هایی بر می خورد که شاید باور نکند که این مصراع ها از آنِ شاعری از قرن پنجم باشد. آن هم شاعری که شاید تاکنون بسیاری از مردم اسمش را نشنیده باشند و یا اگر شنیده اند پس از شنیدنِ نامش، شاعری مدّاح و درباری با شعری متکلف و متصنع در ذهنشان تداعی شده است. و یا شاید گمان کنند که این مصراع ها را یکی از پیش گامان شعر نو یا شاعران سبک هندی یا عراقی سروده است. امّا شعر، شعر است و زیبایی زیباست و فراتر از مرزهای زمان و مکان پرواز می کند و دل های حقیقت جو و زیبا شناس را به تسلیم وا می دارد. این مصراع ها و مصراع هایی از این دست، اگر چه در کار شاعر کم است ولی آن قدر هست که او را شاعری نو آور و تازه گو معرفی می کند:

 

    • هوا چو بیشه ی الماس گردد از شمشیر……………

 

    • رکاب مرکب او بر کرانه ی خورشید………………..

 

    • ز آب تیغ تو آتش گرفته جان عدو…………………

 

    • خورشید به همّت بلندت ماند…………………………

 

در شعر ازرقی، اندیشه شاید یکی از عناصر ضعیف و کم رنگ باشد. البتّه منظور از اندیشه این نیست که شاعر به طور مستقیم به تعلیم علمی خاص در شعر بپردازد، بلکه منظور، اندیشه ای است که از صافی عاطفه و تخیل شاعر گذشته و با عناصر دیگر شعر به خوبی در آمیخته باشد.
شاید بتوانیم نشانه هایی از اندیشه ی شاعر را در ابیاتی که به منزله ی امثال و حکم می توان آنان را ذکر کرد بیابیم:

 

    • بیم و آمال شها در عقب یکدگرند

 

گه ز آمال رود بیم و گه از بیم آمال
(ازرقی، ۱۳۳۶: ۵۲)

 

    • پیوسته زِ دستِ نیکوان باده خوری

 

باد است غمِ جهان چرا باد خوری؟
(همان: ۱۰۵)
شاعر در ابیات زیربا خیال پردازی های خود، از دانش و علوم زمانه مانند: فلسفه و ریاضی و نجوم بهره برده است. در ابیات زیر، از مباحثی همچون عرض و جوهر و مسأله ی جبر و اختیار در فلسفه، خط و محور در علم ریاضیات و از باد مهرگان که از نشانه و مباحث علم ستاره شناسی است، سخن به میان آورده است.

 

    • طبایع گر خبر یابد ز سهم جان ستان تو

 

مر آثار طبایع را عرض بگریزد از جوهر
(همان: ۱۰)

 

    • به شمشیر او باز بسته است گیتی

 

عرض باز بسته است لابد به جوهر
(همان: ۱۲)

 

    • اختیار توست جود و خواسته بخشی به جبر

 

زین نکوتر کس نبیند حکم جبر و اختیار
(دیوان، ۲۵)

 

    • خــــــداوندی کجا کوته نماید

 

به پیش خطی او خط محــــــور
(همان: ۱۹)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:20:00 ق.ظ ]




آگاهی از برند
آشنایی با برند
محبوبیت برند
تداعی های سازمانی برند
پایداری تصویر برند
متغیرهای پاسخ به برند
تمایل به خرید برند
خرید برند
شکل‏۲‑۷- مدل ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری ( Netemeyer et al. , 2004 )
۲-۱-۱۸- مدل تاثیر کشور مبداء بر ارزش ویژه برند
پاپو و همکارانش (۲۰۰۶ ) مطالعه ای با عنوان روابط بین ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری و کشور مبداء ، صورت دادند. هدف این مطالعه بررسی تاثیر کشور مبداء یک برند بر ارزش ویژه آن است. کشور مبداء و طبقه محصول، از متغیرهای مستقل تحقیق محسوب می شوند ( از آنجایی که مدل پیشنهادی برای دو طبقه محصول متفاوت بررسی شده است ، طبقه محصول نیز یک متغیر مستقل محسوب می شود ). ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری نیز به صورت یک ساختار چهار بعدی و متشکل از ابعاد آگاهی از برند ، وفاداری به برند، کیفیت ادراک شده و تــداعی بــرنــد در نظر گرفته شده است که هر یک از ابعاد آن یک متغیر وابسته است . تداعی ” کشور / طبقه محصول “ نیز به عنوان یک متغیر تعدیل کننده تاثیر کشور مبداء بر ابعاد ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری می باشد که تاثیر تعدیل کنندگی آن با نقطه چین نشان داده می شود. تداعی ” کشور / طبقه محصــول “ به توانایی مشتری در بهیاد آوری نام یک کشور هنگام مشاهده یک طبقه محصول معیــن گفته می شود. از آنجایی که مشتریانمی توانند با مشاهده یک طبقه محصول معین ، نام کشوری را به خاطر آورند و بالعکس، بنابراین تداعی ”کشور / طبقه محصول“ یک پدیده دو سویه می باشد.
دانلود پایان نامه
ارزش ویژه برند مبتنی
بر مشتری
شکل‏۲‑۸- مدل تاثیر کشور مبداء بر ارزش ویژه برند ( Pappu et al. , 2006 )
در این پژوهش دو طبقه محصول یعنی اتومبیل و تلویزیون مورد بررسی قرار گرفتند و برای هر طبقه محصول سه برند در نظر گرفته شد ( برند های تویوتا ، میتسو بیشی و سوزوکی برای اتومبیل و
برند های سونی ، توشیبا و هیتاچی برای تلویزیون انتخاب شدند ) . جامعه مورد مطالعه تحقیق ، شامل افرادی در گروه سنی بین ۱۸ تا ۷۰ سال بودند که در استرالیا متولد شده اند و یا برای مدت بیش از یک سال در این کشور اقامت داشته اند . برای گردآوری اطلاعات، ۶۲۷ پرسش نامه در یک مرکز خرید پر ازدحام در پایتخت کشور استرالیا توزیع شد و از این میان، ۵۹۷ پرسش نامه قابل استفاده به دست آمد. از مشتریان خواسته شد که نام حداکثر شش کشوری را که با فکر کردن به تلویزیون و اتومبیل به یادمی آورند، در پرسشنامه بنویسند.
ژاپن، آلمان، آمریکا، استرالیا و ایتالیا، به ترتیب پنج کشور اولی بودند که پاسخگویان در رابطه با اتومبیل آنها را به خاطر می آوردند و ژاپن، آمریکا، استرالیا، انگلستان و آلمان، نیز به ترتیب پنج کشور اولی بودند که پاسخگویان در رابطه با تلویزیون آنها را به خاطر می آوردند. همچنین نتایج تحقیق نشان می دهد که ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری برای اتومبیل به طور معناداری از ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری برای تلویزیون متفاوت است. در نتیجه یافته های تحقیق بیان کننده این موضوع است که هر یک از ابعاد ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری، بر طبق کشور مبداء برند و طبقه محصول متفاوت هستند و این تاثیر کشور مبداء بر ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری ، هنگامی رخ می دهد که مشتریان ماهیت متفاوتی را در بین کشورهای مختلف بر حسب تداعی ” کشور / طبقه محصول “ آنها ادراک نمایند ( Pappu et al. , 2006).
۲-۱-۱۹- فرایند ایجاد برند
مدل فرایند ایجاد برند که توسط ملین (۱۹۹۹) ارائه شده است ، ساختار برند را در قالب یک فرایند ایجاد ارزش کــه هم در ذهن مشتریان و هم در داخل سازمان شکل می گیرد و منجر به ایجــاد ارزش ویژه برند می شود ، نشان می دهد . به عقیده وی ، توجّه به فرایند ایجاد برند قدرتمند از دیدگاه داخلی (مدیریت برند) و از دیدگاه خارجی (رفتار مشتریان) ضروری است .
ارزش
ویژه برند
سطح درگیری
حساسیت برند
آگاهی از برند
تداعی برند
ارزش افزوده
وفاداری به برند
ایجاد برند در ذهن مشتری
دیدگاه خارجی مشتریان
ایجاد برند
در داخل سازمان
دیدگاه
داخلی
مالک برند
ویژگی های محصول
هویت برند
ارزش مرکزی
موضع یابی
ارتباطات بازاریابی
وفاداری داخلی به برند
شکل‏۲‑۹- فرایند ایجاد برند، ملین (۱۹۹۹ ) ( Albertsson & Klingenstierna ‚ ۲۰۰۲ )
۲-۱-۲۰- رابطه بین عناصر منتخب آمیخته بازاریابی و ارزش ویژه برند
یو و همکاران (۲۰۰۱) مطالعه ای را در زمینه رابطه عناصر آمیخته بازاریابی و ارزش ویژه برند انجام دادند . آنها بیان می کنند که هر تلاش بازاریابی که منجر به واکنش رفتاری مطلوب تری نسبت به محصولات مارکدار شود، رابطه مثبتی با ارزش ویژه برند دارد. مدل این تحقیق نشان می دهد که تلاش های مدیریتی که در قالب فعالیت های بازاریابی بروز می کنند، با ارزش ویژه برند به واسطه ابعاد ارزش ویژه برند در ارتباط هستند. به عبارت دیگر یو و همکارانش (۲۰۰۰) در تحقیق خود ابتدا رابطه عناصر منتخب آمیخته بازاریابی را بر ابعاد ارزش ویژه برند بررسی نمودند و سپس رابطه بین ابعاد ارزش ویژه برند (وفاداری به برند ، کیفیت ادراک شده وآگاهی از برند/ تداعی برند) و ارزش ویژه برند را مورد آزمون قرار دادند . بنابراین آنها معتقد هستند که برای ایجاد نمودن، اداره کردن و بهره برداری از ارزش ویژه برند، روابط بین تلاش های بازاریابی وابعاد ارزش ویژه برند باید مشخص شوند. پنج عنصر منتخب آمیخته بازاریابی که در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته
اند، عبارتند از:
شکل‏۲‑۱۰- مدل رابطه عناصر بین آمیخته بازاریابی و ارزش ویژه برند ( Yoo et al. , 2001)
۱ - قیمت
مشتریان قیمت را یک شاخص مهم مزیت ها و یا کیفیت محصول می دانند . به نظر می رسد برندهایی که قیمت بالاتری نسبت به سایر برندها دارند ، از کیفیت بالاتری برخوردار هستند. بنابراین رابطه مثبتی بین قیمت و کیفیت اداراک شده وجود دارد . البته یو همکاران (۲۰۰۰ ) هیچ رابطه ای بین قیمت و دو بعد دیگر ارزش ویژه برند ( وفاداری و تداعی ) مشاهده نکردند.
۲ - تصویر فروشگاه
اهمیت کانال های طراحی و مدیریت ، به عنوان یک ابزار بازاریابی که برای ارتقای ارزش ویژه برند استفاده می­شوند، در حال افزایش است. توزیع از طریق خرده فروشان و فروشگاه هایی که تصویر مطلوبی دارند، نشانه کیفیت خوب محصول است بنابراین انتخاب خرده فروش یک وظیفه مهم بازاریابی است که منجر به ارضای نیازها و خواسته های مشتریان می­ شود. هنگامی که یک فروشنده با تصویر مثبت یک برند را به مشتریان پیشنهاد می کند ،کیفیت ادراک شده افزایش می یابد . بنابراین رابطه مثبتی بین کیفیت ادراک شده و تصویر فروشگاه وجود دارد .همچنین تبلیغات دهان به دهان وفعالیت های ترفیعی خود فروشگاه تداعی برند را نیز افزایش می­دهد. بنابراین توزیع یک برند از طریقکانال های با تصویر مثبت و خوب، باعث ایجاد تداعی برند مثبت تری در ذهن مشتریان می شود. به نظر می رسد تصویر فروشگاه رابطه مثبتی با وفاداری نداشته باشد.
۳ - گستردگی توزیع
توزیع هنگامی گسترده است که محصولات در فروشگاه های متعددی برای فروش گذاشته شود و بخش بزرگی از بازار را پوشش دهد . هنگامی که یک محصول درتعداد زیادی فروشگاه در دسترس باشد ، مشتریان راضی تر خواهند بود زیرا هر کجا و هر زمان که آنها نیاز داشته باشند محصولات در اختیارشان قرار خواهد گرفت . بنابراین صرفه جویی در زمان باعث ایجاد ارزش برای مشتریان می شود و این ارزش افزوده منجر به ایجاد رضایت بیشتر ، وفاداری به برند بیشتر و کیفیت ادارک شده بالاتر و در نتیجه ارزش ویژه برند می شود . افزایش رضایت مشتری موجب افزایش تداعی برند مثبت نیزمی شود .
۴ - تبلیغات

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:20:00 ق.ظ ]




از آغاز قرن اخیر، هیچ کشوری بدون توسعه در مؤسسات آموزشی و مدیران آموزشی تحصیل کرده و مجرب، مراحل توسعه و پیشرفت را طی نکرده است. بنابراین، با افزایش تعداد دانش‌آموزان در سطوح مختلف آموزشی، تأسیس مدارس و مراکز آموزشی جدید، استخدام معلمان بیشتر و سرمایه‌گذاری بیشتر، ضرورت یافته است. از سوی دیگر، ضرورت در تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری، بهبود کیفی و ایجاد فرصت‌های برابر آموزشی برای همگان، نقش خطیر مدیریت نظام آموزشی را بارزتر ساخته است.بنابراین در این پژوهش به بررسی میزان آگاهی مدیران از اهداف مدیریت آموزشی و ارتباط آن با موفقیت شغلی آنها می پردازیم.
دانلود پروژه
در فصل اول کلیات پژوهش که شامل بیان مساله، اهداف و اهمیت و ضرورت پژوهش می باشد بررسی خواهد شد. در فصل دوم، مبانی نظری تحقیق مطرح شده است. ابتدا تعاریف، تئوری ها و مدل های نظریه پردازان معروف جهان معرفی شدند. سپس مطالعات و تحقیقات انجام شده پیرامون هر دو متغیر پژوهش در ایران و جهان نیز عنوان و مورد بررسی قرار گرفته اند و در نهایت به جمع بندی مطالب ذکر شده و ارائه چارچوب نظری تحقیق پرداخته شده است. در فصل سوم روش شناسی تحقیق مطرح و اشاره شده است، درفصل چهارم داده های جمع آوری شده مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. در فصل پنجم به خلاصه فصول، بحث و نتیجه گیری و بیان محدودیتهای تحقیق و همچنین پیشنهادات برای تحقیقات بعدی پرداخته شده است.

۱-۲- بیان مسأله

امروزه در تمام سازمان ها بر وجود مدیریت و اهمیت آن تأکید فراوان می شود، زیرا وظیفه مهم و خطیر مدیر، رساندن سازمان به اهدافش می باشد. به عبارت دیگر هر سازمانی دارای اهدافی است که به خاطر آن تشکیل می گردد و مدیریت است که باید تلاش کند به این اهداف دست یابد. اهمیت مدیریت در نظام هایِ آموزش و پرورش دو چندان میشود وقتی بدانیم این نظام ها هر ساله بودجه های کلان جوامع را به خود اختصاص می دهند، با تعداد بسیار زیادی از دانش آموزان، معلمان، والدین و… در ارتباطند و اکثر مردم به نوعی از آنها انتظار دارند (علاقه بند ۱۳۸۰، ۱۰). نقش خطیر و مهم مدیریت آموزشی در کشورهای در حال توسعه کاملاً قابل مشاهده است، زیرا با اینکه نرخ سواد در این کشورها از ۲۵% به ۷۵% افزایش پیدا کرده است اما در مقایسه با کشورهای توسعه یافته که تقریباً همه افراد این جوامع آموزش متوسطه را دریافت می کنند و ۳/۱ تا ۲/۱ آن ها به نوعی از آموزش بعد از متوسطه بهره مند میشوند، هنوز بسیار فاصله دارند (سوآرز و اوین[۲] ۲۰۰۴، ۲۳۸). هدف کلی آموزش و پرورش در هر جامعه‌ای این است که هر فرد را طبق الگوی ارزش‌های فرهنگی، سیاسی، دینی و اجتماعی خود تربیت کرده و انسانی متناسب تحویل جامعه دهد. اهداف آموزش و پرورش سه نقش مهم در مدیریت آموزشی ایفا می‌کنند: اولا به فراگرد آموزش و پرورش جهت می‌دهند، ثانیا انگیزه‌ی حرکت و فعالیت را به وجود می‌آورند و ثالثا ملاک‌های کنترل و ارزشیابی فعالیت‌های آموزشی را ایجاد می‌نمایند (جهانیان ۱۳۸۷، ۱۴۱). مدیریت آموزشی، باید قبل از هر چیز اهداف آموزش و پرورش را به خوبی شناخته و آنها را مورد بررسی قرار دهد و به‌کار بندد که برخی از آنها عبارتند از:

 

    • کمک به افراد سازمان آموزشی برای رسیدن به اهداف آموزش و پرورش

 

    • راهنمایی اعضای سازمان برای تشخیص و درک بهتر هدف‌ها

 

    • راهنمایی، همکاری، کمک، تقویت و حمایت از اعضای سازمان آموزشی

 

    • مشارکت افراد در تصمیم‌گیری و تبادل نظر آنها و ایجاد مسئولیت‌های مشترک در سازمان آموزشی

 

    • ایجاد روابط انسانی مطلوب و احترام متقابل بین مدیر و اعضای سازمان آموزشی

 

    • شناخت نیازها و حل مشکلات دانش‌آموزان به منظور دستیابی به اهداف آموزشی

 

    • توجه به تفاوت‌های فردی و کمک به کشف و بروز استعدادهای دانش‌آموزان

 

    • کمک و یاری به بهبود و اصلاح فرایند آموزش و پرورش

 

    • فراهم نمودن امکانات و زمینه مساعد برای بروز خلاقیت و ابتکار، به منظور رشد و بلوغ فکری اعضای سازمان

 

    • ایجاد هماهنگی بین منابع و فعالیت‌های سازمان آموزشی (قرائیمقدم ۱۳۷۵، ۳۳).

 

موفقیت شغلی به عنوان نتایج یا پیشرفتهای مثبت روانی مربوط به کارمی باشد که فرد به عنوان نتیجه تجربه کاری دارد (سیبرت و دیگران[۳] ۱۹۹۹، ۴۵). به نظر میرسد موفقیت شغلی دارای دو جزء عینی و ذهنی باشد. شاخص های عینی موفقیت شغلی شامل کل خسارت، تشویقات و موفقیتهای ملموس می باشد. شاخص های ذهنی موفقیت شغلی شامل دیدگاه افراد درباره شغل و پیشرفتهای شغلی می باشد. قاضی (۱۳۷۳) شاخصهای موفقیت شغلی را، دستیابی به اهداف شغلی مورد انتظار، لذت بردن از شغل، امنیت شغلی، برخورداری از سرگرمی وفعالیتهای جنبی، رضایت شغلی، امکانات رفاهی، روابط خوب انسانی و حقوق و پاداش مکفی عنوان می کند .
تحقیقات نشان می دهد که انواع مختلفی از عوامل فردی و مهم سازمانی وجود دارند که بر روی موفقیت شغلی تاثیر می گذارند (کارتمل[۴]۲۰۰۴، ۳۷). موفقیت شغلی به عواملی همچون شخصیت، آموزش، جنسیت، داشتن مشاور و ترفندهای کاری وابسته است، ویژگیهای فردی از قبیل سن، جنسیت و وضعیت تاهل و ویژگیهای سازمانی از قبیل کار منابع انسانی، استراتژیهای توسعه، اندازه سازمان و غیره برروی موفقیت شغلی تاثیر می گذارند. بین شخصیت کنش گرایانه و موفقیت شغلی نیز رابطه وجود دارد (کرانت[۵]۲۰۰۰، ۷۰). در نهایت با توجه به ضرورت شناخت میزان آگاهی مدیران از مدیریت آموزشی، این پژوهش به دنبال یافتن پاسخی به این سوال است که آیا میزان آگاهی مدیران از اهداف مدیریت آموزشی با موفقیت شغلی آنان در ارتباط است؟

۱-۳- اهمیت و ضرورت تحقیق

امروزه، عصر مدیریت و رهبری است و موفقیت نهادها و سازمان‌ها تا حد زیادی به کارآیی و اثربخشی مدیریت بستگی دارد (میرکمالی ۱۳۸۷، ۱۵). ساخت نظام آموزشی هر کشوری دربرگیرنده‌ی مجموعه‌ای از نیازهای سازمان‌های رسمی آن کشور بوده و عملکرد نظام آموزش و پرورش که مدیران آموزشی اداره آن را بر عهده دارند، نه تنها از نظر پیشرفت اقتصادی و اجتماعی مهم است، بلکه از نظر تأثیری که بر تحرک شغلی و انتظارات دارد، از اهمیت تعیین‌کننده‌ای برخوردار است. همچنین آموزش و پرورش، بهترین وسیله، برای ایجاد تغییر ارزش‌ها و رفتارها به‌شمار رفته و باعث می شود که افراد، به تناسب استعداد و رغبتی که دارند برای انجام خدمت‌های اجتماعی و اقتصادی و کسب مشاغل و در نتیجه آسایش فردی مهیا شوند. از اینرو، از آغاز قرن اخیر، هیچ کشوری بدون توسعه در مؤسسات آموزشی و مدیران آموزشی تحصیل کرده و مجرب، مراحل توسعه و پیشرفت را طی نکرده است.
بنابراین، با افزایش تعداد دانش‌آموزان در سطوح مختلف آموزشی، تأسیس مدارس و مراکز آموزشی جدید، استخدام معلمان بیشتر و سرمایه‌گذاری بیشتر، ضرورت یافته است. از سوی دیگر، ضرورت در تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری، بهبود کیفی و ایجاد فرصت‌های برابر آموزشی برای همگان، نقش خطیر مدیریت نظام آموزشی را بارزتر ساخته است (جهانیان ۱۳۸۷، ۲۳).
همچنین از بین انواع مدیریت، مدیریت بر سازمانهای آموزش و پرورش از اهمیت ویژه ای برخوردار است و نقش استراتژیک دارد. زیرا تمام اهداف و عوامل این سازمانها انسانی است. اگر سازمانهای دیگر جامعه در ایفای وظایف و رسالت خود کوتاهی کنند و به اهداف موردنظر دست نیابند، نتیجه ی آن مستقیماً عاید گروه یا سازمانی است که با آن سر و کار دارند. اما اگر سازمان آموزش و پرورش و مدیران آن از ماهیت کار غافل باشند. حاصل کارشان در ابعاد اخلاقی، اجتماعی و اقتصادی متوجه جامعه خواهد شد و در رشد و توسعه ی جامعه و یا افت و انحطاط آن سهم مؤثری خواهد داشت. بنابراین مسئولیت یک مدیر بسیار سنگین است و باید با اهداف و وظایف اساسی و مهارتهای لازم مدیریت آشنا باشد.
با انجام این تحقیق می توان وضعیت موجود آگاهی مدیران از اهداف مدیریت آموزشی و موفقیت شغلی آنها را شناخت و برنامه ریزی لازم برای افزایش این ویژگی را طراحی و اجرا نمود.
با انجام این پژوهش ها می توان به تربیت مدیرانی کار آمد کمک نمود روشن است که با تربیت مدیران شایسته برای سازمانهای آموزشی می‌توان کیفیت حرفه‌های موجود در جامعه را رشد داد. در صورت انتخاب مدیران نالایق در مراکز آموزشی باید سقوط کیفیت آموزشی وزارت آموزش و پرورش را شاهد بود.
همچنین با بهره گیری از نتایج این تحقیق وضعیت آگاهی از مدیریت آموزشی و موفقیت شغلی شناسایی می گردد و میتوان ضمن شناسایی متغیرهای موثر و تحمیل کننده بر آن، اقداماتی را برای بهبود آنها انجام داد.

۱-۴- اهداف پژوهش

 

۱-۴-۱ هدف اصلی پژوهش

بررسی میزان آگاهی مدیران مقطع متوسطه از اهداف مدیریت آموزشی و ارتباط آن با موفقیت شغلی آنها

۱-۴-۲ اهداف ویژه

میزان آگاهی مدیران از اهداف مدیریت آموزشی
تعیین رابطه آگاهی مدیران از هدف راهنمایی اعضای سازمان برای تشخیص و درک بهتر هدف‌ها با موفقیت شغلی آنها
تعیین رابطه آگاهی مدیران از هدف حمایت از اعضای سازمان آموزشی با موفقیت شغلی آنها
تعیین رابطه آگاهی مدیران از هدف مشارکت افراد در تصمیم‌گیری با موفقیت شغلی آنها
تعیین رابطه آگاهی مدیران از هدف ایجاد روابط انسانی مطلوب و احترام متقابل با موفقیت شغلی آنها
تعیین رابطه آگاهی مدیران از هدف شناخت نیازها و حل مشکلات دانش‌آموزان با موفقیت شغلی آنها
تعیین رابطه آگاهی مدیران از هدف کمک به کشف و بروز استعدادهای دانش‌آموزان با موفقیت شغلی آنها
تعیین رابطه آگاهی مدیران از هدف کمک و یاری به بهبود و اصلاح فرایند آموزش و پرورش با موفقیت شغلی آنها
تعیین رابطه آگاهی مدیران از هدف فراهم نمودن امکانات برای بروز خلاقیت و ابتکار با موفقیت شغلی آنها
تعیین رابطه آگاهی مدیران از هدف ایجاد هماهنگی بین منابع و فعالیت‌های سازمان آموزشی با موفقیت شغلی آنها
تعیین سهم آگاهی مدیران از اهداف مدیریت آموزشی در پیش بینی موفقیت شغلی آنها

۱-۵- سوالات پژوهش

چه میزان مدیران از اهداف مدیریت آموزشی آگاهی دارند؟
آیا بین آگاهی مدیران از هدف راهنمایی اعضای سازمان برای تشخیص و درک بهتر هدف‌هابا موفقیت شغلی آنها رابطه معنی داری وجود دارد؟
آیا بین آگاهی مدیران از هدف حمایت از اعضای سازمان آموزشی با موفقیت شغلی آنها رابطه معنی داری وجود دارد؟
آیا بین آگاهی مدیران از هدف مشارکت افراد در تصمیم‌گیری با موفقیت شغلی آنها رابطه معنی داری وجود دارد؟
آیا بین آگاهی مدیران از هدف ایجاد روابط انسانی مطلوب و احترام متقابل با موفقیت شغلی آنها رابطه معنی داری وجود دارد؟
آیا بین آگاهی مدیران از هدف شناخت نیازها و حل مشکلات دانش‌آموزان با موفقیت شغلی آنها رابطه معنی داری وجود دارد؟

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:20:00 ق.ظ ]




انتظار شکست، کناره گیری و اجتناب از مسئولیت های خود، احساس فقدان کنترل و ناتوانی، احساس فزونی خواسته های دیگران، فقدان تمایل به پیشرفت، افزایش وابستگی به دیگران.

 

 

 

۲-۳-۵ شیوع افسردگی
افسردگی شایع ترین اختلال روانی است . بر اساس برآوردهای انجام گرفته ۲۰تا۲۵ درصد از مردم دوره های از افسردگی را در لحظه های از عمر خود تجربه می نمایند ( گوتلیب[۶۷] ، ۲۰۰۱).
هیرنگن[۶۸] و همکارانش ( ۲۰۰۲، به نقل از گوتلیب، ۲۰۰۱) در تحقیقات خود نشان دادند که حدود ۲۰ درصد از نوجوانان ۱۳ تا ۱۹ ساله قبل از ۱۸ سالگی حداقل یک بار به افسردگی مبتلا شده اند
خطر یک بار ابتلا به افسردگی در زنان ۴ تا ۱۰ درصد ودر مردان ۲تا ۵ /۳ درصداست. خطر ابتلا به افسردگی در طول عمر زنان ۱۰ تا ۲۶ درصد مردان ۵ تا ۱۲ درصد. این ارقام نشان می دهند تقریباً یک چهارم یا یک پنجم افراد ، در طول زندگی خود، گاهی به یکی از انواع افسردگی دچار می شوند . این آمارها همچنین مشخص می کنند که شیوع افسردگی ، در زنان سه برابر مردان است . تحقیقات جدید نشان می دهد میزان ونرخ ابتلا به افسردگی در قرن بیستم سیر صعودی داشته است ، ولی دلیل آن هنوز کاملاً مشخص نیست . تغییرات اقتصادی- اجتماعی ، از هم پاشیدن خانواده واجتماعات ، فقدان امیدواری در نسل جوان جامعه ، به ویژه در بین بیکاران ، وافزایش سطح توقعات ، همگی می توانند در این مسأله دخیل باشند( گیلبرت[۶۹] ، ۲۰۰۷؛ به نقل از گوتلیب ، ۲۰۰۱).
اختلالات افسردگی واضطراب شیوع بالایی دارند. شیوع مادام العمر اختلال افسردگی عمده ۲۵-۱۰ درصد برای زنان و۱۲-۵ درصد برای مردان گزارش شده است.( رفیعی ورضایی،۱۳۷۸).
پایان نامه - مقاله - پروژه
افسردگی رایج ترین اختلال روانی است به گونه ای که تقریباً ۳۳۰ میلیون نفر در جهان از افسردگی رنج می برند و سالانه ۸۰۰ هزار خودکشی ناشی از افسردگی اتفاق می افتد( کوینگ[۷۰] ، ۲۰۰۱).
به کدام دلایل احتمال ابتلای زنان به افسردگی بیشتر از مردان است؟
زنان بیشتر از مردان دچار افسردگی می شوند. در واقع نسبت افسردگی در زنان دو برابر مردان است. اختلال افسردگی در میان دو جنس در موارد مربوط به اثرات بالینی بیماران مورد درمان واقع شده ، بررسی های اجتماعی افرادی که تحت درمان قرار نگرفته بودند، مطالعات منجر به خودکشی و اقدامات منجر به خودکشی ، یا واکنشی نسبت به داغدیدگی ملاحظه گردیده است. این تفاوت افسردگی در بین دو جنس نه فقط در ایالات متحده و کانادا یا اروپای غربی ، بلکه به صورت جهانی وجود داشته است . زنان بیشتر از مردان از تسهیلات دارویی استفاده می کنند. بنابراین ممکن است بدین دلیل عده زنان افسرده بیشتر از مردان باشدکه عده بیشتری از آنان برای معالجه مراجعه می کنند. در بعضی از افسردگی ها تصور می شود که از طریق ژن های مربوط به کرومزوم x منتقل می شود. اگر افسردگی وابسته به کرومزوم xاست این موضوع می تواند تبیینی برای نسبت جنسی باشد، زیرا زنان دارای دو کرومزوم x هستند و بدین ترتیب بیشتر از مردان که یک کرومزوم x و یک کرومزوم y دارند تحت تأثیر قرار می گیرند . بعضی عوامل اجتماعی ، به عنوان عوامل مربوط به افسردگی شناخته شده اند ، این عوامل عبارتند از : شغل و تحصیل پایین داشتن ، تحت نظارت وسرپرستی بسیار کم بودن ، فعالیت های تفریحی اندک داشتن ، به بیماری های ساری وجاری مبتلا بودن که زنان بیشتر از مردان در معرض چنین عواملی قرار دارند، حتی وقتی که این متغیرها کنترل گردیده اند میزان افسردگی در زنان بالاتر از مردان بوده است. در حالی که مردان افسرده تمایل بیشتری به کناره گیری و شکایات بدنی دارند، زنان بیشتر خودانتقادگر بوده و احساس عدم کفایت می کنند. هامن و پترز[۷۱] دریافتند که افراد نسبت به مردان افسرده با احتمال کمتری در جستجوی کمک بر می آیند، حتی از طریق دوستان( آزاد ، ۱۳۸۲).
۲-۳-۶ افسردگی درون زاد در مقابل افسردگی واکنشی
همه محققان ودرمانگران بین انواع افسردگی درون زاد و واکنشی تمایز قائل شده اند . افسردگی درون زاد نوعی افسردگی است که به تدریج وبه علت عوامل درونی وبیولوژیک به وجود می آید . افسردگی واکنشی [۷۲] نوعی افسردگی است که به طور ناگهانی در اثر رویداد دردناکی مانند مرگ یک فرد مورد علاقه رخ می دهد( جیمز کالات[۷۳] ، ۱۳۷۸).
۲-۳-۷ افسردگی فصلی[۷۴]
نوعی افسردگی که با کوتاه شدن روزها در زمستان و پاییز سر می رسد ودر تابستان وبهار از بین می رود به اختلال عاطفی فصلی نیز معروف است باکندی روانی- حرکتی مشخص می شود وبا متابولیسم ملاتونین رابطه دارد با مواجهه با نور مصنوعی و درخشان به مدت ۲تا ۶ روز درمان می شود و همچنین به عنوان قسمتی از اختلال دو قطبی I,II اتفاق می افتد( کاپلان وسادوک ، ۲۰۰۳).
۲-۳-۸ تشخیص افتراقی برای افسردگی
این اختلال را باید از موارد زیر افتراق داد:
غمگینی طبیعی: افتراق اختلال افسردگی از غمگینی طبیعی بستگی به وجود سایر علائم سندرم اختلال افسردگی دارد.
سوگ [۷۵] : با اینکه اختلال افسردگی از بسیاری جهات شبیه به داغدیدگی بدون عارضه است ، ولی بدبینی شدید ، افکار خودکشی ، احساس گناه شدید ، و علایم روان پریشانه در سوگ نادر هستند . علائم شدیدی که بیش از دو ماه پس از داغدیدگی ادامه پیدا کنند احتمال اختلال افسردگی را مطرح می نمایند.
اختلال اضطراب[۷۶] : اختلالات افسردگی خفیف را گاه به سختی می توان از اختلالات اضطرابی افتراق داد .تشخیص[۷۷] دقیق، به ارزیابی شدت علائم اضطراب وافسردگی و همچنین به ترتیب ظهور آنها بستگی دارد . هنگامی که علائم بارز فوبیک یا وسواسی وجود دارند نیز مشکلات مشابهی بروز می کنند.
اسکیزوفرنی[۷۸] : تشخیص افتراقی اختلال افسردگی از اسکیزوفرنی، به جستجوی دقیق تظاهرات خاص این نوع اختلال بستگی دارد . در صورتی که بیمار توأماً دچار علائم افسردگی و هذیان های گزند و آسیب باشد تشخیص به سادگی امکان پذیر نیست ، ولی معمولاً با معاینه دقیق وضعیت روانی و تعیین اینکه آیا هذیان ها پس از علائم افسردگی ایجاد شده اند وبا آن همخوانی دارند یا قبل از علائم افسردگی ظاهر شده وبا اختلال خلقی همخوانی ندارند، می توان این دو حالت را از همدیگر افتراق داد. برخی از بیماران دارای علائمی از هردو اختلال افسردگی و اسکیزوفرنی هستند که اختلال اسکیزو افکتیو نامیده می شود.
دمانس[۷۹] : در سنین میانسالی وسالمندی ، اختلالات افسردگی را به سختی می توان از دمانس افتراق داد . چون برخی بیماران مبتلا به اختلال افسردگی از مشکلات شدید حافظه شکایت می کنند ودر بعضی بیماران مبتلا به دمانس رخ می دهدکه ضعف تمرکز منجر به یادسپاری ناکافی می گردد این دو آزمون های دقیق حافظه، غالباً می توانند به افتراق میان این دو حالت کمک کنند ؛ در موارد مشکوک می توان از آزمون های روانشناختی استاندارد استفاده کرد ، ولی حتی این آزمون ها نیز ممکن است نتیجه قطعی را به ما ندهند. در صورتی که اختلال حافظه پس از بهبود وطبیعی شدن خلق برطرف نگردد، احتمال وجود دمانس مطرح می گردد.
سوء مصرف مواد[۸۰] : علائم افسردگی در میان افرادی که اقدام به سوء مصرف مواد می کنند شایع است وبرخی از بیماران مبتلا به اختلال افسردگی برای برطرف کردن ناراحتی خود به سوء مصرف الکل یا داروهای غیر مجاز روی می آورند. در این حالت باید توالی ظهور علائم افسردگی و سوء مصرف موارد را مشخص کرد و نیز وجود سایر تظاهرات اختلال افسردگی به غیر از خلق پایین را نیز بررسی نمود(گلدر، مایو[۸۱] ، گرس به نقل از کاپلان ، ۲۰۰۵ ).
۲-۳-۹ منظور از افسردگی حاد یا گذرا چیست؟
افسردگی حاد که عموماً باغمگینی ، اندوه و غم زدگی همراه است، همواره کوتاه ، شدید و درعین حال ناخوشایند و ناراحت کننده است و موجب تغییرات خلقی می گردد. این افسردگی عموماً گذرا بوده و در مدت زمان قابل پیش بینی بهبود می یابد. البته بعضاً ممکن است هفته ها یا چندین ماه طول بکشد اما در غالب موارد ، شدت ومدت واکنش افسردگی متناسب با نوع وشدت عامل ایجاد کننده افسردگی است . واکنش افسردگی حاد و گذرا ممکن است بسیار خفیف باشد ، مانند چند ساعت غمگینی وغم زدگی ، یک احساس موقت طرد شدگی ، احساس موقت یأس ونا امیدی، البته چنانچه استرس وفشار روانی وارد آمده به فرد بسیار قوی بوده ویا شخص نسبت به آن حساسیت خاصی داشته باشد ممکن است واکنش افسردگی نسبتاً شدید باشد . در واقع باید توجه داشت دوره های حاد ودر عین حال گذرای واکنش افسردگی ، بستری برای بروز احساسات شدید و استرس ها وفشارهای روانی قوی بوده واساساً یک واکنش طبیعی وعادی در مقابل برخی اتفاقات غیر مترقبه و تحولات وتغییرات مهم زندگی مثل ازدست دادن برخی از نزدیکان و محبوبان ویا تحمل خسارت های شدید اقتصادی است . باید توجه داشت که بعضی اتفاقات وحوادث ناگوار و ناخوشایند مانند مرگ پدرومادر ، همسر ، بیماری شدیدو صعب العلاج فرزندان و برادر وخواهر ، شکست های مکرر در امتحانات نهایی ورود به دانشگاهها ، ناکامی های مکرر در بدست آوردن کار مناسب ویا از دست دادن شغل ویا تحمل خسارت های شدید اقتصادی، برای همه پاشیده شدن کانون گرم خانوادگی ، طلاق وجدایی به عنوان یک پدیده ناخوشایند می تواند موجبات افسردگی قابل توجه را به همراه داشته باشد( افروز ، ۱۳۸۶).
۲-۳-۱۰ حملات افسردگی
تعدادی از متخصصان معتقدند که شدت حملات افسردگی در بیماری مانیک- دپرسیو را می توان به سه درجه تقسیم نمود : ۱- افسردگی ساده[۸۲] ۲- افسردگی حاد [۸۳] ۳- افسردگی بهت زده [۸۴] . این سه حالت از یکدیگر کاملاً مجزا نیستند، بلکه تا حدی در یکدیگد ادغام می شوند. البته یک نوع دیگر افسردگی نیز ذکر شده است که افسردگی پیری نام دارد.
افسردگی ساده : در این درجه از افسردگی ، فرد تا حدی مضطرب وغمگین است و نسبت به مسائل زندگی بی علاقگی و بی تفاوتی مشهودی از خود نشان می دهد . همواره احساس گناه وبی حوصلگی می کند، حرفهایش یکنواخت وخسته کننده است . قوای عقلانی او مانند هوش، حافظه ، شناخت زمان و مکان دست نخورده است ، وعلائم توهم وهذیان در او یافت نمی شود . بیمار سعی می کند که با افسردگی خود مبارزه کند، معمولاً اگر به درمان نیاز باشد . درمان سرپایی می تواند به رفع آن کمک کند. گاهی هم بدون درمان وبر اثر مرور زمان ویا تغییر شرایط، این حالت بهبود می یابد.
افسردگی حاد : حالات بارز افسردگی حاد عبارتند از : استیصال، به بن بست رسیدن در زندگی ، غم سنگین ، احساس درماندگی بسیار شدید ، تا آنجا که هر واکنش مشهود جسمانی وجود دارد؛ یکی اینکه بیمار مدت ها غم زده وبی توجه به خود ودیگران در گوشه ای می نشیند یا می ایستد . دوم اینکه دائم قدم می زند و دست ها را به یکدیگر می مالد ، موهای خود را می کند ویا با لباس خود بازی می کند . چهره بیمار زرد و تکیده وبی حالت می شود و چروک های بالا و پایین چشم هایش مشخص هستند. اغلب دائماً گریه می کنند ، کم حرف می زنند ، وبا جواب های یکنواخت و کوتاه وصدای خسته و گرفته پاسخ می دهند. این کندی در جواب دادن پاسخ ، کوتاهی وغیر عادی بودن پاسخ ، گاهی بیمار افسرده را عقب مانده ذهنی می نمایاند. در حالی که غالباً چنین نیست ، و فقط در حالت افسردگی بسیار بدبینانه وبیمار گونه است که بیمار دائماً احساس خستگی ، ناتوانی وبی میلی به زندگی دارد.
افسردگی بهت زده : این حالت ، شدید ترین درجه افسردگی است وفقط در تعداد معدودی از انسان ها دیده می شود. بیمار افسرد بهت زده اگر درمان نشود ، مدت ها بی حرکت و بدون هیچ گونه واکنشی می ماند و حتی باید با وسایل پزشکی به او غذا داد. در هر درجه ازافسردگی، غالباً حالت خشم وجود دارد ، البته گاهی ناخوداگاه است . احساس خشم ، عامل مهمی است در ایجاد افسردگی ، زیرا به قول بسیاری از روانشناسان پویا ، افسردگی عبارت است از خشم فرو خورده . در بیشتر این بیماران جهت خشم به جای آنکه به طرف محیط بیرون از بیمار باشد ، متوجه درون او می شود وافسردگی را بروز می دهد . در حالت افسردگی فرد احساس غم وناراحتی می کند . گاه این حالت از افسردگی با بی میلی نسبت به لذات زندگی ممکن است به طور نسبی تداوم یابد ویا متفاوت باشد ؛ بدین معنی که قبل یا بعد از آن ، علائق ، فعالیت ها ورفتار های سالمی وجود داشته باشد. در اختلالات دیستمیک هیچگونه توهم وهذیانی دیده نمی شود ، لکن بسیاری از این افراد ، دچار اختلال شخصیت [۸۵] نیز هستند( شاملو ، ۱۳۸۶)
۲-۳-۱۱ ملاک های تشخیص برای انواع افسردگی
اختلال افسردگی اساسی : DSM-IV-IR[86] ملاک های برای دوره افسردگی اساسی جدا از ملاک های تشخیصی برای تشخیص های وابسته به افسردگی ، ذکر کرده ونیز فهرست معرف های شدت افسردگی را برای دوره افسردگی اساسی آورده است:
جدول(۲-۲): ملاکهای تشخیصی DSM-IV-IR برای دوره افسردگی اساسی

 

 

A – پنج تا (یا بیشتر) ازعلائم زیر در یک دوره دو هفته ای وجود داشته اند ونشان دهنده تغییر از سطح عملکرد قبلی هستند ؛ حداقل یکی از علائم یا به صورت (۱) خلق افسرده یا (۲) از دست دادن علاقه واحساس لذت است. توجه : علائمی را که به وضوح ناشی از یک اختلال طبی عمومی هستند ، یا هذیانها و توهمات ناهماهنگ با خلق را به حساب نیاورید.
۱)خلق افسرده در اکثر مواقع روز ، یا به گزارش ذهنی یا مشاهدات دیگران . توجه در کودکان ونوجوانان ممکن است به صورت تحریک پذیر باشد.
۲) کاهش قابل ملاحظه علاقه یا احساس لذت نسبت به تمام ، یا تقریباً تمام فعالیت ها در قسمت عمده روز .
۳) کاهش قابل ملاحظه وزن بدون پرهیز یا رژیم غذایی یا افزایش وزن یا کاهش ویا افزایش اشتها.
توجه : در کودکان عدم بالا رفتن مورد انتظار وزن را در نظر بگیرید.
۴) بی خوابی یا پرخوابی تقریباً هرروز.
۵) تحریک یا کندی روانی – حرکتی تقریباً هرروز.
۶)خستگی یا فقدان انرژی تقریباً هرروز.
۷) احساس بی ارزشی یا گناه بی جا.
۸) کاهش توانایی تفکر یا تمرکز، یا بلا تصمیمی ، تقریباً هرروز.
۹) افکار تکرار شونده مرگ.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:19:00 ق.ظ ]




۶-بکارگیری برنامه های کاربردی وتمرینات عملی برای مقابله با موقعیتهای پر خطر پس از آموزش منظم مهارتهای زندگی از جمله مهارت حل مسئله،جرات ورزی
پایان نامه - مقاله - پروژه
ویلز وهمکاران[۵۰] (۲۰۰۴)پژوهشی تحت عنوان بررسی رابطه بین مشروبات الکلی(کجا،با چه کسی و چه مقدار مصرف مواد)با میزان پرخاشگری در دانشجویان دانشگاه کانادا بکار برد ونتایج پژوهش نشان دادتعداددفعات بالای مصرف مشروبات الکلی در دانشجویان پسر در محیط های مهییج مانند میخانه ها بیشترین تاثیر را بر شدت رفتارهای پرخاشگرانه در افراد وابسته به موادرادارد.
وایت[۵۱](۲۰۰۵)پژوهشی تحت عنوان بررسی اثرات شدید وبلند مدت مصرف مواد مخدر بر میزان پرخاشگری در دوران نوجوانی و دوران بزرگسالی بکار برد ونتایج پژوهش نشان داد میزان شدت پرخاشگری در افراد وابسته به مواد مخدر در دوران نوجوانی بیشترین میزان را در مقایسه با دوران جوانی دارد.
ساتسیگلووهمکاران[۵۲] (۲۰۰۹)پژوهشی تحت عنوان رابطه بین میزان مصرف نیکوتین ومیزان پرخاشگری در مردان الکلیسم بستری در ترکیه بکار بردونتایج پژوهش نشان داد سیگار کشیدن همراه با مصرف مشروبات الکلی باعث افزایش شدت رفتارهای پزخاشگرانه در افراد وابسته به موادمی شود.
۲-۱۳-جمع بندی:
درمجموع با مروری بر مطالعات انجام شده در زمینه های آموزش مهارت حل مسئله بر افراد وابسته به مواد ،بررسی میزان عودوپرخاشگری درافراد وابسته به مواد واز تحقیقات ذکر شده درزمینه ارتباط بااین متغیرها، اینگونه استنباط می شود که پژوهشهای مطرح شده کمتر به اثربخشی آموزش مشاوره گروهی مهارت حل مسئله بر کاهش عود وپرخاشگری درافراد وابسته به مواد توجه کرده اند بنابراین دررابطه با موضوع تحقیق حاضر درجستجوی پایان نامه ها ومقلات علمی داخلی وخارجی ،تحقیقی که به طور همزمان به اثر بخشی آموزش مشاوره گروهی مهارت حل مسئله برکاهش میزان عود وپرخاشگری درافراد وابسته به مواد پرداخته باشد،توسط پژوهشگر یافت نشد .لذا باتوجه به آنچه مطرح شد وهمچنین بر حسب علاقه وکار پژوهشگر باافراد وابسته مواد دراداره بهزیستی،تحقیق حاضر درصدداست تا به بررسی اثر بخشی آموزش مشاوره گروهی مهارت حل مسئله برکاهش میزان عود وپرخاشگری درافراد وابسته به مواد بپردازد.محقق امیدواراست این پژوهش بتواند خلاءتحقیقی موجود دراین زمینه راجبران کند.
۳-۱-مقدمه:
دراین فصل اطلاعات مربوط به این پژوهش ازقبیل بیان طرح تحقیق ،دیاگرام طرح،خلاصه جلسات هردوگروه،جامعه آماری،تعیین حجم نمونه وروش نمونه گیری،ابزارهای بکاررفته،روش اجراوروش های تجزیه وتحلیل آماری آورده شده است.
۳-۲-طرح پژوهش
پژوهش حاضر نوع آزمایشی (شبه آزمایشی )باطرح پیش آزمون،پس آزمون با گروه آزمایش وگواه می باشد.
۳-۳-دیاگرام طرح

 

پس آزمون متغیر مشخص پیش آزمون انتخاب تصادفی گروه ها
T2 X T1 R آزمایش
T2 ۱ X T1 R گواه

۳-۴-جامعه آماری ونمونه مورد بررسی:
جامعه آماری پژوهش حاضر عبارت است از کلیه افراد وابسته به مواد مراجعه کننده به مرکز خود معرف در اداره بهزیستی شهر شیراز که از نیمه ارد یبهشت ماه تا نیمه تیر ماه ۱۳۸۸(۲ماهه) جهت سم زدایی مراجع نموده اند، که در مجموع ۱۲۶ نفر راشامل می شوند.
۳-۵-نمونه وروش نمونه گیری
نمونه مورد بررسی عبارت است از ۳۰نفر از افراد وابسته به مواد که با نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند وبه صورت تصادفی به دوگروه گواه وآزمایش تقسیم شدند ،تمام افراد
براساس ۸ جنبه که عبارتنداز:سن،جنس،تحصیلات،شغل،میزان مصرف مواد مخدر ،نوع مصرف،تعدادترکهای قبلی،علت مصرف مجدددرترک قبلی همتاسازی وانتخاب شدندوهردوگروه ۱۲جلسه درمان گروهی به مدت ۹۰ دقیقه دریافت نمودند وبرای گروه آزمایش متغیر مستقل حل مسئله اعمال شد وگروه گواه آموزش خاصی دریافت نکردند.
۳-۶-خلاصه جلسات هر دوگروه

 

جلسات گروه آزمایش گروه کنترل
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:19:00 ق.ظ ]




برونگراها نسبت به علایم پیشبینیکنندهی پاداش بسیار حساس هستند، درحالیکه درونگراها نسبت به علایم پیشبینیکنندهی تنبیه حساس هستند( شفیعی و زارع، ۱۳۹۱: ۱۲). شاید به همین دلیل باشد که افراد برونگرا به محرکهای هیجانی مثبت، مانند چهرهی هیجانی شاد توجه میکنند. گرایش به شادی همایند با صفت برونگرایی است(همان : ۱۹).
چشم در غزلیات سعدی و حافظ ظرف اشک واقع شده که بیانگر غم و اندوه عاشقانه است. مضمون سازی پیرامون اشک هم در شعر این دو شاعر شباهتهای زیادی دارد که برآمده از سنت شعر فارسی است که در آن به خاطر جنبهی تراژیک عشق، به گریستن عاشق توجه ویژهای شده است. روحیه شاداب سعدی با این سنت شعری ناسازگار است. هرچند ابیاتی مبالغهآمیز در این زمینه دارد؛ اما از وررای واژگان و تصویرسازیهای سعدی پیرامون گریه میتوان به نگاه منفی او نسبت به گریه و تمایلش به روحیه شاد پی برد؛ اما حافظ دیدهی خود را «غمپرست»(۲۹۴/۲) میخواند و «پر آب»بودن را برای آن اولی میداند (۴۶۶/۳).
پایان نامه - مقاله
سعدی قطرهی اشک در چشم را با عبارات «با نم بودن»(۵۴۲/۵) و «آب چکیدن خانهچشم»(۸۲/۱۰) تصویر میکند و حافظ میگوید:«اشکم احرام طواف حرمت میبندد»(۷۰/۲). مبالغه در گریه کردن را حافظ با تشبیه آن به دریا (گشت هر گوشهی چشم از غم دل دریایی۴۹۰/۷) و سعدی با تشبیه آن به ناودان( ناودان چشم رنجوران عشق… ۷۰/۴) بیان کرده است. بار عاطفی و معانی ضمنی این دو تصویر (آب چکیدن سقف خانه و زیارت خانهی خدا / ناودان و دریا) میتواند بیانگر نگاه منفی سعدی و نگاه مثبت حافظ به گریستن و غم و اندوه نیز باشد.
واژگان و تصاویر شعری حتی اگر هم معنی هم باشند باز «از لحاظ قدرت تأثیر و قلمرو تداعی و تفسیر پذیری با هم یکسان نیستند. بعضی از واژهها قدرت القایی ویژهای دارند؛ مثلاً واژهی «خون» مفاهیم ضمنی و پیرامونی فراوانی همچون مرگ، زندگی، زخم و درد، قربانی، شهادت، جنگ و … را تداعی میکند؛ اما واژهی «روغن» حوزهی تداعی چندان گستردهای ندارد. واژهی «آینه»، در تاریخ زبان فارسی سرشار از تجربه های مختلف عارفانه و شاعرانه و معانی ضمنی است؛ مثل دل، یکرنگی، صداقت، بینقشی و نقشپذیری و … اما «شیشه» به اندازهی آینه غماز نیست و تداعیهای چندانی ندارد»(فتوحی، ۱۳۸۹: ۵۰). در تصویرگریستن در شعر حافظ، مفاهیمی چون گستردگی، عظمت، فراگیری، معنویت و خدا منعکس میشود؛ اما تصویر گریستن در سخن سعدی بیشتر ابداع خود اوست.
تأکید حافظ بر شاد بودن نیز بیانگر آن است که او سایهی غم و اندوهی عمیق را بر روی زندگی انسان احساس میکند؛ برای همین توصیه میکند که باید با وجود غم روزگار؛ برخلاف جریان آب شنا کرد و شاد بود. اما سعدی با روحیهی برونگرایی که دارد، زندگی را شاد و لذتبخش میبیند.
۴)گزینش و عدم گزینش
«برونگراها از هر نوع محرک خارجی استقبال میکنند و بعد آنچه توجهشان را جلب نکند به راحتی کنار میگذارند؛ اما چون درونگراها به مراتب گزینشیتر عمل میکنند، معمولاً به مقدار معینی از محرکهای خارجی اجازهی ورود میدهند. اطلاعات یا محرکهایی که به موضوعات مورد علاقهی آنها ربطی نداشته باشد، به هیچوجه اجازهی ورود پیدا نمیکند… میتوان گفت که وسعت عطیهی برونگرایی و عمق ویژگی اصلی درونگرایی است»(تیگر، ۱۳۹۰: ۲۶و ۲۳).
در چشم سعدی غیر از معشوق موارد متعددی نیز ورود پیدا کرده و حضور دارند: مثل «گل و ماه و پری»(۵۵۴/۳)، گل و سرو(۵۸۲/۶)، «دو جهان»(۶۲۰/۷)، سرو و بوستان(۱۱۸/۳ و ۳۳۸/۹) و لعل(۴۲۶/۷). این موارد با معشوق مقایسه و در نهایت کنار گذاشته میشوند. سعدی میگوید: «چون دیگران نروی ز دل چون روی ز چشم» (۵۷۰/۵) که نشان میدهد در چشم و دل سعدی غیر از معشوق دیگران هم حضور دارند؛ منتها حضور دیگران موقتی و حضور معشوق دایمی است. حافظ دربارهی چشم میگوید که «خانه خانهی توست»(۳۴/۱). غیر از معشوق کسی اجازهی ورود به حجم نگاه حافظ را ندارد؛ مگر آنکه مجوز خود را از معشوق بگیرد:« مرا به کار جهان هرگز التفات نبود/ رخ تو در نظر من چنین خوشش آراست»(۲۲/۵).
۵)مرکز / حاشیه
برونگراها از بودن در مرکز کار لذت میبرند؛ اما درونگراها دوست دارند در پشت صحنه باشند تا در مرکز توجه(تیگر، ۱۳۹۰: ۲۳).
سعدی خود را به عنوان مظروفِ چشمِ معشوق مطرح میکند؛ اما چشم معشوقِ حافظ، ظرف عاشق نیست. سعدی میگوید: «آخر نگاهی باز کن»(عدم حضور در چشم معشوق) در ادامه میگوید «وقتی که بر ما بگذری»(۲۵۸/۱) یعنی خود را در مسیر عبور معشوق و به ناگزیر در میدان دید او قرار میدهد. «گر در نظرت بسوخت سعدی/ مه را چه غم از هلاک کتان»(۲۶۲/۳)؛ سوختن در حجم نظر یعنی نابود شدن و نابود شدن به دنبال بودن و حضور اتفاق میافتد. «در دو لختی چشمان شوخ دلبندت/ چه کردهام که به رویم نمیگشایی باز»(۵۷۴/۳)واژهی «باز» نشان میدهد که قبلاً درِ چشم معشوق، به روی او گشوده بوده است. همین مضمون را حافظ بدین شکل میگوید:«گوشهی چشم رضایی به منت باز نشد»(۴۵۰/۲).
سعدی میگوید: «به قهرم از نظر خویشتن مران ای دوست»(۴۱۴/۷)؛ حافظ «از نظر راندن» را بهکار برده؛ اما به جای مطرح «من»، از واژهی کلی «گدا» استفاده کرده است: «به ملازمان سلطان که رساند این دعا را/ که به شکر پادشاهی ز نظر مران گدارا»(۶/۱)، در این بیت فرستادن پیغام (با پیک نا معین) نشان میدهد که گوینده در مرکز دید شخص مورد نظر و حتی شخص پیامرسان قرار ندارد. واژهی گدا را میتوان دو گونه معنی کرد:۱٫حافظ و ۲٫هر فرد محتاج و نیازمند. معنی دوم عدم حضور حافظ را تقویت میکند، یعنی حافظ هم خود در حجم نگاه فرد مورد نظر (سلطان) حضور ندارد و حتی به ملازمانش نیز دسترسی ندارد و هم درخواست توجه برای خود او نیست. اگر گدا را در معنی ایهامی اول، یعنی استعاره از حافظ فرض کنیم، بیانگر تواضع و فروتنی اوست که تواضع با دیده نشدن تناسب دارد. البته حافظ به شیوهی رندانهی خود گاه به ظاهر از خود و به تلویح از دیگران سخن میگوید.
حافظ در مواردی از حضور خود میگوید، اما حضور فیزیکی مطرح نیست:
به صورت از نظر ما اگرچه محجوب است همیشه در نظر خاطر مرفه ماست(۲۳/۶). «به صورت از نظر محجوب بودن» دلیل بر عدم حضور فیزیکی است. این امر، از بیت بعدی این مثال نیز قابل استنباط است: «اگر به سالی حافظ دری زند بگشای/ که سالهاست مشتاق روی چون مه ماست»(۲۳/۷).
۴-۱-۲-۴-۲٫ نگاه متفکرانهی سعدی و نگاه احساسی حافظ
نگاه متفکرانه، نگاهی عینی، منطقی و منصفانه به پدیدههاست. نگاهی که بیطرفی خود را حفظ میکند. نگاه احساسی ذهنی است و تحت تأثیر جاذبههای عاطفی قرار دارد و جنبهی شخصی و جانبدارانه به خود میگیرد.
نگاه متفکرانهی سعدی با سنجش و ارزیابی پدیده ها همراه است: معشوق از گل و ماه و پری در چشم او زیباتر است(۵۵۴/۳)؛ سرو با قامت زیبای معشوق مقایسه میشود و از چشم طبعش میافتد(۱۱۸/۳)؛ درمقایسه با صنوبر بیخگرفته در دل، سرو و بوستان جملگی از حجم نگاه بیرون رانده میشوند(۳۳۸/۹)؛ اگر گل و سرو به چشم عاشق در نمیآیند به خاطر آن است که معشوق زیبایی هر دو را یکجا در خود دارد و «سرو گلبو» نامیده میشود(۵۸۲/۶). حضور و سنجش و ارزیابی قیاسی مظروفهای مختلف در ظرف چشم عاشق دریک چهارم غزلیات حافظ حتی یک مورد هم مشاهده نشد.
«برای متفکرها حرف اول و آخر را منطق میزند»(تیگر، ۱۳۹۰: ۳۸). سخن سعدی در حوزهی نگاه با استدلال منطقی همراه است:«راستی خواهی سر از من تافتن بودی صواب/ گر چو کژبینان به چشم ناصوابت دیدمی»(۵۱۴/۵).
خستگی حافظ از غم عشق و دور کردن معشوق از حجم نگاه، با آن همه ارزش و اعتباری که معشوق دارد، منطقی به نظر نمیرسد و بیانگر نگاه احساسی اوست: «من آن شاخ صنوبر را ز باغ دیــده بر کندم/ که هر گل کز غمش بشکفت محنت بار میآورد»(۱۴۶/۲). در بیت زیر ترکیب «رخ تو» بیانگر تأثیر احساسات در تغییر نگرش حافظ به دنیاست:
مرا به کـــار جهان هرگز التفات نبود رخ تو در نظر من چنین خوشش آراست(۲۲/۵).
سعدی بارها نگاه مستقیم به معشوق را برابر با مطالعه و تأمل در زیبایی او دانسته است که بیانگر نگاه متفکرانهی اوست:
یا پردهای به چشم تأمــل فرو گــذار یا دل بنه که پرده ز کــارت برافکنند(۲۰۶/۶)
چشم تدبیرم نمیبیند طریق مـصلحت جرم بخشایا به توفیقم چراغی پیش دار(۴۶/۷)
بسی مطالعه کـــــردیم نقش عالم را ز هرچه در نظر آید به حسن ممتازی(۳۱۷/۵).
سعدی صفت «کوتاه» را برای ظرف چشم بهکار میبرد، صفتی که در تداول عامیانه برای واژه های «فکر» و «نظر» به کار میرود:«به چشم کوته اغیار در نمیگنجند…»(۴۲/۴). سعدی واژهی «نظر» را بسیار بیشتر از دیگر واژگان حوزهی بینایی برای مفهوم «دیدن زیبایی» بهکار میگیرد. «در فارسی چشم به عنوان عضوی از بدن با مفهوم ذهن و اندیشه همراه نیست و بیشتر دریافتهای رایج مانند دیدن و نگاه کردن نیز با اندیشیدن همراه نیستند؛ ولی در عوض کلمهی نظر به عقیده و ایده اشاره دارد که در حوزهی تفکر جای میگیرد. این کلمه چنان با عقیده تداعی میشود که گاه ارتباط خود را با فعل دیدن از دست میدهد»(شریفیان، ۱۳۹۱: ۱۵۴).
«احساسیها نخست به دنبال نقاط اشتراک و توافق میگردند و بعد از اینکه نوعی احساس هماهنگی به وجود آمد، به بحث دربارهی نقاط اختلاف میپردازند؛ اما متفکرها اول متوجه نقاط اختلاف میشوند و به آنها توجه میکنند و بعد اگر وقتی بود به نقاط اشتراک و توافق میپردازند»(تیگر، ۱۳۹۰: ۱۲۴).
ظرف چشم به همراه مظروف معشوق، نقطهای مثبت در حوزهی عشق به شمار میآید. حافظ ابتدا از این ظرف و مظروف حرف میزند و به دنبال آن از نتایج و شرایط ناخوشایند مرتبط با آن سخن میگوید: ابتدا میگوید که معشوق او نرگس باغ نظر است و سپس سرگران داشتن او را مطرح میکند(۴۵۰/۷)؛ ابتدا از نسیم زلف جانان به عنوان چراغ افروز چشم یاد میکند و سپس غم باد پریشانی را بر زبان میآورد(۴۷۴/۶)؛ اما سعدی ابتدا نقاط منفی را میگوید: «دلدارم آن پیمانگسل، منظور چشم آرام دل…»(۲۸۷/۷).
تقسیم نگاه به دو نوع احساسی و متفکرانه مثل تقسیمبندیهای دیگر مطلق نیست؛ بلکه به صورت یک پیوستار است. خطی که یک سر آن نگاه احساسی و سر دیگر آن نگاه متفکرانه میباشد.
نگاه حافظ را میتوان اوج نگاه احساسی دانست. چون شعر و به ویژه غزل عرصهی تبلور و توصیف احساسات است، نگاه سعدی هم گاه از قطبِ نگاه متفکرانه، فاصله میگیرد و به نگاه احساسی نزدیک میشود؛ مثلاً مواردی که میگوید نگاه عاشق واقعی عیوب معشوق را نمیبیند: هرچه آن قبیحتر بکند یار دوستروی داند که چشم دوست نبیند قباحتش(۱۳۸/۵).
۴-۱-۲-۴-۳٫ نگاه حسی سعدی و نگاه شهودی حافظ
نگاه حسی درخت را میبیند؛ اما نگاه شهودی جنگل را. نگاه حسی ذاتاً به آنچه در لحظه تجربه میکند، توجه دارد. اگر گُلی در برابر نگاه حسی قرار گیرد؛ درخشندگی رنگها، بافت نرم گلبرگها، بوی خوش و سبکی و شکنندگی آن دیده و توصیف میشود؛ اما همان گل اگر در برابر نگاه شهودی قرار بگیرد، صاحب نگاه را مثلاً به یاد مادربزرگش میاندازد؛ به عبارت دیگر نگاه شهودی به جای تمرکز بر آنچه هست، بلافاصله روی ارتباط خود با گل و آنچه برایش تداعی میشود، تمرکز میکند(تیگر، ۱۳۹۰: ۲۹).
در حوزهی مظروف معشوق و ظرف چشم، سعدی بیشتر به امور واقع و جزئیات توجه دارد؛ اما حافظ سعی میکند ارتباطات و معانی پوشیده و ضمنی را مطرح نماید. حافظ با دیدن هر گل نو سرانجام زندگی جسمانی در ذهنش تداعی میشود و «دیدهی اعتبار» نیز حاکی از نگاه شهودی اوست: «هر گل نو ز گلرخی یاد همیکند ولی/ گوش سخنشنو کجا، دیدهی اعتبار کو؟»(۴۱۴/۱۲). سعدی از چشم، پدیده های طبیعی و هر چیز دیگری برای توصیف هرچهدقیقتر معشوق بهره میجوید:
تو به آفتاب مانی ز کمال حسن و طلعت که نظر نمیتواند که ببیندت کماهی(۸۹/۴).
در ادبیات فارسی دل مظهر درک شهودی است و چشم نمایندهی حواس ظاهری و پرکاربردترین ابزار حسی برای درک واقعیت محسوب میشود. در غزلیات سعدی چشم و مظروفهایش بیشتر از دل و مظروفهایش به کار رفته و در غزلیات حافظ برعکس کاربرد دل فراوانتر است. حس بینایی در زیبایی شناسی سعدی ، مرتبهی نخستین را به خود اختصاص میدهد(صیادکوه، ۱۳۸۶: ۶۸). «تعداد افعال حسی مرتبط با بینایی در غزلیات حافظ ۱۵ فعل است درحالیکه این تعداد در غزلیات سعدی به ۵۰ فعل میرسد و ۲۴ مورد آن هم در لغتنامهها موجود نیست»(مادرشاهیان، ۱۳۸۹: ۱۶۳۰).
در سخن سعدی حجم دل بسیار تنگتر و برای اقامت معشوق نا مناسبتر از سر و چشم است و سعدی عاشقان را «تنگدلان» مینامد:
ای که در دل جای داری بر سر و چشمم نشین
کاندر آن بیغوله ترسم تنگ باشد جای تو(۶۶۲/۴).
در این روش که تویی دل چه جای خدمت توست؟
فراتر آی که ره در مـــیان جــان داری(۴۴۲/۷).
دور از تو در جــهان فـراخـم مــــــجال نیست
دنیا به چشم تنگدلان چشم سوزن است(۱۱۰/۶).

علاوه بر این، نظر و نظربازی در سخن سعدی در معنیِ لغتنامهای آن یعنی «نگریستن، نگریستن در چیزی به تأمل، چشم، نگاه، عنایت، التفات، تأیید، توجه، مدد و بصیرت»(دهخدا، ۱۳۷۳: ذیل واژه) بهکار رفته است؛ اما برای کاربرد آن در غزلیات حافظ معانی دیگری هم ذکر کردهاند:«حافظ شاعر است و شاعری هم نوعی نظربازی است؛ زیرا همانطور که واژهی نظر حاوی دو عنصر معرفت و زیبایی شناسی است، شعر هم حاوی دو عنصر شعور و درک زیبایی است. شعر در معنی هنری آن محل و جولانگاه خیال است و خیال در شعر حافظ موضوع و متعلق نظربازی است: در خیال این همه لعبت به هوس میبازم/ بو که صاحب نظری نام تماشا ببرد. مهمترین وجه نظربازی حافظ ناظر بر خلاقیت شعری اوست و حیرت بیخبران در نظربازی او، حیرت بیخبران در شعر و مضامین خیالی اوست»(محمدی آسیابادی، ۱۳۸۸: ۱۳۱-۱۳۰).
دیدگاه سعدی دربارهی زیبایی نیز با چشم و دیدن مرتبط است و برآمده از شخصیت و نگاه حسی اوست. او در بسیاری از موارد «زیبایی را به شکل و عین مربوط میداند نه ادراک فرد»(صیادکوه، ۱۳۸۶:۵۴):
ای موافق صورت و معنی که تا چشم من است
از تو زیباتر ندیدم روی و خوشتر موی را(۳۷۰/۳).
دیدگاه سعدی دربارهی زیبایی با دیدگاه غزالی و ابوحیان توحیدی تناسب دارد. غزالی میگوید :«زیبا در اصل، صورت ظاهریی است که به چشم ادراک میشود، هرچه باشد، بهگونهای است که موافق و ملایم با بینایی است»(شفیعی کدکنی، ۱۳۹۲: ۴۹۷). از نظر ابوحیان توحیدی، «انسان وقتی به لحاظ عاطفی از پدیدهای هنری لذت میبرد، در لحظهی تأثر عاطفی و یا ادراک جمالی عکسالعمل او شدیدتر است تا در غیاب آن پدیده. به همین دلیل وقتی انسان صورتی زیبا میبیند یا نغمهای خوشآهنگ میشنود، میگوید: به خدا سوگند تاکنون هرگز مثل آن را ندیدهام و نشنیدهام، با اینکه میداند که زیباتر از آن را دیده و خوشآهنگتر از آن را شنیده»(همان:۴۹۶).
حافظ زیبایی را با کلمهی «آن» بیان میکند که کسی آن را در مییابد که در علم نظر بینا باشد(۲۰۳/۴). در واقع در حوزهی زیبایی به «ادراک بیچگونه» معتقد است؛ یعنی نوعی معرفت بلاکیف و نوعی شناخت بیچگونه که یُدرَک و لایوصَف است و هرچه هست امری است اقناعی و نه اثباتی (همان:۶۷). این نوع ادراک با شخصیت شهودی تناسب دارد. حافظ بر خلاف سعدی که زیبایی را مظروف چشم میداند آن را مظروف طبع(= روح) میداند:
بس نکته غیر حسن بباید که تا کسی مقبول طبع مردم صاحبنظر شود(۲۲۶/۸).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:19:00 ق.ظ ]




۵-۵-پیشنهاد برای پژوهش­های آتی:
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
برای تکمیل مطالعه­ صورت گرفته در این پژوهش، چند پیشنهاد برای مطالعاتی که در آینده صورت خواهد گرفت مطرح می­ شود.

 

    1. اثر بحران مالی بر سهم تجارت دوجانبه خدمات از کل تجارت دوجانبه بین شرکای تجاری بررسی شود.

 

    1. میزان اثرگذاری بحران بر حجم تجارت دوجانبه در دو بخش خدمات و کالا مقایسه شود .

 

    1. اثر بحران مالی بر سهم تجارت دوجانبه خدمات گردشگری از کل تجارت دوجانبه خدمات بین شرکای تجاری مطرح شده در این پژوهش بررسی شود.

 

    1. میزان اثرگذاری بحران بر خدمات گردشگری در کشورهای پیشرفته و کشورهای در حال توسعه مقایسه شود.

 

    1. با توجه به کمبود اطلاعات و فقدان پایگاه داده در رابطه با گردشگری پیشنهاد می شود تا مطالعه ای به گردآوری اطلاعات در این زمینه اختصاص یابد و با توجه به اهمیت گردشگری و نقش آن در رشد و توسعه اقتصادی کشورها و ضرورت مطالعه در این زمینه لازم است تا  اطلاعات غیر متمرکز در زمینه گردشگری را در پایگاهی به صورت متمرکز فراهم آید.

 

پیوست:
پیوست فصل سوم: مباحثی پیرامون رهیافت داده ­های تابلویی:
با توجه به این که الگوی جاذبه با داده‌های مقطعی در طی یک دوره زمانی تخمین زده می‌شود بنابراین باید از رویکرد داده‌های ترکیبی یا پانل دیتا استفاده نمود. به طورکلی داده‌های ترکیبی را به دو روش پول یا پنل می‌توان تخمین زد. روش پنل دیتا، در حقیقت پولینگ کردن مشاهدات روی داده ­های مقطعی در طول چندین دوره­ زمانی است و استفاده از این روش نسبت به الگو­های مقطعی و ترکیبی(پولینگ) دارای دو منفعت عمده است؛ نخست آنکه، به محقق این امکان را می­دهد تا ارتباط میان متغیرها را در طول زمان در نظر گرفته و به بررسی آن­ها بپردازد. دوم، توانایی این روش در کنترل انفرادی مربوط به هر یک از جفت شرکای تجاری است که قابل مشاهده و اندازه ­گیری نیستند. باید توجه داشت زمانی که این اثرات با متغیرهای توضیحی و متغیر وابسته مرتبط هستند، حذف آن منجر به پیدایش اریب در روشOLS خواهد شد.
داده‌های تابلویی روش مناسبتری نسبت به روش پولد برای تخمین الگوی جاذبه است (اکبری دهباغی، ۱۳۸۵). یکی از روش‌های غلبه بر ناهمگنی شرکای تجاری، در الگوی جاذبه استفاده از روش داده‌های تابلویی است که برای شرکای تجاری عرض از مبدا مشخص در نظر می‌گیرد. این روش در حقیقت ترکیب کردن مشاهدات روی داده‌های مقطعی در طی چندین دوره زمانی است..
در داده ­های تابلویی، واحدهای مقطعی یکسان ( برای مثال، خانوار، بنگاه،کشور یا ایالت) طی زمان، بررسی و سنجش می‌شوند. داده ­های تابلویی دارای ابعاد فضائی (مکانی) و زمانی‌اند و به حرکت واحد­های مقطعی طی زمان اشاره می‌کنند (گجراتی،۲۰۰۴). به طور کلی داده‌های پانل دارای ویژگی‌های خوبی می‌باشند که، همین ویژگی‌های مناسب، عاملی شده است تا در پژوهش­های زیادی از آن برای تخمیین الگوی سنجی استفاده شود. که در زیر به شماری از آنها اشاره می‌شود:
۱- کنترل ناهمگنی فردی: در واقع ایده اصلی الگو‌های داده‌ها تابلویی این است که افراد، بنگاه‌ها و استان‌ها و غیره از نظر رفتاری همگن نیستند. الگوهای سری زمانی به تنهایی و نیز داده‌های مقطعی به تنهایی نمی‌توانند این ناهمگنی‌ها را الگو‌سازی کنند، در نتیجه تخمین زن‌ها حاصل از آن­ها تورش‌دار می‌شود.
۲- حل مشکل کوتاه بودن دوره زمانی داده‌ها، در پژوهش­هایی که دوره زمانی پژوهش کوتاه است با ادغام داده‌های سری زمانی با داده‌های مقطعی، می‌توان مشکل کم بودن اطلاعات را حل می‌کند.
۳- داده‌های پانل با حجم زیاد، باعث هم خطی کم در میان متغیرها، و ایجاد درجه آزادی و کارایی بیشتر می‌شود.
۴ - داده‌های پانلی امکان طراحی الگوهای رفتاری پیچیده­تری را فراهم می­ کنند.
۵ - داده‌های پانلی امکان بیشتری را برای شناسایی و اندازه ­گیری اثراتی فراهم می­ کنند که با اتکای صرف به آمارهای مقطعی یا سری زمانی به سادگی قابل شناسایی نیستند.
به طور کلی در داده‌های ترکیبی سه نوع متغیر حذف شده وجود دارد که خود را در عرض از مبدا‌ها نشان می‌دهد و بسته به این که الگوی پژوهش با کدام یک سازگاری بیشتری دارد، تخمین براساس آن انجام می‌گیرد.
الف - متغیرهایی که در طول واحدهای انفرادی ثابتند ولی در طول زمان تغییر می‌کنند (اثرات بین گروهی).
تخمین بین گروهی از اختلاف بین کشورها بهره برداری می‌کند، اما از هرگونه اطلاعاتی در درون کشورها صرف‌نظر می‌کند و به عبارتی این نوع تخمین‌ها، رگرسیون روی میانگین است و معمولا برای تخمین ضرایب بلند‌مدت از این روش استفاه می‌شود (نصیری،۱۳۹۰).
ب - اثرات انفرادی که در طول زمان ثابتند ولی در بین واحد‌های انفرادی تغیر می‌کنند (اثرات ثابت).
در روش ترکیبی (پولینگ) فرض بر این است که عرض از مبدا برای همه جفت کشورها یکسان است. علاوه براین، فرض می شود بردار پارامترها نیز که بیانگر شیب معادله است برای همه زمان­ها یکسان است. به همین دلیل است که گفته می شود OLS به علت اعمال محدودیت بر الگو مذکور مبنی بر یکسان پارامترها برای همه جفت کشورها دچار اریب ناهمگنی می­گردد. برای رفع این مشکل در روش اثرات ثابت، محدودیت یکسان بودن اثرات انفرادی حذف می­گردد، ولی یکسان بودن شیب معادله همچنان برقرار است. به عبارتی تحت این روش برای هر واحد انفرادی (جفت کشورهای شریک تجاری)، عرض از مبدا جداگانه‌ای وجود دارد که می‌تواند با متغیر‌های توضیحی الگو همبستگی داشته‌ باشد و یا نداشته باشد. در این روش استفاده ‌از روش حداقل مربعات معمولی برای تخمین پارامترها دارای نتایج بدون تورش و سازگار است.
ج- متغیر‌هایی که در طول زمان و هم در ارتباط با واحد‌های انفرادی متغیرند (اثرات تصادفی).
یک روش جایگزین برای تخمین الگوی اثرات ثابت، تخمین الگوی اثرات تصادفی است. در این روش فرض می‌شود عرض از مبدا‌ها (ijα) دارای توزیع مشترکی با میانگین α و واریانس۲σ بوده و بر خلاف روش اثرات ثابت، با متغیرهای توضیحی الگو همبستگی ندارد.
همانگونه که از الگوی جاذبه مشخص است و در بسیاری از پژوهش­ها نیز به آن اشاره می‌کنند روش اثرات ثابت برای الگوی جاذبه می‌تواند کارایی بیشتری دارد زیرا در حقیقت برای بسیاری از جفت کشورها عواملی حذف شده در الگو وجود دارند که در طی زمان بین جفت کشورها مشترک است اما از یک جفت کشور به جفت کشور دیگر متفاوت است مثل زبان که می‌توان در بین یک جفت کشور در طی زمان مشترک است اما همزمان بین یک جفت کشور دیگر این همگنی وجود ندارد در حالیکه این عامل بر تجارت اثر دارد (اما در الگو به شکل صریح بدان اشاره نشده است). اما همزمان می‌تواند که مسائلی بین دو جفت کشور وجو داشته باشد که در طی زمان نیز عوض شده باشد اما همین عامل موثر بر تجارت برای جفت کشور دیگر موجود نباشد. در نتیجه به شکل قطع نمی‌توان در مورد اینکه کدام الگو مناسب تر است تصمیم گرفت. برای آنکه بتوانیم بین الگو­های اثرات ثابت و اثرات تصادفی از نظر قدرت توضیح دهندگی متغیر وابسته مقایسه ای انجام دهیم، از آزمونی به نام آزمون هاسمن استفاده می­کنیم. از آنجا که برای انجام مقایسه بین این دو الگو باید وجود همبستگی بین اثرات تصادفی(αi) و متغیر‌های تو‌ضیحی را مورد آزمون قرار دهیم، لذا در آزمون هاسمن فرضیه صفر این است که هیچ همبستگی میان اثرات تصادفی و متغیر‌های تو‌ضیحی وجود ندارد. تحت این فرضیه، تخمین‌زن‌هایOLS و GLS(حداقل مربعات تعمیمیافته) هر دو سازگار هستند ولی تخمین زن OLS ناکاراست. در شرایطی که تحت فرضیه مقابل، تخمین زن OLS کارا و سازگار ولی تخمین زن GLS ناسازگار است. تابع آزمون هاسمن دارای توزیع۲χ بادرجه آزادی K(تعداد پارامتر قابل برآورد ) است. چنانچه آماره به دست آمده کوچکتر از مقدار جدول باشد، روش اثرات تصادفی پذیرفته می شود. در غیر این صورت فرضیه H1 مورد پذیرش است و تخمین با اثرات ثابت انجام می‌شود. در ادامه آنچه در بالا ذکر شد همراه با الگو و به صورت سنجی بیان شده است.
در یک شکل کلی و در قالب پنل دیتا می توان الگوی جاذبه­ای به صورت زیر را در نظر گرفت:
(۳-۸)
که Xijt، صادرات از کشور i به j در سال t یک بردار۱×k از لگاریتم متغیرهای جاذبه (GDP، جمعیت ومولفه­های خاص) است. منظور از مولفه‌های خاص در الگوی جاذبه، ویژگی‌های فرهنگی، تاریخی، سیاسی و سایر متغیرهای کشورها است که بایکدیگر تفاوت دارند والبته هر کدام از عوامل، سطح مبادلات تجاری را بین کشورها تحت تاثیر قرار می‌دهد و با متغیرهای اصلی جاذبه (تولید ناخالص و جمعیت) همبستگی پیدا می‌کند. سایر عوامل است که در غالب متغیرهای قابل مشاهده نیستند در واقع این عوامل خود را در قالب عرض از مبدا یا مقدار ثابت نشان می‌دهند. در این الگو کلی عرض از مبدا شامل سه قسمت است؛ که برای همه سال­ها و همه جفت کشورها مشترک است. که برای سال t بوده و برای همه جفت کشورها به عنوان واحدهای انفرادی مشترک است و بالاخره که برای هر یک از جفت کشورها منحصر به فرد بوده و برای همه ی سال­ها مشترک است، این قسمت از عرض از مبدا را اصطلاحا اثرات انفرادی می­نامند. چنانچه وارد الگو شود، به آن الگوی پنل دیتا دو طرفه[۱۶۷] گفته می­ شود. در حالی که هر گاه این جزء از عرض از مبدا وارد الگو نگردد، پنل تشکلیل شده به صورت پنل دیتا یک طرفه[۱۶۸] خواهد بود. نیز جزء اخلال است که فرض می­ شود بطور نرمال (با میانگین صفر و واریانس ثابت برای همه ی مشاهدات) توزیع شده است که با هم ناهمبسته اند، یعنی:
(۳-۹)
در روش ترکیبی (پولینگ) فرض بر این است که عرض از مبدا برای همه ی جفت کشورها یکسان است، علاوه بر این فرض می­ شود بردار پارامترها نیز که بیانگر شیب معامله است برای همه ی tها یکسان است. به عبارت دیگر:
به همین دلیل است که گفته می­ شود روشOLS به علت اعمال محدودیت بر الگو مذکور مبتی بر یکسان بودن پارامترها برای همه جفت کشورها دچار اریب ناهمگنی می­گردد. برای رفع این مشکل در روش پنل دیتا، محدوودیت یکسان بودن اثرات انفرادی () حذف می­ شود ولی یکسان بودن شیب معادله همچنان برقرار است.
در روش پنل دیتا خود مشتمل بر سه نوع تخمین یعنی، تخمین­های بین گروه، تخمین­های درون گروه ( اثرات ثابت (FE)) و اثرات تصادفی (RE) است. تخمین­های بین گروه از اختلاف بین کشورها (صرف نظر می­ کند و به عبارتی این نوع تخمین­ها، رگرسیون روی میانگین­هاست و معمولا برای تخمین ضرایب بلند مدت از این روش استفاده می­ شود (اگر[۱۶۹]، ۲۰۰۰).
در روش اثرات ثابت (FE) فرض می­ شود که شیب معادله (۳-۷) برای همه ی جفت کشورها یکسان است ولی برای هر واحد انفرادی (هر یک از جفت شرکای تجاری)، عرض از مبدا جداگانه ای وجود دارد که می ­تواند با متغیرهای توضیحی الگو همبستگی داشته و یا نداشته باشد. این روش، روش حداقل مربعات مجازی[۱۷۰] نامیده می­ شود، چرا که به معرفی متغیرهای مجازی می ­پردازد که بیانگر اثار عوامل حذف شده­ای است که مربوط به خصوصیات هر یک از کشورها به عنوان واحدهای انفرادی بوده و در قالب عرض از مبدا () وارد الگو می­گردند. بنابراین در روش اثرات ثابت، بعد زمان در نظر گرفته نشده و تنها اثراتی که مختص هر یک از کشورهاست به عنوان اثرات انفرادی منظور می­گردد.
در روش اثرات تصادفی(RE) که به روش اجزاء واریانس نیز معروف است، فرض می­ شود عرض از مبداها (ها) دارای توزیع مشترکی با میانگین α و واریانس بوده و بر خلاف روش اثرات ثابت (FE)، با متغیرهای توضیحی الگو ناهمبسته اند.
به طور کلی سه نوع متغیر حذف شده وجود دارد که خود را در عرض از مبداها (ها) نشان می­دهد:۱-اثرات انفرادی که در طول زمان ثابتند ولی در بین واحدهای انفرادی تغییر می­ کنند. ۲-متغیرهایی که در طول واحدهای انفرادی ثابتند ولی در طول زمان تغییر می­ کنند. ۳-متغیرهایی که هم در طول زمان و هم در ارتباط با واحدهای انفرادی متغیرند.
در الگوهای اثرات ثابت (FE)،عواملی به عنوان اثرات انفرادی در نظر گرفته می­ شود که مخصوص واحدهای انفرادی بوده و در طول زمان ثابت هستند. به عبارت دیگر در عرض از مبدا این الگوها بر خلاف اثرات تصادفی(RE)، عامل زمان در نظر گرفته نمی­ شود بنابراین این در الگوهای اثرات ثابت نمی­ توان متغیرهای ثابت در طول زمان را به طور جداگانه و به عنوان متغیرهای توضیحی وارد الگو کرد، چرا که با اثرات انفرادی (ها) هم خطی پیدا خواهد کرد.
در تخمین­های درون گروه فرض می­ شود که واریانس­ها همسان هستند، درحالی که پیدایش مساله هم خطی امکان دارد، از طرف دیگر در روش اثرات تصادفی(RE) احتمال بروز مساله ناهمسانی واریانس وجود دارد. از این رو روش تخمین در الگوهای اثرات تصادفی، روش حداقل مربعات تعمیم یافته است.
جهت تصمیم گیری در مورد بکارگیری روش اثرات ثابت و یا تصادفی باید توجه داشت که روش اثرات ثابت معمولا هنگامی کارایی دارد که کل جامعه آماری در نظر گرفته می­ شود. درصورتی که اگر از بین جامعه ی بزرگی نمونه­هایی به صورت تصادفی انخاب شود، روش اثرات تصادفی کاراتر خواهد بود (اگر،۲۰۰۰).
منابع:
احمدزاده، ایمان (۱۳۸۴)، بررسی پتانسیل صادراتی فولاد کارخانه ذوب آهن اصفهان، پایان نامه کارشناسی ارشد اقتصاد، دانشگاه اصفهان.
آذربایجانی، کریم و طیبی، سید کمیل (۱۳۸۰)، بررسی پتانسیل موجود میان ایران و اوکراین، به کارگیری مدل جاذبه، پژوهشنامه بازرگانی. فصلنامه شماره ۲۱٫
اکبری دهباغی، سیمین(۱۳۸۵)، تعامل همگرایی درامدی و گسترش جریان های تجاری میان ایران و بلوک های منتخب، پایان نامه ی کارشناسی ارشد اقتصاد، دانشگاه اصفهان.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:18:00 ق.ظ ]




 

    1. آقای دکتر محمد علی زکی، در مقاله بررسی جامعه شناختی سفرنامه ناصر خسرو چنین بیان کرده است : زندگی ناصر خسرو را می توان به سه دوره تقسیم نمود: دوره اول از کودکی تا 42 سالگی است که از آغاز جوانی به تحصیل علوم مختلف همت گماشت ، دوره دوم آغاز وانجام سفر هفت ساله او که از تاریخ 23 شعبان 437 هجری قمری آغاز وتا سه شنبه 26 جمادی الاخر 446 هجری قمری به طول انجامید ،دوره سوم از 50 سالگی تا پایان عمر ناصر خسرو را شامل می شود در این دوره در پی آشنایی وتوجه به مسائل دینی سرانجام به مرتبه جهت فایل یافت که در سلسله مراتب ومدارج سیراهل باطن، در مذهب اسماعیلی مرتبه سوم از درجات هفتگانه تلقی می شود( محمدعلی زکی، بی تا..25-28)

 

    1. دکتر محمدرضا توکلی صابری، در مقاله ای تحت عنوان پابه پای ناصرخسرو در سفرها(جاده ابریشم) چنین گفته است ناصر خسرو قبادیانی مروزی حکیم، شاعر ، نویسنده، فیلسوف، جهانگرد، مرد خرداندیش، شیردل دانا، راهجوی نستوه وابرمرد پرسنده وجوینده پارسی بود مهمترین اثر ناصر خسرو سفرنامه وی است که در آن سفر خود را از مرو به مکه وسپس به قاهره وسرانجام بازگشت خویش به بلخ را شرح می دهد. وی در مورد فاصله شهرها، وضع شهرها، نوع لباس وخوراک مردم، صنایع وکشاورزی، وضع آبیاری وباغ ها، نوع خرید وفروش و واحد پول شهرها، معتقدات دینی وسیاسی، عادات ورسوم اجتماعی مردم مناطق مختلف، حوادث و وقایع تاریخی ، وضع امنیت وآبادی شهر، اطلاعات گرانبهایی می دهد .(محمدرضا توکلی صابری، بی تا.. 42-28)

 

      1. آقای دکتر احمدعبدل زاده در مقاله اش ، انتقادات ناصر خسرو از طبقات مختلف اجتماعی چنین بیان می دارد، اندیشه محوری اکثر قصاید ناصر خسرو تقابل عقل است وتقلید عقل در اینجا نه آن عقلی که ملازم منطق یونانی وخردگرایی ضد دینی است بلکه از دیدگاه ناصر خسرو عقل عطایی است تو را از خدای از این رو انتقادات او از عناصر مختلف اجتماعی ، نقدی از روی غرض شخصی برای بدست آوردن خواسته های دنیوی نیست بلکه انتقادات ناصر خسرو از طبقات مختلف، بازتابنده ی واقعیات اجتماعی عصر اوست، واقعیت هایی که او در یمگان وهمه ی تاریخ اندیشه ی دینی ما را به بند کشید. انتقادات ناصر خسرو از طبقات مختلف اجتماعی در 5 اصل است : امرا وحکام- اهل زمانه یا عامه ی مردم- پیروان مکاتب غیر اسلامی- حاجیان .(دکتر احمد عبدل زاده، بی تا،.. 42-45)

    دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه

 

    1. دکتر مهدی محقق در مقاله ناصر خسرو محب اهل بیت بود چنین گفته است وی به شعری که می سرود اعتقاد داشت ومانند شاعرانی نبود که به اقتضای زمان شعرسرایی می کند ایشان اعتقادات ناصر خسرو را شیعه اسماعیلی واو را از محبان اهل بیت (ع) معرفی کرد وافزود: این عقیده در شعرهای ناصر خسرو هم نمود داشت ، به همین دلیل او خلیفه غاصب آن وقت بغداد را «دیو ملعون» معرفی می کند( دکتر محقق،.. بی تا)

 

    1. دکتر ذبیح الله صفا در کتابش، تاریخ ادبیات ایران جلد اول چنین گفته است تا پایان قرن چهارم هنوز بسیاری از خاندانهای اصیل ایرانی با همه سنتهای قدیم خود باقی بودند این خاندان ها در امور سیاسی وخدمات علمی دخالت داشته وازمیانشان رجال بزرگ برمی خاسته اند جغرافیا نویسان وجهانگردان قرن چهارم از عادات خوب ایرانیان احترام به « اهل بیوتات» قدیم را دانسته ونام عده ای از خاندانها را ذکر کرده اند که از عهد یعقوب لیث به بعد در خدمات مهم دیوانی شرکت ودخالت داشتند.( صفا، 1387: ..47-52)

 

    1. دکتر جعفر شعار در کتابش گزیده سفرنامه ناصر خسرو درباره سفرنامه اجتماعی چنین گفته است سفرنامه ظاهراً برای عامه مردم نوشته شده ودرباره مسائل مذهبی ساکت است واضح است که هیچ گونه شک وشبهه ای در صحت نسب فاطمیون نداشته است ودرباره حسن اداره امور وثروت وقناعت اومنیت وآسایش رعایای ایشان با شور و حرارت سخن گفته است آنچه در وصف قاهره ومساجد از جمله جامع الازهر وکوی وبرزن ها ومحلات دهگانه وباغ ها وساختمانها وحومه شهر می نویسد مایه اعجاب است (شعار، 1373:.. 53-62)

 

    1. دکتر غلام محمد طاهری مبارکه در کتابش برگزیده قصاید ناصر خسرو چنین بیان نموده، با ابوسعید برادرم به بازار امده تا به دکان موزه دوزی رسیدیم موزه خود را دادم تا مرمت کند وازشهر بیرون رویم که ناگاه در آن طرف غوغایی برخاست وموزه دوز بر اثر آن روان شد. بعداز ساعتی بازگشت، پاره ای گوشت بر سر درفش کرده ، من سوال کردم که چه غوغا بود واین چه گوشت است؟ موزه دوز گفت: همانا در این شهر از جمله شاگردان ناصر خسرو شخصی پیدا شده بود با علمای این شهر مباحثه کرده قول او را فقها انکار داشته هر یک به قول معتمدی تمسک می جویند و او از اشعار ناصر خسرو شعری بر طبق مطلب خود می خواند فقها از جهت ثواب او را پاره پاره کردند ومن نیز از گوشت او جهت ثواب بریدم چون بر احوال تلمیذ خود اطلاع یافتم تاب در من نمانده وموزه دوز را گفتم: موزه به من ده که در شهری شعر ناصر خسرو خواستن نمی تواند بود موزه را گرفتم وبا برادر خود از نیشابور بیرون آمدم این واقعه از شرح حال مجهول ناصر خسرو به نام «سرگذشت شخصی» در تاریخ ضبط شده است (طاهری مبارکه، 1382: ..63-71)

 

افرادی که دربارۀ دیوان ناصر خسرو کار کرده اند عبارتنداز:
آقای فریدون بدعی در کتاب ناصر خسرو لعل بدخشان
آقای دکتر محمدعلی زکی در مقاله اش «بررسی جامعه شناختی سفرنامه ناصر خسرو»
آقای دکتر محمدرضا توکلی صابری در مقاله اش «پابه پای ناصر خسرو در سفرها
آقای دکتر احمد عبدالله زاده در مقاله « انتقادات ناصر خسرو از طبقات مختلف اجتماعی
آقای دکتر مهدی محقق در مقاله« ناصر خسرو محب اهل بیت بود»
آقای دکتر ذبیح اله صفا در کتاب «تاریخ ادبیات ایران جلد اول»
آقای دکتر جعفر شعار در کتاب«گزیده سفرنامه ناصرخسرو»
آقای دکتر غلام محمد طاهری مبارکه در کتاب«برگزیده قصاید ناصر خسرو»« سلام باد بر خرد»
آقای سید حسن تقی زاده در کتاب« دیوان ناصر خسرو» «تحقیق در احوال ناصر خسرو»
آقای دکتر محمد دبیر سیاقی در کتاب« سفرنامه ناصر خسرو»
آقای دکتر محمد غلامرضایی در کتاب« شرح سی قصیده ناصر خسرو»
آقای دکترنادر وزین پور در کتاب«شرح آثار ناصر خسرو»« شاه کارهای ادبیات فارسی»
آقای ادوارد براند در کتاب«تاریخ ادبیات ایران جلد دوم»
آقای دکتر غلامحسین یوسفی در کتاب« چشم روشن»
آقای ماریا موسوی در کتاب« ناصر خسرو از مشاهیر ایرانی»
آقای محمد حسین حاجتی در کتاب« شعر ، ذوق وطاعت»
آقای دکتر رضازاده شفق در کتاب«تاریخ ادبیات ایران»
آقای دکتر زرین کوب در کتاب « با کاروان حله»
فصل سوم:
روش تحقیق
دوران سه گانه عمر ناصر:
كل عمر اين سخنور آزاده را مي توان به سه قسمت متمايز منقسم ساخت :
ناصر خسرو پس از دوران كودكي تا چهل ودو سالگي دبيري است فاضل وبر خوردار از منصب ديواني و شغل درباري .لقب اديب ودبير فاضل يافته است و دودمان و خاندانش مقيم بلخ اند ،با خانه ضياع و عقار،خانداني از خواجه گان محتشم،خود كارگزار ودبير وعامل و مستوفي است و برادرش خواجه ابوالفتح عبدالجليل در دستگاه وزير امير خراسان خدمت مي كند و هر چه حاصل اين تعاليم و تحقيقات و ممارست وي در آنها و نشانه هاي آيزش او قالب اصحاب ملل و نجل بود است و پايان نخستين دوره زندگي اين فاضل اديب دبير سفري است از شهرمرو با شغل ديواني .
وهم بدآنجاست كه شبي خواب مي بيند كه ترغيب به سفر قبله مي كند وباخدا كه از خواب شبانكاهي برمي آمد نمرم مي كند كه از خواب چهل ساله بر آيد.
مبداًاين اشتباه وخط فارق ميان زندگي دورة نخست ودردورة زندگي ناصرراپنجشنبه ششم جمادي الاخره سال437هجري برابربانيمه دي ماه سال414يزدگردي بايد گرفت.
ناصرخسرووازجوزجانان به شربوغان ودميا مي رود ازراه سمنگان وطالقان به مرو رود مي رسدوبه مرو بازمي آيدوازكارديواني معاف مي خواهدبه نيت سفر قبله.
بيرون شدن از مرودر نوبت دوم،سرآغاز سفر هفت سالةاوست كه به شرحي هر چه زيباتروخواندني تر متن سفر نامه آمده است واين آغاز سفريست وسوم شبان437هجري بوده است برابر چهار شنبه اول فرودين ماه 415يزدگري. از مر به سرخس ونیشابور وبسطام وسمنان وری وده قوهه وقزوین می رود واز راه بیل وقپان وخرزویل وبرزالخیر* وخندان به شمیران می رسد واز انجا به سراب وسعید آباد می گذرد وبه تبریز در می آید واز راه مرند وخوی وبرکری ووان و وسطان واخلاط وبطلیس وقلعه قف اُنظر وموضع مسجد اُویس قرنی وارزن ومیافارقین وآمد ودیار بکر وحرّان وقرول وسروج ومنبِج وحلب وجُند قنیسرین وسرمین ومعره النعمان وکویمات وحیاه وعرقه وطرابلُس وقللمون وطرابرزن وجبیل وبیروت وصید او صور به عکه یا عکا می آید وبه دیدار کوه مشاهد انبیا ونواحی طبریه که خارج از مسیر است می رود وسپس از راه حیفا وکنیسه وقیساریه وکفرسابا به رمله وده خاتون وقریه العنب وسرانجام به بیت المقدس می رسد، در طول یک سال شمسی و ورد او به بیت المقدس مصادف می شود با پنج شنبه پنجم رمضان سال 438 هجری برابر با اول فرودین 416 یزدگردی.
ناصر از قدس به مکه می رود ، به راه عرعر و وادی القری ومدینه، واز همان راه به طریق شام به قدس باز می آید وسپس از آنجا به رمله مراجعت می کند وبه عسقلان وطینه می رود وبا کشتی به تنیس واز آنجا در شاخه شرق رود نیل با کشتی به صالحیه وقاهره وارد می شود وبه اسکندریه وقیروان سفر می کند ودوبار از قاهره به راه قلزم (با کشتی) وبندرجار که محاذی مدینه است مدینه النبی وخانه کعبه را زیارت می کند واز همان مسیر باز می گردد وسپس از راه آبی نیل با کشتی به اسیّوط واخمیم وقوص واسوان می رود وبه صحرای سودان در می آید واز ضیقه وموضعی به نام حوض(حوضش) می گذرد وبه بندر عیذاب می رسد واز راه دریای سرخ به جُدّه ومکه می آید واین نوبت شش ماه در مجاورت خانه خدا به سر می برد آنگاه از مکه به موضع بئرحسین بن سلامه وطائف وحصارک خانه لیل ومطار وثریا وجزع(حصار بنی نسیر) وسرزمین بنی سواد وسربا به فلج وارد می شود وچهار ماه در این سرزمین اصحاب الرّس سرگردان می مان تا سرانجام با کاروانی به یمامه می رود وبه لحسا وسپس به بصره در می آید واز راه رود سفر خود را ادامه می دهد وشاطی عثمان واُبله را پشت سر می نهد وبا کشتی از کنار عبّادان به خلیج فارس می آید وسرانجام به بندر مهروبان می رود واز آنجا به ارّجان(مجاور بهبهان) می رسد وبه لوردغان وخان لنجان واصفهان وارد می شود وبه راه هیثماباد[1] وکوه مسکیان( مشگنان) به نائین می رسد وده گرمه در ناحیه بیابان را می بیند واز ده پیاده یاد می کند وسپس از رباط زبیده به چهارده طبس ورستاباد [2]می رسد وبه طبس در می آید وبه رقه وتون وقاین وسرخس می گذرد واز راه رباط جعفری ورباط عمر وی وراط نعمتی به مرو الرود وارد می شود ومتعاقباً به راه آب گرم وباریاب وسمنگان وسه دره بلخ ودستگرد ومیان روستا وپل جُموکیان به بلخ فرود می آید، روز سه شنبه بیست وششم جمادی الاخره سال 444 هجری برابر با بیست ودوم آبان ماه 421 یزدگردی وسفر شش سال وهفت ماه وبیست ودو روزه او پایان می گیرد.
حاصل این سفر هفت ساله حدود سه هزار فرسنگی[3] یادداشتهایی است نفیس وارزنده که روزانه از دیده ها وشنیده ها برداشته است ، روشن ودقیق وخالی از ابهام ، با احتیاط ودور اندیشی ودور از گزافه وعبارت پردازی، وپس از بازگشت به خانه آنها را منظم ساخته وکتابی پرداخته است، کتابی پر از اطلاعات ذی قیمت از شناخت قسمتی از دنیای آباد اسلامی نیمه اول قرن پنجم هجری با حالات ومعتقدات واعمال ورسوم وسنن مردم آن وما در این مقاله کوتاه تحلیلی از مطالب آن خواهیم داشت ونیز بررسی معتقدات ناصر خسرو را در پایان سفر هفت ساله مکمل بحث استنتاجی حاصل دوره دوم زندگی او قرار خواهیم داد، منتهی از نظر اینکه این دو نکته با آنچه متعاقباً درباره سفرنامه خواهیم گفت ارتباط بیشتری بیاید، بهاین دو مطلب پس از اشاره به دوران زندگی ناصر خسرو خواهیم پرداخت.
ناصر خسرو در دوره سوم زندگی که از پنجاه سالگی شروع می شود ظاهرا پس از اتمام سفر مدتی مقیم بلخ شده ویاداشتهای سفر را تنظیم کرده است وآنگاه با فاصله ای که معلوم نیست چه مدت زمان گرفته است به کار دعوت ونشر طریقه فامطیان پرداخته است وآنچه مسلم است بیش از سال 453 هجری که از ظهر بلخ به گریز ویا به تبعید بیرون شده، زیرا در زادالمسافرین که هم بدین سان تصنیف کرده است از تبعید خود سخن به میان آورده است .
در دوره سوم زندگی، ناصر خسرو حجت جزیره خراسان است ومقام حجتی دارد، مقامی که در میان درجات هفتگانه دعوت فاطمیان مرتبه سوم است، یعنی پس از ناطق وامام، ونائب امام شمرده می شود وناصر ا زجانب ابوتمیم معد بن علی ملقب به المستنصربالله(428-427 هجری) مامور دعوت مردم به طریقه اسماعیلیه وبیعت با فاطمیان در خراسان وسرپرستی شیعیان آن سامان شده است. این دوره حیات ناصر از لحاظ تصنیف وتألیف وشعرسرایی پرمایه است، اما همه در خدمت نشر عقاید فاطمیان قرار دارد قطعی است چون ناصرخسرو مردی معروف وبهره ور از فضل وحکمت بوده است وبا قدرتی عظیم که در فن مناظره کتبی وشفاهی داشته در کار دعوت نیز بی شک کامیاب وموفق بوده است، وبه همین سبب اندک اندک میان اهل سنت دشمنانی یافته وروز به روز بر تعداد مخالفان او افزوده شده و ناگزیر گشته است بسبب خصومت علنی آنان وغوغای عامه، وشاید هجوم آنان بر ضدوی، از وطن متواری شود وامیران سلجوقی نیز یحتمل به همین علت درصدد آزار وی برآمده اند که از یار ودیار به دره یَمگان ودامنه کوه های دشوارگذار بدخشان پناه جسته است.وزندانی یمگان وآزادمرد آواره از خانمان، سالیان دراز در تنهایی ورنج عمرگذارده وبا بدحالی وسخت احوالی در غربت زیسته است وشکایتهای دلسوز به زبان شعر از درون جان سرداده ودر فاصله به تصنیف کتابها نیز دست یازیده است تا اثبات حقانیت طریقه فامی کرده و وظیفه تبلیغ ودعوت خویش هر چه بهتر به جای آورده باشد. درۀ یمگان سرانجام آرامگاه جاودانی آن بزرگ مرد آزاده نیز شده است .
نکته دوم مسافرت او ، یا پناه جویی اوست از غوغای عوام وآسیب دشمنان به مازندران که از اشعار خود دوبار متذکر آن شده است یک جا در نسبت به یمگان ومازندران ، به سبب اقامت در آنجا می گوید:[4]
دوستی عترت وخانه رسول کــــــرد مرا یمـــــــگی ومازندری
وجای دیگر می گوید:[5]
برگیرد دل ز بلخ وبنه تن ز بهر دین چون من غریب و زار به مازندران درون
ارباب تذکره ومحققان که در شرح حال ناصر خسرو سخن گفته اند بحث خود را متوجه زمان ومدت توقف اختیاری یا اجباری ناصرخسرو در مازندران وطبرستان ساخته اند وبسببنبودن اسناد ومدارک از اظهار نظر قطعی در این باره تن زده اند.
حال که مختصر آشنایی به احوال وآثار و ادوار حیات ناصر خسرو یافتیم به حاصل دوره دوم زندگی او، یعن ی سفرنامه در درجه نخست وبحث اجمالی در کیفیت نضج گرفتن عقاید او در خلال سفر هفت ساله، بر می گردیم وابتدا بحث پاگیری اعتقاد او را دنبال می کنیم تا برای تحلیل سفرنامه یکباره مجال پردازش بماند.
گروهی معتقدند که ناصرخسرو پیش از رفتن به سفر هفت ساله به فاطمیان اعتقادی وبا اسماعیلیان پیوندی یافته وبا انگیزه پیوستن به دستگاه خلیفه فاطمی وامام این طریقت یعنی المستنصر بالله، به نام قبله عازم مصر شده وبه بهانه زیارت خانه کعبه قصد دیدار مرکز خلافت فاطمیان کرده است و وصف تمجید آمیزی که از مصر وآبادی آنجا دارد واینکه از آسوده خاطری مردم آن نواحی فراوان سخن می گوید هر دو را دلیل این اعتقاد گرفته وگفته اند در مصر برای احرازِ مقام حجتی جزیره خراسان تعلیم دیده واز مراتب مستجیب و مأذون وداعی فراتر رفته وپایگاه حجتی یافته است وبا این رتبت مأمور نشر دعوت در خراسان شده است.
ناصرخسرو در این قصیده از زادن وبالیدن، وچهل و دوسال آغاز حیات را چو نبات وستور زیستن، وآنگاه نفس سخنور جویای خرد شدن، ودر مقام قیاس بهتر از خویشتن جستن، وچون وچرا از پیروان مذاهب گوناگون خواستن، وعجز وگوری وکری هر گروه دیدن، وسپس به هدایت آیتی از قرآن کریم متذکر دست برتر یزدانی شدن ودر پی یافتن آن دست سفر دور ودراز گردیدن، وبه رنج پیمودن راه های پرخطر تن در دادن وسرانجام به مطلوب رسیدن سخن گفته است .
آنچه گذشت اين نتيجه را توان گرفت كه ناصر خسرو را درآغاز سفر كشتي ودر طي سفر مطالعاتي ومباحثاتي بوده و سنجش اعتقادات و نقد آنها واسارات قمامات صاحب دعوت 0نشر طريقه اسماعليان واعتقادات فاطميان وجحه همت كارمداوم او شده است ودقيقتر اين ا ست كه چون ناصر از سفر باز مي گرددمطالب برگزينندگان اصحاب درحات دعوت كه در مصر دربارة او آغاز شده بوده است ونزدآنان ناصر لايق حجتي جزيره خراسان شناخته مي آيد واين مقام را ظاهراً در جزيرة دعوت بر او مقرر مي دارند نه در مصر دلیل دیگر این ادعا جز آنچه گذشت آن است که ناصر خسرو در بازگشت از سفر نیت جهانگردی وسیاحت مشرق داشته است ودر پایان سفرنامه بهاین عزم خود تصریح دارد ومی نویسد که در صورت تحقق چنین سفری حاصل مشاهدات ومسموعات خود را نظمی می دهد وبه سفرنامه موجود منضم می سازد وطبیعی است که شرح سفر مشرق او از فحوای سخن خود وی هم سنخ مطالب سفرنامه حاضر می بوده است یعنی وصف دیده ها و نقل شنیده ها .اگر ناصر خسرو با مقام حجتی به خراسان باز می گشت واز همان آغاز ورود هم ماموریت تبلیغ ودعوت داشت گمان ندارم که می توانست از حوزه جزیره دعوت خود یعنی خراسان فراتر برود وبه اقصای شرق روی اورد ویا لااقل خود او با آن وظیفه اعتقادی گران چنین نمی خواست ونمی کرد.
آنچه از سفرنامه در جهت اعتقادات بعدی ناصر خسرو قابل بیرون کشیدن وذکر است طول اقامت او در مصر ومجاورت شش ماهه او در مکه وسفر احتمالی وی به قیروان وشاید مهدیه است وراه هاست که در بازگشت به سوی وطن گاه غیر اعتیادی رفته است بدین توضیح که مسیر ناصرخسرو در ایران وآسیای صغیر وشام ومصر از شاهراه وراه های تجاری وکاروانی است، حتی از اسوان به عیذاب نیز چنین است اما گذشتن وی از بادیه به سوی لحسا وتن زدن از گذشتن از بغداد، مرکز خلافت عباسیان، وانتخاب راه طبس وکویر قابل تامل است مساعدتهای محمد بن فلیج در اسوان و وکیل او در عیذاب وباج نستاندن امیر جده ویاری بی دریغ وزیر معزول ملک اهواز در بصره ومهمانی امیر گیلکی که بعدها فرزندش در عداد رجال قهستان درامده وبا اسماعیلیان علیه دستگاه حکومت کارها داشته است بی چیزی نیست ومی تواند که ناصر خسرو را در بوته آزمایش دعاه اسماعیلی نشان دهد . با این همه این مسئله هنوز در پرده ابهام است وشاید اسنادی که بعدها یافته شود پرده از روی کاربردارد وبر ما روشن سازد که ناصر خسرو گنج اعتقاد در دل ومهر سکوت بر لب از مصر بازگشته وتا روزی که معهود بوده است هیچ از اعتقاد خود دم نزده است؟ یا پس از بازگشت، بسبب استعداد وقابلیت ولیاقتی که در او دیده ومطمئن شده اند، این مرد مستعد را به حجتی وکار دعوت واداشته اند؟
نکته دوم کیفیت تألیف سفرنامه است ناصر خسرو از آغاز سفر از دیده ا وگاه از شنیده ها ی خود روزانه یادداشت بر می داشته است و به گفته خودش بر روزنامه ای که داشته تعلیق می زده. زمینه این یادداشتها بسیار وسیع وموضوعات آنها بسی متنوع وارزنده است: مسافتها، موقعیت جغرافیایی شهرها وده ها، جمعیت نواحی، صنایع محلی وضعیت غالب، فرمانروایان وحکام محلی، مردم سرشناس ومشهور محل، خاصه اهل علم، کیفیت کشاورزی وانواع محصول نواحی ومحصول ممتاز محل ومقدار هر یک و وضع نگهداری آنها، استحکامات شهر، انواع بناهای عمومی از بیمارستان وجامع وکاروانسرا وبازار ودکان، طرز ساختمانها وکیفیت استفاده از ساختمانهای زاید بر احتیاج مالک آن ، نوع آبیاری مزارع وباغات ، وسیله زراعت، وسیله آبیاری اعم از دولاب یا چرخ، یا با حفر مجاری وکندن کاریزها ویا ساختن طاقها برای عبور دادن آب از روی نقاط پست ومشروب ساختن زمینهای بلند، ذکر منبع آبها از رود وچشمه وقنات ویا چاه، کیفیت کسب ونوع دادوستد، وسیله معاملات، روابط مردم با یکدیگر، قدرت مالی واستعداد بدنی، عتقدات مذهبی وسیاسی وعادات ورسوم آنان وتشریفات اجتماعی وطرز اداره خانه، حوادث تاریخی و وقایع نجومی وفلکی، امنیت وآبادی یا نا امنی وخطر راهزنی وهجوم، باج وحق خفارت ستانی، مهمان نوازی ودستگیری از مسافران وبسیاری مسائل دیگر که شرح آنها سخن را به درازا می کشاند.
این یادداشتهای روزانه در نهایت دقت بی حشو وزواید وبر محور مسائلی که به کار همه کس بیاید، نه از جنبه فردی یا اختصاص وانحصار به اعمال وافعال گروهی خاص حتی خود نویسنده، یعنی ناصر خسرو، تحریر شده است وپس از پایان گرفتن سفر هفت ساله ودر ایام فراغت شاید با حذف موارد واختصار برخی مطالب به صورت کتاب درآمده است این مطلب غیر از قرائن وشواهد خارجی از خود سفرنامه نیز دلایل روشنی دارد بدین شرح:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:18:00 ق.ظ ]




۷)رحمتی (۱۳۸۸)درتحقیق دیگری که تحت عنوان طراحی مدلی برای تبیین عوامل تعیین کننده سرعت پذیرش بانکداری اینترنتی با هدف شناسایی عواملی که بر سرعت پذیرش بانکداری اینترنتی موثر هستند، انجام شد. نتایج تجزیه تحلیل داده‎ها نشان داد، که ویژگی‎های نوآوری و ویژگی‎های فردی به طور مستقیم بر سرعت پذیرش بانکداری اینترنتی موثر هستند و شرایط تسهیلی بازار به طور غیرمستقیم و به واسطه ویژگی‎های نوآوری و ویژگی‎های فردی و سرعت پذیرش بانکداری اینترنتی تأثیر می‎گذارد
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
۸) آماده و جعفر پور(۱۳۸۸) ‎تحقیقی با عنوان « تبیین موانع و راهکارهای توسعه بانکداری الکترونیکی» براساس آمار بانک مرکزی بیش از ۷ میلیارد و ۱۱۰ میلیون قطعه اسکناس در ایران مورد استفاده قرارمی‎ گیرد که از این نظر ایران جایگاه اول را در دنیا در اختیار دارد. از سویی عمر متوسط هر اسکناس در صورتی که به ‎خوبی نگهداری شود ۵/۳ سال می‎ باشد. اگر بخواهیم اسکناس ‎های فرسوده را به ‎موقع امحا کنیم، باید هر ساله یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون قطعه اسکناس از رده خارج شود که در حال حاضر تنها ظرفیت تولید ۷۰۰ میلیون قطعه وجود دارد. از سوی دیگر استقرار بانکداری الکترونیک و به طور خاص بانکداری اینترنتی، علاوه بر ارتقاء سطح کیفی خدمات، ۶۰ تا۷۰ درصد هزینه‎های بانک ‎ها را کاهش می‎دهد.
۹)بیکزاد و مولوی (۱۳۸۸) در تحقیقی با عنوان بررسی کیفیت خدمات الکترونیکی و رضایت الکترونیکی مشتریان در بانک کشاورزی، به ارائه ی مدل زیتهامل پرداخته ،تعریف و اثر آنها را بر رضایت مشتریان می‎سنجند و در نهایت به این نتیجه دست می‎یابند که ارتباط معناداری بین این هفت عامل و رضایت مشتریان وجود دارد.
۱۰)دکتر غفاری و دیگران(۱۳۸۸) تبلیغات شفاهی در فناوری خویش خدمت را مورد بررسی قرار دادند. اعتماد، رضایت و وفاداری به عنوان عواملی تاثیرگذار بر تبلیغات شفاهی انتخاب شدند. سهولت استفاده نیز به عنوان عامل تاثیرگذار غیر مستقیم در این تحقیق در نظر گرفته شده است. نتایج به دست آمده از تحقیق نشان داده است که دو متغیر وفاداری و اعتماد در تبلیغات شفاهی، تاثیر مثبت داشته اند. همچنین تاثیر سهولت استفاده از خدمات الکترونیکی بر رضایت مشتری مورد تایید قرار گرفته است.
۱۱)سید جوادین ، یزدانی (۱۳۸۴) در تحقیقی تحت عنوان بررسی عوامل موثر بر قصد استفاده مشتریان از خدمات بانکداری اینترنتی (مطالعه موردی بانک سامان) که با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر ”قصد“ استفاده مشتریان از خدمات بانکداری اینترنتی و با بهره گرفتن از مدل پذیرش تکنولوژی دیویس انجام گرفته است. محقق در این پژوهش با بهره گرفتن از روش تحقیق ”توصیفی- پیمایشی“ نمونه ای متشکل از ١٢٠ نفر از مشتریان بانک سامان را مورد بررسی قرارداده و با بهره گرفتن از روش‎های آمار توصیفی و استنباطی به بررسی عوامل مؤثر بر قصد استفاده مشتریان از خدمات بانکداری اینترنتی پرداخته است. در این تحقیق تاثیر متغیر خارجی، خود اثربخشی استفاده از کامپیوتر بر ادراکات فرد، در مورد سهولت استفاده و مفید بودن این خدمات مورد بررسی قرار گرفت. یافته‎های این تحقیق نشان داده است که مدل پذیرش تکنولوژی مدل مناسبی برای شرح رفتار استفاده از خدمات بانکداری اینترنتی است و در واقع ادراکات فرد در مورد سهولت استفاده از خدمات بانکداری اینترنتی و مفید بودن این خدمات و نیز ”خود اثربخشی ‎“ فرد در استفاده از رایانه با قصد استفاده از این خدمات رابطه مستقیم دارد.
۱۲) اللهیاری فرد(۱۳۸۲) در تحقیقی با عنوان “خدمات بانکداری الکترونیک و نیازهای اجرایی آن در مقایسه تطبیقی هزینه‎های عملیات خدمات مختلف بانکی” به بررسی شیوه‎های بانکداری الکترونیک (اینترنتی، اینترانتی و موبایل) پرداخته است و بهای تمام شده خدمات در انواع سیستمهای بانکداری در ایران را محاسبه کرده است. براساس نتایج این تحقیق، متوسط مدت زمان لازم جهت انجام هر تراکنش در بانکداری اینترنتی و اینترانتی نسبت به بانکداری سنتی به طور معنی داری کاهش یافته است.
۱۳) در اداره تحقیقات بانک سپه (۱۳۸۲) با عنوان “صرفه جویی کاربرد بانکداری الکترونیک در بانکداری سنتی” به بررسی مقایسه ای صرفه جویی زمانی ناشی از پرداخت قبوض آبونمان در شهر تهران توسط عابربانک و شعبه (پرداخت الکترونیکی و سنتی) پرداخته شده است. بر اساس نتایج حاصله در صورت پرداخت این قبوض توسط عابربانک تقریباً ۸۹۴۵۲۶ ساعت و یا ۱۱۱۸۱۶ روز کاری و یا ۳۷۲ سال کاری صرفه جویی در زمان را می‎توان انتظار داشت .
۱۴) شکرگزار(۱۳۸۲) در پایان نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان “بررسی امکان سنجی بانکداری الکترونیک در بانکها"، با طرح این موضوع که کشور ما از نظر شاخص سهولت و دسترسی به تجارت الکترونیک در میان ۶۰ کشور جهان در رتبه ۵۸ قرار دارد، امکان سنجی بانکداری الکترونیک براساس عوامل اقتصادی، فنی و نیروی انسانی را مورد بررسی قرار داده است. ‎
۲-۵-۳ تحقیقات انجام گرفته در خارج:
۱)شوهاسوم [۶۸] و همکاران در سال ۲۰۱۲ تحقیقی را تحت عنوان « تاثیرات فناوری خویش خدمت بر ارزش و آمادگی مشتری (مطالعه موردی: بانکداری اینترنتی)» انجام دادند. آنها برای این کار ۷۷۱ نفر از مشتریان را با بهره گرفتن از پرسشنامه مورد ارزیابی قرار دادند.آنها در پایان به این نتیجه رسیدند که فناوری خویش خدمت بر ارزش و آمادگی مشتریان تاثیر می‎گذارد.
۲) چو و لای [۶۹] درسال ۲۰۱۲ تحقیقی تحت عنوان « تکنولوژی‎های خدمت رسانی در بانک‎ها » انجام دادند. آنها برای این کار ۶۶۹ نفر از مشتریان را با بهره گرفتن از پرسشنامه مورد ارزیابی قرار دادند و در پایان به این نتیجه رسیدند که مشتریان پذیرش استفاده از اینترنت بانک را دارند.
۳) هو و کو[۷۰] در سال ۲۰۰۸ به مطالعه « ارزش گذاری و میزان آمادگی مشتریان برای استفاده از فناوری خویش خدمت در بانک‎ها» پرداختند. در این تحقیق ۳۷۰ نفر از مشتریان با بهره گرفتن از پرسشنامه مورد ارزیابی قرار گرفت و در پایان به این نتیجه رسیدند که فناوری خویش خدمت رابطه مثبت و معناداری با ارزش گذاری و میزان آمادگی مشتریان دارد.
۴)هارینگتون و کارمل[۷۱] در سال ۲۰۰۷ تحقیقی با عنوان « کیفیت خدمات الکترونیک در بانکداری و تاثیرش بر رضایت مشتریان» انجام دادند. ۳۷۰ نفر از مشتریان را مورد ارزیابی قرار داده و بر اساس نتایج حاصل از تحلیل آماری که به روش مدلسازی معادلات ساختاری انجام دادند، به این نتیجه رسیدند که کیفیت خدمات الکترونیک تاثیر مثبتی بر رضایت مشتریان می‎گذارد.
۵) اریک و نیلسون[۷۲] در سال ۲۰۰۷ در تحقیقی با عنوان « تاثیر اهمیت و ضرورت بکارگیری تکنولوژی‎های نوین بر مشتریان» انجام دادند. آنها با بهره گرفتن از روش نمونه گیری تصادفی ، و ابزار اندازه گیری پرسشنامه ، و بر اساس نتایج حاصل از ۳۹۶ پرسشنامه که با نرم افزار اس پی اس اس مورد تحلیل قرار گرفت ؛ به این نتیجه رسیدند که این فناوری‎ها می‎تواند به افزایش رضایتمندی مشتریان و در نتیجه افزایش میزان مشتریان بیانجامد.
فصل سوم
‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ف
روش اجرای تحقیق
۳-۱ مقدمه
تحقیق را می‎توان تجزیه و تحلیل و ثبت عینی و نظام مند مشاهدات کنترل شده تلقی نمود.در این روش نظام مند در نهایت به پروراندن قوانین کلی،اصول،نظریه‎ها و همچنین به پیش بینی و یا احتمالا به کنترل نهایی رویدادها منجر می‎شود(خاکی،۱۳۹۰).تحقیق همچنین عبارت است از کشف واقعیات جدیدی که به ما کمک می‎کند تا درصدد حل و ارائه راهکارهای مقابله با مشکل موجود برآییم(سکاران،۱۳۹۱ ).
دستیابی به هدف تحقیق میسر نخواهد بود،مگر زمانی که جستجوی شناخت با روش شناسی درست صورت پذیرد. این فصل ناظر بر روش اجرای تحقیق،پیرامون نیل به هدف بررسی و تعیین رابطه« تأثیر ابعاد فناوری خویش خدمت بر تداوم استفاده از فناوری با توجه به ارزش مشتری و آمادگی پذیرش در مشتریان»می‎باشد.در این فصل فرایند و روش تحقیق،معرفی جامعه و نمونه آماری،روش و ابزار،جمع آوری داده‎ها و روش تجزیه و تحلیل اطلاعات تشریح می‎گردد.
۳-۲ روش تحقیق
روش،در پیش گرفتن راه و یا معین کردن گامهایی است که برای رسیدن به یک هدف می‎بایست با نظمی‎خاص برداشته شود.روش تحقیق مجموعه ای از قواعد،ابزار و راه‎های معتبر و نظام یافته برای بررسی واقعیت‎ها،کشف مجهولات و دستیابی به راه حل مشکلات است(ریاحی،۱۳۸۹).گردآوری داده‎ها خود روندی محسوب می‎شود که طی آن اطلاعات خاصی از گروهی از پاسخگویان گرفته می‎شود( خاکی،۱۳۹۰). پژوهش حاضر بر اساس هدف از نوع کاربردی و از نظر شیوه گردآوری اطلاعات،تحقیقی توصیفی و از نوع همبستگی است.کاربردی به این جهت که دانش جدیدی را که کاربرد مشخصی درباره فرآورده یا فرآیندی در واقعیت دارد دنبال می‎کند.توصیفی از آن جهت که آنچه را که هست توصیف و تفسیر می‎کند و به شرایط یا روابط موجود،عقاید متداول،فرآیندهای جاری،آثار مشهود یا روندهای در حال گسترش توجه دارد.همبستگی هم به آن جهت که رابطه بین متغیر مستقل و وابسته را بر اساس هدف تحقیق تحلیل می‎کند چرا که رابطه همبستگی زمانی وجود دارد که تغییرات یک متغیر با تغییرات متغیر دیگر همراه باشد. به منظور جمع آوری اطلاعات،روش‎های متعددی وجود دارد و اغلب برای کسب اطلاعات در یک تحقیق از روش‎های مختلفی برای آزمون میزان برازش مدل مفهوم با واقعیتهای موجود در پژوهش مورد نظر،از آن استفاده می‎گردد.روش گردآوری اطلاعات نیز بصورت میدانی می‎باشد.این تحقیق مطالعه ای توصیفی از نوع همبستگی از شاخه مطالعات توصیفی است.
۳-۳ جامعه آماری
جامعه آماری به کل افراد،وقایع یا چیزهایی اشاره دارد که محقق می‎خواهد به تحقیق درباره آن‎ها بپردازد.(سکاران،۱۳۹۱).جامعه آماری به مجموعه افراد،اشیاء و یا به طور کلی پدیده‎هایی اطلاق می‎ می‎شود که محقق می‎تواند نتیجه مطالعه خود را به کلیه آنها تعمیم دهد و آحاد جامعه آماری دارای ویژگی‎های مشترکی هستند که آنها را از سایر پدیده‎های خارج از قلمرو جامعه آماری مشخص می‎سازد.این ویژگی‎ها را صفت مشترک جامعه آماری می‎گویند(متانی،۱۳۸۶). جامعه آماری تحقیق حاضر شامل کلیه مشتریان بانک تجارت شهر رشت می‎باشد که تعداد آنها نامحدود در نظر گرفته شد.
۳-۴ نمونه آماری
نمونه آماری عبارت است از مجموعه ای از نشانه‎ها که از یک قسمت،یک گروه یا جامعه ای بزرگتر انتخاب می‎شود،بطوریکه این مجموعه معرف کیفیات و ویژگی‎های آن قسمت،گروه یا جامعه بزرگتر باشد.به عبارت دیگر می‎توان گفت که نمونه عبارت است از تعدادی از افراد جامعه که صفات آنها با صفات جامعه مشابهت داشته و معرف جامعه بوده از تجانس و همگنی با افراد جامعه برخوردار باشند(شاه محمدی، ۱۳۸۸).
گروه نمونه،مجموعه کوچکی از جامعه آماری است مشتمل بر برخی اعضاء که از جامعه آماری انتخاب شده اند.در واقع گروه نمونه یک مجموعه فرعی از جامعه آماری است که با مطالعه آن محقق قادر است نتیجه را به کل جامعه آماری تعمیم دهد.نمونه گیری فرایند انتخاب کردن تعداد کافی از میان اعضاء جامعه آماری است،بطوریکه با مطالعه گروه نمونه و فهمیدن خصوصیات یا ویژگی‎های آن قادر خواهیم بود این خصوصیات یا ویژگیها را به اعضاء جامعه آماری تعمیم دهیم(سکاران،۱۳۹۱).در این پژوهش به دلیل عدم دسترسی به کلیه مشتریان جامعه مورد مطالعه برای تعیین حجم نمونه از روش کوکران استفاده می‎گردد به شرح زیر می‎باشد
N: جمع جامعه آماری می‎باشد (میانگین تعداد برداشت روزانه مشتریان از ۲۰ شعب بانک تجارت).
: Z مقدار سطح معنی دار و درجه آزادی در جدول می‎باشد (۹۶/۱).
: E حداکثر خطای قابل قبول که در اینجا ۵% فرض شده است.
: P نسبت موفقیت بین افراد نمونه است که۵۰% در نظر گرفته شده است.
: q نسبت عدم موفقیت می‎باشد.(۱-p=q )
۳-۵ روش و ابزار جمع آوری داده‎ها
ابزار جمع آوری داده‎ها،مقیاس‎هایی هستند که محقق به کمک آنها قادر است اطلاعات مورد نیاز خود را گردآوری،ثبت و کمی‎نماید(طالعی،۱۳۸۹).ابزار جمع آوری داده‎ها در تحقیق حاضر عبارت از: پرسشنامه.
۳-۵-۱ پرسشنامه
پرسشنامه به عنوان یکی از متداول ترین ابزارها جمع آوری داده‎ها در تحقیقات پیمایشی،عبارت است از مجموعه ای از پرسشنامه هدف مدار که با بهره گیری از مقیاس‎های گوناگون،نظر دیدگاه و بینش یک فرد پاسخگو را مورد سنجش قرار می‎دهد.در ساختن یک پرسشنامه باید به چهار جنبه توجه شود.
الف)انتخاب موضوع سوال‎ها
ب)محتوای سوال
ج)جمله بندی پرسش‎ها
د)انتخاب نوع سوال (خاکی، ۱۳۹۰).
در این مطالعه برای جمع آوری داده‎ها جهت آزمون فرضیات از پرسشنامه استفاده شده است.پرسشنامه تحقیق حاضر با توجه به پرسشنامه استاندارد مورد استفاده در مطالعه ‎شوهاسوم و همکاران (۲۰۱۲)[۷۳] در خصوص ترکیب و شمای کلی پرسشنامه و نحوه طراحی آن و در قالب کلی فرضیه‎ها و سوالات تحقیق قرار داشته،و با بهره گرفتن از طیف لیکرت در « پرسشنامه ارزیابی نگرش» و به منظور ارزیابی نگرش مجموعه مشتریان از متغیرهای ۴ گانه تحقیق مورد استفاده قرار گرفت. به منظور ارزیابی اثر متغیر مستقل بر هر یک از متغیر‎های وابسته ، نحوه ‎امتیاز دهی به پرسشنامه هم از امیتاز ۱ تا ۵ بوده و با توجه به باز گشت ۲۰۰ پرسشنامه ، از ۲۰۰ پرسشنامه داده شده ، ارزیابی نهایی نیز در میان ۲۰۰ پرسشنامه برگشتی انجام گرفته است.
پرسشنامه فناوری خویش خدمت شوهاسوم[۷۴] و همکاران ( ۲۰۱۲) شامل ۱۳ سوال می‎باشد که از سوالات ۱ تا ۴ بعد استفاده آسان و ۵ تا ۷ بعد سودمندی و از سوالات ۸ تا ۱۰ بعد هزینه‎های کاهش یافته و از سوالات ۱۱ تا ۱۳ بعد خودکنترلی را می‎سنجد.پرسشنامه ارزش مشتریان شامل ۸ سوال از سوالات ۱۴ تا ۲۱ را می‎سنجد.پرسشنامه آمادگی مشتریان شامل ۱۰ سوال از سوالات ۲۲ تا ۳۱ را ‎می‎سنجد. پرسشنامه استفاده مدوام از خدمات فناوری خویش خدمت شامل ۳ سوال و از سوالات ۳۲ تا ۳۴ را می‎سنجد.
‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎جدول ۳-۱) جدول متغیرها، ابعاد ، شاخصها و شماره گویه‎های ابزار

متغیر‎ها
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:18:00 ق.ظ ]




در این پایان نامه در پی بررسی مفهوم اصطلاحی اجماع و مبنای حجّیت آن نزد فقهای امامیّه علیالخصوص دو شخصیت بارز فقهی و اصولی معاصر، آیت الله شهید صدر(ره) و مرحوم امام خمینی(ره) بودیم.
اگرچه اجماع، در ردیف کتاب، سنّت و عقل قرار گرفته و جزء ادله اربعه استنباط احکام شرعی به شمار میرود امّا فقهای شیعه تنها در صورتی اجماع را حجّت میدانند که کاشف از نظر امام معصوم(ع) است. لذا اجماع مستقلاً حجّت نبوده و در واقع کاشف الحجه مییاشد. پس از اثبات حجّیت اجماع در صورت کاشفیت از نظر معصوم(ع)، فقهای شیعه راه های احراز رأی امام معصوم(ع) از طریق اجماع را مطرح میکنند. همان طور که اشاره شد اهمّ این طرق چهار طریقه بود که غالب اصولیین در کتب خود آنها را ذکر نمودهاند.
با دقّت و تأمّل در طرق مختلف راه های احراز رأی معصوم(ع) و استدلالات فقها و نقدهایی که بر این وجوه مطرح شد، میتوان گفت:
الف) طریقه «دخولی» اگرچه داراى ارزش است و به لحاظ نظری، اشکالی در حجّیت اجماع دخولی وجود ندارد. لکن همان طور که اشاره شد در زمان غیبت بسیار کم است، بلکه نادر افرادى چون مقدّس اردبیلی(ره) هستند که در شرفیابى به محضر امام(ع) مسائلى را از حضرت آموخته‏اند و سپس ادّعاى اجماع نموده‏اند، که نمى‏توان آن را اجماع دخولى نامید. پس اجماع دخولى تنها در زمان حضور امام(ع) متصوّر است که امکان حضور امام(ع) در بین مجمعین [به عنوان فرد مجهول النسب] وجود دارد. اما در عصر غیبت، امام(ع) به حسب ظاهر غایب‏اند و بناى حضور در مجالس عمومى و حشر و نشر با مردم را (ولو به صورت ناشناس) ندارند، تا اینکه کسى یقین به دخول امام(ع) در میان مجمعین حاصل کند. بنابراین اجماعهایی که در کتب فقهی نقل شده اند، به طور قطع از این نوع اجماع نیستند. حتّی برخی فقها تصریح کردهاند که: «اجماع دخولی تنها در زمان حضور امام(ع) محقّق میشود نه در زمان غیبت؛ امّا با این حساب باز هم ما یک مورد اجماع دخولی حتّی در زمان حضور امام معصوم نیافتیم.»[۲۰۰]
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
ب) طریقه دومی که برای احراز نظر امام معصوم(ع) بیان شد کشف رأی معصوم(ع) بر اساس قاعده لطف بود که از آن به «اجماع لطفی» تعبیر میشود. توضیح آنکه هرگاه در حکمی همه فقها همرأی باشند و خلافی در میان آنها نباشد معلوم میشود که نظر آنها مطابق واقع و نظر معصوم(ع) است چرا که اقتضای لطف عام پروردگار آن است که در صورت خطای همه علما، حکم واقعی را از طریق امام غایب(ع) به مجمع فقیهان القا نموده و اتّفاق نظر آنان را برهم زند.
اگرچه شیخ طوسی(ره) بنای این نظریه را نهاد لکن به اعتقاد عدهای از فقها این طریقه نیز با اشکالات قابل تأملی مواجه است از جمله اینکه: اولاً قاعده لطف فی نفسها تام نیست چرا که لطف بر خدا واجب نیست که ترک آن قبیح باشد. هرچه از ذات خداوند صادر میشود، فضل و رحمت اوست. ثانیاً بر فرض پذیرش قاعده لطف، محدوده دلالت این قاعده در احکام دین میباشد که به نحو متعارف به بشر رسیده است و ائمه علیهمالسّلام احکام را برای اصحاب و روات معاصر خود بیان نمودهاند. پس اگر حکمی به طبقات پس از ایشان نرسیده به خاطر وجود مانعی از سوی خود مکلّفین است. ثالثاً اگر اظهار حق توسط امام(ع) در موردی که امّت اجماع بر خلاف واقع کنند مسلّم باشد، امّا مجرّد اینکه اظهار حق لطف است کشف از مطابقت نظریّه امام با مجمعین نمیکند، چرا که ممکن است در اخفاء حق مصلحتی اعم باشد که در اظهار نیست، رابعاً اگر مراد از القاء خلاف توسط امام همراه با معرّفی ایشان باشد که چنین موردی سراغ نداریم و اگر مراد، القاء خلاف بدون معرّفی امام (ع) باشد در این صورت فایده ای نخواهد داشت و صرف القاء خلاف، لطف نیست.
چنانکه گفتیم برخی معتقدند شیخ طوسی(ره)، فقط به اجماع دخولى اعتقاد داشته، و قاعده لطف را براى اثبات این اجماع به کار گرفته است.[۲۰۱]
ج) در بیان «اجماع تشرّفی» گفتیم که ممکن است گاهی افرادی خاص مانند فقیهانی عالی مقام همچون مقدّس اردبیلی، سیّد بحرالعلوم و… به خدمت امام عصر(عج) شرفیاب شده و حکم شرعی را مستقیماً از امام(ع) گرفته باشند امّا در مقام بیان مسأله بگویند که این مسأله اجماعی است چرا که به حکم روایات، در عصر غیبت کسی حق ندارد ادّعای رؤیت کند و اگر چنین ادّعایی کرد باید تکذیب شود. لذا چنین فقیهی که به حضور امام(ع) رسیده و حکم را از ایشان گرفته، نمیگوید که من امام(ع) را زیارت کردم و حکم را مستقیماً از ایشان گرفتم بلکه در آن مسأله ادّعای اجماع میکند.
امّا در نقد طریقه تشرّفی نیز گفته شد اگر این اجماع، موضوع هم پیدا کند، نتیجه عملی بر آن ترتّب پیدا نمیکند و در مقام عمل، نمیتوانیم اثری بر آن مترتّب کنیم. چرا که خواصّی همچون مقدّس اردبیلی(ره) که به محضر امام زمان(عج) شرفیاب شدهاند فرضاً در ادّعای اجماع، وجه این اجماع را بیان نکرده و مسأله تشرّف را به میان نیاوردهاند. لذا این یک اجماع منقول به خبر واحد میشود. یعنی ما نمیدانیم که نظر امام(ع) را مستقیماً(حسّاً) گرفتهاند یا نه، پس احتمال میدهیم این ادّعای اجماع طبق وجوه و مبانی دیگر باشد.
د) سرانجام به توضیح «طریقه حدسی» که مختار شمار زیادی از فقهای متأخر است پرداختیم. اجماع حدسی به این معناست که از راه تحصیل اتّفاق علما در یک مسأله، نظر و رأی امام(ع) حدس زده شود. در این طریقه بین اجماع علما و رأی امام(ع) ملازمه عادی وجود دارد. این ملازمه به چند صورت قابل تصوّر است: ۱. از راه حساب احتمالات ۲. از راه ملازمه عادی بین آراء مرؤوسین و رئیس آنان ۳. از راه کشف از دلیل معتبری که نزد مجمعین بوده و به ما نرسیده است.
از بین نظرات مطرح شده در خصوص اجماع حدسی، نظر مرحوم امام خمینی(ره) بر وجود ملازمه عادیه بین آراء فقها و نظر معصوم(ع) و یا طریقه کشف از دلیل معتبر عند المجمعین (که به دست ما نرسیده) بود. مرحوم امام(ره) مثالی بیان کردند که: «اگر فرد غریبی وارد کشور ما شد و شاهد اجرای یک قانون نظامی در همه دوره ها و در همه شهرها بود، حدس قطعی میزند به اینکه این قانون حتماً در مجلس تصویب شده و نظر کسی که رتق و فتق امور به دست اوست (حاکم یا رئیس مجلس) نیز موافق این قانون بوده است.»[۲۰۲] و در پی این نتیجه بودند که اگر تمام فقها(یی که آشنا به حلال و حرام ائمه علیهمالسّلام) هستند مطلبى را گفتند، عادتاً معلوم مى‏شود که نظر امام(ع) هم با آنها مطابقت دارد.
اما هر دو نظر (ملازمه عادیه و کشف از دلیل معتبر نزد مجمعین)، با اشکالاتی روبرو بود از جمله اینکه ملازمه عادیه در صورتى صحیح است که مرؤوسان همراه با رئیسشان باشند مانند همراهى وزیران با پادشاهان، اما در مورد اجماع عالمان در عصر غیبت چطور میتوان این ملازمه را تصوّر کرد؟ از سویی اصل این ملازمه محل اشکال بود که توضیح آن گذشت. در طریقه کشفی نیز اگرچه خود مرحوم امام(ع) یادآور شده است که آنچه از اجماع قدما کشف میشود، تنها وجود آن مدرک و دلیل معتبر است نه تمامیت دلالت آن، چرا که اجتهاد و فهم قدما برای متأخرین حجّیتی ندارد. امّا مسألهای که مورد اتّفاق همه علما بوده و مستندشان هم یک دلیل و یک روایت معتبری بوده، بدین معناست که این روایت در اختیار همه بوده که به آن استناد کرده و بر خلاف قاعده بر طبقش فتوا دادهاند پس چطور میشود این روایت گم شود و به دست ما نرسد؟
لکن در این بین، شاید کلمات آیت الله شهید صدر(ره) در باب اجماع حدسی و احراز رأی معصوم از طریق «حساب احتمالات» از همه علمای دیگر کاملتر باشد.
حاصل این وجه آن است که به واسطه اجماع، «یقین» حاصل میشود که حکم شارع مطابق با کلمات مجمعین و اجماع فقهاء است.
بین اجماع و بین کلام معصوم(ع) و اتّحاد موقف اجماع و معصوم(ع) تلازم است. تلازم سه قسم دارد یا عقلی است یا عادی است و یا تلازم اتّفاقی است. آنچه برای اصولی مهم است اثبات تلازم دائمی است.
شهید صدر(ره) این تقسیم سه گانه برای تلازم را انکار کرده و گفته است تلازم هر کجا باشد عقلی است. رابطه امکانی و احتمالی تلازم نیست. اگر علّت باشد وجود معلول حتمی است. در موارد تلازم اتّفاقی یا عادی هم تلازم عقلی است. تلازم اتّفاقی به معنای صدفه محال است، بلکه منظور این است که وجود علّت در این موارد حتمی نیست ممکن است علّت باشد و معلول هم باشد و ممکن است علت نباشد و معلول هم نیست. بنابراین همه جا تلازم عقلی است و تلازم بین علّت و معلول حتمی و دائمی است.
در حقیقت شهید صدر(ره) در اینجا جعل اصطلاح کردند و گفتند تلازم به معنای تلازم عقلی است و اصلاً در مواردی که علّیت و معلولیتی وجود ندارد تلازمی نیست.
حال آیا در اجماع تلازم دائمی با قول معصوم(ع) وجود دارد؟ اگر تلازم دائمی نباشد فایدهای ندارد یعنی اگر اجماع در برخی موارد ملازم با قول معصوم(ع) باشد فایدهای ندارد. بلکه باید تلازم دائمی و همیشگی اثبات شود تا در حجیت اجماع به درد بخورد.
شهید آیت الله صدر(ره) می فرمایند بین اجماع و تواتر تشابه وجود دارد و هر دو به نکته جامعی ملازم با قطع هستند. نکته جامع بین این دو این است که حصول قطع در تمام این موارد بر اساس «حساب احتمالات» است یعنی همان طور که در خبر متواتر به واسطه تعدّد مخبر احتمال کذب ضعیف میشود تا حدی که مرتفع می شود، در اجماع هم اینچنین است و به واسطه تعدّد قائل و اتّفاق قائلین احتمال به حدّی میرسد که احتمال خطا در مجمعین منتفی میشود یعنی قول مجمعین ملازم با حکم واقعی و قول معصوم(ع) خواهد شد، منتها با لحاظ تفاوتهایی که بین خبر حسّی و اجماع حدسی وجود دارد. از جمله اینکه در تواتر چون منشأ حسی دارد با عدد کمتری یقین حاصل میشود و در اجماع چون منشأ حدسی دارد با عدد بیشتری یقین حاصل میشود.
مرحوم میرزای نایینی(ره) معتقد بود طریقه تراکم احتمالات ذیل ضابهای کلّی نیست، چرا که نتیجه این طریقه با توجه به مراتب ظنون و موارد و اشخاص، مختلف است. امّا اشاره کردیم که سخن ایشان در عالم واقع قابل قبول است اما ظنون، در عالم اعتبار تاثیر گذارند. مثلاً وقتی روایتی را «محمّدون ثلاثه» نقل کرده باشند، همین خودش برای ما مورد اعتماد است.
ضمائم:

 

    1. «و هذا المسلک غیر تام لوجوه:

 

أحدها- انَّه لو أُرید من المصالح الحقیقیه الملاکات التکوینیه الثابته بقطع النّظر عن أحکام الشارع و تشریعاته فمثل هذه الملاکات من الواضح عدم لزوم حفظها من قبل اللَّه سبحانه على البشریه و لم تجر العاده أیضا على حفظها بتدخل مباشر من اللَّه سبحانه بل أُوکل ذلک إلى خبره البشر و بصیرتهم المتنامیه المتطوره من خلال التجارب و الممارسات و لعلَّ الحکمه فی ترک البشر و خبرته لیتکامل و یکدّ و تتفتّح قدراته و إمکاناته تدریجیّاً، و الحاصل قاعده اللطف لا یمکن تطبیقه على مثل هذه الملاکات الأولیّه التکوینیه امّا لعدم المقتضی لمثل هذا التطبیق أو للمزاحمه مع الملاک الّذی ذکرناه، و لهذا لم یلزم على اللَّه سبحانه أَنْ یبعث أطبّاءً کما بعث أنبیاء.
و لو أُرید تطبیقها على المصالح و الملاکات التعبدیه التی تحصل فی طول التشریع الربانی و هی ملاکات الطاعه و العبودیه للَّه و التکامل المعنوی و هی التی طریق حفظها منحصر باللَّه سبحانه بما هو مشرع و واضع العقاب و الثواب فکبرى تطبیق قاعده اللطف على مثل هذه المصالح و إِنْ کان لا یخلو من وجه و لهذا طبقت القاعده لإثبات أصل النبوه العامه. إِلّا انَّ صغرى ذلک غیر منطبق فی المقام إِذ لا فرق فی حفظ هذه الملاکات الطولیه بین الحکم الظاهری و الواقعی فحتى إذا کان ما أجمع علیه الفقهاء خلاف الحکم الواقعی لا یکون ذلک خارجاً عن الشرع بل على طبقه و بقاعده أو أصل من أصوله و وظائفه المقرره ظاهریاً کما هو واضح.
الوجه الثانی- انَّه لو تنزلنا فاللطف المذکور فی إبراز الحقیقه امّا أَنْ یدعى انَّه لطف لازم من قبله سبحانه بالنسبه إلى کلّ المسلمین أو إلى بعضهم بأنْ یرشد خمسه من العلماء مثلًا إلى الحقیقه و یکفی ذلک لإنجاز المهمه العقلیه العملیه، امّا الثانی فغریب فی نفسه کبرویاً إذ میزان ترقّب اللطف هو العبودیه و الحاجه إلى اللطف و هو فی الجمیع على حد واحد فکیف یختص ببعض و یکفی ذلک فی سد الحاجه عن غیرهم، و امّا الأول بأَنْ یفترض انَّ طریق الحقیقه مفتوح للجمیع بحیث کلّ عالم یمکنه أَنْ‏
یصل إِلیها کما وصل إِلیها البعض غایه الأمر بحاجه إلى مزید جهد و بذل وسع أکثر من المقدار اللازم فی مقام الاکتفاء بإجراء الأصول و القواعد العامه فی الاستنباط فدعوى الجزم ببطلانه لیس مجازفه، إذ فی کثیر من المواضع نقطع بأنه مهما اجتهد و بذل الجهد أکثر فأکثر لا یتغیر الموقف و لا یصل إلى ما یغیر مقتضى القاعده أو الأصل.
الوجه الثالث- لو تنزلنا عن ذلک و سلمنا کفایه اللطف المردد بین بعض المجمعین فی إشباع هذه الحاجه و إنجاز المهمه العقلیه العملیه، فاللطف المذکور انَّما یجب بمعنى انَّه لا بدَّ للمولى سبحانه من أَنْ ینصب من یکون فی نفسه طریقاً إلى الحقائق لا بمعنى رفع الموانع عن الوصول إِلیها مطلقاً حتى إذا کان بفعل العباد و عصیانهم أنفسهم و النصب بالمعنى المذکور قد سلکه سبحانه بنفس نصب الإمام (عجل الله فرجه) و غیابه انَّما هو من جهه منع العباد و عصیانهم فلا قصور من ناحیه المولى.»[۲۰۳]
فهرست منابع و مآخذ:
الف) منابع عربی:

 

    1. قرآن کریم.

 

    1. آخوند خراسانی، محمّدکاظم. کفایه الأصول. قم، مؤسسه آل البیت‏، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.

 

    1. ابن بابویه، محمّد بن علی. الخصال. ج۲، قم، جامعه مدرّسین، چاپ اول، ۱۳۶۲ش.

 

    1. ابن فارس، احمد. معجم مقاییس اللغه. ج۱، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، چاپ اول، بیتا.

 

    1. ابن منظور، محمّدبن مکرم. لسان العرب. ج۸، بیروت، دار صادر، چاپ سوم، بیتا.

 

    1. ازهری، محمّد بن احمد. تهذیب اللغه. ج۳، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ اول، بیتا.

 

    1. انصاری، مرتضی. فرائدالأصول. ج۱، قم، مجمع الفکرالاسلامی، چاپ نهم، ۱۴۲۸ق.

 

    1. _________ فرائدالأصول. ج۱، قم، موسسه النشر الاسلامی التابعه لجماعه المدرسین بقم، چاپ پنجم، ۱۴۱۶ق.

 

    1. انیس، ابراهیم؛ منتصر عبدالحلیم؛ الصوالحی، عطیه؛ خلف احمد، محمّد. معجم‌الوسیط. ج۱، (مترجم: محمّد بندرریگی) تهران، انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۸۶ش.

 

    1. تونی، عبدالله بن محمّد. الوافیه فی اصول الفقه. قم، مجمع الفکرالاسلامی‏، چاپ دوم، ۱۴۱۵ق.

 

    1. جزایری، محمّدجعفر. منتهىالدرایه فی توضیحالکفایه. ج۴، قم، مؤسسه دارالکتاب‏، چاپ چهارم، ۱۴۱۵ق.

 

    1. حائری، سیّد علی. ریاض المسائل فی تحقیق الأحکام بالدلائل. ج۸، قم، مؤسسه آل البیت علیهم السلام‌‏، چاپ اول، ۱۴۱۸ق

 

    1. حائری اصفهانی، محمّدحسین. الفصول الغرویه فی الاصول الفقهیه. قم، دار احیاءالعلوم الإسلامیه‏، چاپ اول، ۱۴۰۴ق

 

    1. حسن بن زین الدّین (ابن شهید ثانی). معالم الدین و ملاذ المجتهدین. قم، دفتر انتشارات اسلامی(وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم)‏، چاپ نهم، بیتا.

 

    1. حسینی فیروزآبادی، مرتضی. عنایهالاصول فی شرح کفایهالاصول. ج۴،قم، کتابفروشی فیروزآبادی، چاپ چهارم، ۱۴۰۰ق.

 

    1. حکیم، سیّد محسن. حقائق الأصول. ج۲، قم، کتابفروشی بصیرتی، چاپ پنجم، ۱۴۰۸ق

 

    1. _________ مستمسک العروه الوثقى. ج۳، قم، مؤسسه دار التفسیر‌‏، چاپ اول، ۱۴۱۶ق.

 

  1. حلّی، (علامه) حسن بن یوسف. مبادی الوصول الی علم الاصول. قم، المطبعه العلمیه، چاپ اول، ۱۴۰۴ق.
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:18:00 ق.ظ ]
1 3 4 5 6